پرش به محتوا

پیش‌نویس:رشد اخلاقی کودک: تفاوت میان نسخه‌ها

از ایران پدیا
imported>امان الله فصیحی
imported>امان الله فصیحی
خط ۱۳۱: خط ۱۳۱:
==پانویس==
==پانویس==
{{پانویس}}
{{پانویس}}
{{پانویس یپش‌نویس}}
{{پانویس پیش‌نویس}}

نسخهٔ ۱۴ آبان ۱۴۰۴، ساعت ۱۶:۱۶

رشد اخلاقی کودک؛ فرایند تحول اخلاقی کودک در جریان رشد[دیدگاه ۱]

رشد اخلاقی، فرایند آگاهی افراد از خوب و بد و نحوة استدلال آنها در مورد ارزش‌های اخلاقی است که در جریان رشد تغییر می‌یابد. در مورد مراحل رشد اخلاقی نظریه‌های متعددی مطرح شده است در این زمینه میتوان به نظریه‌های پیاژه و کلبرگ اشاره کرد که بر تحول شناخت‌های اخلاقی تأکید می‌کردند. عوامل متعددی در رشد اخلاقی کودک نقش دارند، به عنوان نمونه دینداری والدین، سبک فرزندپروری، کیفیت‌ شکل‌گیری دلبستگی در کودک، روابط خواهر و برادری و تجربة عمل اخلاقی می‌تواند در حد قالب توجهی رشد اخلاقی کودک را تحت تأثیر قرار دهند.

تعریف رشد اخلاقی

طرز استدلال كودكان در مورد امور اخلاقي، نگرش آنان نسبت به قانون‌شكني و رفتار آنان در مواجهه با مسائل اخلاقي را رشد اخلاقی می‌گویند.[۱] همچنین می‌توان رشد اخلاقی را فرایندی دانست که افراد – به ویژه کودکان - از طریق آن متوجه ارزش‌های مربوط به رفتار خوب و رفتار بد می‌شوند انها این ارزش‌ها را از جامعه یادگرفته و درونی می‌کنند.[۲]

مراحل رشد اخلاقی

مراحل رشد اخلاقی در دیدگاه پیاژه

طبق دیدگاه پیاژه رشد اخلاقی دارای مراحلی است مرحله اول، تفکر اخلاقی ناهمخوان است و سنین 4 تا 7 سالگی را دربر می‌گیرد. در این مرحله فرد تصور می‌کند كه قواعد اخلاقي ثابت و تغييرناپذيرند. اخلاق ناهمخوان بعداً به صورت دو مرحلة متوالي اخلاقي ديگر بروز مي‌كند که عبارتند از 1- همكاري اوليه و 2- همكاري خودمختارانه. مرحلة اخلاق مبتني بر همكاري اوليه با ديگران، در سنين ٧ تا ١٠ سالگي بروز می‌کند. در این مرحله بازي كودكان حالت اجتماعي پیدا می‌کند، قواعد بازي‌ها را یاد مي‌گيرند و بر اساس اطلاعات خودشان دربارة اين قواعد، بازي مي‌كنند. آنان در این مرحله هم تصور می‌کنند که قواعد بازي تغييرناپذير است و در هر بازي فقط يك روش صحیح وجود دارد. مرحلة بعد، يعني مرحلة اخلاق مبتني بر همكاري خودمختارانه، از حدود ١٠ سالگي آغاز مي‌شود. كودكان در این مرحله كاملاً متوجه می‌شوند كه قواعد رسمي بازي را با توافق اعضاي گروه مي‌توان تغيير داد. آنها همچنین درک می‌کنند که قواعد رایج بین مردم نیز، قابل تغيير است.

