پیشنویس:تکیه: تفاوت میان نسخهها
project>حبیب الله نجفی |
حمید گلزار (بحث | مشارکتها) جز ۴۲ نسخه واردشده |
||
| (۱۹ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۷ کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
[[پرونده:تکیه1.jpg|جایگزین=تابلوی تکیه دولت اثر کمالالملک|بندانگشتی|تابلوی تکیه دولت اثر کمالالملک]] | |||
'''{{درشت|تکیه}}'''؛ مکانی وسیع برای انجام مراسم عزا و روضهخوانی.{{سخ}}تکیه، بهعنوان نهادی فرهنگی-مذهبی، در بافت اجتماعی گسترهٔ وسیعی از جهان اسلامی نقش چندوجهی دارد. این مکان که ابتدا کارکرد صوفیانه داشت، بهتدریج به فضای اصلی برگزاری مراسم [[تعزیه]] و سوگواری محرم تبدیل شد. | |||
در ایران در | در ایران در دورهٔ [[صفویه]] و با گسترش مذهب [[شیعه|شعیه]]، کاربرد تکیه دگرگون شد. بیشتر تکیهها با فضای وسیعی که برای اجرای برنامههای صوفیانه داشت، برای برگزاری مراسم سوگواری در ماه [[ماه محرم|محرم]]، به کار رفتند. در دورهٔ [[قاجاریه|قاجار]] نیزتکیهها با گسترش کمّی و تنوع کارکردی، به کانونی برای تجمع اصناف، محلات و گروههای قومی بدل شد. | ||
معماری | معماری ویژهٔ تکیهها، با عناصری چون سکوهای نمایش و غرفههای تماشاگران، امکان اجرای مناسک جمعی را فراهم میکرد. این نهاد علاوهبر بعد مذهبی، محلی برای فعالیتهای فرهنگی، آموزشی و اجتماعی بود و در انسجام بخشی به ساختار شهری و تقویت هویت شیعی تأثیری پایدار برجای نهاد. در حالحاضر [[تکیه]] معنای وسیعی پیدا کرده و تکیههای ثابت و موقت نقش اصلی در سازماندهی هیئیتهای مذهبی در کشورهای اسلامی بهیژه [[ایران]] و افغانستان و برپایی مراسم [[اربعین]] در کشور عراق دارد. | ||
==مفهومشناسی تکیه== | ==مفهومشناسی تکیه== | ||
===ریشهٔ لغوی تکیه=== | |||
به نظر پژوهشگران واژهٔ «تکیه» در فرهنگهای کهن لغت [[زبان عربی|عربی]] نظیر آثار ابن فارس، جوهری، ابنمنظور و مرتضی زبیدی ثبت نشده و بنابراین ریشهٔ عربی ندارد. به نوشتهٔ لاله تیک، این واژه [[زبان فارسی|فارسی]] و برگرفته از «تُکاه» عربی بوده که بهمعنای عصا یا هر چیزی است که بتوان بر آن تکیه کرد. کلمان هوار نیز تکیه را فارسی و بهمعنای «پوست» (تکّه) دانسته و اشاره کرده است که چون درویشان در مراکز خود از پوست بره استفاده میکردند، به تدریج به این مکانها «تکیه» گفته شد. | |||
پیرنیا تکیه را بهمعنای مطلق بنای بلند تفسیر کرده است. از سوی دیگر، محمد عدنانی این واژه را ترکی و مأخوذ از «تُکَأَه» عربی میداند وباور دارد جمع صحیح آن «تُکَآت» است اما از آنجا که واژهٔ «تکایا» در [[زبان عربی]] رواج یافته، کاربرد آن جایز شمرده شده است. نویسندگان «المعجم الوسیط» نیز این واژه را ترکی دانستهاند.<ref>بنیاد دایرةالمعارف اسلامی، دانشنامهٔ جهان اسلام، ۱۳۷۵ش، ج۱، ۲۸۱۲.</ref> | |||
پیرنیا تکیه را بهمعنای مطلق بنای بلند تفسیر کرده است. از سوی دیگر، محمد عدنانی این واژه را ترکی و مأخوذ از «تُکَأَه» عربی میداند وباور دارد جمع صحیح آن «تُکَآت» است اما از آنجا که | |||
===معنای لغوی تکیه=== | ===معنای لغوی تکیه=== | ||
واژهٔ «تکیه» و ترکیبات همخانوادهٔ آن نظیر «تکیهدادن»، «تکیهداشتن» و «تکیهکردن»، در [[زبان فارسی]] از دیرباز کاربرد گستردهای داشته و بهمعنای «پشت به چیزی نهادن»، «اعتمادکردن»، «پشتدادن»، «آسایشیافتن» و «آرامش بخشیدن» به کار میرود. همچنین، «تکیه» بهصورت اسمی بهمعنای «آنچه که بر آن پشت میگذارند» نیز استفاده میشود.<ref>[https://vajehyab.com/?q=تکیه&d= دهخدا، لغتنامۀ دهخدا، ذیل واژۀ تکیهدادن، وبسایت واژهیاب.]</ref> | |||
===معنای اصطلاحی تکیه=== | ===معنای اصطلاحی تکیه=== | ||
در حالحاضر تکیه نهادی است که کارکردی چندوجهی در | در حالحاضر تکیه نهادی است که کارکردی چندوجهی در حوزهٔ فرهنگی و مذهبی سبک زندگی [[شیعه|شیعیان]] دارد. این مکان در گذشته بهعنوان محل تجمع صوفیان، آرامگاه مشایخ آنان و اقامتگاه موقت درویشان در سفر عمل میکرده است. امروزه تکیه در فرهنگ ایران به فضایی برای برگزاری مراسم سوگواری، بهویژه در ماه محرم و اجرای [[تعزیه]] تبدیل شده<ref>بنیاد دائره المعارف اسلامی، دانشنامه جهان اسلام، ج۱، ص ۳۸۱۲.</ref> و در برخی شهرها به [[حسینیه|حسینیهها]] نیز تکیه گفته میشود.<ref>پیشوایی، مقتل جامع سیدالشهداء، ۱۳۸۹ش، ج۲، ص۴۱۴.</ref> از نظر ساختاری، تکیه بیشتر شامل فضاهایی چون سماعخانه، [[تربت امام حسین|تربت]]، [[حرم]] و اتاقهای پذیرایی بوده و اقتصاد آن مبتنی بر موقوفات و کمکهای مردمی استوار بوده است.<ref>بنیاد دائره المعارف اسلامی، دانشنامه جهان اسلام، ۱۳۷۵ش، ج۱، ص ۳۸۱۲.</ref> | ||
==پیشینه تکیه== | ==پیشینه تکیه== | ||
[[پرونده:تکیه11.jpg|جایگزین=خیمه تکیه نفرآباد از نمای درونی|بندانگشتی|خیمه تکیه نفرآباد از نمای درونی؛ تاسیس تکیه به دوره صفویه بازمیگردد]] | |||
تکیه در فرهنگ و سبک زندگی [[مسلمانان]] بهخصوص از سدهٔ هشتم هجری در قلمرو امپراتوری عثمانی مکان گردآمدن صوفیان، مزار مشایخ صوفیه، اقامتگاه موقت صوفیان در سفر و مهمانپذیر رایگان در شهرهای زیارتی بوده<ref>شریف، تاریخ فنالعمارة العراقیة فی مختلف العصور، 1982م، ص476؛ بلوکباشی، «تکیه»، دایرةالمعارف بزرگ اسلامی، 1387ش، ج16، ص102 و 103.</ref> و همانند نهادهای مشابه، شیوهٔ زندگی در آنها عابدانه، همراه با رهبانیت و اعتکاف بوده است.<ref>دیکی، ص40.</ref> | |||
با پیشرفت دولت عثمانی و | با پیشرفت دولت عثمانی و توسعهٔ سرزمینهای تحت سلطهٔ آنها، در مناطق امروزی سوریه و مصر نیز [[تکیه]] جایگزینی برای خانقاه و رباط شد. معماری تکیه در دولت عثمانی، بهصورت تالار مسقف و گنبدداری بود که متأثر از مکتب قسطنطنیه ساخته میشد.<ref>Brown, The Darvishes, 1968, P97.</ref> | ||
در | در عراق از جمله تکیه بکتاشی در نجف برای پذیرایی از زائران مزار [[امام علی]] و تکیه بزرگی در کنار مزار [[امام حسین]] وجود داشته است.<ref>پیرزاده نائینی، سفرنامهٔ حاجی پیرزاده، 1342ش، ج2، ص343، 356 و 357.</ref> در [[ایران]] نیز همین کارکرد برای تکیه وجود داشته است، اما از اواخر دورهٔ [[صفویه|صفوی]] و با رواج تشیع، کاربرد تکیه در ایران بهتدریج دگرگون شد.<ref>ذکاء، تاریخچهٔ ساختمانهای ارگ سلطنتی تهران و راهنمای کاخ گلستان، 1349ش، ص283.</ref> این تغییر بهویژه در شهرهای مرکزی ایران که پیشینهای طولانی در تشیع داشتند، روشنتر بود.<ref>مصطفوی، آثار تاریخی طهران، 1361ش، ج1، ص390 و 473.</ref> | ||
پس از پایان یافتن دولت عثمانی، اصطلاح تکیه، به سماعخانه (توحیدخانه)، فضای مخصوص مقابر شیوخ، حرم | پس از پایان یافتن دولت عثمانی، اصطلاح تکیه، به سماعخانه (توحیدخانه)، فضای مخصوص مقابر شیوخ، حرم [[خانواده]]، جای پذیرایی و واحدهایی برای اقامت درویشان، گفته میشد. در [[اصفهان]]، تکیه به بقعههایی گفته میشد که شخصیتی مقدس و بزرگ در آن دفن شده باشد. ابنبطوطه به تکیه منسوب به شیخ علی بن سهل در اصفهان اشاره کرده و آن را یکی از زیارتگاههای معروف ولایت اصفهان دانسته که از تمامی مهمانان در آنجا با غذا پذیرایی میشد.<ref>ابنبطوطه، سفرنامه، ۱۳۴۸ش، ج1، ص212.</ref> | ||
==فلسفه تشکیل تکیه در میان شیعیان== | ==فلسفه تشکیل تکیه در میان شیعیان== | ||
تکیه در میان شیعیان بهعنوان تداوم و تحول آیین کهن جوانمردی (فتوت) شکل گرفت | ===تداوم سنتهای اخلاقی و اجتماعی=== | ||
تکیه در میان شیعیان بهعنوان تداوم و تحول آیین کهن جوانمردی (فتوت) شکل گرفت. این نهاد در ابتدا همان کاربری صفهٔ [[مسجد]] در صدر [[اسلام]] را داشت و همچنین ادامهدهندهٔ سنت خانقاهها و زوایای قدیمی بود که هدف اصلی آن ارائهٔ پناهگاه و خدمات رایگان به مسافران و نیازمندان محسوب میشد.<ref>[https://shahraranews.ir/fa/news/120459/تاریخچه-تغییر-نام-تکیه-به-حسینیه «تاریخچه تغییر نام تکیه به حسینیه»، وبسایت شهرآرا نیوز؛] [https://www.isna.ir/news/1401051209941/تکیه-از-کجا-به-عزاداری-ها-رسیده «تکیه از کجا به عزاداریها رسیده؟»، خبرگزاری ایسنا.]</ref> | |||
با تضعیف نهادهای صوفیانه، [[تکیه]] به تدریج کارکرد مذهبی-شیعی پیدا کرد و گروههای جوانمرد ادارهٔ آن را بر عهده گرفتند. برگزاری مراسم [[عزاداری امام حسین]] در تکیهها، زمینهای برای تجدید حیات ارزشهای فتوت مانند فداکاری و ظلمستیزی فراهم کرد. این مکانها با برگزاری مراسم [[عزاداری]]، به احیای مفاهیم [[ایثار]] و [[شهادت]] در تشیع کمک میکرد. به باور محققان تحول تکیه به [[حسینیه]] نشاندهندهٔ درایت شیعیان در بازسازی سنتهای اصیل اخلاقی در قالب جدید و متناسب با باورهای آنان بود.<ref>[https://shahraranews.ir/fa/news/120459/تاریخچه-تغییر-نام-تکیه-به-حسینیه «تاریخچه تغییر نام تکیه به حسینیه»، وبسایت شهرآرا نیوز؛] [https://www.isna.ir/news/1401051209941/تکیه-از-کجا-به-عزاداری-ها-رسیده «تکیه از کجا به عزاداریها رسیده؟»، خبرگزاری ایسنا.]</ref> | |||
===استقلال از محدودیتهای حکومتی و فقهی=== | |||
از دیگر دلایل رویآوردن شیعیان به تکیه، محدودیتهای ایجادشده توسط حکومتها در مساجد بود؛ زیرا مساجد بیشتر تحت کنترل حکومتهایی قرار داشت که برای اقامهٔ عزاداری موانعی ایجاد میکردند. همچنین، با توجه به محدودیتهای فقهی مانند ممنوعیت حضور زنان در ایام عادت ماهانه در مساجد، تکیهها بهعنوان فضایی بدون این محدودیتها، امکان مشارکت همگانی در مراسم مذهبی را فراهم میکرد. ایجاد این اماکن نشاندهندهٔ احترام به [[مسجد|مساجد]] و در عین حال پاسخ به نیازهای جامعهٔ شیعه بود.<ref>خرمشاهی، دائره المعارف تشیع، ۱۳۸۱ش، ج۴، ص۴۴۷.</ref> | |||
==رابطهٔ تکیه و آیین جوانمردی== | |||
تکیهداران (تکیهدار) که در رأس مدیریت و نگهبانی تکیه قرار داشتند، از میان جوانمردان و اهل فتوت برگزیده میشدند. این افراد واجد شرایط اخلاقی و مرامی بودند که در متون فتوتنامهها به تفصیل شرح داده شده است.<ref>محدثی، فرهنگ عاشورا، ۱۳۷۸ش، ۱۳۷.</ref> پیوند آنان با آیین جوانمردی، تکیه را از یک مکان فقط صوفیانه به نهادی اجتماعی-مذهبی تبدیل کرد که پایبند به اصولی چون [[ایثار]]، کمک به نیازمندان و مبارزه با ستم بود. این جایگاه، تکیهدار را نه فقط یک نگهبان، که یک الگوی اخلاقی و رهبر معنوی در جامعه محلی میساخت. در تاریخ اسلام جوانمردان (عیاران) و عارفان خود را پیروی [[امام علی]] میدانند.<ref>دیلمی، ارشاد القلوب، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۳۶۵.</ref> | |||
==تکیه در ایران== | ==تکیه در ایران== | ||
===سیر تحول کارکردی و معنایی=== | ===سیر تحول کارکردی و معنایی=== | ||
تاریخ دقیق شکلگیری تکیه در ایران معلوم نیست؛ اما | تاریخ دقیق شکلگیری تکیه در ایران معلوم نیست؛ اما دربارهٔ چگونگی شکلگیری آن گفتهاند کهتکیهها در آغاز محل اجتماع فقرایی بود که رایگان و بهطور موقت در آنجا اقامت داشتند. برای مثال عبدالرحیم ضرّابی در تاریخ [[کاشان]] از احداث مراکز متعددی توسط امیر بهلول دنبلی (متوفی ۷۶۲ق) برای اسکان و پذیرایی فقیران و صوفیان یاد کرده و این مکانها را «تکایا» نامیده است.<ref>ضرابی، تاریخ کاشان، ۱۳۸۹ش، ج۱، ص۳۳۸.</ref> | ||
همچنین، میرحیدر تونی (متوفی ۸۳۰ق)، رهبر طریقت حیدریه، در شهرها تکیه میساخت و درویشی از مریدان خود را در آن ساکن میکرد. شواهدی همچون انتساب عنوان «باباییِ» تکیه حیدر در اصفهان به بابا سلطان قمی توسط شاه عباس صفوی، حاکی از ارتباط میان لقب «بابا» (عنوان درویشان قلندریه و حیدریه) و تکیه است و در ایران به خانقاههای حیدری، قلندری و بکتاشی، «تکیه» اطلاق میشده است.<ref>بنیاد دائره المعارف اسلامی، دانشنامه جهان اسلام، ۱۳۷۵ش، ج۱، ص ۳۸۱۲.</ref> | همچنین، میرحیدر تونی (متوفی ۸۳۰ق)، رهبر طریقت حیدریه، در شهرها تکیه میساخت و درویشی از مریدان خود را در آن ساکن میکرد. شواهدی همچون انتساب عنوان «باباییِ» تکیه حیدر در [[اصفهان]] به بابا سلطان قمی توسط شاه عباس صفوی، حاکی از ارتباط میان لقب «بابا» (عنوان درویشان قلندریه و حیدریه) و تکیه است و در ایران به خانقاههای حیدری، قلندری و بکتاشی، «تکیه» اطلاق میشده است.<ref>بنیاد دائره المعارف اسلامی، دانشنامه جهان اسلام، ۱۳۷۵ش، ج۱، ص ۳۸۱۲.</ref> | ||
===تکیه در دوره صفویه=== | ===تکیه در دوره صفویه=== | ||
در عصر | [[پرونده:تکیه2.jpg|جایگزین=تکیه آقا حسین خوانساری؛ یادگار دوره صفوی در تخت فولاد اصفهان|بندانگشتی|تکیه آقا حسین خوانساری؛ یادگار دوره صفوی در تخت فولاد اصفهان]] | ||
در عصر [[صفویه|صفوی]]، اصفهان شاهد برپایی تکیههایی با کارکرد صوفیانه بود. بر اساس مشاهدات شاردن، ایرانیان دیر یا صومعه درویشان را «تکیه» مینامیدند. با این حال، گسترش تشیع، بروز منازعات فرقهای (نظیر جنگهای حیدری–نعمتی) و گاه سیاستهای خصمانهٔ پادشاهان صفوی نسبت به صوفیان، موجب ویرانی بسیاری از تکیهها و تبدیل آنها به محل تردد اوباش و افراد فرودست جامعه شد.<ref>کیانی، تاریخ خانقاه در ایران، ۱۳۶۹ش، ص۲۶۴–۲۶۵.</ref> | |||
از اواخر | از اواخر دورهٔ صفوی و با رواج [[شیعه|تشیع]]، کاربرد تکیه در ایران به تدریج تغییر یافت. بسیاری از تکیهها که پیشتر فضایی برای اجرای سماع و رقص دراویش بودند، به محل برگزاری مراسم سوگواری محرم تبدیل شد.<ref>ذکاء، تاریخچه ساختمانهای ارگ سلطنتی تهران، ۱۳۴۹ش، ص۲۸۳.</ref> این تحول بهویژه در شهرهای مرکزی ایران (مانند [[کاشان]] و قزوین) که پیشینهای طولانی در تشیع داشت، مشهود بود.<ref>نراقی، تاریخ اجتماعی کاشان، ۱۳۶۵ش، ص۱۰۷.</ref> | ||
در قزوین، تکیهها به کانون فعالیتهای فرهنگی گستردهای تبدیل | در قزوین، تکیهها به کانون فعالیتهای فرهنگی گستردهای تبدیل شد که علاوهبر عزاداری، میزبان مناظرات ادبی، جلسات سخنوری و مشاعره در شبهای [[رمضان]] بود.<ref>گلریز، نیشابور: شهر فیروزه، ۱۳۵۷ش، ج۱، ص۶۲۰؛ ورجاوند، سیمای تاریخ و فرهنگ قزوین، ۱۳۷۷ش، دفتر دوم، ص۸۸۹–۸۹۲، ۱۱۱۷.</ref> گزارشهایی از دوران پادشاهی شاه طهماسب اول و شاه اسماعیل دوم، در قزوین نشان میدهد که در طول شبهای ماه رمضان، به پای توغهای تکیه دولت و تکیههای دیگر «سَردَم» بسته و مجالس سخنرانی و مناظرات ادبی در آنها برگزار میشد.<ref>گلریز، مینودر یا بابالجنهٔ قزوین، ۱۳۶۸ش، ص۵۸۱.</ref> | ||
=== | ===تکیهدر دوره قاجار=== | ||
در | در دورهٔ [[قاجاریه|قاجار]] و با رونق هنر [[تعزیه]]، تکیه در معنای امروزی آن؛ محل اجرای مراسم [[تعزیهخوانی|شبیهخوانی]] سوگ [[امام حسین]] رواج فراگیر یافت. بهگونهای که بر اساس منابعی مانند سلطانزاده، هر مکان اختصاصیافته به اجرای تعزیه، «تکیه» نامیده میشد. این تحول، نشاندهندهٔ جایگزینی تدریجی کارکرد صوفیانه با آیینهای شیعی در بافت فرهنگی ایران بود. به گزارش مورخان، تبدیل تکیهها به حسینیه نیز از دورهٔ قاجار آغاز شد.<ref>گلریز، مینودر یا بابالجنهٔ قزوین، ۱۳۶۸ش، ص۵۸۱.</ref> | ||
====رونق | ====رونق گسترش کمی تکایا==== | ||
اوج شکوفایی تکیهها از دوران ناصرالدینشاه تا انقلاب مشروطه بود. در این دوره، تنها در تهران بیش از پنجاه تکیه فعال وجود داشت که بسیاری از آنها با نامهای مرتبط با اصناف، محلات یا شخصیتهای اجتماعی شناخته میشد. این گسترش، | اوج شکوفایی تکیهها از دوران ناصرالدینشاه تا انقلاب مشروطه بود. در این دوره، تنها در [[تهران]] بیش از پنجاه تکیه فعال وجود داشت که بسیاری از آنها با نامهای مرتبط با اصناف، محلات یا شخصیتهای اجتماعی شناخته میشد. این گسترش، نشاندهندهٔ نهادینهشدن تکیه بهعنوان بخشی از ساختار شهری و اجتماعی پایتخت بود.<ref>ذکاء، تاریخچه ساختمانهای ارگ سلطنتی تهران، ۱۳۴۹ش، ص۲۸۴.</ref> | ||
====تکیههای شاخص تهران==== | ====تکیههای شاخص تهران==== | ||
تکیههای شاخص | تکیههای شاخص دورهٔ قاجار [[تهران]] بر اساس وابستگیهای اجتماعی: | ||
