پیشنویس:قوم پشتون
![]() گروهی از مردان پشتون در شهر پیشاور | |
|
|
قوم پشتون؛ قومی بزرگ با پیشینه تاریخی و فرهنگی غنی در نواحی جنوب و شرق افغانستان و مناطق مرزی پاکستان.
قوم پشتون از اقوام بزرگ و تأثیرگذار در افغانستان و پاکستان است که پیشینه تاریخی و فرهنگی غنی دارد. این قوم که در گذشته با نام «افغان» شناخته میشد، عمدتاً در نواحی جنوب و شرق افغانستان و مناطق مرزی پاکستان، بهویژه خیبرپختونخوا، سکونت دارند و جمعیت آنان حدود ۵۰ میلیون نفر برآورد میشود. پشتونها دارای ساختار اجتماعی قبیلهای منسجمی هستند که حول محور مجموعهای از اصول اخلاقی و رفتاری با نام پشتونوالی و نهاد تصمیمگیری سنتی جرگه سازمان یافته است. از نظر تاریخی، پشتونها نقش محوری در تشکیل دولت مدرن افغانستان داشتهاند و سلسلههای حکومتی درانی و محمدزایی از این قوم برخاستهاند. اگرچه در قانون اساسی افغانستان واژه افغان به تمام شهروندان این کشور اطلاق میشود، اما در کاربرد تاریخی و فرهنگی، این اصطلاح عمدتاً به قوم پشتون اشاره دارد.
نامگذاری قوم پشتون
[ویرایش | ویرایش مبدأ]قوم پشتون، در گذشته با نام «افغان» شناخته میشدند و استفاده از نام پشتون برای آنها مرسوم نبود.[۱] امروزه هم میان عوام، اقوام ساکن افغانستان «افغان» یا «اوغون/اوغان»،[۲] به پشتو «پښتانه» یا «پختون» و به اردو «پٹهان» و «پتان» گفته میشود. در قانون اساسی ۱۳۴۳ش در افغانستان، واژهٔ «افغان» مترادف با تمامی اتباع افغانستانی در نظر گرفته شد و در سطح بینالمللی نیز از هویت ملی اتباع افغانستان بهعنوان «افغان» یا افغانستانی یاد میشود؛ هرچند، اقوام غیرپشتون تمایلی ندارند که افغان خوانده شوند و خود را «اهل افغانستان» یا «افغانستانی» میدانند.[۳]
در منابع تاریخی، واژه افغان همواره به قوم پشتون اطلاق شده و این کاربرد تاکنون میان اقوام مختلف کشور تداوم یافته است. خوشحالخان ختک، شاعر نامدار پشتون، پیش از تشکیل دولت-کشور افغانستان به این تمایز زبانی و هویتی اشاره صریح داشته است. این اصطلاحشناسی تاریخی نشان میدهد که مفهوم افغان در بستر قومیتی، به جامعه پشتون اشاره دارد و نه به تمامی ساکنین این سرزمین.[۴]
تاریخچه قوم پشتون
[ویرایش | ویرایش مبدأ]
حضور مردم پشتون در نزدیکی کوههای سلیمان و نواحی مجاور رودخانهٔ سند، سابقهای کهن دارد، سرزمینی که عربها آن را به نام «سلیمانی» میشناختند.[۵] این قوم بهتدریج در قندهار، کابل، هرات و شبهقارهٔ هند پراکنده شدند. پشتونهای مهاجر در هند که به «پتان» معروف شدند، چند سلسله حکومتی را بینان نهادند، از جمله سلسله خلجی در قرن هفتم هجری، سلسلهٔ لودی در قرن نهم و حکومت کوتاهمدت سوریها در قرن دهم.[۶]
احمدشاه درانی (حکومت: ۱۱۶۰–۱۱۸۶ ق) از پشتونهای سرشناس افغانستان بهشمار میآید. وی که از قبیله ابدالی هرات و تبار پشتونهای سروزایی بود، پس از مرگ نادرشاه افشار در قندهار به قدرت رسید و سلسلهٔ درانی را بنیان نهاد. بسیاری از مورخان، او را بنیانگذار افغانستان جدید میدانند. دولت بعدی پشتونتبار در افغانستان، سلسلهٔ محمدزایی بارکزایی بود که با بهقدرترسیدن امیر دوستمحمدخان (۱۲۳۵–۱۲۷۹ق) شکل گرفت و تا پایان حکومت محمدظاهرشاه در ۱۳۵۲ش ادامه یافت. این پیشینهٔ طولانی حکمرانی پشتونها در افغانستان این قوم را به نیروی مسلط در عرصه سیاسی افغانستان طی سدههای اخیر تبدیل کرده است.
خط مرزی دیورند که در ۱۸۹۳م در دوران امیر عبدالرحمان میان افغانستان و هندوستان بریتانیایی تعیین شد، مناطق پشتوننشین را به دو بخش تقسیم کرد. با تأسیس پاکستان، جنبش پشتونستان برای تشکیل حکومتی مستقل در مناطق شمال غربی این کشور شکل گرفت که در ۱۹۶۱م مورد حمایت افغانستان قرار گرفت و برای مدتی موجب تنش میان دو کشور شد. امروزه نیز پشتونهای پاکستان تلاش میکنند نام استان شمال غربی این کشور (معروف به صوبه سرحد) را به «پشتونخوا» تغییر دهند.[۷]
نژادشناسی قوم پشتون
[ویرایش | ویرایش مبدأ]برخی، نژاد پشتون یا افغانها را از قوم بنیاسرائیل میدانند که قرنها پیش به کوههای سلیمان مهاجرت کردهاند. این دیدگاه، نزد خود افغانها از اقبال بیشتری برخوردار است و گاهی برای این ادعا به شجرهنامهٔ قومی و علم نسبشناسی قدیم و تاریخ اسطورهای استناد کردهاند.[۸] بر اساس این نظریه، واژهٔ افغان منسوب به شخصی است که «افغانا» یا «افغانه» نامیده میشده و از نوادههای بنیامین فرزند یعقوب نبی بوده است.[۹] گروهی دیگر، خود را از نسل «افاغنه» دانسته و او را از وزرای حضرت سلیمان معرفی میکنند.[۱۰] برخی افراد از قوم اوغون مدعی هستند که از فرزندان «افغانه» هستند که در عهد داود نبی زندگی میکرده و در هنگام پراکندگی یهودیان، اولاد افغانه در کوههای غور مناطق هزارهنشین فعلی افغانستان پناه برده و در آنجا سکنی گزیدند.[۱۱] جمع دیگری، نَسَب خود را به طالوت، پادشاه معروف یهود میرسانند.[۱۲] تمامی این روایتها از جانب اقوام پشتون، در ریشه یهودی و خاستگاه بنیاسرائیلی پشتونها، اتفاقنظر دارند.[۱۳]
دیدگاه دیگری، قوم پشتون را از اقوام آریایی ساکن شبهقارهٔ هند دانستهاند که با تصرف زیستگاههای بومیان هزاره در مناطق جنوبی افغانستان مانند نیمروز، هلمند، قندهار، زابل و ارزگان کمکم به دیگر نقاط افغانستان وارد شده و حتی اقوام بومی افغانستان را بیگانه خواندند.[۱۴] برخی پژوهشگران، پشتونها را قبیلهای از شاخههای اقوام اروپایی هندی از نژاد «آرین» میدانند که در روند تشکیل ملتها، بعضی عناصر هندی، ترک، تاجیک و عرب را نیز به خود جذب نموده، ملتی را با زبان و فرهنگ خاص به وجود آوردند.[۱۵]
برخی اندیشمندان، ریشه و خاستگاه بنیاسرائیلی پشتونها را افسانهسرایی مورخان درباری میدانند که تلاش کردند برای فرمانروایانِ خود، شجرهنامهای با پیشینهای دیرینه و استوار بسازند؛ برای مثال، کلیفورد نیز بر این باور است که این داستانها ساخته و پرداختهٔ همگام با عصر مغولان و پس از پذیرش اسلام توسط پشتونها است.[۱۶] وارتان گریگوریان، نویسندهٔ کتاب «ظهور افغانستان نوین»، بر این باور است که افغانها برای اینکه برای خود پیشینهای یکتاپرستی بسازند و سابقهٔ خود را با ادیان آسمانی گره بزنند این داستانها را ابداع کردهاند.[۱۷]
گروهی دیگر، ریشهٔ نژادی قوم پشتون را بر اساس خصیصههای رفتاری و اخلاقی آنها، به قبطیان مصر و اعراب نسبت دادهاند.[۱۸] بعضی منابع اروپایی، قوم پشتون را طایفهای از ارامنهٔ قفقاز موسوم به «اوغونان» دانسته و با گرجیهای قفقاز از یک ریشه میدانند.[۱۹] برخی از منابع نیز در این اواخر پشتون را دارای اصالت آریایی- ایرانی[۲۰] و یکی از اقوام بومی ایران معرفی کردهاند.[۲۱] منابع اسلامی از سدهٔ چهارم به بعد، پشتونها را بهنام افغان خواندهاند.[۲۲]
قوم پشتون در خراسان بزرگ
[ویرایش | ویرایش مبدأ]بر اساس منابع مختلف تحولات تاریخی قرون سیزدهم تا هجدهم میلادی نقش تعیینکنندهای در گسترش و استقرار قبایل پشتون در مناطق شرقی افغانستان کنونی داشت؛ هجوم مغولان و لشکرکشیهای امیر تیمور به خراسان، بنیانهای اقتصادی و اجتماعی این منطقه را دگرگون ساخت. با تضعیف نظام زراعتی و تخریب مراکز شهری، زمینهای بایر به تدریج توسط قبایل کوچنشین پشتون تصرف شد. منابع تاریخی نشان میدهد که این روند بهویژه در دامنههای کوههای سلیمان و نواحی جنوبی خراسان شتاب گرفت، جایی که جمعیت بومی این مناطبق به تدریج جای خود را به پشتونها داد.[۲۳]
تحولات دوره صفوی و تیموریان هند
[ویرایش | ویرایش مبدأ]رقابتهای نظامی بین صفویان ایران و تیموریان هند بر سر قندهار، زمینه را برای نفوذ بیشتر قبایل پشتون فراهم کرد. پشتونها ابتدا به عنوان نیروهای اجیرشده در ارتش این دو امپراتوری حضور یافتند، اما به تدریج با اسکان در اطراف قندهار، غزنی و هرات، پایگاه اجتماعی خود را تقویت نمودند. در این میان، ابدالیها (درانیها) و غلجاییها به عنوان دو قبیله عمده، نقش محوری در تحولات بعدی ایفا کردند.[۲۴]
جنبشهای ضد استعماری مانند نهضت پیر روشان در قرن شانزدهم و قیام میرویس خان هوتکی در اوایل قرن هجدهم، نقطه عطفی در تاریخ سیاسی پشتونها بود. هوتکیان با براندازی حکومت صفوی در قندهار، اولین حکومت مستقل پشتون را تأسیس کردند، هرچند به دلیل اختلافات داخلی و فشارهای خارجی دوام نیاورد. پس از آن، نادرشاه افشار با سیاستهای حسابشده، زمینهای تاجیکنشین قندهار را میان ابدالیها تقسیم کرد و پایههای قدرت سلسله درانی را بنیان نهاد.[۲۵]
تثبیت هویت پشتون در افغانستان
[ویرایش | ویرایش مبدأ]با به قدرت رسیدن احمدشاه درانی در سال ۱۷۴۷م، حکومتی متمرکز تحت سلطه پشتونها شکل گرفت که نهتنها مناطق پشتوننشین، بلکه سرزمینهای همجوار را نیز تحت کنترل درآورد. این دوره، آغاز تبدیل تدریجی واژه افغان از یک مفهوم قومی (منحصر به پشتونها) به یک هویت ملی فراگیر بود. هرچند تا قرن نوزدهم، این اصطلاح در منابع تاریخی و گفتار عامه، عمدتاً به قوم پشتون اطلاق میشد.[۲۶]
موقعیت جغرافیایی قوم پشتون
[ویرایش | ویرایش مبدأ]محل سکونت اصلی قوم پشتون، در افغانستان در دو سوی خط دِیورَند[۲۷] بین مرز افغانستان و پاکستان و بخش باختری رود سند (پاکستان) است که شامل «خَیبرپَختُونخوا» و بخش شمالی بلوچستان است.[۲۸] در واقع ضلع جنوبی افغانستان (در همسایگی پاکستان کنونی) در اختیار «قوم پشتون» است.[۲۹] پشتونها در شمال افغانستان در سالهای اخیر جابهجا شده و در هرات، قندهار و غزنی نیز چندین قرن پس از سایر اقوام، در دوران صفوی و بابری حضور یافتهاند.[۳۰]
همچنین قبایل مهم و تاریخی از پشتونهای دیاسپورا در ایالتهای پنجاب و سند پاکستان (بیشتر در شهرهای کراچی و لاهور) و در مناطق روهیله خند ایالت اُوتار پَرادِش هند (در شهرهای بزرگ مانند بمبئی و دهلی) حضور دارند.[۳۱] در اوخر قرن ۱۹ میلادی تعدادی از ساربانان قوم پشتون به استرالیا مهاجرت کردند[۳۲] ودر سالهای اخیر جمعیتی از پشتونها در کشورهای پیرامون خلیجفارس (بهخصوص در امارات) زندگی میکنند.[۳۳]
گسترش جغرافیایی این قوم از نظر تاریخی بهگونهای بود که درانیها در مناطق جنوبی، غلزاییها در نواحی مرکزی و قبایلی چون آفریدی، هوتک، مهمند و یوسفزی در شمالغرب پاکستان سکنی گزیدند، در حالی که منگلها و جاجیها در جنوبشرق افغانستان و صافیها در شمالشرق این کشور مستقر شدند. امروزه اگرچه نمیتوان مرزبندی دقیقی برای پراکندگی این اقوام قائل شد، اما حضور پشتونها در سراسر افغانستان و پاکستان به وضوح قابل مشاهده است. این گسترش تاریخی نه تنها بر ساختار اجتماعی و سیاسی منطقه تأثیر گذاشته، بلکه سبک زندگی، فرهنگ و روابط بینالقومی را نیز به گونهای شکل داده که تا به امروز تداوم یافته است.[۳۴]
در حالحاضر پشتونهای افغانستان در ۱۲ ولایت پکتیا، پکتیکا، خوست، زابل، غزنی، قندهار، نیمروز، ننگرهار، نورستان، هلمند، کنر و لغمان اکثریت را تشکیل میدهند.[۳۵]
جمعیت قوم پشتون
[ویرایش | ویرایش مبدأ]بعضی منابع جمعیت کل اقوام پشتون را حدود ۵۰ میلیون نفر برآورد کردهاند[۳۶] که از این تعداد حدود ۱۰/۳۹۰/۰۰۰ در افغانستان[۳۷] و حدود ۴۰ میلیون در پاکستان زندگی میکنند. محققان جمعیت پشتونها در افغانستان را حدود 30[۳۸] تا ۴۰ درصد جمعیت افغانستان نوشتهاند.[۳۹]
ساختار اجتماعی قوم پشتون
[ویرایش | ویرایش مبدأ]جامعهٔ پشتون از دیرباز بر پایهٔ نظام قبیلهای منسجمی استوار بوده که ساختار اجتماعی و سیاسی آن را شکل میدهد. قبیلههای شاخصی همچون ابدالی (درانی)، غلزی، احمدزی، آفریدی، بارکزایی، بنگش، ختک، وزیری و یوسفزی هر یک با زیرشاخههای متعدد، هستهٔ اصلی این نظام اجتماعی را تشکیل میدهند. این ساختار قبیلهای مبتنی بر اصول پشتونوالی (مرامنامه رفتاری) است که روابط درونقبیلهای و برونقبیلهای را تنظیم میکند. در این ساختار اجماعی، «جرگه» بهعنوان نهاد تصمیمگیری جمعی، متشکل از ریشسفیدان و بزرگان قبایل عمل میکند که در امور مهم از جنگ و صلح تا حل اختلافات به مشورت میپردازند. وفاداری به قبیله در این نظام بر هرگونه تعلقات ملی اولویت دارد و رهبری سیاسی اغلب در اختیار سران قبایل بزرگتر است. این ساختار اجتماعی-سیاسی اگرچه در برابر تغییرات مقاوم بوده، اما در دوران معاصر با چالشهایی مانند شکلگیری دولتهای مرکزی و تحولات مدرن مواجه شده است. با این وجود، همچنان به عنوان چارچوب هویتی و نظام حکمرانی سنتی در مناطق پشتوننشین کارکرد خود را حفظ کرده است.[۴۰]
روابط خویشاوندی
[ویرایش | ویرایش مبدأ]در جامعه پشتون، پیوندهای خویشاوندی و خونبس از جایگاه پیچیدهای برخوردار است که با معیارهای معمول جوامع دیگر قابل سنجش نیست. ساختار قدرت در این جامعه به گونهای است که رهبری حتی یک قبیله کوچک برای مدعیان آن، ارزشی همتراز با تاجوتخت شاهزادگان دارد. این ویژگی منحصربه فرد، ریشه در نظام اجتماعی خاص پشتونها دارد که در آن هر فرد خود را شایسته رهبری میداند. رقابتهای قدرت بهطور معمول میان برادران نزدیک رخ نمیدهد، بلکه بیشتر میان اقوام دورتر جریان مییابد. این پدیده در زبان محلی پشتو به گونهای بازتاب یافته که واژه «تبربور» که در اصل بهمعنای پسر عمو است، امروزه بهمعنای رقیب به کار میرود. این تحول معنایی نشاندهنده عمق رقابتهایی است که در طول نسلها میان شاخههای مختلف خویشاوندی شکل گرفته است. این نظام رقابتی که در ظاهر باعث تفرقه به نظر برسد، در عمل به حفظ تعادل قدرت در جامعه پشتون کمک کرده است. هر مدعی قدرت میداند که برای حفظ موقعیت خود باید همواره شایستگیهای رهبری را به نمایش بگذارد، چرا که رقبای بسیاری از میان خویشاوندان دورتر همواره در کمین هستند. این ویژگی ساختاری، جامعه پشتون را به سیستمی پویا تبدیل کرده که در آن موقعیت رهبری نه بر اساس توارث، بلکه بر پایه شایستگیهای عملی تعیین میشود.[۴۱]
اقتصاد قوم پشتون
[ویرایش | ویرایش مبدأ]قوم پشتون، بعد از تأسیس حکومت درانیها در ۱۷۴۷م و استقلال این محدودهٔ جغرافیایی بهنام افغانستان،[۴۲] همیشه در ضمن جنگها و آسیبها، زمینها و مراتع بسیاری را در مناطق مختلف به دست آوردند. هرچند بسیاری از آنها در افغانستان به دامپروری، کشت گندم و جو و کارگری نیز مشغول هستند، ولی قسمت قابلتوجهی بهعنوان کُوچِی «کوچنشین فصلی» زندگی میکنند[۴۳] که با توجه به شرایط سیاسی افغانستان شاهرگهای اقتصادی، منابع کلیدی و امتیازهای تجاری اقتصادی افغانستان را در دست دارند.[۴۴]
کشاورزی
[ویرایش | ویرایش مبدأ]کشاورزی به عنوان یکی از منابع مهم معیشت قوم پشتون، مبتنی بر یک نظام سنتی دو فصلی است. محصولات پاییزه (مانند گندم، عدس) و بهاره (مانند برنج، ارزن) با روشهای سنتی مانند شخم عمیق با گاوآهن، بذرپاشی دستی و آبیاری متکی بر بارش کشت میشوند. علاوه بر غلات، محصولات باغی (هندوانه، خربزه) و گیاهان دارویی (مانند انقوزه) نیز در این نظام نقش دارند. نظام تناوب کشت (یک سال در میان در زمینهای کمبازده و دو کشت در سال در زمینهای حاصلخیز) و استفاده از کودهای طبیعی (به جز سرگین شتر) از ویژگیهای بارز این سیستم کشاورزی است که نشاندهنده سازگاری پایدار پشتونها با محیط و اقلیم منطقه میباشد.
