پیشنویس:پوشاک دوران پهلوی اول: تفاوت میان نسخهها
imported>سعید مقدم بدون خلاصۀ ویرایش |
imported>سعید مقدم بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۲۷: | خط ۲۷: | ||
ر[https://www.mashreghnews.ir/news/437466/%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%A2%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D9%87%D8%A7-%D8%A7%D8%B2-%D9%84%D8%A8%D8%A7%D8%B3-%D9%85%D8%AA%D8%AD%D8%AF%D8%A7%D9%84%D8%B4%DA%A9%D9%84-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86 وایت آمریکاییها از لباس متحدالشکل مردم ایران] | ر[https://www.mashreghnews.ir/news/437466/%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%A2%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D9%87%D8%A7-%D8%A7%D8%B2-%D9%84%D8%A8%D8%A7%D8%B3-%D9%85%D8%AA%D8%AD%D8%AF%D8%A7%D9%84%D8%B4%DA%A9%D9%84-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86 وایت آمریکاییها از لباس متحدالشکل مردم ایران] | ||
[https://psri.ir/?id=lfn3rwp4 چرا پهلوی اول بر تغییر پوشش اصرار داشت؟]</ref> | [https://psri.ir/?id=lfn3rwp4 چرا پهلوی اول بر تغییر پوشش اصرار داشت؟] | ||
با توجه به اینکه در دورهٔ پهلوی نخست، دگرگونیهای بنیادینی در حوزهٔ پوشاک رخ داده و الگوهای پوشش زنان و مردان دچار تغییرات اساسی شدهاند، و از آنجا که این تحولات تحتتأثیر عوامل گوناگون، زمینهها و پیامدهای گستردهای در سبک پوشش ایرانیان برای سالهای متمادی بر جای گذاشته است، شایسته است در بازنگری مقاله به ابعاد موضوع با دقت و عمق نظری بیشتری پرداخته شود. ازاینرو، توصیه میشود زمان بیشتری برای انجام این پژوهش در نظر گرفته و با اتکا به منابع ارسالی، مقاله بهصورت کامل بازنویسی شود. همچنین، در نگارش جدید لازم است جستوجویی جامع در منابع انجام گیرد؛ چراکه نسخهٔ موجود نشان میدهد بخشی از منابع مهم نادیده گرفته شدهاند. | |||
محورهایی که در مقاله به آن میتوانید با توجه به منابع ارسالی بپردازید عبارتند از: | |||
پوشاک در دوران پهلوی اول | |||
۱. پیشزمینه تاریخی | |||
پوشاک در اواخر دوره قاجار و نشانههای نخستین تغییر | |||
نفوذ اندیشههای تجدد، سفرهای اروپایی و سیاست نوسازی | |||
پیوند میان ظاهر، مدرنیته و دولت مدرن | |||
----۲. سیاستهای دولتی و نوسازی پوشاک | |||
تصویب و اجرای قانون اتحاد شکل البسه (۱۳۰۷ش) | |||
اهداف سیاسی، اجتماعی و نمادین دولت در یکسانسازی لباس | |||
نقش دولت در کنترل ظاهر عمومی و انتظام اجتماعی | |||
----۳. پوشاک مردان؛ از عبا و قبای سنتی تا یونیفورم ملی | |||
تغییر پوشاک روحانیون و کارمندان دولتی | |||
جایگزینی کلاه پهلوی و سپس کلاه شاپو | |||
تأثیر نظامیان و الگوهای غربی بر مد مردانه | |||
تفاوت میان طبقات شهری و روستایی در پذیرش تغییر | |||
----۴. پوشاک زنان و سیاستهای جنسیتی | |||
از چادر و روبنده تا لباس اروپایی و کشف حجاب | |||
نقش دولت در بازنمایی زن مدرن و ملی | |||
مقاومتهای اجتماعی و فرهنگی در برابر تغییرات | |||
تفاوت طبقاتی، شهری و منطقهای در تغییر پوشش | |||
----۵. ایدئولوژی، نشانهشناسی و بازنمایی قدرت | |||
