ادغام اجتماعی، پذیرش رسمی فرد یا گروه مهاجر بهعنوان شهروند جامعهٔ میزبان.
ادغام اجتماعی فرآیندی است که طی آن مهاجران یا گروههای اقلیت، ضمن حفظ هویت فرهنگی خود، به تدریج در ساختارهای جامعه میزبان جذب میشوند و از حقوق و خدمات اجتماعی آن بهرهمند میگردند. این فرآیند دوسویه، نهتنها باعث کاهش فاصله اجتماعی و تبعیض میشود، بلکه با تقویت همبستگی اجتماعی و حس تعلق مهاجران، به ثبات و امنیت جامعه میزبان کمک میکند. در مورد مهاجران افغانستانی در ایران، با وجود سابقه طولانی حضور و جمعیت قابل توجه، این فرآیند به دلیل سیاستهای مهاجرتی محدودکننده به کندی پیش رفته است؛ حال آنکه ادغام موفقیتآمیز آنان میتواند پیامدهای مثبت اقتصادی، اجتماعی و امنیتی برای ایران در پی داشته باشد.
ادغام اجتماعی فرایندی است که طی آن، افراد مهاجر یا اقلیتها درون ساختار جامعهٔ مقصد ترکیب میشوند.[۱] این فرایند زمانی روی میدهد که فرد هم به جامعهٔ جدید تعلق پیدا میکند و هم نسبت به فرهنگ قبلی خود احساس خوشایندی دارد.[۲] با ادغام اجتماعی، مهاجران از حقوق و خدماتِ موجود در ساختارهای جامعهٔ مقصد برخوردار میشوند.[۳]
سابقهٔ طولانی حضور و حجم بالای جمعیت مهاجر افغانستانی در ایران امروزه باعث شده است که ادغام اجتماعی آنها بهعنوان یک دغدغهٔ مهم در میان محققان و سازمانهای مختلف در کشور مطرح و به مسئلهٔ اصلی بدل شود.[۴]
ادغام اجتماعی نوعی سازگاری ابزاری مهاجران با جامعهٔ میزبان است. در این الگو بر حفظ هویت و انسجام فرهنگی و در عین حال حرکت بهسمت تبدیلشدن به جزئی جداییناپذیر از جامعهٔ میزبان تأکید میشود[۵] که پیامدهای مثبتی دارد:
کاهش فاصله اجتماعی؛ میزان بالای ادغام اجتماعی سبب کاهش فاصلهٔ اجتماعی میان گروهها میشود و به افزایش هرچه بیشتر ارزشها و رفتارهای سازگارتر کمک میکند.[۶]
افزایش همبستگی اجتماعی؛ تلاش در جهت قانونیشدن حضور مهاجران و از بین بردن زیست غیررسمی مهاجران به افزایش سطح همبستگی اجتماعی و بالاتررفتن ضریب امنیتی جامعه خواهد انجامید.[۷]
کاهش تبعیض؛ ادغام اجتماعی باعث میشود که تمام مناطق به حیات اجتماعی دسترسی پیدا کنند و تبعیضها از بین برود.[۸]
افزایش وفاداری به جامعهٔ میزبان؛ از طریق بهرسمیتشناختن و بهرهمندی از حقوق اجتماعی و سیاسی میتوان حس تعلق به ایران را در میان این مهاجران تازهوارد تقویت و دغدغهٔ عدم وفاداری آنها به جامعهٔ مقصد را برطرف کرد.[۹]
حل بحران جمعیتی؛ مهاجرت جمعیت اضافی را از نقطهای به خارج از آن هدایت و عدم تعادل ساختاری جمعیت را مرتفع میکند و راه حلی برای بحران جمعیتی است.[۱۰] بنابراین اگر در وضعیت کنونی سیاست کلی بر افزایش جمعیت کشور است، جذب مهاجر یکی از شیوههای متداول آن در بسیاری کشورها به شمار میرود.[۱۱]
توسعهٔ کشور میزبان؛ تحقیقات انجامشده دربارهٔ تأثیر مهاجرین بر اقتصاد کشورهای در حال توسعه، حاکی از تأثیر مثبت مهاجرت بر اقتصاد کشور میزبان است.[۱۲]
تضمین ثبات و امنیت جامعهٔ میزبان؛ سازگاری متقابل میان جامعهٔ میزبان و مهاجران بر اساس احساس تعهد و احترام به مجموعهای از ارزشها و اهداف مشترک، میتواند علاوه بر تأمین منافع اقتصادی و فرهنگی، باعث تضمین امنیت و ثبات جامعه شود.[۱۳]
ایران در طول تاریخ، میزبان اقوام فراوانی بوده و مهاجران بسیاری را در خود جای داده است. بخشی از فرهنگ، تمدن و هنر ایرانی، محصول مهاجرانی است که در این سرزمین سکونت گزیدهاند.[۱۴] پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران و بهدنبال تهاجم نظامی شوروی به افغانستان، جریان مهاجرتی در حجم گستردهای آغاز شد.[۱۵]
در این فرایند جمعیت زیادی کشور خود را ترک و تقریباً به ۷۲ کشور جهان مهاجرت کردند که در این میان، ایران و پاکستان میزبان ۹۶ درصد از این مهاجران بودهاند.[۱۶] تعداد مهاجران افغانستانی در ایران در ۱۳۶۵ش به دو میلیون نفر و در ۱۳۷۰ش به بالاترین حد خود یعنی سه میلیون نفر افزایش یافت.[۱۷]
در ایران، ابتدا تصور بر این بود که این جمعیت با پایان جنگ و بهبود شرایط در افغانستان به کشور خود بازمیگردند؛ [۱۸] اما شرایط افغانستان هیچگاه بهصورتی نبوده که مهاجران تمایل به بازگشت داشته باشند یا مهاجرت به ایران متوقف شود.[۱۹] سیاست دولت ایران در قبال مهاجران افغانستانی در طول زمان شاهد تغییرات زیادی بوده است.
