پیشنویس:خودتحقیری نسلی: تفاوت میان نسخهها
imported>امان الله فصیحی بدون خلاصۀ ویرایش |
imported>محمد ظریفی بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
<big>'''خودتحقیری نسلی'''</big>، رویکردی تخریبگر در تقلیل توانمندیها، ارزشها و هویت جمعی یک نسل در قیاس با نسلهای پیشین یا آرمانیشده. | <big>'''خودتحقیری نسلی'''</big>، رویکردی تخریبگر در تقلیل توانمندیها، ارزشها و هویت جمعی یک نسل در قیاس با نسلهای پیشین یا آرمانیشده. | ||
خودتحقیری نسلی پدیدهای روانی-اجتماعی است که در آن یک گروه سنی مشخص، دستاوردها، سبک زندگی و هویت خود را بهطور نظاممند بیارزش دانسته و در مقابل، تصویری اغراقآمیز و ایدهآل از نسلهای گذشته<ref group="دیدگاه">نسلهای گذشته یا نسل های کشورهای دیگر؟</ref> ارائه میدهد. این پدیده که با نقد دروننسلی سازنده تفاوت بنیادین دارد، از عواملی چون ناکامیهای ساختاری اقتصادی، سرزنشگری رسانهای، گسست بیننسلی و صنعت نوستالژی نشئت میگیرد. خودتحقیری نسلی با تضعیف خودباوری جمعی، کاهش سرمایه اجتماعی و ترویج یأس، مانعی جدی برای کنشگری مؤثر و پیشرفت جامعه محسوب میشود و پیامدهایی چون بحران هویت، بیتفاوتی اجتماعی و تمایل به مهاجرت را تشدید میکند. | خودتحقیری نسلی پدیدهای روانی-اجتماعی است که در آن یک گروه سنی مشخص، دستاوردها، سبک زندگی و هویت خود را بهطور نظاممند بیارزش دانسته و در مقابل، تصویری اغراقآمیز و ایدهآل از نسلهای گذشته<ref group="دیدگاه">نسلهای گذشته یا نسل های کشورهای دیگر؟</ref> ارائه میدهد. این پدیده که با نقد دروننسلی سازنده تفاوت بنیادین دارد، از عواملی چون ناکامیهای ساختاری اقتصادی، سرزنشگری رسانهای، گسست بیننسلی و صنعت نوستالژی نشئت میگیرد. خودتحقیری نسلی با تضعیف خودباوری جمعی، کاهش سرمایه اجتماعی و ترویج یأس، مانعی جدی برای کنشگری مؤثر و پیشرفت جامعه محسوب میشود و پیامدهایی چون بحران هویت، بیتفاوتی اجتماعی و تمایل به مهاجرت را تشدید میکند. | ||
نسخهٔ کنونی تا ۲۷ مهر ۱۴۰۴، ساعت ۰۷:۰۲
خودتحقیری نسلی، رویکردی تخریبگر در تقلیل توانمندیها، ارزشها و هویت جمعی یک نسل در قیاس با نسلهای پیشین یا آرمانیشده.
خودتحقیری نسلی پدیدهای روانی-اجتماعی است که در آن یک گروه سنی مشخص، دستاوردها، سبک زندگی و هویت خود را بهطور نظاممند بیارزش دانسته و در مقابل، تصویری اغراقآمیز و ایدهآل از نسلهای گذشته[دیدگاه ۱] ارائه میدهد. این پدیده که با نقد دروننسلی سازنده تفاوت بنیادین دارد، از عواملی چون ناکامیهای ساختاری اقتصادی، سرزنشگری رسانهای، گسست بیننسلی و صنعت نوستالژی نشئت میگیرد. خودتحقیری نسلی با تضعیف خودباوری جمعی، کاهش سرمایه اجتماعی و ترویج یأس، مانعی جدی برای کنشگری مؤثر و پیشرفت جامعه محسوب میشود و پیامدهایی چون بحران هویت، بیتفاوتی اجتماعی و تمایل به مهاجرت را تشدید میکند.
