پیشنویس:ازدواج: تفاوت میان نسخهها
حمید گلزار (بحث | مشارکتها) جز ۲۱ نسخه واردشده |
حمید گلزار (بحث | مشارکتها) بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱۱۸: | خط ۱۱۸: | ||
#آشنایی خانوادهها با [[سبک زندگی]] مطلوب و پرهیز از [[تجملگرایی|تجملات]] و هزینههای سنگین در ازدواج؛<ref>[http://www.jwss.ir/article_120260.html عظیمپور و پاپینژاد، «راهکارهای مقابله با ازدواج سفید از منظر قرآن و روایات»، 1384ش، ص90.]</ref> | #آشنایی خانوادهها با [[سبک زندگی]] مطلوب و پرهیز از [[تجملگرایی|تجملات]] و هزینههای سنگین در ازدواج؛<ref>[http://www.jwss.ir/article_120260.html عظیمپور و پاپینژاد، «راهکارهای مقابله با ازدواج سفید از منظر قرآن و روایات»، 1384ش، ص90.]</ref> | ||
#اصلاح و بازتعریف اهداف و رسالت نهادهای ذیربط ازدواج مانند وزارت ورزش و جوانان و معاونت امور زنان و خانوادهٔ ریاست جمهوری.<ref>[https://snn.ir/fa/news/947658/وضعیت-ازدواج-در-کشور-بحرانی-است-ضرورت-تغییر-ماهیت-فرابخشی-معاونت-امور-زنان-دولت-جدید «وضعیت ازدواج در کشور بحرانی است»، خبرگزاری دانشجو.]</ref> | #اصلاح و بازتعریف اهداف و رسالت نهادهای ذیربط ازدواج مانند وزارت ورزش و جوانان و معاونت امور زنان و خانوادهٔ ریاست جمهوری.<ref>[https://snn.ir/fa/news/947658/وضعیت-ازدواج-در-کشور-بحرانی-است-ضرورت-تغییر-ماهیت-فرابخشی-معاونت-امور-زنان-دولت-جدید «وضعیت ازدواج در کشور بحرانی است»، خبرگزاری دانشجو.]</ref> | ||
==مفهومشناسی== | |||
ازدواج در زبان عربی معادل «[[نکاح]]» به معنای «پیوستن» است.<ref>فیومی، المصباح المنیر في غریب الشرح الکبیر للرافعی، 1413ق، ج2، ص624</ref> نکاح در اصطلاح عرب، به معنای متفاوتی بکار رفته است. این واژه هم به معنای [[عقد]] هم به معنای جماع است ولی معنای اصلی نکاح همان عقد میباشد و از جهت کنایی از جماع استفاده شده است و عربها تصریح به آن را قبیح میشمرند و در زبان عرب این غیر ممکن است که با لفظ قبیح از غیر قبیح تعبیر کنند. لازم به ذکر است تمام موارد نکاح در قرآن به معنای ازدواج است.<ref>قرشی، قاموس قرآن، 1371ش، ج7، ص108</ref> | |||
واژه ازدواج در اصطلاح [[همسر]] گرفتن [[مرد]] يا [[زن]] است كه به سبب [[عقد ازدواج]] همراه با شرايط آن، تحقّق مىيابد و از آن در باب [[نكاح]] و نيز به مناسبت در باب جهاد سخن رفته است. <ref>هاشمى شاهرودى، فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بيت عليهمالسلام، 1426ق، ج1، ص364</ref> در این رابطه اسباب تحریم و بطلان ازدواج در فقه قابل توجه میباشد. | |||
==انواع ازدواج== | |||
در اسلام ازدواج بر دو نوع است: | |||
[[ازدواج موقّت]] و ازدواج دائم | |||
===1. ازدواج دائم=== | |||
ازدواج یا [[عقد دائم|عقد دائم،]] آن است که در آن، زناشویی دائمی و تا پایانی عمر مد نظر است و در خطبه عقد محدودیت زمانی مطرح نمیشود.<ref>حسینی، رساله دانشجويی، 1384ش، ص۲۴۸</ref> | |||
====اركان ازدواج دائم==== | |||
*[[صيغه]]: [[عقد ازدواج]] تنها با ايجاب و قبول لفظى تحقّق مىيابد. رضايت باطنى و نيز معاطات در آن جارى نمىشود. «زوّجتك» و «انكحتك» الفاظ ايجاب است و در جواز [[عقد]] با «متّعتك»، بلكه با هر لفظى كه بر مقصود دلالت كند، اختلاف است. <ref>نجفی، العروة الوثقى، 1323ق، ج2، ص851</ref> | |||
«قبلت التّزويج» يا «قبلت النّكاح» و مانند آن همچون «رضيت» الفاظ قبول است. بنا بر قول به مخصوص نبودن الفاظ ايجاب و قبول، هر لفظى بر ايجاب و قبول [[نكاح]] دلالت كند، براى صحّت [[عقد]] كافى است.<ref>نجفی، جواهر الكلام، بیتا، ج29، ص134</ref> | |||
در اينكه بايد [[صيغه]] ايجاب از جانب [[زن]] و صيغه قبول از جانب [[مرد]] باشد يا عكس آن نيز صحيح است، اختلاف میباشد.<ref> نجفی، العروة الوثقى، 1323ق، ج2، صص851-852</ref> [[عقد ازدواج]] با الفاظ بيع، هبه، تمليك و اجاره منعقد نمیشود.<ref> نجفی، جواهر الكلام، بیتا، ج29، ص139 </ref> شرايط معتبر در صيغه عقد همچون ماضى بودن و عربى بودن به قول مشهور و شرايط متعاقدين همچون بالغ و عاقل بودن، در عقد [[نكاح]] نيز از آن جهت كه عقد است، معتبر میباشد. <ref>بحرانی، الحدائق الناضره، 1405ق، ج23، صص 159 و 167.</ref> مطابقت لفظى ميان ايجاب و قبول شرط نيست.از اين رو، ايجاب با لفظ «زوّجتك» و قبول با لفظ «قبلت النّكاح»، صحيح است.<ref>هاشمی شاهرودی، فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بيت عليهم السلام، 1426ق، ج1، ص367</ref> در صورت ناتوانى از عربى خواندن، میتوان [[صيغه]] را به زبانهاى ديگر نيز خواند؛ هر چند- در صورت امكان- برخى احتياط را در وكيل گرفتن دانسته اند. در صورت ناتوانى از سخن گفتن، اشاره فهماننده مقصود، كافى است.<ref> نجفی، العروة الوثقى، 1323ق، ج2، صص851-852</ref> حضور دو شاهد در [[عقد ازدواج]] شرط نيست.<ref>نجفی، جواهر الكلام، بیتا، ج29، ص146.</ref> همچنين مهر، شرط صحّت ازدواج دائم نيست. از اين رو، عقد بدون ذكر مهر صحيح است. | |||
*عاقد: بلوغ و عقل در اجرا كننده صيغه عقد شرط است. بنابراين، عقد غير بالغ خواهد براى خود يا ديگرى، و نيز عقد ديوانه صحيح نيست. | |||
*زوجين: زوجين در [[عقد ازدواج]] بايد با اشاره يا بردن نام يا صفت، معلوم و معيّن باشند. | |||
همتايى، كفو: زوجين در [[عقد ازدواج]] بايد به لحاظ دينى همتاى يكديگر باشند؛ به اين معنا كه اگر [[زن]] مسلمان است، شوهر نيز مسلمان باشد. | |||
در اين كه توانايى پرداخت [[نفقه]] نيز در همتا بودن [[مرد]] شرط است يا نه، اختلاف است. بيشتر فقيهان آن را شرط نمیدانند. همچنين در اين كه بر ولىّ دختر پذيرفتن خواستگار مؤمنى كه بر پرداخت [[نفقه]] توانا است، واجب است يا خير اختلاف میباشد.<ref>هاشمی شاهرودی، فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بيت عليهم السلام، 1426ق، ج1، ص368</ref> | |||
شرط كردن در عقد [[نكاح]]: اگر چيز خلاف شرع در [[عقد ازدواج]] شرط شود و با مقتضاى عقد منافات نداشته باشد، براى مثال [[زن]] شرط كند كه [[مرد]] ازدواج مجدد نكند شرط باطل، امّا عقد و مهر صحيح است. نيز اگر شرط شود كه مهر در مدّت معيّنى پرداخت شود و گرنه [[عقد]] باطل باشد، تنها، شرط باطل است. | |||
اگر ازاله نكردن بكارت شرط شود، در لزوم و صحّت اين شرط اختلاف است.<ref>هاشمی شاهرودی، فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بيت عليهم السلام، 1426ق، ج1، ص368</ref> | |||