*تکیههای وابسته به اصناف و مشاغل: تکیهٔ زرگرها، تکیهٔ دباغ خانه، تکیهٔ قاطرچیها، تکیهٔ اسماعیل بزاز، تکیهٔ خشتیها؛ | |||
*تکیههای منتسب به گروههای قومی و جغرافیایی: تکیهٔ عربها، تکیهٔ خلجها، تکیهٔ کرمانیها، تکیهٔ قمیها، تکیهٔ بربریها، تکیهٔ افشارها؛ | |||
*تکیههای نامگذاری شده بر اساس محلات و اماکن شهری: تکیهٔ پامنار، تکیهٔ چالحصار، تکیهٔ درخونگاه، تکیهٔ عودلاجان، تکیهٔ سرپولک، تکیهٔ سرتخت، تکیهٔ عباسآباد، تکیهٔ ملکآباد؛ | |||
*تکیههای مرتبط با شخصیتهای اجتماعی و مذهبی: تکیهٔ پهلوان شریف، تکیهٔ رضا قلیخان، تکیهٔ سادات اخوی، تکیهٔ لوطی علیخان، تکیهٔ منوچهرخان، تکیهٔ لوردزخان، تکیهٔ آقا بهرام، تکیهٔ حاجی وکیل؛ | |||
*تکیههای با نامهای نمادین و مذهبی: تکیهٔ چهل تن، تکیهٔ هفت تن، تکیهٔ خداآفرین؛ | |||
*تکیهٔ سادات اخوی: مکانی که در آن برای رشد [[کودک|کودکان]] شمع روشن میکردند و هر سال با بلندشدن قد کودک، شمع بلندتری جایگزین میشد؛ | |||
*تکیهٔ عباسآباد (حاج میرزا آغاسی): محل برگزاری تعزیههای دولتی؛ | |||
*تکیهٔ عزتالدوله: اختصاصیافته به بانوان و متعلق به خواهر ناصرالدین شاه؛ | |||
*تکیهٔ دولت: نماد باشکوه معماری و مرکز اصلی اجرای تعزیه در پایتخت.<ref>اتحادیه، اینجا طهران است، ۱۳۷۷ش، ص۱۰۷، ۱۸۶–۱۸۷؛ کریمان، تهران در گذشته و حال، ۱۳۵۵ش، ص۱۵۸؛ ذکاء، تاریخچه ساختمانهای ارگ سلطنتی تهران، ۱۳۴۹ش، ص۲۸۴.</ref>تکیههای ویژهٔ مراسم [[تعزیهخوانی|شبیهخوانی]] در تهران، دارای ۳ خاستگاه متفاوت بودند: | |||
#تکیههایی که در ابتدا، بقعهٔ یکی از بزرگان، مشایخ یا صالحان بوده و در صحن آنجا، یا در محیط اطراف آن، مراسم سوگواری برگزار میکردند. این فضاها، پس از مدتی، با اندکی تغییر بهصورت تکیهخانههایی برای تعزیهخوانی درآمدند، مانند تکیههای پیرزن و هفتتن. | |||
#تکیههایی که در ابتدا، کاروانسرا بودهاند و گاهی در آنجا مراسم [[عزاداری]] و مذهبی نیز برپا میشده است، مانند تکیههای حمامخانه و باغ پسته بیک. | |||
#تکیههایی که از دوره حکومتی زندیان، مخصوص برگزاری تعزیه بنا شده و شیوه معماری آنها، تلفیقی از معماری کاروانسرا، خانقاه، میدان و زورخانه بوده است، مانند تکیه عباسآباد.<ref>شهیدی، پژوهشی در تعزیه و تعزیهخوانی، از آغاز تا پایان دورهٔ قاجار در تهران، ۱۳۸۰ش، ص۲۴5.</ref> | |||
====تکیههای اصفهان در دوره قاجار==== | |||
در دوران قاجار، تکیه در [[اصفهان]] معنای متفاوت پیدا کرد و به آرامگاه زاهدان و نامآوران در گورستان تخت فولاد اطلاق شد که بهطور معمول محل تجمع و [[عبادت]] بود. علاوهبر این گورستان، در برخی محلات دیگر اصفهان نیز تکایایی وجود داشت، از جمله تکیهٔ والهیه در چهارباغ که آرامگاه محمدکاظم واله اصفهانی (شاعر و ادیب) محسوب میشد. | |||
====تکیههای شیراز در دوره قاجار==== | |||
در [[شیراز]] تا دورهٔ قاجار، تکایای صوفیان از رونق برخوردار بود، از جمله تکیهٔ چهلتنان (حاوی آرامگاه [[بسحاق اطعمه|بسحق اطعمه]]) و تکیهٔ هفتتنان. در سدههای بعد و در عهد [[قاجاریه|قاجار]]، حتی آرامگاههای شاعران بزرگی مانند [[سعدی شیرازی|سعدی]] و [[حافظ]] نیز تحت عنوان «تکیه» شناخته میشدند.<ref>هنرفر، گنجینه آثار تاریخی اصفهان، ۱۳۴۴ش، ص۷۵۵–۷۵۶.</ref> | |||
====تکیههای شیراز در دوره | |||
در شیراز تا | |||
===تکیههای شمال ایران=== | ===تکیههای شمال ایران=== | ||
====گستردگی و اهمیت فرهنگی==== | ====گستردگی و اهمیت فرهنگی==== | ||
تکیه در مناطق شمال ایران، به یک عنصر اساسی و تفکیکناپذیر در ساختار شهری و رستایی تبدیل شده بود. بهگونهای که مطابق منابع، در شهر ساری هر محله برای رسمیت یافتن، | تکیه در مناطق شمال ایران، به یک عنصر اساسی و تفکیکناپذیر در ساختار شهری و رستایی تبدیل شده بود. بهگونهای که مطابق منابع، در شهر ساری هر محله برای رسمیت یافتن، تکیهٔ مخصوص به خود را برپا میکرد. برای مثال، گزارشهای جهانگردان از وجود ۳۶ تکیه تنها در شهر رشت در دورهٔ قاجار، عمق این گستردگی را تأیید میکند.<ref>فراهانی، سفرنامه میرزا محمدحسین حسینی فراهانی، ۱۳۶۲ش، ج۱، ص۳۹.</ref> همچنین شهرهای رودسر، [[لاهیجان]] و لنگرود نیز تکیههای قدیمی و زیبایی دارد.<ref>ملگونوف، سفرنامه ملگونف به سواحل جنوبی دریای خزر (۱۸۵۸ و ۱۸۶۰ م)، ۱۳۶۴ش، ج۱، ص۱۶۰–۱۶۷.</ref> علاوهبر شهرها در روستاها نیز این فراوانی گزارش شده است. از جمله تکیة مُقْری کلا در بندپی بابل،<ref>ستوده، از آستارا تا استارباد، ۱۳۴۹ش، ج۴، ص۳۱۶–۳۱۷.</ref> تکیه کله بست پازَوار در بابلسر<ref>ستوده، از آستارا تا استارباد، ۱۳۴۹ش، ج۴، ص۲۶۰–۲۵۹.</ref> و تکیه فیروزکلا در آمل.<ref>ستوده، از آستارا تا استارباد، ۱۳۴۹ش، ج۴، ص۱۳۵.</ref> | ||
گستردگی این بناها بهطوری که مازندران به تنهایی میزبان بیش از ۱۱۳۵ تکیه است و گزارشهای جهانگردانی مانند ملگونوف از رونق آنها در شهرهای مهم شمال، گواهی بر نقش بیبدیل این فضاها در شکلدهی به سبک زندگی، مناسک جمعی و هویت فرهنگی مردم این خطه است.<ref>میرمحمدی، «پراکندگی جغرافیایی اماکن مذهبی کشور در قالب استانی»، | گستردگی این بناها بهطوری که [[مازندران]] به تنهایی میزبان بیش از ۱۱۳۵ تکیه است و گزارشهای جهانگردانی مانند ملگونوف از رونق آنها در شهرهای مهم شمال، گواهی بر نقش بیبدیل این فضاها در شکلدهی به سبک زندگی، مناسک جمعی و هویت فرهنگی مردم این خطه است.<ref>میرمحمدی، «پراکندگی جغرافیایی اماکن مذهبی کشور در قالب استانی»، مجلهٔ مسجد، شمارهٔ ۵۸، ۱۳۸۰ش، ص۷۵.</ref> | ||
====معماری همساز با محیط==== | ====معماری همساز با محیط==== | ||
در استانهای گیلان و | در استانهای [[گیلان]] و [[مازندران]]، تکیههای متعددی از دورهٔ [[قاجاریه|قاجار]] با معماری بومی و استفاده از مصالح منطقهای نظیر چوب و سفال برجای مانده این بناها بهطور کامل با شرایط آبوهوایی و سبک زندگی منطقه تطبیق یافته است. شکل بیشتر این تکیهها در روستاها، چهارگوش و با پلان مستطیلشکل بوده و بهطور عمده با سقفی سفالپوش پوشانده شده است. تزئینات داخلی برخی از آنها شامل نقوش گلوگیاه، جانوران و در مواردی صحنههای روایی است.<ref>ستوده، از آستارا تا استارباد، ۱۳۴۹ش، ج۴، ص۲۶۰–۲۵۹.</ref> | ||
====بنای الحاقی سقانفار==== | ====بنای الحاقی سقانفار==== | ||
ویژگی منحصربهفرد تکیههای مازندران، وجود بنایی الحاقی به نام «سقانفار» است. این سازه چوبیِ چهارپایه، که با نردبان به آن دسترسی مییابند، بازتاب مستقلی از زندگی روستایی و کشاورزی منطقه است. سقانفارها بهعنوان زیارتگاهی عمومی و مکانی برای نذر و برپایی | ویژگی منحصربهفرد تکیههای مازندران، وجود بنایی الحاقی به نام «سقانفار» است. این سازه چوبیِ چهارپایه، که با نردبان به آن دسترسی مییابند، بازتاب مستقلی از زندگی روستایی و کشاورزی منطقه است. سقانفارها بهعنوان زیارتگاهی عمومی و مکانی برای [[نذر]] و برپایی سفرهٔ ابوالفضل ساخته میشدند و نقوش روی آنها اغلب صحنههایی از زندگی روزمره، اساطیر و عناصر طبیعت را به تصویر میکشید.<ref>ستوده، از آستارا تا استارباد، ۱۳۴۹ش، ج۴، ص۳۸۵.</ref> | ||
سقانفار، با بهرهگیری از هنرهای ظریف تزئینی، تجلیگاه معماری و باورهای آیینی منطقه است. ستونهای مزین به نقوش هندسی، سرستونهای [[منبت کاری|منبتکاریشده]] و حکاکیهای ظریف بر روی چوب از جمله نقش اژدهایی که دهانش به سوی خورشید گشوده شده، جلوههایی از هنر اصیل ایرانی را به نمایش میگذارند. همچنین، عناصری چون «نال» (تیر افقی بالای سرستون)، «پلور» (تیر مورب سقف)، «پتک» (قطعه چوبی تزئینی) و «هلا» (تیرکهای سقف) با دقت در ساختار بنا به کار رفته است. | |||
نگارههای رنگارنگ و کتیبههای حکشده بر بدنهٔ سقانفار، از تصاویر خورشید، دیو، جبرئیل و رستم و دیو سفید تا صحنههایی از زندگی روستایی و حتی اشعار محتشم کاشانی همگی راوی فرهنگ، اعتقادات و سبک زندگی مردم این دیار است.<ref>[https://www.isna.ir/news/1402081712444/سقانفار-راوی-زنده-تاریخ-و-باورهای-مذهبی-مازندران «سقانفار؛ راوی زنده تاریخ و باورهای مذهبی مازندران»، خبرگزاری ایسنا.]</ref> | |||
===تکیههای شاخص در دیگر شهرهای ایران=== | |||
====تکیههای سمنان==== | ====تکیههای سمنان==== | ||
از تکیههای مهم و تاریخی در شهر سمنان میتوان به دو | از تکیههای مهم و تاریخی در شهر سمنان میتوان به دو تکیهٔ پهنه و ناسار اشاره کرد. این تکایا از جمله مراکز مذهبی و فرهنگی مهم منطقه بهشمار میروند.<ref>بنیاد دائره المعارف اسلامی، دانشنامه جهان اسلام، ۱۳۷۵ش، ج۱، ص ۳۸۱۲.</ref> | ||
====تکیههای کرمان==== | ====تکیههای کرمان==== | ||
در شهر کرمان نیز | در شهر [[کرمان]] نیز تکیهٔ عزاخانه و تکیهٔ وزیر از جمله بناهای تاریخی و مذهبی قابل توجه بوده که در برگزاری مراسم آیینی نقش مهم داشته است.<ref>بنیاد دائره المعارف اسلامی، دانشنامه جهان اسلام، ۱۳۷۵ش، ج۱، ص ۳۸۱۲.</ref> | ||
====تکیههای یزد==== | ====تکیههای یزد==== | ||
در استان یزد، تکیهها بهدلیل پیوند با دیگر فضاهای شهری و همچنین حفظ عناصر معماری مذهبی کهن | در استان یزد، تکیهها بهدلیل پیوند با دیگر فضاهای شهری و همچنین حفظ عناصر معماری مذهبی کهن [[ایران]]، از اهمیت ویژهای برخوردارند.<ref>مصطفوی، آثار تاریخی طهران، ۱۳۶۱ش، ج۱، ص۳۸۶–۳۸۷.</ref> از جمله این تکیهها میتوان به تکیهٔ شاه ولی در تفت و تکیهٔ امیرچخماق اشاره کرد. برخلاف تکیهٔ دولت [[تهران]] و مشابه تکایای شمال ایران، نقشهٔ کف این بناها بهطور معمول به شکل چهارگوش یا هشتضلعی است. تکیهٔ امیرچخماق دارای مناره و طاق نماهای دو طبقهای است که بهعنوان الگو و نمونهای برای ساخت دیگر تکایای شهر مورد استفاده قرار گرفته است.<ref>توسلی، «حسینیهها، تکایا، مصلیها»، ۱۳۶۶ش، ص۸۱–۸۳؛</ref> | ||
====تکیه معاونالملک در | ====تکیه معاونالملک در کرمانشاه==== | ||
یکی از زیباترین و باشکوهترین تکیههای ایران، بهویژه از لحاظ تزئینات نقاشی و تصاویر مذهبی، تکیه معاونالملک در کرمانشاه است. این بنا به دلیل هنرنمایی در تزئینات و معماری، از نمونههای منحصر بهفرد در کشور محسوب میشود.<ref>کیانی، تاریخ خانقاه در ایران، ۱۳۶۹ش، ج۱، ص۲۲۸.</ref> | [[پرونده:تکیه3.jpg|جایگزین=نمای داخلی تکیه معاون الملک کرمانشاه|بندانگشتی|نمای داخلی تکیه معاون الملک کرمانشاه]] | ||
یکی از زیباترین و باشکوهترین تکیههای ایران، بهویژه از لحاظ تزئینات [[نقاشی]] و تصاویر مذهبی، تکیه معاونالملک در [[کرمانشاه]] است. این بنا به دلیل هنرنمایی در تزئینات و معماری، از نمونههای منحصر بهفرد در کشور محسوب میشود.<ref>کیانی، تاریخ خانقاه در ایران، ۱۳۶۹ش، ج۱، ص۲۲۸.</ref> | |||
===تکیه و حسینیه=== | ===تکیه و حسینیه=== | ||
واژهٔ «[[حسینیه]]» در اصل اشاره به فضایی سرپوشیده در تکایای دوران [[صفویه|صفوی]] تا [[قاجاریه|قاجار]] داشت که مختص اجتماع مردان عزادار بود. با گذر زمان و تحول کارکرد تکایا از مکانهای اقامتی و صوفیانه به فضاهای نمایش مذهبی، این اصطلاح به تدریج جایگزین مفهوم کلی «تکیه» شد. | |||
در دورهٔ پهلوی اول، با ممنوعیت برگزاری مراسم [[عزاداری]]، تنها بخش مردانهٔ تکایا (حسینیه) امکان فعالیت محدود داشت و همین امر موجب غلبه این واژه بر سایر فضاهای تکیه از جمله زینبیه (بخش زنان) و عباسیه (محل تعزیه) شد. این تغییر تا آنجا پیش رفت که حتی بناهای تاریخی که پیشتر با عنوان «تکیه» شناخته میشدند، در دورههای بعد به «حسینیه» تغییر نام دادند و هویت اصلی معماری و کارکردی آنها در اذهان عمومی به فراموشی سپرده شد.<ref>[https://shahraranews.ir/fa/news/120459/تاریخچه-تغییر-نام-تکیه-به-حسینیه «تاریخچه تغییر نام تکیه به حسینیه»، وبسایت شهرآرا نیوز.]</ref> | |||
در فرهنگ | امروزه در فرهنگ عامهٔ ایران، دو واژهٔ تکیه و حسینیه گاهی بهصورت مترادف برای مکانی واحد که مراسم [[عزاداری]] و [[تعزیهخوانی|شبیهخوانی]] در آن برگزار میشود، به کار میرود و گاهی نیز با تفکیک کاربرد؛ بدین صورت که [[حسینیه]] بیشتر به محل [[روضهخوانی]] و ذکر مصیبت اختصاص دارد و تکیه به محل برگزاری مجالس شبیهخوانی و تعزیه گفته میشود. این تمایز بهویژه در تهران و برخی شهرهای شمالی ایران مشهود است.<ref>شهیدی، پژوهشی در تعزیه و تعزیهخوانی، از آغاز تا پایان دورهٔ قاجار در تهران، ۱۳۸۰ش، ص۲۴۳؛{{سخ}} | ||
سلطان زاده، روند شکلگیری شهر و مراکز مذهبی در ایران، ۱۳۶۲ش، ص۱۸۲.</ref> | سلطان زاده، روند شکلگیری شهر و مراکز مذهبی در ایران، ۱۳۶۲ش، ص۱۸۲.</ref> | ||
با این حال، این قاعده در تمام مناطق یکسان نیست. برای مثال، در شهر سمنان تمامی مکانهای مختص عزاداری و شبیهخوانی، تنها «تکیه» نامیده میشوند. در مقابل، در شهری مانند [[شهر یزد|یزد]]، این اماکن با هر دو عنوان حسینیه و تکیه شناخته میشوند. در کاشان نیز فضاهای شهری واقع در مسیرگذرهای اصلی بهطور عموم با عنوان میدان یا تکیه نامگذاری شدهاند؛ بنابراین، کاربرد این دو واژه بیش از آنکه تابع قاعدهای ثابت باشد، متأثر از عرف و سنت محلی هر منطقه است.<ref>احمدپناهی سمنانی، آداب و رسوم مردم سمنان، ۱۳۷۴ش، ص274.</ref> | |||
در حالحاضر بیشتر مکانهایی که بهمنظور برگزاری مراسم عزاداری [[امام حسین]] تأسیس میشود، با عنوان حسینیه شناخته میشود<ref>معتمدی، عزاداری سنتی، ۱۳۷۸ش، ج۱، ص۱۴۵.</ref> و در عمل هیچ بنای جدیدی با این کاربری، تکیه نامیده نمیشود. حتی در فرایند بازسازیها، نام اماکنی که پیش از این تکیه خوانده میشد، به حسینیه یا [[مسجد]] تغییر مییابد.<ref>معتمدی، عزاداری سنتی، ۱۳۷۸ش، ج۱، ص۵۱۰.</ref> | |||
====آمار تکیه و حسینیه در ایران==== | ====آمار تکیه و حسینیه در ایران==== | ||
براساس نتایج آماری تهیهشده در | براساس نتایج آماری تهیهشده در ۱۳۷۵ش، در مجموع، ۱٬۸۰۷ تکیه ثابت و ۸٬۷۵۲ حسینیه در سطح کشور وجود داشته است.<ref>نتایج آماری، طرح تهیهٔ شناسنامهٔ مساجد و اماکن مذهبی کشور، ۱۳۷۵ش، ص9.</ref> | ||
===معماری تکیه در ایران=== | ===معماری تکیه در ایران=== | ||
معماری تکیههای اهل تصوف (خانقاه) به گونهای بود که آنها بتوانند آزادانه به رقص سماع و سایر رقصهای | معماری تکیههای اهل تصوف (خانقاه) به گونهای بود که آنها بتوانند آزادانه به رقص سماع و سایر رقصهای صوفیانهٔ خود بپردازند؛ بنابراین، در میانهٔ این ساختمانها، فضایی بنا میشد که کرسی و تختهبند مرشد (قطب) در آن قرار میگرفت. در بنای ساختمانهای ویژهٔ اجرای تعزیه، از همین سبک معماری الهام گرفته شد.<ref>ذکاء، تاریخچهٔ ساختمانهای ارگ سلطنتی تهران و راهنمای کاخ گلستان، ۱۳۴۹ش، ص۲۸۳.</ref> | ||
تکیه در | ===تکیه در بافت شهری ایران=== | ||
[[پرونده:تکیه4.jpg|جایگزین=تکیهگاه آقامرتضیعلی در محله هرندی تهران|بندانگشتی|تکیهگاه آقامرتضیعلی در محله هرندی تهران]] | |||
تکیه (حسینیه) از جمله عناصر اصلی محلههای سنتی در شهرهای ایرانی بهشمار میرود. ساختار و کالبد اصلی شهرهای ایران، در گذشته، بر ۴ پایه اصلی استوار بوده است: ۱. مرکز شهر؛ ۲. مراکز محلهها (همراه با عناصر ارتباطدهنده)؛ ۳. گذر اصلی؛ ۴. میدان، تکیه (حسینیه).<ref>توسلی، «حسینیهها، تکایا، مصلیها»، معماری ایران، دورهٔ اسلامی، ۱۳۶۶ش، ص۸۱.</ref> بیشتر تکیههای ساختهشده در ایران، در مرکز محله قرار گرفته و در طول سال، برای برپایی مراسم مختلف از آنها استفاده میکردند. | |||
====تکیههای ثابت==== | ====تکیههای ثابت==== | ||
