فارابی، اندیشمند برجستۀ مسلمان و بنیانگذار فلسفۀ اسلامی.
فارابی، فیلسوف بزرگ مسلمان در سدههای سوم و چهارم هجری و مؤسس فلسفۀ اسلامی است كه تأثير زیادی در شکوفايي فرهنگ و تمدن اسلامي داشته است؛ امروزه از او بهعنوان فیلسوف فرهنگ نام برده میشود.
کودکی و نوجوانی
ابونصر، محمد بن محمد فارابي در سال 259ق،[۱] در روستای «وَسِیج» در نزدیکی شهر «فاراب» در اطراف رود «سیحون»، به دنیا آمد.[۲] برخی، فاراب را همان فاریاب در ولایت جوزجان افغانستان میدانند.[۳] در عصر فارابی، بخش بزرگی از آسیای میانه، ماوراءالنهر و افغانستان، جزء خراسان محسوب میشد.[۴] پدر و پدربزرگ او، از نظامیان بلندمرتبه در حکومت «سامانی» بودند که موجب میشد شرایط تحصیل برای او فراهم شود.[۵] تبار فارابي را برخی ترك و بعضی فارس معرفی کردهاند.[۶]
جوانی
با توجه به تولد فارابي در خانوادهای مسلمان، تربيت اوليۀ او، پايۀ ديني داشته است. همچنین، نهضت فرهنگي و فكري در آغاز قرن سوم با ورود اسلام، در فاراب گسترش يافت و فارابي از آن شرایط بهخوبی استفاده کرد. او زبان عربي، تركي و فارسي و همچنین دانش فقه، حديث و تفسير قرآن را در زادگاه خود آموخت.[۷]
مأخذ فکری
در زمان فارابی، دو مرکز مشهور علمی وجود داشت؛ «حَرّان» در جنوب شرقی ترکیۀ فعلی که وارث مکتب اسکندریه بود[۸] و «بغداد»، که از درخشانترين مراكز آموزشی محسوب میشد.[۹] فارابی، برای تحصیل علوم و معارف به بغداد رفت و علم منطق را از «ابوبشر متّی بن یونس» فراگرفت و سپس به حران مسافرت کرد و نزد «یُوحَنّا بن حِیلان»، فیلسوف مسیحی به تکمیل علم منطق پرداخت. فارابی، برای تکمیل علوم فلسفی دوباره به بغداد بازگشت و در افکار فلسفی و منطقی ارسطو، بارها مطالعه و تحقیق کرد. بههمین دلیل، برخی او را بزرگترین مفسر فلسفۀ ارسطو و «معلمثانی» دانستهاند.[۱۰] فارابي بعد از بيست سال تحصیل در بغداد، به سوریه مهاجرت کرد و تا پايان عمر در آنجا بود.[۱۱]
سیرۀ عملی و اخلاقی
1. علاقه بهتحصيل
فارابی علاقۀ بسیار زیادی به فراگیری دانش داشت. بههمین دلیل، در شبهایی كه چراغي براي مطالعه نداشت، در روشنایی چراغ پاسبانان شهر مطالعه میکرد. او، همچنین، كتاب «نفس» ارسطو را صد بار و كتاب «سماع طبيعي» را چهل بار خواند.[۱۲]
2. زهد
فارابي به لحاظ شخصيتي، زاهد و صوفیمنش بود و با اندك درآمدي، زندگي خود را ميگذراند.[۱۳]
مسئولیتها
فارابی مدتی از زندگی خود را به شغل قضاوت گذراند اما بهدلیل علاقه به مطالعۀ فلسفه، این شغل را در 40 سالگی رها و به بغداد مهاجرت کرد.[۱۴]
دیدگاهها
1. هستیشناسی
عالم هستي از دو بعد مادی و معنوی (عالم ناسوت و عالم لاهوت) تشکیل شده است؛
بين این دو عالم از اين نظر كه عالم معنوی فیضدهنده و عالم مادی فیضگیرنده است، ارتباط وجود دارد؛
موجودات عالم معنا به حد كامل خود رسيده اند؛
نظام هستي منشأ آفرينش (موجود اول) دارد؛
بين موجودات نظام هستي سلسله مراتب وجود دارد؛
موجودات ناسوتي بهصورت طبیعی سير تكاملي دارند؛
بين خود موجودات ناسوتي با رعايت شدت و ضعف، ارتباط وجود دارد؛
عالم هستي غايتمند است و در جهت كمال قرار دارد.[۱۵]
2. راهنماشناسی
از دیدگاه فارابی، براي مدينۀ فاضله، هم از لحاظ سياست و هم از لحاظ اخلاق، پيامبر لازم است. ارزش پيامبر تنها به لحاظ مقام متعالي او نيست، بلكه بهدليل تأثيري است كه او در جامعه دارد.[۱۶]
3. انسانشناسي
فارابي انسان را مرکب از دو عنصر میداند؛ یکی جوهر روحانی که منشأ آن، عالم معنا است و دیگری بدن که منشأ آن در عالم مادی است. از نظر او، مراحل قوام وجودي انسان دارای سه مرحله است: مرحلۀ اول وضع نباتي است كه در اين وضع قواي غازيه، ناميه، هاضمه، ماسكه و دافعه به انسان داده میشود. مرحلۀ دوم وضع حيواني است که قوۀ محرّكۀ او پرورش پیدا میکند. مرحلۀ سوم وضع انساني است كه سه قوۀ حاسّه، متخيّله و ناطقه، بهعنوان رئيس قواي بدن به انسان داده میشود و نفس شایستگی دریافت عقل فعّال را پیدا میکند.[۱۷]