اگر خيار فسخ [[عقد]] در [[عقد ازدواج]] شرط شود به اين معنا كه شرط كننده اختيار فسخ اصل ازدواج را داشته باشد شرط و به قول مشهور، عقد باطل است، امّا اگر خيار فسخ در مهر شرط شود به اين معنا كه زوج يا زوجه و يا شخص ثالث، اختيار فسخ مهر المسمّى را داشته باشد كه در اين صورت به مهر المثل رجوع میشود، [[عقد]]، مهر و شرط، هر سه صحيح است. اگر بيرون نرفتن [[زن]] از شهر خودش شرط شود، در لزوم وفا به اين شرط يا بطلان آن، اختلاف است.<ref>هاشمی شاهرودی، فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بيت عليهم السلام، 1426ق، ج1، ص368</ref> | |||
تنازع در عقد [[نكاح]]: اگر [[مرد]] و [[زنى]] در همسرى يكديگر اختلاف داشته باشند، بر حسب ظاهر، احكام زوجيّت بر كسى جارى میشود كه به آن اعتراف كند. براى مثال، اگر معترف [[مرد]] باشد، نمیتواند با مادر و دختر [[زن]] ازدواج كند. اگر مردى، زنى را [[عقد]] كند، آنگاه ديگرى ادّعاى [[همسری]] آن [[زن]] را بكند، به ادّعاى او اعتنا نمیشود، مگر اينكه بينّه اقامه كند.<ref>هاشمی شاهرودی، فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بيت عليهم السلام، 1426ق، ج1، ص368</ref> | |||
===[[ازدواج موقّت|2. ازدواج موقّت]]=== | |||
[[مُتعِه]] یا [[نکاح مُنقَطِع]] یا ازدواج موقت که به صیغه نیز معروف است، نوعی از ازدواج در مذهب شیعه است که در آن [[عقد ازدواج]] برای مدت معین و محدودی با [[مهریه]]ای معلوم، بین [[زن]] و [[مرد]] بسته میشود و با پایان آن رابطه [[زوجیت]] خودبهخود منقضی میشود. برخی در تعریف [[متعه]] را ازدواج نمیدانند و معتقدند در شریعت اسلام ازدواج دو نوع تعریف نشدهاست. [[متعه]] یعنی تمتع، درحالیکه هدف از ازدواج، تشکیل [[خانواده]] است. [[متعه]] در قوانین ایران به پیروی از فقه امامیه به رسمیت شناخته شدهاست.<ref>[https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%B9_%D8%A7%D8%B2%D8%AF%D9%88%D8%A7%D8%AC «انواع ازدواج»، ویکی پدیا]</ref> ازدواج موقت، [[عقد زناشويى]] در مدّتى معيّن است. از [[ازدواج موقّت]] به [[نكاح متعه]] و [[نكاح منقطع]] نيز تعبير شده است. | |||
====حكم [[ازدواج موقّت]]==== | |||
[[ازدواج موقّت]] از اختصاصات مذهب شيعه، و عملى مجاز یا مستحب است.<ref>نجفی، جواهر الكلام، بیتا، ج30، صص139 و 151.</ref> | |||
====اركان ازدواج موقت==== | |||
نكاح منقطع چهار ركن دارد: | |||
#[[صيغه]]: [[عقد متعه]] همچون ساير عقود از ايجاب و قبول تشكيل مىشود. ايجاب كه توسط [[زن]] خوانده مىشود، به قول مشهور، بايد با يكى از الفاظ «زوّجتك»، «متّعتك» يا «أنكحتك» باشد و عقد با الفاظ ديگر مانند «تمليك»، «هبه» و «اجاره» منعقد نمىشود. قبول توسط [[مرد]] با لفظى كه بر انشاء رضايت او دلالت كند- مانند «قبلت النّكاح»، «قبلت المتعة»، «قبلت التّزويج» يا «قبلت» به تنهايى- محقّق مى گردد.شرايط [[صيغه]] [[عقد منقطع]]، همان شرايط [[صيغه]] [[عقد دائم]] است. <ref>هاشمی شاهرودی، فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بيت عليهم السلام، 1426ق، ج1، ص372</ref> | |||
#زوجين: [[ازدواج موقّت]] ميان [[مرد]] و [[زن]] مسلمان و نيز به قول مشهور بين متأخّران، ميان مرد مسلمان و زن كتابى صحيح است، ليكن ميان [[زن]] مسلمان و [[مرد]] كتابى جايز نيست. <ref>بحرانی، الحدائق الناضره، 1405ق، ج24، ص5.</ref> پدر يا جدّ پدرى مىتوانند [[زنى]] را براى محرم شدن با وى، به [[عقد موقّت]] پسر نابالغ خود يا دختر نابالغى را براى محرمشدن [[مادر]] وى با فردى، به [[عقد]] آن فرد درآورند، ليكن در اين كه شرط است مدّت عقد به اندازهاى باشد كه براى پسر يا دختر، امكان تمتّع [[جنسی]] در آن مدّت وجود داشته باشد يا كمتر از آن نيز كفايت مىكند و نيز در اين كه مصلحت داشتن چنين عقدى براى پسر يا دختر، شرط صحّت آن است يا صرف نداشتن مفسده كفايت مىكند، اختلاف است. <ref> بنی هاشمی خمینی،توضيح المسائل مراجع، 1396ش، مسأله 2429.</ref> مستحب است [[زنى]] كه براى [[عقد منقطع]] اختيار مىشود، با ايمان (شيعه) و عفيف باشد و در صورت متهمبودن، از حال وى سؤال شود. به قول مشهور، [[ازدواج موقّت]] با [[زن]] زناكار مكروه و به قول برخى، حرام است. [[ازدواج موقّت]] با دختر بكر (دوشيزه) مكروه است و در صورت ازدواج، ازاله بكارت وى كراهت دارد. در جواز [[عقد منقطع]] دختر بكر رشيده، بدون اذن ولىّ او، اختلاف و قول اشهر، جواز آن است. | |||
#مهر: ذكر مهر، شرط صحّت [[عقد منقطع]] است و اگر ذكر نشود، عقد باطل است. زن به صرف [[عقد]]، مالك مهر مىشود، ليكن استقرار ملكيّت وى نسبت به همه آن، بر دخول و تمكين [[زن]] از [[مرد]] در مدّت تعيينشده متوقّف است. در صورتى كه [[مرد]] مدّت را پيش از دخول ببخشد، نصف مهر بر عهدهاش ثابت است. | |||
#مدّت: ذكر مدّت، شرط صحّت [[عقد منقطع]] است و به قول مشهور، در صورت عدم ذكر آن، [[عقد دائم]] واقع مىشود. مدّت، بايد معيّن و غيرقابل افزايش و كاهش باشد، نه مبهم و كلّى مانند چند روز، چند ماه يا تا بازگشت حاجيان از مكّه. <ref>هاشمی شاهرودی، فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بيت عليهمالسلام، 1426ق، ج1، ص373</ref> [[مرد]] مىتواند همه مدّت يا مقدارى از آن را به [[زن]] ببخشد، بدون اينكه نيازى به قبول او باشد. در [[ازدواج موقّت]]، [[طلاق]] نيست و [[زن]] و شوهر با تمام شدن مدّت يا بخشيدن آن توسط [[مرد]]، از يكديگر جدا میشوند. به قول مشهور، تجديد [[عقد موقّت]] با [[زن]] يا تبديل آن به [[عقد دائم]] پيش از تمام شدن يا بخشيدن مدّت [[متعه]] پيشين، صحيح نيست. | |||
====ساير احكام [[ازدواج موقّت]]==== | |||
*در [[ازدواج موقّت]] هر يك از [[زن]] و [[مرد]] مىتوانند نسبت به چگونگى تمتّع از يكديگر، زمان و مكان آن و ساير جهات، هرگونه شرطى را كه با مقتضاى [[عقد]] تنافى نداشته باشد، قرار دهند. | |||
*در اين كه [[مرد]] مىتواند آميزش با [[همسر]] موقّت خود را بيش از چهار ماه ترك كند يا خير، اختلاف است. | |||
*به قول مشهور، ايلاء و [[لعان]] در [[عقد منقطع]] واقع نمىشود و در وقوع ظهار اختلاف است. | |||
*به قول مشهور، [[زن]] و شوهر بدون شرط توارث، از يكديگر [[ارث]] نمىبرند. در ثبوت توارث در صورت شرط آن در [[عقد]]، اختلاف است. | |||
*نفقه زن در طول مدّت عقد، بر عهده شوهر نيست، مگر آن كه شرط شود. | |||
*[[زن]] پس از تمام شدن مدّت [[متعه]] يا بخشيدن مدّت از جانب [[مرد]]، در صورت دخول و عدم حاملگى و حيض نشدن در سنّ حيض، بايد چهل و پنج روز عدّه نگه دارد، و در صورت حيض شدن، در اين كه عدّه او دو حيض است يا يك حيض يا يك حيض و نصف آن و يا دو طهر (پاكى از حيض)، اختلاف است. قول نخست، مشهور است. | |||
