پرش به محتوا

پیش‌نویس:تکیه

از ایران پدیا
نسخهٔ تاریخ ۱۵ شهریور ۱۴۰۴، ساعت ۲۲:۴۵ توسط project>حبیب الله نجفی (معماری تکیه در افغانستان)

تکیه؛ مکانی وسیع برای انجام مراسم عزا و روضه‌خوانی.

تکیه، به‌معنای محل آسایش، در اصطلاح به مکان ويژه‌‌ی تعزیه‌خوانی، روضه‌خوانی و حسینیه‌ گفته می‌شود.[۱] اصطلاح تکیه به ساختمانی با معماری ویژه اشاره دارد که برای برگزاری برخی آیین‌های نمایشی مانند شبیه‌خوانی و مراسم‌های عزاداری استفاده می‌شود. تکیه، همچنین مکانی خاص برای برپایی و اجرای مناسک اهل تصوف و درویشان است.

مفهوم‌شناسی تکیه

واژۀ «تکیه» و ترکیبات هم‌خانوادۀ آن نظیر «تکیه‌دادن»، «تکیه‌داشتن» و «تکیه‌کردن»، در زبان فارسی از دیرباز کاربرد گسترده‌ای داشته و به معنای «پشت به چیزی نهادن»، «اعتماد کردن»، «پشت‌دادن»، «آسایش‌یافتن» و «آرامش بخشیدن» به کار می‌رود. همچنین، «تکیه» به‌صورت اسمی به‌معنای «آنچه که بر آن پشت می‌گذارند» نیز استفاده می‌شود.[۲]

همچنین تکیه در زبان فارسی محل گردآمدن صوفیان، آرامگاه مشایخ صوفیه، اقامتگاه موقت آنان در سفر و مهمانپذیری رایگان در شهرهای زیارتی محسوب می‌شد. در ایران، تکیه به‌طور خاص به محل برگزاری مراسم سوگواری برای پیشوایان دینی، به‌ویژه آیین‌های ماه محرم و اجرای تعزیه اطلاق می‌شد. ریشه واژه «تکیه» و ترکیبات هم‌خانواده آن در فارسی به‌معنای پشت به چیزی گذاشتن، اعتمادکردن و آسایش نمودن است و این واژه در زبان‌های ترکی و فارسی و سپس در عربی، معنای اصطلاحی یافت. دلیل این نام‌گذاری، اتکای ساکنان تکیه به درآمد اوقاف و کمک‌های نیکوکاران بود.[۳]

این مفاهیم، علاوه بر کاربردهای فیزیکی به‌عنوان نمادی از اتکا، اعتماد و استناد در بافت‌های گوناگون زبانی و فرهنگی به کار می‌روند.

تکیه در زبان فارسی، تکیه به‌معنای بالش (چیزی برای تکیه‌دادن به آن)، مکان قرار گرفتن فقیران (مَجاز از پشت و پناه)،[۴] مکان آرمیدن، تکیه‌گاه و پُشتی[۵] و حسینیه (برای روضه‌خوانی و تعزیه‌خوانی)[۶] است.

برخی پژوهشگران، تکیه را واژه‌ای ترکی، برگرفته از واژه عربی «تُکَأَه» می‌دانند[۷] که به‌معنای رباط، زاویه، خانقاه و قرارگاهی برای صوفیان بوده که در آن به مراسم ذکر و نیایش می‌پرداختند.[۸]

پیشینه تکیه

تکیه‌ در فرهنگ و سبک زندگی مسلمانان به‌خصوص از سدۀ هشتم‌ هجری در قلمرو امپراتوری عثمانی مکان‌ گردآمدن‌ صوفیان‌، مزار مشایخ‌ صوفیه‌، اقامتگاه‌ موقت‌ صوفیان‌ در سفر و مهمانپذیر رایگان‌ در شهرهای‌ زیارتی‌ بوده.[۹] و همانند نهادهای‌ مشابه‌، شیوۀ زندگی‌ در آنها عابدانه‌، همراه‌ با رهبانیت‌ و اعتکاف‌ بوده است. [۱۰] با پیشرفت دولت عثمانی و توسعۀ سرزمین‌های تحت سلطۀ آنها، در مناطق امروزی سوریه و مصر نیز تکیه جایگزینی برای خانقاه و رباط شد. معماری تکیه در دولت عثمانی، به‌صورت تالار مسقف و گنبدداری بود که متأثر از مکتب قسطنطنیه ساخته می‌شد.[۱۱]

در عراق‌ از جمله‌ تکیه بکتاشی‌ در نجف‌ برای‌ پذیرایی‌ از زائران مزار امام علی و تکیه بزرگی‌ در کنار مزار امام‌ حسین‌ وجود داشته است.[۱۲] در ایران‌ نیز همین کارکرد برای تکیه‌ وجود داشته‌ است‌، اما از اواخر دورۀ صفوی‌ و با رواج‌ تشیع‌، کاربرد تکیه‌ در ایران‌ به‌تدریج‌ دگرگون‌ شد.[۱۳] این‌ تغییر به‌ویژه‌ در شهرهای‌ مرکزی‌ ایران‌ که‌ پیشینه‌ای‌ طولانی‌ در تشیع‌ داشتند، روشن‌تر بود.[۱۴]