تعریف خودتحقیری نسلی
[ویرایش | ویرایش مبدأ]خودتحقیری نسلی نوعی از خودتحقیری است که در آن یک نسل، بهعنوان یک کل منسجم، به مقایسۀ منفی و تحقیرآمیز از خود میپردازد. این نگاه تحقیرآمیز، توانمندیها، ارزشها، دستاوردها و هویت جمعی آن نسل را در مقایسه با نسلهای گذشته یا حتی آینده و چه بسا نسبت به نسلهای اقوام دیگر، پست، بیارزش و ناکافی میپندارد. این پدیده صرفاً یک قضاوت فردی نیست، بلکه یک احساس مشترک و فراگیر است که در گفتارها، باورها و رفتارهای جمعی یک نسل بازتاب مییابد و به شکلگیری یک خودپنداره نسلی منفی منجر میشود. [۱]
اهمیت بحث خودتحقیری نسلی
[ویرایش | ویرایش مبدأ]اهمیت پرداختن به این موضوع از آنجا ناشی میشود که خودتحقیری نسلی مانعی جدی برای کنشگری مؤثر، خلاقیت و پیشرفت جامعه است. نسلی که خود را ناتوان و بیارزش میبیند، انگیزه لازم برای ساختن آینده و حل مسائل را از دست میدهد و به این ترتیب، به کاهش سرمایۀ اجتماعی، تشدید یأس و ناامیدی و توقف توسعه دامن میزند. [۲]
تفاوت خودتحقیری نسلی و نقد دروننسلی
[ویرایش | ویرایش مبدأ]خودتحقیری نسلی و نقد دروننسلی دو مفهوم به ظاهر شبیه به هم اما با تفاوتهای بنیادین هستند. نقد سازنده رویکردی آگاهانه و رو به جلو است که به دنبال شناخت ضعفها و کاستیهای یک نسل برای اصلاح و بهبود حرکت میکند. نقد دروننسلی با پذیرش مسئولیت همراه است و به دنبال یافتن راهحل است. [۳]
در مقابل، خودتحقیری نسلی اغلب به انفعال، ناامیدی و فرار، چه بهصورت مهاجرت فیزیکی و چه ذهنی، میانجامد و فاقد عنصر سازنده و اصلاحگر است. این رویکرد با نسبت دادن ناکامیها به ضعفهای ذاتی و تغییرناپذیر، حس ناتوانی و بنبست را تقویت میکند. [۴]
دیدگاههای نظری در مورد خودتحقیری نسلی[دیدگاه ۲]
[ویرایش | ویرایش مبدأ]برای درک عمیقتر این پدیده، میتوان آن را از چند منظر نظری تحلیل کرد:
خودتحقیری نسلی از منظر جامعهشناسی
[ویرایش | ویرایش مبدأ]خودتحقیری نسلی را میتوان نتیجه گسست بین نسلی و احساس بیقدرتی ساختاری دانست. کارل مانهایم، جامعهشناس برجسته[دیدگاه ۳]، معتقد بود که هر نسل تجربیات تاریخی و اجتماعی منحصربهفردی دارد که جهانبینی آن را شکل میدهد. زمانی که تغییرات اجتماعی، اقتصادی و فناورانه بسیار سریع رخ میدهد، تجربیات نسل جدید چنان با نسلهای قبل متفاوت میشود که ابزارهای سنتی موفقیت و الگوهای پیشین کارایی خود را از دست میدهند. در چنین شرایطی، نسل جدید ممکن است خود را فاقد ابزارهای لازم برای موفقیت ببیند و این ناکامی ساختاری را به ضعف ذاتی خود نسبت دهد و دچار احساس بیقدرتی شود. این حس که قواعد بازی تغییر کرده و نسل آنها برای این بازی جدید آماده نیست، زمینه را برای خودتحقیری فراهم میآورد. [۵]
خودتحقیری نسلی از منظر روانشناسی اجتماعی
[ویرایش | ویرایش مبدأ]این پدیده را میتوان به مثابۀ احساس کهتری نسلی توضیح داد. این مفهوم که از نظریه عقدۀ حقارت آلفرد آدلر الهام گرفته است، بیان میکند که یک گروه اجتماعی میتواند بهصورت جمعی احساس کهتری و بیکفایتی کند. این احساس تأثیر مستقیمی بر کاهش خودباوری جمعی دارد و میتواند به افزایش اضطراب، افسردگی و بحران هویت در میان جوانان منجر شود[دیدگاه ۴]. مقایسۀ دائمی خود با یک نسخه آرمانی و دستنیافتنی از نسلهای گذشته، این احساس کهتری را تشدید میکند و مانع از شکلگیری هویت نسلی مثبت میشود[دیدگاه ۵]. [۶]
خودتحقیری نسلی از منظر مطالعات رسانه و ارتباطات
