پرش به محتوا

پیش‌نویس:تکیه

از ایران پدیا
نسخهٔ تاریخ ۱۷ شهریور ۱۴۰۴، ساعت ۱۴:۵۴ توسط project>حبیب الله نجفی (تکیه‌های افغانستان در ایام محرم)

تکیه؛ مکانی وسیع برای انجام مراسم عزا و روضه‌خوانی.

تکیه، به‌معنای محل آسایش، در اصطلاح به مکان ويژه‌‌ی تعزیه‌خوانی، روضه‌خوانی و حسینیه‌ گفته می‌شود.[۱] اصطلاح تکیه به ساختمانی با معماری ویژه اشاره دارد که برای برگزاری برخی آیین‌های نمایشی مانند شبیه‌خوانی و مراسم‌های عزاداری استفاده می‌شود. تکیه، همچنین مکانی خاص برای برپایی و اجرای مناسک اهل تصوف و درویشان است.

مفهوم‌شناسی تکیه

ریشۀ لغوی تکیه

به نظر پژوهشگران واژۀ «تکیه» ریشۀ عربی ندارد و در فرهنگ‌های کهن لغت عربی نظیر آثار ابن فارس، جوهری، ابن‌منظور و مرتضی زبیدی ثبت نشده است. به نوشتۀ لاله تیک، این واژه فارسی و برگرفته از «تُکاه» عربی بوده که به‌معنای عصا یا هر چیزی است که بتوان بر آن تکیه کرد، است. کلمان هوار نیز تکیه را فارسی و به‌معنای «پوست» (تکّه) دانسته و اشاره کرده است که چون درویشان در مراکز خود از پوست بره استفاده می‌کردند، به تدریج به این مکان‌ها «تکیه» گفته شد.  

پیرنیا تکیه را به‌معنای مطلق بنای بلند تفسیر کرده است. از سوی دیگر، محمد عدنانی این واژه را ترکی و مأخوذ از «تُکَأَه» عربی می‌داند وباور دارد جمع صحیح آن باید «تُکَآت» است اما از آنجا که واژۀ «تکایا» در زبان عربی رواج یافته، کاربرد آن جایز شمرده شده است. نویسندگان «المعجم الوسیط» نیز بدون ارائه توضیح مفصلی، این واژه را ترکی دانسته‌اند.[۲]

معنای لغوی تکیه

واژۀ «تکیه» و ترکیبات هم‌خانوادۀ آن نظیر «تکیه‌دادن»، «تکیه‌داشتن» و «تکیه‌کردن»، در زبان فارسی از دیرباز کاربرد گسترده‌ای داشته و به‌معنای «پشت به چیزی نهادن»، «اعتمادکردن»، «پشت‌دادن»، «آسایش‌یافتن» و «آرامش بخشیدن» به کار می‌رود. همچنین، «تکیه» به‌صورت اسمی به‌معنای «آنچه که بر آن پشت می‌گذارند» نیز استفاده می‌شود.[۳]

معنای اصطلاحی تکیه

تکیه نهادی است که کارکردی چندوجهی در حوزۀ فرهنگی و مذهبی سبک زندگی شیعیان دارد. این مکان در گذشته به‌عنوان محل تجمع صوفیان، آرامگاه مشایخ آنان و اقامتگاه موقت درویشان در سفر عمل می‌کرده است. امروزه تکیه در فرهنگ ایران به فضایی برای برگزاری مراسم سوگواری، به‌ویژه در ماه محرم و اجرای تعزیه تبدیل شده[۴] و به حسینیه‌ها نیز تکیه گفته می‌شود.‎[۵] از نظر ساختاری، تکیه بیشتر شامل فضاهایی چون سماع‌خانه، تربت، حرم، و اتاق‌های پذیرایی بوده و اقتصاد آن مبتنی بر موقوفات و کمک‌های مردمی استوار بوده است.[۶]

پیشینه تکیه

تکیه‌ در فرهنگ و سبک زندگی مسلمانان به‌خصوص از سدۀ هشتم‌ هجری در قلمرو امپراتوری عثمانی مکان‌ گردآمدن‌ صوفیان‌، مزار مشایخ‌ صوفیه‌، اقامتگاه‌ موقت‌ صوفیان‌ در سفر و مهمانپذیر رایگان‌ در شهرهای‌ زیارتی‌ بوده.[۷] و همانند نهادهای‌ مشابه‌، شیوۀ زندگی‌ در آنها عابدانه‌، همراه‌ با رهبانیت‌ و اعتکاف‌ بوده است. [۸]

با پیشرفت دولت عثمانی و توسعۀ سرزمین‌های تحت سلطۀ آنها، در مناطق امروزی سوریه و مصر نیز تکیه جایگزینی برای خانقاه و رباط شد. معماری تکیه در دولت عثمانی، به‌صورت تالار مسقف و گنبدداری بود که متأثر از مکتب قسطنطنیه ساخته می‌شد.[۹]

در عراق‌ از جمله‌ تکیه بکتاشی‌ در نجف‌ برای‌ پذیرایی‌ از زائران مزار امام علی و تکیه بزرگی‌ در کنار مزار امام‌ حسین‌ وجود داشته است.[۱۰] در ایران‌ نیز همین کارکرد برای تکیه‌ وجود داشته‌ است‌، اما از اواخر دورۀ صفوی‌ و با رواج‌ تشیع‌، کاربرد تکیه‌ در ایران‌ به‌تدریج‌ دگرگون‌ شد.[۱۱] این‌ تغییر به‌ویژه‌ در شهرهای‌ مرکزی‌ ایران‌ که‌ پیشینه‌ای‌ طولانی‌ در تشیع‌ داشتند، روشن‌تر بود.[۱۲]

پس از پایان یافتن دولت عثمانی، اصطلاح تکیه، به سماع‌خانه (توحیدخانه)، فضای مخصوص مقابر شیوخ، حرم خانواده، جای پذیرایی و واحدهایی برای اقامت درویشان، گفته می‌شد. در اصفهان، تکیه به بقعه‌هایی گفته می‌شد که شخصیتی مقدس و بزرگ در آن دفن شده باشد. ابن‌بطوطه به تکیه منسوب به شیخ علی بن سهل در اصفهان اشاره کرده و آن را یکی از زیارت‌گاه‌های معروف ولایت اصفهان دانسته که از تمامی مهمانان در آن‌جا با غذا پذیرایی می‌شد.[۱۳]

تکیه در ایران

سیر تحول کارکردی و معنایی

تاریخ دقیق شکل‌گیری تکیه در ایران معلوم نیست؛ اما دربارۀ چگونگی شکل‌گیری آن گفته‌اند که‌تکیه‌ها در آغاز محل اجتماع دراویش و فقرایی بود که رایگان و به طور موقت در آنجا اقامت داشتند.‌‌‌برای‌‌‍ مثال عبدالرحیم ضرّابی در تاریخ کاشان از احداث مراکز متعددی توسط امیر بهلول دنبلی (متوفی ۷۶۲ق) برای اسکان و پذیرایی فقیران و صوفیان یاد کرده و این مکان‌ها را «تکایا» نامیده است.[۱۴]

همچنین، میرحیدر تونی (متوفی ۸۳۰ق)، رهبر طریقت حیدریه، در شهرها تکیه می‌ساخت و درویشی از مریدان خود را در آن ساکن می‌کرد. شواهدی همچون انتساب عنوان «باباییِ تکیه حیدر» در اصفهان به بابا سلطان قمی توسط شاه عباس صفوی، حاکی از ارتباط میان لقب «بابا» (عنوان درویشان قلندریه و حیدریه) و تکیه است و در ایران به خانقاه‌های حیدری، قلندری و بکتاشی، «تکیه» اطلاق می‌شده است.[۱۵]

نگهبانان تکیه (تکیه‌داران) از جوانمردان بودند و آداب و رسومی خاص داشتند که در فتوت‌نامه‌ها آمده است. تکیـه به‌تدریج تبدیل به محلی برای عزاداری شد و از زمان ناصرالدین شاه به بعد، تکیه‌ها به‌طور رسمی محـل اجرای برنامه‌های عزاداری و نمایش‌های مذهبی شد.[۱۶]

