پرش به محتوا

پیش‌نویس:جنس

از ایران پدیا
نسخهٔ تاریخ ۱۲ آبان ۱۴۰۴، ساعت ۱۲:۳۷ توسط حمید گلزار (بحث | مشارکت‌ها) (ابرابزار)


نمادهای جنسی مریخ و ونوس
نمادهای جنسی در هم تنیده شده‌اند. آبی (سمت راست) نماد مریخ برای مرد است. قرمز (سمت چپ) نماد ونوس برای زن است.

جنس، حقایق و انتسابات مرتبط با بیولوژی انسان.
جنس (Sex) مفهومی پیچیده و به بیان برخی دال تهی است که گروه‌های مختلف فمینیستی و جامعه‌شناسان جنسیت، معانی متعددی برای آن پیشنهاد کرده‌اند. برخی جنس را به‌معنای خصوصیات ذاتی و طبیعی و گروهی نیز برای اشاره به مذکر و مؤنث بودن در نظر می‌گیرند. برخی جنس را امری گفتمانی فرض کرده و میان جنس به‌عنوان یک وضعیت بیولوژیکی و پیامدهای فرهنگی، اجتماعی و سیاسی آن تفاوت و تمایز جدی قائل هستند.

تعریف جنس

تعریف جنس به‌عنوان بستری که انتسابات هویتی و نقشی به آن مرتبط است، محل چالش جدی در مطالعات جنسیت است.[۱] جنس در تعریف علمی مدرن به‌معنای ذخیرهٔ ژنتیکی است که هر فرد با آن متولد می‌شود. این ذخیرهٔ بیولوژیکی چنانچه حاوی دو کروموزم XX باشد، جنس فرد، مؤنث و چنانچه یکی از کروموزم‌ها یکی از بازوهایش را از دست بدهد XY و جنس فرد، مذکر است؛ بر این اساس نظر برخی آن است که طبیعت به‌سمت مادینگی پیش می‌رود و چنانچه نقصی در این مسیر رخ دهد، فرد مذکر به‌دنیا می‌آید.[۲]

این تبیین در تقابل کامل با دیدگاه ارسطو است که معتقد بود طبیعت به‌سمت موجود مذکر پیش می‌رود و چنانچه در این مسیر خللی رخ دهد فرد، مؤنث به‌دنیا می‌آید.[۳] از نظر وی چون جنس مذکر دارای کروموزم Y است، تعیین‌کنندهٔ جنسیت جنین خواهد بود. اگر کروموزم Y به کروموزم X زن متصل شود، جنین، مذکر و در غیر این صورت، مؤنث خواهد بود.[۴]

نتیجه جفت‌شدن کروموزم‌ها شکل‌گیری دو انسان با اندام تناسلی متفاوت آشکار و پنهان است که دو شکلی جنسی (Sexual dimorphism) نامیده می‌شود. اهمیت دو شکلی بودن به میزانی است که تصور ناتوانی از تشخیص افراد بر اساس اندام تناسلی بیرونی دشوار است.[۵]

رویکرد طبیعی و ذاتی به جنس

جنس در رویکرد طبیعی یا ذاتی، به‌معنای ویژگی‌های اساسی است که یک انسان را می‌سازد. این ویژگی‌ها ذاتی، غیرقابل تغییر، بی‌زمان، همیشگی[۶] و بستر اصلی شکل‌دهنده به خصوصیات مرتبط با فرد مذکر و مؤنث (Male & female) است.

در این رویکرد هویت‌ها، نقش‌ها، تکالیف و حقوق بر جنس مذکر و مؤنث بار شده، ارتباط مستقیم با این ظرفیت داشته و تحت تأثیر تغییر شرایط محیطی، تاریخی و فرهنگی نخواهند بود.[۷] زنان همواره بچه به‌دنیا می‌آورند و مردان نیز مسئولیت مدیریت را بر عهده دارند.[۸]

از آنجا که در تاریخ بشر، جنس و خصوصیات وابسته به آن تغییری نداشته است، مثلاً هرگز جنس نر فرزندی به‌دنیا نیاورده است و در تمامی فرهنگ‌ها و محیط‌های مختلف شرایط مشابهی از زندگی اجتماعی وجود داشته است، بنابراین جنس، امری ثابت است.[۹]