*عدّه زن حامله، وضع حمل او است. به قول مشهور، [[زن]] غير حاملهاى كه شوهرش فوت كرده است، بايد چهار ماه و ده روز عدّه نگه دارد و برخى قائل به نصف آن شدهاند. عدّه [[زن]] در صورت حامله بودن، بيشترين مدّت از زمان وضع حمل و زمان عدّه وفات است. <ref>هاشمی شاهرودی، فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بيت عليهم السلام، 1426ق، ج1، ص374</ref> | |||
====[[صیغه محرمیت]]==== | |||
[[صيغه محرميّت]] به معنای [[ازدواج موقّت]] با هدف حصول محرميت است. تزويج دختر يا پسر نابالغ توسط ولىّ به قصد حصول محرميت است. از آن در باب [[نكاح]] سخن گفتهاند.گاهى هدف از اجراى [[عقد]] [[نكاحِ موقت]]، بهره [[جنسی]] نيست؛ بلكه صرف ايجاد محرميّت است. به عنوان مثال، مردى جهت محرمشدن با زنى، با دختر او- كه به طور معمول در اينگونه موارد دختر بچه انتخاب مىشود- با اذن ولىّ دختر، براى مدتى كوتاه- مثلا يك ساعت- [[صيغه]] ازدواج موقت مىخواند تا مادر اين دختر مادر زن او به شمار رود و براى هميشه به او محرم گردد، يا بين پسر بچهاى توسط ولىّ يا با اذن او و [[زنى]] براى مدتى كوتاه صيغه خوانده مىشود تا آن [[زن]]، عروس پدر بچه به شمار رود و براى هميشه به او محرم گردد.<ref>هاشمی شاهرودی، فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بيت عليهمالسلام، 1426ق، ج5، ص125</ref> | |||
از آنجا كه محرميت مادر زن و عروس به صرف [[عقد ازدواج]]؛ اعم از [[دايم]] و [[موقت]] حاصل مىشود و پس از انحلالِ [[نكاح]] نيز به قوت خود باقى است، در دو مورد ياد شده، ازدواج موقت تنها با هدف ايجاد محرميت صورت مىگيرد و مقصود اصلى در اينگونه ازدواج خود ازدواج نيست؛ بلكه محرميتى است كه به تبع ازدواج حاصل مىشود؛ از اينرو، به آن [[صيغه محرميّت]] اطلاق مىشود. البته در عرف بر [[ازدواج موقتى]] كه ميان دختر و پسر، پيش از ازدواج دائم به منظور آشنايى بيشتر صورت مىگيرد نيز صیغه محرمیت اطلاق مىشود كه در واقع همان ازدواج موقّت است. <ref>هاشمی شاهرودی، فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بيت عليهمالسلام، 1426ق، ج5، ص125</ref> | |||
==پانویس== | ==پانویس== | ||
| خط ۱۵۲: | خط ۱۹۵: | ||
* «وضعیت ازدواج در کشور بحرانی است»، خبرگزاری دانشجو، تاریخ درج مطلب: ۱۹ تیر ۱۴۰۰ش. | * «وضعیت ازدواج در کشور بحرانی است»، خبرگزاری دانشجو، تاریخ درج مطلب: ۱۹ تیر ۱۴۰۰ش. | ||
* هاشمی شاهرودی، سید محمود، فرهنگ فقه مطابق با مذهب اهلبیت علیهمالسلام، قم، مؤسسه دایرةالمعارف فقه اسلامی، چاپ اول، ۱۳۹۲ش. | * هاشمی شاهرودی، سید محمود، فرهنگ فقه مطابق با مذهب اهلبیت علیهمالسلام، قم، مؤسسه دایرةالمعارف فقه اسلامی، چاپ اول، ۱۳۹۲ش. | ||
*«انواع ازدواج»، ویکی پدیا، تاریخ بازدید: 15 بهمن 1401ش. | |||
*بحرانى، يوسف، الحدائق الناضره، قم، دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم، 1405ق | |||
*بنی هاشمی خمینی، سید محمد حسن، توضيح المسائل مراجع، قم، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین، 1396ش. | |||
*حسینی، مجتبی، رساله دانشجویی، قم، نشر معارف، 1384ش. | |||
*حکیم، سید محسن، مستمسک العروه الوثقی، قم، منشورات مکتبه آیه الله العظمی المرعشی النجفی، ۱۴۰۴ق. | |||
*فیومی، احمد بن محمد، المصباح المنیر في غریب الشرح الکبیر للرافعی، موسسه دارالهجره، قم، چاپ دوم، ۱۴۱۴ق. | |||
*قرشی، سید علی اکبر، قاموس قرآن، ج7، تهران، دارالکتب الاسلامیه، چاپ ششم، 1371ش. | |||
*نجفى، كاشف الغطاء، العروة الوثقى، بیجا، مؤسسه كاشف الغطاء، 1323ق. | |||
*نجفی، محمدحسن، جواهر الكلام، بیروت، دار احیاء التراث العربی، بیتا. | |||
*هاشمى شاهرودى، محمود، فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بيت عليهمالسلام، موسسه دائره المعارف فقه اسلامى بر مذهب اهل بيت عليهمالسلام، قم، مركز پژوهشهاى فارسى الغدير، 1426ق. | |||
{{پایان منابع}} | {{پایان منابع}} | ||
نسخهٔ ۱۷ آبان ۱۴۰۴، ساعت ۱۰:۴۲

ازدواج؛ پیوند مشروع، قانونی و پایدار زن و مرد در ساختار خانواده.
ازدواج، یک قرارداد دینی و قانونی برای پیوند و معاشرت زن و مرد است. این تعهد حقوقی بهصورت معمول، در ساختار خانواده و با هدف تأمین پایدار نیازهای عاطفی، روانی و جنسی زن و مرد صورت میپذیرد و تکامل معنوی آن دو را نیز در پی دارد. امروزه با گسترش سبکهای زندگیِ برآمده از فرهنگ بیگانه و غربی، گونههای متفاوتی از همباشی مورد توجه قرار میگیرد که ازدواج و نهاد خانواده را تهدید میکند.
مفهومشناسی از دواج
ازدواج، امر قراردادی، قانونی، مشروع و مبتنی بر غریزه و فطرت انسانی است که بهشیوهٔ همسرگزینی بهانجام رسیده و منافعی از جمله ایجاد آرامش، ارضای نیاز جنسی و تکامل معنوی را بههمراه دارد. صیغه ازدواج، معاشرت زن و مرد را در چارچوب خانواده، مشروعیت بخشیده و حقوق و مسئولیتهایی برای هر دو جانب بهوجود میآورد. با قرارداد ازدواج، دو فرد ناهمجنس بالغ، بههم پیوسته و برقراری ارتباط جنسی دائم یا موقت میان آنها مجاز شمرده شده و سلامت خانواده، فرزندان، جامعه و نسل بشری تأمین میشود.[۱]
تاریخچه ازدواج

ازدواج پدیدهای فراگیر است که در همهٔ زمانها، مکانها و همهٔ جوامع وجود داشته و تنها راه تشکیل خانواده بهشمار آمده است. در روم باستان ازدواج امری اجباری بوده و دختران در دولتشهر اسپارت حتی در انتخاب همسر خود دخالتی نداشتند و ازدواج مطابق نظر پدران و مادران انجام میشد. ایرانیان عهد ساسانیان نیز سنت ازدواج را پاس داشته وتک شوهری را اصلی قاطع در ازدواج میدانستند.[۲]
با ورود دین اسلام در حوزهٔ جغرافیای بزرگ ایران باستان، ازدواج تنها نهاد مشروع تأمین نیازهای طبیعی و تکامل معنوی زن و مرد بوده و سلطهٔ خود را تا هنوز حفظ کرده است. بههمین جهت بهمسایل مربوط بهپیمان ازدواج در ملل و نظامهای حقوقی مختلف، توجه ویژهای شده است.[۳]
اهمیت ازدواج
- ازدواج موجودیت دو انسان را از جهات بسیار، بههم مرتبط ساخته و محیط طبیعی برای تولید مثل و پرورش نوع انسان را بنیان مینهد و از این راه، بر جسم و جان، اندیشه و آیندهٔ انسانها اثرگذار است.[۴]
- ازدواج در آموزههای دینی و بهویژه در قرآن، از نشانههای الهی، مایهٔ آرامش زن و مرد و موجب رحمت و مودت در روابط آن دو معرفی شده است.[۵]
- انسانی که ازدواج میکند در روایات اسلامی از منزلت بالایی برخوردار است؛ حتی مناسک و کنشهای عبادی و روزمره انسان متأهل، برتر و بافضیلتتر از اعمال شخص مجرد دانسته شده است.[۶]
وضعیت ازدواج در ایران
طبق آمار سازمان ثبت احوال ایران، در نیمهٔ نخست سال ۱۴۰۱ش در کل کشور، بیش از ۲۲۵ هزار ازدواج و ۹۴ هزار طلاق بهثبت رسیده است.[۷] بر اساس دیدگاه کارشناسان و با توجه به شاخصهای علمی، نرخ ازدواج در ایران، کاهشی بوده و به مرز بحران رسیده است.
