پیشنویس:حق کرامت زن: تفاوت میان نسخهها
project>مریم رحیمی سجاسی صفحهای تازه حاوی «<big>'''حق کرامت زن'''</big>؛ حق برخورداری زن از رفتار محترمانه شوهر.<br> انسان بهدلیل برخورداری از هستی شرافتمندانه، شایستۀ احترام است، از اینرو رفتار محترمانه و تکریم افراد از اصول پذيرفتهشدۀ اسلام است. در این میان بهدلیل جایگاه خانواده، حسن...» ایجاد کرد |
imported>علیرضا محمددوست بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| (۲۱ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۸ کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{جعبه اطلاعات مفهوم | |||
| تصویر = حق کرامت زن.jpg | |||
| زیرنویس تصویر = [[امام خمینی]]، بنیانگذار نظام جمهوری اسلامی ایران در کنار همسرش [[خدیجه ثقفی]] | |||
| فایل پادکست = | |||
| حجم فایلپادکست = | |||
| تاریخ پادکست = | |||
| زیرنویس عنوان = | |||
| عنوان اصلی =حق کرامت زن | |||
| عنوان انگلیسی = | |||
| عنوان عربی = | |||
| عنوان علمی = | |||
| شاخه علمی =حقوق زنان | |||
| نوع مفهوم = | |||
| معنای اصطلاحی =حق برخورداری زن از رفتار محترمانه شوهر | |||
| حوزه کاربرد =حقوق زن در خانواده | |||
| گستره جغرافیایی = | |||
| منشأ تاریخی = | |||
| نخستین کاربرد = | |||
| ریشه واژه = | |||
| مرتبط با =[[حقوق زن در اسلام]] | |||
| اهمیت = | |||
| مبدع = | |||
| مروج = | |||
| مقدس برای = | |||
| مورد احترام = | |||
| آثار مرتبط = | |||
}} | |||
انسان بهدلیل برخورداری از هستی شرافتمندانه، | {{درشت|'''حق کرامت زن'''}}؛ حق برخورداری زن از رفتار محترمانه شوهر. | ||
انسان بهدلیل برخورداری از هستی شرافتمندانه، شایستهٔ احترام است، از اینرو رفتار محترمانه و تکریم افراد از اصول پذیرفتهشدهٔ اسلام است. در این میان بهدلیل جایگاه [[خانواده]]، حسن معاشرت زوجین و بهویژه رفتار مناسب شوهر با [[زن]]، بسیار مورد توجه قرار گرفته است؛ زیرا لازمهٔ نقش [[مادری]] و [[نقش تربیتی زن|تربیت]] فرزند، برخورداری از شخصیت سالم است و چنین شخصیتی در نتیجهٔ حفظ [[کرامت]] ایجاد میشود. ضمن اینکه زنان از یکسو بهدلیل انسان بودن و شرافت ذاتی، شایستهٔ برخورد کریمانه هستند و از سوی دیگر بهدلیل [[نقش همسری]] و وظیفهٔ [[تمکین]]، امکان مقابله با فزونخواهی و سوءاستفادهٔ برخی از مردان را ندارند، به این دلیل تکریم زن و حسن معاشرت با او از وظایف شناختهشدهٔ شوهر در [[اسلام]] است. | |||
==مفهومشناسی کرامت== | ==مفهومشناسی کرامت== | ||
[[کرامت]] در لغت بهمعنی بزرگواری و جوانمردی است.<ref>[https://vajehyab.com/dehkhoda/کرامت دهخدا، لغتنامه، ذیل واژه کرامت.]</ref> کرامت ذاتی بهمعنای وجود شرافت در ذات یک چیز است که غیرقابل سلب بوده و تعیینکنندهٔ رهیافتهای [[اخلاق|اخلاقی]] و حقوقی برای انسان است. کرامت، انسان را واجد حقوقی میکند که صرفاً به واسطهٔ انسانبودن از آنها برخوردار است. این حقوق، تکوینی بوده و همانند قراردادهای بشری از اعتبار ساقط نمیشود.<ref>[https://www.jwss.ir/article_178561_ea2c39adb858d9d08d534a21586a346e.pdf ولیزاده، «ارزیابی انگارۀ تزاحم قوامیت مرد با کرامت اخلاقی زن»، 1401ش، ص165-167.]</ref> | |||