گندم بهعنوان مهمترین محصول کشاورزی در مناطق شرقی و غربی پشتوننشین، جایگاه ویژهای در معیشت این قوم دارد. هندوانه، خربزه، خیار، کدو و انواع سبزیجات از مهمترین محصولات باغی مناطق پشتوننشین محسوب میشوند. درختان میوه مانند انجیر و کرچک نیز در سراسر مناطق پشتوننشین یافت میشود که از دانههای کرچک برای تولید روغن استفاده میشود. گیاهان دارویی مانند انقوزه که بهصورت خودرو در ارتفاعات غربی میروید، از محصولات با ارزش این مناطق محسوب میشود.[۴۵]
دامداری
[ویرایش | ویرایش مبدأ]دامداری بهعنوان رکن اساسی معیشت در میان قوم پشتون بهویژه پشتونها کوچنشین یا عشایر، جایگاه ویژهای در اقتصاد و فرهنگ این قوم دارد. این شیوه زندگی که ریشه در سنتهای دیرینه شبانی دارد، نه تنها منبع درآمد، بلکه بخشی از هویت اجتماعی پشتونها محسوب میشود. پشتونها با مهارت خاصی به پرورش انواع دام میپردازند. گوسفند بهعنوان اصلیترین دامها در مناطق پشتوننشین، نقش محوری در تأمین مواد غذایی و درآمد خانوادهها دارند. شترداری نیز در مناطق گرمسیری جنوب و غرب و افغانستان رواج دارد که بهطور عمده توسط پشتونهای کوچنده انجام میشود.
نظام بهرهبرداری از دام میان پشتونها از تنوع قابل توجهی برخوردار است. از شیر دامها برای تولید لبنیات محلی مانند ماست، پنیر و روغن حیوانی استفاده میشود. پشم گوسفندان در تولید البسه سنتی و نمد کاربرد دارد. این نظام دامداری که با کوچ فصلی در برخی مناطق همراه است، نشاندهنده سازگاری پشتونها با شرایط محیطی است. امروزه اگرچه برخی تغییرات در شیوههای سنتی دامداری ایجاد شده، اما این فعالیت همچنان به عنوان بخشی حیاتی از اقتصاد و فرهنگ پشتونها باقی مانده و نقش مهمی در حفظ سبک زندگی سنتی این قوم ایفا میکند.[۴۶]
تجارت
[ویرایش | ویرایش مبدأ]از زمان تأسیس افغانستان مدرن توسط احمدشاه درانی، قوم پشتون بهدلیل سیطرهٔ سیاسی بر ساختار حکومتی، فرصت گستردهای برای حضور در عرصههای تجاری ملی و بینالمللی یافت. این موقعیت ممتاز، بهویژه پس از تشکیل دولت متمرکز در افغانستان، امکان دسترسی به منابع اقتصادی و انحصار برخی از مسیرهای تجاری را برای آنان فراهم کرد. نماد بارز این جایگاه، تأسیس نخستین نهادهای مالی مدرن توسط تجار و سیاستمداران پشتون بود که بانک ملی افغان در ۱۳۱۲ش بهعنوان اولین بانک کشور، نمونهٔ برجسته آن محسوب میشود. این بانک با سرمایهای ترکیبی از بخش خصوصی و دولتی شکل گرفت و نقش مهمی در تحول اقتصاد ملی ایفا کرد. در دوران معاصر، با اصلاحات نظام بانکی در ۱۳۸۲ش، بار دیگر بانکهای خصوصی تحت مدیریت سرمایهداران پشتون گسترش پیدا کرد و این نهادهای مالی با بهرهگیری از روشهای مدرن بانکداری، به تقویت بخش خصوصی و گسترش تجارت بینالمللی کمک شایانی کردند. این قوم بهدلیل پیوندهای تاریخی با قدرت سیاسی و شبکههای گسترده تجاری، همچنان بهعنوان یکی از بازیگران اصلی عرصهٔ اقتصاد و بانکداری افغانستان مطرح است.[۴۷]
اقتصاد مواد مخدر
[ویرایش | ویرایش مبدأ]
در حالحاضر مناطق پشتوننشین از جمله قندهار، هلمند، نیمروز، خوست، پکتیا و ننگرهار، مراکز اصلی تولید تریاک افغانستان است؛ اما تمرکز مبارزه با کشت خشخاش در این مناطق و از طرفی سودآوری فزایندهٔ آن، منجر به گسترش این پدیده در سراسر جغرافیای افغانستان شده و بسیاری از مردم در مناطق مختلف را به اقتصاد مواد مخدر پیوند زده است.[۴۸]
در ۲۰۲۲م وسیعترین مزارع خشخاش با وسعت بیش از ۱۰ هزار هکتار در ولایات هلمند، قندهار، بادغیس، اروزگان و فراه مشاهده شده که در ولایت بادغیس ۱۸۸درصد افزایش کشت، در ولایت ننگرهار ۱۵۹درصد افزایش کشت، در ولایت بلخ ۱۰۹درصد افزایش کشت و در ولایت قندهار ۷۲درصد افزایش کشت نسبت به سال ۲۰۲۱م گزارش شده است.[۴۹]
طبق گزارش دفتر سازمان ملل، حدود ۵۰درصد کشت تریاک افغانستان در ولایت نیمروز صورت میگیرد. مناطقی که در آن کاشت خشخاش صورت میگیرد بهطور طبیعی سایر فعالیتهای وابسته به اقتصاد مواد مخدر را نیز با خود همراه میکند و از نظر اشتغال و درآمد برای مردم منطقه اهمیت دارد.[۵۰]
سیاست قوم پشتون در افغانستان
[ویرایش | ویرایش مبدأ]از زمان تشکیل دولت مدرن افغانستان، حاکمیت سیاسی این کشور بهطور عمده در اختیار پشتونها بوده است. سلسله درانی با پادشاهانی چون تیمور شاه درانی، زمان شاه درانی، شاه محمود درانی، شاه شجاع درانی، سلطان علیشاه درانی، ایوب شاه درانی و کامران میرزا، تا اواسط قرن نوزدهم بر افغانستان حکمرانی کردند. در ۱۸۲۶م دوست محمدخان از خاندان بارکزایی که از طوایف مهم پشتون بهشمار میرفت، قدرت را به دست گرفت و سلسله جدیدی تأسیس کرد. این خاندان که تا قرن بیستم حکومت را در اختیار داشت، شامل پادشاهانی چون شیرعلی خان، محمد افضل خان، محمد اعظم خان، محمد یعقوب خان، عبدالرحمان خان، ایوب خان، حبیبالله خان، امانالله خان، عنایتالله شاه، محمد نادر شاه و محمد ظاهر شاه بود. دورهٔ چهل ساله حکومت محمدظاهر شاه بهعنوان طولانیترین دوره ثبات سیاسی در تاریخ معاصر افغانستان شناخته میشود.[۵۱]
در یکصد سال اخیر، افغانستان شاهد تحولات سیاسی گستردهای بوده است که در تمامی این تحولات، پشتونها نقش محوری داشتهاند. از حکومت محمدداوود خان گرفته تا رژیم کمونیستی نورمحمد ترهکی و امین، دولت نجیبالله، امارت طالبان و در نهایت نظام جمهوری به ریاست حامد کرزی و اشرف غنی، همگی توسط شخصیتهای پشتون رهبری شده است. در میان حکومت ۹ ماههٔ حبیبالله کلکانی و دولت مجاهدین به رهبری برهان الدین ربانی استثنا است.[۵۲] تداوم حاکمیت سیاسی پشتونها در افغانستان، تأثیر عمیقی بر ساختار قدرت و سیاست در این کشور گذاشته است. با وجود تغییرات مکرر نظامهای سیاسی و چالشهای متعدد، پشتونها همواره جایگاه مرکزی خود را در معادلات سیاسی افغانستان حفظ کردهاند. این موقعیت ممتاز، ریشه در تاریخ، جمعیت و پراکندگی جغرافیایی این قوم در افغانستان دارد.[۵۳]
از زمان تشکیل حکومت افغانی، علاوهبر اینکه سیاست قومی بوده حکومت افغانستان همیشه تحت سلطه درانیها و قبیلهای بوده است.[۵۴] طایفه «غلزایی» هرچند در ساختار قدرت سیاسی مشارکت داشتند، ولی هیچگاه حکومت انحصاری را چون رقیب خود در دست نداشتند. پس از کودتای مارکسیستی ۱۳۵۷ش با سقوط سلسله «بارکزایی» حاکمیت سیاسی در اختیار طایفهٔ دیگری از پشتونها «غلزایی» قرار گرفت.[۵۵] ازاینرو ساختار قدرت سیاسی در افغانستان تنها خود را در برابر مطالبات قبیلهٔ رقیب از اقوام پشتون پاسخگو میدانست و نوعی انحصار سیاسی وجود داشت که بر اساس آن اقوام غیر پشتون از مشارکت سیاسی در این ساختار محروم بودند.[۵۶] این سیاست انحصارگرایی و همچنین رقابت بین قبیله درانیها و غلزاییها ادامه داشته و امروزه بهصورت کامل اجرایی شده است.[۵۷]
لویه جرگه
[ویرایش | ویرایش مبدأ]
لویهجرگه بهعنوان یک نهاد سنتی و مشورتی در افغانستان، ریشه در فرهنگ و سنتهای قوم پشتون دارد و بهعنوان مجمعی بزرگ برای تصمیمگیریهای کلان ملی عمل میکند. این نهاد که ترکیبی از واژه لویه بهمعنای بزرگ و واژهٔ جرگه به مفهوم گردهمایی است، در سطوح مختلف از محلی تا ملی تشکیل میشود و نقش مهمی در نظام تصمیمگیری افغانستان ایفا کرده است. در سطح ملی، لویه جرگه به عنوان نهادی فراپارلمانی برای حل مسائل اساسی کشور تشکیل میشود. مهمترین تصمیماتی که در این مجمع اتخاذ میشوند شامل انتخاب یا عزل پادشاه، تصویب یا اصلاح قانون اساسی، اعلان جنگ یا صلح، اعلام وضعیت فوقالعاده و دیگر مسائل استراتژیک کشور است. تمام قوانین اساسی افغانستان از سال ۱۹۲۳م به بعد توسط لویه جرگههای ملی به تصویب رسیدهاند. این نهاد سنتی اولین بار در ۱۷۰۹م برای انتخاب میرویس هوتک به عنوان رهبر تشکیل شد و پس از تأسیس افغانستان مدرن در سال ۱۷۴۷م توسط احمدشاه ابدالی، بهعنوان مکانیسمی برای مشروعیت بخشیدن به حکومتها تثبیت شد. در طول تاریخ افغانستان، لویه جرگههای متعددی برای حل بحرانهای ملی تشکیل شده است، از جمله لویه جرگه معروف ۱۷۴۷م در قندهار که به انتخاب احمدشاه ابدالی انجامید و لویه جرگه ۱۸۴۱م که در پاسخ به تهاجم انگلیس برگزار شد.[۵۸]
فرهنگ قوم پشتون
[ویرایش | ویرایش مبدأ]فرهنگ پشتونها اغلب بر ویژگیها، خصوصیات قومی و پَشتُونوالِی پایهگذاری شده که ترکیبی از آدابورسوم بومی قبیله با تأثیراتی از جنوب و غرب آسیا است.[۵۹]
دین و مذهب
[ویرایش | ویرایش مبدأ]مردم پشتون، از نظر دینی، مسلمان و سنیمذهب هستند که حدود ۶۰ تا ۷۰ درصد پیرو مذهب حنفی[۶۰] و اقلیتی کوچک شیعه دوازدهامامی[۶۱] و شماری از آنها نیز سنی حنبلی، شافعی، وهابی و سلفی، یهودی و مسیحی هستند.[۶۲]
باورهای عامیانه
[ویرایش | ویرایش مبدأ]مردم پشتون، باورهای عمیقی دربارهٔ جهان نادیده دارند که در سبک زندگی و نگرش آنان به طبیعت ریشه دوانده است.
- طلسم: در جوامع پشتون، باورهای خرافی ریشهای عمیق دارد. این باورها که بخشی از فرهنگ عامه را تشکیل میدهند، شامل اعتقاد به طلسمات و قدرتهای ماورایی میشود. در مناطق روستایی، هندوان را استادان این علوم خفیه میدانند و گاه برای حل مشکلات خود به آنان متوسل میشوند. این باورها که بخشی از هویت فرهنگی این قوم محسوب میشوند گاهی زمینهساز سوءاستفاده افراد فرصتطلب میشوند.[۶۳]
- غول بیابانی: مردم پشتون به وجود جانوری عظیمالجثه و ترسناک در کوهها و بیابانهای خلوت، باور دارند. این موجود در باور عامه، مسئول ناپدید شدن رهگذران دانسته میشد. جالب آنکه پدیده طبیعی سراب نیز به فریبکاری این موجود نسبت داده میشد.
- شهر خاموش: گورستانها با عنوان شاعرانه شهر خاموشان، جایگاه ویژهای در فرهنگ این مردم دارند. اعتقاد بر این است که ارواح درگذشتگان بر سر مزار خود حاضر میشوند و از عطر گلهایی که بازماندگان بر مزار میگذارند و دود بخورها بهره میبرند. مراقبت از قبور و زیارت اهل قبور در فرهنگ پشتون، اهمیت دارد. همچنین بر اساس باور عامیانه پشتونها، ارواح شخصیتهای مقدس در مواقع حساس، ظهور میکنند.[۶۴]
- تأثیر رؤیا: اعتقاد به تأثیر رؤیاها و امکان پیشبینی آینده، بخشی از فرهنگ شفاهی و سنتی این منطقه محسوب میشود و در تصمیمگیریهای روزمره و تفسیر رویدادهای زندگی نقش دارد. آنها خوابها را پیامهایی از عالم غیب میدانند که میتوانند خبر از آینده دهند.
- طالعبینی: در فرهنگ پشتون، فال شانه که با بررسی استخوان شانه گوسفند در برابر نور انجام میشود، از متداولترین روشهای طالعبینی است. این کار که نیاز به مهارت و تجربه خاصی دارد، همانند فال قهوه در دیگر فرهنگها، جایگاه ویژهای در پیشبینی آینده نزد مردم دارد. روشهای دیگری مانند فرعهکشی با تیر که در آن از مسیر پرواز تیر بدون هدف نشانههایی استنباط میشود، یا فالگیری با تسبیح که با شمردن دانههای آن انجام میگیرد، از دیگر شیوههای مرسوم در این فرهنگ هستند.[۶۵]
زبان و ادبیات
[ویرایش | ویرایش مبدأ]زبان پَشتو یا پَختو (به پشتو: پښتو) یکی از دو زبان رسمی افغانستان در کنار زبان فارسی است که اقوام پشتو بدان تکلم میکنند. این زبان، همچنین دومین زبان پرگویش در پاکستان است. در ادبیات فارسی و عرف عامه از این زبان به نام افغانی یا اوغون نیز یاد میشود.