سیاست «درهای باز» دولت ایران در سالهای نخست پس از انقلاب، جای خود را به رویکرد «بازگشت به وطن» در سالهای بعدی داد.[۲۰] در واقع قوانین رسمی و همچنین رویههای عملی دولت ایران مبتنی بر این اصل قرار گرفت که ایجاد شرایط بهتر زندگی برای افغانستانیها در ایران سبب کاهش تمایل آنها به بازگشت خواهد بود و در نتیجه دسترسی آنها به خدمات و حقوق شهروندی بر اساس همین اصل تنظیم شد.[۲۱]
با سقوط دولت افغانستان و قدرتگیری طالبان در ۱۴۰۰ش، ایران با ورود موج جدیدی از مهاجران مواجه شد که در پاسخ، دولت چهاردهم سیاستهای سختگیرانهتری را در پیش گرفت. این سیاستها شامل افزایش فشار برای بازگشت مهاجران به افغانستان، باطلکردن برگههای سرشماری حدود ۲ میلیون و ۳۳ هزار نفری از ۳۰ اسفند ۱۴۰۳ و بازگشت اجباری قریب به ۱ میلیون و ۸۳۳ هزار و ۶۳۶ مهاجر از اسفند ۱۴۰۳ تا شهریور ۱۴۰۴ بوده است.[۲۲]
این مفهوم به فرایندی اطلاق میشود که طی آن افراد از مشارکت کامل در جامعهای که در آن زندگی میکنند، طرد شوند.[۲۳] طرد اجتماعی سبب میشود افراد بهعلت سستشدن روابط در جامعه در معرض انواع چالشهای مختلف قرار گیرند:
گسترش آسیبهای اجتماعی؛ طردشدگی افراد در عرصههای اجتماعی میتواند زمینه را برای بزهکاری آنان فراهم کند.[۲۴] مهاجری که خود را تحت شرایط دشوار مانند تحقیر، توهین و حتی تهدید به اخراج اجباری مییابد، بیش از پیش آمادهٔ کجروی میشود. آسیبشناسان بر این باورند که نژاد، جنسیت، رنگ، زبان و فرهنگ یک قوم منشأ کجروی بهشمار نمیآید؛ بلکه این امر ریشه در فقر، تنگدستی، تحقیر، گرسنگی، محرومیت، تبعیض و توهین دارد.[۲۵]
گسترش حاشیهنشینی؛ حاشیهنشینی هنگامی رخ میدهد که جامعهٔ مهاجرین نتوانند با دیگر جوامع ارتباط برقرار کنند.[۲۶] از همینرو در بسیاری از شهرهای بزرگ کشورهای جهان سوم، مهاجران در حاشیه شهرها سکونت میگزینند.[۲۷] مهاجران افغانستانی نیز بهدلیل درآمد محدود، بیشتر در سکونتگاههای غیررسمی حاشیهٔ شهرها و روستاها ساکن میشوند.[۲۸]
کودکان افغانستانی در حال کار در کورههای آجرپزیکودکان کار؛ هرچند آمار دقیقی از کودکان کار در ایران وجود ندارد؛[۲۹] اما بر اساس رصدها، هشتاد درصد کودکان کار، متعلق به کشورهای افغانستان و پاکستان هستند.[۳۰] کودکان افغانستانی در سن پانزده سالگی حدود هفده درصد در بازار کار حضور دارند که این میزان برای ایرانیها چهار درصد است. این میزان در سن هفده سالگی برای افغانستانیها حدود سی درصد و برای ایرانیها حدود ده درصد است.[۳۱]
آشفتگی هویتی؛ مواجهه و تعامل فرد مهاجر با الگوهای فرهنگی «دیگر» در بسیاری از حالات در تناقض با پارادایم فرهنگی جامعه مبدأ قرار میگیرد که آشفتگیهای هویتی را پدیدمیآورد.[۳۲]
کسب هویت جعلی؛ برخی از مهاجران غیرقانونی برای ماندن در ایران، اقدام به خرید شناسنامهٔ افراد ایرانی میکنند.[۳۳] بر اساس آمار رسمی، شش هزار شناسنامه بهصورت غیرقانونی به شهروندان افغانستانی واگذار شده است.[۳۴]
عدم تحرک اجتماعی؛ محدودیتهای قانونی در انتخاب شغل، محل زندگی، سفر داخلی و خارجی، برخورداری از حسابهای بانکی و مالکیت بر اموال غیرمنقول بر تحرک اجتماعی افغانستانیها تأثیر منفی میگذارد.[۳۵]
عدم بهرهوری از سرمایهگذاریهای انجام شده؛ محدودیتهای زندگی مهاجرین افغانستانی در ایران و ناامیدی از بهبود وضعیت در افغانستان، آنها را به فکر خروج از ایران و رفتن به یک کشور ثالث میاندازد.[۳۶] طبق نظرسنجی وزارت کشور در سال ۱۳۹۵ش، بیش از شصت درصد افغانستانیهای ساکن ایران به فکر رفتن به کشورهای اروپایی بودهاند.[۳۷] خروج زودهنگام مهاجران افغانستانی با وجود سرمایهگذاریهای انجامشده، موجب عدم بهرهوری کافی از مهارتهای شغلی آنها میشود.[۳۸]دو کودک افغانستانی در استادیوم تبریز، تماشاگر دیدار افغانستان و ژاپن در جام قهرمانی آسیاسرخوردگی افغانستانیها از جامعهٔ ایرانی؛ سیستم معیوبی که همواره در پی برخورد شدید با سیل مهاجران بوده و چاره را تنها در اخراج آنان دیده است، نتیجهای جز احساس سرخوردگی، خشم و درماندگی در میان مهاجران افغانستانی نداشته است.[۳۹]
ایرانهراسی؛ برخی بر این باورند که شکلگیری ایرانهراسی در افغانستان، ریشه در تبعیض و محرومیتهایی دارد که پناهندگان افغانستانی در ایران تحمل میکنند.[۴۰] بخشی از جامعهٔ ایرانی همواره افغانستان را دیگریِ فرومرتبهٔ خود تصور میکند. نتیجهٔ این شرایط، رشد ایرانهراسی در افکار عمومی افغانستان است.[۴۱]
عدم احقاق حقوق؛ مهاجران افغانستانی در ایران، به بهانهٔ «غیرقانونی بودن» از بسیاری از حقوق شهروندی محروم میشوند.[۴۲] از آنجا که حضور افغانستانیها در ایران موقتی تصور میشود، ناپایداری زندگی و هراس از اخراج از کشور همراهِ همیشگیِ آنها است. نتیجهٔ این وضعیت، موقعیت بسیار فرودست یک افغانستانی در برابر ایرانیها است. در این شرایط، آنان نسبت به هرگونه تعدی در حقشان، بیشتر چارهای جز تحمل ندارند.[۴۳]
شکلگیری خردهفرهنگ معارض؛ در صورت فراهم نبودن ادغام اجتماعی برای افراد تازهوارد، این افراد نهتنها ارزشها را در خود درونی نمیکنند، بلکه در پارهای از موارد به دور خود دیوار میکشند که موجب شکلگیری یک خرده فرهنگ میشود.[۴۴]
«تعارض فرهنگی»،[۴۵] «گسترش مشاغل غیرقانونی»،[۴۶] «قاچاق انسان»[۴۷] و «پایینآمدن ضریب امنیت در مرزها»[۴۸] از دیگر آثار عدم انطباق اجتماعی مهاجران افغانستانی در ایران است.