==حق کرامت زن در مسیحیت== | ==حق کرامت زن در مسیحیت== | ||
[[پرونده:حق کرامت زن۱.png|جایگزین=تظاهرات پاریس و اعتراض به قتل ۱۱۸ زن به دست همسر یا همسر سابق در فرانسه|بندانگشتی|تظاهرات در آستانهٔ ۸ مارس ۲۰۲۲م در پاریس و اعتراض به قتل ۱۱۸ زن به دست همسر یا همسر سابق در فرانسه]] | |||
در آموزههای [[زن در آیین مسیحیت|مسیحیت]]، زن از کرامت ذاتی برخوردار نیست؛ زیرا با مرد تفاوت ماهوی دارد. آنها معتقدند خداوند اول آدم را آفرید و بعد حوا را؛ آدم فریب شیطان را نخورد، اما حوا فریب خورد و آدم را نیز گرفتار کرد. به همین نحو عالمان و کشیشهای مسیحی نیز نگاه مثبتی به زن نداشتند. آگوستین قدیس، از برجستهترین علمای مسیحی، معتقد بود میان تمام جانواران وحشی، زیانبارتر از زن وجود ندارد.<ref>[https://pzk.journals.miu.ac.ir/article_1057.html فقیهی، «مولفههای حفظ کرامت زن و نقش تربیتی آن در سبک زندگی اسلامی»، 1396ش، ص138- 139].</ref> | |||
در جوامع مسیحی، زن از حقوق اولیه و انسانی محروم بود؛ مثلاً در انگلستان، یک رویهٔ قضایی «قاعدهٔ انگشت» به مرد اجازه میداد همسرش را با چوب بزند، مشروط بر اینکه چوب از انگشت شست او ضخیمتر نباشد. تا اینکه در اواخر سدهٔ نوزده با تلاش جنبشهای [[فمینیسم|فمینیستی]] این شکل از ضرب و جرح غیرقانونی اعلام شد.<ref>آبوت و والاس، جامعهشناسی زنان، 1393ش، ص233.</ref> | |||
در جوامع مسیحی، زن از حقوق اولیه و انسانی محروم بود؛ | |||
==حق کرامت زن در قرآن== | ==حق کرامت زن در قرآن== | ||
واژهٔ کرامت در [[قرآن]] پنجاه بار بهکار رفته و در همهٔ موارد، معنای عزت و برتری داشتن در ذات را دارد،<ref>[https://pzk.journals.miu.ac.ir/article_1057.html فقیهی، «مولفههای حفظ کرامت زن و نقش تربیتی آن در سبک زندگی اسلامی»، 1396ش، ص138.]</ref> که خداوند به همهٔ ابناء بشر آن را عطا کرده است. انسان از آن جهت که انسان است، کریم است<ref>جوادی آملی، کرامت در قرآن، 1376ش، ص46.</ref> و این کرامت اختصاص به گروه و قشر و [[جنس]] خاصی ندارد.<ref>[http://quran.anhar.ir/tafsir-7888.htm طباطبائی، تفسیر المیزان، 1370ش، ج13، ص165.]</ref> | |||
زن نیز از آنجا که انسان است، از آزادی و کرامت ذاتی برخوردار است<ref>جوادی آملی، کرامت در قرآن، 1376ش، ص126.</ref> و هستی شرافتمندانهٔ زن بر اساس آیهٔ ۷۰ سورهٔ اسراء، دارای حرمت است. این حرمت و [[کرامت انسانی]]، بهرسمیت شناختن بسیاری از حقوق را برای زن بهدنبال دارد، از جمله [[حق مالکیت]] و [[حق مشارکت اجتماعی]] و سیاسی.<ref>[https://pzk.journals.miu.ac.ir/article_1057.html فقیهی، «مولفههای حفظ کرامت زن و نقش تربیتی آن در سبک زندگی اسلامی»، 1396ش، ص138-146.]</ref> | |||
