پیشنویس:غزنی
الگو:بزرگ ولایتی در جنوبشرق افغانستان با سابقهٔ تمدنی کهن.
غزنی، از ولایتهای باستانی افغانستان بوده و از نظر تاریخی، از مراکز فرهنگ و ادب منطقه بهشمار میرود. در این ولایت، شاعران، نویسندگان، پژوهشگران، هنرمندان و عالمان زیادی زیستهاند که در غنیسازی فرهنگ و کسب افتخارات تاریخی غزنی، نقش مهم داشتهاند.
غزنی در دورهٔ غزنویان به یک «میدان فرهنگی» مسلط تبدیل شد که در آن، سرمایههای فرهنگی، اجتماعی و نمادین حول محور دربار سلطان محمود غزنوی بازتولید میشد. این شهر با جذب و حمایت از روشنفکران و هنرمندان برجستهای چون فردوسی و ابوریحان بیرونی، اقدام به تولید «سرمایه نمادین» کرد که تسلط فرهنگی و مشروعیت سیاسی امپراتوری غزنوی را تثبیت کرد. دستاوردهای این دوره، از شاهنامه تا معماری ترکیبی، به مثابه ابزارهایی برای نمایش قدرت و ایجاد یک «هویت جمعی» ممتاز عمل میکرد که جایگاه غزنی را بهعنوان قطب فرهنگی جهان فارسیزبان تثبیت کرد.
این ولایت، که در دوران جنگهای داخلی متحمل خسارات گسترده بهویژه در بناهای تاریخی شد، در دورهٔ حکومت جمهوری اسلامی افغانستان پس از ۱۳۸۱ش با حمایت جامعهٔ بینالمللی، روند بازسازی و نوسازی را آغاز کرد.
نامگذاری غزنی
[ویرایش | ویرایش مبدأ]واژهٔ غزنی در ریشهشناسی تاریخی خود حامل معانی متعددی بوده که هر یک ابعاد مختلف هویت این شهر کهن را بازتاب میدهد. بر اساس مستندات تاریخی، این نام از واژهٔ «غزنه» مشتق شده که به مفهوم گشادهترین و پاکیزهترین شهرها تفسیر شده است. پیش از این نامگذاری، این منطقه با عنوان زاول شناخته میشده که پس از استیلای ترکان غز، بهصورت تدریجی به غزنه و سپس غزنین تغییر یافته است.[۱]
یاقوت حموی در آثار خود بهصورت مشخص بهشکل تعریبشدهٔ «جزنه» اشاره کرده که بیانگر وسعت و اهمیت این شهر در حوزهٔ خراسان تاریخی و بهعنوان یکی از نقاط شاخص زابلستان محسوب میشود. در میان عوام تلفظ غزنه یا غزنی رواج داشته، حال آن که اهل علم و ادب صورت صحیح آن را غزنین ثبت کردهاند.[۲]
برخی از پژوهندگان با استناد به شواهد زبانی، این نام را مرتبط با واژهٔ «گنجه» دانستهاند که حاکی از مفهوم گنجینه است. در مقابل، عدهای دیگر با اتکا به پوشش گیاهی منطقه، ریشهٔ نامگذاری را در «گزنه» جستجو کردهاند که پس از تحولات آوایی بهصورت جزنه یا غزنه درآمده است.[۳]
هیوان تسانگ، جهانگرد چینی که در سدهٔ هفتم میلادی از این منطقه دیدن کرده، در سفرنامهٔ خود آن را با نام «هوسینا» ثبت کرده که برخی محققان آن را معادل «کانتراک» دانستهاند. همچنین نظریهای وجود دارد که غزنی را شکل تحولیافتهٔ «گَزنگ» به معنای خزانهٔ حکومتی میداند.[۴]
مورخان دورهٔ اسلامی در آثار خود بهصورت متناوب از دو صورت غزنه و غزنین استفاده کردهاند. در میان نظریات دیگر، برخی پژوهندگان غزنی را با «کخره» در متون اوستایی مرتبط دانستهاند (سیزدهمین سرزمین اوستایی)، حال آن که منابع یونانی باستان این شهر را تحت عنوان «غازوس» معرفی کردهاند. محققان این تنوع در نامگذاری را بیانگر غنای تاریخی و تمدنی این منطقه میدانند.[۵]
تاریخچه غزنی
[ویرایش | ویرایش مبدأ]دوران باستان و پیش از اسلام
[ویرایش | ویرایش مبدأ]غزنی از کهنترین سکونتگاههای بشری در افغانستان محسوب میشود و آثار کشفشده از دشت «ناوُر» این ولایت، با قدمت بیش از ۱۰۰ هزار سال، گواهی بر حضور انسان در دورهٔ پارینهسنگی است.[۶] در سدهٔ ششم پیش از میلاد، این منطقه به قلمرو هخامنشیان پیوست و در دورهٔ اسکندر مقدونی (۳۲۹ پیش از میلاد) بهعنوان «اسکندریه در اُپیانا» بازسازی شد. تا سدهٔ هفتم میلادی، غزنی یکی از کانونهای مهم بودایی در آسیای مرکزی بود که با ورود اسلام، تحولات فرهنگی و دینی جدیدی را تجربه کرد.[۷]
عصر شکوفایی فرهنگ اسلامی
[ویرایش | ویرایش مبدأ]غزنی در سدهٔ چهارم هجری بهعنوان پایتخت سلسلهٔ غزنویان انتخاب شد و به اوج شکوفایی فرهنگی و تمدنی رسید. سلطان محمود غزنوی با حمایت از شاعران، دانشمندان و هنرمندان، این شهر را به مهمترین مرکز ادبیات فارسی تبدیل کرد که به عروس شهرها معروف شد. حضور چهرههایی مانند فردوسی، ابوریحان بیرونی، بیهقی و سنایی غزنوی، غزنی را به نماد تعالی فرهنگی تبدیل کرد. شکوفایی ادبیات فارسی، تولید شاهنامهٔ فرودسی، سبک معماری ترکیبی ایرانی-هندی، ساخت مساجد باشکوه و توسعه فضای شهری از دستاوردهای این دوره بود.[۸]
تحولات اجتماعی و اقتصادی
[ویرایش | ویرایش مبدأ]دولت غزنوی با ایجاد ساختارهای مدیریتی متمرکز، امنیت و رفاه اجتماعی را تأمین کرد. سیاستهایی مانند معافیتهای مالیاتی، احداث سازههای عمومی و حمایت از تولیدات هنری، سبب ارتقای سبک زندگی شهروندان شد. هنرهای متنوعی شامل خوشنویسی، تذهیب، فلزکاری و معماری در این دوره به شکوفایی رسید.[۹]
تجدید حیات فرهنگی و رونق شهری
[ویرایش | ویرایش مبدأ]تجدید حیات فرهنگی که از دورهٔ سامانیان در بخارا آغاز شده بود، به غزنه نیز انتقال یافت و سلاطین غزنوی را به شکوفایی هرچه بیشتر این شهر ترغیب نمود. ثروت حاصل از فتوحات نظامی، زمینهٔ تبدیل غزنه به یک کلانشهر فرهنگی را فراهم کرد. سلاطین غزنوی با اشتیاق فراوان به زیباسازی پایتخت خود پرداختند که نتیجهٔ آن احداث مساجد باشکوه، باغهای گسترده، کاخهای متعدد و رشد چشمگیر هنرهایی همچون نقاشی بود. این تحولات باعث شد غزنه به یکی از برجستهترین شهرهای عصر خود تبدیل شود.[۱۰]
تحول در سبک زندگی و معماری
[ویرایش | ویرایش مبدأ]پیش از تشکیل حکومت غزنویان، معماری در غزنه که تحت ادارهٔ حاکمان محلی بود، مورد توجه چندانی قرار نداشت. اما با به قدرت رسیدن این سلسله، معماری به یکی از اولویتهای اصلی تبدیل شد. احداث عمارتهای متعدد و باشکوه، چهرهٔ شهر را از یک منطقهٔ حاشیهای به یک پایتخت بزرگ و تأثیرگذار تغییر داد. این تحولات نه تنها در کالبد شهر، بلکه در سبک زندگی ساکنان آن نیز تأثیر گذاشت و غزنه را به مرکزی برای تجلی هنر و معماری پیشرفته تبدیل کرد.[۱۱]
گسترش زبان فارسی و فرهنگ اسلامی
[ویرایش | ویرایش مبدأ]غزنی با پرورش شاعران و ادیبان برجسته، زبان فارسی را بهعنوان حامل اصلی فرهنگ اسلامی در شبهقارهٔ هند تثبیت کرد. این فرایند نه تنها بر ادبیات، بلکه بر معماری، هنرهای تجسمی و حتی الگوهای مصرف و پوشش در سرزمینهای تحت نفوذ غزنویان تأثیر گذاشت. سبک زندگی مبتنی بر آموزههای اسلامی-ایرانی از طریق شبکههای تجاری و فرهنگی از غزنی به دیگر مناطق صادر شد.[۱۲]
الگوسازی همزیستی فرهنگی
[ویرایش | ویرایش مبدأ]این شهر در اوج شکوفایی خود، نمونهای بارز از همزیستی مسالمتآمیز اقوام و مذاهب مختلف بود. سبک زندگی در غزنی تاریخی نشان میدهد که چگونه فرهنگ اسلامی در تعامل با سنتهای محلی توانست الگویی منعطف و پایدار ایجاد کند. این تعامل فرهنگی نه تنها در تولید آثار علمی و ادبی، بلکه در شکلگیری نهادهای اجتماعی، معماری شهری و حتی آداب روزمره زندگی تأثیر عمیقی برجای گذاشت.[۱۳]
جغرافیا و جمعیت غزنی
[ویرایش | ویرایش مبدأ]جغرافیای تاریخی غزنی
[ویرایش | ویرایش مبدأ]غزنی در متون جغرافینویسان قرن چهارم هجری بهعنوان شهری بزرگ، مهم و بازرگانی توصیف شده که دروازهٔ هند محسوب میشده است. غزنی در برخی منابع کهن ولایتی پهناور در مرز خراسان و هند معرفی شده است. توابع غزنی شامل شهرهای متعددی از جمله گردیز، سکاوئد، نوه بردن، دمراخی، حشباره، فرمل، سرهون، لجراء خواشت، غراب، زاوم، کاویل، کابل، لمغان، بودن و لهوگر بود. همچنین ناحیه والشتان با شهرهای افشین، اسپیدچه، مستنگ، شال، سکیره و سیوه جزئی از قلمرو غزنی محسوب میشد.[۱۴]
غزنی مرکز زابلستان
[ویرایش | ویرایش مبدأ]بر اساس منابع دورهٔ اسلامی، غزنی بهعنوان مرکز زابلستان شناخته میشد. زابلستان ناحیهای پهناور و مستقل در جنوب بلخ و تخارستان بود که به زوال (زال) جد رستم منسوب شده است. عبدالحی حبیبی با استناد به سفرنامهٔ هیوان تسنگ (قرن هفتم میلادی) تأیید میکند که غزنی پایتخت زابلستان (تسوکوجا) بوده است. هیوان تسنگ از غزنی با نام «هوسینا» یاد کرده و آن را شهر اصلی منطقه توصیف کرده که دارای زمینهای حاصلخیز برای کشاورزی و تولید گندم زمستانه بوده است.[۱۵]
همچنین شهر دیگری به نام «هوسالو» (احتمالاً هرازم) در این ناحیه وجود داشت که بهدلیل چشمهسارهای فراوان، برای کشاورزی مناسب بود. زابلستان در آن دوره دارای حکومتی مستقل و پادشاهی مقتدر بود که به علم و دین علاقه داشت و بهعنوان میراثدار سنتهای کهن حکمرانی در منطقه محسوب میشد. این جایگاه تاریخی، غزنی را به بستر تمدن شرق اسلامی و حلقه وصل فرهنگهای خراسان و هند تبدیل کرده بود.[۱۶]
جغرافیای امروزی غزنی
[ویرایش | ویرایش مبدأ]امروزه ولایت غزنی یکی از ۳۴ ولایات افغانستان در جنوبشرق این کشور با ارتفاع ۲۲۱۹ متر از سطح دریا و در سراشیبی ارتفاعات سفیدکوه که به سوی جنوب امتداد مییابد، در بین جادهٔ قندهار-کابل قراردارد. غزنی از نظر مختصات جغرافیایی، بین ۳۲ درجه و ۴ دقیقه تا ۳۴ درجه و ۱۳ دقیقه عرض شمالی و ۶۶ درجه و ۴۹ دقیقه تا ۶۸ درجه و ۴۹ دقیقه عرض شرقی قرار گرفته است.[۱۷]
ولایت غزنی از شمال با ولایت بامیان و میدان وردک، از جنوب و جنوبغربی با ولایت زابل، از شرق با ولایت لوگر و پکتیا، از جنوبشرق با ولایت پکتیکا و از غرب با ولایت ارزگان و دایکندی همسایه است و با کابل پایتخت کشور ۱۳۵ کیلومتر فاصله دارد.[۱۸]
همچنین این ولایت بهدلیل موقعیت جغرافیایی ویژه و نیز جمعیت زیاد از نظر اداری به ولایت بزرگ (در پشتو: لوی ولایت) ارتقا یافته و از ولایات درجه یک کشور محسوب میشود.[۱۹] ساکنان این شهر را غزنوی و در گویش محلی غزنیچی میگویند.[۲۰]
کوههای عزنی
[ویرایش | ویرایش مبدأ]ولایت غزنی با برخورداری از رشتهکوههای مهمی مانند قادهٔ باریک در شمالغرب، شنکی در جنوب، جرکنه در جنوبشرق، هندوکش در شمال شرق و کوه بابا در شمال، از توپوگرافی پیچیده و متنوعی برخوردار است. این ارتفاعات علاوهبر نقش تعیینکنندهای که در شکلگیری الگوهای آبوهوایی منطقه دارد، منبع مهم تأمین منابع آب این ولایت محسوب میشود.[۲۱]
از منظر اجتماعی-اقتصادی، این کوهستانها شاهد چالشهای تاریخی بوده است؛ زیرا کوچنشینان پشتون از دیرباز از امتیازات ویژهای برای استفاده از مراتع کوهستانی برخوردار بودهاند که به تصمیمات دورهٔ امیر عبدالرحمان بازمیگردد. این امتیازات همواره مورد اعتراض جوامع هزارهٔ ساکن در این مناطق بوده است، چرا که به عقیدهٔ آنان این حقوق سنتی آنها را نادیده گرفته و منجر به تضییع حقوق مالکیت و بهرهبرداری آنها از زمینهای مرتعی شده است.[۲۲]
درگیریهای ناشی از این اختلافات بر سر منابع طبیعی، بهویژه در فصل تابستان که کوچنشینان به این مناطق کوچ میکنند، تأثیرات عمیقی بر سبک زندگی و امنیت معیشتی مردم بومی داشته است. این تنشها نه تنها بر اقتصاد محلی تأثیر گذاشته، بلکه بر روابط اجتماعی و فرهنگی بین طوایف مختلف ساکن در منطقه نیز سایه افکنده است.[۲۳]
منابع آبی
[ویرایش | ویرایش مبدأ]منابع آب ولایت غزنی شامل چشمهها، کاریزها، رودها و بندهای (سد) ذخیرهای است که مقدار زیاد آبهای زراعتی از کاریزها، بندهای ذخیرهای و چشمهها به دست میآید. بارندهگی سالانه در این ولایت ۲۵۴ ملیمتر و از نگاه منابع آبی، غنی است. ۱۲۸۰ رشته کاریز در این ولایت در ادارهٔ املاک ولایت غزنی ثبت شده که تقریباً ۶۵درصد و چشمهها در حدود ۱۰درصد و ۵ بند ذخیرهای بزرگ و کوچک آب وجود دارد که بهطور تقریبی در حدود ۲۵ درصد زمینهای زراعتی این ولایت را آبیاری میکند.[۲۴]
رودخانه غزنی
[ویرایش | ویرایش مبدأ]رودخانهٔ غزنی که از ارتفاعات بهسود سرچشمه میگیرد، پس از عبور از دشت ناور و شهر غزنی، در ولسوالی ناوه به آب ایستاده غزنی میریزد. این شبکه آبی پیچیده، نقش حیاتی در تأمین آب کشاورزی دشتهای حاصلخیز منطقه داشته و اساس اقتصاد زراعی غزنی را تشکیل میدهد.[۲۵]
بندهای (سد) غزنی
[ویرایش | ویرایش مبدأ]مهمترین بندهای ذخیرهای، عبارت از بند زنخان، بند سرده، بند دهنهٔ شیر، بند بایی (بهایی)، بند باغچری (بچخری)، آب ایستاده ناهور و بند ذخیرهای سلطان است. برای مثال طول دیوار بند سلطان ۲۳۰ متر، عرض تحتانی دیوار ۴۶ متر، عرض قسمت فوقانی دیوار شش متر و ارتفاع آن ۲۸ متر است و دارای دو دروازه خروجی و یک پرچاوهٔ خودکار (اتوماتیک) میباشد. بند سلطان، دارای ظرفیتی تا ۸میلیون متر مکعب آب است که حدود ۵۰ هزار خانواده از آن بهرهمند و ۲ هزار و ۵۰۰ هکتار زمین زراعتی از این بند آبیاری میشود.[۲۶]
پوشش گیاهی
[ویرایش | ویرایش مبدأ]پودینه، زیرهٔ کوهی، هنگ، شیرینبویه و اسپند، از مشهورترین گیاهان دارویی است که در غزنی یافت میشود. این گیاهان بهدلیل عدم توسعهٔ سیستم پزشکی مدرن و رواج طب سنتی، نقش محوری در نظام درمانی مردم منطقه دارد.[۲۷]
حیوانات و طیور
[ویرایش | ویرایش مبدأ]علاوهبر حیوانات اهلی، حیوانات وحشی گرگ، شغال، روباه، خرگوش، خوک، جیره، موش، خارپشت، پشک کوهی، گوزن، آهوی مارخور، آهوی رنگ، آهوی غزال، موش صحرایی و موش خرما در این ولایت پیدا میشود.