گزارش‌هایی از دوران پادشاهی شاه طهماسب اول و شاه اسماعیل دوم، در قزوین نشان می‌دهد که در طول شب‌های ماه رمضان، به پای توغ‌های تکیه دولت و تکیه‌های دیگر «سَردَم» بسته و مجالس سخنرانی و مناظرات ادبی در آنها برگزار می‌شدند. تبدیل تکیه‌ها به حسینیه، به گزارش مورخان، از دورۀ قاجار آغاز شد.[۱۷] هرچند، زمینۀ این تغییر کاربری، در اواخر دورۀ صفویان و آغاز دوره حکومتی زندیان صورت گرفته بود.[۱۸]

با تحول برخی سلسله‌های صوفیه و شکل‌گیری آیین فتوت، تغییراتی در شیوه اداره، کاربری و فضای کالبدی تکیه‌ها پدید آمد. با افزوده‌شدن ورزش‌های پهلوانی به مراسم متداول در تکیه‌ها، این بناها وسعت بیشتری یافتند. متون مرتبط با آیین فتوت، همچون فتوت‌نامۀ سلطانی، شامل داده‌ها و تفاسیر خاصی در مورد تکیه، آداب ورود به آن و شرایط اداره آن است. به نوشته کاشفی، تکیه محل تجمع صوفیان و فتیان، نوعی مهمانپذیر نیز به شمار می‌رفته که مسافران و به‌ویژه اهل طریقت در آن اقامت می‌کردند. وی حتی قرائتی صوفیانه از واژه «تکیه» ارائه داده و حروف آن را به ترتیب نشانه‌ای از توکل، کَرَم، یکرنگی و هواداری از درویشان و مسافران تفسیر می‌کند.[۱۹]

تکیه در دوره صفویه

در عصر صفوی، اصفهان شاهد برپایی تکیه‌هایی با کارکرد صوفیانه بود. بر اساس مشاهدات شاردن، ایرانیان دیر یا صومعه درویشان را «تکیه» می‌نامیدند. با این حال، گسترش تشیع، بروز منازعات فرقه‌ای (نظیر جنگ‌های حیدری–نعمتی) و گاه سیاست‌های خصمانۀ پادشاهان صفوی نسبت به صوفیان، موجب ویرانی بسیاری از تکیه‌ها و تبدیل آنها به محل تردد اوباش و افراد فرودست جامعه شد.[۲۰]

از اواخر دوره صفوی و با رواج تشیع، کاربرد تکیه در ایران به تدریج تغییر یافت. بسیاری از تکیه‌ها که پیشتر فضایی برای اجرای سماع و رقص دراویش بودند، به محل برگزاری مراسم سوگواری محرم تبدیل شدند.[۲۱] این تحول به‌ویژه در شهرهای مرکزی ایران (مانند کاشان و قزوین) که پیشینه‌ای طولانی در تشیع داشتند، مشهود بود.[۲۲] در قزوین، تکیه‌ها به کانون فعالیت‌های فرهنگی گسترده‌ای تبدیل شدند که علاوه‌بر عزاداری، میزبان مناظرات ادبی، جلسات سخنوری و مشاعره در شب‌های رمضان بودند.[۲۳]

تکیه‌در‌دوره‌‌‌ قاجار

در دوره قاجار و با رونق هنر تعزیه، تکیه در معنای امروزی آن؛ محل اجرای مراسم شبیه‌خوانی سوگ امام حسین‌‌‌ رواج فراگیر یافت. به گونه‌ای که بر اساس منابعی مانند سلطان‌زاده، هر مکان اختصاص‌یافته به اجرای تعزیه، «تکیه» نامیده می‌شد. این تحول، نشان‌دهنده جایگزینی تدریجی کارکرد صوفیانه با آیین‌های شیعی در بافت فرهنگی ایران بود.

اوج رونق و گسترش کمی تکایا

اوج شکوفایی تکیه‌ها از دوران ناصرالدین‌شاه تا انقلاب مشروطه بود. در این دوره، تنها در تهران بیش از پنجاه تکیه فعال وجود داشت که بسیاری از آنها با نام‌های مرتبط با اصناف، محلات یا شخصیت‌های اجتماعی شناخته می‌شد. این گسترش، نشان‌دهنده نهادینه‌شدن تکیه به‌عنوان بخشی از ساختار شهری و اجتماعی پایتخت بود.[۲۴]

تکیه‌های شاخص تهران

تکیه‌های دوره قاجار تهران بر اساس وابستگی‌های اجتماعی

  • تکیه‌های وابسته به اصناف و مشاغل: تکیه زرگرها، تکیه دباغ خانه، تکیه قاطرچی‌ها، تکیه اسماعیل بزاز، تکیه خشتی‌ها.
  • تکیه‌های منتسب به گروه‌های قومی و جغرافیایی: تکیه عرب‌ها، تکیه خلج‌ها، تکیه کرمانی‌ها، تکیه قمی‌ها، تکیه بربری‌ها، تکیه افشارها.
  • تکیه‌های نام‌گذاری شده بر اساس محلات و اماکن شهری: تکیه پامنار، تکیه چالحصار، تکیه درخونگاه، تکیه عودلاجان، تکیه سرپولک، تکیه سرتخت، تکیه عباس آباد، تکیه ملک آباد.
  • تکیه‌های مرتبط با شخصیت‌های اجتماعی و مذهبی: تکیه پهلوان شریف، تکیه رضا قلیخان، تکیه سادات اخوی، تکیه لوطی علیخان، تکیه منوچهرخان، تکیه لوردزخان، تکیه آقا بهرام، تکیه حاجی وکیل.
  • تکیه‌های با نام‌های نمادین و مذهبی: تکیه چهل تن، تکیه هفت تن، تکیه خداآفرین.
  • تکیه سادات اخوی: مکانی که در آن برای رشد کودکان شمع روشن می‌کردند و هر سال با بلندشدن قد کودک، شمع بلندتری جایگزین می‌شد.  
  • تکیه عباس‌آباد (حاج میرزا آغاسی): محل برگزاری تعزیه‌های دولتی.  
  • تکیه عزت‌الدوله: اختصاص‌یافته به بانوان و متعلق به خواهر ناصرالدین شاه.  
  • تکیه دولت: نماد باشکوه معماری و مرکز اصلی اجرای تعزیه در پایتخت.[۲۵]

تکیه‌های اصفهان در دوره قاجار 

در دوران قاجار، تکیه در اصفهان معنای متفاوت پیدا کرد و به آرامگاه زاهدان و نام‌آوران در گورستان تخت فولاد اطلاق شد که به‌طور معمول محل تجمع و عبادت بود. علاوه‌بر این گورستان، در برخی محلات دیگر اصفهان نیز تکایایی وجود داشت، از جمله تکیه والهیه در چهارباغ که آرامگاه محمدکاظم واله اصفهانی (شاعر و ادیب) محسوب می‌شد.

تکیه‌های شیراز در دوره قاجار 

در شیراز تا دوره قاجار، تکایای صوفیان از رونق برخوردار بود، از جمله تکیه چهل‌تنان (حاوی آرامگاه بسحق اطعمه) و تکیه هفت‌تنان. در سده‌های بعد و در عهد قاجار، حتی آرامگاه‌های شاعران بزرگی مانند سعدی و حافظ نیز تحت عنوان «تکیه» شناخته می‌شدند.[۲۶]

تکیه در شمال ایران: کانون حیات اجتماعی و مذهبی

گستردگی و اهمیت فرهنگی

تکیه در مناطق شمال ایران، به یک عنصر اساسی و تفکیک‌ناپذیر در ساختار شهری و رستایی تبدیل شده بود. به گونه‌ای که مطابق منابع، در شهر ساری هر محله برای رسمیت یافتن، تکیۀ مخصوص به خود را برپا می‌کرد. برای مثال، گزارش‌های جهانگردان از وجود ۳۶ تکیه تنها در شهر رشت در دورۀ قاجار، عمق این گستردگی را تأیید می‌کند.[۲۷] همچنین شهرهای رودسر، لاهیجان و لنگرود نیز تکیه‌های قدیمی و زیبایی دارد.‌‌‌[۲۸] علاوه‌بر شهرها در روستاها نیز این فراوانی گزارش شده است. از جمله تکیة مُقْری کلا در بندپی بابل،[۲۹] تکیه کله بست پازَوار در بابلسر[۳۰] و تکیه فیروزکلا در آمل.[۳۱]