پياژه بر این باور بود که كودك پيش‌دبستاني كه در مرحلة اخلاق ناهمخوان است، مثلاً، اگر ببيند كسي يك سيني چاي را زمین ریخته و چند فنجان را شکسته است، او را خطاكارتر از فردی خواهد دانست كه در سيني‌اش فقط يك فنجان بوده و با افتادن سيني همان یک فنجان شکسته است؛ اما در مرحله بعد یعنی وقتي که كودك مرحلة اول رشد اخلاقي را کسب کرده باشد خواهد گفت آن کودکی كه نتوانسته سيني چاي را با يك فنجان به درستي حمل كند، کارش بدتر از کسی است که يك سيني با چند فنجان چاي از دستش افتاده و فنجان‌ها را شكسته است. تفاوت قضاوت اخلاقی در این دو مرحله این است که در مرحله اول رشد اخلاقی کودک نمی‌تواند فعلاً نیت فرد و توانایی مورد انتظار از یک فرد در حمل سینی چای را در قضاوت مورد ملاحظه قرار دهد. همچنین کودک در این مرحله به عدالت ذاتی اعتقاد دارد. عدالت ذاتی یعنی اینکه وقتی کسی دچار خطا می‌شود باید فوراً و حتماً مجازات شود؛ ولی کودکی که وارد مراحل بعدی رشد اخلاقی می‌شود، می‌فهمد که مجازات توسط افراد افراد تعيين می‌شود و امکان بخشش نيز وجود دارد.[۳]

رشد اخلاقی در دیدگاه کلبرگ

با توجه به دیدگاه كولبرگ «رشد اخلاقي» فرآيندی مداوم است كه در طول عمر رخ می‌دهد. ایشان بر این باور بود كه رشد اخلاقي اساساً ناشی از استدلال اخلاقي است كه در طول مراحل مختلف زندگی از كودكي تا نوجواني، شكل مي‌گيرد. او سال‌ها تحقيق، آزمون و مصاحبه در این زمینه انجام داد. او سرانجام با طراحي يازده داستان شامل معماهاي اخلاق و ارايه آنها به كودكان و نوجوانان و طرح چند سؤال درباره هر يك از داستان‌ها، نظريه خود را بیان کرد. در پاسخ به این سوالات آنچه که برای کلبرگ جالب بود «استدلال‌هايي» بود كه در پشت تصميمات شركت‌كنندگان در اين نظرخواهي قرار داشت. كولبرگ پاسخ‌هاي دريافت شده را در قالب مراحل مختلف استدلال، طبقه‌بندی كرد و رشد اخلاقی را در سه سطح تبیین کرد. در هر سطح دو مرحله وجود دارد كه دومين مرحله از لحاظ بروز ديدگاه اجتماعي اخلاقي، كامل‌تر از مرحله اول است.[۴]

سطح 1ـ اخلاق پيش‌قراردادي

مرحله 1: اطاعت و تنبيه

در اين مرحله، کودک قوانين را ثابت و مطلق تلقّی می‌کند. اطاعت از قوانين چون باعث جلوگيري از تنبيه ميشود، بسيار مهم است[۵]

مرحله 2: فردگرايي و مبادله

در اين مرحله، قضاوت و نظرات فردی کودک مبتنی بر این است که چگونه نيازهاي او برآورده می‌شود.[۶]

چشم‌انداز این مرحله عمل‌گرایانه است و در آن بر مبادله ابزاری تأکید می‌شود؛ به عنوان مثال کودک عمل به تعهدات را مهم می‌داند چون باعث می‌شود دیگران نیز به تعهدات خود نسبت به او پایبند شوند و برای او کارهای خوب انجام دهند یا پایبندی به تعهدات لازم است چون باعث جلوگیری از عصبانی شدن دیگران می‌شود.[۷]

سطح 2ـ اخلاق قراردادي

مرحله 3: روابط ميان فردي

در این مرحله انتظارات اجتماعي مورد توجه ویژه قرار می‌گیرد لذا در فرایند استدلال اخلاقی همرنگي با جماعت، «خوب» جلوه‌گر شدن و ملاحظه تأثير تصميمات بر روابط، اهمیت ویژه‌ای دارند.[۸]

مرحله 4 :حفظ مرتبه اجتماعي

انسان‌ها در اين مرحله، هنگام قضاوت اخلاقی، جامعه را به‌صورت كلّي در نظر مي‌گيرند و بر حفظ قانون، پيروي از مقررات، انجام وظيفه و احترام به مافوق تمرکز می‌کنند.[۹]