۱. ریشهشناسی
[ویرایش | ویرایش مبدأ]پشتو، زبان مادری اکثر اقوام پشتون است[۶۶] که در ادبیات فارسی گاه بهنام «افغانی» یاد میشود.[۶۷] حروف نوشتاری این زبان، برگرفته از زبان عربی است و تعدادی از حروف آوایی آن نیز، اختصاصی است.[۶۸] ۶۰درصد از واژگان زبان پشتو برگرفته از زبان فارسی است.[۶۹] زبان پشتو دارای ۴۴ حرف و واج، متشکل از ۱۴ واکه و ۳۰ همخوان است. پشتو همهٔ واجهای فارسی را دارد، بجز «ف» که در پشتو کم دیدهشده و همیشه به «پ» تبدیل میشود یا دستکم با تلفظ «پ» خوانده میشود. حرف «ج» گهگاه به «ځ» و حرف «چ» به «څ» تبدیل میشود؛ مانند تبدیل «چادر»، «چاه»، «جان» و «جنگل» بهترتیب به «څادر»، «څاه»، «ځان» و «ځنگل».[۷۰] گویشهای زبان پشتو به دو گونهٔ کلی تقسیم میشود: ۱. گونل نرم جنوبی «پشتو»؛ ۲. گونهٔ سخت شمالی «پختو». ازنظر لهجه به دو لهجهٔ مشهور مشرقی و غربی (قندهاری) تقسیم میشود.[۷۱] نخستینبار، الفبای پشتو در قرن شانزدهم میلادی توسط پیر روشن ساخته شد و او ۱۳ حرف جدید را ایجاد کرد.[۷۲] در ۱۹۵۸م محققان و نویسندگان پشتون افغانستان و پاکستان طی یک نشست در کابل، استاندارد امروزی الفبای زبان پشتو را تنظیم کردند،[۷۳] اما روند ایجاد قواعد ادبی زبان پشتو تا کنون کامل نشده است.[۷۴]
۲. تاریخچه
[ویرایش | ویرایش مبدأ]در منشأ تاریخی زبان پشتو همانند نژاد قوم پشتون اختلافنظرهای زیادی بین تاریخنویسان و زبانشناسان وجود دارد؛ برخی استدلال کردهاند زبان پشتو از تبار اوستایی یا گونههای بسیار نزدیک به آن است.[۷۵]برخی زبان پشتو را جزء زبانهای ایرانی و دارای ویژگیهای مشترک با زبانهای ایرانی مانند باختری،[۷۶] خوارزمی و سغدی میدانند.[۷۷] قواعد آواشناسی نشان میدهد که واژه پشتو، شکل دگرگونشدهای از همان واژه پَرسَوا (به-معنی پارسی) است.[۷۸] پرفسور مارکوارت براین باور است که پشتو مشتق از پختو و آن نیز از واژه پرسوا (parsuwā) و پرسوا از ریشه (parsū) سانسکریت است که نام قبیله جنگجو در شمال غربی هند بوده است.[۷۹] بطلمیوس هم آن را پکتین نوشته است؛ بنابراین، نام پشتو از همان «پکهت» و «پکتویس» و «پکتین» ساخته شده و پشتو و پختو تلفظ میشود.[۸۰] بهروایت برخی مورخان و زبانشناسان نخستین اثر نوشتاری به زبان پشتو در سده شانزدهم میلادی نگارش یافته است. در طی سدههای بعدی نیز تولید آثار ادبی و علمی به این زبان بسیار اندک بوده؛ اما پس از ارتقای آن به زبان رسمی دولت در سال ۱۹۳۶م، روزنامه، کتاب و آثار ادبی قابل توجهی به این زبان نشر و به زبان آموزشی و علمی نیز مبدل شد.[۸۱]
۳. قلمرو جغرافیایی
[ویرایش | ویرایش مبدأ]در افغانستان پشتو در جنوب، جنوب شرقی، قسمتهایی از کابل، قسمتهایی از شمال افغانستان و در پاکستان در ایالات خیبر پختونخوا، مناطق شمالی بلوچستان و در بخشهایی از نواحی میانوالی، پنجاب، اسلامآباد، کراچی، حیدرآباد و سند، صحبت میشود.[۸۲] بر اساس آخرین برآوردها، حدود هشت میلیون نفر در افغانستان، شش میلیون نفر در پاکستان و حدود ۵۰ هزار نفر در ایران به این زبان صحبت میکنند.[۸۳]
۴. فرایند تبدیلشدن زبان پشتو بهزبان مسلط
[ویرایش | ویرایش مبدأ]نخستین دولت مستقل بهنام افغانی یا افغانستانی توسط قوم درانی در سال ۱۷۴۷م تشکیل شد، اما زبان پشتو از ۱۹۳۶م، عنوان زبان رسمی دولتی را کسب کرد. ظاهرشاه (شاه افغانستان طی سالهای ۱۹۳۳ تا ۱۹۷۳م) بعد از پدر خود محمد نادرشاه، همانند او تصمیم گرفت که مقامات باید هر دو زبان فارسی و پشتو را استفاده کنند. او، سه سال بعد از شروع سلطنت خود در ۱۹۳۶م، طی حکم سلطنتی زبان پشتو را زبان رسمی افغانستان اعلام کرد. این در حالی بود که اغلب خانوادهٔ سلطنتی و دیوانسالاران که از قوم پشتون بودند، فارسی صحبت میکردند. برخی علت این تصمیم را جو ضد ایرانی و ضد شیعی میدانستند که توسط انگلیس به حاکمان وقت افغانستان تلقین شده بود[۸۴] در ۱۹۶۴م، وقتی زبان پارسی بهزبان دری تغییر نام یافت، دوباره زبان پشتو بهعنوان زبان رسمی مورد تأکید قرار گرفت.[۸۵] هرچند زبان پشتو از حمایت رسمی دولتی برخوردار است، اما کمتر از ۱۰ درصد جمعیت سایر اقوام بهعنوان زبان دوم بدان تکلم میکنند.[۸۶] این زبان، حتی از طرف سازمان علمی و فرهنگی ملل متحد (یونسکو) جزء زبانهای در حال انقراض شناخته شده است.[۸۷]
نهادهای فرهنگی و ادبی پشتون
[ویرایش | ویرایش مبدأ]تشکلهای ادبی و فرهنگی پشتون در افغانستان نقش مهمی در حفظ و گسترش زبان و فرهنگ این قوم ایفا کردهاند. مرکه پشتو که در ۱۳۰۱ش در دوره امانالله خان تأسیس شد، نخستین نهاد رسمی برای ترویج زبان پشتو و تقویت جایگاه آن بهعنوان یکی از ارکان هویت ملی بود. این نهاد با هدف تحکیم مبانی فرهنگی پشتونها و توسعه آموزش به این زبان شکل گرفت. در ۱۳۱۰ش، انجمن ادبی کابل بهعنوان مرکزی برای فعالیتهای فرهنگی و انتشار مجلهای به زبان فارسی آغاز به کار کرد. هرچند این انجمن بیشتر بر ادبیات فارسی متمرکز بود، اما در فضای فرهنگی آن دوره حضور پشتونها نیز در آن مشهود بود. با این حال، در ۱۳۱۶ش با تأسیس پشتو تولنه (آکادمی پشتو)، انجمن ادبی کابل منحل شد و این نهاد جدید بهعنوان مرکز اصلی پژوهش و توسعه زبان و ادبیات پشتو فعالیت خود را آغاز کرد. پشتو تولنه بهعنوان یکی از مهمترین نهادهای فرهنگی پشتونها، نقش کلیدی در استانداردسازی زبان پشتو، تولید آثار ادبی و تحقیقات فرهنگی ایفا کرده است.[۸۸]
پشتونوالی
[ویرایش | ویرایش مبدأ]پشتونوالی[۸۹] قانون و سنت قبیلهای است که بخشی از سبک زندگی قوم پشتون را در بخشهایی از افغانستان و پاکستان، شکل میدهد.[۹۰] قدمت پشتونوالی را همسان تاریخ پشتونها دانستهاند.[۹۱]
پشتونوالی به عنوان نظام ارزشی و قانون عرفی جامعهٔ پشتون، نقش بنیادین در شکلدهی به سبک زندگی و روابط اجتماعی این قوم ایفا میکند. این مجموعه اصول اخلاقی و رفتاری که با افتخار در میان پشتونها حفظ شده است، چارچوبی جامع برای تنظیم مناسبات فردی و جمعی ارائه میدهد. سه رکن اساسی این نظام شامل «ننواتی» بهعنوان اصل مقدس پناهندگی، «بدل» بهعنوان مکانیسم عدالتخواهی و حفظ شرافت قبیلهای و «میلسمتیا» بهعنوان تجلی مهماننوازی افسانهای پشتونها است. این اصول علاوهبر قواعد رفتاری بهمثابهٔ بخش جداییناپذیر از هویت فرهنگی و اجتماعی پشتونها در طول قرون متمادی تداوم یافته و در تمامی شئون زندگی فردی و جمعی آنان رسوخ کرده است. کارکرد این نظام ارزشی به گونهای است که همزمان هم بهعنوان ضابطهٔ حقوقی و هم بهعنوان راهنمای اخلاقی در حل منازعات و تنظیم روابط اجتماعی عمل میکند.[۹۲]
فرهنگ عمومی جامعه پشتونها از آدابورسوم بادیهنشینی و قبایلی سرچشمه گرفته است.[۹۳] در مناطق پشتوننشین افغانستان، احکام اسلام با آداب قبیلهای آمیخته شده[۹۴] و پشتونها در امور جزایی و اداره داخلی مناطق خود، قانون «پشتونوالی» را حاکم کرده[۹۵] و حتی اسلام را بر اساس آن، تفسیر میکنند.[۹۶] این قانون بر اصولی استوار است که پیش از حکومت شهری در افغانستان سلطه داشته است.[۹۷]
دو دیدگاه متفاوت در خصوص ارزش فرهنگ پشتونوالی وجود دارد:
- برخی آن را نظام ارزشی میدانند که تمام زوایای حیات پشتونها را شامل شده و متضمن هویت پشتونی است.[۹۸]
- برخی دیگر فرهنگ پشتونوالی را، مانع تمرکز قدرت سیاسی و مانع ملتسازی در کشور میدانند.[۹۹]
اصول پشتون والی
[ویرایش | ویرایش مبدأ]- برتری نژادی: ناسیونالیسم افغان یا پشتونیزم، شالودهٔ برتریطلبی نژادی پشتونها نسبت به دیگر گروههای قومی را تشکیل میدهد.[۱۰۰] آنها، باور برتری نژادی را، «موهبت خداوند» برای پشتونها میدانند که برای پایهریزی یک «دولت-ملت» مورد نیاز است.[۱۰۱]
- عصبیت تباری: پشتونها با انتساب قوم خود به پادشاهان یکتاپرست بنیاسرائیل و اعقاب متأخر آنها، خود را نژاد مقدس دانسته و فداکاری جد آنها قیس بن عبدالرشید در راه اسلام و اشاعهٔ آن در سرزمین افغانستان را مایهٔ افتخار خود میدانند. آنها، خود را مشمول دعای خیر پیامبر مبنی بر سیادت و فرمانروایی همیشگی پشتونها میدانند.[۱۰۲]
- انتقام یا بدل: این باور که هرکس حق دارد خود مجری عدالت باشد و انتقام بیدادگریهایی که بر وی شده را خود بگیرد، از ویژگیهای پشتونوالی است.[۱۰۳] علیرغم منع حکومت و روحانیون از انتقامگیری شخصی، باز هم طبق قانون مذکور این کار، روا بوده و حتی افتخار محسوب میشود که هر کس خود شیوه انتقام را برگزیند.[۱۰۴] طبق اصل بدل، انتقام در قدم اول متوجه شخص متجاوز است، اما اگر به هر دلیلی شخص متجاوز در دسترس نباشد، ممکن است انتقام از خویشاوندان ظالم یا حتی از ایلوتبار وی گرفته شود.[۱۰۵] بدل ممکن است سالها به تأخیر بیفتد، ولی طبق قانون مذکور فراموشی آن مایه شرمساری است.[۱۰۶] در نظام پشتونوالی تثبیت حق با ننگ، عزت و شرف هر کس پیوسته بوده و نهانکاری در آن جای ندارد. در نظام پشتونوالی در صورت ناتوانی و ضعف ستمدیده از گرفتن انتقام خود، بر اقوام ستمدیده لازم است که او را درگرفتن انتقام، یاری کنند.[۱۰۷]
- ننگ: در میان پشتونها، بیآبرویی یک زن، شامل زنان تمام قوم، قبیله و حتی سرزمین میشود و باید از آن پیشگیری شود. برخی معتقدند که همین امر یکی از عوامل شکلگیری نگاه سختگیرانه پشتونها به زنان است.[۱۰۸]
- مهماننوازی: رسم مهماننوازی علاوه بر نکوداشتن مهمان، یکی از راههای کسب قدرت در نظام قبیلهای محسوب میشود و میزبان از این طریق برتری اقتصادی و سیاسی خود را با پیشکش کردن ثروت خود اعلام و اثبات میکند. مهمترین ویژگی مهماننوازی این است که میزبان را ملزم میکند تا امنیت مهمانِ خود را تأمین کند. برخی معتقدند که طالبان بر اساس همین اصل از اسامه بن لادن حمایت نموده و از تحویل او به آمریکا خودداری کردند.[۱۰۹]
- پیغور: پیغور در فرهنگ پشتونوالی بهمعنای «اجماع» یا «شیوع عام» است حتی اگر با قرآن و سنت در تضاد باشد؛ برای نمونه گاهی زن و مرد را به جرم زنا، سنگسار میکنند، در حالیکه بر اساس شریعت اسلام زنا باید با ادلهای خاص اثبات شود.[۱۱۰]
- نَنَواتی: نَنَواتی (دخیل) بدین معنا است که اگر فردی از کسی خواهشی داشته باشد، به خانه یاخیمهٔ او میرود و تا زمانیکه به تقاضای وی پاسخ مثبت داده نشود، از نشستن روی فرش و خوردن طعام او خودداری میکند. رد تقاضای نَنَواتی، صدمهای سخت بر شأن و جایگاه اجتماعی صاحبخانه میزند. رفتن برای نَنَواتی، تأمین امنیت فرد ننواتی را (هرچند جرم سنگین مانند قتل مرتکب شده باشد) در پی داشته و میزبان از او حمایت میکند.[۱۱۱]
- خشونت: انعطافناپذیری، از مؤلفههای پشتونوالی است. در فرهنگ پشتونوالی، نظامیگری نماد غیرت و شجاعت بوده و گفتگو نشانهٔ ترس و زانو زدن انگاشته میشود.[۱۱۲]
جشنهای ملی و محلی
[ویرایش | ویرایش مبدأ]عید فطر و عید قربان به عنوان دو عید بزرگ اسلامی، جایگاه ویژهای در فرهنگ و سبک زندگی قوم پشتون دارند. پشتونها با خانهتکانی، خرید لباس نو و تهیه شیرینیجات به استقبال عید فطر میروند. در روز عید، نماز با شکوهی برگزار میشود و مردم به زیارت اهل قبور میروند. دید و بازدید اقوام و صلهرحم از سنتهای مهم این ایام است که معمولاً سه روز ادامه دارد. عید قربان نیز با مراسم قربانی و تقسیم گوشت بین فقرا همراه است و نشاندهنده روحیه سخاوت و همبستگی در جامعه پشتون است. این اعیاد فرصتی برای تجدید پیوندهای خانوادگی و اجتماعی است و با وجود چالشهای اقتصادی و امنیتی، پشتونها همواره با شکوه این مناسبات را گرامی میدارند.[۱۱۳] برخی از قبایل پشتون، نوروز را هم مانند سایر مردم افغانستان گرامی میدارند.[۱۱۴]
موسیقی
[ویرایش | ویرایش مبدأ]
موسیقی محلی پشتو به عنوان گنجینهای غنی از فرهنگ و هنر این قوم، در مناطق قبیلهای پاکستان و جوامع پشتوننشین افغانستان رواج دارد و با تنوع سبکهای منحصر به فردی مانند تپا (قدیمیترین فرم شعری با اوزان نامتقارن)، چاربیتا (سرودهای حماسی پرشور با اجرای گروهی)، نیمکای (ترانههای زنانه با مضامین زندگی روزمره)، لوبا (داستانسراییهای عاشقانه به شیوه گفتگوی نمایشی)، شان (آهنگهای شاد و رقصآور مناسب مراسم جشن) و بادالا (قطعات حماسی با همراهی سازهای سنتی مانند هارمونیم و طبلا) شناخته میشود که هر کدام بازتابی از جنبههای مختلف زندگی، عواطف و باورهای جامعه پشتون هستند و در بستر تاریخی و جغرافیایی خاص این منطقه شکل گرفتهاند.[۱۱۵]
موسیقی پشتون با مجموعهای غنی از سازهای سنتی شناخته میشود که هر کدام نقش منحصر به فردی در اجرای ترانههای محلی این قوم ایفا میکنند. در میان این سازها، رباب به عنوان نماد موسیقی افغانستان جایگاه ویژهای دارد و با صدای گرم و دلنشینش در اجرای قطعات مختلف به کار میرود. سازهای زهی مانند تنبور، چنگ، دوتار و ششتار با نوای ملودیک خود پایه اصلی بسیاری از آهنگهای پشتو را تشکیل میدهند. در بخش کوبهای، دایره و دُهل ضربآهنگ شاد و انرژیبخشی به موسیقی میدهند، در حالی که سازهای بادی مانند سورنا و نَی با صدای رسای خود در مراسم شادی و جشنها نواخته میشوند. هارمونیه نیز به عنوان ساز نسبتاً جدیدتر، جای خود را در اجرای برخی قطعات محلی باز کرده است. این تنوع سازها نشاندهنده عمق و غنای موسیقی پشتون است که طی قرنها توسعه یافته و به بخش جداییناپذیر فرهنگ این قوم تبدیل شده است.[۱۱۶]
رقص محلی
[ویرایش | ویرایش مبدأ]