[ویرایش | ویرایش مبدأ]نقش رسانهها، بهویژه شبکههای اجتماعی، در شکلگیری و تشدید خودتحقیری نسلی بسیار پررنگ است. نظریۀ مقایسۀ اجتماعی لئون فستینگر بیان میکند که افراد برای ارزیابی خود، به مقایسه با دیگران روی میآورند. در عصر دیجیتال، این مقایسه به سطح نسلها نیز تسری یافته است. رسانهها با تولید محتوای نوستالژیک و رمانتیزهکردن گذشته، یک نسخه آرمانی از نسلهای قبل میسازند. نسل جدید بهطور مداوم با این تصاویر بینقص بمباران میشود و زندگی پر از چالش خود را با آن مقایسه میکند. این مقایسه اجتماعی نزولی باعث میشود که نسل جدید خود را در برابر گذشته، شکستخورده و ضعیف ببیند[دیدگاه ۶]. [۷]
ابعاد اصلی خودتحقیری نسلی[دیدگاه ۷]
[ویرایش | ویرایش مبدأ]خودتحقیری نسلی در جنبههای مختلفی از هویت و کارکرد یک نسل بروز میکند:
بعد زمانی-تاریخی
[ویرایش | ویرایش مبدأ]بارزترین بعد این پدیده، تحقیر زمان حال و ستایش اغراقآمیز گذشته است. عباراتی مانند دوران ما بدترین دورانه یا خوش به حال قدیمیها، بازتاب این ذهنیت است. در این نگاه، گذشته بهعنوان دورانی طلایی، سرشار از صمیمیت، سادگی و موفقیت تصویر میشود و زمان حال، دورانی پر از بحران، پیچیدگی و انحطاط تلقی میگردد. این رویکرد تاریخ را بهصورت خطی و قهقرایی میبیند و توانایی نسل حاضر برای ساختن آیندهای بهتر را نادیده میگیرد[دیدگاه ۸]. [۸]
بعد توانمندی و کارآمدی
[ویرایش | ویرایش مبدأ]این بعد به باور ریشهدار دربارۀ ناتوانی، تنبلی، بیارادگی یا عدم خلاقیت ذاتی نسل خود اشاره دارد. کلیشههایی مانند ما نسل راحتطلبی هستیم یا جوانان امروز مسئولیتپذیر نیستند در مقایسه با تصویر سختکوشی و توانمندی نسلهای پیشین شکل میگیرد. این باور، ناکامیهای ناشی از موانع ساختاری را به ضعفهای شخصیتی و نسلی تقلیل میدهد و ارادۀ جمعی برای تلاش و غلبه بر مشکلات را تضعیف میکند[دیدگاه ۹]. [۹]
بعد اجتماعی-اخلاقی
[ویرایش | ویرایش مبدأ]در این بعد، هنجارها، روابط اجتماعی و ارزشهای اخلاقی نسل جدید پست شمرده میشود. این باور وجود دارد که نسلهای قبل از تعهد، اخلاق، وفاداری و مرام قویتری برخوردار بودند و روابط انسانی در گذشته عمیقتر و اصیلتر بوده است. این نگاه، پیچیدگیهای روابط اجتماعی مدرن را نادیده میگیرد و با ارائه تصویری سادهانگارانه از گذشته، ارزشهای اخلاقی نسل حاضر را تحقیر میکند.[دیدگاه ۱۰] [۱۰]
بعد اقتصادی و چشمانداز آینده
[ویرایش | ویرایش مبدأ]این بعد به باور یک نسل به ناتوانی ساختاری خود در دستیابی به استانداردهای زندگی نسل قبل اشاره دارد. بهعنوان مثال، نسل جدید با مشاهدة اینکه والدین آنها با تحصیلات کمتر و در شرایطی سادهتر توانستند به ثبات اقتصادی، مسکن و تشکیل خانواده برسند، ناکامی خود را به بیعرضگی و ضعف ذاتی نسل خود نسبت میدهد و میگویند: «پدران ما با یک حقوق کارمندی زندگی ساختند، ما با دو تا مدرک دکترا هنوز سربار خانوادهایم. ما نسل ناتوانی هستیم.» این ذهنیت، تأثیر عوامل کلان اقتصادی را نادیده گرفته و حس شکست و بیکفایتی را درونی میکند. [۱۱]
عوامل زمینهساز خودتحقیری نسلی
[ویرایش | ویرایش مبدأ]این پدیده محصول مجموعهای از عوامل درهمتنیده اقتصادی، فرهنگی و تربیتی است:
عوامل اقتصادی-معیشتی
[ویرایش | ویرایش مبدأ]- ناکامیهای ساختاری: نسل امروز مشکلات خود را عمدتاً ناشی از ساختارهای کلان اقتصادی، سیاسی و اجتماعی میداند؛ هرچند عوامل بیرونی مانند تحریمها، فشارهای خارجی و پیامدهای جنگ نیز در این وضعیت مؤثر بودهاند. در سطح روانی، برخی از جوانان دچار احساسی دوگانهاند: از یک سو به نقش ساختارها و شرایط بیرونی آگاهند و از سوی دیگر احساس ناتوانی و بیاثری در برابر آنها دارند. پژوهشها نشان میدهد این ناامیدی اقتصادی و محدودیت فرصتها با کاهش خودکارآمدی و شکلگیری حس «ما نمیتوانیم» پیوند مستقیم دارد؛ حسی که با گذر زمان درونی میشود و بر خودانگارۀ فردی و جمعی اثر میگذارد[دیدگاه ۱۱]. [۱۲]
