پرش به محتوا

پیش‌نویس:یفتلی‌ها

از ایران پدیا

یفتلی‌ها؛ از سلسله حکومت‌های مهم در خراسان قدیم و آسیای میانه.

یفتلی‌ها، یا هیاطله قبایلی بودند که بعد از فروپاشی کوشانیان، حکومتی را در خراسان قدیم و در افغانستان بنا نهادند. یفتلیان در زمان تأسیس حکومت ضعیف بوده و از همسایهٔ غربی‌شان که ساسانی‌ها بودند شکست‌هایی خوردند. اما با گذشت زمان قدرت زیادی یافتند تا جایی که شاهان ساسانی را تحت نفوذ سیاسی درآورده و به خراج‌گذار تبدیل کردند.

مفهوم‌شناسی

[ویرایش | ویرایش مبدأ]

هپتر یا هپتل که جمع آن هپتران یا هپتلان بوده و در سکه‌های به‌جامانده از دوران یفتلیان نقش بسته به‌معنای یفتل و یفتالیان و هپترخدای در زبان سریانی یعنی پادشاه یفتلی است.[۱] قبایل یفتلی نیز مثل کوشانیان هرکدام بر سرزمینی حکمرانی می‌کردند تا این‌که قبیله‌ای به‌نام «اپتل» سایر قبایل را مطیع ساخته و رئیس آن قبیله ملقب به «ایتالیتو» یا «افتالینوس» خود را پادشاه خوانده و سلسلهٔ یفتلیان را بنیان نهاد.[۲]

یفتلیان یا یوئه-چی‌های کوچک مدت‌ها در کوه‌های تبت به‌سر بردند تا این‌که حدود سال ۳۸۵م به باختر رسیده و سپس در اطراف هندوکش پراکنده شدند.[۳] این قوم ابتدا در حوزهٔ تاریم، محل تجمع یوچی‌ها سکونت داشتند که به‌دلیل هجوم قبایل ترک، در بین سیحون و جیحون سکنی گزیدند و بعداً از آمودریا گذشته و وارد سرزمین‌های تخارستان، بلخ و جنوب هندوکش شدند. با ورود یفتلی‌ها به حوزهٔ باختر، جنگ بین آنان و کوشانیان که حاکمان منطقه بودند آغاز شد. این جنگ سال‌ها به‌طول انجامید تا بالاخره در سال ۴۲۵م موفق به تسخیر تمام باختر شده و دولت جدید در تخارستان تشکیل دادند.[۴] یکی از طوایف یفتلی‌ها، زاولی بود که در غزنین ساکن شده و این دیار به‌نام آنها یعنی زابل و زابلستان نام‌گذاری شد.[۵] بعد از فروپاشی امپراطوری یفتلی، در نقاط مختلف افغانستان مثل جاغوری، غزنه، مالستان، میدان‌وردک، بامیان، غوربند، سرچشمه و کاپیسا حکومت‌های محلی تشکیل دادند.[۶] سلسلهٔ شیران بامیان و شاران غرجستان را از بازماندگان یفتلی‌ها دانسته‌اند.[۷] در حال‌حاضر بقایای آنها با نام «یفتلی‌ها» در ولایت پامیر بدخشان زندگی می‌کنند.[۸] برخی راچپوت‌های هند را نیز از بازماندگان یفتلیان دانسته‌اند.[۹]

موقعیت جغرافیایی

[ویرایش | ویرایش مبدأ]

محدودهٔ جغرافیای امپراطوری یفتلیان در سدهٔ ششم میلادی، تمام آسیای میانه، افغانستان، تمام ترکستان و شمال‌غرب هند را دربر می‌گرفت که مرزهای آن از ختن در سین‌کیانگ چین در شرق تا مرز ساسانیان در غرب و از شمال‌غرب هند در جنوب تا هفت‌رود (جنوب قزاقستان و قرقیزستان) در شمال گسترده بود[۱۰] که به ۴۰ ایالت تقسیم شده بود و هر ایالت توسط یک امیر تحت عنوان تگین اداره می‌شد. بلخ، بامیان، بادغیس و سیالکوت از مراکز مهم نظامی بودند.[۱۱] خراسان به‌عنوان اسم علم جغرافیایی نیز به دوران یفتلی برمی‌گردد، آریانای قدیم، خراسان یفتلیان و افغانستان معاصر تقریباً به یک محدودهٔ جغرافیای منطبق هستند.[۱۲]