از رقصهای مهم پشتون، رقص اتن است که در افغانستان به آتن ملی مشهور است. این رقص در مرحلهٔ اول بین قوم پشتون در افغانستان و پاکستان رواج یافته و سپس سایر اقوام افغانستان نیز در اجرای آن ورود کردند.[۱۱۷] پیشینهٔ این رقص به دوران آریای باستان بازمیگردد؛ آریاییها در مجامع مناسبتی خود، اتن را اجرا میکردند. در دوران ویدا اتن پیشرفت کرد و آواز نیز در هنگام اجرای آن اضافه شد.[۱۱۸] اتن ملی در دوران احمدشاه درانی رشد یافته و به رقص رسمی در افغانستان تبدیل شد.[۱۱۹]
اَتن ملی، انواع مختلفی دارد و به شیوههای متفاوتی اجرا میشود. بهطور کلی، اجرای ایستاده و دایرهوار همراه با چکچک (کفزدن) و تکان دادن سر، راه رفتن، حرکات کمر و پا در تمام انواع اتن ملی وجود دارد. در برخی انواع آن، آوازخوانی و گاهی نواختن ساز و نی و همچنین چوببازی، اجرا میشود.[۱۲۰]
امروزه این رقص به انواع مختلف هراتی، خوستی، وردکی، کوچی، لوگری، ختک، نورستانی، پنجشیری و وزیری نامگذاری شده است.[۱۲۱] برای مثال، اتن خوستی در ۹ مرحله و همراه با داشتن دستمال در دست اجرا میشود و اتن کوچی با بالا بردن دو دست و گردش حلقوی انجام میشود و به تدریج سرعت گردش اجرا کنندگان بیشتر میشود. در این اواخر با رواج آهنگهای مزاری در کابل، نوعی اتن کابلی نیز ظهور یافته است که ابتدا آهنگ اتن پخش میشود و بعد از چند دقیقه یک نفر از میان جمع برخاسته و رقص را آغاز میکند و سپس گروهی، اجرا میشود. اتن خوستی نیز بهصورت معمول همراه با شمشیر اجرا میشود.[۱۲۲]
پوشش قوم پشتون
[ویرایش | ویرایش مبدأ]جامعهٔ پشتون از دیرباز سبک پوشش متمایزی داشته است که ریشه در فرهنگ و سنتهای محلی دارد. پوشش سنتی پشتونها بهعنوان یکی از بارزترین نمادهای هویت فرهنگی این قوم، ترکیبی منحصربفرد از لباسهای بومی و اصیل را شامل میشود که مردان با پوشیدن لُنگی، پیراهنهای گشاد، تنبانهای سنتی و چپلیهای چرمی و زنان با تنبانهای فراخ، پیراهنهای بلند، چادر و پیزار، نه تنها به حفاظت از این میراث فرهنگی میپردازند، بلکه آن را با افتخار در زندگی روزمره به نمایش میگذارند. این سبک پوشش که در میان جوامع روستایی و قبایلی بهطور کامل رایج است، حتی در میان پشتونهای شهری (به استثنای کارمندان دولتی) بهعنوان نشانهای از تعلق قومی و مقاومت فرهنگی در برابر تغییرات اجتماعی حفظ شده است، بهطوری که بسیاری از پشتونها این پوشش را نه تنها یک انتخاب شخصی، بلکه بیانگر اصالت و هویت تاریخی خود میدانند.[۱۲۳]
زیورآلات و پوشش دختران
[ویرایش | ویرایش مبدأ]
در میان قوم پشتون، زیورآلات سنتی جایگاه ویژهای در پوشش زنان دارد و نشاندهندهٔ وضعیت اجتماعی و خانوادگی آنان است. دختران جوان پشتون که هنوز ازدواج نکردهاند، با پوشیدن شلوار سفید و رهاکردن موهای نابافته، وضعیت تأهل خود را به نمایش میگذارند. این شیوهٔ پوشش که در عین سادگی از ظرافت خاصی برخوردار است، بهعنوان نمادی از پاکدامنی و جوانی در فرهنگ پشتون محسوب میشود. زیورآلات سنتی پشتونها شامل مجموعهای از تزئینات ظریف است که با دقت انتخاب و ترکیب میشوند. ردیفی از سکههای قدیمی و پولکهای ونیزی که به دور سر آویخته میشود، همراه با زنجیرهای طلایی و نقرهای که بهصورت هنرمندانه دور سر پیچیده شده و روی پیشانی آویزان میماند، از عناصر اصلی این تزئینات محسوب میشود. در انتهای این زنجیرها، دو گوی طلایی نزدیک گوشها آویزان است که همراه با گوشوارههای سنتی، ترکیبی چشمگیر ایجاد میکند.
استفاده از انگشترهای ظریف و آویزهای بینی که در گذشته در ایران رواج داشته و امروزه در برخی مناطق هرات و هند نیز دیده میشود، از دیگر ویژگیهای زیورآلات سنتی پشتونها است. این تزئینات نه تنها جنبه زیباییشناختی دارد، بلکه بیانگر هویت فرهنگی و موقعیت اجتماعی زنان در جامعه پشتون است. هر قطعه از این زیورآلات با دقت انتخاب شده و در جایگاه خاص خود قرار میگیرد تا ترکیبی هماهنگ و معنادار ایجاد کند که بازتابی از ارزشها و سنتهای دیرینه این قوم است.[۱۲۴]
پوشش قوم پشتون در دوران طالبان
[ویرایش | ویرایش مبدأ]
با بازگشت طالبان (که متعلق به قوم پشتون است) به قدرت در ۱۳۷۵ش و سپس ۱۴۰۰ش، سیاستهای سختگیرانهای در مورد پوشش اعمال شد که زندگی روزمره مردم را تحت تأثیر قرار داد. برای زنان، پوشش تمامبدن (برقع) که از سر تا پا را میپوشاند اجباری شد و استفاده از هرگونه لباس غربی مانند شلوار جین ممنوع گردید. حتی جزئیاتی مانند رنگ کفش (سفید) نیز مورد توجه قرار گرفت. مردان نیز ملزم به رعایت ظاهری خاص شامل ریش بلند و عمامه شدند. این محدودیتها به حوزه ورزش نیز کشیده شد، بهطوری که حتی بازیکنان شنا مجبور به استفاده از شلوارهای بلند در استخرها شدند.
در فاصلهٔ سالهای ۱۳۸۰ش تا ۱۴۰۰ش، با وجود دولت جمهوری اسلامی افغانستان، تنوع پوششی قابل توجهی در جامعه به وجود آمده بود. انواع لباسهای محلی افغانی با طرحهای ساده تا چرمدوزیهای ظریف و لباسهای مدرن در بازارها یافت میشد. اما با تسلط دوباره طالبان، این آزادی نسبی جای خود را به مقررات سختگیرانه داد. این تغییرات نه تنها بر سبک زندگی مردم تأثیر گذاشته، بلکه بر فعالیتهای اقتصادی مرتبط با صنعت پوشاک و حتی روابط اجتماعی نیز اثرات عمیقی داشته است. بازارهای محلی که زمانی مملو از تنوع پارچه و طراحی بودند، اکنون بهطور عمده به فروش لباسهای یکشکل و سنتی محدود شده است.[۱۲۵]
سبک خانهسازی
[ویرایش | ویرایش مبدأ]سکونتگاههای سنتی در میان قوم پشتون بهطور معمول با استفاده از خشت خام و بهصورت تکطبقه احداث میشود. این بناها که از مصالح بومی ساخته میشوند، دارای سقفهای مسطح یا گنبدی بوده که با همان مواد اولیه دیوارها پوشش داده شده است. فضای داخلی این خانهها بهصورت ساده و بیآلایش طراحی شده و فاقد اثاثیه مدرن است. ساکنان این خانهها بهطور عمده از فرشهای پشتی خشن یا قطعات نمد برای نشستن استفاده میکنند.
آداب نشستن
[ویرایش | ویرایش مبدأ]در مناطق مختلف افغانستان، شیوههای مختلفی برای نشستن مرسوم است. قبایل بردرانی از تشکهای جسری یا نمدی بهره میبرند، در حالی که شهرنشینان معمولاً از نیمکتهای پهن موسوم به «عَلَهُ» که دورتادور فضای داخلی خانه تعبیه شدهاند، استفاده میکنند. با این حال، نشستن بر روی زمین همچنان در میان تمام اقشار جامعه رواج دارد. آداب نشستن در میان مردم پشتون از انعطافپذیری قابل توجهی برخوردار است. در محافل خودمانی، افراد به راحتی و با دراز کردن پاها مینشینند، اما در مجالس رسمی، شیوههای نشستن منظمتری مانند چهارزانو نشستن یا حالت «مریم» (جمع کردن پاها زیر لباس) مرسوم است. مردم پشتون بهدلیل انعطافپذیری مفاصل، قادرند ساعتها در این وضعیتهای نشستن سخت، بدون احساس ناراحتی باقی بمانند - ویژگیای که نشاندهنده سازگاری طولانیمدت با سبک زندگی سنتی و تفاوت آشکار با عادات نشستن در فرهنگهای اروپایی است. این ویژگیهای فیزیکی و فرهنگی، بازتابی از شیوه زندگی ساده و هماهنگ با محیط طبیعی در جامعه سنتی افغانستان محسوب میشود.[۱۲۶]
احوالپرسی
[ویرایش | ویرایش مبدأ]در جامعه پشتون، مراسم احوالپرسی از اهمیت ویژهای برخوردار بوده و نشاندهندهٔ عمق روابط اجتماعی و احترام متقابل میان افراد است. هنگام ورود به منزل دیگری، مهمان با گفتن «سلام علیکم» وارد میشود و صاحبخانه با پاسخ «و علیکم السلام» و برخاستن از جای خود، از وی استقبال میکند. سپس با گرفتن دست مهمان، عباراتی چون «شه راغلی» (خوش آمدید) یا «هرگاه راضی» (همیشه خوش آمدید) را بیان میدارد. این مراسم ساده و بیتکلف، حتی در میان کمبضاعتترین اقشار جامعه نیز به دقت رعایت میشود. پس از نشستن مهمان، صاحبخانه با پرسش «حالتان خوب است؟» احوال وی را جویا میشود و گفتوگوی صمیمانهای آغاز میگردد. اگرچه پشتونها بهطور کلی مردمانی باوقار و متین هستند، این ویژگی هرگز مانع از برقراری روابط گرم و گفتوگوهای شاد و خودمانی نمیشود. در واقع، این تعادل میان حفظ حرمت و برقراری روابط صمیمی، از ویژگیهای بارز فرهنگ معاشرتی قوم پشتون محسوب میشود که ریشه در سنتهای دیرین و ارزشهای اجتماعی آنها دارد.[۱۲۷]
سرگرمیها
[ویرایش | ویرایش مبدأ]در قوم پشتون، شکار، سوارکاری، مسابقه کریکت و انواع بازیها، رواج دارد.
شکار
[ویرایش | ویرایش مبدأ]پشتونها با مهارت خاصی به شکار میروند و از روشهای متنوعی استفاده میکنند. در مناطق کوهستانی، شکار گروهی با تشکیل حلقههای گسترده و هدایت طعمه به سمت درههای تنگ از شیوههای مرسوم است. این روش که به همکاری و هماهنگی دقیق بین شکارچیان نیاز دارد، نه تنها نمایشی از مهارتهای فردی، بلکه نمادی از روحیه جمعی و انسجام اجتماعی پشتونهاست. استفاده از سگهای تازی آموزشدیده برای تعقیب خرگوش، آهو و روباه از دیگر روشهای مورد علاقه پشتونهاست. این سگها که با دقت انتخاب و تربیت میشوند، جایگاه ویژهای در فرهنگ شکار این قوم دارند. در مناطق دشتی، پشتونها از گلههای گاو به عنوان پوشش طبیعی استفاده میکنند تا به طعمه نزدیک شوند. شکار برای پشتونها فرصتی است برای نمایش مهارتهای سوارکاری، تیراندازی و تاکتیکهای گروهی. این فعالیت که معمولاً با مهمانیهای پس از شکار همراه است، به تقویت روابط اجتماعی و انتقال تجربیات بین نسلها کمک میکند. در حالی که امروزه برخی محدودیتهای محیط زیستی بر این سنت تأثیر گذاشته، شکار همچنان به عنوان بخشی زنده از فرهنگ و هویت پشتونها باقی مانده است.[۱۲۸]
سوارکاری
[ویرایش | ویرایش مبدأ]در میان قوم پشتون، مسابقات سوارکاری و تیراندازی جایگاه ویژهای در مراسم و گردهماییها دارد. این مسابقات که عمدتاً در جشنهای عروسی برگزار میشوند، نمایشی از مهارتهای رزمی و سوارکاری این قوم محسوب میشوند. در این مراسم، صاحب جشن شتری را به عنوان جایزه مسابقه تعیین میکند و سی تا چهل سوارکار در زمینی وسیع به رقابت میپردازند. طبقات بالاتر جامعه پشتون به نیزهبازی علاقهمندند که در آن سوارکاران با سرعت از کنار چوبی فرورفته در زمین میگذرند و با نیزه آن را از زمین خارج میکنند. همچنین تمرینات نشانهزنی با تفنگ، تیر و کمان در میان تمام طبقات اجتماعی پشتونها رواج دارد. این مسابقات گاه به صورت رقابت بین روستاها یا گروههای مختلف برگزار میشود که معمولاً بر سر ضیافتی ناهار یا شام شرطبندی میکنند، نه مبالغ کلان مالی. در محیط خانه نیز پشتونها به بازیهای مختلف میپردازند، اگرچه بازی ورق در میان آنها چندان رایج نیست. این مسابقات و بازیها نه تنها جنبه سرگرمی دارد، بلکه باعث حفظ و انتقال مهارتهای سنتی و تقویت روحیه رقابت و همبستگی در جامعه پشتون میشود. این سنتها که ریشه در تاریخ و فرهنگ پشتونها دارد، همچنان به عنوان بخشی زنده از سبک زندگی این قوم حفظ شده است.[۱۲۹]
مسابقه کریکت
[ویرایش | ویرایش مبدأ]کریکت به عنوان یکی از محبوبترین ورزشها در میان قوم پشتون، ریشه در دوران حضور انگلیسیها در قرن نوزدهم دارد که نخست در پایگاههای نظامی کابل، جلالآباد و قندهار بازی میشد. در دورههای امیر عبدالرحمن خان و حبیبالله خان، این بازی در میان طبقات بالای جامعه رواج یافت، هرچند برای عامه مردم ناشناخته بود. پس از سالها فراز و نشیب، کریکت در دهههای اخیر به ویژه در میان پشتونهای مهاجر در پاکستان رشد چشمگیری یافت و با بازگشت آنان به کشور، به ورزشی محبوب تبدیل شد. امروزه کریکت نه تنها به عنوان یک رقابت ورزشی، بلکه به عنوان بخشی از هویت اجتماعی جوانان پشتون شناخته میشود که در ایجاد همبستگی و روحیه تیمی میان آنان نقش مهمی ایفا میکند. موفقیتهای اخیر تیم ملی افغانستان در عرصه بینالمللی، جایگاه این ورزش را در میان پشتونها بیش از پیش تثبیت کرده است.[۱۳۰]
بازیهای سنتی
[ویرایش | ویرایش مبدأ]در میان قوم پشتون، بازیهای سنتی جایگاه ویژهای در زندگی اجتماعی دارد که گاه برای ناظران خارجی سادهلوحانه به نظر میرسد، اما در بافت فرهنگی این قوم از عمق و معنای خاصی برخوردار است. تیلهبازی که در میان مردان بالغ نیز رواج دارد، یکی از محبوبترین این بازیها است و در سراسر مناطق پشتوننشین طرفداران بسیاری دارد. بازی «خوبی و ناچیکان» از دیگر سرگرمیهای مرسوم است که در آن بازیکنان با گرفتن پای چپ توسط دست راست، سعی در سبقت گرفتن از یکدیگر دارند. این بازی که بهصورت گروهی و با تقسیم بازیکنان به دو تیم انجام میشود، اگرچه در نگاه اول ساده مینماید، اما از قواعد پیچیدهای برخوردار است. بازیهای دیگری مانند درد و پادشاه، لیسبازی با سنگهای صیقلی و کلاهیاری نیز در میان پشتونها محبوبیت خاصی دارد. از سرگرمیهای خاص پشتونها میتوان به جنگاندازی حیوانات اشاره کرد که در آن جانورانی مانند سگ، خروس، قوچ و حتی شتر به مبارزه با یکدیگر میپردازند. این مسابقات که بهطور معمول در فصل جفتگیری حیوانات با شدت بیشتری برگزار میشود، تماشاگران بسیاری را به خود جلب میکند. در این میان، جنگ شتران صحنههای تماشایی خاصی ایجاد میکند که با فرار شتر مغلوب و تعقیب آن توسط شتر پیروز به اوج خود میرسد. شرطبندی بر روی نتایج این بازیها بهصورت جایزههای نمادین مانند مرغ یا حیوانات دیگر انجام میشود، اما رایجترین پاداش، برپایی سور و مهمانی توسط طرف بازنده است.[۱۳۱]
ازدواج در قوم پشتون
[ویرایش | ویرایش مبدأ]سنت ازدواج در قوم پشتون دارای آیینها و رسمهای خاصی است و به فرهنگ و ارزشهای این قوم بستگی دارد که ممکن است در مناطق مختلف و خانوادههای مختلف پشتون با تفاوتهایی همراه باشد، اما اصول کلی آنها مشابه است.