- احساس بیعدالتی بین نسلی: این حس که فرصتها، منابع طبیعی و ثروت عمومی به شکلی نابرابر توسط نسلهای پیشین مصرف شده و چیزی برای نسل جدید باقی نمانده است، به خشم و ناامیدی دامن میزند. این احساس که نسلهای گذشته در شرایط مساعدتری زندگی کردهاند و میراثی از بحرانهای اقتصادی و زیستمحیطی برای نسل جدید به جا گذاشتهاند، حس بیعدالتی و قربانی بودن را تقویت میکند و زمینه را برای تحقیر خود و ستایش گذشته فراهم میآورد. [۱۳]
عوامل فرهنگی-رسانهای
[ویرایش | ویرایش مبدأ]- سرزنشگری نسلی: کلیشهسازی و برچسبزنی منفی به یک نسل از سوی رسانهها، سیاستمداران و حتی نسلهای بزرگتر، یکی از مهمترین عوامل ایجاد خودتحقیری است. برچسبهایی مانند نسل بیهدف، نسل همیشه طلبکار یا نسل مجازی یک تصویر منفی و کاریکاتوری از کل یک نسل میسازد و بهمرور توسط خود آن نسل نیز درونی میشود. این سرزنشگری مداوم، خودباوری جمعی را از بین میبرد. [۱۴]
- صنعت نوستالژی: رسانهها با تولید انبوه محتوای نوستالژیک، گذشته را به شکلی رؤیایی، ساده و بینقص تصویر میکنند. سریالها، فیلمها و موسیقیهایی که دهههای گذشته را بازنمایی میکنند، اغلب سختیها و پیچیدگیهای آن دوران را حذف کرده و تصویری رمانتیک ارائه میدهند. این صنعت، با ایجاد یک گذشته خیالی، زمان حال را در مقایسه، دورانی پیچیده، بیروح و بحرانی نشان میدهد و حسرت و ناتوانی را در نسل جدید تقویت میکند. [۱۵]
عوامل تربیتی-آموزشی
[ویرایش | ویرایش مبدأ]- ضعف نظام آموزشی: ناتوانی سیستم آموزشی در تقویت تفکر انتقادی و مهارتهای حل مسئله باعث میشود نسل جدید در مواجهه با چالشهای پیچیده دنیای امروز، بهجای یافتن راهحلهای خلاقانه، خود را مقصر بداند و احساس استیصال کند. آموزشی که مبتنی بر حفظیات و پذیرش بیچونوچرای مفروضات است و توانایی تحلیل مستقل و خودباوری را در دانشآموزان پرورش نمیدهد. [۱۶]
- تربیت مبتنی بر مقایسه: مقایسۀ دائمی جوانان توسط خانواده یا جامعه با نسخهای ایدهآل از جوانی والدین یا نسلهای قبل، بذرهای خود[دیدگاه ۱۲]تحقیری را در وجود آنها میکارد. جملاتی مانند ما «همسن تو بودیم، یک زندگی را میچرخاندیم» بدون در نظر گرفتن تفاوتهای عظیم شرایط زمانی و ساختاری، فرد را به این نتیجه میرساند که ذاتاً از نسلهای قبل ضعیفتر و ناتوانتر است. [۱۷]
نشانهها و مصادیق عینی در سبک زندگی
[ویرایش | ویرایش مبدأ]خودتحقیری نسلی از حوزۀ ذهن فراتر رفته و در زبان و رفتار روزمره تجلی مییابد:
در زبان و گفتار
[ویرایش | ویرایش مبدأ]- جوکها و طنزهای خودتخریبگر: رواج گسترده لطیفهها، میمها و محتواهای طنزی در شبکههای اجتماعی که ناتوانیها، مشکلات و بیهدفی نسل خود را به شکلی تحقیرآمیز به تصویر میکشند. اگرچه طنز میتواند کارکردی انتقادی داشته باشد، اما تکرار این محتواها به عادیسازی و درونیسازی یک تصویر منفی از خود و نسل منجر میشود[دیدگاه ۱۳]. [۱۸]
- گفتار ناامیدانه: استفاده مکرر از عباراتی مانند از نسل ما هیچی درنمیاد، ما نسل سوختهایم یا این مملکت دیگه درستبشو نیست، نشاندهنده یک یأس عمیق و پذیرش شکست بهعنوان سرنوشت محتوم نسل است. این گفتار، امید و انگیزه برای تغییر را از بین میبرد[دیدگاه ۱۴]. [۱۹]
در الگوهای رفتاری و اجتماعی