نژادشناسی

[ویرایش | ویرایش مبدأ]

برخی از دانشمندان یفتلی‌ها را ترک می‌دانند. بیرونی منشأ آنان را ترک‌های تبت در چین دانسته است.[۱۳] نظریه‌ای بیان می‌دارد که یفتلیان از نژاد «سیتی» هستند که در این صورت دارای منشأ مشترک با کوشانیان بوده‌اند.[۱۴] قبایل یوئه‌چی (اسلاف کوشانیان و یفتلیان) که از شمال چین به سمت غرب کوچانده شدند، به دو گروه یوئه‌چی‌های بزرگ (کوشانیان) و یوئه‌چی‌های کوچک (یفتلی‌ها) تقسیم شدند.[۱۵]

اقوام و زبان‌ها

[ویرایش | ویرایش مبدأ]

بنیانگذار امپراطوری یفتلی‌ها یا تخاری‌ها شاه هفتلان بوده است. خیونی‌ها و یفتلی‌ها از یک تبار و دارای روابط خویشاوندی با کوشانیان بوده است. نشانه‌هایی از زبان براهمی، باختری و پهلوی، نام‌ها و القاب شاهان و نام‌های سرزمینی آنان نشانگر پیوند عمیق آنان با فرهنگ ایران و هند است.[۱۶] اسناد مکتوبی نیز از دوران یفتلیان در ایالت سینکیانگ چین کشف شده است که به زبان ایرانی خاوری نگاشته شده‌اند.[۱۷]

در عصر یفتلی‌ها با اینکه تجارت چین، هند و ایران هنوز از طریق افغانستان انجام می‌شد، ولی شهرهای شمال و جنوب هندوکش از رونق افتادند، وضعیت اقتصادی مردم رو به وخامت گذاشت و صنعت گریکو- بودیک دچار انحطاط گردید؛ به‌همین دلیل ریشه‌های نظام فئودالی در امپراطوری یفتلی‌ها شکل گرفت.[۱۸]

وضعیت سیاسی

[ویرایش | ویرایش مبدأ]

دوران اقتدار

[ویرایش | ویرایش مبدأ]

یفتلی‌ها از اواخر قرن چهارم تا قرن هشتم میلادی بر افغانستان حکمرانی کردند.[۱۹] در زمان یفتلیان، آریانا با گذار از دورهٔ آشفتگیِ بعد از کوشانیان، بار دیگر وحدت سیاسی یافت.[۲۰] اوج قدرت یفتلیان در زمان آخشنور بود. وی با شکست پیاپی ساسانیان و تبدیل ساسانی به خراج‌گذار یفتلیان و انقراض کیداریان، شمال و جنوب هندوکش را متحد ساخته و امرای محلی را تحت عنوان «تگین» در سراسر ایالات یفتلی مقرر ساخت.[۲۱] اقتدار یفتلیان در زمان تورامانا که از طایفهٔ زاولی یفتلیان بود، ادامه یافت و او ساکالا (سیالکوت) در پنجاب را مرکز نظامی برای لشکرکشی به هند قرار داده و توانست تا قلب هندوستان پیشروی کند و پادشاهی گوپتا و سایر امرای محلی هند را خراج‌گذار یفتلیان سازد. او بعد از فتح هند، لقب «مهاراجا» را برای خود انتخاب کرد.[۲۲] می‌هیرا کولا فرزند تورامانا بعد از پدر بر تخت یفتلیان نشست و کشمیر را فتح کرد.[۲۳]

دوران ضعف و فروپاشی

[ویرایش | ویرایش مبدأ]

حکومت یفتلیان، بعد از مرگ میهره کوله، رو به انحطاط گذاشت تا اینکه در سال ۵۶۸م به‌وسیلهٔ انوشیروان ساسانی و یورش ترکان شمال بعد از جنگ سغد قسمت اعظم سرزمین آریانا را از دست داد.[۲۴] یفتلی‌ها در زمان گاتفر یا غاتگر و در نتیجهٔ جنگ با ایستمی رهبر ترکان شمال، مغلوب شدند و گاتفر از پادشاهی برکنار شد. بعد از او چغانی یا فُغانش رهبری یفتلیان را به دست گرفت. در این زمان جادهٔ ابریشم کاملاً از تسلط یفتلیان خارج شده و شمال هندوکش میان ساسانیان و ترکان تقسیم شد.[۲۵]