گستردگی این بناها به‌طوری که مازندران به تنهایی میزبان بیش از ۱۱۳۵ تکیه است و گزارش‌های جهانگردانی مانند ملگونوف از رونق آنها در شهرهای مهم شمال، گواهی بر نقش بی‌بدیل این فضاها در شکل‌دهی به سبک زندگی، مناسک جمعی و هویت فرهنگی مردم این خطه است.[۳۲]

معماری همساز با محیط

در استان‌های گیلان و مازندران، تکیه‌های متعددی از دورۀ قاجار با معماری بومی و استفاده از مصالح منطقه‌ای نظیر چوب و سفال برجای مانده‌ این بناها به‌طور کامل با شرایط آب‌وهوایی و سبک زندگی منطقه تطبیق یافته‌ است.‌‌ شکل بیشتر این تکیه‌ها در روستاها، چهارگوش و با پلان مستطیل‌شکل بوده و به‌طور عمده با سقفی سفال‌پوش پوشانده شده‌ است. تزئینات داخلی برخی از آنها شامل نقوش گل‌وگیاه، جانوران و در مواردی صحنه‌های روایی است.[۳۳]

بنای الحاقی سقانفار

ویژگی منحصربه‌فرد تکیه‌های مازندران، وجود بنایی الحاقی به نام «سقانفار» است. این سازه چوبیِ چهارپایه، که با نردبان به آن دسترسی می‌یابند، بازتاب مستقلی از زندگی روستایی و کشاورزی منطقه است. سقانفارها به‌عنوان زیارتگاهی عمومی و مکانی برای نذر و برپایی سفرۀ ابوالفضل ساخته می‌شدند و نقوش روی آنها اغلب صحنه‌هایی از زندگی روزمره، اساطیر و عناصر طبیعت را به تصویر می‌کشید.[۳۴]

سقانفار، با بهره‌گیری از هنرهای ظریف تزئینی، تجلی‌گاه معماری و باورهای آیینی منطقه است. ستون‌های مزین به نقوش هندسی، سرستون‌های منبت‌کاری‌شده و حکاکی‌های ظریف بر روی چوب از جمله نقش اژدهایی که دهانش به سوی خورشید گشوده شده، جلوه‌هایی از هنر اصیل ایرانی را به نمایش می‌گذارند. همچنین، عناصری چون «نال» (تیر افقی بالای سرستون)، «پلور» (تیر مورب سقف)، «پتک» (قطعه چوبی تزئینی) و «هلا» (تیرک‌های سقف) با دقت در ساختار بنا به کار رفته‌ است.

نگاره‌های رنگارنگ و کتیبه‌های حک‌شده بر بدنهٔ سقانفار، از تصاویر خورشید، دیو، جبرئیل و رستم و دیو سفید تا صحنه‌هایی از زندگی روستایی و حتی اشعار محتشم کاشانی همگی راوی فرهنگ، اعتقادات و سبک زندگی مردم این دیار است.[۳۵]

تکیه‌های شاخص در‌‌ دیگر شهرهای ایران

تکیه‌های سمنان

از تکیه‌های مهم و تاریخی در شهر سمنان می‌توان به دو تکیه پهنه و ناسار اشاره کرد. این تکایا از جمله مراکز مذهبی و فرهنگی مهم منطقه به شمار می‌روند.

تکیه‌های کرمان

در شهر کرمان نیز تکیه عزاخانه و تکیه وزیر از جمله بناهای تاریخی و مذهبی قابل توجه هستند که در برگزاری مراسم آیینی نقش داشته‌اند.

تکیه‌های یزد

در استان یزد، تکیه‌ها به دلیل پیوند با دیگر فضاهای شهری و همچنین حفظ عناصر معماری مذهبی کهن ایران، از اهمیت ویژه‌ای برخوردارند. از جمله این تکیه‌ها می‌توان به تکیه شاه ولی در تفت و تکیه امیرچخماق در یزد اشاره کرد. برخلاف تکیه دولت تهران و مشابه تکایای شمال ایران، نقشه کف این بناها معمولاً به شکل چهارگوش یا هشت‌ضلعی است. تکیه امیرچخماق دارای مناره و طاق نماهای دو طبقه‌ای است که به عنوان الگو و نمونه‌ای برای ساخت دیگر تکایای شهر مورد استفاده قرار گرفته است.

تکیه معاون‌الملک در کرمانشاه 

یکی از زیباترین و باشکوه‌ترین تکیه‌های ایران، به‌ویژه از لحاظ تزئینات نقاشی و تصاویر مذهبی، تکیه معاون‌الملک در کرمانشاه است. این بنا به دلیل هنرنمایی در تزئینات و معماری، از نمونه‌های منحصر به‌فرد در کشور محسوب می‌شود.

تکیه و حسینیه

در فرهنگ عامۀ مردم ایران، در بسیاری از نقاط (مانند سمنان و یزد)،[۳۶] کاربرد تکیه و حسینیه یکسان و در برخی مناطق دیگر (مانند تهران و شهرهای شمالی ایران)، تکیه محلی برای شبیه‌خوانی و حسینیه محلی برای عزاداری و روضه‌خوانی بوده است.[۳۷]

تکیه‌های ويژۀ مراسم شبیه‌خوانی در تهران، دارای 3 خاستگاه متفاوت بودند:

  1. تکیه‌هایی که در ابتدا، بقعۀ یکی از بزرگان، مشایخ یا صالحان بوده و در صحن آن‌جا، یا در محیط اطراف آن، مراسم سوگواری برگزار می‌کردند. این فضاها، پس از مدتی، با اندکی تغییر به‌صورت تکیه‌خانه‌هایی برای تعزیه‌خوانی درآمدند، مانند تکیه‌های پیرزن و هفت‌تن.
  2. تکیه‌هایی که در ابتدا، کاروا‌ن‌سرا بوده‌اند و گاهی در آن‌جا مراسم عزاداری و مذهبی نیز برپا می‌شده است، مانند تکیه‌های حمام‌خانه و باغ پسته بیک.
  3. تکیه‌هایی که از دوره حکومتی زندیان، مخصوص برگزاری تعزیه بنا شده و شیوه معماری آن‌ها، تلفیقی از معماری کاروان‌سرا، خانقاه، میدان و زورخانه بوده است، مانند تکیه عباس‌آباد.[۳۸]

براساس نتایج آماری تهیه‌شده در 1375ش، در مجموع، 1,807 تکیه ثابت و 8,752 حسینیه در سطح کشور وجود داشته است.[۳۹]

تکیه در بافت شهری

تکیه (حسینیه) از جمله عناصر اصلی محله‌های سنتی در شهرهای ایرانی به‌شمار می‌رود. ساختار و کالبد اصلی شهرهای ایران، در گذشته، بر 4 پایه اصلی استوار بوده است: 1. مرکز شهر؛ 2. مراکز محله‌ها (همراه با عناصر ارتباط‌دهنده)؛ 3. گذر اصلی؛ 4. میدان، تکیه (حسینیه).[۴۰] بیش‌تر تکیه‌های ساخته‌شده در ایران، در مرکز محله قرار گرفته و در طول سال، برای برپایی مراسم مختلف از آن‌ها استفاده می‌کردند.

معماری تکیه

معماری تکیه‌های اهل تصوف (خانقاه) به گونه‌ای بود که آنها بتوانند آزادانه به رقص سماع و سایر رقص‌های صوفیانۀ خود بپردازند. بنابراین، در میانۀ این ساختمان‌ها، فضایی بنا می‌شد که کرسی و تخته‌بند مرشد (قطب) در آن قرار می‌گرفت.[۴۱] در بنای ساختمان‌های ویژه‌ی اجرای تعزیه، از همین سبک معماری الهام گرفته شد.