لباس بهمثابه ابزار نظم و اقتدار دولت | |||
دلالتهای فرهنگی و نمادین پوشاک متحدالشکل | |||
پیوند میان مدرنیته، ملتسازی و مهندسی فرهنگی | |||
----۶. عوامل فرهنگی، اجتماعی و رسانهای | |||
نقش مدارس، مطبوعات، و مجلاتی چون ''اطلاعات بانوان'' | |||
نفوذ مد و الگوهای غربی در شهرهای بزرگ | |||
کنش روشنفکران و هنرمندان در ترویج ظاهر جدید | |||
----۷. بازتابهای داخلی و خارجی | |||
واکنش مردم، روحانیون و روشنفکران | |||
روایتهای غربیان و آمریکاییها از تغییر لباس ایرانیان | |||
ارزیابی سیاستهای پوشاک در نگاه تاریخنگاران معاصر | |||
----۸. پیامدها و تداوم تاریخی | |||
شکلگیری الگوهای جدید زیباییشناسی و مد ایرانی | |||
تأثیر سیاستهای پهلوی اول بر دوره پهلوی دوم | |||
تداوم گفتمان پوشش در حافظه تاریخی و فرهنگی ایران</ref> | |||
در دورۀ پهلوی اول، پوشاک مردم دستخوش تغییرات زیادی شد. با اجرای سیاستهای مدرنیته و یکسانسازی، پوشاک غربی بهتدریج جایگزین لباسهای سنتی و محلی شدند. پس از اجرای قانون کشف حجاب، زنان مجبور به کنار گذاشتن چادر و روبنده بودند و لباس زنان پس از این واقعه شبیه لباسهای غربی در آمد؛ اما پس از برکناری رضاشاه زنان دوباره به استفاده از چادر و روبنده روی آوردند. | در دورۀ پهلوی اول، پوشاک مردم دستخوش تغییرات زیادی شد. با اجرای سیاستهای مدرنیته و یکسانسازی، پوشاک غربی بهتدریج جایگزین لباسهای سنتی و محلی شدند. پس از اجرای قانون کشف حجاب، زنان مجبور به کنار گذاشتن چادر و روبنده بودند و لباس زنان پس از این واقعه شبیه لباسهای غربی در آمد؛ اما پس از برکناری رضاشاه زنان دوباره به استفاده از چادر و روبنده روی آوردند. | ||
نسخهٔ ۱۳ مهر ۱۴۰۴، ساعت ۰۸:۳۷
پوشاک دوران پهلوی اول؛ تنپوش مردان و زنان دوران حکومت رضاخان.[یادداشت ۱]
در دورۀ پهلوی اول، پوشاک مردم دستخوش تغییرات زیادی شد. با اجرای سیاستهای مدرنیته و یکسانسازی، پوشاک غربی بهتدریج جایگزین لباسهای سنتی و محلی شدند. پس از اجرای قانون کشف حجاب، زنان مجبور به کنار گذاشتن چادر و روبنده بودند و لباس زنان پس از این واقعه شبیه لباسهای غربی در آمد؛ اما پس از برکناری رضاشاه زنان دوباره به استفاده از چادر و روبنده روی آوردند.
پوشاک مردان در اوایل دورۀ پهلوی
در اوایل دورۀ پهوی دولت دستور داد که تمام مردان ایرانی لباسی یکدست بپوشند. بههمین دلیل تنپوشهای سنتی چون شال، قبا، سرداری، لباده (نوعی بالاپوش نمدی)، عبا و باکت جایگزین لباسهای قبلی مردان شدند.
شلوار (تنبان) مردان از پارچۀ جناغی بهرنگ سیاه بود که در کمر بهوسیلۀ بند یا قیطان بسته میشد.
پاپوشها شامل گیوه، مِلکی، چارق (صندل چرمی) و کفش چرمی پاشنهدار بودند.
کلاه پهلوی، کلاهی لبهدار و استوانهایشکل بود که جایگزین کلاههای خز، عمامه و کلاههای بیضیشکل شدند.
روحانیون، استادان مدارس و طلاب دینی از اجرای این قانون معاف بودند و میتوانستند لباس مخصوص خودشان را بپوشند.[۱]
لباس زنان در اوایل دورۀ پهلوی
در اوایل دورۀ رضاشاه تقریباً تمام زنان ایرانی چادری بلند و سیاهرنگ، از جنس ابریشم یا نخ بر سر داشتند. بلندی این چادر تا روی زمین بود که زنان گاهی اوقات قسمتی از آن را همانند پیشبند دور کمر بسته و در جلو گره میزدند.