مراسم اعطای نخستین شناسنامه ایرانی به اتباع خارجی دارای مادر ایرانی مقیم خوزستان
سیاست ایران در قبال پناهجویان افغانستانی همواره بر تشویق آنها به ترک ایران بوده است. بر همین اساس ایران هیچگاه حاضر نشده حتی برای دارندگان کارت آمایش نیز پروندههای فردی تقاضای پناهندگی تشکیل دهد و مسیر ادغام اجتماعی را بر روی این گروه باز کند. بلکه برعکس به افراد دارای کارت آمایش پیشنهاد میکند برای دسترسی به خدمات بیشتر کارت آمایش خود را به گذرنامه افغانستانی و ویزای ایران تبدیل کنند. همچنین پناهندگان مجبورند برای تمدید کارت آمایش، تذکرهٔ تابعیت افغانستانی (شناسنامه) از سفارتخانه این کشور بگیرند؛ بنابراین دولت همواره تلاش کرده موقعیت حقوقی پناهندگان را تضعیف کرده و آنها را تشویق به ترک ایران کند. بخش زیادی از این پناهندگان در ایران متولد شدهاند و بر اساس مادهٔ ۹۷۶ قانون مدنی ایران اگر کسی از پدر و مادر خارجی که یکی از آنها متولد ایران باشد، متولد شود، تابعیت ایرانی دریافت میکند. اجبار به دریافت تذکره یعنی ایران پناهندگان را مجبور میکند تابعیت افغانستان را بپذیرند و در نتیجه از شمول این قانون خارج شوند.[۴۹]
در دههٔ شصت منع قانونی برای ثبتنام کودکان افغانستانی در مدارس ایران وجود نداشت؛ اما در آغاز دههٔ هفتاد، برای جلوگیری از مهاجرتهای بیشتر و ترغیب افغانستانیها به بازگشت، محدودیتهایی برای تحصیل آنها ایجاد شد.[۵۰] پس از ایجاد این محدودیتها، بعضی از مهاجران افغانستانی «مدارس خودگردان» تشکیل دادند.[۵۱] در دههٔ هفتاد، تنها حدود شش درصد دانشآموزان افغانستانی توانستند دورهٔ دبیرستان را تکمیل کنند.[۵۲]
مدرسه خودگردان معرفت در شهرستان ورامین در شرق استان تهرانجشن فارغالتحصیلی دانشجویان افغانستانی دانشگاه فردوسی مشهد
در حالی که آموزش در مدارس دولتی در دهههای شصت و هفتاد برای افغانستانیها رایگان بود؛[۵۳] دولت در راستای سیاست بازگشت از سال ۱۳۸۳ش ثبتنام کودکان افغانستانی در مدارس را منوط به پرداخت شهریه کرد. هرچند دولت ایران در سال ۱۳۹۳ش ثبتنام افغانستانیها در مدارس دولتی را رایگان اعلام کرد؛ اما در عمل فقط میزان شهریه اندکی کاهش یافت.[۵۴] دولت پس از فرمان رهبری در سال ۱۳۹۴ش ثبتنام مهاجران، اعم از قانونی یا غیرقانونی را رایگان اعلام میکند و «آییننامه نحوه آموزش اتباع خارجی» در سال ۱۳۹۵ش اصلاح و برای کودکانی که مدارک اقامتی ندارند، امکان دریافت کارت آموزش فراهم میشود.[۵۵] بعد از این دوره، تعداد دانشآموزان مهاجر در مدارس ایرانی افزایش پیدا کرده و میزان باسوادی در بین مهاجران از ۵۳ درصد در سال ۱۳۷۵ش به ۶۴ درصد در سال ۱۳۹۵ش رسید.[۵۶]
علیرغم فرمان رهبری اما نرخ بازماندگی از تحصیل کودکان افغانستانی، بهدلایلی مانند غلبهٔ نگاه امنیتی بر آموزشی، دیر ابلاغشدن بخشنامههای سالانه ثبتنام به مدارس،[۵۷] عدم همکاری ادارات کل اتباع و مهاجران، کمبود مدرسه در محل اقامت، اثرات ثانویهٔ محرومیت از تحصیل در گذشته (مانند عدم تطابق سن و پایه تحصیلی) و رفتارهای تبعیضآمیز در مدارس،[۵۸] مانعتراشی اداری (اولویتدادن به ثبتنام دانشآموزان ایرانی)[۵۹] و مخالفت مردم محلی[۶۰] بسیار بالا است. با وجود «طرح فرمان رهبری» هنوز هم برخی از ادارات کل اتباع و مهاجران خارجی، شرط ورود به چرخهٔ تحصیل برای کودکان افغانستانی را حضور بهصورت «قانونی» در ایران میدانند و بر این باورند که کودکان افغانستانی که بدون مجوز در ایران زندگی میکنند، باید به کشورشان بازگردند و تحصیل شامل آنها نمیشود.[۶۱]
در دولت چهاردهم، با اجرای سیاستهای سختگیرانهٔ جدید، دانشآموزان مهاجر افغانستانی که دارای «برگه سرشماری» بودند از حق تحصیل محروم شدند. این تصمیم با باطلشدن اعتبار برگههای سرشماری از ۳۰ اسفند ۱۴۰۳ و اعلام ممنوعیت ثبتنام این دانشآموزان برای سال تحصیلی ۱۴۰۵-۱۴۰۴ عملی شد.[۶۲]