- جستجوکردن دختر: در این مرحله نزدیکان پسر دنبال دختر مورد علاقهٔ خود میگردد. در فرهنگ پشتون دختر خوب کسی است که مطیع فامیل داماد، دارای اخلاق خوب، گذشتهٔ نیک و خانوادهٔ اصیل باشد.
- غوشتنه: سنت خواستگاری در قوم پشتون، مانند بسیاری از و اقوام دیگر، شامل مراحل و آداب و رسوم خاصی است که به مرور زمان شکل گرفتهاند. مراسم خواستگاری بهطور معمول بهصورت رسمی و با حضور بزرگان خانوادهها انجام میشود. خانوادهٔ داماد با هدایایی مانند میوه و شیرینی به خانهٔ عروس میروند.
- مشاوره خانوادگی: خانواده داماد ابتدا در مورد ازدواج با اقوام نزدیک و بزرگترهای فامیل مشورت میکنند. همچنین خانواده داماد دربارهٔ خانواده عروس تحقیق میکنند. پس از تحقیقات اولیه، خانواده داماد به خانه عروس میروند تا با خانواده او دیدار کنند. در این دیدار، هدف آشنایی بیشتر و ایجاد ارتباط بین خانوادهها است.
- خواستگاری: پس از توافقات اولیه، خانوادهٔ داماد بهصورت رسمی به خواستگاری عروس میروند. در این مراسم، خانوادهٔ داماد به همراه بزرگترهای فامیل به خانهٔ عروس میروند و درخواست ازدواج را بهصورت رسمی مطرح میکنند.
- کوژدنه: در این مرحله، دو خانواده دربارهٔ شرایط مختلف ازدواج مانند مهریه، جهیزیه، و سایر مسائل مالی و اجتماعی صحبت میکنند و به توافق میرسند. در بعضی از مناطق پشتون، رسم است که دختران و پسران جوان قبل از ازدواج با یکدیگر ارتباطی نداشته باشند و ملاقاتهای آنها تحت نظارت خانوادهها صورت گیرد. پس از مراسم نامزدی، دو خانواده دربارهٔ زمان و جزئیات مراسم عروسی صحبت میکنند و تاریخ مناسبی برای برگزاری مراسم تعیین میکنند.
- برات: پس از موافقت خانوادهها، مقدار مهریه تعیین میشود و این سنت را برات مینامند. بزرگان و ریشسفیدان دو خانواده با مذاکره دربارهٔ مهریه به توافق میرسند. مهریه در فرهنگ و جامعه پشتون نشاندهندهٔ احترام به عروس و خانواده او است.
- نکاح: سنت نکاح خواندن در فرهنگ پشتون با احترام به آداب و رسوم دینی و فرهنگی انجام میشود و نشاندهندهٔ پیوند معنوی و قانونی زوجین است. مراسم نکاح بهطور معمول در خانه عروس یا داماد و گاهی در مسجد برگزار میشود. یکی از اجزای اصلی مراسم نکاح، حضور ملّا است که مسئولیت انجام عقد و اطمینان از رعایت قوانین شرعی را بر عهده دارد.
مراسم حنابندان
[ویرایش | ویرایش مبدأ]مراسم حنابندان در فرهنگ پشتون با شور وشادی فراوان برگزار میشود و یکی از زیباترین و پرمعناترین مراسمهای پیش از عروسی است. این مراسم با تزیینات زیبا، موسیقی محلی، رقصهای سنتی و حضور گرم و دوستانه خانوادهها و دوستان همراه است. این مراسم معمولاً یک یا دو شب قبل از عروسی برگزار میشود. خانواده عروس و داماد از دوستان نزدیک، اقوام و همسایگان برای شرکت در مراسم حنابندان دعوت میکنند. محل برگزاری مراسم، که بهطور معمول خانه عروس است، تزیین میشود. عروس در این مراسم لباس سنتی و زیبایی میپوشد که بهطور معمول شامل رنگهای شاد و جذاب است. لباس حنابندان با طرحها و نقشهای خاص و سنتی تزیین میشود. همچنین دستان و پاهای عروس با حنا تزیین میشود. این تزیینات شامل نقشها و طرحهای هنری و زیبا است که توسط زنان و هنرمندان محلی انجام میشود. مراسم با حضور زنان خانواده و دوستان نزدیک عروس آغاز میشود. این مراسم معمولاً با موسیقی محلی و آوازهای سنتی همراه است.
مراسم جهاز بردن
[ویرایش | ویرایش مبدأ]رسم جهازبردن در فرهنگ پشتون با احترام و توجه زیادی همراه است و نشاندهنده ارزشهای خانوادگی و اجتماعی این قوم است. این مراسم با شادی و هیجان و با حضور گرم خانوادهها و دوستان برگزار میشود و نقش مهمی در تقویت روابط و ایجاد همبستگی بین دو خانواده دارد. خانواده عروس معمولاً مجموعهای از لوازم خانه، وسایل آشپزخانه، لباسها، و گاهی اوقات لوازم برقی و اثاثیه مورد نیاز را به عنوان جهیزیه آماده و با پارچههای زیبا و رنگارنگ تزیین میکنند. اعضای خانواده عروس و گاهی اوقات دوستان نزدیک او، جهیزیه را همراهی میکنند و به خانه داماد میبرند. خانواده داماد از خانواده عروس و مهمانان استقبال میکنند. پس از رسیدن به خانه داماد، جهیزیه در محل مشخصی قرار داده میشود تا خانواده داماد و مهمانان بتوانند آن را ببینند. این نمایش جهیزیه نشاندهنده سخاوت و توجه خانواده عروس به زندگی مشترک جدید است.
شادی
[ویرایش | ویرایش مبدأ]جشن عروسی که پشتونها آن را شادی مینامند بهطور معمول با رقص، موسیقی و پذیرایی از مهمانان همراه است. این مراسم ممکن است چند روز بهطول بیانجامد و شامل غذاهای محلی و اجرای موسیقی سنتی پشتون باشد. نوازندگان محلی با استفاده از سازهای سنتی مانند رباب، دهل، و تبل، آهنگهای شاد و رقص آور مینوازند. رقصها بهطور معمول بهصورت گروهی و با هماهنگی خاصی اجرا میشوند و شامل حرکات ریتمیک و هماهنگ است. پس از مراسم، عروس به خانه داماد میرود. این مراسم با همراهی خانواده عروس و داماد انجام میشود و بهطور معمول با استقبال گرم و هدیههای مختلف همراه است. زنان خانواده داماد، عروس را به خانه جدیدش راهنمایی میکنند و آداب و رسوم مربوط به ورود عروس به خانه داماد را انجام میدهند. مهمانان به عروس و داماد هدایایی میدهند که معمولاً شامل پول، طلا، لباس و لوازم خانه است. این هدایا به عنوان نمادی از آرزوهای خوب و برکت برای زندگی مشترک جدید است. مادر و خواهر عروس به خانه داماد صبحانه میآورند. اقارب نزدیک داماد اشیای قیمتی، پول و لوازم قیمتی خانه را برای عروس تحفه میدهند. پس از پایان مراسم عروسی، مهمانان به تدریج خداحافظی کرده و مراسم به پایان میرسد. خانواده داماد و عروس نیز از مهمانان تشکر کرده و آنها را بدرقه میکنند.
لباس عروس و داماد
[ویرایش | ویرایش مبدأ]عروس و داماد در مراسم عروسی لباسهای سنتی و زیبا میپوشند. لباس عروس معمولاً شامل یک لباس بلند و تزیین شده با طرحها و نقشهای سنتی است. داماد نیز لباس سنتی و شلوار و کلاه مخصوص میپوشد.
مهمانی
[ویرایش | ویرایش مبدأ]پس از مراسم عروسی، بهطور معمول چندین مهمانی خانوادگی برگزار میشود که شامل جشنهای کوچکتر و دور همیهای دوستانه است. برخی از خانوادهها مراسمهای خاصی مانند «بله برون» یا «نام گذاری» را برگزار میکنند که هر کدام دارای آداب و رسوم خاص خود است. در تمام مراحل مراسم عروسی، احترام به بزرگان و ریش سفیدان خانوادهها از اهمیت بالایی برخوردار است. در میان پشتونها مراسم عروسی فرصتی برای تقویت پیوندهای خانوادگی و ایجاد ارتباطات جدید بین دو خانواده است.
رسم ولور در عروسی پشتون
[ویرایش | ویرایش مبدأ]ولور یک کلمهٔ پشتو است که به گرفتن پول در ازای ازدواج خواهر یا دختر اطلاق میشود. پول (ولور) در اصل برای دو هدف گرفته میشود. نخست، بهمنظور خریداری وسایل خانه یا جهازیه که والدین در هنگام ازدواج برای دختر خود خریداری میکنند؛ شامل تمام نیازهای زندگی، از لباس گرفته تا ظروف و مانند آن. امروزه لوازمی مانند یخچال، تلویزیون و ماشین لباسشویی نیز بخشی از همان نیازها بهشمار میرود. هدف دوم از گرفتن (ولور)، تهیه مواد خوراکی و آمادهکردن غذا برای مهمانان و کسانی است که در در مراسم روز ازدواج حاضر میشوند. رسم گرفتن ولور در سراسر قلمرو پشتون نشین ایالت بلوچستان معمول است، اما در مناطق هممرز با افغانستان، مقدار آن کمی بیشتر است.
ازدواج اجباری در قوم پشتون
[ویرایش | ویرایش مبدأ]در قوم پشتون ازدواج اجباری مرسوم است که به «رسم غگ» شناخته میشود که طبق آن مرد ادعا میکند که زنی به زور نامزد وی میشود. این رسم به روشهای مختلفی انجام میشود و بهطور معمول مردی با اسلحه به قلمروی دختر یا آستان خانه او میرود و با این جمله که «دختر مال من است» تیراندازی هوایی انجام میدهد و بقیه افراد جامعه را تهدید میکند که هرکس بخواهد به او نزدیک شود باعث ایجاد خشونت و خونریزی خواهد شد. رسم غگ بیشتر در ایالت پختونخوا در شمال غربی پاکستان که با افغانستان هممرز است، رواج دارد. پارلمان محلی ایالت خیبر پختونخوا در ۲۰۱۳م ازدواج اجباری غگ را ممنوع اعلام کرد و مجازات تعیینشده برای خاطیان را ۷ سال حبس یا پرداخت جریمهٔ سنگین تعیین کرد. اما اکثر موارد غگ گزارش داده نمیشوند و زمانی که پروندههای مرتبط با آن در دادگاه باز میشوند اغلب پس از عذرخواهی و تعیین وثیقه برای افرادی که ادعای غگ را مطرح کردهاند پرونده بسته میشود.[۱۳۲]
آموزش در قوم پشتون
[ویرایش | ویرایش مبدأ]
تحولات نظام آموزشی در میان جامعه پشتون طی یک قرن گذشته، بازتابی از تقابل سنت و تجدد در بستر ارزشهای پشتونوالی و برداشتهای خاص مذهبی بوده است. از زمان اماناللهخان که نخستین تلاشها برای نهادینهسازی آموزش مدرن با مخالفت شدید ملاها و رهبران قبیلهای مواجه شد، تا دورهٔ طالبان که آموزش زنان را ممنوع و برنامههای درسی را بهشدت ایدئولوژیک کرد، فراز و نشیبهای بسیاری در این مسیر وجود داشته است. روحیهٔ محافظهکارانهٔ پشتونوالی که بر عصبیت قبیلهای، انزواگرایی فرهنگی و تفسیر خاص از شریعت تأکید دارد، همواره بهعنوان مانعی در برابر پذیرش آموزش مدرن عمل کرده است. در دهه دورهٔ جمهوری اسلامی افغانستان (۲۰۰۱–۲۰۲۱)، افغانستان یکی از شکوفاترین دورههای فرهنگی خود را تجربه کرد و گشایشهایی زیاد در زمینه آموزش به وجود آمد، اما بازگشت طالبان در ۲۰۲۱م این روند را تغییر داده و نظام آموزشی را به سیاستهای سختگیرانهٔ اولیه بازگردانده است، بهطوری که امروز همان الگوهای آموزشی محدودکننده یک قرن پیش بازتولید میشود که با ارزشهای سنتی پشتونوالی و قرائت خاص طالبان از اسلام همسو شده است.[۱۳۳]
عالمان دینی
[ویرایش | ویرایش مبدأ]عالمان دین که در فرهنگ عامهٔ پشتون به «ملایان» معروف است از جایگاه ویژهای در جامعهٔ پشتون برخوردارند و نفوذ آنان در تمام سطوح اجتماعی، از دربار تا قبایل دورافتاده را شامل میشود. این گروه، بهعنوان نگهبانان سنت و شرع، نقش محوری در آموزش جوانان، ادارهٔ دادگاههای محلی و حل اختلافات ایفا میکنند. دانش آنان در علوم دینی و مسائل روزمره، همراه با احترام عمیقی که جامعه پشتون برایشان قائل است، به آنان این توانایی را میدهد که نه تنها بر افراد، بلکه بر تصمیمات بزرگان قوم و حتی مقامات حکومتی نیز تأثیر بگذارند. در غیاب نهادهای رسمی قضایی، ملایان به عنوان داوران بیطرف عمل میکنند و با استناد به قرآن و سنت، به مناقشات پایان میدهند.