پس از پایان یافتن دولت عثمانی، اصطلاح تکیه، به سماع‌خانه (توحیدخانه)، فضای مخصوص مقابر شیوخ، حرم خانواده، جای پذیرایی و واحدهایی برای اقامت درویشان، گفته می‌شد. در اصفهان، تکیه به بقعه‌هایی گفته می‌شد که شخصیتی مقدس و بزرگ در آن دفن شده باشد. ابن‌بطوطه به تکیه منسوب به شیخ علی بن سهل در اصفهان اشاره کرده و آن را یکی از زیارت‌گاه‌های معروف ولایت اصفهان دانسته که از تمامی مهمانان در آن‌جا با غذا پذیرایی می‌شد.[۱۵]

پس از پیدایش و توسعه آیین‌های نمایشی همچون شبیه‌خوانی و تعزیه در ایران، کاربری تکیه‌ها نیز به‌مرور زمان تغییر کرد و از خانقاه و آرامگاه به حسینیه‌ها تبدیل شد. گزارش‌هایی از دوران پادشاهی شاه طهماسب اول و شاه اسماعیل دوم، در قزوین نشان می‌دهد که در طول شب‌های ماه رمضان، به پای توغ‌های تکیه دولت و تکیه‌های دیگر «سَردَم» بسته و مجالس سخنرانی و مناظرات ادبی در آن‌ها برگزار می‌شدند. تبدیل تکیه‌ها به حسینیه، به گزارش مورخان، از دورۀ قاجار آغاز شد.[۱۶] هرچند، زمینه‌ی این تغییر کاربری، در اواخر دوره صفویان و آغاز دوره حکومتی زندیان صورت گرفته بود.[۱۷]

برخی، تکیه‌ها را کوچک‌ترین واحد فعالیت دینی و صنفی معرفی کرده‌اند که در آن به حل و فصل مشکلات صنفی و اقتصادی نیز پرداخته می‌شد.[۱۸]

تکیه و حسینیه

در فرهنگ عامۀ مردم ایران، در بسیاری از نقاط (مانند سمنان و یزد)،[۱۹] کاربرد تکیه و حسینیه یکسان و در برخی مناطق دیگر (مانند تهران و شهرهای شمالی ایران)، تکیه محلی برای شبیه‌خوانی و حسینیه محلی برای عزاداری و روضه‌خوانی بوده است.[۲۰]

تکیه‌های ويژۀ مراسم شبیه‌خوانی در تهران، دارای 3 خاستگاه متفاوت بودند:

  1. تکیه‌هایی که در ابتدا، بقعۀ یکی از بزرگان، مشایخ یا صالحان بوده و در صحن آن‌جا، یا در محیط اطراف آن، مراسم سوگواری برگزار می‌کردند. این فضاها، پس از مدتی، با اندکی تغییر به‌صورت تکیه‌خانه‌هایی برای تعزیه‌خوانی درآمدند، مانند تکیه‌های پیرزن و هفت‌تن.
  2. تکیه‌هایی که در ابتدا، کاروا‌ن‌سرا بوده‌اند و گاهی در آن‌جا مراسم عزاداری و مذهبی نیز برپا می‌شده است، مانند تکیه‌های حمام‌خانه و باغ پسته بیک.
  3. تکیه‌هایی که از دوره حکومتی زندیان، مخصوص برگزاری تعزیه بنا شده و شیوه معماری آن‌ها، تلفیقی از معماری کاروان‌سرا، خانقاه، میدان و زورخانه بوده است، مانند تکیه عباس‌آباد.[۲۱]

براساس نتایج آماری تهیه‌شده در 1375ش، در مجموع، 1,807 تکیه ثابت و 8,752 حسینیه در سطح کشور وجود داشته است.[۲۲]

تکیه در بافت شهری

تکیه (حسینیه) از جمله عناصر اصلی محله‌های سنتی در شهرهای ایرانی به‌شمار می‌رود. ساختار و کالبد اصلی شهرهای ایران، در گذشته، بر 4 پایه اصلی استوار بوده است: 1. مرکز شهر؛ 2. مراکز محله‌ها (همراه با عناصر ارتباط‌دهنده)؛ 3. گذر اصلی؛ 4. میدان، تکیه (حسینیه).[۲۳] بیش‌تر تکیه‌های ساخته‌شده در ایران، در مرکز محله قرار گرفته و در طول سال، برای برپایی مراسم مختلف از آن‌ها استفاده می‌کردند.

معماری تکیه

معماری تکیه‌های اهل تصوف (خانقاه) به گونه‌ای بود که آنها بتوانند آزادانه به رقص سماع و سایر رقص‌های صوفیانۀ خود بپردازند. بنابراین، در میانۀ این ساختمان‌ها، فضایی بنا می‌شد که کرسی و تخته‌بند مرشد (قطب) در آن قرار می‌گرفت.[۲۴] در بنای ساختمان‌های ویژه‌ی اجرای تعزیه، از همین سبک معماری الهام گرفته شد.