سیاست خارجی

[ویرایش | ویرایش مبدأ]

روابط سیاسی یفتلیان با همسایگان خود ثابت نبوده و همیشه دچار تحول و تغییر می‌شد. بیشترین نزاع‌های یفتلیان با ساسانیان بوده است؛ اما در زمان قباد ساسانی، روابط یفتلیان با وی صلح‌آمیز بوده است. همچنین یفتلیان در سال‌های ۵۰۷–۵۳۱م ۳۰ هیئت سیاسی برای برقراری و حفظ روابط دیپلماتیک به دربار چین فرستادند.[۲۶]

شیوهٔ زندگی

[ویرایش | ویرایش مبدأ]

یفتلیان خرگه‌نشین، شهری و کوچی بودند و پایتخت تابستانی آنها بدخشان و پایتخت زمستانی‌شان باختر بوده است؛[۲۷] در برخی منابع تاریخی پایتخت تابستانی بادیان (به احتمال بلخ، به‌دلیل نزدیکی آن به کهندژ یا قندز) و پایتخت سه ماه تابستان آنها نیز پشاور آمده است.[۲۸]

باورهای دینی

[ویرایش | ویرایش مبدأ]

یفتلی‌ها ابتدا پیرو رب‌الانواع بودند و خدای آتش و آفتاب را می‌پرستیدند. در ادامه پیرو آیین برهمنی و میتراپرستی شدند و با بودائیان دشمنی عمیقی داشتند تا جائیکه بسیاری از آثار بودایی را ویران کردند.[۲۹]

نظام خانواده

[ویرایش | ویرایش مبدأ]

در جامعهٔ یفتلی‌ها چندشوهری زنان رواج داشته است، گوشه‌های کلاه زنان و دخمه‌های دوخته‌شده در لباس آن‌ها نشان‌دهندهٔ تعداد شوهرهای هر زن بوده است، زنانی که یک شوهر داشتند، کلاه یک‌گوش به سر می‌نهادند. برادران همسر اشتراکی اختیار می‌کردند.[۳۰]