حضور آنان با ردای بلند و چپتهای سفید در میان قبایل متخاصم، نمادی از عدالت و مصالحه است. آنان با تلاوت آیات و ذکر ادعیه، آتش اختلافات را خاموش کرده و صلح را به جامعه بازمیگردانند. این نقش تنها محدود به مسائل قضایی نیست، بلکه ملایان در حفظ ارزشهای اخلاقی و مقابله با انحرافات اجتماعی نیز پیشگامند. قدرت ملایان ریشه در باورهای عمیق مردم دارد. در جامعهای که سواد و آگاهی محدود است، احترام به ملایان بهعنوان واسطههای بین خدا و خلق، امری طبیعی تلقی میشود. این نفوذ گاه چنان گسترده است که حتی فرمانداران و حکام محلی نیز تحت نظارت آنان عمل میکنند. با این حال، این قدرت همواره در خدمت حفظ نظم و امنیت جامعه بوده و در مواقع بحران، ملایان بهعنوان پناهگاهی برای مردم عمل کردهاند. از این جهت، ملایان نه تنها نقش روحانی، بلکه بهعنوان ستونهای استحکامبخش جامعۀ پشتون شناخته میشوند.[۱۳۴]
سبک زندگی قوم پشتون
[ویرایش | ویرایش مبدأ]در قوم پشتون، دو شیوه اصلی زندگی از دیرباز رواج داشته است: زندگی یکجانشینی و زندگی چادرنشینی. پشتونهای یکجانشین بهطور عمده به کشاورزی و باغداری مشغول هستند. محصولاتی مانند گندم، جو، ذرت و میوههای مختلف، اساس اقتصاد این مردم را تشکیل میدهد. خانههای این گروه از خشت و گل ساخته میشود و در برخی مناطق از چوب نیز استفاده میکنند. بسیاری از پشتونهای چادرنشین نیز بهدلایل مختلف از جمله کاهش مراتع، تغییرات آبوهوایی و جذابیتهای زندگی شهری، بهتدریج به یکجانشینی روی آوردهاند. این تغییر اگرچه شیوه زندگی را دگرگون کرده، اما بسیاری از ارزشها و سنتهای قدیمی هنوز در میان این جوامع حفظ شده است. نظام خویشاوندی و همبستگی قومی در هر دو شیوه زندگی پشتونها، بسیار قوی است و هنگام عروسیها، مراسم ترحیم یا حل اختلافات، این پیوندها بهخوبی نمایان میشود.[۱۳۵]
کوچیها
[ویرایش | ویرایش مبدأ]پشتونهایی که زندگی چادرنشینی را برگزیدهاند به کوچی معروفاند. این سبک زندگی مبتنی بر دامداری و کوچ فصلی است. پشتونهای چادرنشین از چادرهای سیاه سنتی به نام گرده استفاده میکنند که از موی بز بافته میشود و در برابر شرایط سخت آبوهوایی، مقاوم است. این چادرها به راحتی قابل حملونقل هستند و با تغییر فصل، خانوادهها به همراه گلههای خود به دنبال مراتع تازه کوچ میکنند.[۱۳۶] بیشتر کوچیهای افغانستان از چندین طایفهٔ «غلزایی» (خَرُوتِی، احمدزی و اندر) از قوم پشتون تشیکل شده است.[۱۳۷] در زمان سلطنت امیر شیرعلی خان (۱۸۶۳–۱۸۸۰م)، کوچنشینی اندک و مقررات خاصی بر آنها حاکم بوده است. با رویکار آمدن عبدالرحمن و سربازگیری از کوچیها و دادن امتیازات حکومتی به آنان، کوچیگری نوعی امتیاز به حساب آمد و گسترش یافت. در زمان حکومت داود خان، مسئولیت امنیت مناطقی از هزارهجات به کوچیها سپرده شد.[۱۳۸]
جمعیت کوچیها
[ویرایش | ویرایش مبدأ]کوچیها در تمام افغانستان پراکندهاند.[۱۳۹] بر اساس سرشماری ۱۳۵۸ش، از مجموع ۱۶ میلیون نفوس افغانستان، حدود ۲٫۵ میلیون آنها کوچی بوده است.[۱۴۰] در حالحاضر تخمین زده شده است که مجموع جمعیت کوچیها در افغانستان ۱٫۵ میلیون نفر هستند.[۱۴۱] تعداد قابل توجهی از کوچیهای افغانستان چوپان گلهداران بزرگِ آن سوی مرز دیورند هستند که در قبال دستمزد یا به صورت مضاربه از گوسفندان آنان در داخل افغانستان مراقبت میکنند.[۱۴۲]
اقتصاد کوچیها
[ویرایش | ویرایش مبدأ]
اقتصاد کوچیهای افغانستان مبتنی بر دامداری است. شتر، بز، گوسفند و الاغ چهار دام اصلی آنها را تشکیل میدهند؛ در کنار آنها، اسب نیز برای انتقال افراد کوچی نقش عمده دارد. محصولات لبنی، روغن، پشم و گلیم از کالاهای عمدهٔ کوچیها برای ایفای نقش در اقتصاد کوچی است. امروزه وضعیت اقتصادی کوچیها بهبود یافته است و آنها در برخی مناطق مرکزی بهجای اسب و الاغ، از تراکتور برای جابجایی استفاده میکنند.[۱۴۳] کوچیها بهدلیل تربیت مواشی فراوان و بدون هزینه، از گروههای بهنسبت ثروتمند در افغانستان محسوب میشوند. آنها علاوهبر فروش مواشی و تأمین گوشت بازارهای هدف، از محصولات لبنی و پشم و گلیم نیز درآمد قابل توجهی به دست میآورند.[۱۴۴]
وضعیت سیاسی کوچیها
[ویرایش | ویرایش مبدأ]کوچیهای افغانستان بهصورت تقریبی در تمامی ادوار از حمایت حکومتها برخوردار بودهاند. در قانون اساسی جمهوری اسلامی افغانستان، دو کرسی برای کوچیها در مشرانوجرگه (مجلس سنا) و ۱۰ کرسی در ولسیجرگه (مجلس نمایندگان) در نظر گرفته شده بود.[۱۴۵] با تسلط دوبارهٔ طالبان بر افغانستان، بخش قابل توجهی از طالبان را کوچیها تشکیل میدهند. در طول بیست سال جنگ میان جمهوری اسلام افغانستان و طالبان، برخی از کوچیهای طالب نیز کشته شدهاند. سربازگیری از کوچیها و بهرهمندی سیاسی طالبان از آنان، زمینهٔ همکاری را برای دو طرف به ارمغان آورده است.[۱۴۶]
رابطهٔ کوچیها و مردم بومی
[ویرایش | ویرایش مبدأ]رابطهٔ کوچیها با ساکنان مناطق مختلف افغانستان، همواره تنشآلود بوده است و حاکمان همتبار از آنها بهعنوان ابزار سرکوب اقوام دیگر با هدف تثبیت سیطرهٔ قومی خود بهره گرفتهاند. برای مثال، امیر عبدالرحمن در ۱۳۱۵ق طی فرمانی به فرماندارانش، اکثر طوایف کوچی را در مناطق هزارهنشین، سکونت داد و مزارع و مراتعی را در اختیار آنها قرار داد و قوم هزاره را از سرزمین خود آواره کرد.[۱۴۷] وارثین پادشاهی او نیز حمایت بیدریغ از کوچیها و حملات آنها به مناطق مسکونی و زراعتی هزارهها را ادامه دادند و این روند تا زمان طالبان و جمهوریت سابق تداوم داشته است. تنها در مدت کوتاه حکومت مجاهدین و جنگهای داخلی در افغانستان، هزارهها از حملات کوچیها در امان بودند.[۱۴۸] در شرایط حاضر نیز طالبان در بسیاری از موارد، اقدامات کوچیهای مسلح را تأیید میکنند.[۱۴۹]
انتقال کوچیها به شمال افغانستان
[ویرایش | ویرایش مبدأ]در دوران ریاستجمهوری اشرف غنی، تعداد کوچیها در شمال افغانستان به ۱۰۰ هزار خانوار رسید که در نقاط مختلفی از ولایات سمنگان، جوزجان، بلخ، فاریاب و سرپل سکونت یافتند و زمینههای نزاع آنها با ساکنان محلی در تصرف زمین و علفچر افزایش یافت.[۱۵۰] امروزه انتقال هدفمند کوچیها به شمال سرعت بیشتری گرفته است و ساکنان محلی همهروزه شاهد ورود خانوادههای کوچی در نقاط مختلف ولایات شمالی از جمله فاریاب هستند که از بدو ورود با آنان درگیریهای مداومی نیز دارند.[۱۵۱]
زنان کوچی
[ویرایش | ویرایش مبدأ]
در فرهنگ کوچی، زنان مسئول تهیهٔ آب برای خانواده و فرآوری محصولات لبنیاند. دختران کوچی اجازهٔ تحصیل ندارند و از سن ۸ سالگی نباید بدون اجازهٔ مرد خانواده و بهتنهایی بیرون از خیمهگاه قدم بگذارند. سن ازدواج میان دختران کوچی بسیار پایین است و در بسیاری مواقع در قبال پول یا برای حل معضلات و اختلافات خانوادگی به فروش میرسند.[۱۵۲] پوشش بانوان کوچی از پیراهن و تنبان با رنگهای متفاوت تشکیل شده است؛ پیراهن آنها بلند و از جنس مخمل و دارای نقش و نگارهای مختلف و دستدوزیشده است که دامن گشادی دارد و رنگ آستین آنها بهصورت معمول با کل پیراهن متفاوت است. در پیراهن زنان کوچی اغلب آیینههای کوچک نیز تعبیه میشود.[۱۵۳]
آیین عروسی کوچیها
[ویرایش | ویرایش مبدأ]مراسم عروسی میان کوچیها بسیار ساده و مختصر برگزار میشود.[۱۵۴] لباس عروس کوچی متشکل از چندین پارچه ازجمله چادر بلند در حدود ۵ متر و روپوش مزین است. تعداد و تغذیهٔ مهمانان عروسی بر اساس بضاعت داماد و بهصورت معمول گوشت گوسفند، برنج و قروت/کشک است. کوچیها برای اینکه نشان دهند عروس با سربلندی راهی خانهٔ داماد میشود، گردن گوسفند قربانی را به عروس اختصاص میدهند.[۱۵۵]
بهداشت کوچیها
[ویرایش | ویرایش مبدأ]کوچیها از وضعیت بهداشتی مناسب بهرهای ندارند. آنها بهداشت شخصی را بهخوبی رعایت نمیکنند و بهدلیل اینکه دائم در سفر هستند دسترسی آسان به پزشک یا مراکز بهداشتی ندارند. آنها در صورتی که از قبرستان بزرگ کوچیها دور باشند، اموات خود را در هر جایی که باشند دفن میکنند.[۱۵۶]
چالشهای زندگی کوچیها
[ویرایش | ویرایش مبدأ]- محیطزیستی: چرای بیرویهٔ دامهای کوچیها، محیط زیست کشور افغانستان را با آسیبهای فراوانی روبرو کرده است؛ نابودی پوشش گیاهی مراتع، زمینهٔ خشکسالیهای متوالی، انقراض نسلهایی از حیات وحش، خیزش گرد و خاکهای موسمی و جریان سیلابهای مخرب را در نقاط مختلف افغانستان فراهم آورده است.[۱۵۷]
- فرهنگی: برخی، کوچیها را ابزار مافیای اقتصادی، قومی و سیاسی بزرگان پشتون در مناطق اعیاننشین پاکستان میدانند که نبض اقتصاد ترانزیتی پاکستان و افغانستان را در دست دارند.[۱۵۸] در دورهٔ جمهوری اسلامی افغانستان، حتی سیاستمدارانی مانند محمداشرف غنی خود را کوچی مینامیدند.[۱۵۹]
- اجتماعی: کوچیهای رمهدار همواره با اکثریت زراعتپیشهٔ افغانستان، در تضاد و کشمکش بودهاند. با روی کار آمدن طالبان در افغانستان و حمایت آنها از کوچیها، هجوم آنها به قصبات و روستاها در مناطق مرکزی و شمالی کشور بهویژه ولایتهای دایکندی، بامیان، غزنی و غور، افزایش یافته است.[۱۶۰]
پشتونستان
[ویرایش | ویرایش مبدأ]پشتونستان یا پختونستان، اصطلاحی است که در مناطق پشتوننشین جنوب و شرق افغانستان، مناطق قبایلی، ایالتهای شمالغربی و بلوچستان پاکستان رایج است و پشتونها که صدها قبیله کوچک و برزگ را تکشیل میدهند، از آن برداشت آرمانی دارند. بخش پاکستانی این منطقه که در دوران استعمار بریتانیا بهعنوان مناطق قبیلهای فدرال شناخته میشد، از چترال در شمال تا سیبی در جنوب غربی امتداد دارد و امروزه با عنوان استان خیبر پختونخوا در تقسیمات اداری پاکستان جای گرفته است. با این حال، این ناحیه میان مردم محلی همچنان با نام تاریخی «افغانیه» شناخته میشود که نشاندهندهٔ پیوندهای عمیق قومی و فرهنگی ساکنان آن با پشتونهای افغانستان است. زبان غالب در این منطقه پشتو است، اگرچه گویشهای محلی دیگری نیز در برخی نواحی رواج دارد. این سرزمین بهدلیل موقعیت حساس مرزی و ویژگیهای قومی-فرهنگی خاص، همواره در مطالعات جغرافیای سیاسی و قومنگاری مورد توجه پژوهشگران بوده است.[۱۶۱]
منطقهٔ پشتونستان و مسئلهٔ خط دیورند همچون زخمی کهنه در روابط افغانستان و پاکستان خودنمایی میکند، زخمی که زندگی روزمرهٔ مردم دو سوی مرز را تحت تأثیر قرار داده است. برای بسیاری از خانوادههای پشتون در مناطق مرزی، خط دیورند، خط مصنوعی استعماری شناخته میشود که باعث جدایی خویشاوندان شده و شیوهٔ معیشت سنتی مبتنی بر کوچ و تجارت مرزی را دچار اختلال کرده است. در طول سالها، مردم این نواحی با وجود تقسیمبندیهای سیاسی، پیوندهای فرهنگی و خویشاوندی خود را حفظ کردهاند؛ از مراسم عروسی که گاه میهمانانش از دو سوی مرز میآیند تا بازارهای هفتگی که کالاها و گویشهای محلی در آن بیتوجه به خطوط مرزی رد و بدل میشود. با این حال، محدودیتهای مرزی موجب شده بسیاری از خانوادهها نتوانند بهراحتی به دیدار بستگان خود بروند یا دامداران مانند گذشته به چراگاههای سنتی خود دسترسی داشته باشند. این شرایط موجب شکلگیری سبک زندگی خاصی در مناطق مرزی شده که در آن مردم به شیوههای مختلف (گاه قانونی و گاه غیررسمی) با این محدودیتها کنار میآیند. تجارت مرزی غیررسمی، بخش جداییناپذیر از معیشت بسیاری از خانوارها است. زنان با مهارت در صنایع دستی مختلف، محصولات خود را از مسیرهای کمکنترل مرزی به آنسو میبرند. مردان جوان بسیاری نیز به کار در بخش حملونقل کالاهای مرزی مشغولاند، شغلی پرخطر که گاه با درگیری با مرزبانان همراه است. این شرایط زندگی، حس تعلق دوگانهای میان ساکنان ایجاد کرده است؛ از یک سو وفاداری به کشور متبوع خود و از سوی دیگر پیوندهای عمیق فرهنگی با همتباران آنسوی مرز.[۱۶۲]
مشاهیر قوم پشتون
[ویرایش | ویرایش مبدأ]برخی از مشهورترین شخصیتهای علمی، فرهنگی و سیاسی پشتون عبارتند از:
- احمدشاه درانی معروف به احمدخان ابدالی (۱۷۲۲–۱۷۷۳م)؛[۱۶۳]
- عبدالغفارخان (۱۸۹۰– ۱۹۸۸م)؛[۱۶۴]
- ناز و توخی (۱۷۱۷–۱۶۵۱م)؛
- خوشحالخان خَتک (۱۶۸۹–۱۶۱۳م)؛
- عبدالرحمان مومند، مشهور به رحمان بابا (۱۰۴۲–۱۱۲۸ق) از معروفترین شاعران دوران آغازین ادبیات پشتو؛[۱۶۵]
- محمود طرزی (۱۹۳۳–۱۸۶۵م)؛[۱۶۶]
- عبدالحی حبیبی (۱۹۸۴–۱۹۱۰م).[۱۶۷]
پانویس
[ویرایش | ویرایش مبدأ]- ↑ یواِنز، افغانستان: مردم و سیاست، 1396ش، ص12.
- ↑ دولتآبادی، شناسنامه افغانستان، 1382ش، ص34.
- ↑ ارزگانی، افغانستان رنگینکمان اقوام، 1390ش، ص59.
- ↑ مرادی، «پیدایش قبایل افغان (پشتون) در خراسان (افغانستان)»، وبسایت بنیاد اندیشه.
- ↑ گریگوریان، ص 29
- ↑ فرهنگ، افغانستان در پنج قرن اخیر، ۱۳۸۵ش، ج1، ص 36ـ39.
- ↑ الفنستون، افغانان: جای، فرهنگ و نژاد (گزارش سلطنت کابل)، 1388ش، ص۴۸۱–۴۸۲؛ اسعدی، جهان اسلام، 1366ش، ج1، ص۷۶.
- ↑ فرهنگ، افغانستان در پنج قرن اخیر، 1385ش، ص 68.
- ↑ شاکری، افغانستان (تاریخ، سرزمین، مردم)، 1384ش، ص25.
- ↑ ارزگانی، افغانستان رنگینکمان اقوام، 1390ش، ص60.
- ↑ فرهنگ، افغانستان در پنج قرن اخیر، 1385ش، ص68.
- ↑ ارزگانی، افغانستان رنگینکمان اقوام، 1390ش، ص61.
- ↑ فرهنگ، افغانستان در پنج قرن اخیر، 1385ش، ص68.
- ↑ «افغان» وبسایت واژهیاب.
- ↑ فرهنگ، افغانستان در پنج قرن اخیر، 1385ش، ص68-69.
- ↑ کلیفورد، سرزمین و مردم افغانستان، 1368ش، ص52.
- ↑ گریگوریان، ظهور افغانستان نوین، 1388ش، ص46.
- ↑ یزدانی، پژوهشی در تاریخ هزارهها، 1372ش، ص125.
- ↑ ارزگانی، افغانستان رنگینکمان اقوام، 1390ش، ص64.
- ↑ "Pashtuns"books.google.
- ↑ «پشتو»، مرکزدایرة المعارف بزرگ اسلامی.
- ↑ ستوده، حدود العالم، 1362ش، ص71-72.
- ↑ مرادی، «پیدایش قبایل افغان (پشتون) در خراسان (افغانستان)»، وبسایت بنیاد اندیشه.
- ↑ مرادی، «پیدایش قبایل افغان (پشتون) در خراسان (افغانستان)»، وبسایت بنیاد اندیشه.
- ↑ مرادی، «پیدایش قبایل افغان (پشتون) در خراسان (افغانستان)»، وبسایت بنیاد اندیشه.
- ↑ مرادی، «پیدایش قبایل افغان (پشتون) در خراسان (افغانستان)»، وبسایت بنیاد اندیشه.
- ↑ . "Pashtuns"books.google.
- ↑ ارزگانی، افغانستان رنگینکمان اقوام، 1390ش، ص71-72.
- ↑ محمدی اشتهاردی، حکومت افغانستان و قوم پشتون، 1377ش، 36-37.
- ↑ «چه کسی بومیتر است؟»، وبسایت شبکه اطلاعرسانی افغانستان.
- ↑ .Jaffrelot, Pakistan: nationalism without a nation?2004, Zed Books, p 27.
- ↑ «تاریخچه مهاجرت افغانستانیها به استرالیا»، وبسایت رادیو نشاط.
- ↑ .Jaffrelot, Pakistan: nationalism without a nation?2004, Zed Books, p 27.
- ↑ فرهنگ، افغانستان در پنج قرن اخیر، ۱۳۸۵ش، ج1، ص 36ـ39.
- ↑ «ترکیب جمعیتی و قومی افغانستان چگونه است؟ + تاریخچه و چند تحقیق متفاوت»، وبسایت انصاف نیوز.
- ↑ خالدی، نوراحمد، «معرفی اقوام عمدهٔ افغانستان – پشتونها»، وبسایت لمر.
- ↑ Afghanistan" ,umsl.edul"
- ↑ «نقشه اقوام افغانستان»، وبسایت شبکه اطلاعرسانی افغانستان.