زن نیز از آنجا که انسان است، از آزادی و کرامت ذاتی برخوردار است<ref>جوادی آملی، | |||
زن بهدلیل داشتن شرافت | زن بهدلیل داشتن [[شرافت انسانی]]، حق دارد از زندگی محترمانه برخوردار باشد و کسی نباید با رفتار خود، جان، روان، [[آبرو]] و حیثیت او را به مخاطره اندازد.<ref>جوادی آملی، کرامت در قرآن، 1376ش، ص126.</ref> همانطور که انسان کریم، حافظ شئونات انسانی و نظام اجتماعی است، انسان لئیم، بزرگترین آسیب برای اجتماع است. از این رو کرامتبخشی به زن، نیازی ضروری در [[تربیت اجتماعی]] است.<ref>[https://pzk.journals.miu.ac.ir/article_1057.html فقیهی، «مولفههای حفظ کرامت زن و نقش تربیتی آن در سبک زندگی اسلامی»، 1396ش، ص156].</ref> | ||
زن اگر | زن اگر عزیز شمرده نشود و به کرامت و حیثیت او اهانت شود، شخصیت و آبرویش آسیب میبیند و توان بروز استعدادهای خود را از دست میدهد و بهجای رشد و کمال به رکود و گمراهی میرسد. چنین فردی، توان اصلاح و [[تربیت]] [[خانواده]] را نداشته و منجر به [[انحطاط جامعه]] نیز میشود.<ref>جوادی آملی، کرامت در قرآن، 1376ش، ص126.</ref> تا آنجا که تحقیقات نشان میدهد، [[خشونت علیه زنان|خشونت علیه زن]]، [[آسیبپذیری]] خانواده و جامعه را بهدنبال دارد و فرزندان در چنین خانوادههایی، عمدتاً مستبد، بدون [[اعتماد به نفس]] و نابهنجار پرورش مییابند.<ref>[https://www.sid.ir/paper/56856/fa علیوردینیا، «تبیین جامعه شناختی خشونت علیه زنان: آزمون تجربی نظریههای منابع در دسترس زنان و فمینیسم رادیکال»، 1392ش، ص326.]</ref> | ||
==حق کرامت زن در منابع فقهی== | ==حق کرامت زن در منابع فقهی== | ||
در متون اسلامی، گزارهها و مضامین فراوانی وجود دارد که از توجه اسلام به [[حق کرامت زن]] حکایت میکند. سفارش مردان به معاشرت مناسب با همسران و تأکید بر نگهداری شایستهٔ [[زنان مطلقه]]، در آیهٔ ۲۲۹ سورهٔ بقره، شواهد قرآنی این ادعا هستند. به همین نحو در روایات به مصادیقی از حسن معاشرت اشاره شده است، از جمله خوشصحبتی، [[عفو]] و [[بخشش شوهر]] از خطاهای همسر، [[محبت شوهر به زن|محبت شوهر به همسر]] و ابراز آن، پاکیزگی و [[آراستگی شوهر|آراستگی ظاهری شوهر]] برای همسر،<ref>بستان، اسلام و تفاوتهای جنسیتی در نهادهای اجتماعی، 1401ش، ص32-33.</ref> اکرام همسر و بزرگداشت وی حتی در صدا زدن او و پایبندی به همسر و عدم اهتمام به غیر همسر.<ref>حکمتنیا، حقوق زن و خانواده، 1396ش، ص240.</ref> به همین نحو برای ممانعت از سوء معاشرت شوهر، علاوه بر سرزنشِ کتکزدن زن توسط شوهر، مجازاتهای [[تعزیر]]، [[قصاص]] و [[دیه]] نیز پیشبینی شده است.<ref>بستان، اسلام و تفاوتهای جنسیتی در نهادهای اجتماعی، 1401ش، ص255.</ref> | |||