تکیه‌های ثابت

ساختار معماری تکیه‌های ثابت شامل ساختمانی بدون سقف یا سقف‌دار؛ سکویی در میان فضای داخلی با دو ردیف پلکان در دو سمت؛ گذرگاهی در اطراف سکو برای حضور اسب‌ها؛ جایگاهی مخصوص تماشاگران پیرامون گذرگاه و غرفه‌ای به‌عنوان رختکن برای بازیگران بوده است. همچنین، هر تکیه دارای چند مدخل برای ورود و خروج برای تماشاگران و شتران و اسبان تعزیه بوده است. تکیه‌هایی که فاقد سقف بودند، به‌هنگام اجرای تعزیه، با چادری پوشانده می‌شدند.[۲۵]

طاق‌نماها یا غرفه‌هایی ویژه نیز در ساختمان تکیه وجود داشت که برخی از آن‌ها مخصوص بزرگان محل و یکی از آن‌ها نیز مخصوص سَردَم بستن بودند. طاق‌نمای سردم بسته‌شده، جایی بود که با کشکول، بوق، تسبیح، جنگ‌افزارهای کهن، چلچراغ، قالی و قالیچه و نشانه‌های دیگر آراسته می‌شد و یک نفر در آن نشسته و به خواندن اشعار مذهبی، به‌خصوص 7 بند محتشم کاشانی، مشغول می‌شد.[۲۶] سکوی تکیه‌ها، مطابق با شکل و ابعاد زمین و نیز شرایط اصلی فضای داخلی ساختمان طراحی می‌شد. بیش‌ترین تکیه‌ها، دارای سکوهای گرد بودند. از دیگر انواع سکوها می‌توان به سکوهای نعل اسبی، سه‌گوش و متحرک اشاره کرد. در گذشته، به تمام سکوهای گرد، مستطیل، مربع یا چندضلعی، سکوی مدور یا گِرد می‌گفتند.[۲۷] تکیه‌های فاقد سکو، اجرای نمایش تعزیه را روی سقف آب‌انبار یا حوض میانی کاروان‌سرا که با الوارهای چوبی پوشیده شده بودند، انجام می‌دادند.

در برخی از تکیه‌ها، 3 بخش یا صحن مجزا وجود داشت که به نام‌های «حسینیه»، «عباسیه» و «زینبیه» مشهور بودند. مراسم عزاداری حضرت عباس در صحن عباسیه و مراسم عزاداری امام حسین در صحن حسینیه برگزار می‌شد و صحن زینبیه نیز معمولا به‌صورت اتاق‌هایی در پشت حسینیه واقع می‌شد.[۲۸]

تکیه‌های موقت

این نوع از تکیه‌ها، هر ساله در ماه محرم و به‌هنگام عزاداری، در حیاط خانه‌ها یا زیر چادرهای افراشته بر پا می‌شدند. شاهزادگان و اشراف، هر سال، حیاط خانه خود را سیاه‌پوش کرده و چادری بر آن برمی‌افراشتند و آن را با چوب‌ها و الوارهای چوبی محکم می‌کردند. چادر تکیه‌های موقت از جنس کرباس و به اندازه بزرگی حیاط خانه دوخته می‌شد. پشت و روی این چادرها منقش به تصاویر گوناگونی بود. برخی چادرها، با نواردوزی‌های بسیار زیبا تزئین شده و تصاویری از شیر، پلنگ، طاووس، مرغ، گل و گلدان و شیرهای شمشیر به‌دست بر روی آن دوخته می‌شدند.[۲۹] درون تکیه‌های چادری نیز با وسایلی همچون پوست حیوانات، شمشیر، سپر، قالیچه، شال‌های کشمیری، چلچراغ، آیینه، گلدان‌های چینی، تابلوهای نقاشی و منبت‌کاری‌های زیبا تزئین می‌شدند.[۳۰]

تکیه در افغانستان

تکیه در افغانستان نیز سابقۀ زیادی دارد. بلخ و هرات از مراکز مهم تکیه و خانقاه محسوب می‌شد و حضور شخصیت‌هایی چون خواجه عبداللّه انصاری از عوامل مؤثر در این امر بوده است. در این منطقه تیموریان، به‌ویژه تیمور، شاهرخ، حسین بایقرا و وزیر صوفی‌مسلک او، امیر علی‌شیر نوایی، در بنای تکیه و خانقاه اهتمام داشتند.[۳۱]

بر اساس برخی از منابع در قرن نوزدهم‌ در غزنی‌ و کابل‌‌ تکیه‌ها بیش‌تر به‌ قهوه‌خانه‌ شبیه‌ بودند[۳۲] که اغلب آنها به‌خصوص در شهر کابل، مزار مشایخ صوفی بوده است.[۳۳] تغییر کاربری تکیه‌ها در مناطق شیعه‌نشین افغانستان به‌عنوان محل عزاداری و روضه‌خوانی، از اواخر دورۀ صفویه و به‌خصوص با ورود قزلباشان به افغانستان آغاز شده و تا امروز ادامه یافته است.[۳۴] امروز تکیه‌خانه در افغانستان نسبت به مسجد گسترده‌تر است و برخی روستاها که مسجد ندارند یک و گاهی چند تکیه‌خانه دارند.[۳۵]

معماری تکیه در افغانستان

سازۀ تکیه‌خانه‌ها در افغانستان اغلب دارای معماری متمایزی از سایر بناها است. تکیه‌خانه به تناسب جمعیت منطقه، بزرگ بوده و اغلب دارای دو یا چندین درب ورودی در دو سمت برای مردان و زنان است. تکایا را در برخی مناطق با پرده به دو بخش زنانه و مردانه‌ تقسیم می‌کنند و در برخی موارد نیز قسمت مردانه و زنانه کاملا مجزا است.[۳۶]