رویکردهای دینی به جنس

رویکرد ادیان به جنس، به رویکرد طبیعی دربارهٔ این مفهوم، نزدیک است. صاحب‌نظران دینی جنس و خصوصیات و تکالیف مرتبط با آن را ذاتی می‌دانند. از نظر این گروه، خالق هستی بنا بر مصلحت و حکمتی جنس طبیعی و ثابتی را در ابنای بشر پیش‌بینی کرده است.[۱۰] از آنجا که در تاریخ گزارشی از تغییر در اساس خلقت دو جنس و تکالیف مربوط به آنان نیامده است، بنابراین جنس افراد، بنیانی اصیل و سخت‌تغییر است[۱۱] که افراد بر اساس آن به‌سمت هویت و نقش‌های طبیعی هدایت می‌شوند.[۱۲]

در این رویکرد برای اشاره به اصالت جنس از واژگانی چون طبیعت، ذات، خلقت، تکوین و فطرت استفاده می‌شود[۱۳] که امروزه از حوزه‌های چالش‌برانگیز به‌شمار می‌آید؛ به‌عنوان مثال در اشاره به صفات طبیعی مرد و زن، امروزه به میزان بهره‌مندی مرد یا زن از هر ویژگی توجه می‌شود،[۱۴] مانند بهره‌مندی از عقل،[۱۵] اقتدار، احساسات، مادری، حیا، عفت و غیرت.[۱۶] از این منظر، تنها ویژگی اختصاصی انسان مذکر و مؤنث، تفاوت در اندام تناسلی و توانایی انحصاری زن در باروری، فرزندزایی و شیردهی به فرزند است.[۱۷]

رویکردهای گفتمانی به جنس

در این رویکرد آنچه به افراد دارای ذخیرهٔ ژنتیکی XX و XY منتسب می‌شود، تماماً برساخت فرهنگی و ناشی از بازی­‌های زبانی و گفتمانی شمرده می‌شود.[۱۸] مذکر یا مؤنث نامیدن فرد دارای ذخیرهٔ ژنتیکی خاص، آغاز مسیری است که او را به‌سمت هویت، نقش و تکالیف متمایزی می‌برد که برای همیشه او را در محاصرهٔ خود نگاه خواهد داشت. این محاصرهٔ تاریخی موجب می‌شود ظرفیت‌های بیولوژیک، حیات یک فرد را به چند خصوصیت و قابلیت زیستی کاهش داده و آنان را در راستای گفتمان قدرت منتفع از آن، تنظیم و هدایت کند.[۱۹]

در این رویکرد واژگان، حاوی بار معنایی جهت‌دار هستند.[۲۰] بر این اساس مذکر یا مرد نامیدن یک فرد بر اساس اندام جنسی، به برتری یافتن او بر فرد دیگری می‌انجامد که مؤنث یا زن نامیده شده است. مدافعان این نظر بر این باورند که برای رهایی از این زندان زیستی، که توانش فرد را برش زده و محدودیت‌هایی برای او ایجاد می‌کند،[۲۱] لازم است علاوه بر ابداع گروه جدیدی از واژگان،[۲۲] منابع مقدس‌ساز و طبیعی‌نمایاندن این رویه خنثی شوند.[۲۳]

رویکردهای پست‌مدرن به جنس

نماد سیالیت جنسی یا هویت جنسی شناور
نماد سیالیت جنسی یا هویت جنسی شناور

در رویکرد پست‌مدرن، جنس افراد یک وضعیت سیال تلقی می‌شود[۲۴] که بر اساس ذخیرهٔ ژنتیکی و اندام تناسلی تعیین نمی‌شود، بلکه وضعیتی اکتسابی و ساختنی است که می‌تواند طیفی از زن تا مرد و تمامی هویت‌های متصور در این میانه را شامل شود.[۲۵] فرد در هیچ بخش از این طیف موقعیت ثابتی جز با انتخاب خودش نخواهد داشت.[۲۶]

رویکرد جنس مکمل

رویکرد جنس مکمل، ادعا می‌کند که آفرینش دو جنس زن و مرد به‌نحوی است که تنها در کنار یکدیگر کامل خواهند شد. این رویکرد، در داستان‌ها و استعاره‌هایی دربارهٔ خلقت دیده می‌شود که بر اساس آن انسان اولیه انسان بی‌­جنس یا دوجنسی (Androgen) و شامل هر دو جنس زن و مرد بوده به‌نحوی که امکان جداسازی یا نامیدن او به‌عنوان زن یا مرد ممکن نبوده است. زمانی که میان این دو بخش جدایی ایجاد شد، این دو در جست‌وجوی یکدیگر برآمده و تنها زمانی به آرامش و بهترین وضعیت کارکرد می‌رسند که در کنار یکدیگر باشند؛[۲۷] به‌ویژه برای پاسخ به غریزهٔ جنسی و تولید مثل.[۲۸]