بالا رفتن سن ازدواج
بر اساس اطلاعات موجود، میانگین سن ازدواج که در دههای گذشته، در پسران ۲۵ تا ۲۶ سال بود، امروزه به ۲۹ سال رسیده است و میانگین سن ازدواج در بین دختران، از ۱۸ تا ۲۰ سال به ۲۴ سال رسیده است.[۸]
حجم پائین ازدواج
تعداد ازدواجهای اتفاق افتاده، بهعنوان شاخص دوم وضعیت بحرانی ازدواج جوانان یاد شده است که بر اساس آمار، سالبهسال تعداد ازدواج جوانان کم شده و حجم قابل توجهی از جمعیت پسران جوان ۲۰ تا ۴۹ سال و دختران ۱۵ تا ۴۹ سال ازدواج نمیکنند. بر اساس آخرین آمار، نزدیک به ۱۲ میلیون نفر از جوانان فعلی کشور، در بازه سنی مطرح شده هنوز ازدواج نکردهاند.[۹]
اولویت نداشتن ازدواج
سومین شاخص بحران ازدواج، گرایش و نگرش جوانان مبنی بر اولویت نداشتن ازدواج است. بر خلاف گذشته که از دوران نوجوانی بهبعد در میان افراد و خانوادهٔ آنها، ازدواج دغدغهٔ جدی بود، امروزه، ازدواج بهعنوان یک اولویت در نظام فرهنگی، مطرح نیست یا کمتر اینگونه است.[۱۰]
کاهش سن بلوغ جنسی و افزایش سن ازدواج
کاهش سن بلوغ جنسی نوجوانان و فعالشدن زودهنگام غریزهٔ جنسی از یکسو و افزایش سن ازدواج از سوی دیگر، از دیگر شاخصهای بحران ازدواج در ایران است. اما اگر بلوغ زودرس جنسی با کاهش سن از دواج همراه باشد آسیبی درپی ندارد.[۱۱]
عوامل تهدیدکنندهٔ ازدواج

عوامل زیادی نهاد ازدواج را مورد تهدید قرار داده و فرصتهای انجام آن را در ایران، دچار محدودیت کرده است.
- مسکن؛
- اشتغال؛
- طولانی بودن نظام آموزشی؛
- وضعیت سربازی؛
- وضعیت تفریح و اوقات فراغت جوانان؛[۱۲]
- ایدهآلگرایی جوانان؛
- سختگیری خانوادهها؛
- دسترسی آسان به جایگزینهای ازدواج.[۱۳]
آثار ازدواج
تشکیل خانواده
خانواده اولین واحد اجتماعی، حقوقی و بنیادی[۱۴] جامعه است که جهت رفع نیازمندیهای جنسی، عاطفی و تکامل معنوی پایدار مرد و زن، توسط نهاد ازدواج ایجاد شده و استمرار نسل بشری از نتایج اساسی آن بهشمار میآید. پیمان ازدواج دارای یک مفهوم زیربنایی اخلاقی است که جایگاه شخص سوم (فرزند) در آن، بیش از جایگاه دو طرف قرارداد، در نظر گرفته شده است.[۱۵]
آرامش
آرامش یکی از نیازهای مهم انسان برای سامان زندگی در این جهان است. آرامشی که در پرتو رابطه زن و مرد شکل میگیرد و هر دو به آن راضی میشوند از انگیزههای اصلی ازدواج محسوب میشود. قرآن نیز علت آفرینش انسان در دو جنس زن و مرد را رسیدن به آرامش بهواسطه ازدواج، معرفی کرده است.[۱۶]
همچنین در آیه دیگری انس و الفت انسانها و رسیدن آنها به آرامش در پرتو زوجیت را از نشانههای خداوند دانسته است.[۱۷] در سخنان پیامبر خدا نیز شادمان شدن و آرامش یافتن انسان از دیدن همسر شایسته، از بهترین بهرههای مؤمن در دنیا تلقی شده است.[۱۸] شیخ طبرسی در تفسیر آیه «هُنَّ لِبَاسٌ لَکُمْ وَأَنْتُمْ لِبَاسٌ لَهُنّ»،[۱۹] لباس بودن زن و شوهر برای یکدیگر را بهمعنای مایه آرامش بودن زوجین برای همدیگر دانسته است.[۲۰]
حفظ ایمان، آبرو و امنیت
برخی از مفسران قرآن، ازدواج را همچون لباس، موجب پنهانداشتن زشتیهای زن و شوهر دانستهاند؛ یعنی همانگونه که لباس عیبها و بدیهای انسان را میپوشاند، زن و شوهر نیز همانند لباس، عیبها و نارساییهای همدیگر را میپوشانند.[۲۱]
همچنین ازدواج میتواند امنیت آبرویی و اخلاقی در افراد ایجاد کند و این خود موجب امنیت اجتماعی خواهد بود. در ازدواج، زن و شوهر بهمنزله لباس مایه عفت و پوشیدگی هم میشوند اما در رابطه جنسی بدون ازدواج این امر مهم وجود ندارد که درنتیجه موجب بیعفتی و برهنگی یکدیگر شده و امنیت اخلاقی جامعه نیز خدشهدار میشود.[۲۲] بههمین دلیل، پیامبر اسلام ازدواج را موجب حفظ نیمی از دین دانسته و توصیه میکند که برای حفظ نیم دیگرِ دین، تقوای الهی پیشه کنید.[۲۳]
حفظ نوع بشر
ازدواج، تنها راه بقای انسان و جامعه است. قرآن به این حقیقت تصریح میکند که خداوند فقط این راه را برای بقای نسل موجودات قرار داده است. خدا برای انسانها و حیوانات از جنس خودشان، جفتهایی قرارداد تا با ازدواج، نسل انسان و سایر گونههای حیوانات تکثیر گردد.[۲۴]
قرآن کریم ادامه یافتن نسل را بر ازدواج مترتب میکند و بیان میدارد که خداوند از جنس خود انسانها همسرانی برایشان قرارداد و از همسران، فرزندان و نوههایی بهوجود آورد.[۲۵] قرآن در کنار سفارش به سنت الهی ازدواج که موجب بقای نسل انسانها است، از زنا[۲۶] و لواط نهی میکند و این دو را قطعکننده تداوم نسل انسان میداند.[۲۷]
تأمین نیازهای جنسی
غریزه جنسی یک استعداد و تمایل طبیعی و فطری در انسان است که منجر به همسرخواهی و آمیزش جنسی است.[۲۸] غریزه جنسی با وجود اینکه خاستگاه زیستی دارد، دارای ساختار روانی ـ عاطفی است؛ ساختاری که مجموعهای از توانمندیهای روانی و بدنی، نیازها و احساسها را در خود داشته و آثار عاطفی، اخلاقی، معنوی و اجتماعی فراوانی دربردارد.[۲۹]
آموزههای اسلام بر ازدواج بهعنوان تنها راه اطفای غریزه و نیاز جنسی تأکید کرده است.[۳۰] رسیدگی به نیاز جنسی از طریق ازدواج، شیوهای مطلوب، معقول و اجتماع پسند است که موجب آرامش است.[۳۱] البته اطفاء و ارضای غریزه جنسی، هدف اصلی ازدواج نیست اما رسیدن به لذت جنسی که خواسته همه انسانها است یکی از پیامدهای مهم ازدواج است.[۳۲]
فرزندآوری و بقای نسل
یکی از نیازهای فطری انسان، علاقه او به داشتن فرزند و درک لذت پدری و مادری است. داشتن فرزند موجب زیبایی زندگی دنیا است که در قرآن نیز به آن اشاره شده است.[۳۳] یکی دیگر از خواستههای فطری انسان در فرزندآوری، داشتن فرزند شایسته و صالح است. در قرآن نیز به این خواست درونی و فطری انسانی اشاره شده است که انسان از خداوند میخواهد که فرزند صالحی به آنها عطا کند تا در ازای آن شکرگزار باشند.[۳۴]
البته فرزند صالح و شایسته، هم مطالبه انبیای الهی است همچون زکریای نبی که بارها از خداوند فرزند شایسته که جانشین او باشد[۳۵] یا مورد رضایت پروردگار باشد،[۳۶] طلب کرده است و هم مطلوب الهی است. بههمین دلیل وقتی خداوند به مریم بشارت عیسای مسیح را میدهد، او را فرزندی معرفی میکند که در دنیا و آخرت صاحب شخصیت و از مقربان الهی است.[۳۷]
روی دیگر نیاز به فرزند، نیاز و خواست قلبیِ بقای نسل است که قرآن کریم در آیه ۲۲۳ سوره بقره، آن را به کشت در زمین تشبیه میکند. از اینرو خداوند، طبیعت مردان و زنان را بهشکلی آفریده است که به همدیگر متمایل باشند و بین زن و مرد مهربانی و عطوفت قرار داده است تا بهوسیله ازدواج به همدیگر نزدیک شده و موجبات بقای نسل را فراهم آورند.[۳۸]
مودت و رحمت
از آثار ازدواج، شکلگیری مودت و رحمت (عطوفت و مهربانی) بین زوجین است که قرآن از آن بهعنوان یکی از آیات الهی نام میبرد.[۳۹] علامه طباطبایی مودت را محبتی قلبی دانسته است که در مقام عمل خود را نشان میدهد؛ برخلاف محبت که فقط در قلب است.[۴۰]