*ساختار معماری تکیههای ثابت شامل ساختمانی بدون سقف یا سقفدار؛ سکویی در میان فضای داخلی با دو ردیف پلکان در دو سمت؛ گذرگاهی در اطراف سکو برای حضور اسبها؛ جایگاهی مخصوص تماشاگران پیرامون گذرگاه و غرفهای بهعنوان رختکن برای بازیگران بوده است. همچنین، هر تکیه دارای چند مدخل برای ورود و خروج برای تماشاگران و شتران و اسبان تعزیه بوده است. تکیههایی که فاقد سقف بودند، بههنگام اجرای تعزیه، با چادری پوشانده میشدند.<ref>بیضایی، نمایش در ایران، ۱۳۷۱ش، ص۱۳۱.</ref> | *ساختار معماری تکیههای ثابت شامل ساختمانی بدون سقف یا سقفدار؛ سکویی در میان فضای داخلی با دو ردیف پلکان در دو سمت؛ گذرگاهی در اطراف سکو برای حضور اسبها؛ جایگاهی مخصوص تماشاگران پیرامون گذرگاه و غرفهای بهعنوان رختکن برای بازیگران بوده است. همچنین، هر تکیه دارای چند مدخل برای ورود و خروج برای تماشاگران و شتران و اسبان تعزیه بوده است. تکیههایی که فاقد سقف بودند، بههنگام اجرای تعزیه، با چادری پوشانده میشدند.<ref>بیضایی، نمایش در ایران، ۱۳۷۱ش، ص۱۳۱.</ref> | ||
*طاقنماها یا غرفههایی ویژه نیز در ساختمان تکیه وجود داشت که برخی | *طاقنماها یا غرفههایی ویژه نیز در ساختمان تکیه وجود داشت که برخی از آنها مخصوص بزرگان محل و یکی از آنها نیز مخصوص سَردَم بستن بودند. طاقنمای سردم بستهشده، جایی بود که با کشکول، بوق، [[تسبیح]]، جنگافزارهای کهن، چلچراغ، [[قالی ایرانی|قالی]] و قالیچه و نشانههای دیگر آراسته میشد و یک نفر در آن نشسته و به خواندن اشعار مذهبی، بهخصوص ۷ بند محتشم کاشانی، مشغول میشد.<ref>مستوفی، شرح زندگانی من، ۱۳۷۱ش، ج1، ص301.</ref> | ||
*سکوی تکیهها، مطابق با شکل و ابعاد زمین و نیز شرایط اصلی فضای داخلی ساختمان طراحی میشد. بیشترین تکیهها، دارای سکوهای گرد بودند. از دیگر انواع سکوها میتوان به سکوهای نعل اسبی، سهگوش و متحرک اشاره کرد. در گذشته، به تمام سکوهای گرد، مستطیل، مربع یا چندضلعی، سکوی مدور یا گِرد میگفتند.<ref>فلاحزاده، تاریخ اجتماعی ـ سیاسی تئاتر در ایران (تعزیه)، ۱۳۸۴ش، ص۲۰۵؛ | *سکوی تکیهها، مطابق با شکل و ابعاد زمین و نیز شرایط اصلی فضای داخلی ساختمان طراحی میشد. بیشترین تکیهها، دارای سکوهای گرد بودند. از دیگر انواع سکوها میتوان به سکوهای نعل اسبی، سهگوش و متحرک اشاره کرد. در گذشته، به تمام سکوهای گرد، مستطیل، مربع یا چندضلعی، سکوی مدور یا گِرد میگفتند.<ref>فلاحزاده، تاریخ اجتماعی ـ سیاسی تئاتر در ایران (تعزیه)، ۱۳۸۴ش، ص۲۰۵؛{{سخ}} | ||
شهیدی، پژوهشی در تعزیه و تعزیهخوانی، از آغاز تا پایان | شهیدی، پژوهشی در تعزیه و تعزیهخوانی، از آغاز تا پایان دورهٔ قاجار در تهران، ۱۳۸۰ش، ص۲۴3.</ref> تکیههای فاقد سکو، اجرای نمایش تعزیه را روی سقف آبانبار یا حوض میانی کاروانسرا که با الوارهای چوبی پوشیده شده بودند، انجام میدادند. | ||
*در برخی از تکیهها، | *در برخی از تکیهها، ۳ بخش یا صحن مجزا وجود داشت که به نامهای «حسینیه»، «عباسیه» و «زینبیه» مشهور بودند. مراسم عزاداری حضرت عباس در صحن عباسیه و مراسم [[عزاداری]] امام حسین در صحن [[حسینیه]] برگزار میشد و صحن زینبیه نیز بهطور معمول بهصورت اتاقهایی در پشت حسینیه واقع میشد.<ref>معتمدی، عزاداری سنتی شیعیان در بیوت علما و حوزههای علمیه و کشورهای جهان، ۱۳۷۹ش، ج2، ص441.</ref> | ||
====تکیههای موقت==== | ====تکیههای موقت==== | ||
علاوهبر تکایای دائمی، همهساله در | علاوهبر تکایای دائمی، همهساله در دههٔ اول [[ماه محرم|محرم]]، شمار فراوانی از تکایای موقت در نواحی شهری و روستایی ایران برپا میشود. فرایند احداث این تکایا، معروف به «تکیه بستن»، شامل محصورکردن محدودههایی (گاه با مساحت بسیار اندک) در مجاورت معابر و نصب دیوارهای موقت است. بر این دیوارها، تصاویر مذهبی، پارچهنوشتههای حاوی متون [[دعا]]، زیارتنامهها، احادیث و مراثی که مشهورترین آنها ترکیببند محتشم کاشانی است، نصب و کف محوطه نیز فرش میشود. | ||
در این تکایای موقت، بسته به سطح تمایل و توان مالی برگزارکنندگان، نشانهها و ادوات | در این تکایای موقت، بسته به سطح تمایل و توان مالی برگزارکنندگان، نشانهها و ادوات آیینی از قبیل علم، [[کتل بستن|کتل]] و ظروف پذیرایی قرار داده میشود. دستههای سینهزنی و عزاداری در مسیر حرکت، لحظاتی در مجاورت یا درون این تکایا توقف میکنند. همچنین ساکنان محله، نذورات خود که بهطور عمده شامل غذا، [[شربت]] و [[چای]] است را در میان عزاداران توزیع میکنند.<ref>بنیاد دائره المعارف اسلامی، دانشنامه جهان اسلام، ۱۳۷۵ش، ج۱، ص ۳۸۱۲.</ref> | ||
در سالهای اخیر، مدیریت این تکایا توسط قشر جوان و نوجوان است، اگرچه کهنسالان نیز در اموری نظیر نظافت، اداره و پذیرایی از مراجعان مشارکت فعالانه دارند. این تکایا، به رغم موقتیبودن، نقش مهمی در انسجام اجتماعی و تقویت حس همبستگی مذهبی دارد.<ref>[https://www.iribnews.ir/fa/news/5508854/ | در سالهای اخیر، مدیریت این تکایا توسط قشر جوان و نوجوان است، اگرچه کهنسالان نیز در اموری نظیر نظافت، اداره و پذیرایی از مراجعان مشارکت فعالانه دارند. این تکایا، به رغم موقتیبودن، نقش مهمی در انسجام اجتماعی و تقویت حس همبستگی مذهبی دارد.<ref>[https://www.iribnews.ir/fa/news/5508854/حضور-کودکان-و-نوجوانان-در-عزاداری-های-امام-حسین-ع «حضور کودکان و نوجوانان در عزاداریهای امام حسین»، خبرگزاری صدا و سیما.]</ref> | ||
==تکیه در افغانستان== | ==تکیه در افغانستان== | ||
تکیه در افغانستان نیز | [[پرونده:N00136665-r-b-002.jpg|جایگزین=تکیه خانه عباسیه - چنداول کابل|بندانگشتی|تکیه خانه عباسیه در چنداول کابل]] | ||
تکیه در افغانستان نیز سابقهٔ زیادی دارد و تکیهخانه نامیده میشود. [[بلخ]] و [[هرات]] از مراکز مهم تکیه و خانقاه محسوب میشد و حضور شخصیتهایی چون [[پیر هرات|خواجه عبداللّه انصاری]] از عوامل مؤثر در گسترش فرهنگ تکیه بوده است. در این منطقه [[تیموریان]]، بهویژه تیمور، شاهرخ، حسین بایقرا و وزیر صوفیمسلک او، امیر علیشیر نوایی، در بنای تکیه و خانقاه اهتمام داشتند.<ref>هاشمی گلپایگانی، بوی جوی مولیان: ابنیه و آثار تاریخی اسلام در ماوراءالنهر، 1379ش؛ سمرقندی، قندیّه و سمریّه، 1368ش، ص36؛ گلمبک، معماری تیموری در ایران و توران، 1375ش، ج1، ص310 و 314؛ بلز و بلوم، هنر و معماری اسلامی، 1391ش، ص45.</ref> | |||
بر اساس برخی از منابع در قرن | بر اساس برخی از منابع در قرن نوزدهم در [[غزنی]] و [[کابل]] تکیهها بیشتر به [[قهوه خانه|قهوهخانه]] شبیه بودند<ref>الفینستون، افغانان: جای، فرهنگ، نژاد (گزارش سلطنت کابل)، 1376ش، ص542، 544 و 551.</ref> که اغلب آنها بهخصوص در شهر کابل، مزار مشایخ صوفی بوده است.<ref>خلیل، مزارات کابل، 1383ش، ص39، 61 و 143.</ref> تغییر کاربری تکیهها در مناطق شیعهنشین افغانستان بهعنوان محل [[عزاداری]] و [[روضهخوانی]]، از اواخر دورهٔ [[صفویه]] و بهخصوص با ورود قزلباشان به افغانستان آغاز شده و تا امروز ادامه یافته است.<ref>انوری، «معرفی مراسم تکایای شهر کابل»، 1390ش، ص146.</ref> امروز تکیهخانه در افغانستان نسبت به [[مسجد]] گستردهتر است و برخی روستاها که مسجد ندارند یک و گاهی چند تکیهخانه دارند.<ref>صابری، «جایگاه و کارکرد تربیتی حسینیهها در افغانستان»، 1386ش، ص127.</ref> | ||
===نامگذاری تکیهها=== | ===نامگذاری تکیهها=== | ||
در افغانستان بیشتر تکیهخانهها بهنام مؤسس یا صاحب و بنیانگذار یا بهنام منطقه و محل مشهور است. مانند تکیهخانه آقای حجت؛ یا تکیهخانه غزنیچیها، کشمیریها، تکیهخانه میرزا جان، | در افغانستان بیشتر تکیهخانهها بهنام مؤسس یا صاحب و بنیانگذار یا بهنام منطقه و محل مشهور است. مانند تکیهخانه آقای حجت؛ یا تکیهخانه غزنیچیها، کشمیریها، تکیهخانه میرزا جان، تکیهخانهٔ عمومی، تکیهخانهٔ [[چنداول]]، تکیهخانهٔ قلعهٔ شاده.<ref>جوادی، «مراسم عاشورا در کابل»، 1393ش، ص112.</ref> | ||
===معماری تکیه در افغانستان=== | ===معماری تکیه در افغانستان=== | ||
سازهٔ تکیهخانهها در افغانستان اغلب دارای معماری متمایزی از سایر بناها است. تکیهخانه به تناسب جمعیت منطقه، بزرگ بوده و اغلب دارای دو یا چندین درب ورودی در دو سمت برای مردان و زنان است. تکایا را در برخی مناطق با پرده به دو بخش زنانه و مردانه تقسیم میکنند و در برخی موارد نیز قسمت مردانه و زنانه کاملاً مجزا است.<ref>رهیاب، بلخاب: تاریخ، فرهنگ و اجتماع، 1401ش، ج2، ص298؛ انوری، «معرفی مراسم تکایای شهر کابل»، 1390ش، ص151.</ref> | |||
برخی از تکیهخانههای قدیمی دارای حیاط، شبستان، [[کتابخانه]]، مطبخ و غسالخانه بودند. امروزه بهخصوص در شهرها برخی از | برخی از تکیهخانههای قدیمی دارای حیاط، شبستان، [[کتابخانه]]، مطبخ و غسالخانه بودند. امروزه بهخصوص در شهرها برخی از تکیهخانهها دارای کتابخانه، پارکینگ، مطبخ ([[آشپزخانه]])، مسلخ (کشتارگاه) و تحویلخانه (انبار) هستند.<ref>جوادی، «مراسم عاشورا در کابل»، 1393ش، ص110.</ref> | ||
===تشکیلات تکیه در افغانستان=== | ===تشکیلات تکیه در افغانستان=== | ||
تشکیلات داخلی تکیهمتشکل از پنج رکن اصلی است: تکیهدار که از شخصیتهای معتبر محل بوده و مسئولیت استقبال از عزاداران را بر عهده دارد؛ فراشان به سرپرستی سرفراش که امور اجرایی از جمله تزیین فضای تکیه، پذیرایی، تأمین امنیت و هماهنگی مراسم را مدیریت میکنند؛ ذاکران تحت هدایت سرذاکر که برنامههای روضهخوانی و نوحهسرایی را اجرا میکنند؛ عزاداران که بهعنوان مشارکتکنندگان فعال در مراسم حاضر میشوند | تشکیلات داخلی تکیهمتشکل از پنج رکن اصلی است: | ||
#تکیهدار که از شخصیتهای معتبر محل بوده و مسئولیت استقبال از عزاداران را بر عهده دارد؛ | |||
#فراشان به سرپرستی سرفراش که امور اجرایی از جمله تزیین فضای تکیه، پذیرایی، تأمین امنیت و هماهنگی مراسم را مدیریت میکنند؛ | |||
#ذاکران تحت هدایت سرذاکر که برنامههای [[روضهخوانی]] و نوحهسرایی را اجرا میکنند؛ | |||
#عزاداران که بهعنوان مشارکتکنندگان فعال در مراسم حاضر میشوند. | |||
#خاتممجلس که بهعنوان سخنران پایانی، اختتامیه مراسم را انجام میدهد. این ساختار منسجم، امکان برگزاری منظم و باشکوه آیینهای مذهبی را فراهم میسازد.<ref>جوادی، «مراسم عاشورا در کابل»، 1393ش، ص117.</ref> | |||
===عناصر نمادین در تکیهخانههای افغانستان=== | ===عناصر نمادین در تکیهخانههای افغانستان=== | ||
تکیهخانه دارای | تکیهخانه دارای علایم و نمادهایی است که آن را از دیگر محلها متمایز میکند؛ همانند نصب پارچههای سیاه، تصاویر مربوط به مرقد امامان و پرچمنوشتههای سیاه، سرخ و سبز.<ref>جوادی، «مراسم عاشورا در کابل»، 1393ش، ص111.</ref> علم و منبر، عناصر نمادین اصلی در تکیهخانه است. | ||
[[پرونده:N00136665-r-b-008.jpg|جایگزین=تکیه خانه عباسیه- چنداول کابل|بندانگشتی|تکیه | برای مثال علَم بهنشانهٔ علم حضرت عباس، چوب بلندی است که در بالای آن به یاد دستان بریده آن حضرت، پنجهای قرار دارد. در طول دهه [[ماه محرم|محرم]]، مردم پارچههایی که گاهی مقداری [[پول]] در آن است، به علم میبندند.<ref>جوادی، «مراسم عاشورا در کابل»، 1393ش، ص119؛ انوری، «معرفی مراسم تکایای شهر کابل1390ش، ص147.</ref> | ||
[[پرونده:N00136665-r-b-008.jpg|جایگزین=تکیه خانه عباسیه- چنداول کابل|بندانگشتی|تکیه عباسیه در چنداول کابل، در ۱۳۳۵ش توسط سیدانورشاه صدر تأسیس شد.]]منبر نیز محل قرار گرفتن سخنرانان و دارای تقدس ویژهای است. پلههای منبر بیانگر منزلت سخنرانان و نوحهخوانها محسوب میشود. برای مثال ذاکران باتجربه یا طلاب مبتدی روی پلهٔ اول منبر مینشینند. بالاترین پلهٔ منبر جایگاه ختمکنندهٔ مجلس است.<ref>فرهنگ، جامعهشناسی و مردمشناسی شیعیان افغانستان، 1380ش، ص278؛ جوادی، «مراسم عاشورا در کابل»، 1393ش، ص122؛ «محرم در افغانستان»، پایگاه تخصصی تحلیلی جامعه و فرهنگ ملل.</ref> | |||
===کاربردهای تکیه در افغانستان=== | ===کاربردهای تکیه در افغانستان=== | ||
تکیهخانه جدا از محل عزاداری، در گذشته کاربرد مدرسه و مکتب را نیز داشته است. برگزاری مراسم دعا و سخنرانی در روزهای پنجشنبه و | تکیهخانه جدا از محل عزاداری، در گذشته کاربرد [[مدرسه]] و [[مکتبخانه|مکتب]] را نیز داشته است. برگزاری مراسم [[دعا]] و سخنرانی در روزهای پنجشنبه و [[جمعه]]، برپایی کلاس [[قرآن]]، مجالس ختم و برنامههای متفرقه از دیگر کارکردهای تکیهخانه در طول سال است.<ref>رهیاب، بلخاب: تاریخ، فرهنگ و اجتماع، 1401ش، ج2، ص298؛ جوادی، «مراسم عاشورا در کابل»، 1393ش، ص110.</ref> | ||
===انواع تکیه در افغانستان=== | ===انواع تکیه در افغانستان=== | ||
تکیهخانهها به دو | تکیهخانهها به دو نوع عمومی، و خصوصی (شخصی، خانوادگی و فصلی) تقسیم میشوند، ولی محل آن محدود به مکان خاصی نیست. از [[خانه]]، فضای آزاد، [[مساجد]] و مکاتب نیز بهعنوان تکیه استفاده میشود.<ref>جوادی، «مراسم عاشورا در کابل»، 1393ش، ص112.</ref> | ||
===نذورات در تکیه=== | ===نذورات در تکیه=== | ||
| خط ۱۷۹: | خط ۱۸۵: | ||
===هزینههای تکیه=== | ===هزینههای تکیه=== | ||
هزینهٔ تکیههای شخصی اغلب توسط صاحبان آنها تأمین میشود. هزینههای تکیهخانههای عمومی توسط نذورات، هدایا، اشخاص، واقفین و کمکهای مردمی تأمین میشود.<ref>جوادی، «مراسم عاشورا در کابل»، 1393ش، ص113.</ref> | |||
=== | ===کاربردهای تکیه در افغانستان=== | ||
تکیه افغانستان در ایام محرم محل اصلی برگزاری مراسم سوگواری است. چند روز پیش از محرم دیوارها و سقف تکیه بهطور کامل سیاهپوش شده و با پارچهنوشتههای حاوی شعائر حسینی آراسته میشود.<ref>انوری، «معرفی مراسم تکایای شهر کابل»، 1390ش، ص147؛ جوادی، «مراسم عاشورا در کابل»، 1393ش، ص116.</ref> | تکیه افغانستان در ایام محرم محل اصلی برگزاری مراسم سوگواری است. چند روز پیش از محرم دیوارها و سقف تکیه بهطور کامل سیاهپوش شده و با پارچهنوشتههای حاوی شعائر حسینی آراسته میشود.<ref>انوری، «معرفی مراسم تکایای شهر کابل»، 1390ش، ص147؛ جوادی، «مراسم عاشورا در کابل»، 1393ش، ص116.</ref> | ||
====مراسم عزاداری==== | ====مراسم عزاداری==== | ||
در بیشتر اوقات در تکیهخانهها در آغاز مراسم یا قبل از سخنران اصلی [[منقبتخوانی]] صورت میگیرد.<ref>انوری، «معرفی مراسم تکایای شهر کابل»، 1390ش، ص149.</ref> از اول تا سیزدهم | در بیشتر اوقات در تکیهخانهها در آغاز مراسم یا قبل از سخنران اصلی [[منقبتخوانی]] صورت میگیرد.<ref>انوری، «معرفی مراسم تکایای شهر کابل»، 1390ش، ص149.</ref> از اول تا سیزدهم [[ماه محرم|محرم]]، بهصورت شبانهروزی و با تقسیمبندی خاص روزها مانند نامگذاری روز پنجم بهنام علیاکبر، روز ششم بهنام قاسم و روز هفتم بهنام عباس برگزار میشود. با ورود عزاداران، صاحب مجلس بهعنوان میزبان در کنار درب تکیه مستقر شده و از مهمانان استقبال میکند، فضای ورودی با دودکردن [[اسپند]]، استقبال نمادین از شرکتکنندگان بهویژه علما و سادات تشدید میشود.<ref>انوری، «معرفی مراسم تکایای شهر کابل»، 1390ش، ص147؛ جوادی، «مراسم عاشورا در کابل»، 1393ش، ص116.</ref> | ||
====زنانهخوانی==== | ====زنانهخوانی==== | ||
در برخی از تکایا، روزها مجالس زنانهخوانی برگزار میشود. سرذاکر با ذکر [[صلوات]] جلسه را آغاز کرده و پس از آن، دختران نوحهخوان به ترتیب سن و | در برخی از تکایا، روزها مجالس زنانهخوانی برگزار میشود. سرذاکر با ذکر [[صلوات]] جلسه را آغاز کرده و پس از آن، دختران نوحهخوان به ترتیب سن و رتبهٔ خود نوحه میخوانند و در پایان یک خانم سخنرانی کرده و مجلس ختم میشود.<ref>انوری، «معرفی مراسم تکایای شهر کابل»، 1390ش، ص147؛ جوادی، «مراسم عاشورا در کابل»، 1393ش، ص116.</ref> | ||
====صلواتخوانی==== | ====صلواتخوانی==== | ||
در بین سخنان دو سخنران یا پیش از آغاز خاتم مجلس، فرد یا افرادی برخاسته و با خواندن چند بیت شعر جمعیت را به فرستادن صلوات ترغیب میکنند.<ref>انوری، «معرفی مراسم تکایای شهر کابل»، 1390ش، ص147؛ جوادی، «مراسم عاشورا در کابل»، 1393ش، ص116.</ref> | در بین سخنان دو سخنران یا پیش از آغاز خاتم مجلس، فرد یا افرادی برخاسته و با خواندن چند بیت شعر جمعیت را به فرستادن [[صلوات]] ترغیب میکنند.<ref>انوری، «معرفی مراسم تکایای شهر کابل»، 1390ش، ص147؛ جوادی، «مراسم عاشورا در کابل»، 1393ش، ص116.</ref> | ||