تکیه‌های ثابت

ساختار معماری تکیه‌های ثابت شامل ساختمانی بدون سقف یا سقف‌دار؛ سکویی در میان فضای داخلی با دو ردیف پلکان در دو سمت؛ گذرگاهی در اطراف سکو برای حضور اسب‌ها؛ جایگاهی مخصوص تماشاگران پیرامون گذرگاه و غرفه‌ای به‌عنوان رختکن برای بازیگران بوده است. همچنین، هر تکیه دارای چند مدخل برای ورود و خروج برای تماشاگران و شتران و اسبان تعزیه بوده است. تکیه‌هایی که فاقد سقف بودند، به‌هنگام اجرای تعزیه، با چادری پوشانده می‌شدند.[۴۲]

طاق‌نماها یا غرفه‌هایی ویژه نیز در ساختمان تکیه وجود داشت که برخی از آن‌ها مخصوص بزرگان محل و یکی از آن‌ها نیز مخصوص سَردَم بستن بودند. طاق‌نمای سردم بسته‌شده، جایی بود که با کشکول، بوق، تسبیح، جنگ‌افزارهای کهن، چلچراغ، قالی و قالیچه و نشانه‌های دیگر آراسته می‌شد و یک نفر در آن نشسته و به خواندن اشعار مذهبی، به‌خصوص 7 بند محتشم کاشانی، مشغول می‌شد.[۴۳] سکوی تکیه‌ها، مطابق با شکل و ابعاد زمین و نیز شرایط اصلی فضای داخلی ساختمان طراحی می‌شد. بیش‌ترین تکیه‌ها، دارای سکوهای گرد بودند. از دیگر انواع سکوها می‌توان به سکوهای نعل اسبی، سه‌گوش و متحرک اشاره کرد. در گذشته، به تمام سکوهای گرد، مستطیل، مربع یا چندضلعی، سکوی مدور یا گِرد می‌گفتند.[۴۴] تکیه‌های فاقد سکو، اجرای نمایش تعزیه را روی سقف آب‌انبار یا حوض میانی کاروان‌سرا که با الوارهای چوبی پوشیده شده بودند، انجام می‌دادند.

در برخی از تکیه‌ها، 3 بخش یا صحن مجزا وجود داشت که به نام‌های «حسینیه»، «عباسیه» و «زینبیه» مشهور بودند. مراسم عزاداری حضرت عباس در صحن عباسیه و مراسم عزاداری امام حسین در صحن حسینیه برگزار می‌شد و صحن زینبیه نیز معمولا به‌صورت اتاق‌هایی در پشت حسینیه واقع می‌شد.[۴۵]

تکیه‌های موقت

این نوع از تکیه‌ها، هر ساله در ماه محرم و به‌هنگام عزاداری، در حیاط خانه‌ها یا زیر چادرهای افراشته بر پا می‌شدند. شاهزادگان و اشراف، هر سال، حیاط خانه خود را سیاه‌پوش کرده و چادری بر آن برمی‌افراشتند و آن را با چوب‌ها و الوارهای چوبی محکم می‌کردند. چادر تکیه‌های موقت از جنس کرباس و به اندازه بزرگی حیاط خانه دوخته می‌شد. پشت و روی این چادرها منقش به تصاویر گوناگونی بود. برخی چادرها، با نواردوزی‌های بسیار زیبا تزئین شده و تصاویری از شیر، پلنگ، طاووس، مرغ، گل و گلدان و شیرهای شمشیر به‌دست بر روی آن دوخته می‌شدند.[۴۶] درون تکیه‌های چادری نیز با وسایلی همچون پوست حیوانات، شمشیر، سپر، قالیچه، شال‌های کشمیری، چلچراغ، آیینه، گلدان‌های چینی، تابلوهای نقاشی و منبت‌کاری‌های زیبا تزئین می‌شدند.[۴۷]

تکایای موقت: تجلی آیین‌های سوگواری در فضای عمومی

علاوه بر تکایای دائمی، همه‌ساله در دهۀ اول محرم، شمار فراوانی از تکایای موقت در نواحی شهری و روستایی ایران برپا می‌شود. فرآیند احداث این تکایا، معروف به «تکیه بستن»، شامل محصور کردن محدوده‌هایی (اه با مساحت بسیار اندک) در مجاورت معابر و نصب دیوارهای موقت است. بر این دیوارها، تصاویر مذهبی، پارچه‌نوشته‌های حاوی متون دعا، زیارتنامه‌ها، احادیث و مراثی که مشهورترین آنها ترکیب‌بند محتشم کاشانی است، صب می‌شود و کف محوطه نیز فرش می‌شود.  

در این تکایای موقت، بسته به سطح تمایل و توان مالی برگزارکنندگان، نشانه‌ها و ادوات آیینیاز قبیل علم، کتل و ظروف پذیرایی قرار داده می‌شود. دسته‌های سینه‌زنی و عزاداری در مسیر حرکت، لحظاتی در مجاورت یا درون این تکایا توقف می‌کنند. همچنین ساکنان محله، نذورات خود که به‌طور عمده شامل غذا، شربت و چای است را در میان عزاداران توزیع می‌کنند.[۴۸]  

در سال‌های اخیر، مدیریت این تکایا توسط قشر جوان و نوجوان است، اگرچه کهنسالان نیز در اموری نظیر نظافت، اداره و پذیرایی از مراجعان مشارکت فعالانه دارند. این تکایا، به رغم موقتی‌بودن، نقش مهمی در انسجام اجتماعی و تقویت حس همبستگی مذهبی دارد.[۴۹]

تکیه در افغانستان

تکیه در افغانستان نیز سابقۀ زیادی دارد. بلخ و هرات از مراکز مهم تکیه و خانقاه محسوب می‌شد و حضور شخصیت‌هایی چون خواجه عبداللّه انصاری از عوامل مؤثر در این امر بوده است. در این منطقه تیموریان، به‌ویژه تیمور، شاهرخ، حسین بایقرا و وزیر صوفی‌مسلک او، امیر علی‌شیر نوایی، در بنای تکیه و خانقاه اهتمام داشتند.[۵۰]

بر اساس برخی از منابع در قرن نوزدهم‌ در غزنی‌ و کابل‌‌ تکیه‌ها بیش‌تر به‌ قهوه‌خانه‌ شبیه‌ بودند[۵۱] که اغلب آنها به‌خصوص در شهر کابل، مزار مشایخ صوفی بوده است.[۵۲] تغییر کاربری تکیه‌ها در مناطق شیعه‌نشین افغانستان به‌عنوان محل عزاداری و روضه‌خوانی، از اواخر دورۀ صفویه و به‌خصوص با ورود قزلباشان به افغانستان آغاز شده و تا امروز ادامه یافته است.[۵۳] امروز تکیه‌خانه در افغانستان نسبت به مسجد گسترده‌تر است و برخی روستاها که مسجد ندارند یک و گاهی چند تکیه‌خانه دارند.[۵۴]

معماری تکیه در افغانستان

سازۀ تکیه‌خانه‌ها در افغانستان اغلب دارای معماری متمایزی از سایر بناها است. تکیه‌خانه به تناسب جمعیت منطقه، بزرگ بوده و اغلب دارای دو یا چندین درب ورودی در دو سمت برای مردان و زنان است. تکایا را در برخی مناطق با پرده به دو بخش زنانه و مردانه‌ تقسیم می‌کنند و در برخی موارد نیز قسمت مردانه و زنانه کاملا مجزا است.[۵۵]

برخی از تکیه‌خانه‌های قدیمی دارای حیاط، شبستان، کتابخانه، مطبخ و غسالخانه بودند. امروزه به‌خصوص در شهرها برخی از تکیه‌خانه‌‎ها دارای کتابخانه، پارکینگ، مطبخ (آشپزخانه)، مسلخ (کشتارگاه) و تحویل‌خانه (انبار) هستند.[۵۶]

تشکیلات تکیه

تشکیلات داخلی تکیه‌متشکل از پنج رکن اصلی است: تکیه‌دار که از شخصیت‌های معتبر محل بوده و مسئولیت استقبال از عزاداران را بر عهده دارد؛ فراشان به سرپرستی سرفراش که امور اجرایی از جمله تزیین فضای تکیه، پذیرایی، تأمین امنیت و هماهنگی مراسم را مدیریت می‌کنند؛ ذاکران تحت هدایت سرذاکر که برنامه‌های روضه‌خوانی و نوحه‌سرایی را اجرا می‌کنند؛ عزاداران که به‌عنوان مشارکت‌کنندگان فعال در مراسم حاضر می‌شوند و خاتم‌مجلس که به‌عنوان سخنران پایانی، اختتامیه مراسم را انجام می‌دهد. این ساختار منسجم، امکان برگزاری منظم و باشکوه آیین‌های مذهبی را فراهم می‌سازد.[۵۷]

عناصر نمادین در تکیه‌خانه‌های افغانستان

تکیه‌خانه دارای علایم‌ و نمادهایی است که آن را از دیگر محل‌ها متمایز می‌کند؛ همانند نصب پارچه‌های سیاه، تصاویر مربوط به مرقد امامان و پرچم‌نوشته‌های سیاه، سرخ و سبز.[۵۸] علم و منبر، عناصر نمادین اصلی در تکیه‌خانه است.

