پرش به محتوا

پیش‌نویس:بست (شهر)

از ایران پدیا
نسخهٔ تاریخ ۶ آبان ۱۴۰۴، ساعت ۱۰:۱۲ توسط project>حبیب الله نجفی (ساختار شهری و معماری)

بست؛ شهری باستانی در ولایت هلمند افغانستان.

بست، شهری باستانی در محل تلاقی رودهای هیرمند و ارغنداب در جنوب‌غربی افغانستان، با قدمتی بیش از ۲۵۰۰ سال یکی از زیستگاه‌های کهن سیستان بوده است. این شهر به‌دلیل موقعیت جغرافیایی کلیدی‌ خود به مرکزی برای تبادلات تجاری و فرهنگی منطقه تبدیل شد.

بست در طول تاریخ اسلامی، علی‌رغم ویرانی‌های متعدد، یک مرکز علمی، فقهی و ادبی بود و دانشمندان، فقیهان نظیر ابن‌حبان بستی و شاعران مانند ابوالفتح بستی را پرورش داد. تنوع مذهبی و زبانی از زرتشتی و مسیحی تا شیعه و زبانی فارسی، عربی و ترکی در این شهر، گواهی بر تساهل و پویایی فرهنگی آن بوده است. وجود آثاری چون طاق آجری بست و کاخ مسعود غزنوی در لشکرگاه، نشان‌دهندۀ شکوه معماری و غنای هنری این منطقه در دوران اسلامی است.

نام‌گذاری بست

جغرافی‌دانان باستان از بست با نام‌های بستیاد، دزلوتیا، بستیگیا، دزلنگا، بیسپو پولیس و بیات یاد کرده‌اند. جغرافی‌دانان مسلمان و سیاحان فرنگی آن را به‌نام‌های بُست، بِست، قلعۀ بِست، قلعۀ بُست و کلۀ بُست ضبط کرده‌ا‌ند.[۱]

برخی دیگر نیز نام آن را برگرفته از نام اوستايى بُسْته وئيرى، پسر زرير و برادرزادۀ گشتاسب دانستند که در فروردين يشت، بستورى يا بُستور آمده است.[۲]

تاریخچه بست

شهر کهن بست دارای ریشه‌هایی عمیق در تاریخ اسطوره‌ای و باستانی ایران است؛ برخی ریشهٔ بنای آن را به بستور، پسر زریر، و پاره‌ای دیگر به جد مادری گرشاسب نسبت می‌دهند. با این حال، کاوش‌های باستان‌شناسی قدمت این مرکز تمدنی را تا حدود ۵۰۰ سال پیش از میلاد تأیید می‌کند که نشان‌دهندهٔ حیات پیوسته در آن از دوران هخامنشی تا عصر ساسانی، کوشانی و هفتالی است.[۳]

در عصر ساسانیان، بست به قلمرو اردشیر بابکان اضافه شد و طی تقسیمات کشوری، در کورۀ سیستان و کُست نیمروز قرار گرفت. با وجود این، ثبات سیاسی شهر در برابر قدرت‌های محلی و خارجی دچار چالش بود؛ به‌طوری که پس از شکست پیروز ساسانی، برای مدتی به تصرف هفتالیان درآمد.[۴]

در اواخر دوران ساسانی و اوایل قرن هفتم میلادی، به‌دلیل ضعف دولت مرکزی، حاکمانی محلی از تبار کوشانیان و ترکان بر منطقه چیرگی یافتند. در زمان ورود مسلمانان، حاکمانی چون ایران بن رستم و رتبیل (کابلشاه) در سواحل هیرمند تا کابل، در برابر اعراب مقاومت کردند و برخی از این ملوک توانستند استقلال سیاسی خود را تا قرن سوم هجری حفظ کنند. این سرگذشت نشان‌دهندهٔ مقاومت فرهنگی و سیاسی بست در برابر تحولات بزرگ تاریخی است.[۵]

در ایام ضعف دولت ساسانی در اواخر قرن ششم و اوایل قرن هفتم میلادی، بست تحت سلطۀ ملوک محلی بوده است.[۶] بست در زمان خلافت عثمان‌، توسط ربيع‌ بن‌ زياد فتح شد.[۷]