====مجرایی==== | ====مجرایی==== | ||
در قدیم از شب هفتم به بعد، دستههای سینهزن از تکیهای به تکیه دیگر رفته و در آنجا برنامه سینهزنی و عزاداری اجرا میکردند که در کابل به آن «مجرایی» میگویند.<ref>انوری، «معرفی مراسم تکایای شهر کابل»، 1390ش، ص147؛ جوادی، «مراسم عاشورا در کابل»، 1393ش، ص116.</ref> | در قدیم از شب هفتم به بعد، دستههای سینهزن از تکیهای به تکیه دیگر رفته و در آنجا برنامه سینهزنی و عزاداری اجرا میکردند که در [[کابل]] به آن «مجرایی» میگویند.<ref>انوری، «معرفی مراسم تکایای شهر کابل»، 1390ش، ص147؛ جوادی، «مراسم عاشورا در کابل»، 1393ش، ص116.</ref> | ||
====عَلَمکَشی==== | ====عَلَمکَشی==== | ||
علمکشی در شب هفتم برگزار میشود. علم را در بیرون از تکیهخانه آماده کرده و به آن گُل و گلاب میزنند. سپس طی مراسمی، علم را به نزدیکی تکیه میآورند. علم را با ذکر «این علم از کیست که بیصاحب است / این علم از عباس ماه بنیهاشم است» وارد مجلس کرده و آن را در جای مخصوص خود در وسط تکیهخانه، قرار میدهند.<ref>انوری، «معرفی مراسم تکایای شهر کابل»، 1390ش، ص151.</ref> | علمکشی در شب هفتم برگزار میشود. علم را در بیرون از تکیهخانه آماده کرده و به آن گُل و گلاب میزنند. سپس طی مراسمی، علم را به نزدیکی تکیه میآورند. علم را با ذکر «این علم از کیست که بیصاحب است / این علم از عباس ماه بنیهاشم است» وارد مجلس کرده و آن را در جای مخصوص خود در وسط تکیهخانه، قرار میدهند.<ref>انوری، «معرفی مراسم تکایای شهر کابل»، 1390ش، ص151.</ref> | ||
====نمایش | ====نمایش گهواره==== | ||
بیشتر تکیهخانهها، گهوارهای به یاد کودک شیرخواره [[امام حسین]] تهیه کرده و روی آن را با پارچههای سبز و سفید سوراخ شده (به نشانه اصابت تیر) میپوشانند. روز یا شب نهم آن را با خواندن اشعاری به میان جمعیت میآورند و همزمان، سخنران | بیشتر تکیهخانهها، گهوارهای به یاد کودک شیرخواره [[امام حسین]] تهیه کرده و روی آن را با پارچههای سبز و سفید سوراخ شده (به نشانه اصابت تیر) میپوشانند. روز یا شب نهم آن را با خواندن اشعاری به میان جمعیت میآورند و همزمان، سخنران روضهٔ علیاصغر را میخواند.<ref>جوادی، «مراسم عاشورا در کابل»، 1393ش، ص116.</ref> | ||
====پذیرایی در تکیه==== | ====پذیرایی در تکیه==== | ||
در پایان مراسم، | در پایان مراسم، پذیرایی از عزاداران در تکیه صورت میگیرد. تکیه که توان مالی بهتری دارند، از روزهای نخست، عزاداران را اطعام میکنند. برخی تکایا از روز هفتم، و تکایایی هم که توان مالی کمتری دارند، روزهای نهم یا فقط روز [[عاشورا]] برنامه اطعام دارند. در تکیهخانهها اغلب ابتدا مردان پذیرایی میشوند و بعد زنان و [[کودک|کودکان]]. در گذشته، برخی تکایا به دلیل محدودیت، فقط از مردان پذیرایی میکردند.<ref>جوادی، «مراسم عاشورا در کابل»، 1393ش، ص115.</ref> | ||
====جمع کردن تکیه==== | ====جمع کردن تکیه==== | ||
جمع کردن تکیه، عملی نمادین است که اغلب در پایان مراسم در شب سیزدهم انجام میگیرد. فراشان و عزاداران علَم را از جایگاه خود به محل دیگری (علمخانه) انتقال داده و بهجای آن، علَم کوچکتری در کنار منبر قرار میدهند. در روز سیزدهم، فراشان تکیهخانه اقدام به جمعآوری سیاهپارچهها و پارچهنوشتهها از تکیه میکنند. این کار همراه با مراسم روضهخوانی است و در پایان، تمام فراشان توسط صاحب | جمع کردن تکیه، عملی نمادین است که اغلب در پایان مراسم در شب سیزدهم انجام میگیرد. فراشان و عزاداران علَم را از جایگاه خود به محل دیگری (علمخانه) انتقال داده و بهجای آن، علَم کوچکتری در کنار منبر قرار میدهند. در روز سیزدهم، فراشان تکیهخانه اقدام به جمعآوری سیاهپارچهها و پارچهنوشتهها از تکیه میکنند. این کار همراه با مراسم [[روضهخوانی]] است و در پایان، تمام فراشان توسط صاحب تکیه اطعام میشوند.<ref>انوری، «معرفی مراسم تکایای شهر کابل»، 1390ش، ص149.</ref> | ||
==تکیه در شبهقاره هند== | ==تکیه در شبهقاره هند== | ||
در شهر لاهور برخی از آرامگاهها را تکیه خواندهاند. معماری این بناها بهطور عموم شامل یک حصار خشتی با ارتفاع متوسط بوده که با مصالحی چون گچ و آجر خام ساخته | در شهر لاهور برخی از آرامگاهها را تکیه خواندهاند. معماری این بناها بهطور عموم شامل یک حصار خشتی با ارتفاع متوسط بوده که با مصالحی چون گچ و آجر خام ساخته شده است. هزینههای نگهداری و برگزاری مراسم در این تکایا، از طریق درآمد زمینهای کشاورزی اهدایی حاکمان یا پیروان تأمین میشود. | ||
بر اساس نقل قولی از گابوریو، تکیه در هند ممکن است به مکانهای کوچک عبادت صوفیان اشاره داشته باشد، هرچند این موضوع با تردید بیان شده است. در متون فارسی مربوط به شبهقاره گاهی به | بر اساس نقل قولی از گابوریو، تکیه در هند ممکن است به مکانهای کوچک [[عبادت]] صوفیان اشاره داشته باشد، هرچند این موضوع با تردید بیان شده است. در متون فارسی مربوط به شبهقاره گاهی به واژهٔ تکیه اشاره شده است. برای نمونه، سرحدی در توصیف درأ کرم (پاراچنار) از وجود صدها [[حسینیه]] و تکیه در روستاهای این منطقه یاد کرده است. با این حال، اصطلاح تکیه در شبهقاره رواج ندارد و تنها در آثار متأثر از ادبیات فارسی به کار رفته است. در این منطقه، بهطور معمول به جای تکیه از عبارت «امامباره» استفاده میشود.<ref>بنیاد دائره المعارف اسلامی، دانشنامه جهان اسلام، ۱۳۷۵ش، ج۱، ص ۳۸۱۲.</ref> | ||
==تکیه در کشورهای دیگر== | ==تکیه در کشورهای دیگر== | ||
===آلبانی و یونان=== | ===آلبانی و یونان=== | ||
در آلبانی و یونان، اصطلاح «تکیه» بهطور عمده به آرامگاه اولیا و صالحان اطلاق میشود. این بناها در مناطقی که گروههای اخوت (تصوف) فعالیت دارند، بهعنوان مکانهای زیارتی و عبادت مورد استفاده قرار میگیرند و نقش مهمی در حفظ آیینهای مذهبی محلی دارد.<ref>بنیاد دائره المعارف اسلامی، دانشنامه جهان اسلام، ۱۳۷۵ش، ج۱، ص ۳۸۱۲.</ref> | در آلبانی و یونان، اصطلاح «تکیه» بهطور عمده به آرامگاه اولیا و صالحان اطلاق میشود. این بناها در مناطقی که گروههای اخوت (تصوف) فعالیت دارند، بهعنوان مکانهای زیارتی و [[عبادت]] مورد استفاده قرار میگیرند و نقش مهمی در حفظ آیینهای مذهبی محلی دارد.<ref>بنیاد دائره المعارف اسلامی، دانشنامه جهان اسلام، ۱۳۷۵ش، ج۱، ص ۳۸۱۲.</ref> | ||
===ترکیه=== | ===ترکیه=== | ||
در ترکیه، اگرچه قوانین محدودکنندهای از | در ترکیه، اگرچه قوانین محدودکنندهای از دورهٔ جمهوریت بر فعالیت تکایا حاکم است، برگزاری مراسم سماع طریقت مولویه بهعنوان بخشی از جذب جهانگردان و حفظ میراث فرهنگی میشود. این مراسم، اگرچه گاه با اهداف اقتصادی همراه است، اما نشاندهندهٔ تداوم سنتهای صوفیانه در زندگی مدرن ترکی است.<ref>بنیاد دائره المعارف اسلامی، دانشنامه جهان اسلام، ۱۳۷۵ش، ج۱، ص ۳۸۱۲.</ref> | ||
===سرزمینهای | ===سرزمینهای عربی=== | ||
در گذشته تکیهها در سرزمینهای عربی تحت حکومت عثمانی، اقامتگاه صوفیان، بهعنوان مهمانپذیر برای مسافران (ابنسبیل) نیز مورد استفاده قرار میگرفتند. نمونه شاخص آن، تکیه سلطان سلیم در دمشق بوده که از نظر معماری عثمانی در جهان عرب حائز اهمیت است.<ref>بنیاد دائره المعارف اسلامی، دانشنامه جهان اسلام، ۱۳۷۵ش، ج۱، ص ۳۸۱۲.</ref> | |||
====فلسطین==== | ====فلسطین==== | ||
در فلسطین، تکیهها با پشتیبانی مالی حکام عثمانی و شخصیتهای برجسته (مانند خاصکی سلطان و فاطمه خاتون) احداث شد و موقوفات گستردهای به آنها اختصاص یافت. این بناها در شهرهای قدس، صفد، | در فلسطین، تکیهها با پشتیبانی مالی حکام عثمانی و شخصیتهای برجسته (مانند خاصکی سلطان و فاطمه خاتون) احداث شد و موقوفات گستردهای به آنها اختصاص یافت. این بناها در شهرهای قدس، صفد، [[نوار غزه|غزه]]، حمص و حلب بهعنوان مراکز صوفیانه، مهمانپذیر و محل برگزاری مراسم مذهبی (مانند سماع و نواختن دف و طبل) فعال بود.<ref>بنیاد دائره المعارف اسلامی، دانشنامه جهان اسلام، ۱۳۷۵ش، ج۱، ص ۳۸۱۲.</ref> | ||
==== | ====سوریه و لبنان==== | ||
در شامات (سوریه و لبنان)، تکیههای باشکوهی مانند | در شامات (سوریه و [[لبنان]])، تکیههای باشکوهی مانند تکیهٔ سلطان سلیم در دمشق و تکیهٔ مولویه در طرابلس (معروف به «الدرویشیه») احداث شد. این بناها علاوهبر کارکرد مذهبی، گاه به عنوان کاروانسرا نیز مورد استفاده قرار میگرفتند.<ref>بنیاد دائره المعارف اسلامی، دانشنامه جهان اسلام، ۱۳۷۵ش، ج۱، ص ۳۸۱۲.</ref> | ||
====عراق==== | ====عراق==== | ||
در عراق، تکیهها بهعنوان مراکز پذیرایی از زائران مزارات ائمه (مانند نجف و کربلا) فعالیت داشتند. برای مثال، تکیه بکتاشی در نجف به زائران حرم امام علی خدمات ارائه میداد و درویشان ساکن در تکیه مجاور حرم امام | در عراق، تکیهها بهعنوان مراکز پذیرایی از زائران مزارات ائمه (مانند نجف و کربلا) فعالیت داشتند. برای مثال، تکیه بکتاشی در نجف به زائران حرم [[امام علی]] خدمات ارائه میداد و درویشان ساکن در تکیه مجاور حرم [[امام حسین]]، مسئول روشنایی بقعه بودند.<ref>بنیاد دائره المعارف اسلامی، دانشنامه جهان اسلام، ۱۳۷۵ش، ج۱، ص ۳۸۱۲.</ref> | ||
در حالحاضر، تکایا و حسینیههای عراق با ساماندهی هزاران هیئت مردمی، نقش اساسی در مدیریت مراسم اربعین و برپایی موکبهای مختلف دارد. این نهادها مسئولیت هماهنگی و پشتیبانی لجستیکی برای ارائه خدمات به میلیونها زائر پیاده را بر عهده دارند. بر اساس گزارشهای رسمی، این | در حالحاضر، تکایا و حسینیههای عراق با ساماندهی هزاران هیئت مردمی، نقش اساسی در مدیریت مراسم [[اربعین]] و برپایی موکبهای مختلف دارد. این نهادها مسئولیت هماهنگی و پشتیبانی لجستیکی برای ارائه خدمات به میلیونها زائر پیاده را بر عهده دارند. بر اساس گزارشهای رسمی، این هیئتها امکانات گستردهای از جمله اسکان، تغذیه و خدمات درمانی را برای زائران فراهم میسازند. فعالیت منسجم این شبکهٔ عظیم، نشاندهندهٔ ظرفیت بینظیر تکایای عراق در بسیج مردمی و تقویت پیوندهای مذهبی و اجتماعی در منطقه است.<ref>[https://www.hawzahnews.com/news/363735/بیش-از-۷۶۰۰-هیأت-پذیرای-زائران-اربعین-بودند «بیش از ۷۶۰۰ هیئت پذیرای زائران اربعین بودند»، خبرگزاری رسمی حوزه.]</ref> | ||
====مصر==== | ====مصر==== | ||
در قاهره پایتخت مصر تکیههای متعددی با موقوفات گسترده وجود داشت که بهطور عمده به صوفیان ایرانی و ترک اختصاص داشتند. تمایز اصلی تکیههای قاهره نسبت به خانقاهها، وجود آرامگاه دراویش در آنها بود. همچنین، این تکیهها بیشتر همراه با مسجد و سقاخانه (سبیل) ساخته میشد و بهعنوان کانونهای فرهنگی-مذهبی در زندگی شهری قاهره عمل میکرد.<ref>بنیاد دائره المعارف اسلامی، دانشنامه جهان اسلام، ۱۳۷۵ش، ج۱، ص ۳۸۱۲.</ref> | در قاهره پایتخت مصر تکیههای متعددی با موقوفات گسترده وجود داشت که بهطور عمده به صوفیان ایرانی و ترک اختصاص داشتند. تمایز اصلی تکیههای قاهره نسبت به خانقاهها، وجود آرامگاه دراویش در آنها بود. همچنین، این تکیهها بیشتر همراه با [[مسجد]] و [[سقاخانه]] (سبیل) ساخته میشد و بهعنوان کانونهای فرهنگی-مذهبی در زندگی شهری قاهره عمل میکرد.<ref>بنیاد دائره المعارف اسلامی، دانشنامه جهان اسلام، ۱۳۷۵ش، ج۱، ص ۳۸۱۲.</ref> | ||
==رابطهٔ تکیه با هئیتهای عزاداری امروز== | |||
برخی تکیه را الگوی اولیه و اساس ساختاری هیئتهای امروزی میدانند که در قالبهای جدید به حیات خود ادامه میدهد به نظر آنها تکیه بهعنوان نهادی فرهنگی-مذهبی، نقش بنیادینی در شکلگیری و ساماندهی هیئتهای عزاداری معاصر ایفا کرده است؛ تکیه در ادوار گذشته، کارکردی فراتر از یک فضای عبادی داشته و به کانونی برای تجمع اصناف، محلات و گروههای قومی تبدیل شده بود. ساختار معماری تکیه با عناصری چون سکوهای نمایش و غرفههای تماشاگران، بستری مناسب برای اجرای مناسک جمعی و مراسم تعزیه فراهم کرد.<ref>[https://shahraranews.ir/fa/news/120459/تاریخچه-تغییر-نام-تکیه-به-حسینیه «تاریخچه تغییر نام تکیه به حسینیه»، وبسایت شهرآرا نیوز؛] [https://www.isna.ir/news/1401051209941/تکیه-از-کجا-به-عزاداری-ها-رسیده «تکیه از کجا به عزاداریها رسیده؟»، خبرگزاری ایسنا.]</ref> | |||
در حالحاضر نیز مفهوم و کارکردهای تکیه در قالبهای نوینی مانند [[حسینیه]]، موکب و اماکن مشابه تداوم یافته است. این فضاها همچنان کارویژههای اصلی تکایای تاریخی از جمله سازماندهی اجتماعی، اجرای مراسم مذهبی و ارائه خدمات مردمی را حفظ کرده است. بهویژه در مناسکی چون پیادهروی اربعین، موکبها نقش تکیههای سیار را دارد و خدمات گستردهای به زائران ارائه میدهند.<ref>[https://www.mehrnews.com/news/5569566/در-پیاده-روی-اربعین-در-عمودها-چه-خدماتی-ارائه-می-شود «در پیادهروی اربعین، در عمودها چه خدماتی ارائه میشود؟»، خبرگزاری مهر.]</ref> | |||
حسینیههای معاصر نیز بهعنوان میراثداران تکایای سنتی، کانون اصلی فعالیت هیئتهای مذهبی و برگزاری آیینهای سوگواری محسوبشود. این اماکن نه تنها فضای [[عزاداری]]، که نقش مهمی در انسجام بخشی اجتماعی و تقویت هویت مذهبی جوامع شیعی دارند.<ref>[https://shahraranews.ir/fa/news/120459/تاریخچه-تغییر-نام-تکیه-به-حسینیه «تاریخچه تغییر نام تکیه به حسینیه»، وبسایت شهرآرا نیوز؛] [https://www.isna.ir/news/1401051209941/تکیه-از-کجا-به-عزاداری-ها-رسیده «تکیه از کجا به عزاداریها رسیده؟»، خبرگزاری ایسنا.]</ref> | |||
==پانویس== | ==پانویس== | ||
{{پانویس}} | {{پانویس}} | ||
==منابع== | |||
*آنندراج، محمدپادشاه، بهتحقیق محمد دبیرسیاقی، تهران، خیام، ۱۳۳۶ش. | ==منابع== | ||
*ابنبطوطه، سفرنامه، | {{آغاز منابع}} | ||
*اتحادیه، منصوره، اینجا طهران است: مجموعه مقالاتی | * آنندراج، محمدپادشاه، بهتحقیق محمد دبیرسیاقی، تهران، خیام، ۱۳۳۶ش. | ||
*احمدپناهی سمنانی، محمد، آداب و رسوم مردم سمنان، تهران، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، ۱۳۷۴ش. | * ابنبطوطه، سفرنامه، ترجمهٔ محمدعلی موحد، تهران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۴۸ش. | ||
* | * اتحادیه، منصوره، اینجا طهران است: مجموعه مقالاتی دربارهٔ طهران ۱۳۴۴–۱۲۶۹ق، تهران، نشر تاریخ ایران، ۱۳۷۷ش. | ||
*انوری، | * احمدپناهی سمنانی، محمد، آداب و رسوم مردم سمنان، تهران، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، ۱۳۷۴ش. | ||
*بلز، شیلا و بلوم، جاناتان، هنر و معماری اسلامی، ترجمه فائزه دینی و یعقوب آژند، تهران، سمت، | * الفینستون، مونت استوارت، افغانان: جای، فرهنگ، نژاد (گزارش سلطنت کابل)، ترجمه محمدآصف فکرت، مشهد، بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی، ۱۳۷۶ش. | ||
*بلوکباشی، علی، «تکیه»، دایرهالمعارف بزرگ اسلامی، تهران، مرکز دایرهالمعارف بزرگ اسلامی، | * انوری، احمدجاوید، «معرفی مراسم تکایای شهر کابل»، فصلنامهٔ نیستان ادیان و مذاهب، شماره ۲، ۱۳۹۰ش. | ||
*بنیاد دائره المعارف اسلامی، دانشنامه جهان اسلام، نشر بنیاد دائره المعارف اسلامی، تهران، ۱۳۷۵ش. | * بلز، شیلا و بلوم، جاناتان، هنر و معماری اسلامی، ترجمه فائزه دینی و یعقوب آژند، تهران، سمت، ۱۳۹۱ش. | ||
* | * بلوکباشی، علی، «تکیه»، دایرهالمعارف بزرگ اسلامی، تهران، مرکز دایرهالمعارف بزرگ اسلامی، ۱۳۸۷ش. | ||
*بیضایی، بهرام، نمایش در ایران، تهران، روشنگران و مطالعات زنان، ۱۳۷۱ش. | * بنیاد دائره المعارف اسلامی، دانشنامه جهان اسلام، نشر بنیاد دائره المعارف اسلامی، تهران، ۱۳۷۵ش. | ||
* | * «بیش از ۷۶۰۰ هیئت پذیرای زائران اربعین بودند»، خبرگزاری رسمی حوزه، تاریخ درج مطلب: ۱۷ آذر ۱۳۹۴ش. | ||
*پیشوایی، مهدی، مقتل جامع | * بیضایی، بهرام، نمایش در ایران، تهران، روشنگران و مطالعات زنان، ۱۳۷۱ش. | ||