در تفاسیر، دستور قرآنی معاشرت معروف با زنان، بهعنوان عملی تعریف شده که منطبق بر [[عقل]]، حکم [[شرع]] و [[قانون]] باشد، با فضایل اخلاقی منافات نداشته باشد و سنتهای مرسوم آن را خلاف [[ادب]] ندانند، آمده است. به عبارت دیگر از نظر [[اسلام]]، معروف چیزی است که مردم آن را معروف بدانند، البته مردمی که از راه [[فطرت]] منحرف نشده باشند. بر این اساس عادات و رسوم اجتماعی، [[تمدن]] و [[اخلاق]] هر قوم، میتواند مفهوم خاصی از حسن معاشرت را مطرح کند.<ref>[https://flj.isu.ac.ir/article_39995.html ابنتراب، «نقش عرف در حقوق همسران»، 1386ش، ص95-98.]</ref> | |||
[[پرونده:حق کرامت زن۲.jpg|جایگزین=مراسم فارغالتحصیلی دانشجویان علوم پزشکی سراسر کشور در رواق امام خمینی حرم امام رضا |بندانگشتی|مراسم فارغالتحصیلی دانشجویان علوم پزشکی سراسر کشور عصر چهارشنبه (۲۱ تیر ۱۴۰۲ش) در رواق امام خمینی حرم امام رضا ]] | |||
در تفاسیر، دستور قرآنی معاشرت معروف با زنان، بهعنوان عملی تعریف شده که منطبق بر | همانطور که در گذشته در تنگنا قراردادن زن بهواسطهٔ اذن خروج و ایجاد محرومیت در کسب علم و حضور در اجتماع برای زنان موضوعیتی نداشت و گستردگی مصادیق اذن خروج، بیعدالتی و مخدوش کردن کرامت زن تلقی نمیشد، اما امروزه برخورداری زن از حقوق اولیهٔ انسانی مانند خروج از منزل بهمنظور [[علمآموزی]]، تصرف در اموال شخصی، [[احسان به والدین|احسان و نیکی به والدین]] و [[اشتغال زنان|اشتغال]] از بارزترین مصادیق اجرای [[عدالت]] در راستای حفظ کرامت تلقی میشود.<ref>[https://www.journal.ihrci.ir/article_207186.html شریف بهشتی و دیگران، «اذن زوج و تضمین کرامت زن درپرتو قاعدة لاضرر»، 1403ش، ص81.]</ref> | ||
همانطور که در گذشته در تنگنا قراردادن زن | |||
==حق کرامت زن در قوانین ایران== | ==حق کرامت زن در قوانین ایران== | ||
جنبهٔ سلبی اصل معاشرت به معروف، بیانگر این است که اگر کرامتِ ساحتهای مختلف وجود انسان مانند عقل، اراده و عواطف، نقض و حرمت جسم یا روان انسان خدشهدار شود، باید برای رفع و ترمیم آنها اقدام کرد و موانعی برای نقض کرامت ایجاد کرد.<ref>هاشمی، حقوق بشر و آزادیهای اساسی، 1384ش، ص82.</ref> بر این اساس اگر شوهر در روابط خود با زن بهگونهای رفتار کند که زن دچار زیان مادی یا بدنی شود، ضامن پرداخت خسارت است، یعنی برای زن حق مصونیت از سوء معاشرت شوهر مطرح است.<ref>حکمتنیا، حقوق زن و خانواده، 1396ش، 241-242.</ref> | |||
علاوه بر ضمانت اجراهای حقوقی و کیفری، سوء معاشرت، دارای پیامد حقوقی حق درخواست [[طلاق قضایی]] از سوی زن نیز است.<ref>حکمتنیا، حقوق زن و خانواده، 1396ش، 246.</ref> از اینرو حق کرامت و [[حسن معاشرت]] با زن در مادهٔ ۱۱۰۳ قانون مدنی<ref>[https://davoudabadi.ir/page/8172046/ماده-1103-قانون-مدنی قانون مدنی، ماده 1103.]</ref> مورد توجه قرار گرفته، اما مصادیق آن بهصورت معین مشخص نشده و ضمانت اجرایی برای آن تعیین نشده است. این در حالی است که اگرچه حفظ کرامت انسانی یکی از مرزهای سازندهٔ [[حریم خصوصی]] خانواده شمرده میشود، اما از نگاهی دیگر اگر حرمت انسانی و کرامت جسمی یا روحی شخصی در آن مورد تهاجم و خدشه قرار گیرد، دخالت [[حکومت اسلامی]] و حمایت کیفری از آن به سبب آن که متصدی اصلی حریم خصوصی دولت است، ضرورت مییابد.