همچنین پرندهگانی مانند: عقاب، باشه، باز، مینا، موسیچه، بوم - جغد، قمری، کبوتر، کبک، مرغابی، یورمه دغدغ، مرغ کلنگ، گنجشک، بلبل، ساهره، بودنه، زاغ، هدهد و برخی دیگر از انوع پرندهگان در غزنی وجود دارند. این جانوران نقش حیاتی در حفظ تعادل اکوسیستم منطقه داشته و بهعنوان بخشی جداییناپذیر از سبک زندگی روستایی و عشایری، در معیشت، فرهنگ و باورهای درمانی سنتی مردم غزنی تأثیر عمیقی بر جای گذاشته است.[۲۸]
آبوهوای غزنی
[ویرایش | ویرایش مبدأ]ولایت غزنی دارای آب و هوای نیمهصحرایی و کوهستانی با تنوع دمایی قابل توجه است که در تنوع سبک زندگی، معماری و الگوی معیشت مردم منطقه نقش مهم دارد. برای مثال در دشت ناهور در شمال غزنی، دمای هوا در تابستان به ۲۵ تا ۳۰ درجهٔ سانتیگراد میرسد، در حالی که زمستانهای بسیار سردی دارد با دمای منفی ۲۵ درجهٔ سانتیگراد و این سرما شرایطی دشوار برای سکونت ایجاد میکند.[۲۹]
منطقهٔ آب ایستاده در جنوب غزنی با حداقل دمای منفی ۱۵ درجه در زمستان، هوای معتدلتری دارد. دورهٔ گرم سال در برخی مناطق غزنی ۱۸۸ روز به طول میانجامد و دورهٔ سرد و بارانی از ۱۲ اکتبر تا ۱۰ آوریل ادامه دارد. میانگین بارندگی سالانه ۲۲۹۶ میلیمتر که بر الگوی کشاورزی و سبک زندگی ساکنان تأثیر مستقیم دارد.[۳۰]
جمعیتشناسی غزنی
[ویرایش | ویرایش مبدأ]براساس احصائیهٔ مرکزی در ۱۳۹۹ش، ولایت غزنی دارای ۱٬۳۶۲٬۵۰۴ نفر جمعیت بوده و از ولایتهای پرنفوس افغانستان بهشمار میرود.[۳۱] هزارهها، پشتونها، تاجیکها و قزلباشها، جمعیت اصلی این ولایت را تشکیل میدهند و مردمان این ولایت مسلمان حنفی و شیعه هستند.[۳۲]
زبان مردم غزنی
[ویرایش | ویرایش مبدأ]وضعیت کنونی زبانها در غزنی
[ویرایش | ویرایش مبدأ]در حالحاضر بیشتر مردم ولایت غزنی به زبان فارسی صحبت میکند و زبان پشتو در جایگاه دوم قرار دارد. زبان فارسی دری بهعنوان زبان غالب و زبان مادری اکثریت مردم ولایت غزنی، نقش محوری در تمامی عرصههای زندگی اجتماعی و فرهنگی این منطقه ایفا میکند. این زبان پیوندگاه تاریخی و فرهنگی ساکنان مختلف غزنی بوده و بهعنوان عامل وحدتبخش در مناسبات بینفردی، مبادلات تجاری، فعالیتهای آموزشی و تعاملات روزمره عمل میکند.
در عرصهٔ ادارات دولتی و مکاتبات رسمی، فارسی بهطور سنتی زبان اصلی اداره بوده است. اما پس از تسلط طالبان، سیاستهای زبانی جدیدی اعمال شده که به گفتهٔ منابع محلی ترویج هدفمند زبان پشتو را در دستور کار قرار داده است. این تحول به ایجاد چالشهایی در ادارات منجر شده، چرا که بسیاری از کارمندان محلی تسلط کافی به پشتو ندارند و این امر بر کارایی اداری تأثیر منفی گذاشته است.[۳۳]
تأثیر سیاستهای زبانی اخیر
[ویرایش | ویرایش مبدأ]در نظام آموزشی، اگرچه تدریس به زبان فارسی ادامه دارد، اما مطابق گزارشهای میدانی فشار فزایندهای برای افزایش ساعات تدریس زبان پشتو وجود دارد. این مسئله نگرانیهایی را خانوادههای فارسیزبان ایجاد کرده که ممکن است به حاشیهرانی تدریجی زبان فارسی بینجامد.
در عرصهٔ رسانهها و فضای عمومی، فارسی همچنان زبان اصلی ارتباطی باقی مانده است. اما ناظران محلی گزارش میدهند که استفاده از پشتو در تابلوهای ادارات، اعلامیههای رسمی و خطابههای دولتی بهطور محسوسی افزایش یافته است.
این تغییرات زبانی نه تنها بر کارکرد اداری، بلکه بر روابط اجتماعی و هویت فرهنگی ساکنان غزنی نیز تأثیر گذاشته و نگرانیهایی دربارهٔ تضعیف موقعیت زبان فارسی بهعنوان میراث فرهنگی مشترک منطقه ایجاد کرده است.[۳۴]
پیشینه تاریخی و ویژگیهای زبانی
[ویرایش | ویرایش مبدأ]زبان فارسی در غزنی دارای پیشینه تاریخی عمیقی است که به متون کهن مانند اوستا بازمیگردد. پژوهشها نشان میدهد که ویژگیهای زبان اوستایی بهطور واضح در گویش محلی غزنی قابل ردیابی است. وجود واژگان مشترک بین گویش غزنی و زبان اوستایی، همچنین واجهای خاصی مانند «ٹ» و «ڈ» که در فارسی معیار وجود ندارند، گواهی بر پیوند ریشهای این دو زبان است.[۳۵]
در زمان سلطان محمود غزنوی جمعی بزرگ از شاعران در این شهرگرد آمده و با خلق آثار ادبی باعث شدهاند تا زبان فارسی به یک زبان زنده تبدیل شود.[۳۶]
کتابهایی مانند «فرهنگ موضوعی گویش هزارگی» و «لهجه واژههای غزنی» به بررسی دقیق این ویژگیهای زبانی پرداختهاند.[۳۷]
ادبیات عامیانه در غزنی
[ویرایش | ویرایش مبدأ]در حالحاضر افسانهها، لالاییخوانی، مخته، ضربالمثل، دیدو و بولبی، اشعار و ترانههایی که در قالب دو بیتی و چهار بیتی همراه با آهنگ اجرا میشود از ویژگیهای فرهنگی در مناطق هزارهنشین ولایت غزنی از جمله ولسوالی جاغوری است.[۳۸]
تقسیمات اداری غزنی
[ویرایش | ویرایش مبدأ]ولایت غزنی دارای ۳ هزار و ۶۲۳ قریه است که در ۱۹ واحد اداری (ولسوالی) قرار دارد:[۳۹]
- آببند: ولسوالی آببند در فاصلهٔ ۷۰ کیلومتری مرکز شهر غزنی و در مسیر بزرگراه کابل-قندهار موقعیت دارد. همچنین این ولسوالی به طرف جنوب سرحد مشترک با ولایت پکتیکا دارد. ولسوالی آببند ۸۱۷ کیلومترمربع مساحت دارد و جمعیت آن از قوم پشتون و در ۱۳۹۹ش بیش از ۵۱ هزار نفر بوده است.
- اَجرِستان: ولسوالی اجرستان در ۱۶۰ کیلومتری شهر غزنی واقع است و سرحد مشترک با ولایت دایکندی دارد.
- اَندَر: این ولسوالی، در ۳۰ کیلومتری جنوب شهر غزنی موقعیت دارد. پروژههای بزرگ چاردیوال و بند سردی شهرت زیادی را به این ولسوالی بخشیده است.
- جَغَتو: ولسوالی جغتو یکی از مناطق هزارهنشین ولایت غزنی در ۱۸ کیلومتری غرب شهر غزنی قرار دارد. براساس آمار ۱۳۹۹ش، جمعیت این ولسوالی ۱۳۲٬۹۵۲ نفر است.
- خواجه عمری: ولسوالی خواجه عمری، در ۱۶ کیلومتری شهر غزنی موقعیت دارد و بهدلیل سرسبزی از شهرت خاصی برخوردار است. مردمان این منطقه را بیشتر هزارهها با اقلیتهای تاجیک و پشتون تشکیل میدهند.
- دِهیک: ولسوالی دهیک با بیش از ۵۵ هزار نفر جمعیت در ۱۸ کیلومتری شرق شهر غزنی قرار دارد. اکثریت اهالی این ولسوالی پشتونها و اقلیت آن تاجیکها هستند.
- رشیدان: ولسوالی رشیدان، در ۲۱ کیلومتری شهر غزنی قرار گرفته است و از طرف شرق سرحد مشترک با ولایت میدان وردک دارد. در شرق و جنوب این ولسوالی پشتونها و در شمال و غرب آن هزارهها سکونت دارند. مهمترین مشکل ولسوالی خشکسالی بوده است که باعث کوچ اهالی آن به سایر ولسوالیها یا بیرون مرز شده است.
- جاغوری: ولسوالی جاغوری، در ۷۵ کیلومتری غرب شهر غزنی موقعیت دارد. جاغوری با ولسوالیهای قره باغ، مقر، مالستان، ناور، گیان و کاکَر سرحد مشترک دارد و تمام جمعیت آن را قوم هزاره تشکیل میدهد.
- زَنهخان: ولسوالی زنهخان یا زینهخان ۳۲۴ کیلومتر مربع مساحت دارد و جمعیت آن در ۱۳۹۹ش حدود ۱۴٬۲۱۵ نفر بوده است.
- غزنی: این ولسوالی در ۱۳۵ کیلومتری جنوب غرب کابل موقعیت دارد و حدود ۱۷۷ هزار نفر در آن زندگی میکنند. بیشتر ساکنان غزنی را هزارهها تشکیل میدهند که با زبان فارسی دری گویش هزارگی صحبت میکنند.
- گیلان: این ولسوالی ۸۹۹ کیلومترمربع مساحت دارد و جمعیت آن حدود ۷۸ هزار نفر بوده است. اهالی این ولسوالی بهترتیب پشتونها، تاجیکها و هزاهها هستند.
- گیرو: ولسوالی گیرو، در ۶۰ کیلومتری شهر غزنی با زرغون شهر، یوسف خیل و ولسوالی شرنه پکتیکا مرز مشترک دارد.
- مالستان: ولسوالی مالستان با حدود ۹۲٬۷۳۶ نفر جمعیت در ۱۱۰ کیلومتری شهر غزنی موقعیت دارد. مالستان یکی از ولسوالیهای هزارهنشین در ولایت غزنی است.
- مُقُر: ولسوالی مقر، در فاصلهٔ ۱۲۰ کیلومتری شهر غزنی، در مسیر بزرگراه کابل- قندهار قرار دارد. این ولسوالی سرحد مشترک با ولسوالی ناوه و ولسوالی شاه جوی ولایت زابل دارد. ساکنان این منطقه بیشتر پشتون و اقلیتهای هزاره و تاجیک نیز در این ناحیه ساکن هستند.
- ناوُر: ولسوالی ناور یا ناهور با بیش از ۱۲۰ هزار نفر جمعیت، بزرگترین ولسوالی ولایت غزنی و بخشی از هزارستان است.
- ناوه: در شمال آن ولسوالی گیلان، در شرق آن ولایت پکتیکا و در غرب آن ولایت زابل قرار دارد. ولسوالی ناوه حدود ۳۳۶۰۰ نفر جمعیت دارد.
- واغَز: ولسوالی واغز، در ۱۴ کیلومتری جنوب غرب شهر غزنی موقعیت دارد. این ولسوالی در سال ۲۰۰۵ از ولسوالی جغتو جدا شد.
- خوگیانی: این ولسوالی، در ۱۲ کیلومتری غرب شهر غزنی قرار دارد. ولسوالی، ولی محمد شهید خوگیانی هم در ۲۰۰۵م از ولسوالی پهناور جغتو جدا شد.