*«تاریخچه تغییر نام | * پیرزاده نائینی، محمدعلی، سفرنامهٔ حاجی پیرزاده، تهران، حافظ فرمانفرمائیان، ۱۳۴۲ش. | ||
*«تکیه از کجا به عزاداریها رسیده؟»، خبرگزاری ایسنا، تاریخ درج مطلب: ۱۶ مرداد ۱۴۰۱ش. | * پیشوایی، مهدی، مقتل جامع سیدالشهداء، قم، مؤسسهٔ آموزشی و پژوهشی امام خمینی، ۱۳۸۹ش. | ||
*«تکیههای تاریخی تهران»، وبسایت | * «تاریخچه تغییر نام تکیه به حسینیه»، وبسایت شهرآرا نیوز، تاریخ درج مطلب: ۱۸ مرداد ۱۴۰۱ش. | ||
*توسلی، محمود، «حسینیهها، تکایا، مصلیها» در معماری ایران دوره اسلامی، به کوشش محمدیوسف کیانی، تهران، جهاد دانشگاهی، | * «تکیه از کجا به عزاداریها رسیده؟»، خبرگزاری ایسنا، تاریخ درج مطلب: ۱۶ مرداد ۱۴۰۱ش. | ||
*جوادی، قاسم، موسوی، سید | * «تکیههای تاریخی تهران»، وبسایت مؤسسهٔ مطالعات و پژوهشهای سیاسی، تاریخ بازدید: ۱۷ شهریور ۱۴۰۴ش. | ||
*«حضور کودکان و نوجوانان در عزاداریهای امام حسین»، خبرگزاری صدا و سیما، تاریخ درج مطلب: ۱۱ تیر ۱۴۰۴ش. | * توسلی، محمود، «حسینیهها، تکایا، مصلیها» در معماری ایران دوره اسلامی، به کوشش محمدیوسف کیانی، تهران، جهاد دانشگاهی، ۱۳۶۶ش. | ||
*خلیل، محمدابراهیم، مزارات کابل، پیشاور، بینا، | * جوادی، قاسم، موسوی، سید محمدجمال، «مراسم عاشورا در کابل»، مجلهٔ شیعهشناسی، شماره ۴۵، ۱۳۹۳ش. | ||
*خیرالدین، م، | * «حضور کودکان و نوجوانان در عزاداریهای امام حسین»، خبرگزاری صدا و سیما، تاریخ درج مطلب: ۱۱ تیر ۱۴۰۴ش. | ||
*دراجی، احمد محمدحسن، الربط و التکایا البغدادیة فی العهد العثمانی، بغداد، بینا، ۲۰۰۱م. | * خلیل، محمدابراهیم، مزارات کابل، پیشاور، بینا، ۱۳۸۳ش. | ||
*دهخدا، علیاکبر، لغتنامه، سایت واژهیاب، تاریخ بازدید: | * خیرالدین، م، موسوعة حلب المقارنة، بهتحقیق محمدکمال، جامعة حلب، بیتا. | ||
*ذکاء، | * دراجی، احمد محمدحسن، الربط و التکایا البغدادیة فی العهد العثمانی، بغداد، بینا، ۲۰۰۱م. | ||
*روحانی، کاظم، «اصناف و پیشهوران در تاریخ ایران»، کیهان اندیشه، تهران، شماره | * «در پیادهروی اربعین، در عمودها چه خدماتی ارائه میشود؟»، خبرگزاری مهر، تاریخ درج مطلب: ۱ شهریور ۱۴۰۱ش. | ||
*رهیاب، سید حسین، بلخاب: تاریخ، فرهنگ و اجتماع، قم، صبح امید دانش، | * دهخدا، علیاکبر، لغتنامه، سایت واژهیاب، تاریخ بازدید: ۱۶ خرداد ۱۴۰۱ش. | ||
*ریاضی هروی، محمدیوسف، عینالوقایع، تهران، انتشارات و آموزش انقلاب اسلامی، ۱۳۷۲ش. | * ذکاء، یحیی، تاریخچهٔ ساختمانهای ارگ سلطنتی تهران و راهنمای کاخ گلستان، تهران، انجمن آثار ملی، ۱۳۴۹ش. | ||
*ستوده، منوچهر، از آستارا تا استارباد، تهران، سپهر خرد، ۱۳۴۹ش. | * روحانی، کاظم، «اصناف و پیشهوران در تاریخ ایران»، کیهان اندیشه، تهران، شماره ۱۲، ۱۳۶۶ش. | ||
*«سقانفار؛ راوی زنده تاریخ و باورهای مذهبی مازندران»، خبرگزاری ایسنا، تاریخ درج مطلب: ۱۷ آبان ۱۴۰۲ش. | * رهیاب، سید حسین، بلخاب: تاریخ، فرهنگ و اجتماع، قم، صبح امید دانش، ۱۴۰۱ش. | ||
*سلطان زاده، حسین، روند شکلگیری شهر و مراکز مذهبی در ایران، تهران، آگاه، ۱۳۶۲ش. | * ریاضی هروی، محمدیوسف، عینالوقایع، تهران، انتشارات و آموزش انقلاب اسلامی، ۱۳۷۲ش. | ||
*سمرقندی، ابوطاهر خواجه، قندیّه و سمریّه، تهران، مؤسسه فرهنگی جهانگیری، | * ستوده، منوچهر، از آستارا تا استارباد، تهران، سپهر خرد، ۱۳۴۹ش. | ||
* | * «سقانفار؛ راوی زنده تاریخ و باورهای مذهبی مازندران»، خبرگزاری ایسنا، تاریخ درج مطلب: ۱۷ آبان ۱۴۰۲ش. | ||
*شهری، جعفر، طهران قدیم، تهران، معین، ۱۳۷۰ش. | * سلطان زاده، حسین، روند شکلگیری شهر و مراکز مذهبی در ایران، تهران، آگاه، ۱۳۶۲ش. | ||
*شهیدی، عنایتالله، پژوهشی در تعزیه و تعزیهخوانی، از آغاز تا پایان | * سمرقندی، ابوطاهر خواجه، قندیّه و سمریّه، تهران، مؤسسه فرهنگی جهانگیری، ۱۳۶۸ش. | ||
*شیونی، | * شریف، یوسف، تاریخ فنالعماره العراقیه فی مختلف العصور، بغداد، دارالرشید، ۱۹۸۲م. | ||
*صابری، | * شهری، جعفر، طهران قدیم، تهران، معین، ۱۳۷۰ش. | ||
*ضرابی، عبدالرحیم، تاریخ کاشان، تهران، امیرکبیر، ۱۳۸۹ش. | * شهیدی، عنایتالله، پژوهشی در تعزیه و تعزیهخوانی، از آغاز تا پایان دورهٔ قاجار در تهران، بهتحقیق علی بلوکباشی، تهران، دفتر پژوهشهای فرهنگی، ۱۳۸۰ش. | ||
*عدنانی، محمد، معجم الاغلاط اللغویة المعاصرة، بیروت، بینا، ۱۹۸۹م. | * شیونی، محمدوحید، «تشیع در کابل»، فصلنامه سفیر، ۱۳۸۵ش. | ||
*فرهنگ، محمدحسین، جامعهشناسی و مردمشناسی شیعیان افغانستان، قم، | * صابری، محمدصادق، «جایگاه و کارکرد تربیتی حسینیهها در افغانستان»، پایاننامه کارشناسیارشد، جامعهالمصطفی العالمیه، ۱۳۸۶ش. | ||
*کاشفی، حسینبن علی، فتوتنامه سلطانی، تهران، حوا، ۱۳۹۵ش. | * ضرابی، عبدالرحیم، تاریخ کاشان، تهران، امیرکبیر، ۱۳۸۹ش. | ||
*کریمان، حسین، تهران در گذشته و حال، تهران، ۱۳۵۵ش. | * عدنانی، محمد، معجم الاغلاط اللغویة المعاصرة، بیروت، بینا، ۱۹۸۹م. | ||
*کمپفر، انگلبرت، سفرنامه کمپفر، ترجمه کیکاوس جهانداری، تهران، ۱۳۶۰ش. | * فرهنگ، محمدحسین، جامعهشناسی و مردمشناسی شیعیان افغانستان، قم، مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، ۱۳۸۰ش. | ||
*کیانی، محسن، تاریخ خانقاه در ایران، تهران، ۱۳۶۹ش. | * کاشفی، حسینبن علی، فتوتنامه سلطانی، تهران، حوا، ۱۳۹۵ش. | ||
*گلریز، محمدعلی، مینودر یا | * کریمان، حسین، تهران در گذشته و حال، تهران، ۱۳۵۵ش. | ||
*گلمبک، ریزا، معماری تیموری در ایران و توران، تهران، سازمان میراث فرهنگی، | * کمپفر، انگلبرت، سفرنامه کمپفر، ترجمه کیکاوس جهانداری، تهران، ۱۳۶۰ش. | ||
*فلاحزاده، مجید، تاریخ اجتماعی ـ سیاسی تئاتر در ایران (تعزیه)، تهران، پژواک کیوان، ۱۳۸۴ش. | * کیانی، محسن، تاریخ خانقاه در ایران، تهران، ۱۳۶۹ش. | ||
*محدثی، جواد، فرهنگ عاشورا، قم، نشر معروف، ۱۳۷۸ش. | * گلریز، محمدعلی، مینودر یا بابالجنهٔ قزوین، قزوین، سازمان میراث فرهنگی کشور، ۱۳۶۸ش. | ||
*«محرم در افغانستان»، پایگاه تخصصی تحلیلی جامعه و فرهنگ ملل، تاریخ درج مطلب: | * گلمبک، ریزا، معماری تیموری در ایران و توران، تهران، سازمان میراث فرهنگی، ۱۳۷۵ش. | ||
*مستوفی، عبدالله، شرح زندگانی من، تهران، زوار، ۱۳۷۱ش. | * فلاحزاده، مجید، تاریخ اجتماعی ـ سیاسی تئاتر در ایران (تعزیه)، تهران، پژواک کیوان، ۱۳۸۴ش. | ||
*معتمدی، حسین، عزاداری سنتی شیعیان در بیوت علما و حوزههای علمیه و کشورهای جهان، قم، عصر ظهور، ۱۳۷۹ش. | * محدثی، جواد، فرهنگ عاشورا، قم، نشر معروف، ۱۳۷۸ش. | ||
* | * «محرم در افغانستان»، پایگاه تخصصی تحلیلی جامعه و فرهنگ ملل، تاریخ درج مطلب: ۱۳ دیماه ۱۳۹۸ش. | ||
* | * مستوفی، عبدالله، شرح زندگانی من، تهران، زوار، ۱۳۷۱ش. | ||
*میرمحمدی، حمیدرضا، «پراکندگی جغرافیایی اماکن مذهبی کشور در قالب استانی»، | * معتمدی، حسین، عزاداری سنتی شیعیان در بیوت علما و حوزههای علمیه و کشورهای جهان، قم، عصر ظهور، ۱۳۷۹ش. | ||
* | * مصطفی، صالح لمعی، التراث المعماری الاسلامی فی مصر، بیروت، بینا، ۱۴۰۴ق. | ||
*منفرد، افسانه، «تکیه»، | * ملگونوف، گریگوری والریانوویچ، سفرنامه ملگونف به سواحل جنوبی دریای خزر (۱۸۵۸ و ۱۸۶۰ م)، تصحیح، تکمیل و ترجمه مسعود گلزاری، تهران، دادجو، ۱۳۶۴ش. | ||
*الموسوعة الفلسطینیه، القسم العام، بیروت، دار النهضه العربیه، ۱۹۸۴م. | * میرمحمدی، حمیدرضا، «پراکندگی جغرافیایی اماکن مذهبی کشور در قالب استانی»، مجلهٔ مسجد، شماره ۵۸، ۱۳۸۰ش. | ||
* | * مصطفوی، محمدتقی، آثار تاریخی طهران، تنظیم و تصحیح میرهاشم محدث، تهران، گروس، ۱۳۶۱ش. | ||
*نراقی، حسن، تاریخ اجتماعی کاشان، تهران، ۱۳۶۵ش. | * منفرد، افسانه، «تکیه»، دانشنامهٔ جهان اسلام، تهران، بنیاد دایرهالمعارف اسلامی، ۱۳۸۳ش. | ||
*نفیسی، | * الموسوعة الفلسطینیه، القسم العام، بیروت، دار النهضه العربیه، ۱۹۸۴م. | ||
*هاشمی گلپایگانی، محمدموسی، بوی جوی مولیان: ابنیه و آثار تاریخی اسلام در ماوراءالنهر، مترجم بهرام شادابی، تهران | * موسوی، سید عسکر، هزارههای افغانستان، ترجمه اسدالله شفاهی، تهران، نقش سیمرغ، ۱۳۸۷ش. | ||
*Brown, J. P., The Darvishes, London, 1968. | * نراقی، حسن، تاریخ اجتماعی کاشان، تهران، ۱۳۶۵ش. | ||
* نفیسی، علیاکبر، فرهنگ، بهتحقیق سعید نفیسی، تهران، خیام، ۱۳۴۳ش. | |||
* هاشمی گلپایگانی، محمدموسی، بوی جوی مولیان: ابنیه و آثار تاریخی اسلام در ماوراءالنهر، مترجم بهرام شادابی، تهران ۱۳۷۹ش. | |||
{{آغاز چپچین}} | |||
* Brown, J. P. , The Darvishes, London, 1968. | |||
{{پایان چپچین}} | |||
{{پایان منابع}} | |||
{{معماری ایرانی-افقی}} | |||
[[رده:عناصر معماری]] | |||
[[رده:معماری ایرانی]] | |||
نسخهٔ کنونی تا ۱۳ آبان ۱۴۰۴، ساعت ۱۰:۳۹

تکیه؛ مکانی وسیع برای انجام مراسم عزا و روضهخوانی.
تکیه، بهعنوان نهادی فرهنگی-مذهبی، در بافت اجتماعی گسترهٔ وسیعی از جهان اسلامی نقش چندوجهی دارد. این مکان که ابتدا کارکرد صوفیانه داشت، بهتدریج به فضای اصلی برگزاری مراسم تعزیه و سوگواری محرم تبدیل شد.
در ایران در دورهٔ صفویه و با گسترش مذهب شعیه، کاربرد تکیه دگرگون شد. بیشتر تکیهها با فضای وسیعی که برای اجرای برنامههای صوفیانه داشت، برای برگزاری مراسم سوگواری در ماه محرم، به کار رفتند. در دورهٔ قاجار نیزتکیهها با گسترش کمّی و تنوع کارکردی، به کانونی برای تجمع اصناف، محلات و گروههای قومی بدل شد.
معماری ویژهٔ تکیهها، با عناصری چون سکوهای نمایش و غرفههای تماشاگران، امکان اجرای مناسک جمعی را فراهم میکرد. این نهاد علاوهبر بعد مذهبی، محلی برای فعالیتهای فرهنگی، آموزشی و اجتماعی بود و در انسجام بخشی به ساختار شهری و تقویت هویت شیعی تأثیری پایدار برجای نهاد. در حالحاضر تکیه معنای وسیعی پیدا کرده و تکیههای ثابت و موقت نقش اصلی در سازماندهی هیئیتهای مذهبی در کشورهای اسلامی بهیژه ایران و افغانستان و برپایی مراسم اربعین در کشور عراق دارد.
مفهومشناسی تکیه
[ویرایش | ویرایش مبدأ]ریشهٔ لغوی تکیه
[ویرایش | ویرایش مبدأ]به نظر پژوهشگران واژهٔ «تکیه» در فرهنگهای کهن لغت عربی نظیر آثار ابن فارس، جوهری، ابنمنظور و مرتضی زبیدی ثبت نشده و بنابراین ریشهٔ عربی ندارد. به نوشتهٔ لاله تیک، این واژه فارسی و برگرفته از «تُکاه» عربی بوده که بهمعنای عصا یا هر چیزی است که بتوان بر آن تکیه کرد. کلمان هوار نیز تکیه را فارسی و بهمعنای «پوست» (تکّه) دانسته و اشاره کرده است که چون درویشان در مراکز خود از پوست بره استفاده میکردند، به تدریج به این مکانها «تکیه» گفته شد.
پیرنیا تکیه را بهمعنای مطلق بنای بلند تفسیر کرده است. از سوی دیگر، محمد عدنانی این واژه را ترکی و مأخوذ از «تُکَأَه» عربی میداند وباور دارد جمع صحیح آن «تُکَآت» است اما از آنجا که واژهٔ «تکایا» در زبان عربی رواج یافته، کاربرد آن جایز شمرده شده است. نویسندگان «المعجم الوسیط» نیز این واژه را ترکی دانستهاند.[۱]
معنای لغوی تکیه
[ویرایش | ویرایش مبدأ]واژهٔ «تکیه» و ترکیبات همخانوادهٔ آن نظیر «تکیهدادن»، «تکیهداشتن» و «تکیهکردن»، در زبان فارسی از دیرباز کاربرد گستردهای داشته و بهمعنای «پشت به چیزی نهادن»، «اعتمادکردن»، «پشتدادن»، «آسایشیافتن» و «آرامش بخشیدن» به کار میرود. همچنین، «تکیه» بهصورت اسمی بهمعنای «آنچه که بر آن پشت میگذارند» نیز استفاده میشود.[۲]
معنای اصطلاحی تکیه
[ویرایش | ویرایش مبدأ]در حالحاضر تکیه نهادی است که کارکردی چندوجهی در حوزهٔ فرهنگی و مذهبی سبک زندگی شیعیان دارد. این مکان در گذشته بهعنوان محل تجمع صوفیان، آرامگاه مشایخ آنان و اقامتگاه موقت درویشان در سفر عمل میکرده است. امروزه تکیه در فرهنگ ایران به فضایی برای برگزاری مراسم سوگواری، بهویژه در ماه محرم و اجرای تعزیه تبدیل شده[۳] و در برخی شهرها به حسینیهها نیز تکیه گفته میشود.[۴] از نظر ساختاری، تکیه بیشتر شامل فضاهایی چون سماعخانه، تربت، حرم و اتاقهای پذیرایی بوده و اقتصاد آن مبتنی بر موقوفات و کمکهای مردمی استوار بوده است.[۵]
پیشینه تکیه
[ویرایش | ویرایش مبدأ]
تکیه در فرهنگ و سبک زندگی مسلمانان بهخصوص از سدهٔ هشتم هجری در قلمرو امپراتوری عثمانی مکان گردآمدن صوفیان، مزار مشایخ صوفیه، اقامتگاه موقت صوفیان در سفر و مهمانپذیر رایگان در شهرهای زیارتی بوده[۶] و همانند نهادهای مشابه، شیوهٔ زندگی در آنها عابدانه، همراه با رهبانیت و اعتکاف بوده است.[۷]
با پیشرفت دولت عثمانی و توسعهٔ سرزمینهای تحت سلطهٔ آنها، در مناطق امروزی سوریه و مصر نیز تکیه جایگزینی برای خانقاه و رباط شد. معماری تکیه در دولت عثمانی، بهصورت تالار مسقف و گنبدداری بود که متأثر از مکتب قسطنطنیه ساخته میشد.[۸]
در عراق از جمله تکیه بکتاشی در نجف برای پذیرایی از زائران مزار امام علی و تکیه بزرگی در کنار مزار امام حسین وجود داشته است.[۹] در ایران نیز همین کارکرد برای تکیه وجود داشته است، اما از اواخر دورهٔ صفوی و با رواج تشیع، کاربرد تکیه در ایران بهتدریج دگرگون شد.[۱۰] این تغییر بهویژه در شهرهای مرکزی ایران که پیشینهای طولانی در تشیع داشتند، روشنتر بود.[۱۱]
پس از پایان یافتن دولت عثمانی، اصطلاح تکیه، به سماعخانه (توحیدخانه)، فضای مخصوص مقابر شیوخ، حرم خانواده، جای پذیرایی و واحدهایی برای اقامت درویشان، گفته میشد. در اصفهان، تکیه به بقعههایی گفته میشد که شخصیتی مقدس و بزرگ در آن دفن شده باشد. ابنبطوطه به تکیه منسوب به شیخ علی بن سهل در اصفهان اشاره کرده و آن را یکی از زیارتگاههای معروف ولایت اصفهان دانسته که از تمامی مهمانان در آنجا با غذا پذیرایی میشد.[۱۲]
فلسفه تشکیل تکیه در میان شیعیان
[ویرایش | ویرایش مبدأ]تداوم سنتهای اخلاقی و اجتماعی
[ویرایش | ویرایش مبدأ]تکیه در میان شیعیان بهعنوان تداوم و تحول آیین کهن جوانمردی (فتوت) شکل گرفت. این نهاد در ابتدا همان کاربری صفهٔ مسجد در صدر اسلام را داشت و همچنین ادامهدهندهٔ سنت خانقاهها و زوایای قدیمی بود که هدف اصلی آن ارائهٔ پناهگاه و خدمات رایگان به مسافران و نیازمندان محسوب میشد.[۱۳]
با تضعیف نهادهای صوفیانه، تکیه به تدریج کارکرد مذهبی-شیعی پیدا کرد و گروههای جوانمرد ادارهٔ آن را بر عهده گرفتند. برگزاری مراسم عزاداری امام حسین در تکیهها، زمینهای برای تجدید حیات ارزشهای فتوت مانند فداکاری و ظلمستیزی فراهم کرد. این مکانها با برگزاری مراسم عزاداری، به احیای مفاهیم ایثار و شهادت در تشیع کمک میکرد. به باور محققان تحول تکیه به حسینیه نشاندهندهٔ درایت شیعیان در بازسازی سنتهای اصیل اخلاقی در قالب جدید و متناسب با باورهای آنان بود.[۱۴]
استقلال از محدودیتهای حکومتی و فقهی
[ویرایش | ویرایش مبدأ]از دیگر دلایل رویآوردن شیعیان به تکیه، محدودیتهای ایجادشده توسط حکومتها در مساجد بود؛ زیرا مساجد بیشتر تحت کنترل حکومتهایی قرار داشت که برای اقامهٔ عزاداری موانعی ایجاد میکردند. همچنین، با توجه به محدودیتهای فقهی مانند ممنوعیت حضور زنان در ایام عادت ماهانه در مساجد، تکیهها بهعنوان فضایی بدون این محدودیتها، امکان مشارکت همگانی در مراسم مذهبی را فراهم میکرد. ایجاد این اماکن نشاندهندهٔ احترام به مساجد و در عین حال پاسخ به نیازهای جامعهٔ شیعه بود.[۱۵]
رابطهٔ تکیه و آیین جوانمردی
[ویرایش | ویرایش مبدأ]تکیهداران (تکیهدار) که در رأس مدیریت و نگهبانی تکیه قرار داشتند، از میان جوانمردان و اهل فتوت برگزیده میشدند. این افراد واجد شرایط اخلاقی و مرامی بودند که در متون فتوتنامهها به تفصیل شرح داده شده است.[۱۶] پیوند آنان با آیین جوانمردی، تکیه را از یک مکان فقط صوفیانه به نهادی اجتماعی-مذهبی تبدیل کرد که پایبند به اصولی چون ایثار، کمک به نیازمندان و مبارزه با ستم بود. این جایگاه، تکیهدار را نه فقط یک نگهبان، که یک الگوی اخلاقی و رهبر معنوی در جامعه محلی میساخت. در تاریخ اسلام جوانمردان (عیاران) و عارفان خود را پیروی امام علی میدانند.[۱۷]