برخی از تکیه‌خانه‌های قدیمی دارای حیاط، شبستان، کتابخانه، مطبخ و غسالخانه بودند. امروزه به‌خصوص در شهرها برخی از تکیه‌خانه‌‎ها دارای کتابخانه، پارکینگ، مطبخ (آشپزخانه)، مسلخ (کشتارگاه) و تحویل‌خانه (انبار) هستند.[۳۷]

عناصر نمادین در تکیه‌خانه‌های افغانستان

تکیه‌خانه دارای علایم‌ و نمادهایی است که آن را از دیگر محل‌ها متمایز می‌کند؛ همانند نصب پارچه‌های سیاه، تصاویر مربوط به مرقد امامان و پرچم‌نوشته‌های سیاه، سرخ و سبز.[۳۸] علم و منبر، عناصر نمادین اصلی در تکیه‌خانه است.

تکیه خانه عباسیه - چنداول کابل
تکیه خانه عباسیه در چنداول کابل

عَلَم

علَم به‌نشانۀ علم حضرت عباس، چوب بلندی است که در بالای آن به یاد دستان بریده آن حضرت، پنجه‌ای قرار دارد. در طول دهه محرم، مردم پارچه‌هایی که گاهی مقداری پول در آن است، به علم می‌بندند.[۳۹]

تکیه خانه عباسیه- چنداول کابل
تکیه خانه عباسیه در چنداول کابل،در سال 1335ش توسط آیت الله سیدانورشاه صدر(ره) تاسیس گردید

منبر

منبر محل قرار گرفتن سخنرانان و دارای احترام و تقدس ویژه‌ای است. پله‌های منبر بیانگر منزلت سخنرانان و نوحه‌خوان‌ها هستند، برای مثال ذاکران باتجربه و یا طلاب مبتدی روی پلۀ اول منبر می‌نشینند. بالاترین پلۀ منبر جایگاه ختم‌کنندۀ مجلس است.[۴۰]

کاربردهای تکیه

تکیه‌خانه جدا از محل عزاداری، در گذشته کاربرد مدرسه و مکتب را نیز داشته است. برگزاری مراسم دعا و سخنرانی در روزهای پنج‌شنبه و جمعه، برپایی کلاس‌ قرآن، مجالس ختم و برنامه‌های متفرقه از دیگر کارکردهای تکیه‌خانه در طول سال است.[۴۱]

انواع تکیه

تکیه‌خانه‌ها به دو نوع‌ عمومی، و خصوصی (شخصی، خانوادگی و فصلی) تقسیم می‌شوند، ولی محل آن محدود به مکان خاصی نیست. از خانه، فضای آزاد، مساجد و مکاتب نیز به‌عنوان تکیه استفاده می‌شود.[۴۲]

نذورات در تکیه

مردم با توجه به اعتقاد راسخی که به تکیه‌خانه دارند، هدایا و نذورات نقدی و غیر نقدی زیادی به آنها تقدیم می‌کنند. این نذورات زیر نظر متولی و مسئولین تکیه جمع‌آوری و در ایام عزاداری هزینه می‌شود.[۴۳]

نام‌گذاری تکیه‌ها

در افغانستان بیش‌تر تکیه‌خانه‌ها به‌نام مؤسس یا صاحب و بنیانگذار یا به‌نام منطقه و محل مشهور است. مانند تکیه‌خانه آقای حجت؛ یا تکیه‌خانه غزنی‌چی‌ها، کشمیری‌ها، تکیه‌خانه میرزا جان، تکیه‌خانۀ عمومی، تکیه‌خانۀ چنداول، تکیه‌خانۀ قلعۀ شاده و نظیر این‌ها.[۴۴]

هزینه‌های تکیه

هزینۀ تکیه‌های شخصی اغلب توسط صاحبان آنها تأمین می‌شود. هزینه‌های تکیه‌خانه‌های عمومی توسط نذورات، هدایا، اشخاص، واقفین و کمک‌های مردمی تأمین می‎شود.[۴۵]

تشکیلات تکیه

تشکیلات و عناصر مهم تکیه‌خانه عبارت‌اند از: 1. تکیه‌دار؛ 2. سرفراش و فراشان؛ 3. سرذاکر و ذاکرها؛ 4. عزاداران؛ 5. خاتِم مجلس.[۴۶]

تکیه‌دار

تکیه‌دار از افراد نامدار و سرشناس که هنگام مراسم در کنار درب ورودی نشسته و به عزاداران خوش‌آمد می‌گوید.[۴۷]

فراش‌ها

فراش‌ها یک گروه مهم در تکیه‌خانه‌ هستند. آنان مسئولیت اصلی برگزاری و برپایی مراسم عزاداری ایام محرم را از ابتدا تا انتها بر عهده دارند. فراشان توسط سرفراش اداره می‌شوند. برخی از وظایف فراشان عبارت‌اند از: آراستن تکیه و سیاه‌پوش کردن آن، اجرای هر روزه مراسم و پذیرایی از عزاداران، تهیه و توزیع غذا (پذیرایی)، تأمین نظم و امنیت مجلس، آوردن و بردن سخنران.[۴۸]