تکیه خانه عباسیه - چنداول کابل
تکیه خانه عباسیه در چنداول کابل

برای مثال علَم به‌نشانۀ علم حضرت عباس، چوب بلندی است که در بالای آن به یاد دستان بریده آن حضرت، پنجه‌ای قرار دارد. در طول دهه محرم، مردم پارچه‌هایی که گاهی مقداری پول در آن است، به علم می‌بندند.[۵۹]

تکیه خانه عباسیه- چنداول کابل
تکیه خانه عباسیه در چنداول کابل،در سال 1335ش توسط آیت الله سیدانورشاه صدر(ره) تاسیس گردید

منبر نیز محل قرار گرفتن سخنرانان و دارای تقدس ویژه‌ای است. پله‌های منبر بیانگر منزلت سخنرانان و نوحه‌خوان‌ها محسوب می‌شود. برای مثال ذاکران باتجربه و یا طلاب مبتدی روی پلۀ اول منبر می‌نشینند. بالاترین پلۀ منبر جایگاه ختم‌کنندۀ مجلس است.[۶۰]

کاربردهای تکیه

تکیه‌خانه جدا از محل عزاداری، در گذشته کاربرد مدرسه و مکتب را نیز داشته است. برگزاری مراسم دعا و سخنرانی در روزهای پنج‌شنبه و جمعه، برپایی کلاس‌ قرآن، مجالس ختم و برنامه‌های متفرقه از دیگر کارکردهای تکیه‌خانه در طول سال است.[۶۱]

انواع تکیه

تکیه‌خانه‌ها به دو نوع‌ عمومی، و خصوصی (شخصی، خانوادگی و فصلی) تقسیم می‌شوند، ولی محل آن محدود به مکان خاصی نیست. از خانه، فضای آزاد، مساجد و مکاتب نیز به‌عنوان تکیه استفاده می‌شود.[۶۲]

نذورات در تکیه

مردم با توجه به اعتقاد راسخی که به تکیه‌خانه دارند، هدایا و نذورات نقدی و غیر نقدی زیادی به آنها تقدیم می‌کنند. این نذورات زیر نظر متولی و مسئولین تکیه جمع‌آوری و در ایام عزاداری هزینه می‌شود.[۶۳]

نام‌گذاری تکیه‌ها

در افغانستان بیش‌تر تکیه‌خانه‌ها به‌نام مؤسس یا صاحب و بنیانگذار یا به‌نام منطقه و محل مشهور است. مانند تکیه‌خانه آقای حجت؛ یا تکیه‌خانه غزنی‌چی‌ها، کشمیری‌ها، تکیه‌خانه میرزا جان، تکیه‌خانۀ عمومی، تکیه‌خانۀ چنداول، تکیه‌خانۀ قلعۀ شاده و نظیر این‌ها.[۶۴]

هزینه‌های تکیه

هزینۀ تکیه‌های شخصی اغلب توسط صاحبان آنها تأمین می‌شود. هزینه‌های تکیه‌خانه‌های عمومی توسط نذورات، هدایا، اشخاص، واقفین و کمک‌های مردمی تأمین می‎شود.[۶۵]

تکیه‌های افغانستان در ایام محرم

تکیه افغانستان در ایام محرم محل اصلی برگزاری مراسم سوگواری است. چند روز پیش از محرم دیوارها و سقف تکیه به‌طور کامل سیاه‌پوش شده و با پارچه‌نوشته‌های حاوی شعائر حسینی آراسته می‌شود.

مراسم عزاداری از اول تا سیزدهم محرم، به صورت شبانه‌روزی و با تقسیم‌بندی خاص روزها مانند نام‌گذاری روز پنجم به نام علی‌اکبر، روز ششم به نام قاسم و روز هفتم به نام عباس برگزار می‌شود. با ورود عزاداران، صاحب مجلس به‌عنوان میزبان در کنار درب تکیه مستقر شده و از مهمانان استقبال می‌کند، فضای ورودی با دود کردن اسپند در منقل، معنوی و استقبال نمادین از شرکت‌کنندگان به ویژه علما و سادات تشدید می‌شود.[۶۶]

زنانه‌خوانی در تکیه

در برخی از تکایا، روزها مجالس زنانه‌خوانی برگزار می‌شود. سرذاکر با ذکر صلوات جلسه را آغاز کرده و پس از آن، دختران نوحه‌خوان به ترتیب سن و رتبه‌ خود نوحه می‌خوانند و در پایان یک خانم سخنرانی کرده و مجلس ختم می‌شود.[۶۷]

صلوات‌خوانی در تکیه

در بین سخنان دو سخنران یا پیش از آغاز خاتم مجلس، فرد یا افرادی برخاسته و با خواندن چند بیت شعر جمعیت را به فرستادن صلوات ترغیب می‌کنند.[۶۸]

مجرایی

در قدیم از شب هفتم به بعد، دسته‌های سینه‌زن از تکیه‌ای به تکیه دیگر رفته و در آن‌جا برنامه سینه‌زنی و عزاداری اجرا می‌کردند که در کابل به آن «مجرایی» می‌گویند.[۶۹]

برنامه‌ها

در هر تکیه‌خانه آغاز برنامه‌ها با سرذاکر است. وی ابتدا چند نوحه را با آهنگ خاصی می‌خواند و نوحه‌خوان‌ها بندهایی از آن را تکرار می‌کنند تا مجلس آماده شود. بعد نوبت به نوحه‌خوانی می‌رسد. اول افراد تازه‌کار «بچه‌خوانی» می‌کنند و به‌ترتیب افراد باتجربه‌ نوحه‌ و برخی روضه خوانده و گاهی موعظه می‌کنند. بهترین نوحه‌خوان، خاتم این بخش از برنامه است.

پس از نوحه‌خوانی، نوبت به سخنرانی می‌رسد. در این مرحله چند نفر با توجه به اهمیت خود منبر می‌روند که به آنها «پیشاهنگ» می‌گویند. در پایان، «خاتم» مجلس که اغلب از خطبای سرشناس است منبر رفته و دعا می‌کند. سپس سرفراش اداره مجلس را برعهده گرفته، با فرستادن صلواتی صف‌بندی سینه‌زنان و زنجیرزنان را مشخص و مرتب می‌کند و به بارخوان‌ها اجازه خواندن می‌دهد.

سرفراش در این مرحله در کنار علَم مستقر شده و بر جریان سینه‌زنی نظارت می‌کند. شروع مجلس سینه‌زنی و زنجیرزنی، با بار لَم (کند)، و ختم مجلس با بار تیز (تند) است. در آخر برنامه نیز بار تند خوانده می‌شود. هرگاه به تشخیص سرفراش، سینه‌زنی به حد اشباع برسد او ناگهان یک «یاحسین» بلند می‌گوید و مجلس را ختم می‌کند.[۷۰]

عَلَم‌کَشی

علم‌کشی در شب هفتم برگزار می‌شود. علم را در بیرون از تکیه‌خانه آماده کرده و به آن گُل و گلاب می‌زنند. سپس طی مراسمی، علم را به نزدیکی تکیه می‌آورند. علم را با ذکر «این علم از کیست که بی‌صاحب است / این علم از عباس ماه بنی‌هاشم است» وارد مجلس کرده و آن را در جای مخصوص خود در وسط تکیه‌خانه، قرار می‌دهند.[۷۱]

گهواره

بیشتر تکیه‌خانه‌ها، گهواره‌ای به یاد کودک شیرخواره امام حسین تهیه کرده و روی آن را با پارچه‌های سبز و سفید سوراخ شده (به نشانه اصابت تیر) می‌پوشانند. روز یا شب نهم آن را با خواندن اشعاری به میان جمعیت می‌آورند و هم‌زمان، سخنران روضۀ علی‌اصغر را می‌خواند.[۷۲]