امکان تحصیل رایگان در دانشگاههای کشور برای اتباع افغانستانی وجود ندارد[۶۳] و مشکلات متعددی مانند هزینهٔ بالای تحصیل، مشکل تمدید روادید اقامتی، عدم صدور گواهینامه و عملکرد سلیقهای برای صدور و عدم استفاده از دانشجویان نخبه از جمله مشکلات اساسی هستند که دانشجویان افغانستانی با آن درگیر هستند.[۶۴] علاوهبر این تحصیل اتباع غیرایرانی در رشتههایی که منجر به ایجاد تعهدات استخدامی برای جمهوری اسلامی ایران شود، ممنوع است و همچنین اتباع تنها قادر به تحصیل در دانشگاههایی هستندکه جزء مناطق ممنوعه برای افغانستانیها نباشد.[۶۵] برخی از پژوهشگران بر این باورند اگرچه سیاست ایجاد محدودیت تحصیلی بهمثابه ابزاری برای کاهش مهاجرت به ایران اتخاذ شده است؛ علاوه بر اینکه نتوانسته بهطور موفق عمل کند، هزینههایی مانند شکلگیری نسلی از افغانستانیهای تحصیلنکرده را به جامعه تحمیل کرده که تبعات ناخوشایند آن متوجه منافع ملی کشور است.[۶۶]
طبق آمارهای رسمی کارگران افغانستانی حدود ۱۰ درصد بازار کار[۶۷] و بیش از ۴۰ درصد بازار کار مربوط به کارهای ساختمانی را در دست دارند.[۶۸] دولت ایران پس از اعتراض کارگران ایرانی، نیز محدودیتهای متعددی از جمله ممنوعیت بهکارگیری کارگران خارجی در دستگاههای دولتی و عمومی غیردولتی را تعیین کرد و از تمامی دستگاههای دولتی، عمومی غیردولتی، شرکتها و پیمانکاران آنها خواست که کارگران موردنیاز خود را تنها از نیروی کار ایرانی تأمین کنند و مجازاتهای متعددی از جمله حبس و جزای نقدی را برای کارفرمایان متخلف تعیین کرد.[۶۹]
برخی از کارشناسان اقتصادی معتقدند ریشهٔ مشکل بیکاری در ایران حضور اتباع خارجه نیست، زیرا اتباع خارجی بیشتر در شغلهای ساده مشغول به کار هستند، در حالی که نرخ بالای بیکاری در ایران مخصوص فارغالتحصیلان است[۷۰] و همچنین بالاترین نرخ بیکاری در ایران مربوط به غرب کشور است که کمترین جمعیت مهاجر افغانستانی را دارد.[۷۱] قانون کار؛ طبق قانون کار ایران اتباع خارجی میتوانند فقط در شغلهای مجاز که از طرف دولت تعیین میشود با داشتن حق اقامت و مجوز کار فعالیت کنند. پروانهٔ کاری که در اختیار اتباع خارجه قرار میگیرد تنها برای یک سال معتبر بوده است.[۷۲]
در ایران در زمینهٔ تملک اموال منقول هیچگونه محدودیتی وجود ندارد. البته تنظیم اسناد اموال برای اتباع بیگانه، بدون ارائه کارت اقامت و گذرنامه وجه قانونی ندارد؛[۷۳] اما در زمینهٔ تملک اموال غیرمنقول توسط اتباع خارجی در ایران اصل بر ممنوعیت است.[۷۴] طبق ماده یک آئیننامه چگونگی تملک اموال غیرمنقول مالکیت این دسته اموال فقط در اختیار افرادی قرار میگیرد که حق اقامت دائم در ایران داشته باشد.[۷۵]
مهاجران رسمی دارای مدارک (کارت آمایش یا گذرنامه) که در ابتدای حضورشان در ایران امکان باز کردن حساب بانکی نداشتند، در حال حاضر میتوانند دارای کارت بانکی یکساله شوند. با این حال با مشکلاتی مانند عدم تمدید یا قطع کارت بانکی، محدودیت در سقف انتقال و موقتبودن حسابها روبهرو هستند. البته مهاجران غیررسمی فاقد مدرک بهطور کلی از دایره خدمات بانکی حذف میشوند.[۷۶]
کارت سفید و آبی: اولین مدارک شناسایی صادرشده برای پناهندگان افغانستانی در سالهای ابتدایی انقلاب بود که به تدریج با کارتهای جدید جایگزین شد.
کارت آمایش: این کارت که از ۱۳۸۲ش به افراد واجد شرایط داده میشود، مهمترین مدرک اقامتی برای پناهندگان جمعی افغان است. دارندگان این کارت میتوانند در استانهای مشخصشده سکونت و با مجوز، کار کنند، اما برای سفر به استانهای دیگر نیازمند برگه تردد بینشهری هستند.[۷۷]
برگهٔ تردد بینشهری: مجوزی برای دارندگان کارت آمایش و هویت جهت سفر موقت به خارج از استان محل اقامتشان است. همچنین بهعنوان برگهٔ موقت در صورت مفقودی کارت اصلی نیز صادر میشود.