ذاکران

سرذاکر (مجری) فردی است که گردانندگی برنامه روضه‌خوانی یا نوحه‌خوانی را برعهده دارد. وی پای منبر و چسبیده به آن نشسته و برنامه‌ها را هدایت می‌کند. ذاکران یا نوحه‌خوانان کسانی هستند که به نوبت در تکیه نوحه می‌خوانند و سرذاکر مدیریت آنها را به دست دارد.[۴۹]

عزاداران

افرادی که که در برنامه‌ها مشارکت دارند.[۵۰]

خاتم مجلس

سخنرانی که در آخر به منبر می‌رود و مجلس را ختم می‌کند.[۵۱]

اجرای مراسم

آمادگی تکایا

چند هفته پیش از فرا رسیدن ماه محرم، مسئولان تکیه‌خانه‌ برای برگزاری مراسم برنامه‌ریزی می‌کنند.[۵۲]

آراستن تکیه

قبل از محرم تمام در و دیوار تکیه را سیاه‌پوش می‌کنند و روی آن را با پارچه‌نوشته‌های حاوی شعایر حسینی می‌پوشانند.[۵۳]

آغاز و ختم مراسم

در اغلب تکیه‌خانه‌ها از اول تا سیزدهم محرم، مراسم عزاداری برگزار می‌شود.[۵۴]

زمان عزاداری‌ها

مراسم هم در روز و هم در شب برگزار می‌شود.[۵۵]

نام‌گذاری روزها

برخی از روزهای دهه محرم به ‌نام افرادی خاص نام‌گذاری می‌شود. مثلاً روز پنجم به‌نام علی‌اکبر، روز ششم به‌نام قاسم، روز هفتم به‌نام حضرت عباس و روز نهم به‌نام علی‌اصغر.[۵۶]

استقبال از عزاداران

صاحب مجلس یا صاحب تکیه به احترام عزاداران و به‌عنوان میزبان بر روی چهارپایه‌ای در کنار در ورودی تکیه‌خانه نشسته و از عزاداران استقبال کند.[۵۷]

اسپند و منقل

اغلب در ورودی‌ تکایا منقل و اسپند گذاشته و آن را دود می‌کنند. با ورود یکی از علما و سادات سرشناس متصدی این قسمت مقداری اسپند داخل منقل ریخته و صلوات می‌فرستد.[۵۸]

زنانه‌خوانی

در برخی از تکایا، روزها مجالس زنانه‌خوانی برگزار می‌شود. سرذاکر با ذکر صلوات جلسه را آغاز کرده و پس از آن، دختران نوحه‌خوان به ترتیب سن و رتبه‌ خود نوحه می‌خوانند و در پایان یک خانم سخنرانی کرده و مجلس ختم می‌شود.[۵۹]

صلوات‌خوانی

در بین سخنان دو سخنران یا پیش از آغاز خاتم مجلس، فرد یا افرادی برخاسته و با خواندن چند بیت شعر جمعیت را به فرستادن صلوات ترغیب می‌کنند.[۶۰]

مجرایی

در قدیم از شب هفتم به بعد، دسته‌های سینه‌زن از تکیه‌ای به تکیه دیگر رفته و در آن‌جا برنامه سینه‌زنی و عزاداری اجرا می‌کردند که در کابل به آن «مجرایی» می‌گویند.[۶۱]

برنامه‌ها

در هر تکیه‌خانه آغاز برنامه‌ها با سرذاکر است. وی ابتدا چند نوحه را با آهنگ خاصی می‌خواند و نوحه‌خوان‌ها بندهایی از آن را تکرار می‌کنند تا مجلس آماده شود. بعد نوبت به نوحه‌خوانی می‌رسد. اول افراد تازه‌کار «بچه‌خوانی» می‌کنند و به‌ترتیب افراد باتجربه‌ نوحه‌ و برخی روضه خوانده و گاهی موعظه می‌کنند. بهترین نوحه‌خوان، خاتم این بخش از برنامه است.

پس از نوحه‌خوانی، نوبت به سخنرانی می‌رسد. در این مرحله چند نفر با توجه به اهمیت خود منبر می‌روند که به آنها «پیشاهنگ» می‌گویند. در پایان، «خاتم» مجلس که اغلب از خطبای سرشناس است منبر رفته و دعا می‌کند. سپس سرفراش اداره مجلس را برعهده گرفته، با فرستادن صلواتی صف‌بندی سینه‌زنان و زنجیرزنان را مشخص و مرتب می‌کند و به بارخوان‌ها اجازه خواندن می‌دهد. سرفراش در این مرحله در کنار علَم مستقر شده و بر جریان سینه‌زنی نظارت می‌کند. شروع مجلس سینه‌زنی و زنجیرزنی، با بار لَم (کند)، و ختم مجلس با بار تیز (تند) است. در آخر برنامه نیز بار تند خوانده می‌شود. هرگاه به تشخیص سرفراش، سینه‌زنی به حد اشباع برسد او ناگهان یک «یاحسین» بلند می‌گوید و مجلس را ختم می‌کند.[۶۲]

عَلَم‌کَشی

علم‌کشی در شب هفتم برگزار می‌شود. علم را در بیرون از تکیه‌خانه آماده کرده و به آن گُل و گلاب می‌زنند. سپس طی مراسمی، علم را به نزدیکی تکیه می‌آورند. علم را با ذکر «این علم از کیست که بی‌صاحب است / این علم از عباس ماه بنی‌هاشم است» وارد مجلس کرده و آن را در جای مخصوص خود در وسط تکیه‌خانه، قرار می‌دهند.[۶۳]