<ref>[https://ensani.ir/file/download/article/20160914150059-9551-101.pdf عظیمزاده اردبیلی و میرزازاده، «بررسی دلایل لزوم حمایت کیفری از حریم خصوصی خانواده»، 1395ش، ص46.]</ref> به این دلیل مصونیت از سوء رفتار در [[نظام حقوق زن در اسلام|نظام حقوقی اسلام]]، دارای ضمانت اجرای مدنی و حتی کیفری است؛ زیرا اگر کسی به دیگری زیان مادی یا بدنی برساند، بر اساس قواعد، ضامن پرداخت خسارت خواهد بود و با تحقق شرایط مستحق مجازات است.<ref>حکمتنیا، حقوق زن و خانواده، 1396ش، 241-242.</ref> | |||
علاوه بر ضمانت اجراهای حقوقی و کیفری، سوء معاشرت، دارای پیامد حقوقی حق درخواست طلاق قضایی از سوی زن نیز است.<ref>حکمتنیا، حقوق زن و خانواده، 1396ش، 246.</ref> از | |||
بر همین اساس زن در صورت سوء معاشرت مطابق | بر همین اساس زن در صورت سوء معاشرت مطابق مادهٔ ۱۱۰۸ قانون مدنی<ref>[https://davoudabadi.ir/page/8392165/ماده-1108-قانون-مدنی قانون مدنی، ماده 1108.]</ref> استحقاق دریافت [[نفقه]] را از دست میدهد، اما علیرغم اینکه خداوند در آیات معاشرت با معروف، مردان را بیشتر مخاطب قرار داده و آنها را به رفتار مناسب با همسران خود سفارش کرده، در قانون، سوء معاشرت شوهر بیشتر جنبهٔ اخلاقی دارد و ضمانت اجرایی برای آن پیشبینی نشده است. تنها زمانی که سوء معاشرت مرد، [[زندگی]] را برای زن غیرقابل تحمل سازد، بر اساس مادهٔ ۱۱۳۰ قانون مدنی<ref>[https://davoudabadi.ir/page/2946835/ماده-1130-قانون-مدنی قانون مدنی، ماده 1130.]</ref> زن حق دارد از دادگاه درخواست طلاق کند.<ref>وفادار، حقوق خانواده (حقوق مدنی 5)، 1380ش، ص83.</ref> | ||
در | در مادهٔ مذکور ضمن بیان مصادیق عسر و حرج، در بند چهار تصریح شده که ضرب و شتم یا هرگونه سوءرفتار مستمر زوج که عرفاً با توجه به وضعیت زوجه قابل تحمل نباشد، از مصادیق قابل پذیرش دادگاه برای اجبار زوج به طلاق زن است. البته در عمل، عدم وضوح و تعریف دقیق مفهوم عسر و حرج، مانع درک مناسب قاضی از این مسئله میشود. احساس [[امنیت جسمی]] و روانی باید بهشدت تحتتأثیر قرار گیرد تا شرایط زوجه، سخت ارزیابی شود. از طرفی از آنجا که قانون، شرایط اجرای عسر و حرج را مشخص نکرده، [[قاضی]] باید بهمنظور ارزیابی وضعیت، مورد به مورد را بهصورت جداگانه بررسی کند، که در این حالت عسر و حرج زنی که استاد دانشگاه است، متفاوت از یک زن کم سواد ارزیابی میشود.<ref>Yassari, “[https://offcamp.modares.ac.ir/+CSCO+0h75676763663A2F2F757276616261797661722E626574++/HOL/-CSCO-3h--Page?handle=hein.journals/yislamie9&div=9&start_page=43&collection=journals&set_as_cursor=6&men_tab=srchresults Iranian Family Law in Theory and Practice”, ''Yearbook of Islamic and Middle Eastern Law'' 9: (53).]</ref> | ||