زنان اقشار مقید علاوهبر چادر از روبندهای که صورت را کامل بپوشاند نیز استفاده میکردند.[۲]
پوشش زنان در اوایل دورۀ رضاشاه ادامۀ پوشش زنان در دورۀ قاجار است. لباس زنان در روستاها نیز شامل چادرهای رنگی و گلدار بود.[۳]
اجرای قانون متحدالشکل کردن لباس در نهادهای نظامی
رضاشاه پوشیدن یونیفرم نظامی را پوشاکی مدرن برای درباریان میدانست.[۴] رسم پوشیدن لباس نظامی برای اولینبار در سدۀ هجدهم و زمان پادشاهی فردریش ویلهلم اول و سپس بهسرعت در تمام کشورهای اروپایی رایج شد. رضاشاه نیز درصدد بود تا لباس درباریان خود را شبیه رهبران اروپایی درآورد.[۵] بههمین دلیل قانون متحدالشکل کردن یونیفرم نیروهای نظامی را به اجرا درآورد.[۶] با این کار رضاشاه برای اولینبار وضعیت آشفتۀ پوشاک نظامی دورۀ قاجار را سر و سامان داد.
لباسهای نظامی این دوره برای شخص شاه نشانۀ جدیت، اقتدار و انضباط و برای نظامیان علاوهبر جنبۀ زیباییشناختی، به فرد حالت آقامنشی و احساس غرور میداد.[۷]
ساختار این لباسها برای اینکه به ژست اندام حالت مطلوبی دهد، از پارچههای ضخیم و شق و رق و در عین حال محکم و بادوام انتخاب میشد. شانهها اپلدار و یقه خشک و ایستاده طراحی شده بود.
شلوار و پوتین اندام افراد را بلند و کشیده نشان میداد و نوارهای عمودی که در پهلوهای شلوار دوخته شده بود، این حالت را تشدید میکرد.
در سال 1304خ قانون یک شکل شدن لباس در بخشهای گستردهتری اجرا شد.
در «قانون خدمت سربازی» سربازان ملزم بهپوشیدن یونیفرم سربازی شدند. اجرای این قانون سبب شد تا شکل یونیفرم تا حدی از محدودۀ پوشاک نظامی وارد نظام پوشاک شهروندی شود تا علاوهبر جنبۀ زیباشناسی بهکوچکترین و دورترین شهرها و روستاهای ایران نیز فرستاده شود.[۸]
اجرای قانون متحدالشکل کردن لباس در نهادهای آموزشی
در سال 1306خ قوانینی دربارۀ آموزش اجباری و رایگان و همچنین تأسیس نظام آموزشی وضع شد. بهموجب این قانون دانشآموزان و معلمان ملزم به پوشیدن لباس متحدالشکل شدند.
مدل پسرانۀ لباس دانشآموزان کت و شلوار و کلاه پهلوی و در برخی مدارس یونیفرم شبهنظامی بود؛ این نوع لباس مدل کوچکی از لباس شهروندی یا نظامی مردان بزرگسال طراحی شده بود.
دختران نیز پیراهن یا روپوش آستینبلندی که تا روی ساق پا را میپوشاند، استفاده میکردند. جنس پارچۀ پیراهنی، نخی ساده و خاکستری رنگی بهنام «اُرمک» بود که کمربند و یقۀ سفیدی داشته و تا زیر گردن دکمه میخورد.
رضاشاه استفاده از یونیفرم را برای دانشآموزان و معلمان ضروری میدانست و در این امر بسیار سختگیر بوده؛ چراکه هدف از انجام اینکار را همسانی اجتماعی، اعمال نظم و انضباط دستوری و عادت دادن افراد بهشکل لباسی که قرار بود در آینده در آنان نهادینه شود، میدانست.