- قرهباغ: ولسوالی قرهباغ، در ۵۵ کیلومری شهر غزنی قرار دارد. این ولسوالی با ولسوالیهای گیرو، جاغوری، جغتو، ناور، واغز، آببند و مقر، سرحد مشترک دارد. مردمان این منطقه را هزارهها و پشتونها تشکیل میدهند.[۴۰]
شهر غزنی
[ویرایش | ویرایش مبدأ]شهر غزنی، بهعنوان مرکز ولایت غزنی و همچنین ولسوالی غزنی در افغانستان، از جایگاه تاریخی و استراتژیک برخوردار است. این شهر که در مسیر ارتباطی حیاتی بین کابل و قندهار واقع شده، در طول جنگهای داخلی گذشته خسارات فراوانی متحمل شد و بسیاری از بناهای تاریخی و زیرساختهای آن ویران شد. در دورهٔ حکومت جمهوری اسلامی افغانستان پس از ۱۳۸۱ش با کمکهای جامعه بینالمللی، روند بازسازی و نوسازی این شهر آغاز شد. امروزه غزنی بهعنوان ششمین شهر پرجمعیت افغانستان، ترکیبی از میراث کهن و توسعهٔ جدید است.[۴۱]
توسعه شهر در دوره جمهوری اسلامی
[ویرایش | ویرایش مبدأ]در طول دو دههٔ گذشته، شهر غزنی شاهد گسترش قابل ملاحظهای در وسعت و فضای کالبدی خود بوده است. در چارچوب برنامههای بازسازی، پروژههای زیربنایی متعددی از جمله آسفالت سرکها (خیابانها)، کوچهها و پسکوچهها در مناطقی که تحت پوشش «ماستر پلان» (طرح جامع شهری) قرار داشته، به اجرا درآمده است. همچنین، احداث فضاهای سبز عمومی (همچون پارک حکیم سنایی و خواجه بقال) و همچنین ساختوساز ساختمانهای جدید، به تغییر سیمای شهری و افزایش زیباییهای بصری آن کمک کرده است. این توسعهها منجر به تبدیل غزنی به شهری بزرگتر و مدرنتر در مقایسه با گذشته شده است.[۴۲]
ساختار اداری و ناحیهبندی شهری
[ویرایش | ویرایش مبدأ]با وجود توسعهٔ فیزیکی و گسترش حاشیهنشینی، ساختار اداری شهر غزنی همچنان بر اساس تقسیمبندی سنتی خود و بدون تغییر باقی مانده و این شهر تنها دارای سه ناحیه (منطقه) اداری است. این در حالی است که بسیاری از مناطق نوساز و حومهای شهر که در دوران بازسازی گسترش یافتهاند، خارج از این ناحیهبندی رسمی قرار دارند و بههمین دلیل، از خدمات شهری کامل بهرهمند نیستند. این عدم تطابق بین گسترش فیزیکی و توسعه اداری، یکی از چالشهای اصلی مدیریت شهری غزنی محسوب میشود.[۴۳]
چالشها و کمبودهای خدمات شهری
[ویرایش | ویرایش مبدأ]علیرغم پیشرفتهای عمرانی دورهٔ بازسازی، شهر غزنی با چالشهای عمدهای در ارائهٔ خدمات شهری رو به رو بوده و مناطق نوساز که در ماستر پلان اصلی شهر جای نگرفته است بهطور عموم از خدمات اولیه مانند آب آشامیدنی سالم، سیستم فاضلاب معیاری، جادههای دسترسی مناسب و ساحات مشخص برای فعالیتهای تجاری و صنعتی محروم هستند.[۴۴]
برنامهریزیهای آینده و طرحهای استراتژیک
[ویرایش | ویرایش مبدأ]برای پاسخگویی به چالشهای موجود، طرح استراتژیک (ماستر پلان) جدیدی برای شهر غزنی تهیه و توسط وزارت شهرسازی و مسکن در ۱۴۰۴ش تأیید و برای اجرا به شهرداری غزنی سپرده شده است. بر اساس گزارشها، این طرح که یک استراتژی ۲۰ ساله است، توسعهٔ سرکهای داخلی، تعیین ساحات اختصاصی برای امور تجاری، صنعتی، صحی (بهداشتی) و خدمات عامه را در بر میگیرد و برای نخستینبار، اجازهٔ ساخت ساختمانهای بلندمرتبه (از ۳ تا ۱۵ طبقه) در چارچوب این طرح صادر شده است.[۴۵]
اقتصاد عزنی
[ویرایش | ویرایش مبدأ]کشاورزی و دامداری
[ویرایش | ویرایش مبدأ]بیش از ۸۵ درصد از ساکنان ولایت غزنی به فعالیتهای زراعی و دامداری اشتغال دارند که این امر، پایههای اقتصاد و سبک زندگی در این منطقه را تشکیل میدهد. محصولات عمده شامل گندم، سیبزمینی (کچالو)، آلوبخارا، انگور و جو است که انگور و آلوبخارای غزنی بهویژه در قالب کشمش و آلوی خشکشده به بازارهای جهانی صادر میشوند.[۴۶]
ساختار اراضی و منابع طبیعی
[ویرایش | ویرایش مبدأ]بر اساس آمارهای رسمی، غزنی دارای ۲۶۷٬۳۵۵ هکتار زمین آبی، ۵۰٬۷۱۳ هکتار زمین دیمی (لمی)، و ۸٬۱۴۴ هکتار باغات میوه است. همچنین ۱۰٬۱۷۳ هکتار تاکستان، ۱۷۱٬۵۷۲ هکتار زمین بکر، ۱۰٬۳۷۹ هکتار جنگلزار و ۳۷۰٬۳۸۴ هکتار مرتع، ظرفیتهای طبیعی این ولایت را نشان میدهد. بر اساس سنجشهای ۲۰۱۶م، مجموع اراضی زراعتی ۴۰۶٬۴۴۰ هکتار بوده که ۲۳۹٬۰۰۰ هکتار آن قابلیت کشت دارد.[۴۷]
نقش کشاورزی در سبک زندگی امروزی
[ویرایش | ویرایش مبدأ]کشاورزی و دامدارای در غزنی علاوهبر منبع درآمد، بخشی از هویت فرهنگی و اجتماعی مردم غزنی عمل میکند. الگوی کشت محصولات بومی که به روشهای سنتی فرآوری میشوند، نشان از تداوم دانش بومی و انطباق با شرایط محیطی دارد. این فعالیتها همچنین نقش کلیدی در امنیت غذایی، ایجاد اشتغال و حفظ پیوندهای اجتماعی ایفا میکند. با این حال، تغییرات آبوهوایی و چالشهای مدیریت آب، سبک زندگی متکی بر کشاورزی را با مخاطراتی مواجه ساخته است.[۴۸]
معادن غزنی
[ویرایش | ویرایش مبدأ]بر اساس آمار وزارت معادن و پطرولیم، ولایت غزنی دارای معادن متعددی است. آهن در منطقهٔ کوالیکوشی، پَریخانه و نیلَگ؛ سرب و جست در تَنَگی و سَرلومان؛ آلومینیم در چارقلعه؛ بسموت در قَرهباغ؛ زغال سنگ در چاربرجه؛ کرومایت در سِترنین؛ سنگ تراورتن در کَمرک، ناور و مالستان؛ تنگستن در سَروآ؛ قلعی در لارگه؛ نقره در میرزکه؛ سنگهای تزئینی در انگوری و سنگ مرمر در کوراله از سرمایههای معدنی این ولایت بهشمار میروند.[۴۹]
بر اساس آخرین مطالعات زمینشناسان داخلی و بینالمللی، این منطقه دارای یکی از بزرگترین ذخایر لیتیوم جهان است که نقش تعیینکنندهای در صنایع پیشرفته فناوری از جمله باتریسازی وسایل نقلیه الکتریکی و دستگاههای الکترونیکی دارد. علاوهبر این، معادن طلا و مس در منطقهٔ زرکشان غزنی پیشتر شناسایی و تأیید شده است. ارزش تخمینی معادن غزنی حدود ۳۰ میلیارد دلار برآورد شده است.[۵۰]
فعالیتهای تجاری
[ویرایش | ویرایش مبدأ]غزنی بهدلیل قرارگرفتن در مسیر شاهراه کابل- هرات، از رونق تجاری برخوردار است. از قدیم نیز شهر غزنی معبرگذرگاه هند با دو مرکز کابل و بامیان بوده که این امر در رونق اقتصادی این ولایت نقش داشته است. در چند دههٔ اخیر فعالیتهای تجاری محلی در ولسوالیهای مختلف غزنی توسعه پیدا کرده و بازارهای محلی شکل گرفته است که از جمله آنها میتوان به بازار سنگ ماشه، بازا انگوری، بازار غجور، بازار بابه، باز میرادینه، بازار شنیده، بازار شیرداغ، بازار جاکه، بازار صدار و بازار وحدت اشاره کرد.[۵۱]
ولایت غزنی بهدلیل موقعیت استراتژیک در مسیر شاهراه کابل-هرات، از دیرباز بهعنوان کانون تجاری و اقتصادی در منطقه نقش آفرینی کرده است. این موقعیت جغرافیایی که در گذشته معبر ارتباطی بین هند، کابل و بامیان محسوب میشد، امروزه نیز بهعنوان یکی از قطبهای اصلی مبادلات تجاری در مرکز افغانستان ادامه فعالیت میدهد.[۵۲]
در دهههای اخیر، توسعه بازارهای محلی در ولسوالیهای مختلف غزنی، تحول چشمگیری در عرصهٔ اقتصادی این منطقه ایجاد کرده است. برای مثال بازارهای معروفی چون سنگماشه، انگوری، غجور، بابه، میرادینه، شنیده، شیرداغ، جاکه، صداقت و وحدت در ولسوالیهای مختلف این ولایت، نه تنها بهعنوان مراکز مبادله کالا، بلکه بهعنوان کانونهای اجتماعی و فرهنگی عمل میکنند.[۵۳]
این بازارهای محلی تأثیر عمیقی بر الگوی زندگی ساکنان منطقه گذاشتهاند:
- تنوع در سبد مصرفی خانوار: دسترسی به کالاهای متنوع از مناطق مختلف؛
- تغییر الگوی تغذیه: ورود مواد غذایی جدید و تغییر عادات غذایی؛
- اشتغالزایی: ایجاد فرصتهای شغلی در بخشهای تجاری و خدمات وابسته؛
- تعاملات فرهنگی: تبادل آداب و رسوم از طریق مبادلات تجاری.[۵۴]
فرهنگ، هنر و جامعه در غزنی
[ویرایش | ویرایش مبدأ]آداب و رسوم مردم غزنی
[ویرایش | ویرایش مبدأ]شبنشینی
[ویرایش | ویرایش مبدأ]آدابورسوم مردم در ولایت غزنی برخاسته از فرهنگ دینی و قومی است. برای مثال شبنشینی (شبزندهداری)، رسمی محلی است که در بسیاری مناطق غزنی بهویژه ولسوالیهای هزارهنشین، بعد از تولد نوزاد برگزار میشود. مهمانان، شب را با تعریف جوک، قصهگویی و بازی به صبح میرسانند.[۵۵]
درختان مقدس
[ویرایش | ویرایش مبدأ]در بسیاری از مناطق غزنی بهویژه نواحی هزارهنشین، درختان و بوتههای جنگلی بهعنوان زیارتگاه مورد احترام جامعه است. مردم برای ادای نذر و دعا به این مکانها مراجعه میکنند و بهدلیل تقدس این درختان، از قطع آنان خودداری میورزند. حتی شاخ و برگهای خشک این درختان به مساجد اهدا میشود و استفادهٔ شخصی از آنان را نامبارک میدانند. به نظر محققان این باور کهن، ریشه در آیینهای باستانی منطقه دارد و نشاندهندهٔ تداوم فرهنگی عمیق در این دیار است.[۵۶]
پیشگویی با دالو
[ویرایش | ویرایش مبدأ]پیشگویی از طریق مشاهدهٔ استخوان دالو (کتف) گوسفند، یکی از اشکال دانش بومی و آیندهنگری در میان مردم غزنی بهویژه در هزارههای این منطقه است. در این روش، افراد خبرهٔ جامعه با بررسی استخوان دالوی سالم و دنداننخوردهٔ گوسفند، به پیشبینی رویدادهای آینده میپردازند. این واقعیت که ریشه در سنتهای کهن دارد، حتی در ضربالمثلهای محلی نیز انعکاس یافته است؛ چنانچه گفته میشود: «جوانان آنچه در دالو نمیبینند، پیران در خیشت خام میبینند».[۵۷]
شواهد تاریخی نشان میدهد که این روش پیشگویی محدود به فرهنگ محلی نبوده و حتی هیوانگ تسنگ، جهانگرد چینی در سدههای اولیه اسلامی، به وجود چنین فرهنگی در میان مردم منطقه اشاره کرده است که این امر گویای غنای دانش بومی و تداوم میراث فرهنگی کهن در خراسان بزرگ است.[۵۸]
فعالیتهای رسانهای در غزنی
[ویرایش | ویرایش مبدأ]فعالیتهای رسانهای در ولایت غزنی با تأسیس نخستین نشریه به نام سنایی در ۱۳۳۱ش آغاز شد و به تدریج گسترش یافت. پس از استقرار نظام جمهوری اسلامی افغانستان در ۱۳۸۱ش این فعالیتها رشد چشمگیری پیدا کرد و کانونهای فرهنگی متعددی در مرکز و ولسوالیهای این ولایت ایجاد شد.[۵۹]
تنوع رسانههای چاپی و الکترونیکی
[ویرایش | ویرایش مبدأ]در دورهٔ شکوفایی رسانهای، نشریات متعددی به زبان فارسی دری چون نیستان (تا ۹ شماره)، زمزمه، ندای غزنی، مهر، حیان نوین و لونگ (به زبان پشتو) به عرصهٔ مطبوعات وارد شدند. تا ۱۳۹۰ش آمار رسانهها شامل ۸ رادیو و دو تلویزیون محلی و بیش از چهل رسانهٔ چاپی بود که در مرکز و ولسوالیهای غزنی فعال بودند و برنامههای محلی و ملی را منتشر میکردند.[۶۰] در حالحاضر به دلیل سیاست سختگیرانهٔ حکومت طالبان، رسانههای غزنی مانند سایر نقاط کشور، رونق سابق را ندارند.[۶۱]