سطح 3ـ اخلاق پس‌قراردادي

مرحله 5: قراردادهاي اجتماعي و حقوق فردي

در اين مرحله، انسان‌ها شروع به در نظر گرفتن ارزش‌ها، عقايد و باورهاي متفاوت ساير مردم مي‌كنند. در این مرحله باور فرد این است که قوانين براي حفظ يك جامعه اهميت دارند و افراد جامعه بايد اين استانداردها و چارچوب‌ها را قبول داشته باشند.[۱۰]

مرحله 6: اصول همگاني

در اين مرحله، انسان‌ها از اصولی كه ملكه ذهنشان شده است و مبتنی بر اخلاق همگانی و استدلال انتزاعی است، تبعیت می‌کنند هر چند با قوانين و مقررات جامعه نیز تناقض داشته باشند.

كولبرگ بر این باور بود كه اين سطوح و مراحل در قضاوت اخلاقي به‌ترتيب و به‌تدريج همراه با بالا رفتن سن فرد، در او بروز می‌کنند. کودک قبل از 9 سالگي، استدلال‌هایش در معماهای اخلاقی در سطح اول (يعني در سطح اخلاق پيش‌قراردادي) است. اين استدلال‌ها در اوائل نوجواني عموماً در سطح دوم قرار می‌گیرند و گاهي هم بين مرحله دوم و چهارم دچار نوسان می‌شود. برخی از نوجوانان در نيمه دوم نوجواني به مرحله چهارم مي‌رسند.

كودك درسطح پيش قراردادي، به خاطر اجتناب از تنبيه وكسب پاداش غالبا رفتار خوبي از خود نشان می‌دهد. به‌راحتی ميتوان رفتار كودك را بر اساس پيامدهاي مادي آن رفتار يا برحسب قدرت افرادی که قانون را براي او ميسازند تبیین کرد.

رفتار اخلاقي كودك در سطح قراردادي، براي این است که سازگاري وهماهنگي با نظم اجتماعي داشته باشد. كودك در اين دوره سعی میکند به نوعی خود با والدينش خود همانند کرده و خود را با آنچه كه والدین به عنوان درست و غلط ارائه ميدهند، تطبيق دهد.[۱۱]

آزمون سنجش رشد اخلاقی کودکان

لطف ابادی و همكارانش در پژوهشي عوامل رشد اخلاقی را تبیین کرده و بر اساس آن آزمونی را برای سنجش رشد اخلاقی کودکان طراحی کردند. آنها در این پژوهش نشان دادهاند كه رشد اخلاقي نتیجة تأثير و تأثر متقابل، پيچيده و پوياي سه سطح رواني ـ اجتماعي است که شامل شش عامل می‌شود.

سطح اول، سطح زيرين بنيادي است که دو عامل در آن قرار دارد: 1. طبيعت كمالجوي و مينوي آدمي و 2. توانايي بالقوه تميز خوب از بد و زشتي از زيبايي. سطح دوم سطح مياني که شامل دو عامل دیگر یعنی 3. انگيزش‌ها و رشد عواطف و همدردي انساني و 4 .رشد تفكر و ميزان خردمندي است. سطح بعدی سطح بيروني است در این سطح عامل عبارتند از: 5 .تجارب عيني و موقعيت رفتار اخلاقي و محيط اجتماعي، فرهنگي و آموزشي.[۱۲]

عوامل رشد اخلاقی

الف- عوامل مربوط به والدین

با توجه به نقش والدین عوامل متعددی را در این زمینه می‌توان مطرح کرد:

1-دینداری والدین

برخی از پژوهشگران با بررسی گروهی از دانش‌آموزان دبستانی رابطه بین آموزه‌های دینی والدین و رشد اخلاقی کودکان را مورد مطالعه قرار دادند یافته‌ها نشان داد که بین دینداری والدین و رشد اخلاقی کودکان رابطه معناداری وجود دارد و مراحل رشد اخلاقی کودکان ۷ تا ۱۲ سال با الگوی کلبرگ مطابقت دارد به گونه ای که به موازات بالا رفتن سن، سطح استدلال اخلاقی آنان نیز رشد می یابد و بین تربیت دینی والدین و رشد اخلاقی کودکان دبستانی رابطه معنادار وجود دارد.[۱۳]