منقبت‌خوانی در تکیه

در بیش‌تر اوقات در تکیه‌خانه‌ها در آغاز مراسم یا قبل از سخنران اصلی منقبت‌خوانی صورت می‌گیرد.[۷۳]

پذیرایی

در پایان مراسم، پذیرایى از عزاداران در تکیه‌خانه صورت می‌گیرد. تکیه‌خانه‌ها که توان مالی بهتری دارند، از روزهای نخست، عزاداران را اطعام می‌کنند. برخی تکایا از روز هفتم، و تکایایی هم که توان مالی کمتری دارند، روزهای نهم یا فقط روز عاشورا برنامه اطعام دارند. در تکیه‌خانه‌ها اغلب ابتدا مردان پذیرایی می‌شوند و بعد زنان و کودکان. در گذشته، برخی تکایا به دلیل محدودیت، فقط از مردان پذیرایی می‌کردند.[۷۴]

جمع کردن تکیه

جمع کردن تکیه، عملی نمادین است که اغلب در پایان مراسم در شب سیزدهم انجام می‌گیرد. فراشان و عزاداران علَم را از جایگاه خود به محل دیگری (علم‌خانه) انتقال داده و به‌جای آن، علَم کوچک‌تری در کنار منبر قرار می‌دهند. در روز سیزدهم، فراشان تکیه‌خانه اقدام به جمع‌آوری سیاه‌پارچه‌ها و پارچه‌نوشته‌ها از تکیه می‌کنند. این کار همراه با مراسم روضه‌خوانی است و در پایان، تمام فراشان توسط صاحب تکیه اطعام می‌شوند.[۷۵]

تکیه در کشورهای دیگر

آلبانی و یونان

در آلبانی و یونان، اصطلاح «تکیه» عمدتاً به آرامگاه اولیا و صالحان اطلاق می‌شود. این بناها در مناطقی که گروه‌های اخوت (تصوف) فعالیت دارند، به عنوان مکان‌های زیارتی و عبادت مورد استفاده قرار می‌گیرند و نقش مهمی در حفظ آیین‌های مذهبی محلی ایفا می‌کنند.

ترکیه

در ترکیه، اگرچه قوانین محدودکننده‌ای از دوره جمهوریت بر فعالیت تکایا حاکم است، برگزاری مراسم سماع طریقت مولویه به عنوان بخشی از جذب جهانگردان و حفظ میراث فرهنگی tolerate می‌شود. این مراسم، اگرچه گاه با اهداف اقتصادی همراه است، اما نشان‌دهنده تداوم سنت‌های صوفیانه در زندگی مدرن ترکی است.

سرزمین‌های عربی 

در‌ گذشته‌‌‌ تکیه‌ها در سرزمین‌های عربی تحت حکومت عثمانی، اقامتگاه صوفیان، به‌عنوان مهمانپذیر برای مسافران (ابن‌سبیل) نیز مورد استفاده قرار می‌گرفتند. نمونه شاخص آن، تکیه سلطان سلیم در دمشق بوده که از نظر معماری عثمانی در جهان عرب حائز اهمیت است.[۷۶]

فلسطین

در فلسطین، تکیه‌ها با پشتیبانی مالی حکام عثمانی و شخصیت‌های برجسته (مانند خاصکی سلطان و فاطمه خاتون) احداث شد و موقوفات گسترده‌ای به آنها اختصاص یافت. این بناها در شهرهای قدس، صفد، غزه، حمص و حلب به‌عنوان مراکز صوفیانه، مهمانپذیر و محل برگزاری مراسم مذهبی (مانند سماع و نواختن دف و طبل) فعال بود.[۷۷]

سوریه‌ و لبنان

در شامات (سوریه و لبنان)، تکیه‌های باشکوهی مانند تکیه سلطان سلیم در دمشق و تکیه مولویه در طرابلس (معروف به «الدرویشیه») احداث شد. این بناها علاوه‌بر کارکرد مذهبی، گاه به عنوان کاروانسرا نیز مورد استفاده قرار می‌گرفتند.[۷۸]

عراق

در عراق، تکیه‌ها به‌عنوان مراکز پذیرایی از زائران مزارات ائمه (مانند نجف و کربلا) فعالیت داشتند. برای مثال، تکیه بکتاشی در نجف به زائران حرم امام علی خدمات ارائه می‌داد و درویشان ساکن در تکیه مجاور حرم امام حسین، مسئول روشنایی بقعه بودند.[۷۹]

در حال حاضر، تکایا و حسینیه‌های عراق با ساماندهی هزاران هیئت مردمی، نقش اساسی در مدیریت مراسم اربعین و برپایی موکب‌های مختلف دارد. این نهادها مسئولیت هماهنگی و پشتیبانی لجستیکی برای ارائه خدمات به میلیون‌ها زائر پیاده را بر عهده دارند. بر اساس گزارش‌های رسمی، این هیأت‌ها امکانات گسترده‌ای از جمله اسکان، تغذیه و خدمات درمانی را برای زائران فراهم می‌سازند. فعالیت منسجم این شبکۀ عظیم، نشان‌دهندۀ ظرفیت بی‌نظیر تکایای عراق در بسیج مردمی و تقویت پیوندهای مذهبی و اجتماعی در منطقه است.[۸۰]

قاهره  

قاهره میزبان تکیه‌های متعددی با موقوفات گسترده بود که عمدتاً به صوفیان ایرانی و ترک اختصاص داشتند. تمایز اصلی تکیه‌های قاهره نسبت به خانقاه‌ها، وجود آرامگاه دراویش در آنها بود. همچنین، این تکیه‌ها غالباً همراه با مسجد و سقاخانه (سبیل) ساخته می‌شدند و به عنوان کانون‌های فرهنگی-مذهبی در زندگی شهری قاهره عمل می‌کردند.[۸۱]