اهمیت‌‌ و‌جایگاه‌ بست

شهر بست به‌دلیل موقعیت جغرافیایی حساس خود به‌عنوان دروازه هندوستان و قرار گرفتن در تقاطع مسیرهای کاروان‌رو، یک کانون بازرگانی و مرکز ثقل فرهنگی در منطقه سیستان و خراسان بزرگ بود. این موقعیت موجب شد تا این شهر از دوره ساسانیان محل حضور پیروان ادیان مختلف از جمله زرتشتیان، مسیحیان و یهودیان باشد که نشان‌دهندۀ تساهل و تنوع فرهنگی آن است.[۸]

دوران اسلامی، بست به یک کانون علمی و ادبی تبدیل شد که دانشمندان، فقیهان و شاعران برجسته‌ای را به جامعه اسلامی عرضه کرد. آثار معماری باقی‌مانده از دورۀ اسلامی، به‌ویژه در لشکرگاه، از جمله طاق آجری با تزیینات آمیخته از هنر اسلامی و هندی، گواهی بر شکوه هنری و تبادلات فرهنگی این شهر است.[۹] آثار علمی و ادبی این شخصیت‌ها، تأثیر ماندگاری در توسعه فقه و ادبیات فارسی و عربی در سده‌های نخستین اسلامی بر جای گذاشته است.[۱۰]

جغرافیا‌ و‌‌ جمعیت‌‌ بست

موقعیت جغرافیایی

خرابه‌های شهر کهن بست در حال حاضر در ساحل چپ رودخانهٔ هیرمند (هلمند)، در نزدیکی محل تلاقی آن با رود ارغنداب، در ولایت هلمند افغانستان قرار دارد. این شهر باستانی در طول جغرافیایی ۹۱ درجه و ۳۸ دقیقه و عرض جغرافیایی ۳۲ درجه و ۵۵ دقیقه واقع شده بود و در مقایسه با تمام توابع شرقی سیستان بزرگ، بزرگ‌ترین شهر به‌شمار می‌رفت.[۱۱]

یاقوت حموی در معجم البلدان، بست را در موقعیتی استراتژیک بین سه شهر سجستان (زرنج)، غزنین و هرات قرار می‌دهد. همچنین، نویسندهٔ حدود العالم بست را «شهری بزرگ با باره محکم و بر لب رود هیرمند» توصیف کرده است. مقدسی نیز بر این مزیت تأکید کرده که شهر بین دو نهر هیرمند و ارغنداب (خردروی) واقع شده و آب آن از هیرمند تأمین می‌شود؛ این دو رود در یک فرسخی شهر به هم می‌پیوستند و پُلی که از قایق‌ها ساخته شده بود، در ورودی شهر قرار داشت و مسیر زرنج از آن می‌گذشت.[۱۲]

آب‌وهوا

آب‌وهوای بست ‌خوب و دارای‌ دو فصل‌ گرما و سرما است‌.[۱۳]

منابع آبی

بست دارای دو رود هیرمند و ارغنداب است که در یک فرسخی بست با هم یکی شده و به‌سوى مرز جنوب‌غربى میان ایران و افغانستان جارى مى‌شود.[۱۴]

جمعیت‌‌شناسی بست

ساکنین

  1. ساکنان بومی (فارس‌ها): افرادی که از زمان ساخت شهر بست در آن‌جا سکونت داشتند.[۱۵]
  2. ترک‌ها: ترکان خُلُّج یا خَلَج که بیشتر دامدار و کوچ‌‏نشین بودند.[۱۶]
  3. عرب‌ها: با فتح بست، به این شهر آمدند و از دو قبیلۀ بنوتمیم و بکر بن وائل بودند.[۱۷]
  4. غلامان: از زمان غزنویان به این شهر آمدند و بخش عمدۀ آنها، اهالی سرزمین غور بودند.[۱۸]
  5. عیاران: جوانمردانی که از افراد پایین جامعه بودند و گاه به یاری امرا برخاسته و گاه به دسته‌های مخالف آنها می‌پیوستند.[۱۹]