فخر رازی رحمت را در ادامه مودت معنا کرده است؛ یعنی زمانی که زوجین دچار ضعف و ناتوانی میشوند و گرایشهای محبتی و هیجانی به همدیگر ندارند، رحمت جای مودت را میگیرد تا علاوه بر حفظ زندگی، به همدیگر ترحم و مهربانی کرده و از یکدیگر نگهداری و محافظت کنند.[۴۱] ناصر مکارم شیرازی تفاوت مودت و رحمت را چنین بیان کرده که مودت غالباً دوطرفه است اما رحمت یک جانبه و ایثارگرانه است.[۴۲]
گشایش در روزی
قرآن کریم به کسانی که بهسبب ترس از تنگدستی و فقر، ازدواج نمیکنند، امیدواری میدهد که خداوند از فضل خویش شما را بینیاز میگرداند.[۴۳] علامه طباطبایی در تفسیر آیه مذکور، بینیاز شدن با ازدواج را وعده الهی دانسته و تحقق وعده الهی را منوط به خواست الهی میداند که در پی صلاحیت داشتن شخصی که ازدواج کرده، میآید.[۴۴]
روایات اسلامی نیز بهروشنی، ازدواج را موجب گشایش در رزق و روزی دانستهاند. امام صادق میگوید مردی نزد حضرت محمد از تنگدستی شکایت کرد، پیامبر به او سفارش کرد که ازدواج کند و در پی ازدواج، گشایش چشمگیری در روزیاش پدید آمد.[۴۵] در روایت دیگری از پیامبر خدا نقل شده که معنای ازدواج نکردن بهخاطر ترس از فقر و هزینه زندگی، سوءظن به خداوند عزوجل است در حالی که خداوند در آیه ۳۲ سوره نور وعده به بینیاز کردن مزدوجین داده است.[۴۶]
جلوگیری از بیماریهای جسمی و روانی
در نظر روانشناسان، محرومیت از ارضای خواستههای جنسی، یکی از ریشههای عوارضی از قبیل ناراحتیهای عصبی و بیماریهای روانی است. همچنین عوارض جسمی متعددی از قبیل تنگی نفس، افزایش تپش قلب، خستگی و کوفتگی عمومی، ناراحتی معده، سردرد و ضعف عمومی در اثر عدم ارضای خواستههای جنسی، در بدن ایجاد میشود. البته زیادهروی در برآورده کردن خواستههای جنسی نیز پیامدهای خطرناکتری از قبیل بیماری سیفلیس، سوزاک و ایدز خواهد داشت.[۴۷]
جایگزینهای ازدواج در فرهنگ بیگانه
کمونها
همراه با آزادی وسیع روابط جنسی میان زن و مرد که در دهههای گذشته در جوامع غربی پدید آمده است، نوع دیگری از روابط بین زن و مرد در چارچوب همخانگی یا زندگی مشترک یک زن با یک مرد بدون ازدواج شکل گرفته است. از دههٔ ۱۹۶۰م تحت تأثیر برخی دیدگاههای رادیکال، کمونها، بهعنوان جایگزین خانواده بهصحنه آمده و برخی جوانان غربی را جذب کرده است. این گروهها مشتمل برشماری از مردان و زنان است که با یکدیگر ارتباط جنسی مشترک داشته و از دیدگاه ایدئولوگها، نوعی بازگشت به طبیعت و احیای دوبارهٔ کمونهای اولیهٔ پیش از تاریخ دانسته شده است.[۴۸]
همخانگی
با افول الگوهای سنّتی خانواده و تغییر در ارزشها و هنجارهای اجتماعی، گونههای جدید ازدواج سر برآوردهاند.[۴۹] جامعهٔ غرب تلاش کرده است تا ارتباط نامشروع زن و مرد را مشروع دانسته و با نامهای جدیدی چون همباشی و همخانگی، آن را موجّه جلوه دهد.[۵۰]
جایگزینهای ازدواج در ایران
امروزه جایگزینهای ازدواج در دو شکل همخانگی و همباشی در ایران نیز، دیده میشود. همخانگی، وضعیتی است که زن و مرد بهصورت غیررسمی در یک خانهٔ مشترک زندگی میکنند و با یکدیگر رابطهٔ جنسی ندارند. در وضعیت همباشی، دو فرد غیر همجنس در یک خانه زندگی میکنند و با یکدیگر رابطهٔ جنسی نیز دارند.[۵۱]
همچنین بر اساس برخی آمارها، روی آوردن جوانان بهزندگی مجردی در برخی کلانشهرهای ایران به ۳۰ درصد رسیده است. آمار دختران در این جامعۀ آماری، رو به افزایش است.[۵۲] دسترسی آسان و ارزان بودن جایگزینهای ازدواج روابط چندگانه دختر و پسر، خانههای مجردی، گسترش نرمافزارهای ارتباط جمعی، صنعتی شدن کشورها، آشنایی نوجوانان و جوانان با روابط پنهانی و بالارفتن سن ازدواج، وجود سایتهای غیراخلاقی از دیگر جایگزینهای ازدواج ذکر شده است.[۱][۵۳]
شیوههای حفظ نهاد ازدواج
تعمیق ارزشهای دینی و فرهنگی
خویشتنداری و تقوا، از شیوههای مؤثر در ایجاد، حفظ و تعمیق نهاد ازدواج بهشمار آمده است. هرچه مایهٔ دینی، عفت و تقوا در فرد، پررنگتر و عمیقتر باشد، احتمال پذیرش وسوسههای برقراری ارتباط با جنس مخالف در قالب دوستیهای مخفی یا همباشیهای بدون ازدواج، کمتر میشود. تقوا از اصول رفتاری- اخلاقی است که در قرآن بسیار توصیه شده است و این اصل در غریزهٔ جنسی نمود بیشتری پیدا میکند. این امر در روایتهای تاریخی مانند توصیهٔ لوط پیامبر به قوم خود، بهعنوان مهمترین اصل رفتاری جهت مهار غریزهٔ جنسی دیده میشود.[۵۴] احیای واسطهگری ازدواج یکی دیگر از ارزشهای دینی و فرهنگی در این زمینه است.[۵۵]
تعمیق ارزشهای اخلاقی و فرهنگی
ترغیب به سادهزیستی و ازدواج آسان، دوری از هزینههای گزاف برگزاری جشنها، به حداقل رساندن محرکهای جنسی در اجتماع، سالمسازی رابطههای اجتماعی، ساماندهی حضور زنان در اجتماع و محیطهای مختلط و جهتدهی مناسب بهرابطههای جنسی در مسیر ازدواج برای حفظ سلامت جامعه و جلوگیری از ایجاد زمینههای فساد، از راهکارهای احیای امر ازدواج شمرده شده است.[۵۶]
تعمیق ارزشهای اجتماعی
ازدواج از نهادهای کهن تمدنی و اجتماعی انسانها است. صیانت از این ارزش اجتماعی و حرمت گذاشتن به آن موجب حفظ جامعه از هرگونه آلودگی و انحرافات و تأمین فضای آرام و سالم جهت انجام فعالیتهای اجتماعی، اقتصادی، علمی و فرهنگی میشود.[۵۷]
سیاستگذاری دولتی
- تلاش برای اصلاح باورها و آداب و رسوم ازدواج در همهٔ مناطق کشور؛
- تشویق جوانان و خانوادهها بهبرپایی جشنهای گروهی و کاهش هزینههای ازدواج؛
- آگاهیبخشی روزآمد دربارهٔ چگونگی تشکیل خانواده، روشها و آداب همسرگزینی و ازدواج آسان و شرعی از طریق رسانههای گروهی، صدا و سیما، کتب درسی و آموزش عالی؛[۵۸]
- تمهید زمینههای کار و اشتغال جوانان؛
- آشنایی خانوادهها با سبک زندگی مطلوب و پرهیز از تجملات و هزینههای سنگین در ازدواج؛[۵۹]
- اصلاح و بازتعریف اهداف و رسالت نهادهای ذیربط ازدواج مانند وزارت ورزش و جوانان و معاونت امور زنان و خانوادهٔ ریاست جمهوری.[۶۰]
مفهومشناسی
ازدواج در زبان عربی معادل «نکاح» به معنای «پیوستن» است.[۶۱] نکاح در اصطلاح عرب، به معنای متفاوتی بکار رفته است. این واژه هم به معنای عقد هم به معنای جماع است ولی معنای اصلی نکاح همان عقد میباشد و از جهت کنایی از جماع استفاده شده است و عربها تصریح به آن را قبیح میشمرند و در زبان عرب این غیر ممکن است که با لفظ قبیح از غیر قبیح تعبیر کنند. لازم به ذکر است تمام موارد نکاح در قرآن به معنای ازدواج است.[۶۲] واژه ازدواج در اصطلاح همسر گرفتن مرد يا زن است كه به سبب عقد ازدواج همراه با شرايط آن، تحقّق مىيابد و از آن در باب نكاح و نيز به مناسبت در باب جهاد سخن رفته است. [۶۳] در این رابطه اسباب تحریم و بطلان ازدواج در فقه قابل توجه میباشد.