[ویرایش | ویرایش مبدأ]- بیتفاوتی و کنارهگیری: کاهش مشارکت اجتماعی و سیاسی یکی از پیامدهای مستقیم خودتحقیری است. نسلی که به این باور رسیده که تلاش ما بیفایده است، از مشارکت در انتخابات، فعالیتهای مدنی یا تلاش برای اصلاح امور کنارهگیری میکند و به انفعال و فردگرایی افراطی پناه میبرد. [۲۰]
- فرار از مسئولیتپذیری: به تعویق انداختن مراحل مهم زندگی مانند ازدواج، فرزندآوری [۲۱] یا پذیرش مسئولیتهای شغلی جدی، نه فقط به دلایل اقتصادی، بلکه به دلیل عدم باور به توانایی خود و نسل خود برای مدیریت آنها، از دیگر نشانههاست. این فرار، ریشه در اضطراب ناشی از احساس بیکفایتی دارد. [۲۲]
- پناه بردن به گذشته: علاقۀ افراطی و غیرواقعی به سبک زندگی، موسیقی، مد و هنر دهههای گذشته، [۲۳] گاهی نه از سر علاقه هنری، بلکه بهعنوان یک مکانیزم فرار از زمان حال عمل میکند. غرق شدن در نوستالژی، راهی برای فرار از مواجهه با چالشهای پیچیده و گاه طاقتفرسای دنیای امروز است. [۲۴]
پیامدها و آسیبهای مخرب
[ویرایش | ویرایش مبدأ]پیامدهای خودتحقیری نسلی در سه سطح فردی، اجتماعی و ملی قابل بررسی است:
- در سطح فردی: این پدیده به افزایش بحرانهای هویتی، اضطراب فراگیر، افسردگی و کاهش انگیزه برای پیشرفت شخصی [۲۵] منجر میشود. فردی که خود را بخشی از یک نسل شکستخورده میبیند، امید به آینده را از دست میدهد و این امر تمایل به مهاجرت را نه بهعنوان یک انتخاب برای پیشرفت، بلکه بهعنوان یک فرار از وضعیت ناامیدکننده، تشدید میکند. [۲۶]
- در سطح اجتماعی: خودتحقیری به تضعیف همبستگی دروننسلی و افزایش بیاعتمادی میانجامد. وقتی اعضای یک نسل یکدیگر را نیز با همان عینک بدبینی و تحقیر مینگرند، شکلگیری حرکتهای اجتماعی مؤثر و همکاریهای جمعی برای حل مشکلات دشوار میشود. رواج فرهنگ یأس، سرمایۀ اجتماعی را فرسایش میدهد و جامعه را در برابر بحرانها آسیبپذیرتر میکند. [۲۷]
- در سطح ملی: بزرگترین آسیب خودتحقیری نسلی، هدر رفتن پتانسیل و نیروی انسانی یک نسل کامل است. توقف نوآوری، کاهش خلاقیت، عدم پذیرش ریسک و تشدید بحرانهای اقتصادی و اجتماعی، از پیامدهای فلج شدن اراده یک نسل است. این پدیده با تضعیف امید به آینده، به امنیت ملی و توسعۀ پایدار کشور آسیب جدی وارد میکند. [۲۸]
رویکردهای مقابله با خودتحقیری نسلی
[ویرایش | ویرایش مبدأ]مقابله با خودتحقیری نسلی نیازمند یک عزم همگانی و رویکردی چندوجهی است:
در حوزه آموزش و پرورش
[ویرایش | ویرایش مبدأ]- بازنگری در محتوای آموزشی: محتوای درسی باید با هدف تقویت هویت نسلی مثبت بازنگری شود. این کار از طریق آموزش تاریخ معاصر بهصورت تحلیلی و نه صرفاً تجلیلی، معرفی دستاوردها و چالشهای نسلهای جدید و آموزش مهارتهای عملی مواجهه با مسائل دنیای امروز، مانند تفکر انتقادی، سواد مالی و کارآفرینی، امکانپذیر است. [۲۹]
- آموزش سواد رسانهای: گنجاندن آموزش سواد رسانهای در برنامۀ درسی مدارس امری حیاتی است. این آموزش به نسل جدید کمک میکند تا پیامهای رسانهای، کلیشههای نسلی و تصاویر آرمانیشده از گذشته را بهصورت انتقادی تحلیل کنند و قربانی صنعت نوستالژی و سرزنشگری نسلی نشوند. [۳۰]
در حوزه رسانه و هنر
[ویرایش | ویرایش مبدأ]تولید محتوای واقعبینانه و امیدبخش: رسانهها باید از تولید محتوای تخریبگر و سیاهنمایی مطلق پرهیز کرده و به تولید فیلم، سریال و مستندهایی بپردازند که به جای تحقیر، به توانمندیها، خلاقیتها و داستانهای موفقیتآمیز نسل جدید بپردازند. بازنمایی واقعبینانه چالشها در کنار نمایش اراده و توانایی برای غلبه بر آنها، میتواند نگاه امیدوارانه و کنشگرانه را ترویج دهد. [۳۱]