دین و مذهب

پیش از اسلام پیرو ادیانی چون زردتشتی، بودایی، مسیحیت و هندو بودند. پس از ظهور اسلام و فتح بست، پیرو مذاهب گوناگونى چون حنفی، شافعى،‌ زيدى، خوارج و شیعۀ جعفری بود. جمعیت شیعیان آن به حدی بود که پس از واقعۀ عاشورای سال ۶۱ق، همراه با مردم شهرهاى سيستان، دست به شورش زدند و والی آن عبّاد بن زیاد مجبور شد حکومت را رها و فرار کند. مردم بست و سيستان هيچ‏گاه على‌بن ابیطالب را بر منابر سبّ نكردند.[۲۰]

زبان

زبان عربی به‌عنوان زبان رسمی و دیوانی در سیستان و بست به ‌کار گرفته ‌شد؛ اما زبان فارسی نیز در این مناطق از بین نرفت و به حیات خود ادامه داد.[۲۱] با توجه به وجود ترکان خَلَج در بست و اطراف، زبان ترکی نیز در این منطقه، رواج داشته است.[۲۲]

ساختار و توابع منطقه‌ای بست

ساختار شهری و معماری

ساختار بست شامل دو بخش اصلی بود:

  1. شارستان (مدینه): مرکز اصلی شهر که مسجد جامع در آن واقع شده بود؛
  2. ربض (حصار بیرونی یا ارگ): منطقه‌ای که بازارها و رباط‌ها (مراکز نظامی و استراحتگاهی) در اطراف شارستان قرار داشتند.[۲۳]

توابع و شهرهای همجوار

در قلمرو بست، شهرهای مهمی وجود داشتند که هر یک دارای ویژگی‌های خاصی بودند:

  • داور (ارض داور): شهری بزرگ و مستحکم که در سر حد غور واقع شده بود و گروه‌های نظامی از آن حفاظت می‌کردند. این منطقه دارای باغ‌ها، کشاورزی و میوه‌های فراوان بود؛
  • بکرواذ: شهری بزرگ که مسجد جامع آن در بازار قرار داشت و مردم آن از آب هیرمند استفاده می‌کردند؛
  • جالقانی: شهری کوچک با مردمانی کشاورز (وجولاهان) که در یک منزل از بست قرار داشت و محصولات کشاورزی خوبی تولید می‌کرد؛
  • کش: شهری که در مسیر رود هیرمند به سمت زرنج واقع شده بود و احتمالاً امروز بقایای آن به نام کاخ مسعود شناخته می‌شود؛

شهر بست علاوه بر هستهٔ اصلی مدنی، بیش از ۱۱۰ قریه یا روستا را شامل می‌شد که تولیدات کشاورزی، باغداری و محصولات مرتبط با آن‌ها، معیشت و اقتصاد منطقه را تأمین می‌کرد.[۲۴]

فرهنگ‌ و هنر در بست

آداب‌ورسوم

سبک زندگی، لباس و البسۀ مردم به اهل عراق شباهت داشت. آنها، افرادی سخاوتمند بودند که به‌طور منظم و در مناسبت‏‌هاى مختلف چون روز جمعه و ماه رمضان به مستمندان، پول یا کالا اهدا می‌کردند.[۲۵]

براى ازدواج، در بست، قانون اسلامى رعایت می‌شد و از گرفتن چهار زن دائمى‏ فراتر نمی‌رفت. ازدواج فقط در بین افراد قبیله مجاز بود. بین مردم و حتى دبیران و دیوان‏سالاران، فال زدن، رایج بود.[۲۶]

آموزش

  1. کتابخانه و مدرسه ابن‌حبان بُستی: کتابخانه‌ای که طبق وصیت بستی، بعد از مرگ او به‌صورت مدرسه‌ درآمد و شاگردان فقه و حدیث در آن‌جا فرا می‌گرفتند.[۲۷]
  2. مسجد جامع:‌ محلی که به‌عنوان تعلیم و تعلّم هم از آن استفاده می‌شد و بسیاری از علمای آن دوره، به آن رفت‌وآمد داشتند.[۲۸]

اقتصاد

محصولات کشاورزی

دو رود هیرمند و ارغنداب تأثیر بسیاری در سرسبزی، آبادانی و شکوفایی کشاورزی و اقتصاد شهر بست داشتند. محصولاتی همچون خرما، انگور، سدر، ریحان، زردآلو، خربزه، تربُزَه (هندوانه)، سیب، گلابى و زعفران در آن برداشت می‌شد.[۲۹]