نقش رسانهها در توسعهٔ فرهنگی
[ویرایش | ویرایش مبدأ]این رسانهها با پوشش رویدادهای محلی، انعکاس مسائل اجتماعی و ترویج آموزشهای مدنی، سهم قابل توجهی در ارتقای آگاهی عمومی و تقویت گفتمان مردم سالاری داشتهاند. همچنین، حضور رسانههای محلی به زبانهای فارسی و پشتو، تنوع فرهنگی و زبانی منطقه را منعکس کرده و به تقویت هویت ملی کمک کرده است.[۶۲]
صنایع دستی
[ویرایش | ویرایش مبدأ]صنایع دستی غزنی بخشی از میراث فرهنگی و منبع درآمدی مهم برای ساکنان این منطقه محسوب میشود و نقش قابل توجهی در سبک زندگی و اقتصاد دارد. این صنایع شامل تولید ظروف برنجی و مسی، گلیمبافی، شالبافی، خامکدوزی، تولید محصولات چرمی، نقاشیهای سنتی، بافت جورابهای شالی، دستمالهای گلدوزی شده و زیورآلات نقرهای میشوند.[۶۳]
در سبک زندگی امروزی، این صنایع دستی چندین نقش کلیدی بازی میکنند:
- حفظ هویت فرهنگی: این صنایع به عنوان نمادهای فرهنگی غزنی، در انتقال ارزشها و سنتهای نسلهای گذشته به نسل حاضر نقش مهم دارد؛
- توسعه اقتصادی: برای بسیاری از خانوادههای غزنی، تولید و فروش این صنایع دستی منبع درآمد اصلی محسوب میشود و به کاهش فقر و ایجاد اشتغال کمک میکند؛
- گردشگری فرهنگی: این محصولات به عنوان جاذبههای فرهنگی، گردشگران داخلی و خارجی را جذب کرده و به رشد اقتصادی منطقه کمک میکنند؛
- توانمندسازی زنان: بسیاری از این صنایع دستی، بهویژه گلدوزی و بافتنی، توسط زنان تولید میشود که به توانمندسازی اقتصادی آنان میانجامد؛
- پایداری محیطی: استفاده از مواد اولیه محلی و روشهای تولید سنتی، الگویی از تولید پایدار ارائه میدهد.[۶۴]
سیاستهای بازار آزاد و ورود بیرویه محصولات خارجی به افغانستان، آسیبهای جدی به صنایع دستی بومی غزنی وارد کرده است. این پدیده موجب شده تا محصولات صنعتی ارزانقیمت با کیفیت پایین، جایگزین تولیدات اصیل محلی شوند که حاصل سالها مهارت و هنر صنعتگران منطقه است.[۶۵]
معارف و تحصیلات عالی در غزنی
[ویرایش | ویرایش مبدأ]معارف (آموزش و پرورش)
[ویرایش | ویرایش مبدأ]بر اساس آمار رسمی ۱۴۰۲ش ولایت غزنی دارای ۶۷۹ باب مکتب دولتی است که شامل ۳۰۴ باب لیسه، ۱۴۰ باب مکتب متوسطه و ۲۳۵ باب مکتب ابتدایی میشود. از این تعداد، ۱۳۴ باب لیسه مختص پسران، ۷۳ باب ویژهٔ دختران و ۹۷ باب بهصورت مختلط است. در بخش آموزش خصوصی ۱۰۲ باب مکتب فعال است که شامل ۳۰ باب ابتدایی، ۱۴ باب متوسطه و ۵۸ باب لیسه است. همچنین ولایت غزنی دارای ۱۳ مرکز تربیت معلم است که شامل ۲ باب دارلمعلمین و ۱۱ باب مرکز حمایتی میشود. تعداد محصلان این مراکز ۲۹ تن گزارش شده است.[۶۶]
تحصیلات عالی
[ویرایش | ویرایش مبدأ]دانشگاه دولتی غزنی
[ویرایش | ویرایش مبدأ]دانشگاه غزنی در ۱۳۸۷ش تأسیس شده و دارای پنج دانشکده و ۱۷ گروه آموزشی است. این دانشگاه دارای یک باب کتابخانهٔ عمومی و چهار باب کتابخانهٔ اختصاصی است.[۶۷]
دانشگاههای خصوصی
[ویرایش | ویرایش مبدأ]دانشگاه خاتمالنبیین (در دو واحد جاغوری و غزنی)، دانشگاه سلطان محمود غزنوی و دانشگاه مسلم از جمله دانشگاههای خصوصی فعال در این ولایت هستند.[۶۸]
مدارس دینی اهل سنت
[ویرایش | ویرایش مبدأ]طبق آمار ۱۴۰۲ش در ولایت غزنی ۳۰۹ مدرسهٔ دینی دولتی وجود دارد و در مجموع ۹۷۱۲ طلبهٔ اهلسنت در آنها مشغول تحصیل هستند که ۶۶۴۰ نفر آنها مرد و ۳۰۷۲ نفر آنها زن هستند.[۶۹]
حوزههای علمیه شیعیان
[ویرایش | ویرایش مبدأ]در مناطق مختلف شیعینشین ولایت غزنی حدود ۴۵ مدرسه علمیه فعال وجود دارد که مدرسهٔ علمیهٔ جعفریه در اوتقول جاغوری بهعنوان نخستین نهاد آموزشی شیعی، در ۱۳۱۸ش تأسیس شده و بسیاری از عالمان دینی برجسته از آن فارغالتحصیل شدهاند.[۷۰]
این مراکز با ارائه آموزشهای نظاممند دینی به تقویت بنیانهای اعتقادی و اخلاقی جامعه کمک شایانی کردهاند. از طریق برگزاری مراسم مذهبی، مناسک جمعی و برنامههای آموزشی، این نهادها در تحکیم پیوندهای اجتماعی و تقویت هویت مذهبی ساکنان محلی نقش ایفا میکنند.[۷۱]
آموزشهای ارائه شده در این مدارس بر سبک زندگی مبتنی بر آموزههای اسلامی تأثیر مستقیم داشته و الگوهای مصرف، پوشش و تعاملات اجتماعی را شکل میدهند. همچنین، این مراکز با ترویج فرهنگ مواسات اسلامی و امور خیریه، در توسعهٔ فعالیتهای عامالمنفعه و تقویت همبستگی اجتماعی در منطقه مشارکت فعالانهای دارند.[۷۲]
کتابخانهٔ عمومی
[ویرایش | ویرایش مبدأ]کتابخانه عامه در مرکز غزنی که توسط جمهوری اسلامی ایران بنا شده، بزرگترین کتابخانه شهر بهشمار میرود. کتابخانهٔ فیضمحمد کاتب هزاره در جاغوری، کتابخانهٔ صوتی نابینایان، کتابخانهٔ ویژهٔ بانوان و کتابخانهٔ دانشگاه غزنی از جمله مراکزی هستند که در این ولایت فعالیت داشته و روزانه مراجعین زیادی دارند.[۷۳] همچنین کتابخانههای محلی و کوچک در سطح ولسوالیهای این ولایت وجود دارد که امروزه بهدلیل بروزنبودن منابع آنها و تسلط فضای مجازی، مراجعهکنندگان کمتری نسبت به گذشته دارد.[۷۴]
تعداد مساجد
[ویرایش | ویرایش مبدأ]مساجد در ولایت غزنی بهعنوان کانون اصلی حیات معنوی، نقش محوری در تقویت باورهای دینی و انسجام اجتماعی مردم دارد. این نهادها همچنین با برگزاری مراسم مذهبی و آموزشی، به حفظ و انتقال ارزشهای فرهنگی و هویت جمعی جامعه کمک شایانی مینمایند. در این ولایت بیش از ۴۰۰ باب مسجد وجود دارد که بیشتر آنها توسط مردم ساخته شده و همه توسط عالمان دینی مدیریت میشود. از جملهٔ آنها ۱۱۴ باب مسجد تحت پوشش دولت قرار دارد و امامان آنها از سوی وزارت ارشاد، حج و اوقاف معاش میگیرند.[۷۵]
مناسبهای ملی و مذهبی در غزنی
[ویرایش | ویرایش مبدأ]آیین عید نوروز
[ویرایش | ویرایش مبدأ]مردم غزنی از یک هفته پیش از فرارسیدن نوروز، با اشتیاق فراوان به استقبال این جشن باستانی میروند. زنان نقش محوری در پاکسازی و آراستن خانهها دارند و با استفاده از گلهای طبیعی به رنگهای سبز، سرخ و سفید به تزئین دیوارهای منازل میپردازند. شستشوی فرشها و لباسها در جویبارها و حوضهای محلی، از دیگر فعالیتهای این دوره است. این مراسم نمادی از زدودن کهنگیها و آمادهسازی فضای زندگی برای پذیرایی از سال نو و مهمانان است.[۷۶]
مراسم خانهبخشک و یادبود اموات
[ویرایش | ویرایش مبدأ]مراسم ویژهٔ خانهبخشک شامل دو شب متوالی با عنوانهای عید مرده و عید زنده برگزار میشود. در شب اول، اهالی در مساجد گرد هم آمده و با قرائت قرآن و روشن کردن شمع، به یاد درگذشتگان فاتحه خوانی میکنند. شب دوم به شادی و پایکوبی اختصاص دارد و جوانان با حناکردن دستان، آماده استقبال از سال نو میشوند.[۷۷]
پوشش نو
[ویرایش | ویرایش مبدأ]خرید و پوشیدن لباسهای نو از ارکان اصلی نوروز در غزنی محسوب میشود. همهٔ اعضای خانواده از کودک تا بزرگسال، با لباسهای رنگارنگ و آراسته در مراسم عمومی حاضر میشوند. این تغییر پوشش نمادی از نوشدن در آغاز سال نو در این ولایت است.[۷۸]
دید و بازدیدهای خانوادگی
[ویرایش | ویرایش مبدأ]سه روز اول نوروز به دید و بازدیدهای خانوادگی و دوستانه اختصاص دارد. مردم به دیدار بزرگان خانواده رفته و با بوسیدن دست آنها، سال نو را تبریک میگویند. همچنین از خانوادههای داغدار دیدار کرده و به تسلیتگویی میپردازند. این مراسم باعث تحکیم پیوندهای خانوادگی و اجتماعی میشود.[۷۹]
عیدیدادن
[ویرایش | ویرایش مبدأ]کودکان و نوجوانان با شور و شوق خاصی به دیدار بزرگان رفته و عیدی دریافت میکنند. این هدایا ممکن است بهصورت پول یا اسباببازی و شیرینی باشد. این رسم علاوهبر اینکه شادی کودکان را به همراه دارد، به تقویت احترام به بزرگان و حفظ سنتهای اجتماعی کمک میکند.[۸۰]
زیارت و برنامههای فرهنگی
[ویرایش | ویرایش مبدأ]مردم غزنی در ایام نوروز به زیارت اماکن تاریخی و مذهبی میروند. منارههای مسعود و بهرامشاه، آرامگاههای شخصیتهای برجسته و مناطق تاریخی، میزبان زائران هستند. همچنین برنامههای سخنرانی توسط علما برگزار شده و بر وحدت و همدلی تأکید میشود.[۸۱]
عید فطر در غزنی
[ویرایش | ویرایش مبدأ]مردم ولایت غزنی با شکوه خاصی عید فطر را گرامی میدارند. این مراسم با رؤیت هلال ماه شوال آغاز شده و نماز عید در مصلیهای بزرگ با حضور گسترده مردم برگزار میگردد. خانوادهها پیش از نماز، فطریه را پرداخت کرده و به نیازمندان اهدا میکنند. پس از ادای نماز، مردم به دید و بازدید اقوام و همسایگان میپردازند. کودکان با دریافت عیدی و هدایا شادمان میشوند. این مراسم نشاندهندهٔ همبستگی اجتماعی و تقویت پیوندهای خانوادگی است که سه روز ادامه پیدا میکند.
عید قربان در غزنی
[ویرایش | ویرایش مبدأ]عید قربان در غزنی با مراسم قربانی و نیایش همراه است. مردم پس از ادای نماز عید، حیوانات قربانی را ذبح میکنند. گوشت قربانی میان نیازمندان، اقوام و همسایگان توزیع میشود. مراسم ذبح بهطور معمول بهصورت دستهجمعی انجام شده و همراه با دعا و نیایش است. همچنین با انواع غذاهای محلی از مهمانان پذیرایی میشود. این عید نماد ایثار و تقوا در فرهنگ اسلامی محسوب میشود.[۸۲]
ورزش و بازیهای محلی
[ویرایش | ویرایش مبدأ]توپبازی (انواع بازی با توپ)، تاشهبازی، گرگ- گوسفند، سنگ چاقو، چشم تشکی، قطار بازی، دوازدهبزه بازی، هشتخین بازی، لنگی بازی، چارمغز بازی، تاریکی بازی، چو بازی، پشتی بازی، تشکی بازی، بازی سه پرش، کولهدبه و کفشدبه، تشله بازی، هفتسنگ بازی، طنابکشی، شاهدزد بازی، سوختم بازی، چشم پوتک بازی، شیر و بز، دستمال پشتی، شیغی بازی، غارشیطان بازی، سنگگیرک، گیرگزنی و غیره از بازیهای سنتی در مناطق مختلف ولایت غزنی بهویژه ولسوالیهای هزارهنشین مسحبو.[۸۳]
ورزشهای جدید مانند فوتبال، والیبال، کاراته، کانکفوتوآ، بوکس، فریفایت، تکواندو نیز از جمله ورزشهای پرطرفدار در ولایت غزنی محسوب میشود.[۸۴]
غذاهای محلی
[ویرایش | ویرایش مبدأ]غذاهای محلی غزنی بهعنوان بخشی از هویت فرهنگی و سبک زندگی مردم این منطقه شناخته میشود. غذاهایی چون دلده، بولانی، منتو، آشک، کیچیری قوروت، آش، کباب تندوری، چپلی کباب، قابلی پلو، نان بوته، قورتی، حلوای سرخ، گوشتکوچه و مَلیده تخمجوشی، میراث غذایی غنی این ولایت را تشکیل میدهند. این غذاها که در سایر مناطق افغانستان نیز با تفاوتهای جزئی در شیوه پخت رواج دارند، نشاندهندهٔ تبادلات فرهنگی و پیوندهای تاریخی منطقه است.