پانویس

  1. دهخدا، لغت‌نامه، ذیل واژه تکیه، سایت واژه‌یاب.
  2. بنیاد دایرةالمعارف اسلامی، دانشنامۀ جهان اسلام، ۱۳۷۵ش، ج۱، ۲۸۱۲.
  3. دهخدا، لغتنامۀ دهخدا، ذیل واژۀ تکیه‌دادن، وب‌سایت واژه‌یاب.
  4. بنیاد دائره المعارف اسلامی، دانشنامه جهان اسلام، ج۱، ص ۳۸۱۲.
  5. پیشوایی، مقتل جامع سیدالشهداء، ۱۳۸۹ش، ج۲، ص۴۱۴.
  6. بنیاد دائره المعارف اسلامی، دانشنامه جهان اسلام، ۱۳۷۵ش، ج۱، ص ۳۸۱۲.
  7. شریف،‌ تاریخ‌ فن‌العمارة ‌العراقیة‌ فی‌ مختلف ‌العصور، 1982م، ص476؛ بلوکباشی، «تکیه»، دایرة‌المعارف بزرگ اسلامی، 1387ش، ج16، ص102 و 103.
  8. دیکی‌، ص‌40.
  9. Brown, The Darvishes, 1968, P97.
  10. پیرزاده‌ نائینی‌، سفرنامۀ حاجی‌ پیرزاده‌، 1342ش، ج2، ص343، 356 و 357.
  11. ذکاء، ‌تاریخچۀ‌ ساختمان‌های‌ ارگ‌ سلطنتی‌ تهران‌ و راهنمای‌ کاخ‌ گلستان‌، 1349ش‌، ص283.
  12. مصطفوی‌،‌ آثار تاریخی‌ طهران‌، 1361ش‌، ج1، ص390 و 473.
  13. ابن‌بطوطه، سفرنامه، ۱۳۴۸ش، ج1، ص212.
  14. ضرابی، تاریخ کاشان، ۱۳۸۹ش، ج۱، ص۳۳۸.
  15. بنیاد دائره المعارف اسلامی، دانشنامه جهان اسلام، ۱۳۷۵ش، ج۱، ص ۳۸۱۲.
  16. محدثی، فرهنگ عاشورا، ۱۳۷۸ش، ۱۳۷.
  17. گلریز، مینودر یا باب‌الجنۀ قزوین، ۱۳۶۸ش، ص۵۸۱.
  18. شهیدی، پژوهشی در تعزیه و تعزیه‌خوانی، از آغاز تا پایان دورۀ قاجار در تهران، ۱۳۸۰ش، ص۲۴۳.
  19. کاشفی، فتوت‌نامه سلطانی، ۱۳۹۵ش، ج۱، ص۲۲۱.
  20. کیانی، تاریخ خانقاه در ایران، ۱۳۶۹ش، ص۲۶۴ـ۲۶۵.
  21. ذکاء، تاریخچه ساختمانهای ارگ سلطنتی تهران، ۱۳۴۹ش، ص۲۸۳.
  22. نراقی، تاریخ اجتماعی کاشان، ۱۳۶۵ش، ص۱۰۷.
  23. گلریز، نیشابور: شهر فیروزه، ۱۳۵۷ش، ج۱، ص۶۲۰؛ ورجاوند، سیمای تاریخ و فرهنگ قزوین، ۱۳۷۷ش، دفتر دوم، ص۸۸۹ ـ۸۹۲، ۱۱۱۷.
  24. ذکاء، تاریخچه ساختمانهای ارگ سلطنتی تهران، ۱۳۴۹ش، ص۲۸۴.
  25. اتحادیه، اینجا طهران است، ۱۳۷۷ش، ص۱۰۷، ۱۸۶ـ ۱۸۷؛ کریمان، تهران در گذشته و حال، ۱۳۵۵ش، ص۱۵۸؛ ذکاء، تاریخچه ساختمانهای ارگ سلطنتی تهران، ۱۳۴۹ش، ص۲۸۴.
  26. هنرفر، گنجینه آثار تاریخی اصفهان، ۱۳۴۴ش، ص۷۵۵ـ۷۵۶.
  27. فراهانی، سفرنامه میرزا محمدحسین حسینی فراهانی، ۱۳۶۲ش، ج۱، ص۳۹.
  28. ملگونوف، سفرنامه ملگونف به سواحل جنوبی دریای خزر (۱۸۵۸ و ۱۸۶۰ م)، ۱۳۶۴ش، ج۱، ص۱۶۰-۱۶۷.
  29. ستوده، از آستارا تا استارباد، ۱۳۴۹ش، ج۴، ص۳۱۶ـ۳۱۷.
  30. ستوده، از آستارا تا استارباد، ۱۳۴۹ش، ج۴، ص۲۶۰-۲۵۹.
  31. ستوده، از آستارا تا استارباد، ۱۳۴۹ش، ج۴، ص۱۳۵.
  32. میرمحمدی، «پراکندگی جغرافیایی اماکن مذهبی کشور در قالب استانی»، مجلۀ مسجد، شمارۀ ۵۸، ۱۳۸۰ش، ص۷۵.
  33. ستوده، از آستارا تا استارباد، ۱۳۴۹ش، ج۴، ص۲۶۰-۲۵۹.
  34. ستوده، از آستارا تا استارباد، ۱۳۴۹ش، ج۴، ص۳۸۵.
  35. «سقانفار؛ راوی زنده تاریخ و باورهای مذهبی مازندران»، خبرگزاری ایسنا.
  36. احمدپناهی سمنانی، آداب و رسوم مردم سمنان، ۱۳۷۴ش، ص274.
  37. شهیدی، پژوهشی در تعزیه و تعزیه‌خوانی، از آغاز تا پایان دورۀ قاجار در تهران، ۱۳۸۰ش، ص۲۴۳؛
    سلطان زاده، روند شکل‌گیری شهر و مراکز مذهبی در ایران، ۱۳۶۲ش، ص۱۸۲.
  38. شهیدی، پژوهشی در تعزیه و تعزیه‌خوانی، از آغاز تا پایان دورۀ قاجار در تهران، ۱۳۸۰ش، ص۲۴5.
  39. نتایج آماری، طرح تهیۀ شناسنامۀ مساجد و اماکن مذهبی کشور، ۱۳۷۵ش، ص9.
  40. توسلی، «حسینیه‌ها، تکایا، مصلى‌ها»، معماری ایران، دورۀ اسلامی، ۱۳۶۶ش، ص۸۱.
  41. ذکاء، تاریخچۀ ساختمان‌های ارگ سلطنتی تهران و راهنمای کاخ گلستان، ۱۳۴۹ش، ص۲۸۳.
  42. بیضایی، نمایش در ایران، ۱۳۷۱ش، ص۱۳۱.
  43. مستوفی، شرح زندگانی من، ۱۳۷۱ش، ج1، ص301.
  44. فلاح‌زاده، تاریخ اجتماعی ـ سیاسی تئاتر در ایران (تعزیه)، ۱۳۸۴ش، ص۲۰۵؛
    شهیدی، پژوهشی در تعزیه و تعزیه‌خوانی، از آغاز تا پایان دورۀ قاجار در تهران، ۱۳۸۰ش، ص۲۴3.
  45. معتمدی، عزاداری سنتی شیعیان در بیوت علما و حوزه‌های علمیه و کشورهای جهان، ۱۳۷۹ش، ج2، ص441.
  46. شهری، طهران قدیم، ۱۳۷۰ش، ج1، ص114.
  47. فلاح‌زاده، تاریخ اجتماعی ـ سیاسی تئاتر در ایران (تعزیه)، ۱۳۸۴ش، ص۲۰۵.
  48. بنیاد دائره المعارف اسلامی، دانشنامه جهان اسلام، ۱۳۷۵ش، ج۱، ص ۳۸۱۲.
  49. «حضور کودکان و نوجوانان در عزاداری های امام حسین»، خبرگزاری صدا و سیما.
  50. هاشمی گلپایگانی، بوی جوی مولیان: ابنیه و آثار تاریخی اسلام در ماوراءالنهر، 1379ش؛ سمرقندی، قندیّه و سمریّه، 1368ش، ص36؛ گلمبک، معماری تیموری در ایران و توران، 1375ش، ج1، ص310 و 314؛ بلز و بلوم، هنر و معماری اسلامی، 1391ش، ص45.
  51. الفینستون‌، ‌افغانان‌: جای‌، فرهنگ‌، نژاد (گزارش‌ سلطنت‌ کابل‌)، 1376ش‌، ص542، 544 و 551.
  52. خلیل، مزارات کابل، 1383ش، ص39، 61 و 143.
  53. انوری، «معرفی مراسم تکایای شهر کابل»، 1390ش، ص146.
  54. صابری، «جایگاه و کارکرد تربیتی حسینیه‌ها در افغانستان»، 1386ش، ص127.
  55. رهیاب، بلخاب: تاریخ، فرهنگ و اجتماع، 1401ش، ج2، ص298؛ انوری، «معرفی مراسم تکایای شهر کابل»، 1390ش، ص151.
  56. جوادی، «مراسم عاشورا در کابل»، 1393ش، ص110.
  57. جوادی، «مراسم عاشورا در کابل»، 1393ش، ص117.
  58. جوادی، «مراسم عاشورا در کابل»، 1393ش، ص111.
  59. جوادی، «مراسم عاشورا در کابل»، 1393ش، ص119؛ انوری، «معرفی مراسم تکایای شهر کابل1390ش، ص147.
  60. فرهنگ، جامعه‌شناسی و مردم‌شناسی شیعیان افغانستان، 1380ش، ص278؛ جوادی، «مراسم عاشورا در کابل»، 1393ش، ص122؛ «محرم در افغانستان»، پایگاه تخصصی تحلیلی جامعه و فرهنگ ملل.
  61. رهیاب، بلخاب: تاریخ، فرهنگ و اجتماع، 1401ش، ج2، ص298؛ جوادی، «مراسم عاشورا در کابل»، 1393ش، ص110.
  62. جوادی، «مراسم عاشورا در کابل»، 1393ش، ص112.
  63. صابری، «جایگاه و کارکرد تربیتی حسینیه‌ها در افغانستان»، 1386ش، ص127.
  64. جوادی، «مراسم عاشورا در کابل»، 1393ش، ص112.
  65. جوادی، «مراسم عاشورا در کابل»، 1393ش، ص113.
  66. انوری، «معرفی مراسم تکایای شهر کابل»، 1390ش، ص147؛ جوادی، «مراسم عاشورا در کابل»، 1393ش، ص116.
  67. انوری، «معرفی مراسم تکایای شهر کابل»، 1390ش، ص147؛ جوادی، «مراسم عاشورا در کابل»، 1393ش، ص116.
  68. انوری، «معرفی مراسم تکایای شهر کابل»، 1390ش، ص147؛ جوادی، «مراسم عاشورا در کابل»، 1393ش، ص116.
  69. انوری، «معرفی مراسم تکایای شهر کابل»، 1390ش، ص147؛ جوادی، «مراسم عاشورا در کابل»، 1393ش، ص116.
  70. جوادی، «مراسم عاشورا در کابل»، 1393ش، ص114.
  71. انوری، «معرفی مراسم تکایای شهر کابل»، 1390ش، ص151.
  72. جوادی، «مراسم عاشورا در کابل»، 1393ش، ص116.
  73. انوری، «معرفی مراسم تکایای شهر کابل»، 1390ش، ص149.
  74. جوادی، «مراسم عاشورا در کابل»، 1393ش، ص115.
  75. انوری، «معرفی مراسم تکایای شهر کابل»، 1390ش، ص149.
  76. بنیاد دائره المعارف اسلامی، دانشنامه جهان اسلام، ۱۳۷۵ش، ج۱، ص ۳۸۱۲.
  77. بنیاد دائره المعارف اسلامی، دانشنامه جهان اسلام، ۱۳۷۵ش، ج۱، ص ۳۸۱۲.
  78. بنیاد دائره المعارف اسلامی، دانشنامه جهان اسلام، ۱۳۷۵ش، ج۱، ص ۳۸۱۲.
  79. بنیاد دائره المعارف اسلامی، دانشنامه جهان اسلام، ۱۳۷۵ش، ج۱، ص ۳۸۱۲.
  80. «بيش از ۷۶۰۰ هيأت پذيراي زائران اربعين بودند»، خبرگزاری رسمی حوزه.
  81. بنیاد دائره المعارف اسلامی، دانشنامه جهان اسلام، ۱۳۷۵ش، ج۱، ص ۳۸۱۲.