صنعت و تجارت

کارگاه‏‌هاى صنعتى از جمله ابریشم‏‌بافى در نزدیکی بازارها رونق داشت. صنعت مسگرى و خشک‌کردن میوه‏ نیز وجود داشت. نمک استحصال‌شده، کرباس و صابون نیز در بست تولید می‌شد و ساختن البسۀ نمدى نیز در این شهر رایج بود.[۳۰] کالاهایی مانند روسری، لباس‌های کتانی، انواع دستمال، کنف، ابریشم، نخود، گندم، جو و ارزن به آن وارد شده و برده‌های ترک و غیرترک، تجهیزات و لباس‌های زرهی و سلاح‌ از این شهر به هند و مناطق دیگر صادر می‌شدند.[۳۱]

تخریب بست

این بند کوتاه دربارهٔ تخریب شهر بست، با ادبیات رسمی و معطوف به سبک زندگی تاریخی، به‌شکل زیر بازآفرینی می‌شود:

شهر کهن بست، به‌عنوان یک مرکز تمدنی و نظامی استراتژیک، در طول تاریخ خود متحمل ویرانی‌های متعدد و گسترده‌ای شده است. اوج این تخریب‌ها، که نشان‌دهندهٔ آسیب‌پذیری میراث فرهنگی در برابر تحولات قدرت است، شامل حملات سلطان علاءالدین حسین غوری (مشهور به جهانسوز) در ۵۴۴ق لشکرکشی امیر تیمور در ۷۸۵ق و یورش‌های نادرشاه افشار در ۱۱۵۰ق است. این رخدادهای تاریخی نشان می‌دهد که چگونه امنیت و حیات شهرها به ارادهٔ حاکمان و درگیری‌های نظامی وابسته بوده است.[۳۲]

آثار باستانی و ویرانه‌های بست

در‌حال‌حاضر ویرانه‌های بالاحصار و رواق مشهور آن در کنار بقایای لشکرگاه، در امتداد کرانه‌های رود هیرمند، مجموعه‌ای ارزشمند از میراث فرهنگی را به نمایش می‌گذارند و محققان بقایای به‌جای‌مانده از شهر کهن بست را گواهی زنده بر شکوه معماری و غنای تمدنی حوزهٔ شرق ایران در دورهٔ اسلامی می‌دانند.[۳۳]

برای مثال طاق آجری بست که بازماندهٔ یک مسجد جامع عظیم متعلق به دوران غوریان یا احتمالاً خوارزمشاهیان است، از نظر سبک‌شناسی یک شاهکار محسوب می‌شود؛ تزئینات این طاق، آمیزه‌ای دلنشین از هنر اسلامی شرق ایران و عناصر هندی است که فرهنگ بصری غنی آن دوران را بازتاب می‌دهد.[۳۴]

افزون بر این، در پی کاوش‌های باستان‌شناسی در محوطهٔ لشکرگاه، بقایای کاخ مسعود غزنوی کشف شد که دیوارهای آن مزین به تصاویر رنگین نگهبانان با قباهایی به رنگ‌های سرخ، لاجوردی، سبز و بنفش است که جلوه‌ای بی‌بدیل از هنر درباری و سبک زندگی اشرافی هزار سال پیش ایران را ارائه می‌کند. همچنین در تپهٔ بالاحصار، چاه قلعهٔ بست، سازه‌ای دایره‌ای و ژرف به عمق ۴۲ متر است که هفت طبقه اتاق در دل خود جای داده؛ این ساختار مرموز بر اساس روایت‌های محلی، در گذشته به‌عنوان زندان استفاده می‌شده است.[۳۵]

مشاهیر بست

ابوسلیمان خطابی فقیه و ادیب و محدث، ابوالفتح بستی، دبیر، شاعر و وزیر سبکتکین‌ و محمود غزنوی‌، ابو نصر عُتبی، ابن حبان بستی، مظفر بن طاهر بستی و ابوبکر بستی.[۳۶]

بست در اشعار شاعران

فرخی سیستانی در اشعار خود توجه شایانی به بست دارد. مطلع قصیدۀ معروف او چنین است:[۳۷]