معروف‌ترین استعاره‌های مرتبط با این رویکرد «یین» و «یانگ» در ادبیات چین و «مشی» و «مشیانه» در ادبیات ایران است. در این دو استعاره پس از جدا شدن بخش زنانه از بخش مردانه، نقصی در هیچ‌یک ایجاد نمی‌شود، بلکه آنان برای یافتن نیمهٔ گمشده (Soul mate) به‌سمت یکدیگر جذب می‌شوند.[۲۹]

تعبیر دیگری نیز از این استعاره و جدا شدن بخش نر از بخش ماده وجود دارد و آن نقص و ناتمامی است. به آن معنا که جز در کنار هم آمدن این دو هیچ‌یک موجودیت کاملی نخواهند داشت. استفاده امروز از استعاره نیمهٔ گمشده آن است که زن و مرد جز در ازدواج با یکدیگر کامل نخواهند شد. مرد یا زن تنها، صرف‌نظر از میزان موفقیت فردی و اجتماعی، فردی ناقص و ناتمام است.[۳۰]

رویکرد جنس مخالف

در این رویکرد به جنس، دو ذخیرهٔ ژنتیکی مجزا به‌معنای دو طبیعت و دو دنیای متفاوت است. زنانه و مردانه نامیدن این دو طبیعت ثابت، تاریخی، غیرقابل تغییر و به‌ویژه با کشش غریزی و جنسی به یکدیگر، آنان را به دو جنس مخالف با یکدیگر تبدیل کرده است. جایگاه این دو جنس به‌جهت برقراری نظم جنسی و پیشگیری از آشفتگی در امر جنسی، به‌ویژه در فرهنگ‌هایی که مناسبات سخت و جدی در مشخص بودن در تبار و طهارت نسل دارند (فرهنگ‌های دین‌محور)، به جداسازی دنیای زنانه و دنیای مردانه انجامیده است. در این رویکرد زن و مرد آتش و پنبه‌ای تصور می‌شوند که در غیر از مراقبت‌های لازم، به‌عنوان دو قطب مخالف به‌سمت یکدیگر کشیده می‌شوند.[۳۱]

در این رویکرد که رگه‌هایی از رویکرد طبیعی، دینی و مکمل نیز دیده می‌شود، مناسبات اجتماعی لازم برای دور نگه داشتن حداکثری زن و مرد همچون نگاه‌داشتن زنان در خانه، محدودیت تردد در عرصهٔ عمومی، تعریف حوزه‌های مراوده با مردان مجاز و غیرمجاز (محرم یا نامحرم در ادبیات دینی) و لزوم پوشش بیشتر زنان تا زمان ازدواج به اجرا در می‌آید.[۳۲]