در سطح فردی و خانوادگی
[ویرایش | ویرایش مبدأ]- گفتگوی بین نسلی: ایجاد فضایی برای گفتگوی صادقانه، محترمانه و همدلانه میان نسلها برای درک متقابل تجربیات و چالشها ضروری است. نسلهای بزرگتر باید از سرزنش و مقایسه بپرهیزند و نسل جدید نیز باید تلاش کند تجربیات نسل قبل را در بستر زمانی خودشان درک کند. این گفتگو میتواند به کاهش گسست نسلی کمک کند. [۳۲]
- حمایت از دستاوردهای نسل جدید: تشویق و برجستهسازی موفقیتهای فردی و جمعی نسل جدید، هرچند کوچک، نقشی کلیدی در تقویت خودباوری دارد. این حمایت باید در سطح خانواده، محیط کار و جامعه صورت گیرد. [۳۳]
در سطح حاکمیتی و ساختاری
[ویرایش | ویرایش مبدأ]- ایجاد فرصتهای واقعی: مؤثرترین راه برای مقابله با حس ناتوانی، ایجاد فرصتهای واقعی است. سیاستگذاریهای کارآمد برای حل مشکلات اساسی نسل جوان در حوزههای اشتغال، مسکن، آموزش و کارآفرینی، شعار ما میتوانیم را در عمل محقق میسازد و خودباوری را بهصورت ریشهای تقویت میکند. [۳۴]
- میدان دادن به جوانان: واگذاری مسئولیتهای واقعی و اعتماد به تواناییهای نسل جدید در عرصههای مدیریتی، علمی، فرهنگی و سیاسی، این پیام را به آنها منتقل میکند که جامعه برای توانمندیهایشان ارزش قائل است. این امر نه تنها به رشد فردی آنها کمک میکند، بلکه به تزریق ایدههای نو و انرژی تازه به بدنه مدیریتی کشور منجر میشود. [۳۵]
پانویس
[ویرایش | ویرایش مبدأ]- ↑ همیلتون، «چطور نسل هزاره بدجنس شد!»، وبسایت روزنامۀ گاردین.
- ↑ اسپیر، «بازنگری خود-تحقیرگری به عنوان یک شیوه ارتباطی»، وبسایت NLM .
- ↑ رحمانی، «مسئلۀ نسل: نقدی بر مطالعات نسلی در ایران و سرگشتگی میان تداوم و تغییر در فرهنگهای نسلی»، 1403ش، ص95.
- ↑ اسپیر، «بازنگری خود-تحقیرگری به عنوان یک شیوه ارتباطی»، وبسایت NLM .
- ↑ پیلچر، «جامعهشناسی نسلهای مانهایم: میراثی کمارزش»، وبسایت jstor ؛ توکل و قاضینژاد، «شکاف نسلی در رویکردهای کلان جامعه شناختی: بررسی و نقد رهیافت های نسل تاریخی و تضاد با تأکید بر نظرات مانهایم و بوردیو»، 1385ش، ص98.
- ↑ «ریشههای روانی خودتحقیری چیست؟»، مشرقنیوز.
- ↑ سولز، «لئون فستینگر»، وبسایت دائرة المعارف بریتانیکا.
- ↑ «آیا واقعاً زندگی در دهههای میانی قرن بیستم بهتر از امروز بود؟»، وبسایت عصر ایران.
- ↑ «نسل بیاعصاب یا مطالبهگر؟»، خبرگزاری جمهوری اسلامی.
- ↑ شرفی، «مؤلفهها و عوامل گسست نسلها از بُعد روانشناختی»، وبسایت سازمان پژوهش و برنامهریزی آموزشی آموزش و پرورش.
- ↑ شرفی، «مؤلفهها و عوامل گسست نسلها از بُعد روانشناختی»، وبسایت سازمان پژوهش و برنامهریزی آموزشی آموزش و پرورش.
- ↑ دانش و همکاران، «تحلیل جامعهشناختی شکاف نسلی در ایران»، 1393ش، ص3.
- ↑ توکل و قاضینژاد، «شکاف نسلی در رویکردهای کلان جامعه شناختی: بررسی و نقد رهیافت های نسل تاریخی و تضاد با تأکید بر نظرات مانهایم و بوردیو»، 1385ش، ص112-113.
- ↑ ابراهیمی، «چالشهای نسل Z و اشتباهات رایج در برخورد با این نسل»، خبرگزاری حوزه .
- ↑ «چرا فکر میکنیم قدیم همهچیز بهتر بود؟»، خبرگزاری ایسنا.
- ↑ امینی و سبکتکین، «جایگاه ضعیف تفکر انتقادی در برنامههای درسی مدارس متوسطه (مطالعهای با روش خبرگی و نقادی تربیتی)»، 1396ش، ص142-145.
- ↑ «جوان دیروز، جوان امروز»، پایگاه اطلاعرسانی حوزه.
- ↑ توکلیراد و غفاری، «جوکهای سیاه، تعاملهای اجتماعی و پیامدهای غیرسازندۀ آن»، 1395ش، ص616-617.