گهواره

بیشتر تکیه‌خانه‌ها، گهواره‌ای به یاد کودک شیرخواره امام حسین تهیه کرده و روی آن را با پارچه‌های سبز و سفید سوراخ شده (به نشانه اصابت تیر) می‌پوشانند. روز یا شب نهم آن را با خواندن اشعاری به میان جمعیت می‌آورند و هم‌زمان، سخنران روضۀ علی‌اصغر را می‌خواند.[۶۴]

منقبت‌خوانی

در بیش‌تر اوقات در تکیه‌خانه‌ها در آغاز مراسم یا قبل از سخنران اصلی منقبت‌خوانی صورت می‌گیرد.[۶۵]

پذیرایی

در پایان مراسم، پذیرایى از عزاداران در تکیه‌خانه صورت می‌گیرد. تکیه‌خانه‌ها که توان مالی بهتری دارند، از روزهای نخست، عزاداران را اطعام می‌کنند. برخی تکایا از روز هفتم، و تکایایی هم که توان مالی کمتری دارند، روزهای نهم یا فقط روز عاشورا برنامه اطعام دارند. در تکیه‌خانه‌ها اغلب ابتدا مردان پذیرایی می‌شوند و بعد زنان و کودکان. در گذشته، برخی تکایا به دلیل محدودیت، فقط از مردان پذیرایی می‌کردند.[۶۶]

جمع کردن تکیه

جمع کردن تکیه، عملی نمادین است که اغلب در پایان مراسم در شب سیزدهم انجام می‌گیرد. فراشان و عزاداران علَم را از جایگاه خود به محل دیگری (علم‌خانه) انتقال داده و به‌جای آن، علَم کوچک‌تری در کنار منبر قرار می‌دهند. در روز سیزدهم، فراشان تکیه‌خانه اقدام به جمع‌آوری سیاه‌پارچه‌ها و پارچه‌نوشته‌ها از تکیه می‌کنند. این کار همراه با مراسم روضه‌خوانی است و در پایان، تمام فراشان توسط صاحب تکیه اطعام می‌شوند.[۶۷]