2-دلبستگی ایمن

رابطه مراقب به ویژه مادر با کودک، از مهمترین عوامل تأثیرگذار در شخصیت بزرگسالی آنان است. تمایل کودك به داشتن ارتباط صمیمانه با برخی و احساس امنیت بیشتر در حضور آنها را دلبستگی می‌گویند. دلبستگی بین مادر و کودک مبنای رشد اخلاقی در سال‌های آینده است.[۱۴]

در واقع ارتباط اولیه بین کودک و مراقب اولیه‌اش، به شکل باورهایی درونی در آمده و ذخیره‌ می‌شوند. این موارد بر انتظارات شخص، هیجانات، واکنش‌های دفاعی و رفتارهای ارتباطی او تأثیر دارد. همچنین نوع دلبستگی کودکی در قواعد عاطفی، شناختی و روابط نزدیک در دوران بزرگسالی نیز تأثیر می‌گذارد.

اگر دلبستگی به صورت ایمن شکل بگیرد، پایه گرایش اخلاقی سالم فراهم خواهد شد. این دلبستگی در دوره کودکی در صورتی شکل می‌گیرد که والدین پاسخگوی نیازهای کودک باشند و به کودک اجازه دهند تا با حس امنیت به کاوش در محیط بپردازد و به توانایی خود در مواجهه با چالش‌ها اعتماد به ‌نفس پیدا کند.[۱۵]

3-سبک فرزند‌پروری

سبک فرزندپروری والدین از جمله عواملی است که در رشد اخلاقی کودک نقش دارد. سبک فرزندپروری از دو جزء تشکیل شده است: «پاسخ‌دهی والدینی» و «توقع والدینی».

پاسخ‌دهی یعنی اینکه والدین چه میزان برای فرزندشان آزادی عمل و خودمختاری قائل هستند و چقدر به نیازهای او پاسخ‌های گرم می‌دهند. توقع والدینی نیز به این معناست که والدین چقدر برای کودکانشان قوانین وضع می‌کنند و برای تخلّف از آنان چه اقدامات انضباطی در نظر می‌گیرند.[۱۶]

وقتی حد بالا و پایین این دو مؤلفه با هم تلاقی و ترکیب پیدا می‌کنند، چهار سبک فرزندپروری شکل می‌گیرد که عبارتند از: مقتدر، سخت‌گیر، سهل‌گیر و اغماض کننده.

مطالعات نشان داده که از بین سبک‌های مقتدر، سختگیر و سهلگیر، سبک مقتدر بیش از بقیه با رشد نوعدوستی و رشد اخلاقی کودک همبستگی دارد. برخی نیز بر این باورند که سبک فرزندپروری مقتدر رابطه مستقیمی با رشد خودمهارگری، نوع‌دوستی و عزت نفس دارد.[۱۷]

فرزندان والدین مقتدر رفتارهای مثبت اجتماعی از قبیل همکاری، محبت، همدلی و غیره را از خود بروز می‌دهند. در مجموع سبک فرزندپروری سالم می‌تواند به خوبی ویژگی‌های اخلاقی اجتماعی کودکان را پیش‌بینی کند؛ اما سبک فرزندپروری مستبدانه از سبک‌های تربیتی ناکارآمد است که منجر به انواع مشکلات عاطفی، اخلاقی و رفتاری در فرزندان شود.[۱۸]

ب-عوامل رشد اخلاقی در میان کودکان

برخی کارشناسان در مطالعات خود دریافتند که سوگیری اخلاقی علاوه بر اعمال والدین، تحت تأثیر عوامل دیگری مانند رابطه با همسالان، رابطه با برادران و خواهران بزرگتر و سطح اولیة درک هیجانی کودک است.