برگهٔ حمایت تحصیلی: مدرکی که به دانشآموزان فاقد مدرک اقامتی (۶ تا ۱۸ سال) اجازهٔ تحصیل در مدارس ایران را میدهد، اما حقوق دیگری مانند کار، بیمه یا بانکی برای آنها ایجاد نمیکند.[۷۸] این برگه در ۱۴۰۴ش باطل اعلام شد.[۷۹]
برگهٔ سرشماری: پس از موج جدید مهاجرت، برای اتباع فاقد مدرک صادر شد و به آنها اجازهٔ اقامت موقت داد. این برگه حقوق شهروندی و اجازه کار محدودی برای مهاجران فراهم میکند.[۸۰]
گذرنامهٔ خانواری: نوعی گذرنامه که بهصورت خانوادگی برای اتباع غیرمجاز صادر شد و اقامت سهماهه یا ششماهه را امکانپذیر میساخت. دارندگان این گذرنامه از حقوق مشابه با دارندگان کارت آمایش برخوردارند، اما تحت حمایتهای بینالمللی نیستند.[۸۱]
گذرنامهٔ اقامتی: این مدرک برای افرادی است که با ویزاهای مختلف (کاری، دانشجویی و توریستی) وارد ایران شدهاند. این افراد علاوهبر حقوق دارندگان کارت آمایش، از مزایای بیشتری مانند آزادی تردد و امکان دریافت گواهینامهٔ رانندگی نیز بهرهمند هستند.[۸۲]
دفترچهٔ اقامت ویژه: این مدرک برای متخصصان، کارآفرینان یا افرادی که در جنگ سوریه مشارکت داشتهاند صادر میشود و تقریباً تمامی حقوق شهروندی، به جز حقوق سیاسی را برای مهاجران فراهم میکند. این مدرک میتواند بهعنوان یک مدرک هویتی برای سفرهایی مانند راهپیمایی اربعین نیز استفاده شود.
پروانهٔ اقامت دائم: که توسط پلیس مهاجرت و گذرنامه صادر میشود، بر اساس مادهٔ ۵ آییننامه اجرایی قانون ورود و اقامت اتباع خارجی، به افراد واجد شرایطی مانند کسانی که بیش از پنج سال یا مقامات عالی علمی و اقتصادی با بیش از دو سال سابقهٔ اقامت در ایران دارند، اعطا میشود. این مدرک، که به آن دفترچهٔ اقامت نیز گفته میشود، برخلاف عنوان خود، دائمی نبوده و مدت اعتبار آن بین یک تا سه سال است.[۸۳]
این دفترچه برای پناهندگان سیاسی صادر میشود و دارندگان آن از حقوقی بر اساس آییننامه پناهندگان مصوب ۱۳۴۲ ش برخوردارند. این نوع پناهندگی با پناهندگی جمعی دارندگان کارت آمایش متفاوت است.[۸۴]
پذیرش افراد تازهوارد در جامعهٔ میزبان بهدلیل دارابودن هویتهای متفاوت بهراحتی امکانپذیر نیست. این افراد برای جذبشدن در جامعهٔ میزبان همواره با موانع متفاوتی مواجه هستند.[۸۵]ترس از وفاداری افراد تازهوارد به جامعه میزبان مانع مهمی در پذیرش این مهاجران در ایران است.[۸۶]
برخی از کارگران ایرانی بر این باورند که کارگر افغانستانی عامل بیکاری آنها است و در نتیجه افغانستانیها را رقیب خود میدانند. این رقابت بر سر منابع محدود سبب شکلگیری نگرش منفی است که در مواردی خود را در قالب خشونت نشان میدهد.[۸۷]
برخی دیگر اشتغال افغانستانیها در ایران را سبب خروج ارز از کشور و در نهایت کاهش ضریب امنیت ملی کشور میدانند.[۸۸]
برخی از رسانهها، افغانستانیها را عامل جرم و جنایت در ایران معرفی میکنند؛ اما در واقعیت از لحاظ آمار واقعی جرم و جنایت، وضعیت افغانستانیها در ایران بهتر از ایرانیان است.[۸۹]
برخی از ایرانیها نیز موضوع پناهندگان افغانستانی را در چارچوب اختلافات مذهبی شیعه و سنی میبینند و تغییر ترکیب جمعیتی را یک تهدید تلقی میکنند.[۹۰]
برخی دیگر نگران ارتباط مهاجران افغانستانی با گروههای تروریستیاند و آنان را یک تهدید امنیتی به حساب میآورند.[۹۱]
عواملی همچون بیگانهستیزی، تبعیضهای اجتماعی، طردنمودن و برتری قومیتی، عدم اجرای قوانین بهصورت کامل نیز از جمله زمینههای عدم پذیرش افغانستانیها در ایران به شمار میآید.[۹۲]
به نظر کارشناسان رسانهها نیز در تصویرسازی منفی از اتباع افغانستانی در ایران نقش مهم دارد.[۹۳]
برخی از کارشناسان بر این باورند که قوانین ما مانع از ادغام اجتماعی افغانستانیها در ایران است[۹۴] و قوانین مناسبی در ایران دربارهٔ اقامت مهاجران وجود ندارد.[۹۵] تصویب نخستین قانون ایران راجع به ورود و اقامت اتباع خارجی به ۱۳۱۰ش برمیگردد که در سالهای ۱۳۳۷، ۱۳۵۰ و ۱۳۵۷ نیز مشمول برخی اصلاحات شده است؛ اما بهرغم حضور طولانیمدت مهاجران افغانستانی، چارچوب قانونی جدیدی متناسب با شرایط آنان در ایران صورتبندی نشده است.[۹۶] البته مجلس یازدهم به دنبال تدوین طرحی با عنوان تأسیس سازمان ملی اقامت بود که طرح مذکور در حدود ۳۶ ماده بوده و بر اساس آن، اقامتها دستهبندی شده است.[۹۷] بخشی از موانع جذب مهاجران افغان در جامعهٔ میزبان ریشه در تفاوت فرهنگ میان افغانستانیها و جامعهٔ ایرانی، روابط قومی افغانها و قوانین توافقشده از سوی کشور افغانستان با ایران دارد.[۹۸]
عوامل تسهیلگر ادغام اجتماعی مهاجران افغانستانی در ایران