تکیه در ایران
[ویرایش | ویرایش مبدأ]سیر تحول کارکردی و معنایی
[ویرایش | ویرایش مبدأ]تاریخ دقیق شکلگیری تکیه در ایران معلوم نیست؛ اما دربارهٔ چگونگی شکلگیری آن گفتهاند کهتکیهها در آغاز محل اجتماع فقرایی بود که رایگان و بهطور موقت در آنجا اقامت داشتند. برای مثال عبدالرحیم ضرّابی در تاریخ کاشان از احداث مراکز متعددی توسط امیر بهلول دنبلی (متوفی ۷۶۲ق) برای اسکان و پذیرایی فقیران و صوفیان یاد کرده و این مکانها را «تکایا» نامیده است.[۱۸]
همچنین، میرحیدر تونی (متوفی ۸۳۰ق)، رهبر طریقت حیدریه، در شهرها تکیه میساخت و درویشی از مریدان خود را در آن ساکن میکرد. شواهدی همچون انتساب عنوان «باباییِ» تکیه حیدر در اصفهان به بابا سلطان قمی توسط شاه عباس صفوی، حاکی از ارتباط میان لقب «بابا» (عنوان درویشان قلندریه و حیدریه) و تکیه است و در ایران به خانقاههای حیدری، قلندری و بکتاشی، «تکیه» اطلاق میشده است.[۱۹]
تکیه در دوره صفویه
[ویرایش | ویرایش مبدأ]
در عصر صفوی، اصفهان شاهد برپایی تکیههایی با کارکرد صوفیانه بود. بر اساس مشاهدات شاردن، ایرانیان دیر یا صومعه درویشان را «تکیه» مینامیدند. با این حال، گسترش تشیع، بروز منازعات فرقهای (نظیر جنگهای حیدری–نعمتی) و گاه سیاستهای خصمانهٔ پادشاهان صفوی نسبت به صوفیان، موجب ویرانی بسیاری از تکیهها و تبدیل آنها به محل تردد اوباش و افراد فرودست جامعه شد.[۲۰]
از اواخر دورهٔ صفوی و با رواج تشیع، کاربرد تکیه در ایران به تدریج تغییر یافت. بسیاری از تکیهها که پیشتر فضایی برای اجرای سماع و رقص دراویش بودند، به محل برگزاری مراسم سوگواری محرم تبدیل شد.[۲۱] این تحول بهویژه در شهرهای مرکزی ایران (مانند کاشان و قزوین) که پیشینهای طولانی در تشیع داشت، مشهود بود.[۲۲]
در قزوین، تکیهها به کانون فعالیتهای فرهنگی گستردهای تبدیل شد که علاوهبر عزاداری، میزبان مناظرات ادبی، جلسات سخنوری و مشاعره در شبهای رمضان بود.[۲۳] گزارشهایی از دوران پادشاهی شاه طهماسب اول و شاه اسماعیل دوم، در قزوین نشان میدهد که در طول شبهای ماه رمضان، به پای توغهای تکیه دولت و تکیههای دیگر «سَردَم» بسته و مجالس سخنرانی و مناظرات ادبی در آنها برگزار میشد.[۲۴]
تکیهدر دوره قاجار
[ویرایش | ویرایش مبدأ]در دورهٔ قاجار و با رونق هنر تعزیه، تکیه در معنای امروزی آن؛ محل اجرای مراسم شبیهخوانی سوگ امام حسین رواج فراگیر یافت. بهگونهای که بر اساس منابعی مانند سلطانزاده، هر مکان اختصاصیافته به اجرای تعزیه، «تکیه» نامیده میشد. این تحول، نشاندهندهٔ جایگزینی تدریجی کارکرد صوفیانه با آیینهای شیعی در بافت فرهنگی ایران بود. به گزارش مورخان، تبدیل تکیهها به حسینیه نیز از دورهٔ قاجار آغاز شد.[۲۵]
رونق گسترش کمی تکایا
[ویرایش | ویرایش مبدأ]اوج شکوفایی تکیهها از دوران ناصرالدینشاه تا انقلاب مشروطه بود. در این دوره، تنها در تهران بیش از پنجاه تکیه فعال وجود داشت که بسیاری از آنها با نامهای مرتبط با اصناف، محلات یا شخصیتهای اجتماعی شناخته میشد. این گسترش، نشاندهندهٔ نهادینهشدن تکیه بهعنوان بخشی از ساختار شهری و اجتماعی پایتخت بود.[۲۶]
تکیههای شاخص تهران
[ویرایش | ویرایش مبدأ]تکیههای شاخص دورهٔ قاجار تهران بر اساس وابستگیهای اجتماعی:
- تکیههای وابسته به اصناف و مشاغل: تکیهٔ زرگرها، تکیهٔ دباغ خانه، تکیهٔ قاطرچیها، تکیهٔ اسماعیل بزاز، تکیهٔ خشتیها؛
- تکیههای منتسب به گروههای قومی و جغرافیایی: تکیهٔ عربها، تکیهٔ خلجها، تکیهٔ کرمانیها، تکیهٔ قمیها، تکیهٔ بربریها، تکیهٔ افشارها؛
- تکیههای نامگذاری شده بر اساس محلات و اماکن شهری: تکیهٔ پامنار، تکیهٔ چالحصار، تکیهٔ درخونگاه، تکیهٔ عودلاجان، تکیهٔ سرپولک، تکیهٔ سرتخت، تکیهٔ عباسآباد، تکیهٔ ملکآباد؛
- تکیههای مرتبط با شخصیتهای اجتماعی و مذهبی: تکیهٔ پهلوان شریف، تکیهٔ رضا قلیخان، تکیهٔ سادات اخوی، تکیهٔ لوطی علیخان، تکیهٔ منوچهرخان، تکیهٔ لوردزخان، تکیهٔ آقا بهرام، تکیهٔ حاجی وکیل؛
- تکیههای با نامهای نمادین و مذهبی: تکیهٔ چهل تن، تکیهٔ هفت تن، تکیهٔ خداآفرین؛
- تکیهٔ سادات اخوی: مکانی که در آن برای رشد کودکان شمع روشن میکردند و هر سال با بلندشدن قد کودک، شمع بلندتری جایگزین میشد؛
- تکیهٔ عباسآباد (حاج میرزا آغاسی): محل برگزاری تعزیههای دولتی؛
- تکیهٔ عزتالدوله: اختصاصیافته به بانوان و متعلق به خواهر ناصرالدین شاه؛
- تکیهٔ دولت: نماد باشکوه معماری و مرکز اصلی اجرای تعزیه در پایتخت.[۲۷]تکیههای ویژهٔ مراسم شبیهخوانی در تهران، دارای ۳ خاستگاه متفاوت بودند:
- تکیههایی که در ابتدا، بقعهٔ یکی از بزرگان، مشایخ یا صالحان بوده و در صحن آنجا، یا در محیط اطراف آن، مراسم سوگواری برگزار میکردند. این فضاها، پس از مدتی، با اندکی تغییر بهصورت تکیهخانههایی برای تعزیهخوانی درآمدند، مانند تکیههای پیرزن و هفتتن.
- تکیههایی که در ابتدا، کاروانسرا بودهاند و گاهی در آنجا مراسم عزاداری و مذهبی نیز برپا میشده است، مانند تکیههای حمامخانه و باغ پسته بیک.
- تکیههایی که از دوره حکومتی زندیان، مخصوص برگزاری تعزیه بنا شده و شیوه معماری آنها، تلفیقی از معماری کاروانسرا، خانقاه، میدان و زورخانه بوده است، مانند تکیه عباسآباد.[۲۸]
تکیههای اصفهان در دوره قاجار
[ویرایش | ویرایش مبدأ]در دوران قاجار، تکیه در اصفهان معنای متفاوت پیدا کرد و به آرامگاه زاهدان و نامآوران در گورستان تخت فولاد اطلاق شد که بهطور معمول محل تجمع و عبادت بود. علاوهبر این گورستان، در برخی محلات دیگر اصفهان نیز تکایایی وجود داشت، از جمله تکیهٔ والهیه در چهارباغ که آرامگاه محمدکاظم واله اصفهانی (شاعر و ادیب) محسوب میشد.
تکیههای شیراز در دوره قاجار
[ویرایش | ویرایش مبدأ]در شیراز تا دورهٔ قاجار، تکایای صوفیان از رونق برخوردار بود، از جمله تکیهٔ چهلتنان (حاوی آرامگاه بسحق اطعمه) و تکیهٔ هفتتنان. در سدههای بعد و در عهد قاجار، حتی آرامگاههای شاعران بزرگی مانند سعدی و حافظ نیز تحت عنوان «تکیه» شناخته میشدند.[۲۹]
تکیههای شمال ایران
[ویرایش | ویرایش مبدأ]گستردگی و اهمیت فرهنگی
[ویرایش | ویرایش مبدأ]تکیه در مناطق شمال ایران، به یک عنصر اساسی و تفکیکناپذیر در ساختار شهری و رستایی تبدیل شده بود. بهگونهای که مطابق منابع، در شهر ساری هر محله برای رسمیت یافتن، تکیهٔ مخصوص به خود را برپا میکرد. برای مثال، گزارشهای جهانگردان از وجود ۳۶ تکیه تنها در شهر رشت در دورهٔ قاجار، عمق این گستردگی را تأیید میکند.[۳۰] همچنین شهرهای رودسر، لاهیجان و لنگرود نیز تکیههای قدیمی و زیبایی دارد.[۳۱] علاوهبر شهرها در روستاها نیز این فراوانی گزارش شده است. از جمله تکیة مُقْری کلا در بندپی بابل،[۳۲] تکیه کله بست پازَوار در بابلسر[۳۳] و تکیه فیروزکلا در آمل.[۳۴]
گستردگی این بناها بهطوری که مازندران به تنهایی میزبان بیش از ۱۱۳۵ تکیه است و گزارشهای جهانگردانی مانند ملگونوف از رونق آنها در شهرهای مهم شمال، گواهی بر نقش بیبدیل این فضاها در شکلدهی به سبک زندگی، مناسک جمعی و هویت فرهنگی مردم این خطه است.[۳۵]
معماری همساز با محیط
[ویرایش | ویرایش مبدأ]در استانهای گیلان و مازندران، تکیههای متعددی از دورهٔ قاجار با معماری بومی و استفاده از مصالح منطقهای نظیر چوب و سفال برجای مانده این بناها بهطور کامل با شرایط آبوهوایی و سبک زندگی منطقه تطبیق یافته است. شکل بیشتر این تکیهها در روستاها، چهارگوش و با پلان مستطیلشکل بوده و بهطور عمده با سقفی سفالپوش پوشانده شده است. تزئینات داخلی برخی از آنها شامل نقوش گلوگیاه، جانوران و در مواردی صحنههای روایی است.[۳۶]
بنای الحاقی سقانفار
[ویرایش | ویرایش مبدأ]ویژگی منحصربهفرد تکیههای مازندران، وجود بنایی الحاقی به نام «سقانفار» است. این سازه چوبیِ چهارپایه، که با نردبان به آن دسترسی مییابند، بازتاب مستقلی از زندگی روستایی و کشاورزی منطقه است. سقانفارها بهعنوان زیارتگاهی عمومی و مکانی برای نذر و برپایی سفرهٔ ابوالفضل ساخته میشدند و نقوش روی آنها اغلب صحنههایی از زندگی روزمره، اساطیر و عناصر طبیعت را به تصویر میکشید.[۳۷]
سقانفار، با بهرهگیری از هنرهای ظریف تزئینی، تجلیگاه معماری و باورهای آیینی منطقه است. ستونهای مزین به نقوش هندسی، سرستونهای منبتکاریشده و حکاکیهای ظریف بر روی چوب از جمله نقش اژدهایی که دهانش به سوی خورشید گشوده شده، جلوههایی از هنر اصیل ایرانی را به نمایش میگذارند. همچنین، عناصری چون «نال» (تیر افقی بالای سرستون)، «پلور» (تیر مورب سقف)، «پتک» (قطعه چوبی تزئینی) و «هلا» (تیرکهای سقف) با دقت در ساختار بنا به کار رفته است.
نگارههای رنگارنگ و کتیبههای حکشده بر بدنهٔ سقانفار، از تصاویر خورشید، دیو، جبرئیل و رستم و دیو سفید تا صحنههایی از زندگی روستایی و حتی اشعار محتشم کاشانی همگی راوی فرهنگ، اعتقادات و سبک زندگی مردم این دیار است.[۳۸]
تکیههای شاخص در دیگر شهرهای ایران
[ویرایش | ویرایش مبدأ]تکیههای سمنان
[ویرایش | ویرایش مبدأ]از تکیههای مهم و تاریخی در شهر سمنان میتوان به دو تکیهٔ پهنه و ناسار اشاره کرد. این تکایا از جمله مراکز مذهبی و فرهنگی مهم منطقه بهشمار میروند.[۳۹]
تکیههای کرمان
[ویرایش | ویرایش مبدأ]در شهر کرمان نیز تکیهٔ عزاخانه و تکیهٔ وزیر از جمله بناهای تاریخی و مذهبی قابل توجه بوده که در برگزاری مراسم آیینی نقش مهم داشته است.[۴۰]
تکیههای یزد
[ویرایش | ویرایش مبدأ]در استان یزد، تکیهها بهدلیل پیوند با دیگر فضاهای شهری و همچنین حفظ عناصر معماری مذهبی کهن ایران، از اهمیت ویژهای برخوردارند.[۴۱] از جمله این تکیهها میتوان به تکیهٔ شاه ولی در تفت و تکیهٔ امیرچخماق اشاره کرد. برخلاف تکیهٔ دولت تهران و مشابه تکایای شمال ایران، نقشهٔ کف این بناها بهطور معمول به شکل چهارگوش یا هشتضلعی است. تکیهٔ امیرچخماق دارای مناره و طاق نماهای دو طبقهای است که بهعنوان الگو و نمونهای برای ساخت دیگر تکایای شهر مورد استفاده قرار گرفته است.[۴۲]
تکیه معاونالملک در کرمانشاه
[ویرایش | ویرایش مبدأ]
یکی از زیباترین و باشکوهترین تکیههای ایران، بهویژه از لحاظ تزئینات نقاشی و تصاویر مذهبی، تکیه معاونالملک در کرمانشاه است. این بنا به دلیل هنرنمایی در تزئینات و معماری، از نمونههای منحصر بهفرد در کشور محسوب میشود.[۴۳]
تکیه و حسینیه
[ویرایش | ویرایش مبدأ]واژهٔ «حسینیه» در اصل اشاره به فضایی سرپوشیده در تکایای دوران صفوی تا قاجار داشت که مختص اجتماع مردان عزادار بود. با گذر زمان و تحول کارکرد تکایا از مکانهای اقامتی و صوفیانه به فضاهای نمایش مذهبی، این اصطلاح به تدریج جایگزین مفهوم کلی «تکیه» شد.
در دورهٔ پهلوی اول، با ممنوعیت برگزاری مراسم عزاداری، تنها بخش مردانهٔ تکایا (حسینیه) امکان فعالیت محدود داشت و همین امر موجب غلبه این واژه بر سایر فضاهای تکیه از جمله زینبیه (بخش زنان) و عباسیه (محل تعزیه) شد. این تغییر تا آنجا پیش رفت که حتی بناهای تاریخی که پیشتر با عنوان «تکیه» شناخته میشدند، در دورههای بعد به «حسینیه» تغییر نام دادند و هویت اصلی معماری و کارکردی آنها در اذهان عمومی به فراموشی سپرده شد.[۴۴]
امروزه در فرهنگ عامهٔ ایران، دو واژهٔ تکیه و حسینیه گاهی بهصورت مترادف برای مکانی واحد که مراسم عزاداری و شبیهخوانی در آن برگزار میشود، به کار میرود و گاهی نیز با تفکیک کاربرد؛ بدین صورت که حسینیه بیشتر به محل روضهخوانی و ذکر مصیبت اختصاص دارد و تکیه به محل برگزاری مجالس شبیهخوانی و تعزیه گفته میشود. این تمایز بهویژه در تهران و برخی شهرهای شمالی ایران مشهود است.[۴۵]
با این حال، این قاعده در تمام مناطق یکسان نیست. برای مثال، در شهر سمنان تمامی مکانهای مختص عزاداری و شبیهخوانی، تنها «تکیه» نامیده میشوند. در مقابل، در شهری مانند یزد، این اماکن با هر دو عنوان حسینیه و تکیه شناخته میشوند. در کاشان نیز فضاهای شهری واقع در مسیرگذرهای اصلی بهطور عموم با عنوان میدان یا تکیه نامگذاری شدهاند؛ بنابراین، کاربرد این دو واژه بیش از آنکه تابع قاعدهای ثابت باشد، متأثر از عرف و سنت محلی هر منطقه است.[۴۶]
در حالحاضر بیشتر مکانهایی که بهمنظور برگزاری مراسم عزاداری امام حسین تأسیس میشود، با عنوان حسینیه شناخته میشود[۴۷] و در عمل هیچ بنای جدیدی با این کاربری، تکیه نامیده نمیشود. حتی در فرایند بازسازیها، نام اماکنی که پیش از این تکیه خوانده میشد، به حسینیه یا مسجد تغییر مییابد.[۴۸]
آمار تکیه و حسینیه در ایران
[ویرایش | ویرایش مبدأ]براساس نتایج آماری تهیهشده در ۱۳۷۵ش، در مجموع، ۱٬۸۰۷ تکیه ثابت و ۸٬۷۵۲ حسینیه در سطح کشور وجود داشته است.[۴۹]
معماری تکیه در ایران
[ویرایش | ویرایش مبدأ]معماری تکیههای اهل تصوف (خانقاه) به گونهای بود که آنها بتوانند آزادانه به رقص سماع و سایر رقصهای صوفیانهٔ خود بپردازند؛ بنابراین، در میانهٔ این ساختمانها، فضایی بنا میشد که کرسی و تختهبند مرشد (قطب) در آن قرار میگرفت. در بنای ساختمانهای ویژهٔ اجرای تعزیه، از همین سبک معماری الهام گرفته شد.[۵۰]
تکیه در بافت شهری ایران
[ویرایش | ویرایش مبدأ]
تکیه (حسینیه) از جمله عناصر اصلی محلههای سنتی در شهرهای ایرانی بهشمار میرود. ساختار و کالبد اصلی شهرهای ایران، در گذشته، بر ۴ پایه اصلی استوار بوده است: ۱. مرکز شهر؛ ۲. مراکز محلهها (همراه با عناصر ارتباطدهنده)؛ ۳. گذر اصلی؛ ۴. میدان، تکیه (حسینیه).[۵۱] بیشتر تکیههای ساختهشده در ایران، در مرکز محله قرار گرفته و در طول سال، برای برپایی مراسم مختلف از آنها استفاده میکردند.
تکیههای ثابت
[ویرایش | ویرایش مبدأ]- ساختار معماری تکیههای ثابت شامل ساختمانی بدون سقف یا سقفدار؛ سکویی در میان فضای داخلی با دو ردیف پلکان در دو سمت؛ گذرگاهی در اطراف سکو برای حضور اسبها؛ جایگاهی مخصوص تماشاگران پیرامون گذرگاه و غرفهای بهعنوان رختکن برای بازیگران بوده است. همچنین، هر تکیه دارای چند مدخل برای ورود و خروج برای تماشاگران و شتران و اسبان تعزیه بوده است. تکیههایی که فاقد سقف بودند، بههنگام اجرای تعزیه، با چادری پوشانده میشدند.[۵۲]
- طاقنماها یا غرفههایی ویژه نیز در ساختمان تکیه وجود داشت که برخی از آنها مخصوص بزرگان محل و یکی از آنها نیز مخصوص سَردَم بستن بودند. طاقنمای سردم بستهشده، جایی بود که با کشکول، بوق، تسبیح، جنگافزارهای کهن، چلچراغ، قالی و قالیچه و نشانههای دیگر آراسته میشد و یک نفر در آن نشسته و به خواندن اشعار مذهبی، بهخصوص ۷ بند محتشم کاشانی، مشغول میشد.[۵۳]
- سکوی تکیهها، مطابق با شکل و ابعاد زمین و نیز شرایط اصلی فضای داخلی ساختمان طراحی میشد. بیشترین تکیهها، دارای سکوهای گرد بودند. از دیگر انواع سکوها میتوان به سکوهای نعل اسبی، سهگوش و متحرک اشاره کرد. در گذشته، به تمام سکوهای گرد، مستطیل، مربع یا چندضلعی، سکوی مدور یا گِرد میگفتند.[۵۴] تکیههای فاقد سکو، اجرای نمایش تعزیه را روی سقف آبانبار یا حوض میانی کاروانسرا که با الوارهای چوبی پوشیده شده بودند، انجام میدادند.
- در برخی از تکیهها، ۳ بخش یا صحن مجزا وجود داشت که به نامهای «حسینیه»، «عباسیه» و «زینبیه» مشهور بودند. مراسم عزاداری حضرت عباس در صحن عباسیه و مراسم عزاداری امام حسین در صحن حسینیه برگزار میشد و صحن زینبیه نیز بهطور معمول بهصورت اتاقهایی در پشت حسینیه واقع میشد.[۵۵]
تکیههای موقت
[ویرایش | ویرایش مبدأ]علاوهبر تکایای دائمی، همهساله در دههٔ اول محرم، شمار فراوانی از تکایای موقت در نواحی شهری و روستایی ایران برپا میشود. فرایند احداث این تکایا، معروف به «تکیه بستن»، شامل محصورکردن محدودههایی (گاه با مساحت بسیار اندک) در مجاورت معابر و نصب دیوارهای موقت است. بر این دیوارها، تصاویر مذهبی، پارچهنوشتههای حاوی متون دعا، زیارتنامهها، احادیث و مراثی که مشهورترین آنها ترکیببند محتشم کاشانی است، نصب و کف محوطه نیز فرش میشود.