همچنین در دولت پهلوی اول دستور داده شد که دانشآموزان بهشکل ساده و مرتب لباس بپوشند تا دختران ثروتمند بر فقرا تفاخر و فخرفروشی نکنند و بهسادگی و بیآلایشی عادت کنند و در همه جا با همان لباس که نشانۀ حجب و حیای دختران است، حرکت کنند.[۹]
اجرای قانون متحدالشکل کردن لباس در سازمانها و ادارات
گستردهترین اقدام دولت پهلوی در زمینۀ متحدالشکل کردن لباس مربوط به مأموران و کارمندان دولتی بود که در دیماه 1307خ رخ داد. عدم اجرای این قانون جزای نقدی یا حبس را برای افراد بهدنبال داشت. روحانیون مسلمان و غیر مسلمان از این قاعده مستثنی بودند.[۱۰]
لباس فرم کارمندان دولت شامل پیراهن سفید با سردست آهاردار، رُدنکت (نوعی سرداری بدون چین)، دستکش سفید، کلاه پهلوی، کفش یا پوتین و شلواری از جنس ماهوت مشکی بود.[۱۱]
کلاهپهلوی در دورۀ رضاشاه از جنس پوست بوده که روی آن کمربندی تلفیقی از جنس چرم و یراق و نشان شیر و خورشید نصب شده بود. آستر کلاه و کمربند نیز از جنس ماهوت سیاه انتخاب میشدند.[۱۲]
اعمال یونیفرم برای شغلهای رسمی یکی از ارکان اصلاحات اداری رضاشاه محسوب میشد؛ پوشش یکدست نه تنها نشان از جایگاه و موقعیت رسمی افراد بود؛ بلکه با شفافسازی سلسلهمراتب اداری، منسب، مهارت و اختیارات هر فرد را مشخص میکرد. این پوشش همچنین باعث میشد کارکنان رسمی در مواجه با مردم از اقتدار و احترام بهرهمند شوند؛ درحالیکه نقش خدمتگزاری خود را به مردم و دولت نیز ایفا میکردند. از همه مهمتر، یونیفرم کارکردی تربیتی درونی برای افراد پوشنده داشت؛ به این معنا که انضباط و تعهد را در کارگزاران دولت درونی میساخت و بهوفاداری آنان به نظام قدرت میبخشید.[۱۳]
قانون کشف حجاب
رضاشاه تا قبل از تصویب قانون کشف حجاب هیچ الزام و اجباری درخصوص تغییر لباس زنان اتخاذ نکرده بود؛ اما برخی از زنان تحصیل کرده بهجای حجاب از کلاه استفاده میکردند. برخی افراد نیز با منسوخ شدن کامل حجاب موافق بودند. یکی از حامیان چنین دیدگاهی عبدالحسین تیمورتاش وزیر قدرتمند دربار بود که در سال 1312خ واردات کلاههای اروپایی را بهکشور قانونی کرد.[۱۴]
اجرای قانون کشف حجاب نه تنها مخصوص افراد شهرنشین بود؛ بلکه زنان روستایی و عشایر نیز ملزم به ترک حجاب و لباسهای محلی بودند.
رضاشاه در سال 1313خ عازم ترکیه شد که این سفر نقطه عطفی برای تثبیت باورهای او مبنی بر لزوم منع حجاب بهشمار میرفت. مشاهدۀ پوشش زنان ترک تأثیر عمیقی بر روحیۀ رضاشاه داشت و به سفیر ایران در ترکیه گفت که باید درخصوص تغییر وضع پوشش زنان بهسرعت اقدام شود.[۱۵]
سرانجام در 17 دیماه 1314خ قانون کشف حجاب رسماً اعلام شد. در این تاریخ، رضاشاه بههمراه ملکه پهلوی و شاهدختها بدون حجاب در جشن افتتاح دانشسرای تهران شرکت کردند.
در راستای اجرای این طرح دولت برنامههای تبلیغاتی گستردهای برای آمادهسازی افکار عمومی مردم تدارک دید. این برنامهها شامل برگزاری جشنها و مراسمی با هدف گسترش و پذیرش این سیاست در بین مردم بود. همزمان با این اقدامات، از زور و اجبار نیز برای اجرای این حکم بهویژه در مورد کارمندان دولت و خانوادههایشان استفاده شد. بهعلاوه برای سرعت بخشیدن بهتحقق این هدف قوانینی از جمله ممنوعیت تردد زنان محجبه در سطح شهر، جلوگیری از سوارشدن زنان چادری بر درشکهها، منع فروش مواد غذایی به زنان محجبه و سایر قوانین اشاره کرد.[۱۶]
سرانجام رضاشاه در شهریورماه 1320خ کنارهگیری کرد که پس از آن زنان بسیاری دوباره بهاستفاده از حجاب روی آوردند.[۱۷]
واکنش مردم در پاسخ به کشف حجاب
با اجرای قانون کشف حجاب و منع استفاده از آن در معابر عمومی زنان ناچار بودند ضمن برداشن نقاب از چهره، چادر را نیز از سر بردارند. زنان ایرانی بیرون بودن یک تار مو را گناه میدانستند و بر این اعتقاد خود پایبند بودند. مردان نیز نسبت به این قانون واکنش نشان دادند؛ چراکه کشف حجاب را در تضاد با ناموس، دین و اعتقادات مذهبی میدانستند. بههمین دلیل تا آخرین لحظه دست از اعتراض و قیام برنداشتند تا از ناموس و دین و آبروی خود دفاع کنند.[۱۸]
لباس مردان پس از اجرای قانون منع حجاب
چند ماه پس از بازگشت رضاشاه از سفر ترکیه، در خردادماه 1314خ مجلس قانونی را تصویب کرد. در این قانون گفته شده بود که مردان باید کلاه شاپو و کفش چرمی اروپایی را جایگزین کلاه پهلوی و انواع کفشهای سنتی کنند. کلاه شاپو نوعی کلاه لبهدار از جنس ماهوت است که گاهی از چرم یا پارچههای دیگر نیز تهیه میشود.