4. شناختشناسی
از نظر فارابي وحي، عقل نظري، عقل عملي، حس، خيال و وهم از منابع شناخت است.[۱۸]
5. جامعهشناسی
پیدایش اجتماع
بهنظر فارابی، تقسیم کار بهمنظور برآوردن نیازهای انسان، علت عمدۀ پیدایش اجتماعات انسانی است.[۱۹]
مدينۀ فاضله
فارابی معتقد بود که «مدينۀ فاضله»، بر اساس شناخت عقلي و وحياني شکل میگیرد و جایی است که مقصود حقیقی از اجتماع در آن، همکاری است که سبب رسیدن به سعادت میشود.[۲۰] به نظر او، مدينۀ فاضله مانند موجود زنده است كه همۀ اعضاي آن در راه حفظ و ادامۀ زندگي همكاري میکنند؛ همانگونه كه در مراحل تكويني انسان، ابتدا قلب به وجود ميآيد و بعد ساير اعضا شكل ميگيرند، در مدينۀ فاضله نيز جايگاه هر يك از بخشهاي جامعه بههمين شكل است. فارابی معتقد است که رئيس مدينۀ فاضله از نظر بدنی، اخلاقی و آگاهی دارای اوصاف زیادی است که در سلسله مراتب تكامل وجودي به آخرين مرحلۀ رشد نفساني، رسيده و هيچ امري بر او پوشیده نيست.[۲۱]
5،3. مدینۀ غیرفاضله
همانگونه كه شكلگيري مدينۀ فاضله مبتني بر شناخت عقلي و وحياني است، اساس شكلگيري مدينۀ «غيرفاضله» نیز خيال، حس و وهم است. مدینۀ غیرفاضله خود شامل چهار مدینۀ جاهله، فاسقه، و مبتذله میشود که هرکدام اوصاف ویژۀ خود را دارند.[۲۲]
طبقهبندی علوم
فارابی، علوم زمانۀ خود را از نظر موضوع، به علوم نظری و عملی تقسیم میکند. علوم سهگانۀ رياضي، طبيعي و الهیات را از شاخۀ علوم نظری دانسته و سه رشتۀ علمی «سیاست نفس وعلوم اخلاقی»، «سیاست خانواده یا اقتصاد» و «سیاست کشور و مردم» را در شاخۀ علوم عملی جای میدهد. همچین، فارابی علوم را از نگاه دیگر، به ابزاری و غیرابزاری دستهبندی میکند که علوم ابزاری، زبان و منطق را در بر گرفته و علوم غیرابزاری، حساب و هندسه، مناظر، نجوم تعليمي، موسيقي، اَثقال و حِيَل، علوم طبيعي و الهي، اخلاق، سياست، فقه و كلام را شامل ميشود.[۲۳]
شاگردان
یحیی بن عدی، ابوسلیمان سجستانی، ابوالحسن محمد بنیوسف عامری و ابوحیان توحیدی، از شاگردان و پیروان مشهور فارابی هستند.[۲۴] اب نسينا، ابن رشد، ابن ميمون، آلبرت كبير، محمّد عبده و سيد جمالالدين حسینی (معروف به افغانی یا اسدآبادی)، کسانی هستند که از اندیشۀ فارابی تأثیر پذیرفتهاند.[۲۵]
آثار
از فارابی حدود 200 رساله در رشتههای مختلف بهجا مانده که بیشتر آنها در سراسر جهان به زبانهای عربی، فارسی، ترکی، انگلیسی، اسپانیولی، فرانسه، ایتالیایی، لهستانی و روسی ترجمه شدهاند.[۲۶]
نقش فارابی در فرهنگ و سبک زندگی مسلمانان
فارابی در شکلگیری و تکامل حکومت اسلامی نقش داشت؛ زیرا تفکر فلسفی او از طریق ابنسینا و سهروردی و متفکرانی همچون علامه طباطبایی و امام خمینی در دورۀ معاصر، امتداد پیدا کرده است.[۲۷]
نوآوریها
بسط و عمق دادن به مسائل فلسفی و تأسیس فلسفۀ اسلامی؛
عینیت دادن به فلسفۀ اسلامی و بازشناسی مرز آن با فلسفۀ یونانی؛
تبیین علوم انسانی اسلامی بر مبنای نقش ذاتی دین در سعادت بشر و ساخت مدینۀ فاضله (جامعۀ آرمانی)؛
ترویج آزاداندیشی در مواجهه با معرفت دینی و خرافهزدایی از معارف دینی؛[۲۸]
كتاب مابعدالطبيعۀ ارسطو را چهل بار خواندم و نفهميدم تا آنكه به كتاب «اغراض مابعدالطبيعه» فارابي دست يافتم و چون آن را خواندم درهاي علم بر من باز شد.[۳۴]
2. غزالي
غزالی، فارابی را در کنار ابنسینا قرارداده و هر دو را در فلسفۀ اسلامی بینظیر میداند.[۳۵]
3. آیتالله خامنهای
هزار سال است که در ایران دربارۀ آثار فارابی بهعنوان یک فیلسوف و دانشمند اسلامی، تحقیق و مطالعه شده است.[۳۶]
فارابی در سال 339ق، در سن 80 سالگی، در دمشق درگذشت.[۳۸] در سال 1386ش، دولتهای قزاقستان و سوریه، برای همکاری در ساخت مرکز تاریخی، فرهنگی و آرامگاه فارابی، در پایتخت سوریه موافقت کردند.[۳۹]