عدم تعریف | عدم تعریف این که [[خشونت]] چیست و چه سطحی از آن طلاق را مجاز میکند، مانع متقاعد کردن دادگاه در عمل میشود. گاهی تشخیص خشونت بر عهده قاضیای قرار میگیرد که وی در فرهنگی مردسالار پرورش یافته، فرهنگی که در آن، میزانی از خشونت مردان علیه زنان پذیرفته شده است. به این دلیل در عمل، دادگاه هر نوع خشونتی را جزء مصادیق عسر و حرج قرار نمیدهد و قاضی طبق معیارهای خود به تعریف خشونت میپردازد.<ref>Afshasr, ''Islam and Feminisms: An Iranian Case– Study, p.''182.</ref> در این شرایط زنان برای وصول به طلاق، بیشتر به شروط موجود در قرارداد [[ازدواج]] بسنده میکنند و حتی گاهی بهمنظور متقاعد کردن شوهر برای موافقت با طلاق امتیازهایی به وی میدهند.<ref>رحیمی سجاسی، تبیین فرایند مواجهه زنان با شکاف هنجارهای عرفی و موازین شرعی در ارتباط با حقوق خود در نقش همسری، 1398ش، ص67.</ref> | ||
==پانویس== | ==پانویس== | ||
{{پانویس}} | {{پانویس}} | ||
==منابع== | ==منابع== | ||
{{آغاز منابع}} | |||
* قرآن کریم | * قرآن کریم | ||
* آبوت، پاملا و کلر، والاس، جامعهشناسی زنان، ترجمه منیژه نجم عراقی، تهران، نی، ۱۳۹۳ش. | |||
* آبوت، پاملا و کلر، والاس، جامعهشناسی زنان، ترجمه منیژه نجم عراقی، تهران، نی، | * ابنتراب، مریم، «نقش عرف در حقوق همسران»، در دو فصلنامه علمی-ترویجی حقوق خانواده (ندای صادق)، شماره ۵۲، سال ۱۵، ۱۳۸۹ش. | ||
* بستان (نجفی)، حسین، اسلام و تفاوتهای جنسیتی در نهادهای اجتماعی، تهران، دفتر امور بانوان وزارت کشور، قم، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، ۱۳۸۸ش. | |||
* ابنتراب، مریم، «نقش عرف در حقوق همسران»، در دو فصلنامه علمی-ترویجی حقوق خانواده (ندای صادق)، شماره | * جوادی آملی، عبداالله، کرامت در قرآن، تهران، رجا، چاپ دوم، ۱۳۷۶ش. | ||
* حکمتنیا، محمود، حقوق زن و خانواده، تهران، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، چاپ سوم، ۱۳۹۶ش. | |||
* بستان (نجفی)، حسین، اسلام و تفاوتهای جنسیتی در نهادهای اجتماعی، تهران، دفتر امور بانوان وزارت کشور، قم، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، | * دهخدا، علیاکبر، لغتنامه، وبسایت واژهیاب، تاریخ بازدید: ۹ اردیبهشت ۱۴۰۴ش. | ||
* | * رحیمی سجاسی، مریم، تبیین فرایند مواجهه زنان با شکاف هنجارهای عرفی و موازین شرعی در ارتباط با حقوق خود در نقش همسری، پایاننامه دوره دکتری، تهران، دانشکده علوم انسانی دانشگاه تربیت مدرس، ۱۳۹۸ش. | ||
* شریف بهشتی، نرجس و دیگران، «اذن زوج وتضمین کرامت زن درپرتو قاعدهٔ الضر»، در فصلنامهٔ مطالعات فقه اقتصادی، دورهٔ ۶، پیاپی ۵، ۱۴۰۳ش. | |||
* فقیهی، علینقی، «مولفههای حفظ کرامت زن و نقش تربیتی آن در سبک زندگی اسلامی»، در پژوهشنامه اسلامی حقوق زن و خانواده، شماره ۹، سال ۵، پاییز و زمستان ۱۳۹۶ش. | |||