انواع ازدواج
در اسلام ازدواج بر دو نوع است: ازدواج موقّت و ازدواج دائم
1. ازدواج دائم
ازدواج یا عقد دائم، آن است که در آن، زناشویی دائمی و تا پایانی عمر مد نظر است و در خطبه عقد محدودیت زمانی مطرح نمیشود.[۶۴]
اركان ازدواج دائم
- صيغه: عقد ازدواج تنها با ايجاب و قبول لفظى تحقّق مىيابد. رضايت باطنى و نيز معاطات در آن جارى نمىشود. «زوّجتك» و «انكحتك» الفاظ ايجاب است و در جواز عقد با «متّعتك»، بلكه با هر لفظى كه بر مقصود دلالت كند، اختلاف است. [۶۵]
«قبلت التّزويج» يا «قبلت النّكاح» و مانند آن همچون «رضيت» الفاظ قبول است. بنا بر قول به مخصوص نبودن الفاظ ايجاب و قبول، هر لفظى بر ايجاب و قبول نكاح دلالت كند، براى صحّت عقد كافى است.[۶۶] در اينكه بايد صيغه ايجاب از جانب زن و صيغه قبول از جانب مرد باشد يا عكس آن نيز صحيح است، اختلاف میباشد.[۶۷] عقد ازدواج با الفاظ بيع، هبه، تمليك و اجاره منعقد نمیشود.[۶۸] شرايط معتبر در صيغه عقد همچون ماضى بودن و عربى بودن به قول مشهور و شرايط متعاقدين همچون بالغ و عاقل بودن، در عقد نكاح نيز از آن جهت كه عقد است، معتبر میباشد. [۶۹] مطابقت لفظى ميان ايجاب و قبول شرط نيست.از اين رو، ايجاب با لفظ «زوّجتك» و قبول با لفظ «قبلت النّكاح»، صحيح است.[۷۰] در صورت ناتوانى از عربى خواندن، میتوان صيغه را به زبانهاى ديگر نيز خواند؛ هر چند- در صورت امكان- برخى احتياط را در وكيل گرفتن دانسته اند. در صورت ناتوانى از سخن گفتن، اشاره فهماننده مقصود، كافى است.[۷۱] حضور دو شاهد در عقد ازدواج شرط نيست.[۷۲] همچنين مهر، شرط صحّت ازدواج دائم نيست. از اين رو، عقد بدون ذكر مهر صحيح است.
- عاقد: بلوغ و عقل در اجرا كننده صيغه عقد شرط است. بنابراين، عقد غير بالغ خواهد براى خود يا ديگرى، و نيز عقد ديوانه صحيح نيست.
- زوجين: زوجين در عقد ازدواج بايد با اشاره يا بردن نام يا صفت، معلوم و معيّن باشند.
همتايى، كفو: زوجين در عقد ازدواج بايد به لحاظ دينى همتاى يكديگر باشند؛ به اين معنا كه اگر زن مسلمان است، شوهر نيز مسلمان باشد. در اين كه توانايى پرداخت نفقه نيز در همتا بودن مرد شرط است يا نه، اختلاف است. بيشتر فقيهان آن را شرط نمیدانند. همچنين در اين كه بر ولىّ دختر پذيرفتن خواستگار مؤمنى كه بر پرداخت نفقه توانا است، واجب است يا خير اختلاف میباشد.[۷۳] شرط كردن در عقد نكاح: اگر چيز خلاف شرع در عقد ازدواج شرط شود و با مقتضاى عقد منافات نداشته باشد، براى مثال زن شرط كند كه مرد ازدواج مجدد نكند شرط باطل، امّا عقد و مهر صحيح است. نيز اگر شرط شود كه مهر در مدّت معيّنى پرداخت شود و گرنه عقد باطل باشد، تنها، شرط باطل است. اگر ازاله نكردن بكارت شرط شود، در لزوم و صحّت اين شرط اختلاف است.[۷۴] اگر خيار فسخ عقد در عقد ازدواج شرط شود به اين معنا كه شرط كننده اختيار فسخ اصل ازدواج را داشته باشد شرط و به قول مشهور، عقد باطل است، امّا اگر خيار فسخ در مهر شرط شود به اين معنا كه زوج يا زوجه و يا شخص ثالث، اختيار فسخ مهر المسمّى را داشته باشد كه در اين صورت به مهر المثل رجوع میشود، عقد، مهر و شرط، هر سه صحيح است. اگر بيرون نرفتن زن از شهر خودش شرط شود، در لزوم وفا به اين شرط يا بطلان آن، اختلاف است.[۷۵] تنازع در عقد نكاح: اگر مرد و زنى در همسرى يكديگر اختلاف داشته باشند، بر حسب ظاهر، احكام زوجيّت بر كسى جارى میشود كه به آن اعتراف كند. براى مثال، اگر معترف مرد باشد، نمیتواند با مادر و دختر زن ازدواج كند. اگر مردى، زنى را عقد كند، آنگاه ديگرى ادّعاى همسری آن زن را بكند، به ادّعاى او اعتنا نمیشود، مگر اينكه بينّه اقامه كند.[۷۶]
مُتعِه یا نکاح مُنقَطِع یا ازدواج موقت که به صیغه نیز معروف است، نوعی از ازدواج در مذهب شیعه است که در آن عقد ازدواج برای مدت معین و محدودی با مهریهای معلوم، بین زن و مرد بسته میشود و با پایان آن رابطه زوجیت خودبهخود منقضی میشود. برخی در تعریف متعه را ازدواج نمیدانند و معتقدند در شریعت اسلام ازدواج دو نوع تعریف نشدهاست. متعه یعنی تمتع، درحالیکه هدف از ازدواج، تشکیل خانواده است. متعه در قوانین ایران به پیروی از فقه امامیه به رسمیت شناخته شدهاست.[۷۷] ازدواج موقت، عقد زناشويى در مدّتى معيّن است. از ازدواج موقّت به نكاح متعه و نكاح منقطع نيز تعبير شده است.
حكم ازدواج موقّت
ازدواج موقّت از اختصاصات مذهب شيعه، و عملى مجاز یا مستحب است.[۷۸]
اركان ازدواج موقت
نكاح منقطع چهار ركن دارد:
- صيغه: عقد متعه همچون ساير عقود از ايجاب و قبول تشكيل مىشود. ايجاب كه توسط زن خوانده مىشود، به قول مشهور، بايد با يكى از الفاظ «زوّجتك»، «متّعتك» يا «أنكحتك» باشد و عقد با الفاظ ديگر مانند «تمليك»، «هبه» و «اجاره» منعقد نمىشود. قبول توسط مرد با لفظى كه بر انشاء رضايت او دلالت كند- مانند «قبلت النّكاح»، «قبلت المتعة»، «قبلت التّزويج» يا «قبلت» به تنهايى- محقّق مى گردد.شرايط صيغه عقد منقطع، همان شرايط صيغه عقد دائم است. [۷۹]
- زوجين: ازدواج موقّت ميان مرد و زن مسلمان و نيز به قول مشهور بين متأخّران، ميان مرد مسلمان و زن كتابى صحيح است، ليكن ميان زن مسلمان و مرد كتابى جايز نيست. [۸۰] پدر يا جدّ پدرى مىتوانند زنى را براى محرم شدن با وى، به عقد موقّت پسر نابالغ خود يا دختر نابالغى را براى محرمشدن مادر وى با فردى، به عقد آن فرد درآورند، ليكن در اين كه شرط است مدّت عقد به اندازهاى باشد كه براى پسر يا دختر، امكان تمتّع جنسی در آن مدّت وجود داشته باشد يا كمتر از آن نيز كفايت مىكند و نيز در اين كه مصلحت داشتن چنين عقدى براى پسر يا دختر، شرط صحّت آن است يا صرف نداشتن مفسده كفايت مىكند، اختلاف است. [۸۱] مستحب است زنى كه براى عقد منقطع اختيار مىشود، با ايمان (شيعه) و عفيف باشد و در صورت متهمبودن، از حال وى سؤال شود. به قول مشهور، ازدواج موقّت با زن زناكار مكروه و به قول برخى، حرام است. ازدواج موقّت با دختر بكر (دوشيزه) مكروه است و در صورت ازدواج، ازاله بكارت وى كراهت دارد. در جواز عقد منقطع دختر بكر رشيده، بدون اذن ولىّ او، اختلاف و قول اشهر، جواز آن است.
- مهر: ذكر مهر، شرط صحّت عقد منقطع است و اگر ذكر نشود، عقد باطل است. زن به صرف عقد، مالك مهر مىشود، ليكن استقرار ملكيّت وى نسبت به همه آن، بر دخول و تمكين زن از مرد در مدّت تعيينشده متوقّف است. در صورتى كه مرد مدّت را پيش از دخول ببخشد، نصف مهر بر عهدهاش ثابت است.
- مدّت: ذكر مدّت، شرط صحّت عقد منقطع است و به قول مشهور، در صورت عدم ذكر آن، عقد دائم واقع مىشود. مدّت، بايد معيّن و غيرقابل افزايش و كاهش باشد، نه مبهم و كلّى مانند چند روز، چند ماه يا تا بازگشت حاجيان از مكّه. [۸۲] مرد مىتواند همه مدّت يا مقدارى از آن را به زن ببخشد، بدون اينكه نيازى به قبول او باشد. در ازدواج موقّت، طلاق نيست و زن و شوهر با تمام شدن مدّت يا بخشيدن آن توسط مرد، از يكديگر جدا میشوند. به قول مشهور، تجديد عقد موقّت با زن يا تبديل آن به عقد دائم پيش از تمام شدن يا بخشيدن مدّت متعه پيشين، صحيح نيست.