پانویس

  1. دهخدا، لغت‌نامه، ذیل واژه تکیه، سایت واژه‌یاب.
  2. دهخدا، لغتنامۀ دهخدا، ذیل واژۀ تکیه‌دادن، وب‌سایت واژه‌یاب.
  3. بنیاد دائره المعارف اسلامی، دانشنامه جهان اسلام، ج۱، ص ۳۸۱۲.
  4. آنندراج، محمدپادشاه، ۱۳۳۶ش، ج2، ص1166.
  5. Brown, The Darvishes, 1968, P97.
  6. نفیسی، فرهنگ، ۱۳۴۳ش، ذیل واژه تکیه.
  7. عدنانی، معجم الاغلاط اللغویة المعاصرة، ۱۹۸۹م، ص۹۷.
  8. خیرالدین، موسو‌عة حلب المقارنة، بی‌تا، ج2، ص384.
  9. شریف،‌ تاریخ‌ فن‌العمارة ‌العراقیة‌ فی‌ مختلف ‌العصور، 1982م، ص476؛ بلوکباشی، «تکیه»، دایرة‌المعارف بزرگ اسلامی، 1387ش، ج16، ص102 و 103.
  10. دیکی‌، ص‌40.
  11. Brown, The Darvishes, 1968, P97.
  12. پیرزاده‌ نائینی‌، سفرنامۀ حاجی‌ پیرزاده‌، 1342ش، ج2، ص343، 356 و 357.
  13. ذکاء، ‌تاریخچۀ‌ ساختمان‌های‌ ارگ‌ سلطنتی‌ تهران‌ و راهنمای‌ کاخ‌ گلستان‌، 1349ش‌، ص283.
  14. مصطفوی‌،‌ آثار تاریخی‌ طهران‌، 1361ش‌، ج1، ص390 و 473.
  15. ابن‌بطوطه، سفرنامه، ۱۳۴۸ش، ج1، ص212.
  16. گلریز، مینودر یا باب‌الجنۀ قزوین، ۱۳۶۸ش، ص۵۸۱.
  17. شهیدی، پژوهشی در تعزیه و تعزیه‌خوانی، از آغاز تا پایان دورۀ قاجار در تهران، ۱۳۸۰ش، ص۲۴۳.
  18. روحانی، «اصناف و پیشه‌وران در تاریخ ایران»، ۱۳۶۶ش، ص68.
  19. احمدپناهی سمنانی، آداب و رسوم مردم سمنان، ۱۳۷۴ش، ص274.
  20. شهیدی، پژوهشی در تعزیه و تعزیه‌خوانی، از آغاز تا پایان دورۀ قاجار در تهران، ۱۳۸۰ش، ص۲۴۳؛
    سلطان زاده، روند شکل‌گیری شهر و مراکز مذهبی در ایران، ۱۳۶۲ش، ص۱۸۲.
  21. شهیدی، پژوهشی در تعزیه و تعزیه‌خوانی، از آغاز تا پایان دورۀ قاجار در تهران، ۱۳۸۰ش، ص۲۴5.
  22. نتایج آماری، طرح تهیۀ شناسنامۀ مساجد و اماکن مذهبی کشور، ۱۳۷۵ش، ص9.
  23. توسلی، «حسینیه‌ها، تکایا، مصلى‌ها»، معماری ایران، دورۀ اسلامی، ۱۳۶۶ش، ص۸۱.
  24. ذکاء، تاریخچۀ ساختمان‌های ارگ سلطنتی تهران و راهنمای کاخ گلستان، ۱۳۴۹ش، ص۲۸۳.
  25. بیضایی، نمایش در ایران، ۱۳۷۱ش، ص۱۳۱.
  26. مستوفی، شرح زندگانی من، ۱۳۷۱ش، ج1، ص301.
  27. فلاح‌زاده، تاریخ اجتماعی ـ سیاسی تئاتر در ایران (تعزیه)، ۱۳۸۴ش، ص۲۰۵؛
    شهیدی، پژوهشی در تعزیه و تعزیه‌خوانی، از آغاز تا پایان دورۀ قاجار در تهران، ۱۳۸۰ش، ص۲۴3.
  28. معتمدی، عزاداری سنتی شیعیان در بیوت علما و حوزه‌های علمیه و کشورهای جهان، ۱۳۷۹ش، ج2، ص441.
  29. شهری، طهران قدیم، ۱۳۷۰ش، ج1، ص114.
  30. فلاح‌زاده، تاریخ اجتماعی ـ سیاسی تئاتر در ایران (تعزیه)، ۱۳۸۴ش، ص۲۰۵.
  31. هاشمی گلپایگانی، بوی جوی مولیان: ابنیه و آثار تاریخی اسلام در ماوراءالنهر، 1379ش؛ سمرقندی، قندیّه و سمریّه، 1368ش، ص36؛ گلمبک، معماری تیموری در ایران و توران، 1375ش، ج1، ص310 و 314؛ بلز و بلوم، هنر و معماری اسلامی، 1391ش، ص45.
  32. الفینستون‌، ‌افغانان‌: جای‌، فرهنگ‌، نژاد (گزارش‌ سلطنت‌ کابل‌)، 1376ش‌، ص542، 544 و 551.
  33. خلیل، مزارات کابل، 1383ش، ص39، 61 و 143.
  34. انوری، «معرفی مراسم تکایای شهر کابل»، 1390ش، ص146.
  35. صابری، «جایگاه و کارکرد تربیتی حسینیه‌ها در افغانستان»، 1386ش، ص127.
  36. رهیاب، بلخاب: تاریخ، فرهنگ و اجتماع، 1401ش، ج2، ص298؛ انوری، «معرفی مراسم تکایای شهر کابل»، 1390ش، ص151.
  37. جوادی، «مراسم عاشورا در کابل»، 1393ش، ص110.
  38. جوادی، «مراسم عاشورا در کابل»، 1393ش، ص111.
  39. جوادی، «مراسم عاشورا در کابل»، 1393ش، ص119؛ انوری، «معرفی مراسم تکایای شهر کابل1390ش، ص147.
  40. فرهنگ، جامعه‌شناسی و مردم‌شناسی شیعیان افغانستان، 1380ش، ص278؛ جوادی، «مراسم عاشورا در کابل»، 1393ش، ص122؛ «محرم در افغانستان»، پایگاه تخصصی تحلیلی جامعه و فرهنگ ملل.
  41. رهیاب، بلخاب: تاریخ، فرهنگ و اجتماع، 1401ش، ج2، ص298؛ جوادی، «مراسم عاشورا در کابل»، 1393ش، ص110.
  42. جوادی، «مراسم عاشورا در کابل»، 1393ش، ص112.
  43. صابری، «جایگاه و کارکرد تربیتی حسینیه‌ها در افغانستان»، 1386ش، ص127.
  44. جوادی، «مراسم عاشورا در کابل»، 1393ش، ص112.
  45. جوادی، «مراسم عاشورا در کابل»، 1393ش، ص113.
  46. جوادی، «مراسم عاشورا در کابل»، 1393ش، ص117.
  47. جوادی، «مراسم عاشورا در کابل»، 1393ش، ص117.
  48. جوادی، «مراسم عاشورا در کابل»، 1393ش، ص117.
  49. جوادی، «مراسم عاشورا در کابل»، 1393ش، ص117.
  50. جوادی، «مراسم عاشورا در کابل»، 1393ش، ص117.
  51. جوادی، «مراسم عاشورا در کابل»، 1393ش، ص117.
  52. انوری، «معرفی مراسم تکایای شهر کابل»، 1390ش، ص147؛ جوادی، «مراسم عاشورا در کابل»، 1393ش، ص116.
  53. انوری، «معرفی مراسم تکایای شهر کابل»، 1390ش، ص147؛ جوادی، «مراسم عاشورا در کابل»، 1393ش، ص116.
  54. انوری، «معرفی مراسم تکایای شهر کابل»، 1390ش، ص147؛ جوادی، «مراسم عاشورا در کابل»، 1393ش، ص116.
  55. انوری، «معرفی مراسم تکایای شهر کابل»، 1390ش، ص147؛ جوادی، «مراسم عاشورا در کابل»، 1393ش، ص116.
  56. انوری، «معرفی مراسم تکایای شهر کابل»، 1390ش، ص147؛ جوادی، «مراسم عاشورا در کابل»، 1393ش، ص116.
  57. انوری، «معرفی مراسم تکایای شهر کابل»، 1390ش، ص147؛ جوادی، «مراسم عاشورا در کابل»، 1393ش، ص116.
  58. انوری، «معرفی مراسم تکایای شهر کابل»، 1390ش، ص147؛ جوادی، «مراسم عاشورا در کابل»، 1393ش، ص116.
  59. انوری، «معرفی مراسم تکایای شهر کابل»، 1390ش، ص147؛ جوادی، «مراسم عاشورا در کابل»، 1393ش، ص116.
  60. انوری، «معرفی مراسم تکایای شهر کابل»، 1390ش، ص147؛ جوادی، «مراسم عاشورا در کابل»، 1393ش، ص116.
  61. انوری، «معرفی مراسم تکایای شهر کابل»، 1390ش، ص147؛ جوادی، «مراسم عاشورا در کابل»، 1393ش، ص116.
  62. جوادی، «مراسم عاشورا در کابل»، 1393ش، ص114.
  63. انوری، «معرفی مراسم تکایای شهر کابل»، 1390ش، ص151.
  64. جوادی، «مراسم عاشورا در کابل»، 1393ش، ص116.
  65. انوری، «معرفی مراسم تکایای شهر کابل»، 1390ش، ص149.
  66. جوادی، «مراسم عاشورا در کابل»، 1393ش، ص115.
  67. انوری، «معرفی مراسم تکایای شهر کابل»، 1390ش، ص149.