* حکمتنیا، محمود، حقوق زن و خانواده، تهران، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، چاپ سوم، | * عظیمزاده اردبیلی، فائزه و میرزازاده، زهرا، «بررسی دلایل لزوم حمایت کیفری از حریم خصوصی خانواده»، در فصلنامه علمی-ترویجی فقه و حقوق خانواده (ندای صادق)، شماره ۶، سال ۲۱، ۱۳۹۵ش. | ||
* علیوردینیا، اکبر و دیگران، «تبیین جامعه شناختی خشونت علیه زنان: آزمون تجربی نظریههای منابع در دسترس زنان و فمینیسم رادیکال»، در فصلنامهٔ علمی پژوهشی رفاه اجتماعی، شماره ۴۹، سال ۱۳، ۱۳۹۲ش. | |||
* دهخدا، علیاکبر، لغتنامه، وبسایت واژهیاب، تاریخ بازدید: | * طباطبائی، محمدحسین، تهران، بنیاد علمی و فکری علامه طباطبائی، ۱۳۷۰ش. | ||
* وفادار، علی، حقوق خانواده (حقوق مدنی ۵)، تهران، وفادار، ۱۳۸۰ش. | |||
* رحیمی سجاسی، مریم، تبیین فرایند مواجهه زنان با شکاف هنجارهای عرفی و موازین شرعی در ارتباط با حقوق خود در نقش همسری، پایاننامه دوره دکتری، تهران، دانشکده علوم انسانی دانشگاه تربیت مدرس، | * ولیزاده، محمدمهدی، «ارزیابی انگارهٔ تزاحم قوامیت مرد با کرامت اخلاقی زن»، در مطالعات راهبردی زنان، شماره ۹۸، دوره ۲۵، زمستان ۱۴۰۱ش. | ||
* هاشمی، سیدمحمد، حقوق بشر و آزادیهای اساسی، تهران، میزان، ۱۳۸۴ش. | |||
* شریف بهشتی، نرجس و دیگران، «اذن زوج وتضمین کرامت زن درپرتو | * Afshar, Haleh. Islam and Feminisms: An Iranian Case– Study. London: Macmillan Press Ltd & The United States of America , New York: ST.Martin Press, INC, 1999. | ||
* فقیهی، علینقی، «مولفههای حفظ کرامت زن و نقش تربیتی آن در سبک زندگی اسلامی»، در پژوهشنامه اسلامی حقوق زن و خانواده، شماره | |||
* | |||
* | |||
* طباطبائی، | |||
* وفادار، علی، حقوق خانواده (حقوق مدنی | |||
* ولیزاده، محمدمهدی، «ارزیابی | |||
* | |||
* Afshar, Haleh. Islam and Feminisms : An Iranian Case– Study. London: Macmillan Press Ltd & The United States of America , New York : ST.Martin | |||
* Yassari, Nadjma. 2002-2003. “Iranian Family Law in Theory and Practice”. Yearbook of Islamic and Middle Eastern Law Vol, 9. | * Yassari, Nadjma. 2002-2003. “Iranian Family Law in Theory and Practice”. Yearbook of Islamic and Middle Eastern Law Vol, 9. | ||
{{پایان منابع}} | |||
{{حقوق-افقی}} | |||
{{زنان-افقی}} | |||
[[رده: | [[رده:آسیبشناسی مسائل زنان و خانواده]] | ||
[[رده:حقوق زنان]] | |||
[[رده:مطالعات زن و خانواده]] | |||
نسخهٔ کنونی تا ۱۸ آبان ۱۴۰۴، ساعت ۱۳:۵۹
![]() امام خمینی، بنیانگذار نظام جمهوری اسلامی ایران در کنار همسرش خدیجه ثقفی | |
| عنوان اصلی | حق کرامت زن |
|---|---|
| شاخه علمی | حقوق زنان |
| معنای اصطلاحی | حق برخورداری زن از رفتار محترمانه شوهر |
| حوزه کاربرد | حقوق زن در خانواده |
| مرتبط با | حقوق زن در اسلام |
حق کرامت زن؛ حق برخورداری زن از رفتار محترمانه شوهر.
