پیشنویس:آشار
آشار؛ از رسومات همیاری اجتماعی در افغانستان. آشار، برگرفته از واژۀ «حَشَر»، از رسومات اجتماعی کهن و مهم در افغانستان است. این مراسم نوعی همیاری و تعاون اجتماعی است.
نامگذاری
آشار نوعی همیاری اجتماعی بدون مزد و در لغت بهمعنای گرد آوردن و آویختن مردم است. اگر آشار به فرمان دولتها باشد بیگاری و اگر مردمی باشد همیاری است. آشار یا حَشَر یا اَشَر، در اصطلاح، یکی از قدیمیترین رسومات مردم افغانستان و بهمعنای مشارکت عمومی جهت انجام کارهای بزرگ است. آشار مترادف «campaign» در زبان انگلیسی و «بسیج» در فرهنگ ایرانی و یک فراخوان عمومی در سطح گروه یا مناطق خاص است.
تاریخچه
آداب و رسوم موجود در آشار، نشان میدهد این رسم، قدمت و ریشۀ زیادی در افغانستان داشته و بین مردم رایج بوده است.
گسترۀ جغرافیایی
این رسم در گذشته در افغانستان و در ایران متداول بوده و در برخی از منابع ایرانی نیز از آن یاد شده است. بر اساس برخی از منابع، در گذشته وقتیکه گندمها «بور» میشد و هنگام درو فرا میرسید، در «دروزار» غلغلهای بر پا میشد و انبوه کشاورزان همیار با «ارداس» و «مَنگال» دستهدسته ساقهها را گرفته، بریده و روی هم مینهادند.
شرکتکنندگان
در آشار بهتناسب کار، افراد زیادی مشارکت میکنند. این افراد شامل اقوام، همسایگان، مردم محل و دوستان دور و نزدیک بوده است. در بیشتر اوقات تعداد شرکتکنندگان بین 10 تا 20 نفر هستند اما گاهی تعداد مشارکتکنندگان در حشر بهحدود 100 نفر هم میرسد.
آثار روانی
انگیزۀ عاطفی و انسانی در آشار دخالت دارد. با مشارکت جمعی، کار بهسرعت انجام میشود و در وقت مناسب بهپایان میرسد. علاوه بر آن، انجام کار بهصورت گروهی لذتبخش و شادیآور است.
امور آشاری (حَشَری)
درو کردن گندم، جو و علف، یونجه (رشقه)، کوبیدن خرمن، آوردن هیزم برای سوخت سالیانه از کوه، آوردن هیزم طُوی (عروسی)، تهداب¬گذاری (ساختن) منزل، ساختن مسجد، منبر، پل و سرک (جاده) از جمله مواردی است که مردم در آن همیاری دارند.
شیوۀ کار
شخص حشرگر یک یا چند روز قبل، افراد مورد نظر را برای انجام کار مشخص و در تاریخ معین خبر میکند. او آمادگی لازم را طبق پیش¬بینی، انجام داده و وسایل کار، نان و غذا را تهیه می¬کند. افراد بدون مزد مادی این همیاری را میپذیرند و حشرگر نیز این همکاری را جبران میکند. جبران نکردن زحمات همیاران موجب سردی روابط و بی¬اعتمادی میشود. گاهی کارگران و افراد فقیر بهصورت همیاری، خدماتی را به خوانین، علما، صاحبمنصبان، اربابان و پولداران ارائه میدهند و برای آنها درو، جُغول (خرمنکوبی)، لایکاری (تهیۀ گِل برای دیوار و ساختمان) و هیزم¬کشی (برای سوخت) انجام میدهند و در مقابل، توقعات سیاسی، فرهنگی، شغلی، اجتماعی و گاهی کمک مالی دارند. در سالهای اخیر برخی از افراد از این سنت سوءاستفاده کردهاند؛ به این صورت که در بهار و تابستان از مردم فقیر و بیکار بدون مزد کار کشیده و در زمستان آنها را فراموش کرده و به این سنت مهم اجتماعی آسیب زدهاند.