  1. کهزاد، «هپتلان و خراسان»، مجلهٔ آریانا، 1326ش، ص7.
  2. کهزاد، تاریخ افغانستان، 1325ش، ج2، ص451.
  3. کهزاد، «در اطراف نام و نژاد یفتلی‌ها»، 1324ش، ص25.
  4. عابد، «یفتلی‌ها (هیاطله یا هون‌های سفید)»، 1398ش، ص24.
  5. عابد، «یفتلی‌ها (هیاطله یا هون‌های سفید)»، 1398ش، ص34.
  6. کهزاد، «هپتلان و خراسان»، 1326ش، ص6.
  7. کهزاد، «در اطراف نام و نژاد یفتلی‌ها»، 1324ش، ص143.
  8. نجفی، «تنوع قومی، فرهنگی و زبانی در افغانستان2»، 1390ش، ص218.
  9. آریانفر، «خاستگاه و ریشه‌های زبان چندکانونی و سنتزی (آمیزه‌ای) پارسی دری، بخش10، فصل1»، 1394ش، ص14.
  10. آریانفر، «خاستگاه و ریشه‌های زبان چندکانونی و سنتزی (آمیزه‌ای) پارسی دری، بخش10، فصل2»، 1394ش، ص44.
  11. عابد، «یفتلی‌ها (هیاطله یا هون‌های سفید)»، 1398ش، ص31-32؛ کهزاد، «یفتلی‌ها در آریانا»، 1324ش، ص22.
  12. کهزاد، «هپتلان و خراسان»، 1326ش، ص8.
  13. حسینی، «سیاست در جامعهٔ هزاره از کوشانی‌ها تا جمهوریت»، وب‌سایت هزاره‌انترنشنال.
  14. کهزاد، «در اطراف نام و نژاد یفتلی‌ها»، 1324ش، ص21.
  15. کهزاد، «در اطراف نام و نژاد یفتلی‌ها»، 1324ش، ص25.
  16. آریانفر، «خاستگاه و ریشه‌های زبان چندکانونی و سنتزی (آمیزه‌ای) پارسی دری، بخش10، فصل2»، 1394ش، ص5.
  17. آریانفر، «خاستگاه و ریشه‌های زبان چندکانونی و سنتزی (آمیزه‌ای) پارسی دری، بخش10، فصل2»، 1394ش، ص7.
  18. عابد، «یفتلی‌ها (هیاطله یا هون‌های سفید)»، 1398ش، ص30.
  19. رفیعی‌راد و اکرمی حسن کیاده، «تحلیل تاریخی نقاشی افغانستان از دوران ماقبل تاریخ تا آغاز اصلاحات امانی»، 1401ش، ص33.
  20. عابد، «یفتلی‌ها (هیاطله یا هون‌های سفید)»، 1398ش، 1398ش، ص30.
  21. کهزاد، «یفتلی‌ها در آریانا»، 1324ش، ص22.
  22. کهزاد، «یفتلی‌ها و فتوحات آنها در هند»، 1324ش، ص25.
  23. کهزاد، «یفتلی‌ها و فتوحات آنها در هند»، 1324ش، ص26.
  24. عابد، «یفتلی‌ها (هیاطله یا هون‌های سفید)»، 1398ش، ص33.
  25. آریانفر، «خاستگاه و ریشه‌های زبان چندکانونی و سنتزی (آمیزه‌ای) پارسی دری، بخش10- فصل1»، 1394ش، ص8.
  26. آریانفر، «خاستگاه و ریشه‌های زبان چندکانونی و سنتزی (آمیزه‌ای) پارسی دری، بخش10- فصل2»، 1394ش، ص44.
  27. عابد، «یفتلی‌ها (هیاطله یا هون‌های سفید)»، 1398ش، ص30.
  28. آریانفر، «خاستگاه و ریشه‌های زبان چندکانونی و سنتزی (آمیزه‌ای) پارسی دری، بخش10- فصل2»، 1394ش، ص9.
  29. عابد، «یفتلی‌ها (هیاطله یا هون‌های سفید)»، 1398ش، ص31.
  30. عابد، «یفتلی‌ها (هیاطله یا هون‌های سفید)»، 1398ش، ص31.
  • آریانفر، عزیز، «خاستگاه و ریشه‌های زبان چندکانونی و سنتزی (آمیزه‌ای) پارسی دری»، وب‌سایت خراسان‌زمین، تاریخ انتشار: ۱۶ آبان ۱۳۹۴ش.
  • حسینی، عباس‌علی، «سیاست در جامعهٔ هزاره از کوشانی‌ها تا جمهوریت»، وب‌سایت هزاره‌انترنشنال، تاریخ بازدید: ۳۱ فروردین ۱۴۰۲ش.
  • رفیعی‌راد، رضا و اکرمی حسن کیاده، علی‌رضا، «تحلیل تاریخی نقاشی افغانستان از دوران ماقبل تاریخ تا آغاز اصلاحات امانی»، مجلهٔ هنر و تمدن شرق، سال دهم، شمارهٔ ۳۸، زمستان ۱۴۰۱ش.
  • عابد، عبدالجبار، «یفتلی‌ها (هیاطله یا هون‌های سفید)»، مجلهٔ تحقیقات کوشانی، ریاست اطلاعات و ارتباطات عامهٔ آکادمی علوم افغانستان، شمارهٔ ۲۶، ۱۳۹۸ش.
  • کهزاد، احمدعلی، تاریخ افغانستان، مطبعهٔ دولتی افغانستان، انجمن تاریخ، ۱۳۲۵ش.
  • کهزاد، احمدعلی، «در اطراف نام و نژاد یفتلی‌ها»، مجلهٔ آریانا، سال سوم، شمارهٔ ۳، ۱۳۲۴ش.
  • کهزاد، احمدعلی، «هپتلان و خراسان»، مجلهٔ آریانا، سال پنجم، شمارهٔ ۶، تیرماه ۱۳۲۶ش.
  • کهزاد، احمدعلی، «یفتلی‌ها در آریانا»، مجلهٔ آریانا، سال سوم، شمارهٔ ۴، اردیبهشت ۱۳۲۴ش.
  • کهزاد، احمدعلی، «یفتلی‌ها و فتوحات آنها در هند»، مجلهٔ آریانا، سال سوم، شمارهٔ ۵، خرداد ۱۳۲۴ش.
  • نجفی، علی، «تنوع قومی، فرهنگی و زبانی در افغانستان۲»، نشریهٔ جریان‌شناسی دینی معرفتی در عرصهٔ بین‌الملل، شمارهٔ ۷، تابستان ۱۳۹۰ش.