بازی

بازی نقش بارزی در رشد اخلاقی کودک دارد منتها نقش اصلی آن از زمانی است که کودک وارد بازیهای گروهی می‌شود، به معنای واقعی رقابت را متوجه می‌شود و برای پیروزی تلاش می‌کند. طبق دیدگاه پیاژه بازی در صورتی اثر مستقیم در رشد رشد اخلاقی کودکان دارد که چند ویژگی داشته باشد: اولاً بازِی افراد باشد، نه بازی انفرادی با اشیا؛ دوماً در بازی همسالان باشند (نه بزرگسال و کودک)؛ سوماً بازی به صورت گروهی باشد و چهارماً بازی دارای قواعد روشن و رقابتی باشد. بازی‌هایی که با شرایط فوق انجام می‌گیرند از چند جهت بر رشد اخلاقی کودک تأثیرگذار هستند:

1-آشنایی با ازرشمندی قواعد؛ اینگونه بازی‌ها به کودکان ارزش قواعد و هنجارها را برای ایجاد همکاری و رقابت نشان می‌دهند.

2-رفع خودمیان بینی؛ یکی دیگر از تأثیرات بازی این است که کمک می‌کند تا خودمحوری و خودمیانبینی کودک از بین برود. طبق دیدگاه پیاژه خودمیان‌بینی اصلی‌ترین مانع برای همکاری اجتماعی است. بازی به رفع این مانع کمک می‌کند زیرا کودک هنگام بازی، عملکرد خود را از نظر دیگران مورد ارزیابی قرار می‌دهد، و فعالیت ذهنی نقش‌پذیری را تجربه می‌کند لذا به‌تدریج از خودمیان‌بینی خارج شده و به انتظارات دیگران نسبت خودش حساس می‌شود.

3-تقویت همبستگی؛ در بازی گروهی رقابتی همبستگی گروهی تقویت میشود در اینگونه بازیها کودک میآموزد که همبستگی به گروه چه فوایدی دارد و برای کسب آن باید چه کند در واقع کودک یاد می‌گیرد که با همگروهیهای خود همکاری کند و به‌خاطر منفعت گروه از خودخواهی‌هایش بگذرد. همچنین یاد می‌گیرد که برای موفقیت گروه باید نقش خود را به صورت درست ایفا کند لذا پایة مسئولیت‌پذیر در او شکل میگیرد.

4-رشد در تفکر عدالت کیفری؛ یکی دیگر از محورهای تأثیرگذاری بازی در رشد اخلاقی، مجازات تخلف از قواعد است. در بسیاری از بازیها برای تخلف از قواعد مجازاتی در نظر گرفته میشود. پیاژه مجازات را به دو قسم تقسیم میکند که عبارتند از «کیفر کفاره‌ای» و «کیفر مبادله‌ای». ایشان اعتقاد به نوع اول را نشانة رشد نایافتگی و اعتقاد به نوع دوم را نشانة رشد یافتگی می‌داند. در عرصه‌های تعامل اجتماعی افراد برای فرار از اجبار نوع دوم کیفر را در نظر میگیرند؛ به عنوان مثال استفاد از محرومیت برای مجازات باعث میشود تا از کیفر کفاره‌ای رها شده و کیفر مبادله‌ای را مورد توجه قرار دهد. در نتیجه زمینه رشد در تفکر عدالت کیفری فراهم می‌شود.[۱۹]

رفتار خواهرها و برادرهای بزرگتر

یکی از عوامل تأثیرگذار در رشد اخلاقی کودک یادگیری مشاهده‌ای است این سازوکار هم در در تعامل والد فرزند و هم در روابط خواهرها و برادرها به کار می‌رود. آنها علاوه بر اینکه از طریق یادگیری مشاهده@ای تحت تأثیر خوار و برادرانش قرار می‌گیرند، از حدوداً ازیکسالگی نیز به اتفاقاتی که در روابط خانواده رخ می‌دهد، حساس می‌شوند و به درگیریهای خواهر یا برادرشان با والدین واکنش هم نشان میدهند؛ حال اگر خواهر یا برادر بزرگتر برخورد پرخاشگرانه با مادرش داشته باشد، به احتمال زیاد کودک او را سرزنش خواهد کرد.