- ↑ «جغرافیای انسانی افغانستان»، وبسایت سرکنسولگری جمهوری اسلامی ایران هرات.
- ↑ الفنستون، افغانان: جای، فرهنگ و نژاد (گزارش سلطنت کابل)، ۱۳۸۸ش، ص۳۰۱ و ۴۰۵.
- ↑ الفنستون، افغانان: جای، فرهنگ و نژاد (گزارش سلطنت کابل)، 1388ش، ص۲۴۰.
- ↑ گریگوریان، ظهور افغانستان نوین، 1388ش، ص67.
- ↑ ارزگانی، افغانستان رنگینکمان اقوام، 1390ش، ص69.
- ↑ گریگوریان، ظهور افغانستان نوین، 1388ش، ص388-390.
- ↑ الفنستون، افغانان: جای، فرهنگ و نژاد (گزارش سلطنت کابل)، 1388ش، ص۲۸۳–۲۸۶.
- ↑ الفنستون، افغانان: جای، فرهنگ و نژاد (گزارش سلطنت کابل)، 1388ش، ص۲۲۶.
- ↑ «شرح حال بانکهای افغانستان از گذشته تا به حال»، وبسایت شبکۀ اطلاعرسانی.
- ↑ بندریان، «بررسی پدیدهٔ قاچاق مواد مخدر و ضرورت مطالعات آمایشی منطقهٔ مرزی ایران و افغانستان برپایهٔ ایجاد چند ناحیهٔ حایل بین مرزی»، 1391ش، ص236.
- ↑ «رشد 56 هزار هکتاری کشت خشخاش در نخستین سال حکمرانی طالبان»، وبسایت روزنامه اعتماد.
- ↑ ، «65 میلیارد دلار. درآمد حاصل از فروش موادمخدر افغانستان»، پایگاه اطلاعرسانی دولت.
- ↑ فرهنگ، افغانستان در پنج قرن اخیر، ۱۳۸۵ش، ج۱، ص۱۳۵.
- ↑ «حاکمان صد سال گذشتۀ افغانستان کیها بودهاند؟» وبسایت طلوع نیوز
- ↑ فرهنگ، افغانستان در پنج قرن اخیر، ۱۳۸۵ش، ج۱، ص۱۳۵.
- ↑ ارزگانی، افغانستان رنگینکمان اقوام، 1390ش، ص50-60.
- ↑ فکرت، «پشتون»، دانشنامه جهان اسلام، 1375ش، ج1، ص2778.
- ↑ «اقوام ساکن در افغانستان»، وبسایت شبکه اطلاعرسانی افغانستان.
- ↑ ارزگانی، افغانستان رنگینکمان اقوام، 1390ش، ص68.
- ↑ علیآبادی، جامعه و فرهنگ افغانستان، ۱۳۹۵ش، ص 449-452.
- ↑ ارزگانی، افغانستان رنگینکمان اقوام، 1390ش، ص75.
- ↑ «ساختار مذهبی در جامعه افغانستان»، وبسایت اطلاعرسانی افغانستان.
- ↑ و%20چهارده%20وزارت%20خانه%20ی%20مهم%20در «ظرفیتشناسی ؛ قومیت و مذهب، پیچیدگیهای جامعه ی افغانستان»، پایگاه اطلاعرسانی حوزه.
- ↑ «افغان»، وبسایتواژهیاب.
- ↑ الفنستون، افغانان: جای، فرهنگ و نژاد (گزارش سلطنت کابل)، 1388ش، ص۲۱۶.
- ↑ الفنستون، افغانان: جای، فرهنگ و نژاد (گزارش سلطنت کابل)، 1388ش، ص۲۱۷.
- ↑ الفنستون، افغانان: جای، فرهنگ و نژاد (گزارش سلطنت کابل)، 1388ش، ص۲۱۸.
- ↑ گروهیاز پژوهشگران، «همسایه نزدیکتر از خویش: افغانستان از ویژگیهای طبیعی تا خصوصیات انسانی»، 1387ش، ص69.
- ↑ «تاریخ ایجاد زبان افغانی (پشتو) و قواعد آن»، وبسایت خراسان زمین.
- ↑ ارزگانی، افغانستان رنگینکمان اقوام، 1390ش، ص64.
- ↑ . "AFGHANISTAN vi. Paṧto",iranicaonline.
- ↑ سلیمانی، واژههای مشترک زبانهای فارسی و پشتو، معرفی و نقد کتاب، 1382ش، 317-322.
- ↑ ارزگانی، افغانستان رنگینکمان اقوام، 1390ش، ص71.
- ↑ . "The Pashtun Question"books.google.
- ↑ "A Standard Pashto"MacKenzie, D. N.' 1959.
- ↑ «تاریخ ایجاد زبان افغانی (پشتو) وقواعد آن»، وبسایت خراسان زمین.
- ↑ "AFGHANISTAN vi. Paṧto",iranicaonline.
- ↑ زبان باختری در سدههای یکم تا نهم میلادی در سرزمین باستانی بلخ، پیش از گسترش زبان فارسی در شمال ایالت خراسان باستان (افغانستان کنونی) رایج بوده است. ابوالقاسمی، تاریخ زبان فارسی، 1392ش، ص126.
- ↑ خوارزمی از شاخة شمالی زبانهای ایرانی میانة شرقی بود و تا اواخر سدة چهاردهم میلادی در سرزمین خوارزم زنده بود، سپس جایش را به زبان ازبکی داد. (رضایی باغبیدی، تاریخ زبانهای ایرانی، 1388ش، ص95.)
- ↑ . AFGHANISTAN vi. Paṧto",iranicaonline.
- ↑ . AFGHANISTAN vi. Paṧto",iranicaonline.
- ↑ «پشتو (یا پختو) از زبانهای ایرانی شرقی دورة جدید»، وبسایت دانشنامه جهان اسلام.
- ↑ «تاریخ ایجاد زبان افغانی (پشتو) وقواعد آن»، وبسایت خراسان زمین.
- ↑ "AFGHANISTAN vi. Paṧto",iranicaonline.
- ↑ "AFGHANISTAN vi. Paṧto",iranicaonline.
- ↑ Rizwan, Pakistan and the emergence of Islamic militancy in Afghanistan, 2005, p 63.
- ↑ Bryan: "Are we teaching Persian? In: Persian Studies in North America: Studies in Honor of Mohammad Ali Jazayery, 1994, p 1983.
- ↑ گروهیاز پژوهشگران، «همسایه نزدیکتر از خویش: افغانستان از ویژگیهای طبیعی تا خصوصیات انسانی»، 1387ش، ص69.
- ↑ واژهنامه آزاد، ذیل واژه افغان، در وب سایت واژهیاب.
- ↑ علیآبادی، جامعه و فرهنگ افغانستان، ۱۳۹۵ش، ص 286-287.
- ↑ pashtunwali
- ↑ . طاهری، طالبان و تشکیل دولت لویاتان قومی-مذهبی در افغانستان، ص81.
- ↑ . تاجیک و دیگران، «مسکن و پشتونوالی، نگرشی به ارزشهای قومی در معماری خانههای قلعهای پشتونهای افغانستان»، ص82-91.
- ↑ اسعدی، جهان اسلام، ۱۳۶۶ش، ج1، ص۷۸–۸۵.
- ↑ . میرعلی و محسنی، «ویژگیهای قوم پشتون و تآثیر آن بر شکلگیری طالبان»، 1397ش، ص189.
- ↑ . مارسدن، طالبان: جنگ، مذهب، و نظام جدید در افغانستان، 1379ش، ص118.
- ↑ . الفنستون، افغانان: جای، فرهنگ و نژاد (گزارش سلطنت کابل)، 1388ش، ص169-170.
- ↑ . فصیحی، بررسی رابطه دین و سکولاریزاسیون در افغانستان، 1393ش، ص256.
- ↑ . الفنستون، افغانان: جای، فرهنگ و نژاد (گزارش سلطنت کابل)، 1388ش، ص169-170.
- ↑ . تاجیک و دیگران، «مسکن و پشتونوالی، نگرشی به ارزشهای قومی در معماری خانههای قلعهای پشتونهای افغانستان»، ص59.
- ↑ . گریگوریان، ظهور افغانستان نوین، 1388ش، ص61.
- ↑ . میرعلی و محسنی، «ویژگیهای قوم پشتون و تآثیر آن بر شکلگیری طالبان»، 1397ش، ص190.
- ↑ . موسوی، هزارههای افغانستان (تاریخ، فرهنگ، اقتصاد و سیاست)، 1387ش، ص27.
- ↑ . میرعلی و محسنی، «ویژگیهای قوم پشتون و تآثیر آن بر شکلگیری طالبان»، 1397ش، ص192.
- ↑ . میرعلی و محسنی، «ویژگیهای قوم پشتون و تآثیر آن بر شکلگیری طالبان»، 1397ش، ص192.
- ↑ . الفنستون، افغانان: جای، فرهنگ و نژاد (گزارش سلطنت کابل)، 1388ش، ص170.
- ↑ . الفنستون، افغانان: جای، فرهنگ و نژاد، (گزارش سلطنت کابل)، 1388ش، ص170.
- ↑ . فصیحی، بررسی رابطه دین و سکولاریزاسیون در افغانستان، 1393ش، ص258.
- ↑ . الفنستون، افغانان: جای، فرهنگ و نژاد (گزارش سلطنت کابل)، 1388ش، ص170.
- ↑ . میرعلی و محسنی، «ویژگیهای قوم پشتون و تآثیر آن بر شکلگیری طالبان»، 1397ش، ص195.
- ↑ . میرعلی و محسنی، «ویژگیهای قوم پشتون و تآثیر آن بر شکلگیری طالبان»، 1397ش، ص198.
- ↑ . حاجیکریمی، طالبان: خاستگاه و مبانی فکری، 1392ش، ص195.
- ↑ . الفنستون، افغانان: جای، فرهنگ و نژاد (گزارش سلطنت کابل)، 1388ش، ص220-221.
- ↑ . فصیحی، بررسی رابطه دین وسکولاریزسیون در افغانستان، 1393ش، ص258.
- ↑ «عید فطر، بزرگترین عید در افغانستان + عکس»، خبرگزاری تسنیم.
- ↑ "What is Nowruz? The Persian New Year explained."
- ↑ «موسیقی محلی و سازهای موسیقی پاکستان»، پایگاه تخصصی- جامعه و فرهنگ ملل.
- ↑ «موسیقی افغانستان را بهتر بشناسیم»، اعتماد آنلاین.
- ↑ «رقص افغانی»، وبسایت ویکیوند.
- ↑ جمال، «تاریخ اتن ملی در افغانستان»، وبسایت شبکهٔ اطلاعرسانی افغانستان.
- ↑ «اتن؛ رقص ملی افغانستان»، خبرگزاری فرهنگ.
- ↑ «اتن؛ رقص ملی افغانستان»، خبرگزاری فرهنگ.
- ↑ «اتن؛ رقص ملی افغانستان»، خبرگزاری فرهنگ.
- ↑ «اتن ملی»، ویکیوند.
- ↑ مثلاً گند یکی از لباسهای معروف زنان پشتون است. از این قبیل نمونه برای مردان هم پیدا کنید.
- ↑ الفنستون، افغانان: جای، فرهنگ و نژاد (گزارش سلطنت کابل)، 1388ش، ص۲۳۱.
- ↑ «لباسهای محلی؛ هویت فرهنگی جامعه افغانستان»، وبسایت آی فیلم ۲.
- ↑ الفنستون، افغانان: جای، فرهنگ و نژاد (گزارش سلطنت کابل)، 1388ش، ص۲۲۶.
- ↑ الفنستون، افغانان: جای، فرهنگ و نژاد (گزارش سلطنت کابل)، 1388ش، ص۲۲۷.
- ↑ الفنستون، افغانان: جای، فرهنگ و نژاد (گزارش سلطنت کابل)، 1388ش، ص۲۲۷.
- ↑ الفنستون، افغانان: جای، فرهنگ و نژاد (گزارش سلطنت کابل)، 1388ش، ص۲۲۹–۲۳۰.
- ↑ کریکت از کجا به افغانستان آمد؟ ۸صبح 24 سنبله/شهریور 1397 - Sep 15, 2018
- ↑ الفنستون، افغانان: جای، فرهنگ و نژاد (گزارش سلطنت کابل)، 1388ش، ص۲۲۹–۲۳۰.
- ↑ «سنت ازدواج در قوم پشتون»، وبسایت پایگاه تخصصی-تحلیلی جامعه و فرهنگ ملل.
- ↑ میرعلی و محسنی، «ویژگیهای قوم پشتون و تأثیر آن بر شکلگیری طالبان»، 1397ش، ص۱۸۴.
- ↑ الفنستون، افغانان: جای، فرهنگ و نژاد (گزارش سلطنت کابل)، 1388ش، ص۲۱۲.
- ↑ الفنستون، افغانان: جای، فرهنگ و نژاد (گزارش سلطنت کابل)، 1388ش، ص۲۲۶.
- ↑ الفنستون، افغانان: جای، فرهنگ و نژاد (گزارش سلطنت کابل)، 1388ش، ص۲۲۶.
- ↑ سرفراز، «نگاهی به طرح اشرف غنی احمدزی پیرامون مسئلۀ کوچیها»، خبرگزاری اطلاعات روز.
- ↑ انوری، «رسم و رواج عروسی کوچیها»، وبسایت نجلا مایار.
- ↑ «اقوام ساکن در افغانستان»، شبکهٔ اطلاعرسانی افغانستان.
- ↑ اسکندری، «نگاهی به ساختار قومی و احصائیهگیری کوچیهای افغانستان»، وبسایت خراسان زمین.
- ↑ «سالنامهٔ احصائیوی سال 1399»، ادارهٔ ملی احصائیه و معلومات افغانستان، فروردین 1400ش، ص أ.
- ↑ «کوچیان؛ زندگی عجیب کوچیها»، وبسایت یوتیوب هرات پارادیس.
- ↑ عظیمی، «بهاری که با لشکر کوچی یکجا میآید»، خبرگزاری اطلاعات روز.
- ↑ «دیدار از زندگی کوچیها یکی از ثروتمندترین اقوام افغانستان»، وبسایت یوتیوب وطن من.
- ↑ «قانون اساسی افغانستان»، مصوب 1381ش.
- ↑ عظیمی، «بهاری که با لشکر کوچی یکجا میآید»، خبرگزاری اطلاعات روز.
- ↑ کاتب هزاره، سراج التواریخ، 1390ش، ص28.
- ↑ قانعزاده، «تاریخ و گذشتهٔ کوچیها در هزارهجات»، وبسایت هزاره انترنیشنال.
- ↑ «معضل کوچیها؛ حکومت سکوت میکند، طالبان سوء استفاده»، وبسایت خاور میانه.
- ↑ موسوی، «کوچیها در شمال کشور از دسترسی نداشتن به آموزش شکایت دارند»، وبسایت طلوع نیوز.
- ↑ «جابجایی دهها خانوادهٔ کوچی پاکستانی در فاریاب»، خبرگزاری مقاومت.
- ↑ پژواک، «زنان کوچی، زنجیر محرومیت و شلاق مردسالاری»، خبرگزاری اطلاعات روز.
- ↑ «بلوز زنانهٔ کوچی افغان طرح قدیمی»، وبسایت آستین.
- ↑ «کوچیان؛ زندگی عجیب کوچیها»، وبسایت یوتیوب هرات پارادیس.
- ↑ انوری، «رسم و رواج عروسی کوچیها»، وبسایت نجلا مایار.
- ↑ «دیدار از زندگی کوچیها یکی از ثروتمندترین اقوام افغانستان»، وبسایت یوتیوب وطن من.
- ↑ «کوچیها و مضرات آنها در چراگاهها»، شبکهٔ اطلاعرسانی افغانستان.
- ↑ بخشی، «کوچی در افغانستان انگیزهٔ اقتصادی یا قومیتی؟»، وبسایت خبرگزاری جمهور.
- ↑ اسکندری، «نگاهی به ساختار قومی و احصائیهگیری کوچیهای افغانستان»، وبسایت خراسان زمین.
- ↑ میرزایی، «هجوم کوچیها به مناطق مرکزی و شمال افغانستان؛ پیامدها و مسئولیت طالبان»، وبسایت تحلیل روز.
- ↑ ملازهی، «پشتونستان بزرگ»، 1385ش، ص161.
- ↑ منصف، «سرنوشت «پشتونستان آزاد»، وبسایت روزنامۀ ۸صبح.
- ↑ «احمدشاه درانی»، وبسایت روزنامه صبح کابل.
- ↑ «آیا خان عبدالغفارخان خواستار الحاق آنسوی دیورند به افغانستان بود؟»، وبسایت خراسان زمین.
- ↑ ارزگانی، افغانستان رنگینکمان اقوام، 1390ش، ص71.
- ↑ «بحثی پیرامون محمود طرزی»، وبسایت روزنامه صبح کابل.
- ↑ ارزگانی، افغانستان رنگینکمان اقوام، 1390ش، ص71.
منابع
[ویرایش | ویرایش مبدأ]- اسکندری، عبدالمجید، «نگاهی به ساختار قومی و احصائیهگیری کوچیهای افغانستان»، وبسایت خراسان زمین، تاریخ درج مطلب: ۱۰ فروردین ۱۳۹۳ش.