چون بسیج راه کردم سوی بست از سیستان
شب همی تحویل کرد از باختر بر آسمان
روز چون قارون همی نادید گشت اندر زمین
شب چو اسکندر همی لشکر کشید اندر زمان
جامه عباسیان بر روی روز افکند شب
برگرفت از پشت شب زر بفت رومی طیلسان
لشکر شب دیدم اندر جنگ روز آویخته
همچوبرگ زعفران برگرد شاخ زعفران
وز نهیب خواب نوشین ناچشیده خون رز
چون سر مستان سر هر جانور گشته گران
مصرع اولروی بند از روی بگشاده عروسان سپهر
پیش هر یک برگرفته پرده راز نهان


پانویس

  1. عالمی، «جغرافیای تاریخی شهر بست از آغاز تا دوره معاصر (بخش اول: جغرافیای طبیعی، ریاضی، اقتصادی و انسانی)»، 1387ش، ص۸۳-۸۴.
  2. حبیبی، جغرافیای تاریخی افغانستان، ۱۳۷۸ش، ص۱۸۶.
  3. عالمی، «جغرافیای تاریخی شهر بست از آغاز تا دوره معاصر (بخش اول: جغرافیای طبیعی، ریاضی، اقتصادی و انسانی)»، 1387ش، ص۸۵-۸۶
  4. عالمی، «جغرافیای تاریخی شهر بست از آغاز تا دوره معاصر (بخش اول: جغرافیای طبیعی، ریاضی، اقتصادی و انسانی)»، 1387ش، ص۸۵-۸۶
  5. عالمی، «جغرافیای تاریخی شهر بست از آغاز تا دوره معاصر (بخش اول: جغرافیای طبیعی، ریاضی، اقتصادی و انسانی)»، 1387ش، ص۸۵-۸۶
  6. عالمی، تاریخ شهر بست از ورود اسلام تا دوره معاصر، ۱۳۹۶ش، ص۲۱.
  7. غلامی، بست در گذر زمان، ۱۳۹۶ش، ص۱۶.
  8. سیستانی‌، سیستان‌ (سرزمین‌ماسه‌ها و حماسه‌ها)، ۱۳۶۷ش‌، ج۲، ص۳۷۴- ۳۷۵.
  9. سمعانی‌، الانساب‌، ۱۹۸۸م، ج۱، ص۳۴۸.
  10. دولت‌آبادی‌، شناسنامۀ افغانستان‌، ۱۳۷۱ش‌، ص۱۴۳-۱۴۵.
  11. عالمی، «جغرافیای تاریخی شهر بست از آغاز تا دوره معاصر (بخش اول: جغرافیای طبیعی، ریاضی، اقتصادی و انسانی)»، 1387ش، ص۸۴-۸۵.
  12. عالمی، «جغرافیای تاریخی شهر بست از آغاز تا دوره معاصر (بخش اول: جغرافیای طبیعی، ریاضی، اقتصادی و انسانی)»، 1387ش، ص۸۴-۸۵.
  13. همدانی، «بست»، وب‌سایت مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی.
  14. عالمی، جغرافیاى تاریخى شهر بُست از آغاز تا دوره معاصر، بخش اول، پرتال جامع علوم انسانی.
  15. عالمی، تاریخ شهر بست از ورود اسلام تا دوره معاصر، ۱۳۹۶ش، ص۱۷۲- ۱۷۳.
  16. عالمی، جغرافیاى تاریخى شهر بُست از آغاز تا دوره معاصر، بخش اول، پرتال جامع علوم انسانی.
  17. عالمی، تاریخ شهر بست از ورود اسلام تا دوره معاصر، ۱۳۹۶ش، ص۱۶۹.
  18. غلامی، بست در گذر زمان، ۱۳۹۶ش، ص۸۶-۸۷.
  19. غلامی، بست در گذر زمان، ۱۳۹۶ش، ص۸۸.
  20. عالمی، تاریخ شهر بست از ورود اسلام تا دوره معاصر، ۱۳۹۶ش، ص۱۹۶.
  21. عالمی، تاریخ شهر بست از ورود اسلام تا دوره معاصر، ۱۳۹۶ش، ص۱۷۲-۱۷۴.
  22. عالمی، تاریخ شهر بست از ورود اسلام تا دوره معاصر، ۱۳۹۶ش، ص۱۸۸.
  23. عالمی، «جغرافیای تاریخی شهر بست از آغاز تا دوره معاصر (بخش اول: جغرافیای طبیعی، ریاضی، اقتصادی و انسانی)»، 1387ش، ص۸۶-۸۸.
  24. عالمی، «جغرافیای تاریخی شهر بست از آغاز تا دوره معاصر (بخش اول: جغرافیای طبیعی، ریاضی، اقتصادی و انسانی)»، 1387ش، ص۸۶-۸۸.
  25. عالمی، جغرافیاى تاریخى شهر بُست از آغاز تا دوره معاصر، بخش اول، پرتال جامع علوم انسانی.
  26. عالمی، جغرافیاى تاریخى شهر بُست از آغاز تا دوره معاصر، بخش اول، پرتال جامع علوم انسانی.
  27. عالمی، تاریخ شهر بست از ورود اسلام تا دوره معاصر، ۱۳۹۶ش، ص۱۹۹.
  28. عالمی، تاریخ شهر بست از ورود اسلام تا دوره معاصر، ۱۳۹۶ش، ص۱۹۹.
  29. عالمی، تاریخ شهر بست از ورود اسلام تا دوره معاصر، ۱۳۹۶ش، ص۲۴۰-۲۴۱.
  30. عالمی، جغرافیاى تاریخى شهر بُست از آغاز تا دوره معاصر، بخش اول، پرتال جامع علوم انسانی.
  31. غلامی، بست در گذر زمان، ۱۳۹۶ش، ص۷.
  32. عالمی، تاریخ شهر بست از ورود اسلام تا دوره معاصر، ۱۳۹۶ش، ص۱۱۱.
  33. سیستانی‌، سیستان‌ (سرزمین‌ماسه‌ها و حماسه‌ها)، ۱۳۶۷ش‌، ج۲، ص۳۷۴- ۳۸۸.
  34. سیستانی‌، سیستان‌ (سرزمین‌ماسه‌ها و حماسه‌ها)، ۱۳۶۷ش‌، ج۲، ص۳۷۴- ۳۸۸.
  35. سیستانی‌، سیستان‌ (سرزمین‌ماسه‌ها و حماسه‌ها)، ۱۳۶۷ش‌، ج۲، ص۳۷۴- ۳۸۸.
  36. غلامی، بست در گذر زمان، ۱۳۹۶ش، ص۹۷.
  37. فرخی سیستانی، دیوان اشعار، شعر شمارهٔ ۱۷۳، وب‌سایت گنجور.