ساير احكام ازدواج موقّت
- در ازدواج موقّت هر يك از زن و مرد مىتوانند نسبت به چگونگى تمتّع از يكديگر، زمان و مكان آن و ساير جهات، هرگونه شرطى را كه با مقتضاى عقد تنافى نداشته باشد، قرار دهند.
- در اين كه مرد مىتواند آميزش با همسر موقّت خود را بيش از چهار ماه ترك كند يا خير، اختلاف است.
- به قول مشهور، ايلاء و لعان در عقد منقطع واقع نمىشود و در وقوع ظهار اختلاف است.
- به قول مشهور، زن و شوهر بدون شرط توارث، از يكديگر ارث نمىبرند. در ثبوت توارث در صورت شرط آن در عقد، اختلاف است.
- نفقه زن در طول مدّت عقد، بر عهده شوهر نيست، مگر آن كه شرط شود.
- زن پس از تمام شدن مدّت متعه يا بخشيدن مدّت از جانب مرد، در صورت دخول و عدم حاملگى و حيض نشدن در سنّ حيض، بايد چهل و پنج روز عدّه نگه دارد، و در صورت حيض شدن، در اين كه عدّه او دو حيض است يا يك حيض يا يك حيض و نصف آن و يا دو طهر (پاكى از حيض)، اختلاف است. قول نخست، مشهور است.
- عدّه زن حامله، وضع حمل او است. به قول مشهور، زن غير حاملهاى كه شوهرش فوت كرده است، بايد چهار ماه و ده روز عدّه نگه دارد و برخى قائل به نصف آن شدهاند. عدّه زن در صورت حامله بودن، بيشترين مدّت از زمان وضع حمل و زمان عدّه وفات است. [۸۳]
صيغه محرميّت به معنای ازدواج موقّت با هدف حصول محرميت است. تزويج دختر يا پسر نابالغ توسط ولىّ به قصد حصول محرميت است. از آن در باب نكاح سخن گفتهاند.گاهى هدف از اجراى عقد نكاحِ موقت، بهره جنسی نيست؛ بلكه صرف ايجاد محرميّت است. به عنوان مثال، مردى جهت محرمشدن با زنى، با دختر او- كه به طور معمول در اينگونه موارد دختر بچه انتخاب مىشود- با اذن ولىّ دختر، براى مدتى كوتاه- مثلا يك ساعت- صيغه ازدواج موقت مىخواند تا مادر اين دختر مادر زن او به شمار رود و براى هميشه به او محرم گردد، يا بين پسر بچهاى توسط ولىّ يا با اذن او و زنى براى مدتى كوتاه صيغه خوانده مىشود تا آن زن، عروس پدر بچه به شمار رود و براى هميشه به او محرم گردد.[۸۴] از آنجا كه محرميت مادر زن و عروس به صرف عقد ازدواج؛ اعم از دايم و موقت حاصل مىشود و پس از انحلالِ نكاح نيز به قوت خود باقى است، در دو مورد ياد شده، ازدواج موقت تنها با هدف ايجاد محرميت صورت مىگيرد و مقصود اصلى در اينگونه ازدواج خود ازدواج نيست؛ بلكه محرميتى است كه به تبع ازدواج حاصل مىشود؛ از اينرو، به آن صيغه محرميّت اطلاق مىشود. البته در عرف بر ازدواج موقتى كه ميان دختر و پسر، پيش از ازدواج دائم به منظور آشنايى بيشتر صورت مىگيرد نيز صیغه محرمیت اطلاق مىشود كه در واقع همان ازدواج موقّت است. [۸۵]
پانویس
- ↑ ابراهیمیپور، شاخصهای خانوادهٔ مطلوب در اسلام، 1391ش، ص25.
- ↑ «تاریخچۀ ازدواج»، وبسایت مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی.
- ↑ ابراهیمیپور، شاخصهای خانوادهٔ مطلوب در اسلام، 1391ش، ص20.
- ↑ ابراهیمیپور، شاخصهای خانوادهٔ مطلوب در اسلام، 1391ش، ص20.
- ↑ سورهٔ روم، آیهٔ 21.
- ↑ ابراهیمیپور، شاخصهای خانوادهٔ مطلوب در اسلام، 1391ش، ص26.
- ↑ حاجیبابایی، «رقابت تنگاتنگ ازدواج و طلاق در کشور/ تهران در صدر همه آمارها»، خبرگزاری فارس.
- ↑ «وضعیت ازدواج در کشور بحرانی است»، خبرگزاری دانشجو.
- ↑ «وضعیت ازدواج در کشور بحرانی است»، خبرگزاری دانشجو.
- ↑ «وضعیت ازدواج در کشور بحرانی است»، خبرگزاری دانشجو.
- ↑ «وضعیت ازدواج در کشور بحرانی است»، خبرگزاری دانشجو.
- ↑ «وضعیت ازدواج در کشور بحرانی است»، خبرگزاری دانشجو.
- ↑ «مهمترین علل تأخیر در ازدواج جوانان چیست؟»، وبسایت پاسخکده.
- ↑ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، مصوب 1358ش، مادهٔ 10.
- ↑ «خوانش فلسفی از خانواده در گفتگو با برندا آلموند (فیلسوف جامعه و اخلاق)»، مرکز دایرة المعارف بزرگ اسلامی.
- ↑ سوره اعراف، آیه 189.
- ↑ سوره روم، آیه 21.
- ↑ حر عاملی، وسائل الشیعه، 1416ق، ج۱۴، ص۷.
- ↑ سوره بقره، آیه 187.
- ↑ طبرسی، مجمع البیان، 1408ق، ج۲، ص۲۲.
- ↑ قرائتی، تفسیر نور، 1383ش، ج1، ص292.
- ↑ حداد عادل، فرهنگ برهنگی و برهنگی فرهنگی، 1387ش، ص۷۲.
- ↑ کلینی، کافی، 1387ش، ج۵، ص۳۳۹.
- ↑ سوره شوری، آیه 11.
- ↑ سوره نحل، آیه 72.
- ↑ سوره اسراء، آیه 32.
- ↑ سوره عنکبوت، آیه 29.
- ↑ انوری، فرهنگ بزرگ سخن، 1381ش، ذیل واژه غریزه.
- ↑ فقیهی، تربیت جنسی: مبانی، اصول و روشها از منظر قرآن و حدیث، 1394ش، ص45.
- ↑ سوره مؤمنون، آیه 5-6.
- ↑ نوابینژاد، مشاوره ازدواج، ۱۳۷۹ش، ص۶-7.
- ↑ سوره آلعمران، آیه 14.
- ↑ سوره کهف، آیه 46.
- ↑ سوره اعراف، آیه 189.
- ↑ سوره مریم، آیه 5.
- ↑ سوره مریم، آیه 6.
- ↑ سوره آلعمران، آیه 45.
- ↑ طباطبائی، المیزان فی تفسیر القرآن، 1393ش، ج۲، ص۲۱۳.
- ↑ سوره روم، آیه 21.
- ↑ طباطابئی، المیزان فی تفسیر القرآن، 1393ش ، ج۱۶، ص۱۶۶.
- ↑ فخر رازی، تفسیر کبیر، 1420ق، ج۲۵، ص۹۲.
- ↑ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، 1374ش، ج۱۶، ص۳۹۳.
- ↑ سوره نور، آیه 32.
- ↑ طباطبائی، المیزان فی تفسیر القرآن، 1393ش، ج۱۵، ص۱۱۳.
- ↑ کلینی، کافی، 1387ش، ج۵، ص۳۳۰.
- ↑ کلینی، کافی، 1387ش، ج۵، ص۳۳1.
- ↑ حبیبنژاد، پیوند آسمانی، ۱۳۸۱ش، ص۶۰، به نقل از ازدواج در آستانه علم، ص۱۰۸.
- ↑ ابراهیمیپور، شاخصهای خانوادهٔ مطلوب در اسلام، 1391ش، ص20.
- ↑ استیون مینتز، «جایگاه خانواده در غرب»، پرتال جامع علوم اسلامی.
- ↑ عظیمپور و پاپینژاد، «راهکارهای مقابله با ازدواج سفید از منظر قرآن و روایات»، 1384ش، ص70.
- ↑ «ازدواج سفید چیست؟ شرایط ازدواج سفید در ایران»، وبسایت وکلای دادگستری رهجویان عدالت.
- ↑ «زندگی مجردی و همخانگی، رهآورد سبک زندگی غربی برای جوانان ایرانی»، پایگاه اطلاعرسانی حوزه.
- ↑ «عوامل هم خانگی یا زندگی مشترک بدون ازدواج»، وبسایتمرکز مشاوره خانواده و روانشناسی آویژه.
- ↑ عظیمپور و پاپینژاد، «راهکارهای مقابله با ازدواج سفید از منظر قرآن و روایات»، 1384ش، ص82.
- ↑ «زمانی برای احیای سنت واسطهگری در ازدواج»، خبرگرزاری مهر.
- ↑ عظیمپور و پاپینژاد، «راهکارهای مقابله با ازدواج سفید از منظر قرآن و روایات»، 1384ش، ص83-85.