از دیگر تأثیرات رفتارهای خوارهران و برداران در رشد اخلاقی کودکان کوچکتر، این است که هنگام تخلف اخلاقی ابرازاحساسات کرده و از این طریق تأثیر می‌گذارند. یکی دیگر عوامل مؤثر بر رشد اخلاقی کودکان، در روابط با خواهران و برادران، گفتگوی آنها در بارة معماهای اخلاقی است که بر استدالال اخلاقی آنها تأثیر می‌گذارد.[۲۰]

فرهنگ همسالان

همسالان نه تنها از طریق عناصر آشکار (مانند رفتارها و شیوههای انضباطی در بازی) بلکه از طریق عناصر پنهان و ناپیدا می‌توانند در رشد اخلاقی کودک تأثیر بگذارند. این عناصر ناپیدا میتوان همان فرهنگ همسالان است. ین فرهنگ مشتمل بر امور مختلفی از قبیل علائم خاص انتقال پیام، تکیه کلام‌های برگرفته از برنامه تلویزیونی، سلسه مراتب قدرت است. در این میان ازرش‌های اخلاقی نیز یکی از موارد مهم است که فرهنگ همسالان شامل آن میشود به عنوان مثال تقبیح شدید لو دادن افراد خطاکار به بزرگسالان یکی از ارش‌های اخلاقی در رفهنگ همسالان است. بزرکسال است.[۲۱]

تجربة عمل اخلاقی

تجربه رفتارهای جامعه‌پسند تأثیر مثبت بر رشد اخلاقی کودک دارد در مقابل ترجبه رفتارهای خشونت‌بار بدوت تدابیر نظارتی تأثیر منفی میتواند داشته باشد.[۲۲]

منابع

*     اسماعیلی، فرزانه و دیگران، «بررسی ارتباط بین سبکهای فرزندپروری با رشد اخلاقی کودکان پیش از دبستان با میانجیگری دلبستگی کودک»، توانبخشی، دوره 22، ش 3، 1400ش.

*      بوسلیکی، حسن، «عوامل رشد اخلاقی کودکان در بافت خانواده»، اخلاق وحیانی، دوره 7، شماره 2، 1396ش.

*      بوسلیکی، «عوامل رشد اخلاقی کودکان در رابطه والد فرزند از منظر روانشناسی اخلاق»، اخلاق‌پژوهی، سال دوم، شماره چهارم، 1398ش.

*      جاویدان، فاطمه و دیگران، «تحليل نظريه رشد اخلاقي كولبرگ با رويكرد قرآني»، فصلنامه اخلاق زيستي سال دوم، شماره ششم، 1391ش.

*      شعاع کاظمی، مهرانگیز و میر محمد حسین اوشانی، سیده آتنا، «رابطه آموزه های دینی والدین و رشد اخلاقی کودکان دبستانی»، پژوهش در مسائل تعلیم و تربیت اسلامی، دوره 23، شماره 29، 1394ش.

*      لطف‌آبادی، حسین«نقد نظریه رشد اخلاقی پياژه و کولبرگ و باندورا و ارائة الگويی نو برای پژوهش در رشد اخلاقي دانشآموزان ايران»، فصلنامة نوآوري‌های آموزشی، شمارة ١١، سال چهارم، 1384ش.

*     موسوی‌اصل، سیدمهدی، روانشناسی اخلاق، قم، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، 1399ش.