منابع

  • آنندراج، محمدپادشاه، به‌تحقیق محمد دبیرسیاقی، تهران، خیام، ۱۳۳۶ش.
  • ابن‌بطوطه، سفرنامه، ترجمۀ محمدعلی موحد، تهران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۴۸ش.
  • اتحادیه، منصوره، اینجا طهران است: مجموعه مقالاتی درباره طهران ۱۳۴۴ـ۱۲۶۹ق، تهران، نشر تاریخ ایران، ۱۳۷۷ش.
  • احمدپناهی سمنانی، محمد، آداب و رسوم مردم سمنان، تهران، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، ۱۳۷۴ش.
  • الموسوعة الفلسطینیه، القسم العام، بیروت، دار النهضه العربیه، ۱۹۸۴م.
  • بنیاد دائره المعارف اسلامی، دانشنامه جهان اسلام، نشر بنیاد دائره المعارف اسلامی، تهران، ۱۳۷۵ش.
  • «بيش از ۷۶۰۰ هيأت پذيراي زائران اربعين بودند»، خبرگزاری رسمی حوزه، تاریخ درج مطلب: ۱۷ آذر ۱۳۹۴ش.
  • بیضایی، بهرام، نمایش در ایران، تهران، روشنگران و مطالعات زنان، ۱۳۷۱ش.
  • پیشوایی، مهدی، مقتل جامع سیدالشهداء،‌‌‌ قم، مؤسسۀ آموزشی و پژوهشی امام خمینی، ۱۳۸۹ش.
  • «تکیه‌های تاریخی تهران»، وب‌سایت مؤسسۀ مطالعات و پژوهش‌های سیاسی، تاریخ بازدید: ۱۷ شهریور ۱۴۰۴ش.
  • توسلی، محمود، «حسینیه‌ها، تکایا، مصلى‌ها»، معماری ایران، دورۀ اسلامی، به‌تحقیق محمد یوسف کیانی، تهران، ۱۳۶۶ش.
  • «حضور کودکان و نوجوانان در عزاداری‌های امام حسین»، خبرگزاری صدا و سیما، تاریخ درج مطلب: ۱۱ تیر ۱۴۰۴ش.
  • خیرالدین، م، موسو‌عة حلب المقارنة، به‌تحقیق محمدکمال، جامعة حلب، بی‌تا.
  • دراجی، احمد محمدحسن، الربط و التکایا البغدادیة فی العهد العثمانی، بغداد، بی‌نا، ۲۰۰۱م.
  • دهخدا، علی‌اکبر، لغت‌نامه، سایت واژه‌یاب، تاریخ بازدید: 16 خرداد 1401ش.
  • ذکاء، یحیى، تاریخچۀ ساختمان‌های ارگ سلطنتی تهران و راهنمای کاخ گلستان، تهران، انجمن آثار ملی، ۱۳۴۹ش.
  • روحانی، کاظم، «اصناف و پیشه‌وران در تاریخ ایران»، کیهان اندیشه، تهران، شماره 12، ۱۳۶۶ش.
  • ستوده، منوچهر، از آستارا تا استارباد، تهران، سپهر خرد، ۱۳۴۹ش.
  • «سقانفار؛ راوی زنده تاریخ و باورهای مذهبی مازندران»، خبرگزاری ایسنا، تاریخ درج مطلب: ۱۷ آبان ۱۴۰۲ش.
  • سلطان زاده، حسین، روند شکل‌گیری شهر و مراکز مذهبی در ایران، تهران، آگاه، ۱۳۶۲ش.
  • شهری، جعفر، طهران قدیم، تهران، معین، ۱۳۷۰ش.
  • شهیدی، عنایت‌الله، پژوهشی در تعزیه و تعزیه‌خوانی، از آغاز تا پایان دورۀ قاجار در تهران، به‌تحقیق علی بلوکباشی، تهران، دفتر پژوهش‌های فرهنگی، ۱۳۸۰ش.
  • ضرابی، عبدالرحیم، تاریخ کاشان، تهران، امیرکبیر، ۱۳۸۹ش.
  • عدنانی، محمد، معجم الاغلاط اللغویة المعاصرة، بیروت، بی‌نا، ۱۹۸۹م.
  • کاشفی، حسین‌بن علی، فتوت‌نامه سلطانی، تهران، حوا، ۱۳۹۵ش.
  • کریمان، حسین، تهران در گذشته و حال، تهران، ۱۳۵۵ش.
  • کیانی، محسن، تاریخ خانقاه در ایران، تهران، ۱۳۶۹ش.
  • گلریز، محمدعلی، مینودر یا باب‌الجنۀ قزوین، قزوین، سازمان میراث فرهنگی کشور، ۱۳۶۸ش.
  • فلاح‌زاده، مجید، تاریخ اجتماعی ـ سیاسی تئاتر در ایران (تعزیه)، تهران، پژواک کیوان، ۱۳۸۴ش.
  • محدثی، جواد، فرهنگ عاشورا، قم، نشر معروف، ۱۳۷۸ش.
  • مستوفی، عبدالله، شرح زندگانی من، تهران، زوار، ۱۳۷۱ش.
  • معتمدی، حسین، عزاداری سنتی شیعیان در بیوت علما و حوزه‌های علمیه و کشورهای جهان، قم، عصر ظهور، ۱۳۷۹ش.
  • مصطفى، صالح لمعی، التراث المعماری الاسلامی فی مصر، بیروت، بی‌نا، ۱۴۰۴ق.
  • ملگونوف،گریگوری والریانوویچ، سفرنامه ملگونف به سواحل جنوبی دریای خزر (۱۸۵۸ و ۱۸۶۰ م)، تصحیح، تکمیل و ترجمه مسعود گلزاری، تهران، دادجو، ۱۳۶۴ش.
  • میرمحمدی، حمیدرضا، «پراکندگی جغرافیایی اماکن مذهبی کشور در قالب استانی»، مجلۀ مسجد، شماره ۵۸، ۱۳۸۰ش.
  • کمپفر، انگلبرت، سفرنامه کمپفر، ترجمه کیکاوس جهانداری، تهران، ۱۳۶۰ش.
  • نراقی، حسن، تاریخ اجتماعی کاشان، تهران، ۱۳۶۵ش.
  • نفیسی، علی‌اکبر،‌ فرهنگ، به‌تحقیق سعید نفیسی، تهران، خیام، ۱۳۴۳ش.
  • Brown, J. P., The Darvishes, London, 1968.