- ↑ عظیمپور و پاپینژاد، «راهکارهای مقابله با ازدواج سفید از منظر قرآن و روایات»، 1384ش، ص9.
- ↑ عظیمپور و پاپینژاد، «راهکارهای مقابله با ازدواج سفید از منظر قرآن و روایات»، 1384ش، ص85.
- ↑ عظیمپور و پاپینژاد، «راهکارهای مقابله با ازدواج سفید از منظر قرآن و روایات»، 1384ش، ص90.
- ↑ «وضعیت ازدواج در کشور بحرانی است»، خبرگزاری دانشجو.
- ↑ فیومی، المصباح المنیر في غریب الشرح الکبیر للرافعی، 1413ق، ج2، ص624
- ↑ قرشی، قاموس قرآن، 1371ش، ج7، ص108
- ↑ هاشمى شاهرودى، فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بيت عليهمالسلام، 1426ق، ج1، ص364
- ↑ حسینی، رساله دانشجويی، 1384ش، ص۲۴۸
- ↑ نجفی، العروة الوثقى، 1323ق، ج2، ص851
- ↑ نجفی، جواهر الكلام، بیتا، ج29، ص134
- ↑ نجفی، العروة الوثقى، 1323ق، ج2، صص851-852
- ↑ نجفی، جواهر الكلام، بیتا، ج29، ص139
- ↑ بحرانی، الحدائق الناضره، 1405ق، ج23، صص 159 و 167.
- ↑ هاشمی شاهرودی، فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بيت عليهم السلام، 1426ق، ج1، ص367
- ↑ نجفی، العروة الوثقى، 1323ق، ج2، صص851-852
- ↑ نجفی، جواهر الكلام، بیتا، ج29، ص146.
- ↑ هاشمی شاهرودی، فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بيت عليهم السلام، 1426ق، ج1، ص368
- ↑ هاشمی شاهرودی، فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بيت عليهم السلام، 1426ق، ج1، ص368
- ↑ هاشمی شاهرودی، فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بيت عليهم السلام، 1426ق، ج1، ص368
- ↑ هاشمی شاهرودی، فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بيت عليهم السلام، 1426ق، ج1، ص368
- ↑ «انواع ازدواج»، ویکی پدیا
- ↑ نجفی، جواهر الكلام، بیتا، ج30، صص139 و 151.
- ↑ هاشمی شاهرودی، فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بيت عليهم السلام، 1426ق، ج1، ص372
- ↑ بحرانی، الحدائق الناضره، 1405ق، ج24، ص5.
- ↑ بنی هاشمی خمینی،توضيح المسائل مراجع، 1396ش، مسأله 2429.
- ↑ هاشمی شاهرودی، فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بيت عليهمالسلام، 1426ق، ج1، ص373
- ↑ هاشمی شاهرودی، فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بيت عليهم السلام، 1426ق، ج1، ص374
- ↑ هاشمی شاهرودی، فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بيت عليهمالسلام، 1426ق، ج5، ص125
- ↑ هاشمی شاهرودی، فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بيت عليهمالسلام، 1426ق، ج5، ص125
منابع
- قرآن کریم.
- ابراهیمیپور، قاسم، شاخصهای خانوادهٔ مطلوب در اسلام، قم، مرکزبررسیهای راهبردی ریاست جمهوری با همکاری پژوهشگاه المصطفی، ۱۳۹۱ش.
- «ازدواج سفید چیست؟ شرایط ازدواج سفید در ایران»، وبسایت وکلای دادگستری رهجویان عدالت، تاریخ بازدید: ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۲ش.
- استیون مینتز، سوزان کلوگ، ترجمهٔ مرتضی مداحی، «جایگاه خانواده در غرب»، پرتال جامع علوم اسلامی، تاریخ بازدید: ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۲ش.
- اسدپور، (بینام)، «مسألهٔ زن در نظام اندیشهای شهید مطهری»، پایگاه اطلاعرسانی مرکز اسناد انقلاب اسلامی ایران، تاریخ درج مطلب: ۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۲ش.
- انوری، حسن، فرهنگ بزرگ سخن، تهران، سخن، ۱۳۸۱ش.
- «تاریخچهٔ ازدواج»، وبسایت مرکز ملی پاسخگویی بهسوالات دینی، تاریخ بازدید: ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۲ش.
- حاجیبابایی، زهرا، «رقابت تنگاتنگ ازدواج و طلاق در کشور/ تهران در صدر همهٔ آمارها»، وبسایت خبرگزاری فارس؛ باشگاه توانا، تاریخ درج مطلب: ۱۰ بهمن ۱۴۰۱ش.
- حبیبنژاد، سید احمد، پیوند آسمانی، قم، مرکز پژوهشهای اسلامی صدا و سیما، ۱۳۸۱ش.
- حدادعادل، غلامعلی، فرهنگ برهنگی و برهنگی فرهنگی، تهران، سروش، ۱۳۸۷ش.
- حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه الی تحصیل مسائل الشریعه، قم، مؤسسه آلالبیت علیهم السلام، ۱۴۱۶ق.
- «خوانش فلسفی از خانواده در گفتگو با برندا آلموند (فیلسوف جامعه و اخلاق)»، وبسایت مرکز دایرة المعارف بزرگ اسلامی، تاریخ درج مطلب: ۷ آبان ۱۳۹۳ش.
- «زندگی مجردی و همخانگی، رهآورد سبک زندگی غربی برای جوانان ایرانی»، پایگاه اطلاعرسانی حوزه، تاریخ درج مطلب: ۱۵ فروردین ۱۳۹۵ش.
- «زمانی برای احیای سنت واسطهگری در ازدواج»، خبرگزاری مهر، تاریخ درج مطلب: ۲ مرداد ۱۳۹۹ش.
- باطبائی، سید محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، بیروت، مؤسسه الأعلمی للمطبوعات، ۱۳۹۳ق.
- طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، بیروت، دار المعرفه، ۱۴۰۸ق.
- عظیمپور، عظیم و پاپینژاد، فاطمه، «راهکارهای مقابله با ازدواج سفید از منظر قرآن و روایات»، مطالعات راهبردی زنان، شمارهٔ ۸۴، شهریور ۱۳۸۴ش.
- «عوامل هم خانگی یا زندگی مشترک بدون ازدواج»، وبسای تمرکز مشاوره خانواده و روانشناسی آویژه، تاریخ درج مطلب: ۴ مارچ ۲۰۲۱م.
- فخر رازی، محمد بن عمر، تفسیر کبیر، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۴۲۰ق.
- فقیهی، علینقی، تربیت جنسی: مبانی، اصول و روشها از منظر قرآن و حدیث، قم، مؤسسه فرهنگی دارالحدیث، ۱۳۹۴ش.
- قرائتی، محسن، تفسیر نور، تهران، مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن، چاپ یازدهم، ۱۳۸۳ش.
- قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، مصوب ۱۳۵۸ش.
- کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، قم، مؤسسه علمی فرهنگی دارالحدیث، ۱۳۸۷ش.
- مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۷۴ش.
- «مهمترین علل تأخیر در ازدواج جوانان چیست؟»، وبسایت پاسخکده، تاریخ بازد دید: ۳۰ خرداد ۱۴۰۲ش.
- نوابینژاد، شکوه، مشاوره ازدواج، تهران، انجمن اولیاء و مربیان، ۱۳۷۹ش.
- «وضعیت ازدواج در کشور بحرانی است»، خبرگزاری دانشجو، تاریخ درج مطلب: ۱۹ تیر ۱۴۰۰ش.
- هاشمی شاهرودی، سید محمود، فرهنگ فقه مطابق با مذهب اهلبیت علیهمالسلام، قم، مؤسسه دایرةالمعارف فقه اسلامی، چاپ اول، ۱۳۹۲ش.
- «انواع ازدواج»، ویکی پدیا، تاریخ بازدید: 15 بهمن 1401ش.
- بحرانى، يوسف، الحدائق الناضره، قم، دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم، 1405ق
- بنی هاشمی خمینی، سید محمد حسن، توضيح المسائل مراجع، قم، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین، 1396ش.
- حسینی، مجتبی، رساله دانشجویی، قم، نشر معارف، 1384ش.
- حکیم، سید محسن، مستمسک العروه الوثقی، قم، منشورات مکتبه آیه الله العظمی المرعشی النجفی، ۱۴۰۴ق.
- فیومی، احمد بن محمد، المصباح المنیر في غریب الشرح الکبیر للرافعی، موسسه دارالهجره، قم، چاپ دوم، ۱۴۱۴ق.
- قرشی، سید علی اکبر، قاموس قرآن، ج7، تهران، دارالکتب الاسلامیه، چاپ ششم، 1371ش.
- نجفى، كاشف الغطاء، العروة الوثقى، بیجا، مؤسسه كاشف الغطاء، 1323ق.
- نجفی، محمدحسن، جواهر الكلام، بیروت، دار احیاء التراث العربی، بیتا.
- هاشمى شاهرودى، محمود، فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بيت عليهمالسلام، موسسه دائره المعارف فقه اسلامى بر مذهب اهل بيت عليهمالسلام، قم، مركز پژوهشهاى فارسى الغدير، 1426ق.