در سبک زندگی امروزی، این غذاهای محلی نقش چندوجهی دارد. بهعنوان عامل انسجام اجتماعی، در مراسم و گردهماییهای خانوادگی و محلی مورد استفاده قرار میگیرند و نیز در حفظ سلامت و تغذیه مناسب، با بهرهگیری از مواد اولیهٔ محلی و روشهای پخت سنتی، الگوی غذایی سالمی ارائه میدهند. از دیگر سو بهعنوان منبع درآمد برای بسیاری از خانوادهها، در قالب رستورانهای محلی و فروشگاههای غذایی محلی نقش اقتصادی مهمی بازی میکنند.[۸۵]
سبک پوشش
[ویرایش | ویرایش مبدأ]در ولایت غزنی اقوام مختلف دارای نوع پوشش و لباسهای خاص خود هستند. شال خامکدوزی، موره (مهره) دوزی، گند افغانی، پیراهنتنبان، برگ و عمامه از جمله سبکهای پوشش مردمان غزنی بهشمار میرود. زنان نیز دارای پوشش خاص خود بوده و بیشتر با حجاب هستند.[۸۶]
آیینهای سوگواری
[ویرایش | ویرایش مبدأ]شیعیان غزنی با شکوه خاصی به سوگواری در ماه محرم و صفر میپردازند. مراسم روضهخوانی، دستههای سینهزنی و زنجیرزنی از روز اول محرم آغاز و تا سیزدهم این ماه ادامه مییابد. در روز عاشورا، این مراسم به اوج خود میرسد و هیئتهای مختلف از روستاها و محلههای گوناگون در مکانهای مشخصی (همچون مرکز ولایت یا مرکز مهم فرهنگی و دینی مانند مسجد جامع) گرد هم آمده و به عزاداری دستهجمعی میپردازند.[۸۷]
همچنین، مراسم شبهای قدر با عظمت بسیار برگزار میشود. مردم در مساجد، حسینهها و تکایا جمع شده و با خواندن دعاهای مخصوص، ختم قرآن و عزاداری، این شبها را تا سحر احیا میکنند. پذیرایی از شرکتکنندگان در هنگام سحر (با چای، شیرینی و غذاهای محلی) از اجزای ثابت این مراسم است.[۸۸]
این آیینها نقش فراتر از یک مراسم مذهبی داشته و به تقویت انسجام اجتماعی و رواج روحیه جوانمردی و تعاون تبدیل شده است. همچنین آیین سوگواری و در خلال آن پرداختن مشغولیت جمعی به امور معنوی و انسان دوستانه، فضایی را ایجاد میکند که در آن، مناسک مذهبی به عاملی برای تقویت پیوندهای اجتماعی، معنویتگرایی و ترویج فرهنگ ایثار و کمک به نیازمندان در کل جامعهٔ غزنی تبدیل شده است.[۸۹]
مشارکت و آیینهای اهل سنت
[ویرایش | ویرایش مبدأ]اگرچه شدت و شکل عزاداری در میان اهل سنت غزنی با شیعیان متفاوت است، اما آنان نیز به سبک خود، در این ایام به سوگواری و بیان ارادت به خاندان پیامبر میپردازند. یکی از مهمترین جلوههای مشارکت، عمل نذر دادن (نذری) است. اهل سنت غزنی نیز همچون شیعیان، در این ایام نذر کرده و غذا را میان همسایگان، نیازمندان و حتی عزاداران هیئتهای شیعه توزیع میکنند.[۹۰]
ساختار اجتماعی
[ویرایش | ویرایش مبدأ]تنوع قومی و پراکنش جغرافیایی
[ویرایش | ویرایش مبدأ]ولایت غزنی از ترکیب قومی متنوع از جمله هزاره، پشتون، تاجیک، ازبک، قزلباش و هندو و سیک تشکیل شده است. هزارهها بهطور عمده در مناطق مرکزی و شمالی، پشتونها در مناطق جنوبی و شرقی، و تاجیکها و ازبکها بهصورت پراکنده در شهر غزنی و نواحی شمالی ساکن هستند. این پراکنش جغرافیایی منعکسکنندهٔ الگوهای تاریخی اسکان و روابط سنتی بین اقوام مختلف در این منطقه است.[۹۱]
نهادهای سنتی و مدیریت اجتماعی
[ویرایش | ویرایش مبدأ]ساختار اجتماعی غزنی بر پایه روشهای عرفی حل منازعات مانند «جرگه» در میان پشتونها، «مارکه» در بین هزارهها و «شوراهای اصلاحی» استوار است. این نهادها نقش محوری در حل اختلافات، ادارهٔ امور اجتماعی و حفظ انسجام جامعه ایفا میکند. اگرچه تحولات اخیر سیاسی چالشهایی را در روابط بین اقوام ایجاد کرده، اما این مکانیسمهای سنتی همچنان بهعنوان پایههای نظم اجتماعی عمل میکند.[۹۲]
سبک زندگی کوچنشینی
[ویرایش | ویرایش مبدأ]کوچیها بهعنوان عشایر قوم پشتون، سبک زندگی مبتنی بر کوچ فصلی و استفاده از مراتع طبیعی را در پیش گرفتهاند. این جامعه که بهطور عمده از قبیله غلزایی هستند، در طول تاریخ بهدلیل تعارضات ارضی با هزارهها دارای روابط پیچیدهای بودهاند. حدود ۶۰درصد از جمعیت کوچیها همچنان بهطور کامل کوچنشین باقی مانده و ساختار اجتماعی آنان بر مبنای نظام قبیلهای سازمان یافته است. حمایت آنان و طالبان از همدیگر، هم از جنبهٔ ایدئولوژیک و هم بهدلایل عملی از جمله دستیابی به اراضی هزارهها صورت گرفته است.[۹۳]
هندو و سیکهای غزنی
[ویرایش | ویرایش مبدأ]سیکها و هندوهای ولایت غزنی بهعنوان بخشی از اقلیتهای دینی این منطقه، سبک زندگی خاص خود را حفظ کردهاند. این جامعه کوچک که بهطور عمده در حوزه تجارت و کسبوکار فعال هستند، بهصورت متمرکز در محلات مشخصی زندگی میکنند. آنان مراسم دینی و فرهنگی خود را با آزادی نسبی برگزار میکنند و در دوران جمهوری اسلامی افغانستان با افتتاح مدرسهای ویژه، امکان آموزش به زبان هندی و بر اساس ارزشهای دینی خود را یافتهاند. ساختار اجتماعی آنان بر پایهٔ انسجام درونی و حفظ سنتهای دینی استوار بوده و با وجود جمعیت محدود، هویت فرهنگی متمایز خود را حفظ کردهاند.[۹۴]
زیرساختها و امکانات رفاهی غزنی
[ویرایش | ویرایش مبدأ]راههای مواصلاتی
[ویرایش | ویرایش مبدأ]ولایت غزنی از نظر راههای مواصلاتی با چالشهای جدی رو به رو بوده، بهطوری که تنها شاهراه آسفالتی مهم کشور (کابل-قندهار) از مرکز این ولایت عبور میکند و مابقی راههای دسترسی به ولسوالیها بهطور عمده خاکی و غیراستاندارد است این محدودیت زیرساختی تأثیر مستقیمی بر سبک زندگی و معیشت مردم دارد.
بر اساس آمار مدیریت ترافیک غزنی، از ابتدای ۱۴۰۳ش تا ۱۵ خرداد ۱۴۰۴ش، ۴۹۹ حادثهٔ ترافیکی منجر به جان باختن ۱۹۰ نفر و زخمی شدن ۸۹۴ نفر شده که نشاندهندهٔ وضعیت ناامن جادهها است. این ناامنی نه تنها موجب افزایش هزینههای حمل و نقل و کاهش دسترسی به خدمات ضروری شده، بلکه بر اقتصاد محلی، دسترسی به مراکز درمانی و امکان تجارت نیز تأثیر منفی گذاشته است.[۹۵]
مراکز صحی
[ویرایش | ویرایش مبدأ]در ولایت غزنی، تنها یک شفاخانه (بیمارستان) دولتی فعال وجود دارد اما مردم این تعداد را با توجه به جمعیت قابل توجه و نیازهای گستردهٔ درمانی منطقه، کافی نمیدانند. این کمبود زیرساخت درمانی، تأثیر منفی مستقیمی بر سلامت عمومی گذاشته و دسترسی به خدمات پزشکی ضروری را برای بسیاری از ساکنان با دشواری مواجه کرده است.[۹۶]
علاوهبر این، حدود ۷۰ مرکز صحی (شامل کلینیکها و مراکز بهداشتی) در سطح ولایت فعالیت میکنند که بهطور عمده با حمایت مالی و فنی مؤسسات بینالمللی و سازمانهای امدادی اداره میشوند. اگرچه برنامههای واکسیناسیون در این مراکز بهطور نسبی موفق عمل کرده و تا حدی در کنترل بیماریهای قابل پیشگیری مؤثر بودهاند، اما سایر خدمات درمانی و بهداشتی از جمله مراقبتهای اولیه، درمان بیماریهای مزمن، خدمات مادر و کودک، و ارائه داروهای اساسی با کمبودهای جدی مواجه هستند.
این وضعیت نه تنها بار بیماریها را در منطقه افزایش داده، بلکه موجب شده است تا بسیاری از بیماران برای دریافت خدمات درمانی ضروری مجبور به سفر به ولایتهای همجوار یا مراکز درمانی کابل شوند که هزینههای اضافی و مشکلات ایاب و ذهاب را به آنان تحمیل میکند.[۹۷]
جاذبههای تاریخی و گردشگری غزنی
[ویرایش | ویرایش مبدأ]وجود ۳۰۰ اثر تاریخی و مکان دیدنی در ولایت غزنی، نقش تعیینکنندهای در برنامهریزی سفر و مدیریت اوقات فراغت ساکنان و گردشگران ایفا میکند. این میراث فرهنگی غنی، زمینهساز توسعه گردشگری مذهبی، تاریخی و طبیعی شده و بر تقویت هویت فرهنگی منطقه تأثیر مستقیم گذاشته است. دسترسی به این جاذبهها در زندگی روزمره، بهعنوان عاملی برای غنیسازی فرهنگی و تقویت پیوندهای اجتماعی عمل میکند.[۹۸]
ارگ غزنی، منارههای غزنی، قصر سلطان مسعود غزنوی، مقبرهٔ سبکتگین بنیانگذار دودمان غزنوی، مقبرهٔ سلطان محمود غزنوی، مقبرهٔ سلطان حلقوم، مقبرهٔ سلطان عبدالرزاق، مقبرهٔ سلطان مودود، مقبرهٔ سنایی غزنوی، زیارت بهلول، زیارت علی لالا، زیارت تاجاولیا، زیارت خواجه بلغار، زیارت شمس صاحب، تپه سردار، باغ پیروزی، باغ صدهزار یا باغ صدهزاره، باغ محمودی و باغ هزاردرخت از مهمترین مکانهای دیدنی و گردشگری مرکز ولایت غزنی بهشمار میروند.[۹۹] برخی از جاذبههای معروف غزنی عبارتند از:
گنبد بیگم
[ویرایش | ویرایش مبدأ]ساختار و مواد استفاده شده در ساختمان گنبد نشاندهندهٔ معماری اسلامی در عصر غزنویان است. اندازهٔ قطر گنبد ۲۲ متر و ارتفاع آن ۱۰ متر است.[۱۰۰] این بنا از خشت پخته ساخته شده و به مرور زمان یک ردیف از خشتهای آن آسیب دیده است. گنبد بیگم، یک دروازهٔ کوچک شبیه پنجره دارد که در تمامی گنبدهای آن دوره دیده میشود. به گفتهٔ ساکنان محلی، کتیبههایی نیز در بنای گنبد وجود داشته که در زمان سلطنت ظاهرشاه، به سرقت رفته است. داخل بنای گنبد، یک قبر قدیمی دیده میشود[۱۰۱] و پایینتر از گنبد، انبار خشتهای پخته و یک سرداب وجود دارد که برای مرمت آسیبهای گنبد در نظر گرفته شده است.[۱۰۲]
تاریخچه گبند بیگم
[ویرایش | ویرایش مبدأ]گفته میشود که «سلطان محمود غزنوی» هنگامی که قصد عبور از این محل را داشته، دختری را در لب جوی میبیند و از او آب میخواهد. دختر، آب گلآلود به سلطان میدهد و در جواب سلطان که از علت این کار میپرسد، میگوید آب صاف موجب بیماری شما میشد و شفا در آب گلآلود است. محمود غزنوی تحتتأثیر هوش و خرد دختر قرار میگیرد و لقب «بیگم» و مقداری زمین به او پاداش میدهد و برای او گنبدی میسازد که به گنبد بیگم مشهور میشود.[۱۰۳]
بر اساس روایت شفاهی دیگر، حدود ۷۰۰ سال قبل، در آن منطقه پهلوانی بهنام «ماکو» زندگی میکرده که عاشق بیگم دختر حاکم آنجا میشود. برادران بیگم که از ماجرا باخبر میشوند، ماکو را در همین محل میکشند. بعد از این حادثه، مردم محل بر ضد حاکم قیام میکنند و حاکم و پسرانش را از بین میبرند و قدرت را به بیگم میدهند. بیگم گنبدی بر سر قبر ماکو میسازد که به گنبد بیگم شهرت پیدا میکند.[۱۰۴]
موقعیت جغرافیایی گنبد بیگم
[ویرایش | ویرایش مبدأ]این بنای تاریخی و اسلامی، در روستای «خُوش اَبدَال» ولسوالی (شهرستان) «جِیغتُو» در فاصلهٔ ۱۵ کیلومتری شهر غزنی قرار دارد.[۱۰۵] بالاتر از گنبد، چمنزاری وجود دارد که بهنام «چمن بیگم» مشهور است.[۱۰۶]
گنبد بیگم نماد حضور اجتماعی زن مسلمان
[ویرایش | ویرایش مبدأ]پژوهشگران نما و ساختار اسلامی گنبد و تزئینات معنوی و الهامبخش آن و نامگذاری گنبد با عنوان احترامآمیز «بیگم»، بازسازی نقش نمادین زن مسلمان و تأثیر او در حوادث سیاسی و تاریخی و شکوه فرهنگ و تمدن دورهٔ غزنویان میدانند.[۱۰۷]
قلعه غزنی
[ویرایش | ویرایش مبدأ]این جاذبهٔ گردشگری به نامهای «قَلعَهٔ غَزنَه»، «شهر قدیم»،[۱۰۸] «ارگ غَزنَین»،[۱۰۹] «قَلعَت غَزنَین»،[۱۱۰] «قلعهٔ بالاحصار غزنی»[۱۱۱] و «شهر باستانی»[۱۱۲] نیز خوانده میشود. این بنای تاریخی با وسعت ۸۰ هکتاری،[۱۱۳] در نقطهای مرتفع از شهر کهن غزنی، در مرکز ولایت غزنی و در شمال شهر جدید غزنی واقع شده است.[۱۱۴] قلعهٔ غزنه، در سالهای ۹۷۵–۱۱۸۷م پایتخت و مرکز فرمانروایی سلسلهٔ غزنویان بود.[۱۱۵] آنها اعیاد، جشنها و مراسم ملی را در این قلعه برگزار میکردند.[۱۱۶] برجهای این بنا، در دورههای مختلف تاریخی، بهعنوان دژ مورد استفاده بوده و کاربرد نظامی داشتند.[۱۱۷]
تاریخچه قعله غزنی
[ویرایش | ویرایش مبدأ]قلعهٔ غزنه، قبل از ظهور اسلام، در زمان حکومت «باختریها» ساخته شده و بیش از ۲۰۰۰ سال قدمت دارد. بعد از ظهور اسلام، در هنگام حکومت «صفاریان»، توسط «یعقوب لیث صفاری» بهشکل اساسی و کامل بنا شد. در زمان «تیموریان»، «غزنویان» و «مغولهای هند» نیز اقداماتی در راستای ساختوساز در این قلعه صورت گرفت.[۱۱۸]