بر اساس آمار اعلام از سوی وزارت کشور ایران در تابستان ۱۴۰۱ش، حدود ۴٬۵ میلیون مهاجر افغانستانی در ایران ساکن هستند.[۹۹] همچنین از جمعیت ۱٬۵ میلیون نفری مهاجران افغانستانیِ شمارششده در سرشماری ۱۳۹۰ش، حدود ۵۵درصد در ایران متولد شده بودند. کارشناسان بر این باورند که سیاستهای بازگشت و ممانعت از مهاجرت که بیشتر از طریق بستن مسیر ادغام اجتماعی بوده، شکست خورده[۱۰۰] و مهاجران افغانستانی، بهویژه نسلهای دوم و سوم، تمایل اندکی به بازگشت داشتهاند.[۱۰۱] برخی از پژوهشگران بر این نظراند که تنها مسیر پیشروی ما برای جلوگیری از بحران انسانی، جذب بخشی از پناهندگان در جمعیت ایران است.[۱۰۲]
خروج پناهندگان از ذیل عبارت عام اتباع بیگانه، اصلاح رویههای اداری و رفتار مأموران دولتی، رفع کامل موانع تحصیل کودکان، اعطای مدارک هویتی به مهاجران غیرقانونی، تسهیل فرایند عبور و مرور بین دو کشور، اعطای اقامت دائم به پناهندگان، سیاستگذاری فرهنگی برای مبارزه با طرد اجتماعی مهاجران، ایجاد فرایند برای دریافت تابعیت ایرانی و سیاستهای معطوف به ادغام اجتماعی پیشنهادهایی هستند که میتواند برای سیاستگذاران راهگشا باشد.[۱۰۳]
پژوهشگران بر این باورند هرگونه اخراج مهاجران غیرقانونی باید روند مشخص حقوقی داشته باشد و هر فرد از امکان درخواست عدم اخراج برخوردار باشد. ایران اخراج کودکان را بهطور کامل لغو کند.[۱۰۴] همچنین لزوم هماهنگی بیشتر بین سازمانهای مختلف متولی، تدوین برنامه مدون و دقیق دربارهٔ مهاجران خارجی و تهیه آمار صحیح دربارهٔ مهاجران خارجی در جهت جلوگیری از تغییر بافت کالبدی شهرها و روستاها، ازدواجهای غیرقانونی و تغییر هرم جمعیت، فرایند انطباق اجتماعی مهاجران خارجی در ایران را تسهیل خواهد کرد.[۱۰۵]
برخی از کارشناسان بر این باورند هویت ملی را میتوان نه بر پایهٔ پیوندهای خونی بلکه بر اساس پذیرش تفاوتها و حقوق برابر شهروندی برای همه ساکنان متعهد به خیر جمعی ساکنان این سرزمین تعریف کرد.[۱۰۶] بهروز کردن قوانین و اجرای دقیق آن نیز به تسریع در فرایند انطباق اجتماعی منجر میشود.[۱۰۷] تأسیس سازمان امور مهاجرین و ایجاد سازوکار مناسب برای سازماندهی کارهای آنان، پیشنهاد رئیس دولت سیزدهم برای رفع مشکلات مهاجرین افغانستانی در جمهوری اسلامی ایران نیز بهمنظور تحقق این هدف بوده است.[۱۰۸] بر اساس قانون تابعیت مصوب ۱۳۰۸ش افراد زیر دارای صلاحیت دریافت تابعیت هستند:
کسانی که در ایران از پدر و مادر خارجی که یکی از آنها در ایران متولد شده است، به وجود آمدهاند.
کسانی که در ایران از پدری که تبعه خارجه است به وجود آمده و پس از رسیدن به سن هیجده سال تمام در ایران یک سال دیگر در ایران اقامت کرده باشند.
هر زن تبعه خارجه که شوهر ایرانی اختیار کند.
اشخاصی که دارای شرایط ذیل باشند میتوانند تابعیت ایران را تحصیل کنند:
به سن هیجده سال تمام رسیده باشند.
پنج سال متوالی یا متناوب در ایران ساکن بوده باشند.
فراری از خدمت نظامی نباشند.
در هیچ مملکتی به جرم مهم و جنایت غیرسیاسی محکوم نشده باشند.
تصویری از حضور مهاجرین افغانستانی در جبهههای ۸ سال دفاع مقدس
همچنین کسانی که به امور عامالمنفعه ایران خدمت یا مساعدت شایانی کرده باشند بدون رعایت شرط اقامت ممکن است به تبعیت ایران قبول شوند.[۱۰۹]
پژوهشگران مطالعات مهاجرتی معتقدند رسانههای پیشرو نیز باید بهجای دامنزدن به کلیشههای غلط، واقعیتهای حضور پناهندگان افغانستانی را در ایران بازتاب دهند.[۱۱۰] مهاجران افغانستانی در ایران همواره در کارهای دشوار با پایگاه اجتماعی نامناسب و با درآمد پایین مشغول به کار هستند.[۱۱۱] بسیاری از مهاجران افغانستانی در ایران در جنگ تحمیلی حاضر شدند و بر اساس آمار رسمی بیش از ۲ هزار نفر از افغانستانیها در دوران دفاع مقدس، شهید و تعداد زیادی هم جانباز یا اسیر شدند.[۱۱۲] با گسترش جنگ سوریه، مهاجران افغانستانی حاضر در ایران در قالب لشکر فاطمیون،[۱۱۳] در جبههٔ نبرد با داعش حضور داشتند.[۱۱۴]
از بعد اقتصادی نیز به نظر کارشناسان حضور مهاجران افغانستانی در بازار کار ایران، به جای افزایش بیکاری، نقشی مکمل و مثبت در اقتصاد کشور ایفا کرده است. این مهاجران با پذیرش مشاغل در بخشهایی که نیروی کار ایرانی تمایل کمتری به آنها دارد، شکافهای موجود در بازار کار را پر کرده و به رونق تولید در حوزههایی مانند کشاورزی، ساختمان و صنایع کوچک کمک میکنند. این پدیده منجر به کاهش نرخ بیکاری در استانهای با حضور قانونی مهاجران میشود که نشاندهندهٔ همافزایی اقتصادی آنها با نیروی کار بومی است.[۱۱۵]
«۵ میلیون مهاجر افغان در ایران حضور دارند»، خبرگزاری دانشجویان ایران ایسنا. تاریخ بازدید: ۲۹ شهریور ۱۴۰۱ش.