پانویس

  1. اسماعیلی و دیگران، «بررسی ارتباط بین سبکهای فرزندپروری با رشد اخلاقی کودکان پیش از دبستان با میانجیگری دلبستگی کودک»، 1400ش، ص370.
  2. بوسلیکی، «عوامل رشد اخلاقی کودکان در رابطه والد فرزند از منظر روانشناسی اخلاق»، 1398ش، ص114.
  3. لطف‌آبادی، «نقد نظریه رشد اخلاقی پياژه و کولبرگ و باندورا و ارائة الگويی نو برای پژوهش در رشد اخلاقي دانش‌آموزان ايران»، 1384، ص88 و 89.
  4. جاویدان و دیگران، «تحليل نظريه رشد اخلاقي كولبرگ با رويكرد قرآني»، 1391، ص17.
  5. جاویدان و دیگران، «تحليل نظريه رشد اخلاقي كولبرگ با رويكرد قرآني»، 1391، ص18.
  6. جاویدان و دیگران، «تحليل نظريه رشد اخلاقي كولبرگ با رويكرد قرآني»، 1391، ص18.
  7. موسوی‌اصل و دیگران، روانشناسی اخلاق، ص133 و 134.
  8. جاویدان و دیگران، «تحليل نظريه رشد اخلاقي كولبرگ با رويكرد قرآني»، 1391، ص18.
  9. جاویدان و دیگران، «تحليل نظريه رشد اخلاقي كولبرگ با رويكرد قرآني»، 1391، ص18.
  10. جاویدان و دیگران، «تحليل نظريه رشد اخلاقي كولبرگ با رويكرد قرآني»، 1391، ص18.
  11. جاویدان و دیگران، «تحليل نظريه رشد اخلاقي كولبرگ با رويكرد قرآني»، 1391، ص18 و 19.
  12. جاویدان و دیگران، «تحليل نظريه رشد اخلاقي كولبرگ با رويكرد قرآني»، 1391، ص39.
  13. شعاع کاظمی و میرمحمدحسین اوشانی، ،«رابطه آموزه های دینی والدین و رشد اخلاقی کودکان دبستانی»، 1394،  ص107.
  14. اسماعیلی و دیگران، «بررسی ارتباط بین سبک‌های فرزندپروری با رشد اخلاقی کودکان پیش از دبستان با میانجیگری دلبستگی کودک»، 1400،  ص370.
  15. اسماعیلی و دیگران، «بررسی ارتباط بین سبک‌های فرزندپروری با رشد اخلاقی کودکان پیش از دبستان با میانجیگری دلبستگی کودک»، 1400،  ص374 و 375.
  16. بوسلیکی، «عوامل رشد اخلاقی کودکان در رابطه والد فرزند از منظر روانشناسی اخلاق»، 1398، ص115.
  17. بوسلیکی، «عوامل رشد اخلاقی کودکان در رابطه والد فرزند از منظر روانشناسی اخلاق»، 1398، ص  115.
  18. اسماعیلی و دیگران، بررسی ارتباط بین سبکهای فرزندپروری با رشد اخلاقی کودکان پیش از دبستان با میانجیگری دلبستگی کودک»، 1400،  ص  375.
  19. بوسلیکی، «عوامل رشد اخلاقی کودکان در بافت خانواده»، 1396، ص  68 و 69.
  20. بوسلیکی، «عوامل رشد اخلاقی کودکان در بافت خانواده»، 1396، ص72 و 75.
  21. بوسلیکی، «عوامل رشد اخلاقی کودکان در بافت خانواده»، 1396، ص73 و 74.
  22. بوسلیکی، «عوامل رشد اخلاقی کودکان در بافت خانواده»، 1396، ص77.
دیدگاه‌های ارزیابان
  1. مقاله یک مدخل خوب برای معرفی «نظریه‌های شناختی رشد اخلاقی» در یک دانشنامه عمومی روان‌شناسی است. اما برای انتشار در «ویکی سبک زندگی اسلامی ایرانی» به درستی به موضوع نپرداخته است. مقاله فاقد هویت اسلامی و ایرانی است و صرفاً نظریه‌های غربی را با افزودن دو «برچسب» (پژوهش لطف‌آبادی و عامل دینداری والدین) ارائه کرده است. برای آنکه این مقاله با هدف ویکی همسو شود، نیازمند بازنویسی بنیادین است تا مفاهیم و چارچوب‌های اخلاقی اسلامی، هسته اصلی متن را تشکیل دهند و نظریه‌های غربی به‌عنوان دیدگاه‌های مکمل یا تطبیقی مورد بحث قرار گیرند. علاوه بر آن از نظر نگارش و متن پردازی نیز مقاله از مشکلات فراوان رنج می برد.