- «آیا خان عبدالغفارخان خواستار الحاق آنسوی دیورند به افغانستان بود؟»، وبسایت خراسان زمین، تاریخ بازدید: ۲ دی ۱۴۰۱ش.
- ابوالقاسمی، محسن، تاریخ زبان فارسی، تهران، سمت، ۱۳۹۲ش.
- «احمدشاه درانی»، وبسایت روزنامه صبح کابل، تاریخ بازدید: ۲۸ آذر ۱۴۰۱ش.
- ارزگانی، مسیح، افغانستان رنگینکمان اقوام، کابل، مرکز مطالعات و انتشارات خراسان، ۱۳۹۰ش.
- اسعدی، مرتضی، جهان اسلام، تهران، مرکز نشر دانشگاهی، ۱۳۶۶ش.
- الفنستون، مونت استوارت، افغانان: جای، فرهنگ و نژاد (گزارش سلطنت کابل)، ترجمه محمدآصف فکرت، مشهد، بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی، چ۳، ۱۳۸۸ش.
- افشار یزدی، محمود، افغان نامه، تهران، سخن، ۱۳۵۹ش.
- «افغان، افغانی، افغانستانی یا افاغنه؟»، خبرگزاری مهر، تاریخ درج مطلب: ۴ اردیبهشت ۱۴۰۲ش.
- «افغان»، وبسایت واژهیاب، تاریخ بازدید: ۲ دی ۱۴۰۱ش.
- «اقوام ساکن در افغانستان»، وبسایت شبکه اطلاعرسانی افغانستان، تاریخ بازدید: ۸ آذر ۱۴۰۱ش.
- «اقوام ساکن در افغانستان»، شبکهٔ اطلاعرسانی افغانستان، تاریخ بازدید: ۶ مهر ۱۴۰۲ش.
- انوری، مهریه، «رسم و رواج کوچیها»، وبسایت نجلا مایار، تاریخ درج مطلب: ۱۴ آبان ۱۳۹۴ش.
- «بحثی پیرامون محمود طرزی»، وبسایت روزنامه صبح کابل، تاریخ بازدید: ۲۸ آذر ۱۴۰۱ش.
- بخشی، احمدشکیب، «کوچی در افغانستان انگیزهٔ اقتصادی یا قومیتی؟»، خبرگزاری جمهور، تاریخ درج مطلب: ۳ مهر ۱۳۹۶ش.
- «بلوز زنانهٔ کوچی افغان طرح قدیمی»، وبسایت آستین، تاریخ بازدید: ۱۲ شهریور ۱۴۰۲ش.
- «پشتو یا پختو از زبانهای ایرانی شرقی دورة جدید»، دانشنامه جهان اسلام، تاریخ بازدید: ۳۰ آذر ۱۴۰۱ش.
- «پشتو»، مرکز دایرةالمعارف بزرگ اسلامی، تاریخ بازدید: ۲ دی ۱۴۰۱ش.
- «پشتونیزم منحیث دستگاهی برای سرکوب غیر پشتونها و زنگ خطر برای تمام اقوام غیر پشتون»، وبسایت کابل پرس، تاریخ بازدید: ۲۸ آذر ۱۴۰۱ش.
- پژواک، جلیل، «زنان کوچی، زنجیر محرومیت و شلاق مردسالاری»، خبرگزاری اطلاعات روز، تاریخ درج مطلب: ۲۴ فروردین ۱۳۹۸ش.
- تاجیک، صدرالدین و دیگران، «مسکن و پشتونوالی، نگرشی به ارزشهای قومی در معماری خانههای قلعهای پشتونهای افغانستان»، در نشریه هنرهای زیبا - معماری و شهرسازی، شماره ۴، دوره ۲۱، ۱۳۹۵ش.
- «تاریخ ایجاد زبان افغانی (پشتو) و قواعد آن»، وبسایت خراسان زمین، تاریخ بازدید: ۳۰ آذر ۱۴۰۱ش.
- «تاریخچه مهاجرت افغانستانیها به استرالیا»، وبسایت رادیو نشاط، تاریخ درج مطلب: ۱۱ اکتبر ۲۰۲۴م.
- «تبعات تسلط تک قومیتی در افغانستان»، وبسایت مؤسسه مطالعات راهبری شرق، تاریخ بازدید: ۲۸ آذر ۱۴۰۱ش.
- «ترکیب جمعیتی و قومی افغانستان چگونه است؟ + تاریخچه و چند تحقیق متفاوت»، وبسایت انصاف نیوز، تاریخ درج مطلب: ۵ مهر ۱۴۰۲ش.
- «جابهجایی دهها خانوادهٔ کوچی پاکستانی در فاریاب»، خبرگزاری مقاومت، تاریخ درج مطلب: ۳۰ مرداد ۱۴۰۲ش.
- «جغرافیای انسانی افغانستان»، وبسایت سرکنسولگری جمهوری اسلامی ایران هرات، تاریخ بازدید: ۲۸ آذر ۱۴۰۱ش.
- «چه کسی بومیتر است؟»، وبسایت شبکه اطلاعرسانی افغانستان، تاریخ بازدید: ۲۳ آذر ۱۴۰۱ش.
- حاجیکریمی، مازیار، طالبان: خاستگاه و مبانی فکری، تهران، کانون اندیشه جوان، ۱۳۹۲ش.
- «حاکمان صد سال گذشتهٔ افغانستان کیها بودهاند؟» وبسایت طلوع نیوز، تاریخ درج مطلب: ۳۰ اسفند ۱۳۹۹ش
- «حذف گذشته فرهنگی ملیتهای افغانستان با توزیع تذکره تابعیت الکترونیکی». وبسایت جاودان، تاریخ بازدید: ۲۸ آذر ۱۴۰۱ش.
- دهخدا، علیاکبر، لغتنامه، تهران، مؤسسهٔ انتشارات و چاپ دانشگاه تهران، ۱۳۷۷ش.
- دولتآبادی، بصیر احمد، شناسنامه افغانستان، تهران، عرفان، ۱۳۸۲ش.
- «دیدار از زندگی کوچیها یکی از ثروتمندترین اقوام افغانستان»، وبسایت یوتیوب وطن من، تاریخ بازدید: ۱۸ شهریور ۱۴۰۲ش.
- «رشد ۵۶ هزار هکتاری کشت خشخاش در نخستین سال حکمرانی طالبان»، وبسایت روزنامهٔ اعتماد، تاریخ درج مطلب: ۱۹ بهمن ۱۴۰۱ش.
- رضایی باغبیدی، حسن، تاریخ زبانهای ایرانی، تهران، مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، ۱۳۸۸ش.
- «ساختار مذهبی در جامعه افغانستان»، وبسایت اطلاعرسانی افغانستان، تاریخ بازدید: ۲۸ آذر ۱۴۰۱ش.
- سالنامهٔ احصائیوی سال ۱۳۹۹ش، ادارهٔ ملی احصائیه و معلومات افغانستان، شمارهٔ ۴۲، نسخهٔ اول، فروردین ۱۴۰۰ش.
- ستوده، منوچهر، حدود العالم من المشرق الی المغرب، تهران، طهوری، ۱۳۶۲ش.
- سرفراز، شاهرخ، «نگاهی به طرح اشرف غنی احمدزی پیرامون مسئلهٔ کوچیها»، خبرگزاری اطلاعات روز، تاریخ درج مطلب: ۲۱ اسفند ۱۳۹۲ش.
- سلیمانی، سید قیوم، «واژههای مشترک زبانهای فارسی و پشتو»، معرفی و نقد کتاب، فصلنامه سیاست خارجی، سال هفدهم، شماره ۱، بهار ۱۳۸۲ش.
- «سنت ازدواج در قوم پشتون»، وبسایت پایگاه تخصصی-تحلیلی جامعه و فرهنگ ملل، تاریخ درج مطلب: ۳ مرداد ۱۴۰۳ش.
- شاهی، مریم، «پشت پردهٔ کوچ اجباری در افغانستان؛ طالبان چگونه به زور گروههای قومی را جابهجا میکنند»، وبسایت یورونیوز، تاریخ درج مطلب: ۲۲ آذر ۱۴۰۱ش.
- شاکری، محمود، افغانستان (تاریخ، سرزمین، مردم)، ترجمه عزیزالله علیزاده مالستانی، تهران، عرفان، ۱۳۸۴ش.
- «شرح حال بانکهای افغانستان از گذشته تا به حال»، وبسایت شبکهٔ اطلاعرسانی افغانستان، ۲۱ مرداد ۱۳۹۳ش.
- طاهری، محمدحنیف، «طالبان و تشکیل دولت لویاتان قومی-مذهبی در افغانستان» در دوفصلنامه پرتو خرد، شماره ۲۳، سال سیزدهم، ۱۴۰۱ش.
- عظیمی، زهما، «بهاری که با لشکر کوچی یکجا میآید»، خبرگزاری اطلاعات روز، تاریخ درج مطلب: ۲۸ فروردین ۱۴۰۲ش.
- «ظرفیتشناسی؛ قومیت و مذهب، پیچیدگیهای جامعهٔ افغانستان»، پایگاه اطلاعرسانی حوزه، تاریخ درج مطلب: ۲ مهر ۱۳۸۸ش.
- «عید فطر، بزرگترین عید در افغانستان + عکس»، خبرگزاری تسنیم، تاریخ درج مطلب: ۲۸ تیر ۱۳۹۸ش.
- فرهنگ، میر محمد صدیق، افغانستان در پنج قرن اخیر، تکجلدی، تهران، عرفان، ۱۳۸۵ش.
- فصیحی، امانالله، بررسی رابطه دین و سکولاریزسیون در افغانستان، پایاننامه دکتری، دانشگاه تهران، ۱۳۹۳ش.
- فکرت، محمدآصف، «پشتون»، دانشنامه جهان اسلام، تهران، بنیاد دائرةالمعارف اسلامی، ۱۳۷۵ش.
- قانعزاده، نبی، «تاریخ و گذشتهٔ کوچیها در هزارهجات»، وبسایت هزاره انترنشنال، تاریخ درج مطلب: ۲۴ تیر ۱۳۸۶ش.
- «قانون اساسی افغانستان» (مصوب ۱۳۸۱ش)، وبسایت وزارت عدلیه، تاریخ بازدید: ۲۰ شهریور ۱۴۰۲ش.
- کاتب هزاره، ملا فیضمحمد، سراج التواریخ، کابل، امیری، ۱۳۹۰ش.
- کلیفورد، مری لوئیس، سرزمین و مردم افغانستان، ترجمه مرتضی اسعدی، تهران، علمی و فرهنگی، ۱۳۶۸ش.
- «کوچیان؛ زندگی عجیب کوچیها»، وبسایت یوتیوب هرات پارادیس، تاریخ بازدید: ۱۷ شهریور ۱۴۰۲ش.
- «کوچیها و مضرات آنها در چراگاهها»، شبکهٔ اطلاعرسانی افغانستان، تاریخ درج مطلب: ۱ اسفند ۱۳۹۲ش.
- «کوچیهای افغانستان»، وبسایت ویکیوند، تاریخ بازدید: ۱۲ شهریور ۱۴۰۲ش.
- «لباسهای محلی؛ هویت فرهنگی جامعه افغانستان»، وبسایت آی فیلم ۲، تاریخ بازدید: ۲۴ تیر ۱۴۰۴ش.
- «لنگی یا دستار پوششی بسیار قدیمی در افغانستان»، وبسایت مجله خامک، تاریخ بازدید: ۲ دی ۱۴۰۱ش.
- مارسدن، پتر، طالبان: جنگ، مذهب، و نظام جدید در افغانستان، ترجمه کاظم فیروزمند، تهران، مرکز، ۱۳۷۹ش.
- مرادی، صاحبنظر، «پیدایش قبایل افغان (پشتون) در خراسان (افغانستان)»، وبسایت بنیاد اندیشه، تاریخ درج مطلب: ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۳ش.
- «مستند کوچی؛ جنگ برای چی؟ و ضرورت جبههٔ مقاومت برای هزارستان»، وبسایت یوتیوب تلویزیون بامیان، تاریخ بازدید: ۱۹ شهریور ۱۴۰۲ش.
- «معضل کوچیها؛ حکومت سکوت میکند، طالبان سوء استفاده»، وبسایت خاور میانه، تاریخ بازدید: ۱۰ شهریور ۱۴۰۲ش.
- ملازهی، پیرمحمد، «پشتونستان بزرگ»، مجلهٔ مطالعات راهبردی جهان اسلام، شماره ۲۸، ۱۳۸۵ش.
- «ملتی از تاجران که به دنبال صلح هستند»، وبسایت تریبون، تاریخ بازدید: ۹ آذر ۱۴۰۱ش.
- منصف، عزیز، «سرنوشت «پشتونستان آزاد»، وبسایت روزنامهٔ ۸صبح، تاریخ درج مطلب: ۹ خرداد ۱۳۹۷ش.
- موسوی، عارف، «کوچیها در شمال کشور از دسترسی نداشتن به آموزش شکایت دارند»، وبسایت طلوع نیوز، تاریخ درج مطلب: ۸ آبان ۱۳۹۶ش.
- موسوی، سیدعسکر، هزارههای افغانستان (تاریخ، فرهنگ، اقتصاد و سیاست)، ترجمه اسدالله شفایی، قم، اشک یاس، ۱۳۸۷ش.
- «موسیقی افغانستان را بهتر بشناسیم»، اعتماد آنلاین، تاریخ درج مطلب: ۳۱ تیر ۱۳۹۸ش.
- «موسیقی محلی و سازهای موسیقی پاکستان»، پایگاه تخصصی- جامعه و فرهنگ ملل، تاریخ درج مطلب: ۴ دی ۱۴۰۳ش.
- میرزایی، تقی، «هجوم کوچیها به مناطق مرکزی و شمال افغانستان؛ پیامدها و مسئولیت طالبان»، وبسایت تحلیل روز، تاریخ درج مطلب: ۲۰ خرداد ۱۴۰۲ش.
- میرعلی، محمدعلی و محسنی، محمد، «ویژگیهای قوم پشتون و تأثیر آن بر شکلگیری طالبان»، مجلهٔ مطالعات تاریخی جهان اسلام، شمارهٔ ۱۱، بهار و تابستان ۱۳۹۷ش.
- «نامهای افغانستان در گستره تاریخ» وبسایت، باشگاه خبرنگاران جوان، تاریخ بازدید: ۱۶ آذر ۱۴۰۱ش.
- «نقشه اقوام افغانستان»، وبسایت اطلاعرسانی افغانستان، تاریخ بازدید: ۲۸ آذر ۱۴۰۱ش.
- «هزاره»، ویکی شیعه، تاریخ بازدید: ۱۸ مهر ۱۴۰۲ش.
- همایش «کوچیگری در افغانستان (پیشینه، چالشها و راهکارها)»، وبسایت نسل پامیر، تاریخ بازدید: ۱۱ شهریور ۱۴۰۲ش.
- گروهیاز پژوهشگران، «همسایه نزدیکتر از خویش: افغانستان از ویژگیهای طبیعی تا خصوصیات انسانی»، مقالاتی از دائرهالمعارف ایرانیکا، ترجمه سعید ارباب شیرانی و هوشنگ اعلم، تهران، کتاب مرجع، ۱۳۸۷ش.
- وارتان گریگوریان، ظهور افغانستان نوین، ترجمه علی عالمی کرمانی، تهران، عرفان، ۱۳۸۸ش.
- واژهنامه آزاد، در وبسایت واژهیاب، تاریخ بازدید: ۹ آذر ۱۴۰۱ش.
- یزدانی، کاظم، پژوهشی در تاریخ هزارهها، قم، مهر، ۱۳۷۲ش.
- یواِنز، مارتین، افغانستان: مردم و سیاست، ترجمه سیما مولایی، تهران، ققنوس، ۱۳۹۶ش.
- «۴۰ هزار مدرسه دینی برای قالببندی ذهنها و نگاه یکسانسازی برنامه درسی مدارس امروزی»، پایگاه تخصصی-تحلیلی جامعه و فرهنگ ملل، تاریخ درج مطلب: ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۴ش.
- «۶۵ میلیارد دلار؛ درآمد حاصل از فروش مواد مخدر افغانستان»، پایگاه اطلاعرسانی دولت، تاریخ درج مطلب: ۹ دی، ۱۴۰۲ش.
- Afghanistan" ,umsl.edul" Date of visit: 14 December, 2022
- " A Secret Deal on Drones, Sealed in Blood", The New York Times, Date of visit: 14 December, 2022.
- "A Standard Pashto"MacKenzie, D. N.'Bulletin of the School of Oriental and African Studies, University of London, Vol. 22, No. 1/3, 1959.
- "AFGHANISTAN vi. Paṧto”, iranicaonline,14 December, 2022.
- "The Pashtun Question"books.google, 14 December, 2022.
- Bryan, Spooner, "Are we teaching Persian? «In: Persian Studies in North America: Studies in Honor of Mohammad Ali Jazayery, Mehdi Marashi (ed.), Bethesda, Iranbooks, 1994.
- Rizwan, Hussain, Pakistan and the emergence of Islamic militancy in Afghanistan, Burlington, Ashgate, 2005.
- "The Pashtun Question"books.google, Date of visit: 14 December, 2022.
- Jaffrelot, Christophe, Pakistan: nationalism without a nation?, to books.google.com, Date of visit: 14 December, 2022.
- What is Nowruz? The Persian New Year explained, middle east eye, Date of visit: 14 December, 2022.