- ↑ پناهیان، «نباید گفت اوضاع مملکت دیگر درست نمیشود»، جهاننیوز.
- ↑ نبوی و همکاران، «بررسی عوامل مؤثر بر بیتفاوتی اجتماعی (مورد مطالعه: شهروندان 18 سال به بالای شهر دزفول)»، وبسایت مجلۀ جامعهشناسی ایران.
- ↑ شمس قهفرخی و همکاران، «در دوراهی تصمیم به فرزندآوری: واکاوی چالشهای فردی و اجتماعی فرزندآوری در بستر باروری پایین در شهر اصفهان»، وبسایت مجلۀ جامعهشناسی کاربردی.
- ↑ آذرتاش، «تأخیر در ازدواج از نگاه دختران و پسران چه دلایلی دارد؟»، خبرگزاری تسنیم.
- ↑ «چرا فکر میکنیم قدیم همهچیز بهتر بود؟»، خبرگزاری ایسنا.
- ↑ مشرف، «چرا عاشق نوستالژیها هستیم؟»، وبسایت مجلۀ میگنا.
- ↑ اسپیر، «بازنگری خود-تحقیرگری به عنوان یک شیوه ارتباطی»، وبسایت NLM .
- ↑ صفارینیا، «فضای مجازی باعث افزایش خودتحقیری می شود؟»، وبسایت دفتر مطالعات فرهنگی جهاد دانشگاهی.
- ↑ اسپیر، «بازنگری خود-تحقیرگری به عنوان یک شیوه ارتباطی»، وبسایت NLM .
- ↑ عسگری، «امید، موتور محرک توسعه ملی»، خبرگزاری جمهوری اسلامی.
- ↑ خجسته، «برنامهای برای هویت ملی»، وبسایت دفتر انتشارات و فناوری آموزشی وزارت آموزش و پرورش.
- ↑ امینی و سبکتکین، «جایگاه ضعیف تفکر انتقادی در برنامههای درسی مدارس متوسطه (مطالعهای با روش خبرگی و نقادی تربیتی)»، 1396ش، ص142-145.
- ↑ مرادی، «سیاهنمایی در سینما از واقعیت تا خیال»، خبرگزاری جمهوری اسلامی.
- ↑ ساعی، «تحلیل موانع و بازدارندههای گفتگوی بین نسلی در خانواده»، 1401ش، ص211-214.
- ↑ فردوسی، «چطور والدین باید از نسل z حمایت کنند؟»، خبرگزاری ایسنا .
- ↑ «ایجاد فرصتهای واقعی برای اشتغال جوانان وظیفه ستاد ساماندهی جوانان است»، خبرگزاری ایسنا.
- ↑ «ایجاد فرصتهای واقعی برای اشتغال جوانان وظیفه ستاد ساماندهی جوانان است»، خبرگزاری ایسنا.
منابع
[ویرایش | ویرایش مبدأ]- ابراهیمی، زهرا، «چالشهای نسل Z و اشتباهات رایج در برخورد با این نسل»، خبرگزاری حوزه، تاریخ درج مطلب: 25 بهمن 1403ش.
- اسپیر، سوزان ای، «بازنگری خود-تحقیرگری به عنوان یک شیوه ارتباطی»، وبسایت NLM ، تاریخ درج مطلب: 18 مه 2019م.
- امینی، محمد و سبکتکین، مریم، «جایگاه ضعیف تفکر انتقادی در برنامههای درسی مدارس متوسطه (مطالعهای با روش خبرگی و نقادی تربیتی)»، در پژوهشهای کیفی در برنامۀ درسی، دورۀ 3، شمارۀ 8، مهر 1396ش.
- «ایجاد فرصتهای واقعی برای اشتغال جوانان وظیفه ستاد ساماندهی جوانان است»، خبرگزاری ایسنا، تاریخ درج مطلب: 21 مهر 1404ش.
- آذرتاش، فاطمه، «تأخیر در ازدواج از نگاه دختران و پسران چه دلایلی دارد؟»، خبرگزاری تسنیم، تاریخ درج مطلب: 30 مرداد 1396ش.
- «آیا واقعاً زندگی در دهههای میانی قرن بیستم بهتر از امروز بود؟»، وبسایت عصر ایران، تاریخ درج مطلب: 22 مهر 1404ش.
- پناهیان، علیرضا، «نباید گفت اوضاع مملکت دیگر درست نمیشود»، جهاننیوز، تاریخ درج مطلب: 12 اردیبهشت 1397ش.
- پیلچر، جین، «جامعهشناسی نسلهای مانهایم: میراثی کمارزش»، وبسایت jstor ، تاریخ درج مطلب: سپتامبر 1994م.