در این تکایای موقت، بسته به سطح تمایل و توان مالی برگزارکنندگان، نشانهها و ادوات آیینی از قبیل علم، کتل و ظروف پذیرایی قرار داده میشود. دستههای سینهزنی و عزاداری در مسیر حرکت، لحظاتی در مجاورت یا درون این تکایا توقف میکنند. همچنین ساکنان محله، نذورات خود که بهطور عمده شامل غذا، شربت و چای است را در میان عزاداران توزیع میکنند.[۵۶]
در سالهای اخیر، مدیریت این تکایا توسط قشر جوان و نوجوان است، اگرچه کهنسالان نیز در اموری نظیر نظافت، اداره و پذیرایی از مراجعان مشارکت فعالانه دارند. این تکایا، به رغم موقتیبودن، نقش مهمی در انسجام اجتماعی و تقویت حس همبستگی مذهبی دارد.[۵۷]
تکیه در افغانستان
[ویرایش | ویرایش مبدأ]
تکیه در افغانستان نیز سابقهٔ زیادی دارد و تکیهخانه نامیده میشود. بلخ و هرات از مراکز مهم تکیه و خانقاه محسوب میشد و حضور شخصیتهایی چون خواجه عبداللّه انصاری از عوامل مؤثر در گسترش فرهنگ تکیه بوده است. در این منطقه تیموریان، بهویژه تیمور، شاهرخ، حسین بایقرا و وزیر صوفیمسلک او، امیر علیشیر نوایی، در بنای تکیه و خانقاه اهتمام داشتند.[۵۸]
بر اساس برخی از منابع در قرن نوزدهم در غزنی و کابل تکیهها بیشتر به قهوهخانه شبیه بودند[۵۹] که اغلب آنها بهخصوص در شهر کابل، مزار مشایخ صوفی بوده است.[۶۰] تغییر کاربری تکیهها در مناطق شیعهنشین افغانستان بهعنوان محل عزاداری و روضهخوانی، از اواخر دورهٔ صفویه و بهخصوص با ورود قزلباشان به افغانستان آغاز شده و تا امروز ادامه یافته است.[۶۱] امروز تکیهخانه در افغانستان نسبت به مسجد گستردهتر است و برخی روستاها که مسجد ندارند یک و گاهی چند تکیهخانه دارند.[۶۲]
نامگذاری تکیهها
[ویرایش | ویرایش مبدأ]در افغانستان بیشتر تکیهخانهها بهنام مؤسس یا صاحب و بنیانگذار یا بهنام منطقه و محل مشهور است. مانند تکیهخانه آقای حجت؛ یا تکیهخانه غزنیچیها، کشمیریها، تکیهخانه میرزا جان، تکیهخانهٔ عمومی، تکیهخانهٔ چنداول، تکیهخانهٔ قلعهٔ شاده.[۶۳]
معماری تکیه در افغانستان
[ویرایش | ویرایش مبدأ]سازهٔ تکیهخانهها در افغانستان اغلب دارای معماری متمایزی از سایر بناها است. تکیهخانه به تناسب جمعیت منطقه، بزرگ بوده و اغلب دارای دو یا چندین درب ورودی در دو سمت برای مردان و زنان است. تکایا را در برخی مناطق با پرده به دو بخش زنانه و مردانه تقسیم میکنند و در برخی موارد نیز قسمت مردانه و زنانه کاملاً مجزا است.[۶۴]
برخی از تکیهخانههای قدیمی دارای حیاط، شبستان، کتابخانه، مطبخ و غسالخانه بودند. امروزه بهخصوص در شهرها برخی از تکیهخانهها دارای کتابخانه، پارکینگ، مطبخ (آشپزخانه)، مسلخ (کشتارگاه) و تحویلخانه (انبار) هستند.[۶۵]
تشکیلات تکیه در افغانستان
[ویرایش | ویرایش مبدأ]تشکیلات داخلی تکیهمتشکل از پنج رکن اصلی است:
- تکیهدار که از شخصیتهای معتبر محل بوده و مسئولیت استقبال از عزاداران را بر عهده دارد؛
- فراشان به سرپرستی سرفراش که امور اجرایی از جمله تزیین فضای تکیه، پذیرایی، تأمین امنیت و هماهنگی مراسم را مدیریت میکنند؛
- ذاکران تحت هدایت سرذاکر که برنامههای روضهخوانی و نوحهسرایی را اجرا میکنند؛
- عزاداران که بهعنوان مشارکتکنندگان فعال در مراسم حاضر میشوند.
- خاتممجلس که بهعنوان سخنران پایانی، اختتامیه مراسم را انجام میدهد. این ساختار منسجم، امکان برگزاری منظم و باشکوه آیینهای مذهبی را فراهم میسازد.[۶۶]
عناصر نمادین در تکیهخانههای افغانستان
[ویرایش | ویرایش مبدأ]تکیهخانه دارای علایم و نمادهایی است که آن را از دیگر محلها متمایز میکند؛ همانند نصب پارچههای سیاه، تصاویر مربوط به مرقد امامان و پرچمنوشتههای سیاه، سرخ و سبز.[۶۷] علم و منبر، عناصر نمادین اصلی در تکیهخانه است.
برای مثال علَم بهنشانهٔ علم حضرت عباس، چوب بلندی است که در بالای آن به یاد دستان بریده آن حضرت، پنجهای قرار دارد. در طول دهه محرم، مردم پارچههایی که گاهی مقداری پول در آن است، به علم میبندند.[۶۸]

منبر نیز محل قرار گرفتن سخنرانان و دارای تقدس ویژهای است. پلههای منبر بیانگر منزلت سخنرانان و نوحهخوانها محسوب میشود. برای مثال ذاکران باتجربه یا طلاب مبتدی روی پلهٔ اول منبر مینشینند. بالاترین پلهٔ منبر جایگاه ختمکنندهٔ مجلس است.[۶۹]
کاربردهای تکیه در افغانستان
[ویرایش | ویرایش مبدأ]تکیهخانه جدا از محل عزاداری، در گذشته کاربرد مدرسه و مکتب را نیز داشته است. برگزاری مراسم دعا و سخنرانی در روزهای پنجشنبه و جمعه، برپایی کلاس قرآن، مجالس ختم و برنامههای متفرقه از دیگر کارکردهای تکیهخانه در طول سال است.[۷۰]
انواع تکیه در افغانستان
[ویرایش | ویرایش مبدأ]تکیهخانهها به دو نوع عمومی، و خصوصی (شخصی، خانوادگی و فصلی) تقسیم میشوند، ولی محل آن محدود به مکان خاصی نیست. از خانه، فضای آزاد، مساجد و مکاتب نیز بهعنوان تکیه استفاده میشود.[۷۱]
نذورات در تکیه
[ویرایش | ویرایش مبدأ]مردم با توجه به اعتقاد راسخی که به تکیهخانه دارند، هدایا و نذورات نقدی و غیر نقدی زیادی به آنها تقدیم میکنند. این نذورات زیر نظر متولی و مسئولین تکیه جمعآوری و در ایام عزاداری هزینه میشود.[۷۲]
هزینههای تکیه
[ویرایش | ویرایش مبدأ]هزینهٔ تکیههای شخصی اغلب توسط صاحبان آنها تأمین میشود. هزینههای تکیهخانههای عمومی توسط نذورات، هدایا، اشخاص، واقفین و کمکهای مردمی تأمین میشود.[۷۳]
کاربردهای تکیه در افغانستان
[ویرایش | ویرایش مبدأ]تکیه افغانستان در ایام محرم محل اصلی برگزاری مراسم سوگواری است. چند روز پیش از محرم دیوارها و سقف تکیه بهطور کامل سیاهپوش شده و با پارچهنوشتههای حاوی شعائر حسینی آراسته میشود.[۷۴]
مراسم عزاداری
[ویرایش | ویرایش مبدأ]در بیشتر اوقات در تکیهخانهها در آغاز مراسم یا قبل از سخنران اصلی منقبتخوانی صورت میگیرد.[۷۵] از اول تا سیزدهم محرم، بهصورت شبانهروزی و با تقسیمبندی خاص روزها مانند نامگذاری روز پنجم بهنام علیاکبر، روز ششم بهنام قاسم و روز هفتم بهنام عباس برگزار میشود. با ورود عزاداران، صاحب مجلس بهعنوان میزبان در کنار درب تکیه مستقر شده و از مهمانان استقبال میکند، فضای ورودی با دودکردن اسپند، استقبال نمادین از شرکتکنندگان بهویژه علما و سادات تشدید میشود.[۷۶]
زنانهخوانی
[ویرایش | ویرایش مبدأ]در برخی از تکایا، روزها مجالس زنانهخوانی برگزار میشود. سرذاکر با ذکر صلوات جلسه را آغاز کرده و پس از آن، دختران نوحهخوان به ترتیب سن و رتبهٔ خود نوحه میخوانند و در پایان یک خانم سخنرانی کرده و مجلس ختم میشود.[۷۷]
صلواتخوانی
[ویرایش | ویرایش مبدأ]در بین سخنان دو سخنران یا پیش از آغاز خاتم مجلس، فرد یا افرادی برخاسته و با خواندن چند بیت شعر جمعیت را به فرستادن صلوات ترغیب میکنند.[۷۸]
مجرایی
[ویرایش | ویرایش مبدأ]در قدیم از شب هفتم به بعد، دستههای سینهزن از تکیهای به تکیه دیگر رفته و در آنجا برنامه سینهزنی و عزاداری اجرا میکردند که در کابل به آن «مجرایی» میگویند.[۷۹]
عَلَمکَشی
[ویرایش | ویرایش مبدأ]علمکشی در شب هفتم برگزار میشود. علم را در بیرون از تکیهخانه آماده کرده و به آن گُل و گلاب میزنند. سپس طی مراسمی، علم را به نزدیکی تکیه میآورند. علم را با ذکر «این علم از کیست که بیصاحب است / این علم از عباس ماه بنیهاشم است» وارد مجلس کرده و آن را در جای مخصوص خود در وسط تکیهخانه، قرار میدهند.[۸۰]
نمایش گهواره
[ویرایش | ویرایش مبدأ]بیشتر تکیهخانهها، گهوارهای به یاد کودک شیرخواره امام حسین تهیه کرده و روی آن را با پارچههای سبز و سفید سوراخ شده (به نشانه اصابت تیر) میپوشانند. روز یا شب نهم آن را با خواندن اشعاری به میان جمعیت میآورند و همزمان، سخنران روضهٔ علیاصغر را میخواند.[۸۱]
پذیرایی در تکیه
[ویرایش | ویرایش مبدأ]در پایان مراسم، پذیرایی از عزاداران در تکیه صورت میگیرد. تکیه که توان مالی بهتری دارند، از روزهای نخست، عزاداران را اطعام میکنند. برخی تکایا از روز هفتم، و تکایایی هم که توان مالی کمتری دارند، روزهای نهم یا فقط روز عاشورا برنامه اطعام دارند. در تکیهخانهها اغلب ابتدا مردان پذیرایی میشوند و بعد زنان و کودکان. در گذشته، برخی تکایا به دلیل محدودیت، فقط از مردان پذیرایی میکردند.[۸۲]
جمع کردن تکیه
[ویرایش | ویرایش مبدأ]جمع کردن تکیه، عملی نمادین است که اغلب در پایان مراسم در شب سیزدهم انجام میگیرد. فراشان و عزاداران علَم را از جایگاه خود به محل دیگری (علمخانه) انتقال داده و بهجای آن، علَم کوچکتری در کنار منبر قرار میدهند. در روز سیزدهم، فراشان تکیهخانه اقدام به جمعآوری سیاهپارچهها و پارچهنوشتهها از تکیه میکنند. این کار همراه با مراسم روضهخوانی است و در پایان، تمام فراشان توسط صاحب تکیه اطعام میشوند.[۸۳]
تکیه در شبهقاره هند
[ویرایش | ویرایش مبدأ]در شهر لاهور برخی از آرامگاهها را تکیه خواندهاند. معماری این بناها بهطور عموم شامل یک حصار خشتی با ارتفاع متوسط بوده که با مصالحی چون گچ و آجر خام ساخته شده است. هزینههای نگهداری و برگزاری مراسم در این تکایا، از طریق درآمد زمینهای کشاورزی اهدایی حاکمان یا پیروان تأمین میشود.
بر اساس نقل قولی از گابوریو، تکیه در هند ممکن است به مکانهای کوچک عبادت صوفیان اشاره داشته باشد، هرچند این موضوع با تردید بیان شده است. در متون فارسی مربوط به شبهقاره گاهی به واژهٔ تکیه اشاره شده است. برای نمونه، سرحدی در توصیف درأ کرم (پاراچنار) از وجود صدها حسینیه و تکیه در روستاهای این منطقه یاد کرده است. با این حال، اصطلاح تکیه در شبهقاره رواج ندارد و تنها در آثار متأثر از ادبیات فارسی به کار رفته است. در این منطقه، بهطور معمول به جای تکیه از عبارت «امامباره» استفاده میشود.[۸۴]
تکیه در کشورهای دیگر
[ویرایش | ویرایش مبدأ]آلبانی و یونان
[ویرایش | ویرایش مبدأ]در آلبانی و یونان، اصطلاح «تکیه» بهطور عمده به آرامگاه اولیا و صالحان اطلاق میشود. این بناها در مناطقی که گروههای اخوت (تصوف) فعالیت دارند، بهعنوان مکانهای زیارتی و عبادت مورد استفاده قرار میگیرند و نقش مهمی در حفظ آیینهای مذهبی محلی دارد.[۸۵]
ترکیه
[ویرایش | ویرایش مبدأ]در ترکیه، اگرچه قوانین محدودکنندهای از دورهٔ جمهوریت بر فعالیت تکایا حاکم است، برگزاری مراسم سماع طریقت مولویه بهعنوان بخشی از جذب جهانگردان و حفظ میراث فرهنگی میشود. این مراسم، اگرچه گاه با اهداف اقتصادی همراه است، اما نشاندهندهٔ تداوم سنتهای صوفیانه در زندگی مدرن ترکی است.[۸۶]
سرزمینهای عربی
[ویرایش | ویرایش مبدأ]در گذشته تکیهها در سرزمینهای عربی تحت حکومت عثمانی، اقامتگاه صوفیان، بهعنوان مهمانپذیر برای مسافران (ابنسبیل) نیز مورد استفاده قرار میگرفتند. نمونه شاخص آن، تکیه سلطان سلیم در دمشق بوده که از نظر معماری عثمانی در جهان عرب حائز اهمیت است.[۸۷]
فلسطین
[ویرایش | ویرایش مبدأ]در فلسطین، تکیهها با پشتیبانی مالی حکام عثمانی و شخصیتهای برجسته (مانند خاصکی سلطان و فاطمه خاتون) احداث شد و موقوفات گستردهای به آنها اختصاص یافت. این بناها در شهرهای قدس، صفد، غزه، حمص و حلب بهعنوان مراکز صوفیانه، مهمانپذیر و محل برگزاری مراسم مذهبی (مانند سماع و نواختن دف و طبل) فعال بود.[۸۸]
سوریه و لبنان
[ویرایش | ویرایش مبدأ]در شامات (سوریه و لبنان)، تکیههای باشکوهی مانند تکیهٔ سلطان سلیم در دمشق و تکیهٔ مولویه در طرابلس (معروف به «الدرویشیه») احداث شد. این بناها علاوهبر کارکرد مذهبی، گاه به عنوان کاروانسرا نیز مورد استفاده قرار میگرفتند.[۸۹]
عراق
[ویرایش | ویرایش مبدأ]در عراق، تکیهها بهعنوان مراکز پذیرایی از زائران مزارات ائمه (مانند نجف و کربلا) فعالیت داشتند. برای مثال، تکیه بکتاشی در نجف به زائران حرم امام علی خدمات ارائه میداد و درویشان ساکن در تکیه مجاور حرم امام حسین، مسئول روشنایی بقعه بودند.[۹۰]
در حالحاضر، تکایا و حسینیههای عراق با ساماندهی هزاران هیئت مردمی، نقش اساسی در مدیریت مراسم اربعین و برپایی موکبهای مختلف دارد. این نهادها مسئولیت هماهنگی و پشتیبانی لجستیکی برای ارائه خدمات به میلیونها زائر پیاده را بر عهده دارند. بر اساس گزارشهای رسمی، این هیئتها امکانات گستردهای از جمله اسکان، تغذیه و خدمات درمانی را برای زائران فراهم میسازند. فعالیت منسجم این شبکهٔ عظیم، نشاندهندهٔ ظرفیت بینظیر تکایای عراق در بسیج مردمی و تقویت پیوندهای مذهبی و اجتماعی در منطقه است.[۹۱]
مصر
[ویرایش | ویرایش مبدأ]در قاهره پایتخت مصر تکیههای متعددی با موقوفات گسترده وجود داشت که بهطور عمده به صوفیان ایرانی و ترک اختصاص داشتند. تمایز اصلی تکیههای قاهره نسبت به خانقاهها، وجود آرامگاه دراویش در آنها بود. همچنین، این تکیهها بیشتر همراه با مسجد و سقاخانه (سبیل) ساخته میشد و بهعنوان کانونهای فرهنگی-مذهبی در زندگی شهری قاهره عمل میکرد.[۹۲]
رابطهٔ تکیه با هئیتهای عزاداری امروز
[ویرایش | ویرایش مبدأ]برخی تکیه را الگوی اولیه و اساس ساختاری هیئتهای امروزی میدانند که در قالبهای جدید به حیات خود ادامه میدهد به نظر آنها تکیه بهعنوان نهادی فرهنگی-مذهبی، نقش بنیادینی در شکلگیری و ساماندهی هیئتهای عزاداری معاصر ایفا کرده است؛ تکیه در ادوار گذشته، کارکردی فراتر از یک فضای عبادی داشته و به کانونی برای تجمع اصناف، محلات و گروههای قومی تبدیل شده بود. ساختار معماری تکیه با عناصری چون سکوهای نمایش و غرفههای تماشاگران، بستری مناسب برای اجرای مناسک جمعی و مراسم تعزیه فراهم کرد.[۹۳]
در حالحاضر نیز مفهوم و کارکردهای تکیه در قالبهای نوینی مانند حسینیه، موکب و اماکن مشابه تداوم یافته است. این فضاها همچنان کارویژههای اصلی تکایای تاریخی از جمله سازماندهی اجتماعی، اجرای مراسم مذهبی و ارائه خدمات مردمی را حفظ کرده است. بهویژه در مناسکی چون پیادهروی اربعین، موکبها نقش تکیههای سیار را دارد و خدمات گستردهای به زائران ارائه میدهند.[۹۴]
حسینیههای معاصر نیز بهعنوان میراثداران تکایای سنتی، کانون اصلی فعالیت هیئتهای مذهبی و برگزاری آیینهای سوگواری محسوبشود. این اماکن نه تنها فضای عزاداری، که نقش مهمی در انسجام بخشی اجتماعی و تقویت هویت مذهبی جوامع شیعی دارند.[۹۵]
پانویس
[ویرایش | ویرایش مبدأ]- ↑ بنیاد دایرةالمعارف اسلامی، دانشنامهٔ جهان اسلام، ۱۳۷۵ش، ج۱، ۲۸۱۲.
- ↑ دهخدا، لغتنامۀ دهخدا، ذیل واژۀ تکیهدادن، وبسایت واژهیاب.
- ↑ بنیاد دائره المعارف اسلامی، دانشنامه جهان اسلام، ج۱، ص ۳۸۱۲.
- ↑ پیشوایی، مقتل جامع سیدالشهداء، ۱۳۸۹ش، ج۲، ص۴۱۴.
- ↑ بنیاد دائره المعارف اسلامی، دانشنامه جهان اسلام، ۱۳۷۵ش، ج۱، ص ۳۸۱۲.
- ↑ شریف، تاریخ فنالعمارة العراقیة فی مختلف العصور، 1982م، ص476؛ بلوکباشی، «تکیه»، دایرةالمعارف بزرگ اسلامی، 1387ش، ج16، ص102 و 103.
- ↑ دیکی، ص40.
- ↑ Brown, The Darvishes, 1968, P97.
- ↑ پیرزاده نائینی، سفرنامهٔ حاجی پیرزاده، 1342ش، ج2، ص343، 356 و 357.
- ↑ ذکاء، تاریخچهٔ ساختمانهای ارگ سلطنتی تهران و راهنمای کاخ گلستان، 1349ش، ص283.
- ↑ مصطفوی، آثار تاریخی طهران، 1361ش، ج1، ص390 و 473.
- ↑ ابنبطوطه، سفرنامه، ۱۳۴۸ش، ج1، ص212.
- ↑ «تاریخچه تغییر نام تکیه به حسینیه»، وبسایت شهرآرا نیوز؛ «تکیه از کجا به عزاداریها رسیده؟»، خبرگزاری ایسنا.
- ↑ «تاریخچه تغییر نام تکیه به حسینیه»، وبسایت شهرآرا نیوز؛ «تکیه از کجا به عزاداریها رسیده؟»، خبرگزاری ایسنا.
- ↑ خرمشاهی، دائره المعارف تشیع، ۱۳۸۱ش، ج۴، ص۴۴۷.
- ↑ محدثی، فرهنگ عاشورا، ۱۳۷۸ش، ۱۳۷.
- ↑ دیلمی، ارشاد القلوب، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۳۶۵.
- ↑ ضرابی، تاریخ کاشان، ۱۳۸۹ش، ج۱، ص۳۳۸.
- ↑ بنیاد دائره المعارف اسلامی، دانشنامه جهان اسلام، ۱۳۷۵ش، ج۱، ص ۳۸۱۲.
- ↑ کیانی، تاریخ خانقاه در ایران، ۱۳۶۹ش، ص۲۶۴–۲۶۵.