پانویس

  1. . گرت، جامعه‌شناسی جنسیت، 1380ش، ص9.
  2. . حسینی و دیگران، کتاب زن، 1381ش، ص124.
  3. . نعمتی، «تأثیر گفتمان‌های ارسطو، خواجه نصیرالدین و ملاصدرا در نابرابری‌های جنسیتی»، 1399ش، ص247.
  4. . سفیری و ایمانیان، جامعه‌شناسی جنسیت، 1388ش، ص29.
  5. سفیری، 1388ش، ص 28 و هاوکزورث، 1997م، ص 649 به نقل از سفیری و ایمانیان، 1388ش، ص 29.
  6. . سفیری و ایمانیان، جامعه‌شناسی جنسیت، 1388ش، ص18.
  7. . فیشر، جنس اول، 1380ش، ص3.
  8. . World Health Organization, "Gender, equity and human rights: Glossary of terms and tools", merriam-webster, Retrieved July 16, 2021.
  9. . گرت، جامعه‌شناسی جنسیت، 1380ش، ص15-17.
  10. . طباطبائی، تفسیر المیزان، 1399ش، ج2، ص413؛ مطهری، نظام حقوق زن در اسلام، 1371ش، ص113-124.
  11. . کارل، انسان موجود ناشناخته، 1402ش، ص90.
  12. . مطهری، نظام حقوق زن در اسلام، 1371ش، ص150؛ علاسوند، زن در قران، 1390ش، ج1، ص84.
  13. . زیبایی‌نژاد، هویت و نقشهای جنسیتی، 1388ش، ص56-57.
  14. . زیبایی‌نژاد، هویت و نقشهای جنسیتی، 1388ش، ص68؛ محمدی، «تحلیل تفاوت‌های جنسیتی زن و مرد در علوم تجربی و آموزه‌های دینی»، 1392ش، ص74.
  15. .پارسانیا، «رویکرد انتقادی فلسفه اسلامی به عقل و جنسیت»، 1384ش، ص20.
  16. . زیبایی‌نژاد، هویت و نقشهای جنسیتی، 1388ش، ص72-95.
  17. . مطهری، بیست گفتار، 1395ش، ص50ـ60.
  18. . باتلر، آشفتگی جنسیت، 1385ش، ص55.
  19. . باتلر، آشفتگی جنسیت، 1385ش، ص67.
  20. اسمارت، میشل فوکو، 1385ش، ص100.
  21. . بهرامی برومند، از زنان پرده‌نشین تا بدنهای رام، 1399ش، ص65.
  22. . تانگ، نقد و نظر: درآمدی جامع بر نظریه‌های فمینیستی، 1388ش، ص356؛ هاردینگ، شناخت‌شناسی‌های دارای دیدگاه فمنیستی، 1388ش، ص644.
  23. . بوردیو، سلطه مذکر، 2010م، ص52.
  24. . دریفوس و رابینو، میشل فوکو: فراسوی ساختارگرایی و هرمنیوتیک، 1379ش، ص211-212.
  25. . فوکو، دانش و قدرت، 1401ش، ص190.
  26. . تانگ، نقد و نظر: درآمدی جامع بر نظریه‌های فمینیستی، 1385ش، ص349.
  27. . سوره بقره، آیه 187.
  28. . سوره بقره، آیه 23.
  29. . چراغی کوتیانی، خانواده، اسلام و فمینیسم (تبیین رویکرد اسلام و فمینیسم به کارکردهای خانواده)، 1389ش، ص189؛ بناهان و همکاران، «تبیین جایگاه جنسیت در تربیت از منظر هستی‌شناسی پست مدرنتیستی و نقد آن از دیدگاه اسلامی»، 1403ش، ص149.
  30. . چراغی کوتیانی، خانواده، اسلام و فمینیسم (تبیین رویکرد اسلام و فمینیسم به کارکردهای خانواده)، 1389ش، ص189؛ بناهان و همکاران، «تبیین جایگاه جنسیت در تربیت از منظر هستی‌شناسی پست مدرنتیستی و نقد آن از دیدگاه اسلامی»، 1403ش، ص149.
  31. . حلبی، رساله حجاب در اسلام، 1102ق، ص2.
  32. . لاری، حجاب و پرده‌داری، 643ق، ص1؛ بیوکل، پوشاک ملل از کهن‌ترین زمان تا قرن نوزدهم، 1387ش؛ ضیاءپور، پوشاک زنان ایران: از کهن‌ترین زمان تا آغاز شاهنشاهی پهلوی، 1347ش.