استفاده از کلاههای اروپایی زمان و آداب و رسوم خاص خود را داشت. بهعنوان مثال مردان بههنگام ورود به اتاق باید کلاه را به نشانۀ احترام از سر بردارند و در خارج از اتاق کلاه را بر سر گذارند و گاهی نیز در مواقعی کلاه را در دست بگیرند. در خیابانها نیز افراد کوچکتر از لحاظ مقام و سن باید برای اجرای مراسم تعارف کلاه را برداشته و پس از ادای احترام مجدد کلاه را بر سر بگذارد.[۱۹]
کلاه لبهدار تا اواخر حکومت رضاشاه استفاده شد؛ اما رفتهرفته استفاده از این پوشش منسوخ شد تا جایی که فقط افراد نظامی و روحانیان ملزم به پوشیدن آن بودند.[۲۰]
لباس زنان پس از اجرای قانون منع حجاب
پس از قانون کشف حجاب رضاشاه در جشن دانشسرای عالی به سخنرانی پرداخت و گفت خیاطها و کلاهدوزها باید مدهای سنگین و ارزانی را به بازار آورند.[۲۱]
پس از این تاریخ که به روز آزادی زن و روز مادر معروف شد، انواعی از مدلهای مزونهای اروپایی بهشکلهای فصلی و سالیانه بهدرون خانوادهها راه یافت. زنان و دخترانی که بهطور کامل کشف حجاب کرده بودند، مطابق مد روز اروپا لباس میپوشیدند. نخستین نوع لباس زنان ایرانی پس از منع حجاب شامل لباس یکتکۀ بلند و فاقد برش در کمر بود که به دو شکل جلوباز و جلوبسته طراحی شده بود. در هر دو نوع آن مزین به کمربند نازک و پارچهای بود که روی کمر بسته میشد. یقۀ لباسها نیز بهصورت گرد، هفت یا کراواتی بودند.[۲۲]
پانویس
منابع
- دانشمهر، فروغ، «مطالعۀ تحولات فرهنگ پوشاک در دورۀ پهلوی اول با رویکرد نشانهشناسی فرهنگی»، پایاننامۀ کارشناسی ارشد، رشتۀ پژوهش هنر، دانشکدۀ هنر و معماری دانشگاه مازندران، شهریور 1396ش.
- سوری، زهرا، «عوامل تأثیرگذار بر تغییرات مد و لباس دورۀ پهلوی اول و دوم (1357-1304) ه.خ»،پایاننامۀ کارشناسی ارشد، رشتۀ طراحی پارچه و لباس، دانشکدۀ هنر و معماری دانشگاه علم و فرهنگ، شهریور 1394ش.
- شریعتپناهی، حسامالدین، اروپاییها و لباس ایرانیان، تهران، قومس، 1372ش.
- صادقی، سیده فاطمه، «نگاهی به تاریخ پوشاک ایران در دوران پهلوی اول»، وبسایت مجلۀ سارک، تاریخ درج مطلب: 5 ژانویه 2023م.
- عاقلی، باقر، تیمورتاش در صحنۀ سیاست ایران، تهران، جاویدان، 1371ش.
- عاقلی، باقر، رضاشاه و قشون متحدالشکل، تهران، نامک، 1377ش.
- محمدی، منظر و سید احمدی زاویه، سیدسعید، «لباس متحدالشکل: بازنمایی قدرت و مدرنیته (دوران پهلوی اول)»، 1396ش،فصلنامۀ علمی تاریخ ایران، شمارۀ 3 ، زمستان 1396ش.
- مکی، حسین، تاریخ بیست سالۀ ایران، انقراض قاجاریه و تشکیل سلسۀ دیکتاتوری پهلوی، تهران، ایران، 1357ش.