منابع

  • دولت‌آبادی‌، بصیراحمد، شناسنامۀ افغانستان‌، قم‌، ۱۳۷۱ش‌
  • حبیبی، عبدالحی، جغرافیای تاریخی افغانستان، کابل، میوند، چ۳، ۱۳۸۲ش.
  • سمعانی‌، عبدالکریم‌، الانساب‌،‌به‌ کوشش‌ عبدالله‌ عمر بارودی‌، بیروت‌،‌‌۱۹۸۸م‌.
  • سیستانی‌، محمداعظم‌، سیستان‌ (سرزمین‌ماسه‌ها و حماسه‌ها)، كابل‌، ۱۳۶۷ش‌.
  • عالمی، سید محمدرضا، تاریخ شهر بست از ورود اسلام تا دوره معاصر، قم، مرکز بین‌المللی ترجمه و نشر المصطفی، چ۱، ۱۳۹۶۶ش.
  • عالمی، سید محمدرضا، «جغرافیای تاریخی شهر بست از آغاز تا دوره معاصر (بخش اول: جغرافیای طبیعی، ریاضی، اقتصادی و انسانی)»، مجلۀ تاریخ اسلام در آینه پژوهش، شمارۀ ۱۸، 1387ش.
  • عظیمی، محمدعظیم، افغانستان و نقاط شگفت‌انگیز آن، کابل، الهدی، ۱۳۹۰ش.
  • غلامی، زهرا، بست در گذر زمان (از غزنویان تا تیموریان)، مشهد، جالیز، ۱۳۹۸ش.
  • فرخی سیستانی، دیوان اشعار، وب‌سایت گنجور، تاریخ بازدید: ۵ آبان ۱۴۰۴ش.
  • قاموس جغرافیایی افغانستان، به اهتمام محمدحکیم ناهض، کابل،‌ انجمن آریانا دایره المعارف، ۱۳۳۵ش.