- ↑ ذکاء، تاریخچه ساختمانهای ارگ سلطنتی تهران، ۱۳۴۹ش، ص۲۸۳.
- ↑ نراقی، تاریخ اجتماعی کاشان، ۱۳۶۵ش، ص۱۰۷.
- ↑ گلریز، نیشابور: شهر فیروزه، ۱۳۵۷ش، ج۱، ص۶۲۰؛ ورجاوند، سیمای تاریخ و فرهنگ قزوین، ۱۳۷۷ش، دفتر دوم، ص۸۸۹–۸۹۲، ۱۱۱۷.
- ↑ گلریز، مینودر یا بابالجنهٔ قزوین، ۱۳۶۸ش، ص۵۸۱.
- ↑ گلریز، مینودر یا بابالجنهٔ قزوین، ۱۳۶۸ش، ص۵۸۱.
- ↑ ذکاء، تاریخچه ساختمانهای ارگ سلطنتی تهران، ۱۳۴۹ش، ص۲۸۴.
- ↑ اتحادیه، اینجا طهران است، ۱۳۷۷ش، ص۱۰۷، ۱۸۶–۱۸۷؛ کریمان، تهران در گذشته و حال، ۱۳۵۵ش، ص۱۵۸؛ ذکاء، تاریخچه ساختمانهای ارگ سلطنتی تهران، ۱۳۴۹ش، ص۲۸۴.
- ↑ شهیدی، پژوهشی در تعزیه و تعزیهخوانی، از آغاز تا پایان دورهٔ قاجار در تهران، ۱۳۸۰ش، ص۲۴5.
- ↑ هنرفر، گنجینه آثار تاریخی اصفهان، ۱۳۴۴ش، ص۷۵۵–۷۵۶.
- ↑ فراهانی، سفرنامه میرزا محمدحسین حسینی فراهانی، ۱۳۶۲ش، ج۱، ص۳۹.
- ↑ ملگونوف، سفرنامه ملگونف به سواحل جنوبی دریای خزر (۱۸۵۸ و ۱۸۶۰ م)، ۱۳۶۴ش، ج۱، ص۱۶۰–۱۶۷.
- ↑ ستوده، از آستارا تا استارباد، ۱۳۴۹ش، ج۴، ص۳۱۶–۳۱۷.
- ↑ ستوده، از آستارا تا استارباد، ۱۳۴۹ش، ج۴، ص۲۶۰–۲۵۹.
- ↑ ستوده، از آستارا تا استارباد، ۱۳۴۹ش، ج۴، ص۱۳۵.
- ↑ میرمحمدی، «پراکندگی جغرافیایی اماکن مذهبی کشور در قالب استانی»، مجلهٔ مسجد، شمارهٔ ۵۸، ۱۳۸۰ش، ص۷۵.
- ↑ ستوده، از آستارا تا استارباد، ۱۳۴۹ش، ج۴، ص۲۶۰–۲۵۹.
- ↑ ستوده، از آستارا تا استارباد، ۱۳۴۹ش، ج۴، ص۳۸۵.
- ↑ «سقانفار؛ راوی زنده تاریخ و باورهای مذهبی مازندران»، خبرگزاری ایسنا.
- ↑ بنیاد دائره المعارف اسلامی، دانشنامه جهان اسلام، ۱۳۷۵ش، ج۱، ص ۳۸۱۲.
- ↑ بنیاد دائره المعارف اسلامی، دانشنامه جهان اسلام، ۱۳۷۵ش، ج۱، ص ۳۸۱۲.
- ↑ مصطفوی، آثار تاریخی طهران، ۱۳۶۱ش، ج۱، ص۳۸۶–۳۸۷.
- ↑ توسلی، «حسینیهها، تکایا، مصلیها»، ۱۳۶۶ش، ص۸۱–۸۳؛
- ↑ کیانی، تاریخ خانقاه در ایران، ۱۳۶۹ش، ج۱، ص۲۲۸.
- ↑ «تاریخچه تغییر نام تکیه به حسینیه»، وبسایت شهرآرا نیوز.
- ↑ شهیدی، پژوهشی در تعزیه و تعزیهخوانی، از آغاز تا پایان دورهٔ قاجار در تهران، ۱۳۸۰ش، ص۲۴۳؛
سلطان زاده، روند شکلگیری شهر و مراکز مذهبی در ایران، ۱۳۶۲ش، ص۱۸۲. - ↑ احمدپناهی سمنانی، آداب و رسوم مردم سمنان، ۱۳۷۴ش، ص274.
- ↑ معتمدی، عزاداری سنتی، ۱۳۷۸ش، ج۱، ص۱۴۵.
- ↑ معتمدی، عزاداری سنتی، ۱۳۷۸ش، ج۱، ص۵۱۰.
- ↑ نتایج آماری، طرح تهیهٔ شناسنامهٔ مساجد و اماکن مذهبی کشور، ۱۳۷۵ش، ص9.
- ↑ ذکاء، تاریخچهٔ ساختمانهای ارگ سلطنتی تهران و راهنمای کاخ گلستان، ۱۳۴۹ش، ص۲۸۳.
- ↑ توسلی، «حسینیهها، تکایا، مصلیها»، معماری ایران، دورهٔ اسلامی، ۱۳۶۶ش، ص۸۱.
- ↑ بیضایی، نمایش در ایران، ۱۳۷۱ش، ص۱۳۱.
- ↑ مستوفی، شرح زندگانی من، ۱۳۷۱ش، ج1، ص301.
- ↑ فلاحزاده، تاریخ اجتماعی ـ سیاسی تئاتر در ایران (تعزیه)، ۱۳۸۴ش، ص۲۰۵؛
شهیدی، پژوهشی در تعزیه و تعزیهخوانی، از آغاز تا پایان دورهٔ قاجار در تهران، ۱۳۸۰ش، ص۲۴3. - ↑ معتمدی، عزاداری سنتی شیعیان در بیوت علما و حوزههای علمیه و کشورهای جهان، ۱۳۷۹ش، ج2، ص441.
- ↑ بنیاد دائره المعارف اسلامی، دانشنامه جهان اسلام، ۱۳۷۵ش، ج۱، ص ۳۸۱۲.
- ↑ «حضور کودکان و نوجوانان در عزاداریهای امام حسین»، خبرگزاری صدا و سیما.
- ↑ هاشمی گلپایگانی، بوی جوی مولیان: ابنیه و آثار تاریخی اسلام در ماوراءالنهر، 1379ش؛ سمرقندی، قندیّه و سمریّه، 1368ش، ص36؛ گلمبک، معماری تیموری در ایران و توران، 1375ش، ج1، ص310 و 314؛ بلز و بلوم، هنر و معماری اسلامی، 1391ش، ص45.
- ↑ الفینستون، افغانان: جای، فرهنگ، نژاد (گزارش سلطنت کابل)، 1376ش، ص542، 544 و 551.
- ↑ خلیل، مزارات کابل، 1383ش، ص39، 61 و 143.
- ↑ انوری، «معرفی مراسم تکایای شهر کابل»، 1390ش، ص146.
- ↑ صابری، «جایگاه و کارکرد تربیتی حسینیهها در افغانستان»، 1386ش، ص127.
- ↑ جوادی، «مراسم عاشورا در کابل»، 1393ش، ص112.
- ↑ رهیاب، بلخاب: تاریخ، فرهنگ و اجتماع، 1401ش، ج2، ص298؛ انوری، «معرفی مراسم تکایای شهر کابل»، 1390ش، ص151.
- ↑ جوادی، «مراسم عاشورا در کابل»، 1393ش، ص110.
- ↑ جوادی، «مراسم عاشورا در کابل»، 1393ش، ص117.
- ↑ جوادی، «مراسم عاشورا در کابل»، 1393ش، ص111.
- ↑ جوادی، «مراسم عاشورا در کابل»، 1393ش، ص119؛ انوری، «معرفی مراسم تکایای شهر کابل1390ش، ص147.
- ↑ فرهنگ، جامعهشناسی و مردمشناسی شیعیان افغانستان، 1380ش، ص278؛ جوادی، «مراسم عاشورا در کابل»، 1393ش، ص122؛ «محرم در افغانستان»، پایگاه تخصصی تحلیلی جامعه و فرهنگ ملل.
- ↑ رهیاب، بلخاب: تاریخ، فرهنگ و اجتماع، 1401ش، ج2، ص298؛ جوادی، «مراسم عاشورا در کابل»، 1393ش، ص110.
- ↑ جوادی، «مراسم عاشورا در کابل»، 1393ش، ص112.
- ↑ صابری، «جایگاه و کارکرد تربیتی حسینیهها در افغانستان»، 1386ش، ص127.
- ↑ جوادی، «مراسم عاشورا در کابل»، 1393ش، ص113.
- ↑ انوری، «معرفی مراسم تکایای شهر کابل»، 1390ش، ص147؛ جوادی، «مراسم عاشورا در کابل»، 1393ش، ص116.
- ↑ انوری، «معرفی مراسم تکایای شهر کابل»، 1390ش، ص149.
- ↑ انوری، «معرفی مراسم تکایای شهر کابل»، 1390ش، ص147؛ جوادی، «مراسم عاشورا در کابل»، 1393ش، ص116.
- ↑ انوری، «معرفی مراسم تکایای شهر کابل»، 1390ش، ص147؛ جوادی، «مراسم عاشورا در کابل»، 1393ش، ص116.
- ↑ انوری، «معرفی مراسم تکایای شهر کابل»، 1390ش، ص147؛ جوادی، «مراسم عاشورا در کابل»، 1393ش، ص116.
- ↑ انوری، «معرفی مراسم تکایای شهر کابل»، 1390ش، ص147؛ جوادی، «مراسم عاشورا در کابل»، 1393ش، ص116.
- ↑ انوری، «معرفی مراسم تکایای شهر کابل»، 1390ش، ص151.
- ↑ جوادی، «مراسم عاشورا در کابل»، 1393ش، ص116.
- ↑ جوادی، «مراسم عاشورا در کابل»، 1393ش، ص115.
- ↑ انوری، «معرفی مراسم تکایای شهر کابل»، 1390ش، ص149.
- ↑ بنیاد دائره المعارف اسلامی، دانشنامه جهان اسلام، ۱۳۷۵ش، ج۱، ص ۳۸۱۲.
- ↑ بنیاد دائره المعارف اسلامی، دانشنامه جهان اسلام، ۱۳۷۵ش، ج۱، ص ۳۸۱۲.
- ↑ بنیاد دائره المعارف اسلامی، دانشنامه جهان اسلام، ۱۳۷۵ش، ج۱، ص ۳۸۱۲.
- ↑ بنیاد دائره المعارف اسلامی، دانشنامه جهان اسلام، ۱۳۷۵ش، ج۱، ص ۳۸۱۲.
- ↑ بنیاد دائره المعارف اسلامی، دانشنامه جهان اسلام، ۱۳۷۵ش، ج۱، ص ۳۸۱۲.
- ↑ بنیاد دائره المعارف اسلامی، دانشنامه جهان اسلام، ۱۳۷۵ش، ج۱، ص ۳۸۱۲.
- ↑ بنیاد دائره المعارف اسلامی، دانشنامه جهان اسلام، ۱۳۷۵ش، ج۱، ص ۳۸۱۲.
- ↑ «بیش از ۷۶۰۰ هیئت پذیرای زائران اربعین بودند»، خبرگزاری رسمی حوزه.
- ↑ بنیاد دائره المعارف اسلامی، دانشنامه جهان اسلام، ۱۳۷۵ش، ج۱، ص ۳۸۱۲.
- ↑ «تاریخچه تغییر نام تکیه به حسینیه»، وبسایت شهرآرا نیوز؛ «تکیه از کجا به عزاداریها رسیده؟»، خبرگزاری ایسنا.
- ↑ «در پیادهروی اربعین، در عمودها چه خدماتی ارائه میشود؟»، خبرگزاری مهر.
- ↑ «تاریخچه تغییر نام تکیه به حسینیه»، وبسایت شهرآرا نیوز؛ «تکیه از کجا به عزاداریها رسیده؟»، خبرگزاری ایسنا.
منابع
[ویرایش | ویرایش مبدأ]- آنندراج، محمدپادشاه، بهتحقیق محمد دبیرسیاقی، تهران، خیام، ۱۳۳۶ش.
- ابنبطوطه، سفرنامه، ترجمهٔ محمدعلی موحد، تهران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۴۸ش.
- اتحادیه، منصوره، اینجا طهران است: مجموعه مقالاتی دربارهٔ طهران ۱۳۴۴–۱۲۶۹ق، تهران، نشر تاریخ ایران، ۱۳۷۷ش.
- احمدپناهی سمنانی، محمد، آداب و رسوم مردم سمنان، تهران، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، ۱۳۷۴ش.
- الفینستون، مونت استوارت، افغانان: جای، فرهنگ، نژاد (گزارش سلطنت کابل)، ترجمه محمدآصف فکرت، مشهد، بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی، ۱۳۷۶ش.
- انوری، احمدجاوید، «معرفی مراسم تکایای شهر کابل»، فصلنامهٔ نیستان ادیان و مذاهب، شماره ۲، ۱۳۹۰ش.
- بلز، شیلا و بلوم، جاناتان، هنر و معماری اسلامی، ترجمه فائزه دینی و یعقوب آژند، تهران، سمت، ۱۳۹۱ش.
- بلوکباشی، علی، «تکیه»، دایرهالمعارف بزرگ اسلامی، تهران، مرکز دایرهالمعارف بزرگ اسلامی، ۱۳۸۷ش.
- بنیاد دائره المعارف اسلامی، دانشنامه جهان اسلام، نشر بنیاد دائره المعارف اسلامی، تهران، ۱۳۷۵ش.
- «بیش از ۷۶۰۰ هیئت پذیرای زائران اربعین بودند»، خبرگزاری رسمی حوزه، تاریخ درج مطلب: ۱۷ آذر ۱۳۹۴ش.
- بیضایی، بهرام، نمایش در ایران، تهران، روشنگران و مطالعات زنان، ۱۳۷۱ش.
- پیرزاده نائینی، محمدعلی، سفرنامهٔ حاجی پیرزاده، تهران، حافظ فرمانفرمائیان، ۱۳۴۲ش.
- پیشوایی، مهدی، مقتل جامع سیدالشهداء، قم، مؤسسهٔ آموزشی و پژوهشی امام خمینی، ۱۳۸۹ش.
- «تاریخچه تغییر نام تکیه به حسینیه»، وبسایت شهرآرا نیوز، تاریخ درج مطلب: ۱۸ مرداد ۱۴۰۱ش.
- «تکیه از کجا به عزاداریها رسیده؟»، خبرگزاری ایسنا، تاریخ درج مطلب: ۱۶ مرداد ۱۴۰۱ش.
- «تکیههای تاریخی تهران»، وبسایت مؤسسهٔ مطالعات و پژوهشهای سیاسی، تاریخ بازدید: ۱۷ شهریور ۱۴۰۴ش.
- توسلی، محمود، «حسینیهها، تکایا، مصلیها» در معماری ایران دوره اسلامی، به کوشش محمدیوسف کیانی، تهران، جهاد دانشگاهی، ۱۳۶۶ش.
- جوادی، قاسم، موسوی، سید محمدجمال، «مراسم عاشورا در کابل»، مجلهٔ شیعهشناسی، شماره ۴۵، ۱۳۹۳ش.
- «حضور کودکان و نوجوانان در عزاداریهای امام حسین»، خبرگزاری صدا و سیما، تاریخ درج مطلب: ۱۱ تیر ۱۴۰۴ش.
- خلیل، محمدابراهیم، مزارات کابل، پیشاور، بینا، ۱۳۸۳ش.
- خیرالدین، م، موسوعة حلب المقارنة، بهتحقیق محمدکمال، جامعة حلب، بیتا.
- دراجی، احمد محمدحسن، الربط و التکایا البغدادیة فی العهد العثمانی، بغداد، بینا، ۲۰۰۱م.
- «در پیادهروی اربعین، در عمودها چه خدماتی ارائه میشود؟»، خبرگزاری مهر، تاریخ درج مطلب: ۱ شهریور ۱۴۰۱ش.
- دهخدا، علیاکبر، لغتنامه، سایت واژهیاب، تاریخ بازدید: ۱۶ خرداد ۱۴۰۱ش.
- ذکاء، یحیی، تاریخچهٔ ساختمانهای ارگ سلطنتی تهران و راهنمای کاخ گلستان، تهران، انجمن آثار ملی، ۱۳۴۹ش.
- روحانی، کاظم، «اصناف و پیشهوران در تاریخ ایران»، کیهان اندیشه، تهران، شماره ۱۲، ۱۳۶۶ش.
- رهیاب، سید حسین، بلخاب: تاریخ، فرهنگ و اجتماع، قم، صبح امید دانش، ۱۴۰۱ش.
- ریاضی هروی، محمدیوسف، عینالوقایع، تهران، انتشارات و آموزش انقلاب اسلامی، ۱۳۷۲ش.
- ستوده، منوچهر، از آستارا تا استارباد، تهران، سپهر خرد، ۱۳۴۹ش.
- «سقانفار؛ راوی زنده تاریخ و باورهای مذهبی مازندران»، خبرگزاری ایسنا، تاریخ درج مطلب: ۱۷ آبان ۱۴۰۲ش.
- سلطان زاده، حسین، روند شکلگیری شهر و مراکز مذهبی در ایران، تهران، آگاه، ۱۳۶۲ش.
- سمرقندی، ابوطاهر خواجه، قندیّه و سمریّه، تهران، مؤسسه فرهنگی جهانگیری، ۱۳۶۸ش.
- شریف، یوسف، تاریخ فنالعماره العراقیه فی مختلف العصور، بغداد، دارالرشید، ۱۹۸۲م.
- شهری، جعفر، طهران قدیم، تهران، معین، ۱۳۷۰ش.
- شهیدی، عنایتالله، پژوهشی در تعزیه و تعزیهخوانی، از آغاز تا پایان دورهٔ قاجار در تهران، بهتحقیق علی بلوکباشی، تهران، دفتر پژوهشهای فرهنگی، ۱۳۸۰ش.
- شیونی، محمدوحید، «تشیع در کابل»، فصلنامه سفیر، ۱۳۸۵ش.
- صابری، محمدصادق، «جایگاه و کارکرد تربیتی حسینیهها در افغانستان»، پایاننامه کارشناسیارشد، جامعهالمصطفی العالمیه، ۱۳۸۶ش.
- ضرابی، عبدالرحیم، تاریخ کاشان، تهران، امیرکبیر، ۱۳۸۹ش.
- عدنانی، محمد، معجم الاغلاط اللغویة المعاصرة، بیروت، بینا، ۱۹۸۹م.
- فرهنگ، محمدحسین، جامعهشناسی و مردمشناسی شیعیان افغانستان، قم، مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، ۱۳۸۰ش.
- کاشفی، حسینبن علی، فتوتنامه سلطانی، تهران، حوا، ۱۳۹۵ش.
- کریمان، حسین، تهران در گذشته و حال، تهران، ۱۳۵۵ش.
- کمپفر، انگلبرت، سفرنامه کمپفر، ترجمه کیکاوس جهانداری، تهران، ۱۳۶۰ش.
- کیانی، محسن، تاریخ خانقاه در ایران، تهران، ۱۳۶۹ش.
- گلریز، محمدعلی، مینودر یا بابالجنهٔ قزوین، قزوین، سازمان میراث فرهنگی کشور، ۱۳۶۸ش.
- گلمبک، ریزا، معماری تیموری در ایران و توران، تهران، سازمان میراث فرهنگی، ۱۳۷۵ش.
- فلاحزاده، مجید، تاریخ اجتماعی ـ سیاسی تئاتر در ایران (تعزیه)، تهران، پژواک کیوان، ۱۳۸۴ش.
- محدثی، جواد، فرهنگ عاشورا، قم، نشر معروف، ۱۳۷۸ش.
- «محرم در افغانستان»، پایگاه تخصصی تحلیلی جامعه و فرهنگ ملل، تاریخ درج مطلب: ۱۳ دیماه ۱۳۹۸ش.
- مستوفی، عبدالله، شرح زندگانی من، تهران، زوار، ۱۳۷۱ش.
- معتمدی، حسین، عزاداری سنتی شیعیان در بیوت علما و حوزههای علمیه و کشورهای جهان، قم، عصر ظهور، ۱۳۷۹ش.
- مصطفی، صالح لمعی، التراث المعماری الاسلامی فی مصر، بیروت، بینا، ۱۴۰۴ق.
- ملگونوف، گریگوری والریانوویچ، سفرنامه ملگونف به سواحل جنوبی دریای خزر (۱۸۵۸ و ۱۸۶۰ م)، تصحیح، تکمیل و ترجمه مسعود گلزاری، تهران، دادجو، ۱۳۶۴ش.
- میرمحمدی، حمیدرضا، «پراکندگی جغرافیایی اماکن مذهبی کشور در قالب استانی»، مجلهٔ مسجد، شماره ۵۸، ۱۳۸۰ش.
- مصطفوی، محمدتقی، آثار تاریخی طهران، تنظیم و تصحیح میرهاشم محدث، تهران، گروس، ۱۳۶۱ش.
- منفرد، افسانه، «تکیه»، دانشنامهٔ جهان اسلام، تهران، بنیاد دایرهالمعارف اسلامی، ۱۳۸۳ش.
- الموسوعة الفلسطینیه، القسم العام، بیروت، دار النهضه العربیه، ۱۹۸۴م.
- موسوی، سید عسکر، هزارههای افغانستان، ترجمه اسدالله شفاهی، تهران، نقش سیمرغ، ۱۳۸۷ش.
- نراقی، حسن، تاریخ اجتماعی کاشان، تهران، ۱۳۶۵ش.
- نفیسی، علیاکبر، فرهنگ، بهتحقیق سعید نفیسی، تهران، خیام، ۱۳۴۳ش.
- هاشمی گلپایگانی، محمدموسی، بوی جوی مولیان: ابنیه و آثار تاریخی اسلام در ماوراءالنهر، مترجم بهرام شادابی، تهران ۱۳۷۹ش.
- Brown, J. P. , The Darvishes, London, 1968.