تحقیقات باستانشناسان نشان میدهد که این قلعهٔ تاریخی درقرن اول میلادی دارای اهمیت و موقعیت ممتاز مذهبی و نیز در مسیر رفتوآمدهای فراوان جهانگردان، کاروانهای تجارتی و زائران بوده است.[۱۱۹] قلعهٔ غزنه، در حدود ۱۲۰ سال پس از مرگ سلطان محمود غزنوی، توسّط علاءالدین حسین غوری آسیب زیادی دید[۱۲۰] و بهمرور زمان، شکوه و عظمت خود را از دست داد. این بنا، امروزه به یک ویرانه شبیه شده است.[۱۲۱]
در حالحاضر، حدود ۵۰۰ خانواده در این قلعه، زندگی میکنند.[۱۲۲] در این بنای باستانی، مساجد، خانقاهها و معابد هندوها در کنار هم قرار دارند که نشان از زندگی افراد با عقاید و دیدگاههای دینی متفاوت در کنار هم دارند.[۱۲۳] وجود ۱۷ باب مسجد، ۳ معبد و ۲ خانقاه در این قلعهٔ تاریخی، پیروان آیین اسلام، اهل تصوف و هندوها را به احترام متقابل به اعتقادات و آیینهای یکدیگر فراخوانده است.[۱۲۴]
معماری قعله غزنی
[ویرایش | ویرایش مبدأ]در اطراف قلعه، دیوار مستحکمی با ارتفاع متوسط ۵/۵ متر، از مواد سنگ، گِل، خِشت (آجر) و چوب ساخته بودند که بهنام دیوار قلعه خوانده میشود. عرض پایین دیوار ۵ متر و عرض بالای آن ۲۵/۱ متر بود.[۱۲۵] این دیوار، ۳۶ بُرج داشت که بهمرور زمان تعدادی از آنها تخریب شده و ۲۸ برج باقیمانده نیز در معرض فرسایش و تخریب شدید قرار دارند.[۱۲۶] در خارج و داخل قلعه، خندقهای زیادی وجود داشت. خندق خارج قلعه، در اطراف و دامنهٔ دیوار شهر حفر شده بود.[۱۲۷]
دروازههای قلعه، با دربهای چوبی بزرگ محافظت میشد. بر سر هر درب، یک گنبد بزرگ وجود داشت. همچنین، در وسط دربهای بزرگ، یک درب کوچک نصب بود که برای رفتوآمد در شب تا وقت معینی بازمیماند. گنبدهای زیادی روی اتاقهای قلعه ساخته بودند که دروازهبانان و نظامیان برای مراقبت، کشیکدادن و حفظ امنیت از آنها استفاده میکردند. در داخل قعله، چهار بازار عمده و یک چهارراه و چندین بازار فرعی وجود داشت.[۱۲۸] یک سرپوش بازار طلا نیز در آنجا بود که بر اثر جنگها تخریب و آثار تاریخی و طلای این بازار زیر خاک دفن شده است.[۱۲۹]
دروازههای معروف قلعه غزنی
[ویرایش | ویرایش مبدأ]«دروازهٔ کابل» یا «دروازهٔ بهلول» در جهت شرق قلعه قرار داشت و در دو طرف آن، برجهای بلند و مستحکمی ساخته بودند.[۱۳۰]
«دروازهٔ بازار» که بهنامهای «دروازهٔ شُلگَر» و «دروازهٔ گَردِیز» نیز خوانده میشود در قسمت جنوبی قلعه قرار دارد.[۱۳۱] در دو طرف این دروازه نیز دو برج مستحکم وجود داشته که در حالحاضر برج شرقی آن موجود و برج غربی آن تخریب شده است.[۱۳۲] «دروازه کَنِیک» که بهنام «دروازه بامیان» نیز شهرت دارد در قسمت غربی شهر قدیم واقع شده است. به باور بعضی از نویسندگان، نام این دروازه از نام «کُنِشکَا» پادشاه باختریها گرفته شده است.[۱۳۳] این دروازه تا ۱۳۳۰ش آباد بود.[۱۳۴]
منارههای غزنی
[ویرایش | ویرایش مبدأ]منارههای مسعود و بهرامشاه در غزنی، از برجستهترین آثار تاریخی دورهٔ غزنویان بهشمار میروند که در یک کیلومتری شمال شرقی شهر غزنی واقع شدهاند. این منارهها با قدمتی حدود ۸۰۰ سال، به شکل ستارهای هشتضلعی و با مصالح خشت ساخته شدهاند و حدود ۲۰ متر ارتفاع دارند. سطح خارجی آنها با تزئینات هندسی منظم، کتیبههای قرآنی به خط کوفی و موزاییکهای تراکوتا آراسته شده که نشاندهندهٔ اوج هنر معماری اسلامی در قرن یازدهم میلادی است. درون منارهها پلکانهای مارپیچی تعبیه شده که دسترسی به بالای برج را ممکن میساخت.[۱۳۵]
این بناها علاوهبر کاربرد مذهبی (برای اذانگویی)، نقش مهمی در اهداف نظامی (به عنوان دیدهبان) و نمایش عظمت پادشاهی غزنویان ایفا میکردهاند. بر اثر بلایای طبیعی و تخریبهای انسانی، بخش فوقانی منارهها آسیب دیده و فرسایش ادامهدار، بقای این میراث فرهنگی را تهدید میکند. این منارهها نه تنها نماد معماری دوران طلایی غزنویان، بلکه گواهی بر جایگاه فرهنگی و هنری غزنی در تاریخ اسلام و خراسان بزرگ است.[۱۳۶]
مناطق باستانی غزنی
[ویرایش | ویرایش مبدأ]ولایت غزنی بهعنوان یکی از کانونهای تمدنی کهن افغانستان، از قرن هفتم میلادی یکی از مراکز مهم بودایی در منطقه محسوب میشد. کاوشهای باستانشناسی در تپه سردار غزنی نشان میدهد که این منطقه تحت تأثیر هر دو فرهنگ هندویی و بودایی قرار داشته و آثار بهدستآمده بیانگر حضور مکاتب مهایانه و وجرهیانه در این منطقه است. برای مثال، کشف مجسمهٔ عظیم بودای پارینیروانا در کنار مجسمه خدای هندو ماهیشاسورا-ماردینی در یک مکان، گواهی بر همزیستی ادیان در این منطقه است.[۱۳۷]
همچنین چند نقطهٔ باستانی در ولسوالی جاغوری دارد[۱۳۸] و شواهد باستانشناسی شامل کتیبهها، غارنوشتهها و نقاشیهای دیواری، سابقه سکونت انسان از دورههای پارینهسنگی تا دوره بودایی را نشان میدهد. آزمایشهای رادیوکربن تاریخ برخی از این آثار را به حدود ۵۰۷ میلادی نسبت میدهد.[۱۳۹]
بسیاری از این آثار تاریخی از جمله غار شاهالیادتو، قلعهشار، غارهای چوپانقول، چهلزینه و دیگر سایتهای باستانی در معرض نابودی قرار دارند. این میراث فرهنگی غنی که میتواند نقش مهمی در جذب گردشگر و تقویت هویت فرهنگی منطقه ایفا کند، نیازمند توجه فوری برای حفاظت و ثبت است.[۱۴۰]
آرامگاههای تاریخی غزنی
[ویرایش | ویرایش مبدأ]آرامگاههای تاریخی غزنی، از جمله آرامگاه سلطان محمود غزنوی، ابوریحان بیرونی، ابوالفضل بیهقی، سنایی غزنوی، شریف خان و سبکتگین، بهعنوان نمادهای هویت فرهنگی و تاریخی، نقش مؤثری در سبک زندگی و گذران اوقات فراغت مردم دارد.[۱۴۱]
این مکانها افزون بر مقاصد گردشگری و زیارتی، بهعنوان فضاهای عمومی برای تعاملات اجتماعی، مراسم فرهنگی و آموزشی عمل میکند. همچنین، این آثار تاریخی در مناسبتهای خاص میزبان مراسمی چون شعرخوانی، بزرگداشت مشاهیر و جشنهای محلی هستند که به غنای زندگی فرهنگی جامعه کمک میکند.[۱۴۲]
باغهای تاریخی غزنی
[ویرایش | ویرایش مبدأ]باغهای تاریخی غزنی، از جمله باغ پیروزی، باغ محمودی، باغ هزاردرخت و باغ صدهزار (صدهزاره)، بهعنوان میراث دوران طلایی غزنویان، از جاذبههای مهم گردشگری غزنی محسوب میشود. این باغها که در گذشته محل برگزاری مراسم رسمی، نشاط دربار و فعالیتهای فرهنگی بودند، امروزه به نوان فضای سبز عمومی و مقاصد گردشگری، به مکانی برای تفریح، استراحت و تعاملات اجتماعی تبدیل شدهاند.[۱۴۳]
افتخارات غزنی
[ویرایش | ویرایش مبدأ]غزنی در ۳۴۱ش بهعنوان پایتخت سلسلهٔ غزنویان انتخاب شد. این شهر در سدهٔ ۱۱م از مراکز فرهنگی- ادبی پارسی بوده است. علاقهٔ ادبی سلطان محمود غزنوی باعث شد تا بسیاری از شاعران و فیلسوفان پارسیگوی در دربار او گرد آیند.[۱۴۴] غزنی بهدلیل سابقهٔ تمدنی در ۲۰۱۳م از سوی سازمان آیسیسکو بهعنوان پایتخت فرهنگی جهان اسلام نامگذاری شد.[۱۴۵]
پژوهشها دربارهٔ غزنی
[ویرایش | ویرایش مبدأ]دربارهٔ غزنی و برخی از ولسوالیهای آن پژوهشهای محدودی صورت گرفته که از جمله میتوان به کتاب «غزنی، بستر تمدن شرق اسلامی» اشاره کرد. این اثر چهارجلدی که در ۱۳۹۳ش توسط انتشارات عرفان در تهران منتشر شد، حاصل تلاش جمعی از پژوهشگران افغانستان است.[۱۴۶]
این مجموعه با بهرهگیری از منابع دست اول تاریخی از جمله متون کهن ویدی، اوستایی و فارسی، رویکردی نوین در مطالعه تاریخ و تمدن غزنی ارائه میدهد. نویسندگان این اثر کوشیدهاند تا با عبور از نظریات متعارف خاورشناسان، غزنی را بر اساس منابع بومی و اسناد تاریخی معتبر بازتعریف کنند.[۱۴۷]
غزنی در ادبیات
[ویرایش | ویرایش مبدأ]بهدلیل عظمت و اهمیت غزنی، شاعران بزرگی مانند سنایی غزنوی، فرخی سیستانی، خاقانی و فردوسی در سوردههای خود توصیف آن را آورده است. برای مثال سنایی سروده است:[۱۴۸]
سلسله غزنویان
[ویرایش | ویرایش مبدأ]تأسیس و گسترش امپراتوری غزنوی
[ویرایش | ویرایش مبدأ]سلسله غزنویان در ۹۷۷م توسط سبکتگین، از فرماندهان ترکتبار سامانی، در منطقه غزنی بنیان نهاده شد. این امپراتوری به سرعت قلمرو خود را از افغانستان امروزی تا شمال هند گسترش داد و بهعنوان حامی خلافت عباسی، نقش مهمی در ترویج اسلام ایفا کرد. غزنویان با ترکیبی از فرهنگ ترکی-ایرانی و پیروی از مذهب سنی حنفی، به یکی از قدرتمندترین حکومتهای زمان خود تبدیل شدند.[۱۴۹]
اوج شکوفایی فرهنگی و علمی
[ویرایش | ویرایش مبدأ]دوران سلطان محمود غزنوی (۹۹۸–۱۰۳۰ م) اوج عظمت این سلسله بود. دربار غزنی میزبان بزرگان علمی و ادبی همچون فردوسی، ابوریحان بیرونی، عنصری بلخی و فرخی سیستانی شد. زبان فارسی بهعنوان زبان رسمی دربار انتخاب شد و آثار ماندگاری مانند شاهنامهٔ فردوسی در این دوره خلق شد. کتابخانههای عظیم، مراکز علمی و مدارس متعدد در این دوره تأسیس شدند.[۱۵۰]
ساختار حکومتی و نظامی
[ویرایش | ویرایش مبدأ]غزنویان با ایجاد سیستم اداری متمرکز و ارتش منظم، موفق به کنترل قلمرو وسیعی شدند. استفاده از نیروهای ترکتبار در ارتش و بهکارگیری دیوانسالاری فارسیزبان، از ویژگیهای بارز حکومت آنان بود. این سلسله شبکهای از قلعهها و راههای ارتباطی احداث کرد که امنیت و نظارت بر مناطق تحت حاکمیت را تضمین مینمود.[۱۵۱]
زوال و میراث پایدار
[ویرایش | ویرایش مبدأ]پس از مرگ سلطان محمود، اختلافات داخلی و ظهور سلجوقیان موجب افول تدریجی غزنویان شد. این سلسله در نهایت در ۱۱۸۶م توسط غوریان سقوط کرد. با این حال، میراث فرهنگی غزنویان بهویژه در گسترش زبان فارسی و ترویج اسلام در شبهقارهٔ هند، تأثیری ماندگار بر تاریخ منطقه گذاشت. معماری، هنر و ادبیات این دوره همچنان بهعنوان نمادهای عصر طلایی تمدن اسلامی شناخته میشوند.[۱۵۲]
مشاهیر غزنی
[ویرایش | ویرایش مبدأ]در طول تاریخ ولایت غزنی چهرههای درخشان فرهنگی، علمی و ادبی بسیاری پرورش یافتهاند که بیشترین شکوفایی آنان به دوران طلایی سلسله غزنویان بازمیگردد. این دوره که بهعنوان عصر زرین فرهنگ و تمدن اسلامی در منطقه شناخته میشود، بستری فراهم کرد تا استعدادهای برجسته در عرصههای مختلف به شکوفایی رسند. برخی از چهرههای مشهور غزنی عبارتند از:
سنایی غزنوی - شاعر و عارف نامدار قرن پنجم هجری که مبانی عرفان ایرانی را در قالب شعر تعالی بخشید.
نصرالله منشی - ادیب و مترجم برجستهٔ قرن ششم هجری که با ترجمه کلیله و دمنه گنجینهٔ ادبیات فارسی را غنی ساخت.
ابوالفضل بیهقی - تاریخنگار بیبدیل قرن پنجم هجری که با اثر جاودان تاریخ بیهقی، سبک جدیدی در تاریخنگاری ایجاد کرد.
هجویری غزنوی - عارف و نویسندهٔ پرآوازهٔ قرن پنجم هجری که با کتاب کشفالمحجوب مرجعی برای شناخت عرفان اسلامی شد.
فرخی سیستانی - شاعر بلندآوازهٔ دربار غزنوی که اشعار وی تجلیبخش اوج شعر پارسی در آن عصر بود.
ملا فیضمحمد کاتب هزاره - تاریخنگار و عالم دین قرن سیزدهم هجری، مؤلف سراجالتواریخ در تاریخ افغانستان که به بهقی ثانی مشهور است.[۱۵۳]
پانویس
[ویرایش | ویرایش مبدأ]- ↑ ارزگانی، مختصر المنقول، بیتا، ص۴۰
- ↑ حموی، معجم البتدان، ج۲، ص ۱۳۴.
- ↑ جمعی از نویسندگان، غزنی بستر تمدن شرق اسلامی، ۱۳۹۳ش، ج۲، ص۲۵.
- ↑ ناهض، قاموس جغرافیایی افغانستان، ۱۳۹۴ش، ص ۸۰.
- ↑ ناهض، قاموس جغرافیایی افغانستان، ۱۳۹۴ش، ص ۸۰.
- ↑ «ولایت غزنی، از سنایی تا یکی از کهنترین مناطق جهان»، خبرگزاری صداوسیما.
- ↑ "Ghazni", infoplease Website
- ↑ جمعی از نویسندگان، غزنی بستر تمدن شرق اسلامی، ۱۳۹۳ش، ج۲، ص۲۸.
- ↑ آرین، «جایگاه شهر غزنی در دوره اسلامی»، 1404ش، ص۵۹–۶۰.
- ↑ آرین، «جایگاه شهر غزنی در دوره اسلامی»، 1404ش، ص۵۹–۶۰.
- ↑ آرین، «جایگاه شهر غزنی در دوره اسلامی»، 1404ش، ص۵۹–۶۰.
- ↑ «نقش غزنین در گسترش فرهنگ و تمدن اسلامی»، وبسایت باشگاه خبرنگاران جوان.
- ↑ «نقش غزنین در گسترش فرهنگ و تمدن اسلامی»، وبسایت باشگاه خبرنگاران جوان.
- ↑ جمعی از نویسندگان، غزنی بستر تمدن شرق اسلامی، ۱۳۹۳ش، ج۱، ص۱۱۵.
- ↑ جمعی از نویسندگان، غزنی بستر تمدن شرق اسلامی، ۱۳۹۳ش، ج۱، ص۱۱۶.