«۶ هزار شناسنامه ایرانی غیرقانونی به شهروندان افغانستان/ عاملان محاکمه میشوند»، خبرگزاری اسپوتنیک افغانستان، تاریخ بازید: ۱ مهر ۱۴۰۱ش.
«۸۰ درصد کودکان کار و خیابان از اتباع افغانستان و پاکستان هستند» خبرگزاری خبر آنلاین، تاریخ بازدید: ۲۳ شهریور ۱۴۰۱ش.
«ابعاد و آثار ادغام اجتماعی مهاجران افغانستانی در ایران» خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران، تاریخ بازدید: ۲۸ شهریور ۱۴۰۱ش.
«ادامه مشکلات بانکی اتباع افغانستانی در ایران؛ آیا محدودیتها برداشته شده است؟»، خبرگزاری فارس، تاریخ بازدید: ۲۴ شهریور ۱۴۰۱ش.
«از تشکیل سازمان مهاجرین تا طرح سرشماری اتباع؛ تأکید ایران بر قانونی شدن حضور افغانها»، وبسایت پایگاه خبری اخبار خوب، تاریخ بازدید: ۱۹ شهریور ۱۴۰۱ش.
«از نظرسنجی دربارهٔ خدمات جمهوری اسلامی به مهاجرین تا مزایای پاسپورت نسبت به کارت آمایش»، خبرگزاری باشگاه خبرنگاران جوان، تاریخ بازدید: ۱۷ شهریور ۱۴۰۱ش.
«افغانها از ایران به ترکیه میروند»، وبسایت دیپلماسی ایرانی، تاریخ بازدید: ۲۹ شهریور ۱۴۰۱ش.
«ایرانیها! گمشدههای خود را در افغانستان بیابید!»، وبسایت شبکه اطلاعرسانی افغانستان، تاریخ بازدید: ۱۴ شهریور ۱۴۰۱ش.
«آمار مشخصی از کودکان کار نداریم/ ۵ درصد کودکان شناسایی شده در خیابان زندگی میکنند»، خبرگزاری دانشجویان ایران ایسنا، تاریخ بازدید: ۲۹ شهریور ۱۴۰۱ش.
«آییننامه استملاک اتباع بیگانه در ایران، وبسایت سامانه ملی قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران»، تاریخ بازدید: ۳۰ شهریور ۱۴۰۱ش.
«بازگشت ۷۰ درصد اتباع با خانوادهشان/ برنامه خروج ۸۰۰ هزار نفر دیگر»، وبسایت باشگاه خبرنگاران جوان، تاریخ درج مطلب: ۹ شهریور ۱۴۰۴ش.
«بخشنامه ویژه دولت: اشتغال اتباع بیگانه ممنوع است/ افغانها کاردوستند و ۱۰درصد بازار کار را قبضه کردند»، وبسایت خبرآنلاین، تاریخ بازدید: ۲ مهر ۱۴۰۱ش.
«تحصیل رایگان در دانشگاهها برای اتباع افغانستانی ممکن نیست»، خبرگزاری آنا، تاریخ بازدید: ۱۲ مهر ۱۴۰۱ش.
توحیدی احمدرضا، کوشش کار، ریحانه، «حق اتباع خارجی در زمینهٔ تملک اموال در ایران با نگاهی به نظام حقوقی ترکیه»، مجله حقوق طبیعی، شماره ۲، پاییز و زمستان ۱۳۹۶ش.
«ثبتنام دانشآموزان اتباع در سال ۱۴۰۱ در ایران»، وبسایت دیاران، تاریخ بازدید: ۸ مهر ۱۴۰۱ش.
حاتمی، محمدرضا، «سیاستگذاری مطلوب مهاجرت و حضور مهاجرین افغان در ج.ا.ا» در فصلنامه پژوهشهای سیاسی جهان اسلام، شماره اول، بهار ۱۴۰۰ش.
«حضور مهاجران افغان در ایران فرصت است یا تهدید؟/ نیروی کار داخلی در اولویت اشتغال است»، خبرگزاری موج، تاریخ بازدید: ۲۸ شهریور ۱۴۰۱ش.
حمیدپور، اعظم، نگاهی که یک مهاجر افغانستانی به رفتار ایرانیها دارد، خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران، تاریخ بازدید: ۱۱ شهریور ۱۴۰۱ش.
«دغدغههای یک روز زندگی جوان افغانستانی در تهران»، وبسایت جامعه خبری تحلیلی الف، تاریخ بازدید: ۱۱ شهریور ۱۴۰۱ش.
«رشتههای ممنوعه برای داوطلبان غیرایرانی در کنکور اعلام شد.» وبسایت اداره کل اشتغال اتباع خارجی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی، تاریخ بازدید: ۱۴ شهریور ۱۴۰۱ش.
«ریشههای ساختاری خشونت علیه افغانها»، روزنامه توسعه ایرانی، تاریخ بازدید: ۱۱ شهریور ۱۴۰۱ش.
زاهدی محمدجواد و دیگران، «سنجش و تبیین طرد اجتماعی مهاجران خارجی در کلانشهر اصفهان»، در فصلنامه مطالعات جامعهشناختی شهری، شماره هفدهم، زمستان ۱۳۹۴ش.
«سرگردان در کوچهها: واکاوی مسئلة محرومیت از تحصیل کودکان مهاجرین غیرمجاز افغانستانی»، وبسایت دیاران، تاریخ بازدید: ۲۳ شهریور ۱۴۰۱ش.
سعیدی، سعیده، «فرصتها و تهدیدهای حضور اتباع خارجی (افغانستانی) در استان تهران»، موسسه مطالعاتی فرهنگی و اجتماعی، ۱۴۰۰ش.