آدابورسوم
در گذشته که فصل درو گندم و یا علف فرا می¬رسید، مالک از بستگان دعوت می¬کرد تا داوطلبانه در رسم حشر شرکت کنند. برای درو کردن قُورُوغ (علف)، در صبحگاه آتش برافروخته و داس¬ها را تیز می¬کردند. تا گرم شدن هوا، صبحانه را میل کرده و راهی قوروغ می¬شدند. قبل از آغاز درو، بگومگو در بین دروگران بر سر اینکه چه کسی خوب درو می¬کند به میان می¬آمد. گاهی قوروغ را تقسیم کرده و مسابقه درو شروع می¬شد. هر فرد بِلَوسنگ (سنگی برای تیز کردن وسایل آهنی) همراه داشت تا داس خود را تیز کند. افرادی که زودتر سهم خود را تمام می¬کردند، به کناری مینشستند. گاهی افراد در یک ردیف، بهصورت مستطیل با عرض حدود یک متر، درو را شروع میکردند. هر کسیکه بیشتر درو می¬کرد خود را تعریف و دیگران را مذمت میکرد. گاهی داسهای تیز دست¬ها را زخمی میکرد، ولی فرد متوجه نمیشد. آنها پیش از گسترده شدن آفتاب، کار را تمام کرده و قوروغ را ترک میکردند. پس از بار کردن علفها بر پشت الاغها، به محل پذیرایی (نهار) می¬رفتند. در بیشتر اوقات، افراد قبل از غروب به خانۀ خود باز می¬گشتند. در جُغُول (کوبیدن خرمن) نیز آشار انجام می¬گرفت. افرادی که اسب جغولی داشتند از موقعیت بهتری برخوردار می¬شدند. چندین گاو هم تدارک دیده می¬شد. اگر خرمن کلان (بزرگ) بود، یک جغول اسبی و یک جغول گاوی در کنار یکدیگر دایر می¬کردند. گاو سَرپَر (اول) نقش عمده را در جغول بازی میکرد. سرپر را مرتب تبدیل (جابجا) می¬کردند تا خسته نشود. یکی از رسومات آشار، پذیرایی از همیاران است. صاحب کار برای آنها نهار یا شام تهیه میکند. برخی از افراد گاهی در کنار همیاران، قوم، فامیل و همسایهها را نیز به نهار یا شام دعوت میکنند.
استعارههای مسابقۀ دروگری
گاهی در حشر افراد دروگر مسابقه میگذارند. در این مسابقه برخی با سرعت درو کرده و برخی کند کار میکنند. افراد کند به افراد سریع میگویند: «خوب درو میکنه لکن قَودَه نداره». یعنی دروشدهها را مرتب بستهبندی نکرده است؛ یا «درو داره ولی قَودَه¬اش معلوم نیست» و نیز میگویند: «دِرَوگر از قَودِه خود معلوم میشه» یعنی ادعا زیاد داره اما کار او معلوم نیست. وقتی در دروگری کسی افتخار کند که زیاد دور کرده و قوده¬ زیادی دارد، دیگری می¬گوید: «قَودَه رَه چه می¬کنی؟ قطار را ببین.» یعنی قطار (زمین درو شده) را ببین که چقدر خوب و منظم درو شده است. گاهی کنایه از آن است که کار تو چون منظم نیست، تعریف نداشته و کار من که منظم انجام شده بهتر از قوده¬های زیاد تو است. در درو گاهی برخی از همیاران وقت را تلف میکنند. به این افراد میگویند: «دِرو¬گر که دلش به دِرَو نشد، داسش را به کلوخ تیز میکنه.» یعنی طرف نمیخواهد کار کند، دنبال بهانه¬گیری و تلف کردن وقت است.
آوازها (الله دوست)
در رسم آشار، گاهی در طول روز با آواز بلند ترانههایی را میخوانند. این آوازها هم فولکلور است و هم اشعار ویژۀ مذهبی که در برخی از مناطق به «الله دوست» مشهور هستند. الله دوست گاهی منقبت در وصف معصومین و گاهی اشعاری دارای مضامین اجتماعی است. شخصی خوشصدا از میان جمع بلند شده و با صدای بلند و کشیده و سبک مخصوص، بندهایی را میخواند. در پایان هر بند، جمع حاضر با ذکر «الله الله» او را همراهی میکنند. برای نمونه: گندم درو مُونُوم/ الله دوست و علی یار تالَه درو مونوم/ الله دوست و علی یار جُوی پاک مونوم/ الله دوست و علی یار بِیدَه کَنِی مونوم/ الله دوست و علی یار پَخسَه زَنِی مونوم/ الله دوست و علی یار
دعاها
وقتی غروب شد صاحب کار در حق همیاران دعا میکند؛ مانند «امیرالمومنین پشت و پناه شما»، «خدا شما ره آخرت بدیه»، «برکت به عمر بچگکای شما» و «کشت آخرت شما باشه». در نهایت، با صرف طعام و دعای یکی از بزرگان، حشر بهعنوان یکی از رسوم اجتماعی جذاب با دعا، صلوات و طلب عاقبتبهخیری به پایان میرسد.
پانویس
منابع
- باستانی پاریزی، محمدابراهیم، از پاریز تا پاریس، تهران، 1358ش.
- رهیاب (بلخی)، سید حسین، بلخاب (تاریخ، فرهنگ و جتماع)، قم، صبح امید دانش، 1401ش.
- شریعتی، حفیظالله، کشاورزی هزارگی، اصفهان، مرکز تحقیقات رایانه ای قائمیه، 1392ش.
- شهرستانی، شاه علی اکبر، قاموس لهجه دری هزارگی، دانشگاه کابل، 1361ش.
- عمید، حسن، فرهنگ عمید، تهران، امیر کبیر، 1360ش.
- فیاض، محمدحسین، آسیب شناسی روابط قومی گروههای شیعه در افغانستان، قم، المصطفی، 1395ش.
- فیاض، محمدحسین، «آشار»، در دانشنامه هزاره، کابل، بنیاد دانشنامه هزاره، 1399ش.
- فیاض، محمدحسین، «الله دوست»، در دانشنامه هزاره، کابل، بنیاد دانشنامه هزاره، 1399ش.
- گروهی از نویسندگان، شناسنامه غور، کابل، پرند و انجمن ادبی غور، 1398.