- ↑ جمعی از نویسندگان، غزنی بستر تمدن شرق اسلامی، ۱۳۹۳ش، ج۱، ص۱۱۶.
- ↑ جمعی از نویسندگان، غزنی بستر تمدن شرق اسلامی، ۱۳۹۳ش، ج۴، ص۴۱۹.
- ↑ دولتآبادی، شناسنامه افغانستان، ۱۳۸۷ش، ص۲۰.
- ↑ جمعی از نویسندگان، غزنی بستر تمدن شرق اسلامی، ۱۳۹۳ش، ج۲، ص۲۶.
- ↑ بیهقی، تاریخ بیهقی، ۱۳۷۴ش، ج۲، ص۴۳۳.
- ↑ «زراعت و زمینهها در غزنی باستان»، وبسایت وزارت رزاعت، آبیاری و مالداری.
- ↑ جمعی از نویسندگان، غزنی بستر تمدن شرق اسلامی، ۱۳۹۳ش، ج۴، ص۴۳۷.
- ↑ جمعی از نویسندگان، غزنی بستر تمدن شرق اسلامی، ۱۳۹۳ش، ج۴، ص۴۳۷.
- ↑ «زراعت و زمینهها در غزنی باستان»، وبسایت وزارت رزاعت، آبیاری و مالداری.
- ↑ «زراعت و زمینهها در غزنی باستان»، وبسایت وزارت رزاعت، آبیاری و مالداری.
- ↑ «زراعت و زمینهها در غزنی باستان»، وبسایت وزارت رزاعت، آبیاری و مالداری.
- ↑ «زراعت و زمینهها در غزنی باستان»، وبسایت وزارت رزاعت، آبیاری و مالداری.
- ↑ «زراعت و زمینهها در غزنی باستان»، وبسایت وزارت رزاعت، آبیاری و مالداری.
- ↑ جمعی از نویسندگان، غزنی بستر تمدن شرق اسلامی، ۱۳۹۳ش، ج۴، ص۴۱۹.
- ↑ «زراعت و زمینهها در غزنی باستان»، وبسایت وزارت رزاعت، آبیاری و مالداری.
- ↑ سالنامة احصائیوی ۱۳۹۹ش، ص۹.
- ↑ جمعی از نویسندگان، غزنی بستر تمدن شرق اسلامی، ۱۳۹۳ش، ج۴، ص۴۵۳؛ ناهض، قاموس جغرافیایی افغانستان، ۱۳۹۴ش، ص۸۰.
- ↑ «حذف زبان فارسی از لوحه دانشگاه هرات و هفتهنامه سنایی در غزنی»، وبسایت روزنامۀ ۸ صبح.
- ↑ «حذف زبان فارسی از لوحه دانشگاه هرات و هفتهنامه سنایی در غزنی»، وبسایت روزنامۀ ۸ صبح.
- ↑ جمعی از نویسندگان، غزنی بستر تمدن شرق اسلامی، ۱۳۹۳ش، ج۱، ص۴۵۳؛«جغرافیای تاریخی و فرهنگی غزنه باستان»، وبسایت شبکۀ اطلاعرسانی افغانستان.
- ↑ ندوی، سفرنامه افغانستان، ۱۳۸۲ش، ص۱۲۱.
- ↑ جمعی از نویسندگان، غزنی بستر تمدن شرق اسلامی، ۱۳۹۳ش، ج۱، ص۴۵۳؛«جغرافیای تاریخی و فرهنگی غزنه باستان»، وبسایت شبکۀ اطلاعرسانی افغانستان.
- ↑ موسوی، هزارههای افغانستان، ۱۳۷۹ش، ص۱۲۵.
- ↑ «زراعت و زمینهها در غزنی باستان»، وبسایت وزارت رزاعت، آبیاری و مالداری.
- ↑ جمعی از نویسندگان، غزنی بستر تمدن شرق اسلامی، ۱۳۹۳ش، ج۴، ص۴۵۳.«ولایت غزنی، از سنایی تا یکی از کهنترین مناطق جهان»، خبرگزاری صدا و سیما.
- ↑ «سیمای شهرغزنی نسبت به گذشته تغییر کرده است / این شهر همچنان دارای سه ناحیه است»، خبرگزاری آوا.
- ↑ «باشندگان پلانسوم شهر غزنی از آب آشامیدنی محروماند»، وبسایت روزنامۀ ۸ صبح.
- ↑ «باشندگان پلانسوم شهر غزنی از آب آشامیدنی محروماند»، وبسایت روزنامۀ ۸ صبح.
- ↑ «پلانهای استراتیژیک و اصلاحی غزنی به شهرداری این ولایت سپرده شد»، وبسایت طلوع نیوز.
- ↑ «پلانهای استراتیژیک و اصلاحی غزنی به شهرداری این ولایت سپرده شد»، وبسایت طلوع نیوز.
- ↑ جمعی از نویسندگان، غزنی بستر تمدن شرق اسلامی، ۱۳۹۳ش، ج۴، ص۴۵۶؛ «غزنی پایتخت فرهنگی جهان اسلام»، وبسایت پایگاه فرهنگی- سیاسی سحر.
- ↑ «زراعت و زمینهها در غزنی باستان»، وبسایت وزارت رزاعت، آبیاری و مالداری.
- ↑ «زراعت و زمینهها در غزنی باستان»، وبسایت وزارت رزاعت، آبیاری و مالداری.
- ↑ «ظواهر معدنی ولایت غزنی»، وبسایت وزارت معادن و پطرولیم افغانستان.
- ↑ U.S., Afghan Study Finds Mineral Deposits Worth $3 Trillion - Bloomberg
- ↑ «غزنی پایتخت فرهنگی جهان اسلام»، وبسایت پایگاه فرهنگی- سیاسی سحر.
- ↑ «غزنی پایتخت فرهنگی جهان اسلام»، وبسایت پایگاه فرهنگی- سیاسی سحر.
- ↑ جمعی از نویسندگان، غزنی بستر تمدن شرق اسلامی، ۱۳۹۳ش، ج۴، ص۴۵۶؛
- ↑ جمعی از نویسندگان، غزنی بستر تمدن شرق اسلامی، ۱۳۹۳ش، ج۴، ص۴۵۶؛
- ↑ اکبری، «مالستان در یک نگاه»، وبسایت سروش صبا، 18 مهر 1401ش.
- ↑ جمعی از نویسندگان، غزنی بستر تمدن شرق اسلامی، ۱۳۹۳ش، ج۱، ص۴۰۶.
- ↑ جمعی از نویسندگان، غزنی بستر تمدن شرق اسلامی، ۱۳۹۳ش، ج۱، ص۴۲۹.
- ↑ جمعی از نویسندگان، غزنی بستر تمدن شرق اسلامی، ۱۳۹۳ش، ج۱، ص۴۲۹.
- ↑ جمعی از نویسندگان، غزنی بستر تمدن شرق اسلامی، ۱۳۹۳ش، ج۴، ص۵۰۸–۵۰۱۰.
- ↑ جمعی از نویسندگان، غزنی بستر تمدن شرق اسلامی، ۱۳۹۳ش، ج۴، ص۵۰۸–۵۰۱۰.
- ↑ «محدودیت بر رسانهها؛ خط ونشانهای تازه طالبان به رسانهها در غزنی»، وبسایت روزنامۀ ۸ صبح.
- ↑ جمعی از نویسندگان، غزنی بستر تمدن شرق اسلامی، ۱۳۹۳ش، ج۴، ص۵۰۸–۵۰۱۰.
- ↑ ناهض، قاموس جغرافیایی افغانستان، ۱۳۹۴ش، ص۸۱.
- ↑ ناهض، قاموس جغرافیایی افغانستان، ۱۳۹۴ش، ص۸۱.
- ↑ «صنایع دستی محلی غزنی زیر سایۀ سنگین رکود و بیتوجهی!»، خبرگزاری آوا.
- ↑ «ریاست معارف ولایت غزنی»، وبسایت وزارت معارف.
- ↑ «کتلاک پوهنتونها و موئسسات تحصیلات عالی دولتی»، وبسایت وزرات تحصیلات عالی افغانستان.
- ↑ وهنتونها و موسسات تحصیلات عالی خصوصی»، وبسایت ریاست تضمین کیفیت و اعتباردهی.
- ↑ «ریاست معارف ولایت غزنی»، وبسایت وزارت معارف.
- ↑ جمعی از نویسندگان، غزنی بستر تمدن شرق اسلامی، ۱۳۹۳ش، ج۴، ص۴۰۶.
- ↑ جمعی از نویسندگان، غزنی بستر تمدن شرق اسلامی، ۱۳۹۳ش، ج۴، ص۴۰۶.
- ↑ جمعی از نویسندگان، غزنی بستر تمدن شرق اسلامی، ۱۳۹۳ش، ج۴، ص۴۰۶.
- ↑ «رشد فرهنگ مطالعه در بین جوانان ولایت غزنی»، روزنامه ماندگار.
- ↑ اکبری، «مالستان در یک نگاه»، وبسایت سروش صبا، 18 مهر 1401ش.
- ↑ «در غزنی تنها ۱۱۴ مسجد تحت پوشش حکومت است»، خبرگزاری آوا.
- ↑ نو%20را%20شب%20انجام%20میدهند. «رسم و رواج نوروز در غزنی»، خبرگزاری فرهنگ.
- ↑ نو%20را%20شب%20انجام%20میدهند. «رسم و رواج نوروز در غزنی»، خبرگزاری فرهنگ.
- ↑ نو%20را%20شب%20انجام%20میدهند. «رسم و رواج نوروز در غزنی»، خبرگزاری فرهنگ.
- ↑ نو%20را%20شب%20انجام%20میدهند. «رسم و رواج نوروز در غزنی»، خبرگزاری فرهنگ.
- ↑ نو%20را%20شب%20انجام%20میدهند. «رسم و رواج نوروز در غزنی»، خبرگزاری فرهنگ.
- ↑ نو%20را%20شب%20انجام%20میدهند. «رسم و رواج نوروز در غزنی»، خبرگزاری فرهنگ.
- ↑ «نگاهی به آیین عید قربان در افغانستان»، خبرگزاری ایرنا
- ↑ «درنگی بر بازیهای هزارگی»، وبلاک جاغوری یک، تاریخ انتشار: ۹ اسفند ۱۳۸۸ش.
- ↑ «ورزشهای محلی و سنتی در غزنی در یک سال گذشته رشد چشمگیر داشته است»، خبرگزاری سلام وطندار.
- ↑ غذاهای محلی غزنی»، وبسایت غذاهای محلی غزنی.
- ↑ «لباس مردم افغانستان»، وبسایت آسمان جاغوری.
- ↑ «محرم در افغانستان؛ از شکوه عزاداری در غزنی تا مراسم پنهانی قندهار»، خبرگزاری مهر.
- ↑ «محرم در افغانستان؛ از شکوه عزاداری در غزنی تا مراسم پنهانی قندهار»، خبرگزاری مهر.
- ↑ «محرم در افغانستان؛ از شکوه عزاداری در غزنی تا مراسم پنهانی قندهار»، خبرگزاری مهر.
- ↑ «محرم در افغانستان؛ از شکوه عزاداری در غزنی تا مراسم پنهانی قندهار»، خبرگزاری مهر.
- ↑ جمعی از نویسندگان، غزنی بستر تمدن شرق اسلامی، ۱۳۹۳ش، ج۴، ص۴۹۱؛ UNAMA. (2021). Afghanistan Annual Report on Protection of Civilians in Armed Conflict
- ↑ - UNAMA. (2021). Afghanistan Annual Report on Protection of Civilians in Armed Conflict
- ↑ "Ghazni - Program for Culture and Conflict Studies - Naval Postgraduate School". nps.edu.
- ↑ "Ghazni - Program for Culture and Conflict Studies", Naval Postgraduate School". nps.edu.
- ↑ «جانباختن ۱۹۰ نفر در اثر رویدادهای ترافیکی در غزنی طی ۱۴ ماه گذشته»، وبسایت طلوع نیوز.
- ↑ «شفاخانه دولتی غزنی؛ ناتوان یا ناکارآمد؟»، خبرگزاری آوا.
- ↑ جمعی از نویسندگان، غزنی بستر تمدن شرق اسلامی، ۱۳۹۳ش، ج۴، ص۴۹۱.
- ↑ ناهض، قاموس جغرافیایی افغانستان، ۱۳۹۴ش، ص ۸۰.
- ↑ ناهض، قاموس جغرافیایی افغانستان، ۱۳۹۴ش، ص ۸۰.
- ↑ «گنبد تاریخی بیگم در ولایت غزنی ترمیم میشود»، خبرگزاری شفقنا.
- ↑ «گنبد بیگم؛ بنایی با معماری اسلامی در غزنی»، خبرگزاری فارس.
- ↑ «گنبد بیگم؛ بنایی با معماری اسلامی در غزنی»، خبرگزاری فارس.
- ↑ «گنبد بیگم آبدۀ تاریخی کمتر دیدهشده از دوران غزنویان در افغانستان»، وبسایت آیفیلم 2.
- ↑ «گنبد بیگم ترمیم میشود»، وبسایت کلید.
- ↑ «گنبد بیگم؛ بنایی با معماری اسلامی در غزنی»، خبرگزاری فارس.
- ↑ ذکریا، «گنبد بیگم ترمیم میشود»، وبسایت کلید.
- ↑ «گنبد بیگم ترمیم میشود»، وبسایت کلید.
- ↑ «قلعه تاریخی و بالاحصار غزنی در آستانه فروریزی قرار دارد»، وبسایت روزنامۀ 8 صبح.
- ↑ احمدی، «معرفی شهر غزنی»، وبلاگ عزیزالله جمال.
- ↑ سروری، «قلعت غزنین»، وبلاگ سیمای غزنی.
- ↑ «قلعه بالاحصار غزنی»، وبسایت شفقنا.
- ↑ «ویرانی دروازه کهن غزنی»، در سایت روزنامه دنیای اقتصاد.
- ↑ «قلعه تاریخی و بالاحصار غزنی در آستانه فروریزی قرار دارد»، وبسایت روزنامۀ 8 صبح.
- ↑ احمدی، «معرفی شهر غزنی»، وبلاگ عزیزالله جمال.
- ↑ سروری، «قلعت غزنین»، وبلاگ سیمای غزنی.
- ↑ رضایی، «غزنی پایتخت فرهنگی جهان اسلام»، وبلاگ میررحیمی.
- ↑ «شهر کهنۀ غزنی محلهای تاریخی با قدمت 2000 ساله در افغانستان»، خبرگزاری فارس.
- ↑ «شهر کهنۀ غزنی محلهای تاریخی با قدمت 2000 ساله در افغانستان»، خبرگزاری فارس.
- ↑ سروری، «قلعت غزنین»، وبلاگ سیمای غزنی.
- ↑ احمدی، «معرفی شهر غزنی»، وبلاگ عزیزالله جمال.
- ↑ قلعه تاریخی و بالاحصار غزنی در آستانه فروریزی قرار دارد»، وبسایت روزنامۀ 8 صبح.
- ↑ «قلعه تاریخی و بالاحصار غزنی در آستانه فروریزی قرار دارد»، وبسایت روزنامۀ 8 صبح.
- ↑ «شهر کهنه غزنی محلهای تاریخی با قدمت 2000 ساله در افغانستان»، خبرگزاری فارس.