- هاکس، مریت، ایران افسانه و واقعیت (خاطرات سفر به ایران)، گروه ترجمۀ بنیاد پژوهشهای اسلامی تهران، مشهد، آستان قدس، 1368ش.
- هدایت، مهدیقلی، خاطرات و خطرات، تهران، زوار، 1344ش.
- «یکسانسازی لباس اتباع ایران در زمان رضاشاه پهلوی»، وبسایت مجموعه فرهنگی تاریخی سعدآباد، تاریخ درج مطلب: 16 آذر 1399ش.
- ↑ سوری، «عوامل تأثیرگذار بر تغییرات مد و لباس دورۀ پهلوی اول و دوم (1357-1304) ه.خ»، 1394ش، ص78.
- ↑ هاکس، ایران افسانه و واقعیت (خاطرات سفر به ایران)، 1368ش، ص205.
- ↑ سوری، «عوامل تأثیرگذار بر تغییرات مد و لباس دورۀ پهلوی اول و دوم (1357-1304) ه.خ»، 1394ش، ص134.
- ↑ عاقلی، تیمورتاش در صحنۀ سیاست ایران، 1371ش، ص237 و 238.
- ↑ محمدی و سید احمدی زاویه، «لباس متحدالشکل: بازنمایی قدرت و مدرنیته (دوران پهلوی اول)»، 1396ش، ص82.
- ↑ هدایت، خاطرات و خطرات، 1344ش، ص331.
- ↑ عاقلی، رضاشاه و قشون متحدالشکل، 1377ش، ص66.
- ↑ محمدی و سید احمدی زاویه، «لباس متحدالشکل: بازنمایی قدرت و مدرنیته (دوران پهلوی اول)»، 1396ش، ص83 و 84.
- ↑ محمدی و سید احمدی زاویه، «لباس متحدالشکل: بازنمایی قدرت و مدرنیته (دوران پهلوی اول)»، 1396ش، ص85 و 87.
- ↑ محمدی و سید احمدی زاویه، «لباس متحدالشکل: بازنمایی قدرت و مدرنیته (دوران پهلوی اول)»، 1396ش، ص 87.
- ↑ دانشمهر، «مطالعۀ تحولات فرهنگ پوشاک در دورۀ پهلوی اول با رویکرد نشانهشناسی فرهنگی»، 1396ش، ص78.
- ↑ شریعتپناهی، اروپاییها و لباس ایرانیان، 1372ش، ص264.
- ↑ محمدی و سید احمدی زاویه، «لباس متحدالشکل: بازنمایی قدرت و مدرنیته (دوران پهلوی اول)»، 1396ش، ص88.
- ↑ دانشمهر، «مطالعۀ تحولات فرهنگ پوشاک در دورۀ پهلوی اول با رویکرد نشانهشناسی فرهنگی»، 1396ش، ص80.
- ↑ صادقی، «نگاهی به تاریخ پوشاک ایران در دوران پهلوی اول»، وبسایت مجلۀ سارک.
- ↑ سوری، «عوامل تأثیرگذار بر تغییرات مد و لباس دورۀ پهلوی اول و دوم (1357-1304) ه.خ»، 1394ش، ص111 و 112.
- ↑ دانشمهر، «مطالعۀ تحولات فرهنگ پوشاک در دورۀ پهلوی اول با رویکرد نشانهشناسی فرهنگی»، 1396ش، ص80.
- ↑ سوری، «عوامل تأثیرگذار بر تغییرات مد و لباس دورۀ پهلوی اول و دوم (1357-1304) ه.خ»، 1394ش، ص113.
- ↑ «یکسانسازی لباس اتباع ایران در زمان رضاشاه پهلوی»، وبسایت مجموعه فرهنگی تاریخی سعدآباد.
- ↑ دانشمهر، «مطالعۀ تحولات فرهنگ پوشاک در دورۀ پهلوی اول با رویکرد نشانهشناسی فرهنگی»، 1396ش، ص79.
- ↑ مکی، تاریخ بیست سالۀ ایران، انقراض قاجاریه و تشکیل سلسۀ دیکتاتوری پهلوی، 1357ش، ص266.
- ↑ سوری، «عوامل تأثیرگذار بر تغییرات مد و لباس دورۀ پهلوی اول و دوم (1357-1304) ه.خ»، 1394ش، ص135.
خطای یادکرد: برچسب <ref> برای گروهی به نام «یادداشت» وجود دارد، اما برچسب متناظر با <references group="یادداشت"/> یافت نشد.