منابع

  • آنندراج، محمدپادشاه، به‌تحقیق محمد دبیرسیاقی، تهران، خیام، ۱۳۳۶ش.
  • ابن‌بطوطه، سفرنامه، ترجمۀ محمدعلی موحد، تهران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۴۸ش.
  • احمدپناهی سمنانی، محمد، آداب و رسوم مردم سمنان، تهران، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، ۱۳۷۴ش.
  • الموسوعة الفلسطینیه، القسم العام، بیروت، دار النهضه العربیه، ۱۹۸۴م.
  • بنیاد دائره المعارف اسلامی، دانشنامه جهان اسلام، نشر بنیاد دائره المعارف اسلامی، تهران، ۱۳۷۵ش.
  • بیضایی، بهرام، نمایش در ایران، تهران، روشنگران و مطالعات زنان، ۱۳۷۱ش.
  • توسلی، محمود، «حسینیه‌ها، تکایا، مصلى‌ها»، معماری ایران، دورۀ اسلامی، به‌تحقیق محمد یوسف کیانی، تهران، ۱۳۶۶ش.
  • خیرالدین، م، موسو‌عة حلب المقارنة، به‌تحقیق محمدکمال، جامعة حلب، بی‌تا.
  • دراجی، احمد محمدحسن، الربط و التکایا البغدادیة فی العهد العثمانی، بغداد، بی‌نا، ۲۰۰۱م.
  • دهخدا، علی‌اکبر، لغت‌نامه، سایت واژه‌یاب، تاریخ بازدید: 16 خرداد 1401ش.
  • ذکاء، یحیى، تاریخچۀ ساختمان‌های ارگ سلطنتی تهران و راهنمای کاخ گلستان، تهران، انجمن آثار ملی، ۱۳۴۹ش.
  • روحانی، کاظم، «اصناف و پیشه‌وران در تاریخ ایران»، کیهان اندیشه، تهران، شماره 12، ۱۳۶۶ش.
  • سلطان زاده، حسین، روند شکل‌گیری شهر و مراکز مذهبی در ایران، تهران، آگاه، ۱۳۶۲ش.
  • شهری، جعفر، طهران قدیم، تهران، معین، ۱۳۷۰ش.
  • شهیدی، عنایت‌الله، پژوهشی در تعزیه و تعزیه‌خوانی، از آغاز تا پایان دورۀ قاجار در تهران، به‌تحقیق علی بلوکباشی، تهران، دفتر پژوهش‌های فرهنگی، ۱۳۸۰ش.
  • عدنانی، محمد، معجم الاغلاط اللغویة المعاصرة، بیروت، بی‌نا، ۱۹۸۹م.
  • گلریز، محمدعلی، مینودر یا باب‌الجنۀ قزوین، قزوین، سازمان میراث فرهنگی کشور، ۱۳۶۸ش.
  • فلاح‌زاده، مجید، تاریخ اجتماعی ـ سیاسی تئاتر در ایران (تعزیه)، تهران، پژواک کیوان، ۱۳۸۴ش.
  • مستوفی، عبدالله، شرح زندگانی من، تهران، زوار، ۱۳۷۱ش.
  • معتمدی، حسین، عزاداری سنتی شیعیان در بیوت علما و حوزه‌های علمیه و کشورهای جهان، قم، عصر ظهور، ۱۳۷۹ش.
  • مصطفى، صالح لمعی، التراث المعماری الاسلامی فی مصر، بیروت، بی‌نا، ۱۴۰۴ق.
  • نتایج آماری، طرح تهیۀ شناسنامۀ مساجد و اماکن مذهبی کشور، مرکز آمار ایران، تهران، ۱۳۷۵ش.
  • نفیسی، علی‌اکبر،‌ فرهنگ، به‌تحقیق سعید نفیسی، تهران، خیام، ۱۳۴۳ش.
  • Brown, J. P., The Darvishes, London, 1968.