- توکل، محمد و قاضینژاد، مریم، «شکاف نسلی در رویکردهای کلان جامعه شناختی: بررسی و نقد رهیافت های نسل تاریخی و تضاد با تأکید بر نظرات مانهایم و بوردیو»، در نشریۀ نامۀ علوم اجتماعی، دورۀ 27، شمارۀ 27، شمارۀ پیاپی 1122، فروردین 1385ش.
- توکلیراد، مهرداد و غفاری، غلامرضا، «جوکهای سیاه، تعاملهای اجتماعی و پیامدهای غیرسازندۀ آن»، در مطالعات و تحقیقات اجتماعی در ایران، دورۀ 5، شمارۀ 4، شمارۀ پیاپی 20، اسفند 1395ش.
- «جوان دیروز، جوان امروز»، پایگاه اطلاعرسانی حوزه، تاریخ درج مطلب: 8 آبان 1390ش.
- «چرا فکر میکنیم قدیم همهچیز بهتر بود؟»، خبرگزاری ایسنا، تاریخ درج مطلب: 6 مهر 1400ش.
- خجسته، فردوس، «برنامهای برای هویت ملی»، وبسایت دفتر انتشارات و فناوری آموزشی وزارت آموزش و پرورش، تاریخ درج مطلب: 2 خرداد 1400ش.
- دانش، پروانه و همکاران، «تحلیل جامعهشناختی شکاف نسلی در ایران»، در جامعهپژوهی فرهنگی، دورۀ 5، شمارۀ 3، شمارۀ پیاپی 3، آذر 1393ش.
- رحمانی، جبار، «مسئلۀ نسل: نقدی بر مطالعات نسلی در ایران و سرگشتگی میان تداوم و تغییر در فرهنگهای نسلی»، در فصلنامۀ مسائل اجتماعی ایران، دورۀ 15، شمارۀ 3، 1403ش.
- «ریشههای روانی خودتحقیری چیست؟»، مشرقنیوز، تاریخ درج مطلب: 6 مهر 1400ش.
- ساعی، منصور، «تحلیل موانع و بازدارندههای گفتگوی بین نسلی در خانواده»، در مجلۀ جامعه فرهنگ رسانه، دورۀ 11، شمارۀ 43، شهریور 1401ش.
- سولز، جری، «لئون فستینگر»، وبسایت دائرة المعارف بریتانیکا، تاریخ درج مطلب: 7 فوریه 2025م.
- شرفی، محمدرضا، «مؤلفهها و عوامل گسست نسلها از بُعد روانشناختی»، وبسایت سازمان پژوهش و برنامهریزی آموزشی آموزش و پرورش، تاریخ درج مطلب: 7 تیر 1399ش.
- شمس قهفرخی، فریده و همکاران، «در دوراهی تصمیم به فرزندآوری: واکاوی چالشهای فردی و اجتماعی فرزندآوری در بستر باروری پایین در شهر اصفهان»، وبسایت مجلۀ جامعهشناسی کاربردی، تاریخ درج مطلب: دی 1401ش.
- صفارینیا، مجید، «فضای مجازی باعث افزایش خودتحقیری می شود؟»، وبسایت دفتر مطالعات فرهنگی جهاد دانشگاهی، تاریخ درج مطلب: 21 مهر 1400ش.
- عسگری، حسام، «امید، موتور محرک توسعه ملی»، خبرگزاری جمهوری اسلامی، تاریخ درج مطلب: 28 شهریور 1403ش.
- فردوسی، سیما، «چطور والدین باید از نسل z حمایت کنند؟»، خبرگزاری ایسنا، تاریخ درج مطلب: 25 مهر 1404ش.
- مرادی، علیرضا، «سیاهنمایی در سینما از واقعیت تا خیال»، خبرگزاری جمهوری اسلامی، تاریخ درج مطلب: 7 مهر 1397ش.
- مشرف، یاسمین، «چرا عاشق نوستالژیها هستیم؟»، وبسایت مجلۀ میگنا، تاریخ درج مطلب: 4 دی 1397ش.
- نبوی، عبدالحسین و همکاران، «بررسی عوامل مؤثر بر بیتفاوتی اجتماعی (مورد مطالعه: شهروندان 18 سال به بالای شهر دزفول)»، وبسایت مجلۀ جامعهشناسی ایران، تاریخ درج مطلب: مهر 1393ش.
- «نسل بیاعصاب یا مطالبهگر؟»، خبرگزاری جمهوری اسلامی، تاریخ درج مطلب: 23 مهر 1401ش.
- همیلتون، کلونی، «چطور نسل هزاره بدجنس شد!»، وبسایت روزنامۀ گاردین، اریخ درج مطلب: 8 مه 2025م.
محمد ظریفی
خطای یادکرد: برچسب <ref> برای گروهی به نام «دیدگاه» وجود دارد، اما برچسب متناظر با <references group="دیدگاه"/> یافت نشد.