منابع

  • اسمارت، بری، میشل فوکو، ترجمه لیلا جوافشانی و حسن چاوشیان، تهران، آمه، ۱۳۸۵ش.
  • باتلر، جودیت، آشفتگی جنسیت، ترجمه امین قضایی، وبگاه نشر مجله شعر، ۱۳۸۵ش.
  • بناهان، مریم و همکاران، «تبیین جایگاه جنسیت در تربیت از منظر هستی‌شناسی پست مدرنتیستی و نقد آن از دیدگاه اسلامی»، مطالعات راهبردی زنان، دوره ۲۶، شماره ۱۰۳، ۱۴۰۳ش.
  • بوردیو، پیر، سلطه مردانه، ترجمه رحیم هاشمی، استراسبورگ، سایت اینترنتی کتابناک، ۲۰۱۰ م.
  • بهرامی برومند، مرضیه، از زنان پرده نشین تا بدنهای رام، تهران، لوگوس، ۱۳۹۹ش.
  • بیوکل، دورینه‌دن، پوشاک ملل از کهن‌ترین زمان تا قرن نوزدهم، ترجمه مریم مدنی، تهران، مارلیک، ۱۳۸۷ش.
  • پارسانیا، حمید، «رویکرد انتقادی فلسفه اسلامی به عقل و جنسیت»، مجله حورا، شماره ۱۸، ۱۳۸۴ش.
  • تانگ، رزمری، نقد و نظر: درآمدی جامع بر نظریه‌های فمینیستی، ترجمه منیژه نجم‌عراقی، تهران، نی، ۱۳۵۸ش.
  • چراغی کوتیانی، اسماعیل، خانواده، اسلام و فمینیسم (تبیین رویکرد اسلام و فمینیسم به کارکردهای خانواده)، قم، مؤسسه پژوهشی امام خمینی، ۱۳۸۹ش.
  • حسینی، سیدهادی و همکاران، کتاب زن، تهران، امیرکبیر، ۱۳۸۱ش.
  • حلبی، محمود، رساله حجاب در اسلام، بیجا، ۱۱۰۲ق.
  • دریفوس، پل و رابینو، هیوبرت، میشل فوکو: فراسوی ساختارگرایی و هرمنیوتیک، ترجمهٔ حسین بشیریه، تهران، نی، ۱۳۸۱ش.
  • زیبایی‌نژاد، محمدرضا، هویت و نقشهای جنسیتی، تهران، مرکز امور زنان و خانواده ریاست جمهوری، ۱۳۸۸ش.
  • سفیری، خدیجه و ایمانیان، سارا، جامعه‌شناسی جنسیت، تهران، جامعه‌شناسان، ۱۳۸۸ش.
  • ضیاءپور، جلیل، پوشاک زنان ایران: از کهن‌ترین زمان تا آغاز شاهنشاهی پهلوی، تهران، وزارت فرهنگ، ۱۳۴۷ش.
  • طباطبائی، محمدحسین، تفسیر المیزان، مترجم سید محمدباقر موسوی همدانی، قم، دفتر انتشارات اسلامی، ۱۳۹۹ش.
  • علاسوند، فریبا، زن در اسلام، قم، دفتر مطالعات و تحقیقات زنان، ۱۳۹۰ش.
  • فوکو، میشل، دانش و قدرت، ترجمه محمد ضمیران، تهران، هرمس، ۱۴۰۱ش.
  • فیشر، هلن، جنس اول، ترجمة نغمه صفاریانپور، تهران، زریاب، ۱۳۸۱ش.
  • کارل، الکسیس، انسان موجود ناشناخته، ترجمه پرویز دبیری، تهران، نگاه، ۱۴۰۲ش.
  • گرت، استفانی، جامعه‌شناسی جنسیت، ترجمة کتایون بقایی، تهران، دیگر، ۱۳۸۰ش.
  • گیدنز، آنتونی، جامعهشناسی، ترجمه منوچهر صبوری، تهران، نی، ۱۳۷۴ش.
  • لاری، علی‌اصغر، حجاب و پرده‌داری، بیجا، ۶۴۳ق.
  • محمدی، مسلم، «تحلیل تفاوت‌های جنسیتی زن و مرد در علوم تجربی و آموزه‌های دینی»، دوفصلنامه انسان‌پژوهی دینی، شماره ۲۹، ۱۳۹۲ش.
  • مشهدی‌نژاد، نفیسه، گزارش کتاب، زن در آینه جلال وجمال، کتاب نقد، شماره ۱۷، ۱۳۷۹ش.
  • مطهری، مرتضی، بیست گفتار، تهران، صدرا، ۱۳۹۵ش.
  • مطهری، مرتضی، نظام حقوق زن در اسلام، تهران، صدرا، ۱۳۷۱ش.
  • نعمتی، مهرانگیز، «تأثیر گفتمان‌های ارسطو، خواجه نصیرالدین و ملاصدرا در نابرابریهای جنسیتی»، جستارهایی در فلسفه و کلام، شماره 2(105)، ۱۳۹۹ش.
  • هاردینگ، ساندرا، شناخت‌شناسی‌های دارای دیدگاه فمنیستی، در از پست مدرنیسم تا پست مدرنیسم، تهران، نی، ۱۳۸۸ش.
  • World Health Organization, "Gender, equity and human rights: Glossary of terms and tools", merriam-webster, Retrieved July 16, 2021.