- ↑ «شهر کهنه غزنی محلهای تاریخی با قدمت 2000 ساله در افغانستان»، خبرگزاری فارس.
- ↑ سلطانی، «شهر قدیم غزنی یا قلعت عزنین»، وبلاگ غزنی من.
- ↑ سلطانی، «شهر قدیم غزنی یا قلعت عزنین»، وبلاگ غزنی من.
- ↑ سلطانی، «شهر قدیم غزنی یا قلعت عزنین»، وبلاگ غزنی من.
- ↑ سروری، «قلعت غزنین»، وبلاگ سیمای غزنی.
- ↑ «ویرانی دروازۀ کهن غزنی»، وبسایت روزنامۀ دنیای اقتصاد.
- ↑ سلطانی، «شهر قدیم غزنی یا قلعت عزنین»، وبلاگ غزنی من.
- ↑ «شهر کهنه غزنی محلهای تاریخی با قدمت 2000 ساله در افغانستان»، خبرگزاری فارس.
- ↑ سلطانی، «شهر قدیم غزنی یا قلعت عزنین»، وبلاگ غزنی من.
- ↑ «شهر کهنه غزنی محلهای تاریخی با قدمت 2000 ساله در افغانستان»، خبرگزاری فارس.
- ↑ سروری، «قلعت غزنین»، وبلاگ سیمای غزنی.
- ↑ «معرفی منارههای مسعود و بهرامشاه در غزنی»، پایگاه تخصصی-تحلیلی جامعه و فرهنگ ملل.
- ↑ «معرفی منارههای مسعود و بهرامشاه در غزنی»، پایگاه تخصصی-تحلیلی جامعه و فرهنگ ملل.
- ↑ شریعتی، آثار باستانی جاغوری، ۱۳۹۶ش، ص۱۷.
- ↑ شریعتی، آثار باستانی جاغوری، ۱۳۹۶ش، ص۱۷.
- ↑ شریعتی، «آثار باستانی جاغوری و تلاش برای حفظ، ثبت و ضبط»، خبرگذاری شفقنا، ۱۸آگوست ۲۰۱۷م.
- ↑ شریعتی، آثار باستانی جاغوری، ۱۳۹۶ش، ص۶۰.
- ↑ جمعی از نویسندگان، غزنی؛ بستر تمدن شرق اسلامی، ۱۳۹۳ش، ج۴، ص۴۹۸.
- ↑ جمعی از نویسندگان، غزنی؛ بستر تمدن شرق اسلامی، ۱۳۹۳ش، ج۴، ص۴۹۸.
- ↑ جمعی از نویسندگان، غزنی؛ بستر تمدن شرق اسلامی، ۱۳۹۳ش، ج۴، ص۴۹۸–۴۹۹.
- ↑ «غزنی رسماً پایتخت فرهنگی جهان اسلام شد»، روزنامه ماندگار.
- ↑ جمعی از نویسندگان، غزنی بستر تمدن شرق اسلامی، ۱۳۹۳ش، ج۲، ص۲۸.
- ↑ «غزنی بستر تمدن شرق اسلامی»، خبرگزاری شفقنا.
- ↑ «غزنی بستر تمدن شرق اسلامی»، خبرگزاری شفقنا.
- ↑ جمعی از نویسندگان، غزنی بستر تمدن شرق اسلامی، ۱۳۹۳ش، ج۳، ص۱۵۶–۱۵۷.
- ↑ جمعی از نویسندگان، غزنی؛ بستر تمدن شرق اسلامی، ۱۳۹۳ش، ج۴، ص۴۹۱–۵۰۲.
- ↑ جمعی از نویسندگان، غزنی؛ بستر تمدن شرق اسلامی، ۱۳۹۳ش، ج۴، ص۴۹۱–۵۰۲.
- ↑ جمعی از نویسندگان، غزنی؛ بستر تمدن شرق اسلامی، ۱۳۹۳ش، ج۴، ص۴۹۱–۵۰۲.
- ↑ جمعی از نویسندگان، غزنی؛ بستر تمدن شرق اسلامی، ۱۳۹۳ش، ج۴، ص۴۹۱–۵۰۲.
- ↑ جمعی از نویسندگان، غزنی؛ بستر تمدن شرق اسلامی، ۱۳۹۳ش، ج۴، ص۴۹۱–۵۰۲.
منابع
[ویرایش | ویرایش مبدأ]- آرین، نصیراحمد، «جایگاه شهر غزنی در دوره اسلامی»، مجلهٔ دستاوردهای نوین در مطالعات علوم انسانی، شمار، ۸۷، ۱۴۰۴ش.
- «از اثر ناامنی در ولایت غزنی ۳۳ مکتب و مدارس دینی بسته شده است»، آژانس خبری پژواک، تاریخ درج مطلب: ۲۷ می ۲۰۱۹م.
- ارزگانی، محمدافضل، مختصر المنقول، قم، بینا، بیتا.
- «اطلاعات غزنی»، وبسایت انفو پلیس، تاریخ بازدید: ۲۰ شهریور ۱۴۰۴ش.
- اکبری، رمضان، «مالستان در یک نگاه»، وبسایت سروش صبا، تاریخ بازدید: مهر ۱۴۰۱ش
- «باشندگان پلانسوم شهر غزنی از آب آشامیدنی محروماند»، وبسایت روزنامهٔ ۸ صبح، تاریخ درج مطلب: ۲۹ تیر ۱۳۹۰ش.
- «بهرهبرداری از ۲۱ پروژه انکشافی در ولایت غزنی»، خبرگزاری صدای افغان، تاریخ درج مطلب: ۲۴ اسد ۱۳۹۵ش.
- بیهقی، تاریخ بیهقی، ابوالفضل محمد بن حسین، تهران، مهتاب، ۱۳۷۴ش،
- «پلانهای استراتیژیک و اصلاحی غزنی به شهرداری این ولایت سپرده شد»، وبسایت طلوع نیوز، تاریخ درج مطلب: ۲۳ مرداد ۱۴۰۴ش.
- «پوهنتونها و مؤسسات تحصیلات عالی خصوصی»، وبسایت ریاست تضمین کیفیت و اعتباردهی، تاریخ بازدید: ۲ دی ۱۴۰۱ش.
- «تجلیل از نوروز و آیینهای سنتی در غزنی»، خبرگزاری جمهور، تاریخ درج مطلب: ۲۸ حوت ۱۳۹۱ش.
- «جانباختن ۱۹۰ نفر در اثر رویدادهای ترافیکی در غزنی طی ۱۴ ماه گذشته»، وبسایت طلوع نیوز، تاریخ درج مطلب: ۱۶ خرداد ۱۴۰۴ش.
- «جغرافیای تاریخی و فرهنگی غزنه باستان»، وبسایت شبکهٔ اطلاعرسانی افغانستان، تاریخ درج مطلب: ۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۱ش.
- جمعی از نویسندگان، غزنی بستر تمدن شرق اسلامی، تهران، عرفان، ۱۳۹۳ش.
- «جنبش ادبی عهد غزنویان»، وبسایت سیلیویکا، تاریخ بازدید: ۲۰ شهریور ۱۴۰۴ش.
- «حذف زبان فارسی از لوحه دانشگاه هرات و هفتهنامه سنایی در غزنی»، وبسایت روزنامهٔ ۸ صبح، تاریخ درج مطلب: ۶ مهر ۱۴۰۱ش.
- حموی، شهاب الدین الوعبدالله یاقوت، معجم البلدان، بیروت، دار الصادر، ۱۹۹۵م.
- «در غزنی تنها ۱۱۴ مسجد تحت پوشش حکومت است»، خبرگزاری آوا، تاریخ درج مطلب: ۳۱ تیر ۱۳۹۵ش.
- «درنگی بر بازیهای هزارگی»، وبلاک جاغوری یک، تاریخ درج مطلب: ۹ اسفند ۱۳۸۸ش.
- دولتآبادی، بصیراحمد، شناسنامه افغانستان، تهران، عرفان، ۱۳۸۲ش.
- «رسم و رواج نوروز در غزنی»، خبرگزاری فرهنگ، تاریخ درج مطلب: ۲۴ اسفند ۱۴۰۲ش.
- «رشد فرهنگ مطالعه در بین جوانان ولایت غزنی»، روزنامه ماندگار، تاریخ درج مطلب: ۱۰ سنبله ۱۳۹۳ش.
- «ریاست معارف ولایت غزنی»، وبسایت وزارت معارف، تاریخ بازدید: ۲۳ شهریور ۱۴۰۴ش.
- «زراعت و زمینهها در غزنی باستان»، وبسایت وزارت رزاعت، آبیاری و مالداری»، تاریخ بازدید: ۲۲ شهریور ۱۴۰۲ش.
- سالنامه احصائیوی ۱۳۹۹ش، شماره ۴۴، تاریخ بارگذاری: ۱۴۰۰ش.
- سلطانیان، ابوطالب، «غزنویان و شالودههای فرهنگ ایران در شبهقارهٔ هند (۵۸۲–۳۵۱ه.ق)»، مجلهٔ دانشکده ادبیات و علوم انسانی (دانشگاه اصفهان)، شمارههای ۳۶–۳۷، بهار و تابستان ۱۳۸۳ش.
- «سیمای شهرغزنی نسبت به گذشته تغییر کرده است / این شهر همچنان دارای سه ناحیه است»، خبرگزاری آوا، تاریخ درج مطلب: ۱۷ مهر ۱۳۹۸ش.
- شریعتی، حفیظالله، آثار باستانی جاغوری، کابل، واژه، چاپ اول، ۱۳۸۶ش.
- شریعتی، حفیظالله، «آثار باستانی جاغوری و تلاش برای حفظ، ثبت و ضبط»، خبرگزاری شفقنا، تاریخ انتشار: ۱۸ آگوست ۲۰۱۷م.
- «شفاخانه دولتی غزنی؛ ناتوان یا ناکارآمد؟»، خبرگزاری آوا، تاریخ درج مطلب: ۱۳ خرداد ۱۳۹۲ش.
- «صنایع دستی محلی غزنی زیر سایهٔ سنگین رکود و بیتوجهی!»، خبرگزاری آوا، تاریخ درج مطلب: ۱۶ آذر ۱۳۹۸ش.
- «ظواهر معدنی ولایت غزنی»، وبسایت وزارت معادن و پطرولیم افغانستان، تاریخ بازدید: ۲۵ بهمن ۱۴۰۱ش.
- «عید فطر در افغانستان»، وبسایت ایرانگردی، تاریخ بازدید: ۲۵ بهمن ۱۴۰۱ش.
- «غزنی بستر تمدن شرق اسلامی»، خبرگزاری شفقنا، تاریخ درج مطلب: ۱۳ مرداد ۱۳۹۴ش.
- «غزنی پایتخت فرهنگی جهان اسلام»، وبسایت پایگاه فرهنگی- سیاسی سحر، تاریخ درج مطلب: ۱ خرداد ۱۳۹۳ش.
- «غزنی رسماً پایتخت فرهنگی جهان اسلام شد»، روزنامه ماندگار، تاریخ درج مطلب: ۵ حوت ۱۳۹۲ش.
- «غذاهای محلی غزنی»، وبسایت غذاهای محلی غزنی، تاریخ درج مطلب: ۱۹ آبان ۱۳۹۸ش.
- «فتح بلندترین قله و سلسلهکوههای کیهان در غزنی»، وبسایت باشگاه خبرنگاران جوان، تاریخ درج مطلب: ۱۷ اسفند ۱۴۰۳ش.
- فلاح حقیقی صیقلانی، زهرا و دیگران، «وضعیت هنر و معماری اسلامی در عصر غزنویان»، مجلهٔ پژوهشهای تطبیقی فقه، حقوق و سیاست، شمارهٔ ۴، ۱۴۰۲ش.
- فیاض، محمداسحق، «فرهنگ عامیانه، عامل بقاء هویت هزارهها»، وبسایت هزاره، تاریخ درج مطلب: ۵ ژانویه ۲۰۱۱م.
- «کتلاک پوهنتونها و موئسسات تحصیلات عالی دولتی»، وبسایت وزرات تحصیلات عالی افغانستان، ۱۳۹۹ش.
- «لباس مردم افغانستان»، وبسایت آسمان جاغوری، تاریخ بارگذاری: ۲ اردیبهشت ۱۳۹۰ش.
- «معرفی یک فرهنگ و تمدن اصیل در غزنی بستر تمدن شرق اسلامی»، خبرگزاری فارس، تاریخ درج مطلب: ۱۳ مرداد ۱۳۹۴ش.
- «مجموعه مقالات و نوشتههای تاریخی، علمی و ادبی دربارهٔ غزنی»، خبرگزاری فارس، تاریخ درج مطلب: ۷ بهمن ۱۳۹۵ش.
- «محدودیت بر رسانهها؛ خط ونشانهای تازه طالبان به رسانهها در غزنی»، وبسایت روزنامهٔ ۸ صبح، تاریخ درج مطلب: ۸ اردیبهشت ۱۴۰۱ش.
- «محرم در افغانستان؛ از شکوه عزاداری در غزنی تا مراسم پنهانی قندهار»، خبرگزاری مهر، تاریخ درج مطلب: ۳۱ تیر ۱۴۰۳ش.
- «معرفی منارههای مسعود و بهرامشاه در غزنی»، پایگاه تخصصی-تحلیلی جامعه و فرهنگ ملل، تاریخ درج مطلب: ۷ مرداد ۱۴۰۴ش.
- موسوی، سید عسکر، هزارههای افغانستان، ترجمه اسدالله شفایی، تهران، نقش سیمرغ، چاپ اول ۱۳۷۹ش.
- ناهض، محمدحکیم، قاموس جغرافیایی افغانستان، کابل، دایرةالمعارف آریانا، ۱۳۳۸ش.
- ندوی، سیدسلیمان، سفرنامه افغانستان، ترجمه نذیراحمد اسلامی، زاهدان، نشر غلام حسین جهانتیغ، ۱۳۸۲ش.
- «نقش غزنین در گسترش فرهنگ و تمدن اسلامی»، وبسایت باشگاه خبرنگاران جوان، تاریخ درج مطلب: ۲۲ خرداد ۱۳۹۵ش.
- «نگاهی به آیین عید قربان در افغانستان»، خبرگزاری ایرنا، تاریخ درج مطلب: ۴ دی ۱۳۸۵ش.
- «ولایت غزنی»، وبسایت شبکه اطلاعرسانی افغانستان، اطلاعات عمومی، تاریخ بازدید: ۲۵ بهمن ۱۴۰۱ش.
- «ولایت غزنی، از سنایی تا یکی از کهنترین مناطق جهان»، خبرگزاری صداوسیما، تاریخ درج مطلب: ۲۸ تیر ۱۴۰۰ش.
- «ورزشهای محلی و سنتی در غزنی در یک سال گذشته رشد چشمگیر داشته است»، خبرگزاری سلام وطندار، تاریخ درج مطلب: ۲۳ دی ۱۴۰۱ش.
- - UNAMA. (2021). Afghanistan Annual Report on Protection of Civilians in Armed Conflict
- U.S. , Afghan Study Finds Mineral Deposits Worth $3 Trillion - Bloomberg
- Ghazni - Program for Culture and Conflict Studies - Naval Postgraduate School". nps.edu.