سنقری ناهید و دیگران، «موانع ادغام اجتماعی نوجوانان افغانستانی در جامعه ایرانی (مطالعه موردی شهر تهران)»، در دوفصلنامه پژوهشهای جامعهشناسی معاصر، شماره ۵، پاییز و زمستان ۱۳۹۳ش.
«سیاست باعث میشود "کودک با مادر ایرانی" خود را متعلق به ایران نداند»، وبسایت مؤسسه حقوقی دادفران مهرپاد، تاریخ بازدید: ۱۱ شهریور ۱۴۰۱ش.
شاطریان محسن و گنجی پور محمود، «تأثیر مهاجرت افغانها بر شرایط اقتصادی و اجتماعی شهر کاشان»، فصلنامه پژوهش و برنامهریزی شهری، شماره ۳، دی ۱۳۸۹ش.
«شمار تقریبی مهاجرین افغانستانی مجاز و غیرمجاز در ایران» خبرگزاری تسنیم، تاریخ انتشار: ۴ تیر ۱۴۰۱ش.
صادقی رسول، عباسی شوازی محمدجلال، «بازگشت به وطن یا ماندن جوانان افغانستانی در ایران»، دو فصلنامه مطالعات جمعیتی، شماره ۱، بهار و تابستان ۱۳۹۵ش.
«طرد اجتماعی و آسیبهای اجتماعی»، مجله اینترنتی مددکاری اجتماعی ایران، تاریخ بازید: ۳ مهر ۱۴۰۱ش.
علاءالدینی پویا و میرزایی آمنه، «ادغام مهاجران افغانستانی در نواحی شهری ایران: مطالعهٔ موردی محلهٔ هرندی در تهران»، مجله پژوهشهای انسانشناسی ایران، شماره ۱، خرداد ۱۳۹۷ش.
فراهانی، حمید، «کودکان افغان و حق تحصیل در ایران» روزنامه شرق، تاریخ بازدید: ۱۸ شهریور ۱۴۰۱ش.
فرجامیکیا، هادی و شیرخانی، علی، «راهبردهای ادغام اجتماعی اتباع افغانستانی در جمهوری اسلامی ایران»، مجلهٔ سیاستپژوهی ایرانی، شمارهٔ ۳۸، ۱۴۰۲ش.
«قانون تابعیت»، وبسایت مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی، تاریخ بازدید: ۱۱ شهریور ۱۴۰۱ش.
«قوانین ما مانع از ادغام اجتماعی افغانستانیها در ایران است»، روزنامه فرهیختگان، تاریخ بازید: ۵ مهر ۱۴۰۱ش.
کشاورز قاسمی، حسین، «تبیین پیامدهای مهاجرت اتباع کشور افغانستان بر جامعه ایران (مطالعهٔ موردی شهر قزوین)»، فصلنامه جغرافیا، شماره ۳، تابستان ۱۳۹۷ش.
«گزارش تاریخ| خونشریکی دو ملت؛ خدمات متقابل ایران و افغانستان در روزهای سخت»، خبرگزاری تسنیم
«لشکر «فاطمیون» چگونه شکل گرفت؟»، روزنامه کیهان، تاریخ بازدید: ۱۱ شهریور ۱۴۰۱ش.
محرابی شاتوری محمدرضا، «نگاهی به مهاجرت و پیامدهای آن»، شرکت مجتمع صنایع و معادن احیا سپاهان، تاریخ بازدید: ۱۱ شهریور ۱۴۰۱ش.
«مسیر ادغام اجتماعی را باز کنیم» روزنامه شرق، تاریخ بازدید: ۲۹ شهریور ۱۴۰۱ش.
«مسئولیت اجتماعی و ادغام اجتماعی»، وبسایت رسانه مسئولیت اجتماعی، تاریخ بازدید: ۳۰ شهریور ۱۴۰۱ش.
«مشکلات زنان افغانستان در ایران؛ از حاشیهنشینی تا نبود آیندهای روشن/ چه باید کرد؟» خبرگزاری برنا، تاریخ بازید: ۵ مهر ۱۴۰۱ش.
«ممنوعیت تملک اموال غیرمنقول توسط اتباع بیگانه»، وبسایت گروه وکلای داداندیش، تاریخ بازدید: ۱۹ شهریور ۱۴۰۱ش.
میرزایی حسین، «بررسی انطباق تحصیلی مهاجران افغانستانی در ایران»، فصلنامه پژوهشنامه مددکاری اجتماعی در ایران، شماره ۱۱، فروردین ۱۳۹۶ش.
میرزایی، حسین، «زمینههای پیدایش و ادغام فرهنگی- اجتماعی مهاجران ایرانی در فرانسه»، فصلنامه علوم اجتماعی، شماره ۸۸، فروردین ۱۳۹۹ش.
نصر اصفهانی، آرش، «مهاجرین افغانستانی در ایران و مسئله هویت ملی»، وبسایت مگیران، تاریخ بازدید: ۶ شهریور ۱۴۰۱ش.
نصر اصفهانی آرش و حسینی سید حسن، «بررسی تأثیر سیاستهای تحصیل اتباع افغانستانی در ایران (مورد مطالعه: شهر تهران)»، فصلنامه راهبرد اجتماعی فرهنگی، شماره ۲۰، دی ۱۳۹۵ش.
«نقش مهاجران افغانستانی در اقتصاد ایران»، وبسایت باشگاه خبرنگاران جوان، تاریخ درج مطلب: ۹ اردیبهشت ۱۴۰۴ش.
«نگاهی که یک مهاجر افغانستانی به رفتار ایرانیها دارد»، خبرگزاری مشرق نیوز، تاریخ بازدید: ۱۵ شهریور ۱۴۰۱ش.
نوری و دیگران، «بررسی سازگاری فرهنگی مهاجران، مورد مطالعه: مهاجران آذری شهر رشت»، در فصلنامه پژوهشهای راهبردی مسائل اجتماعی ایران، شماره چهارم، زمستان ۱۳۹۷ش.
«وزیر کشور: ۶۰ درصد افغانها در ایران میخواهند به اروپا بروند»، خبرگزاری مهر، تاریخ بازدید: ۲۹ شهریور ۱۴۰۱ش.