انسان بهدلیل برخورداری از هستی شرافتمندانه، شایستهٔ احترام است، از اینرو رفتار محترمانه و تکریم افراد از اصول پذیرفتهشدهٔ اسلام است. در این میان بهدلیل جایگاه خانواده، حسن معاشرت زوجین و بهویژه رفتار مناسب شوهر با زن، بسیار مورد توجه قرار گرفته است؛ زیرا لازمهٔ نقش مادری و تربیت فرزند، برخورداری از شخصیت سالم است و چنین شخصیتی در نتیجهٔ حفظ کرامت ایجاد میشود. ضمن اینکه زنان از یکسو بهدلیل انسان بودن و شرافت ذاتی، شایستهٔ برخورد کریمانه هستند و از سوی دیگر بهدلیل نقش همسری و وظیفهٔ تمکین، امکان مقابله با فزونخواهی و سوءاستفادهٔ برخی از مردان را ندارند، به این دلیل تکریم زن و حسن معاشرت با او از وظایف شناختهشدهٔ شوهر در اسلام است.
مفهومشناسی کرامت
[ویرایش | ویرایش مبدأ]کرامت در لغت بهمعنی بزرگواری و جوانمردی است.[۱] کرامت ذاتی بهمعنای وجود شرافت در ذات یک چیز است که غیرقابل سلب بوده و تعیینکنندهٔ رهیافتهای اخلاقی و حقوقی برای انسان است. کرامت، انسان را واجد حقوقی میکند که صرفاً به واسطهٔ انسانبودن از آنها برخوردار است. این حقوق، تکوینی بوده و همانند قراردادهای بشری از اعتبار ساقط نمیشود.[۲]
حق کرامت زن در مسیحیت
[ویرایش | ویرایش مبدأ]
در آموزههای مسیحیت، زن از کرامت ذاتی برخوردار نیست؛ زیرا با مرد تفاوت ماهوی دارد. آنها معتقدند خداوند اول آدم را آفرید و بعد حوا را؛ آدم فریب شیطان را نخورد، اما حوا فریب خورد و آدم را نیز گرفتار کرد. به همین نحو عالمان و کشیشهای مسیحی نیز نگاه مثبتی به زن نداشتند. آگوستین قدیس، از برجستهترین علمای مسیحی، معتقد بود میان تمام جانواران وحشی، زیانبارتر از زن وجود ندارد.[۳]
در جوامع مسیحی، زن از حقوق اولیه و انسانی محروم بود؛ مثلاً در انگلستان، یک رویهٔ قضایی «قاعدهٔ انگشت» به مرد اجازه میداد همسرش را با چوب بزند، مشروط بر اینکه چوب از انگشت شست او ضخیمتر نباشد. تا اینکه در اواخر سدهٔ نوزده با تلاش جنبشهای فمینیستی این شکل از ضرب و جرح غیرقانونی اعلام شد.[۴]
حق کرامت زن در قرآن
[ویرایش | ویرایش مبدأ]واژهٔ کرامت در قرآن پنجاه بار بهکار رفته و در همهٔ موارد، معنای عزت و برتری داشتن در ذات را دارد،[۵] که خداوند به همهٔ ابناء بشر آن را عطا کرده است. انسان از آن جهت که انسان است، کریم است[۶] و این کرامت اختصاص به گروه و قشر و جنس خاصی ندارد.[۷]
زن نیز از آنجا که انسان است، از آزادی و کرامت ذاتی برخوردار است[۸] و هستی شرافتمندانهٔ زن بر اساس آیهٔ ۷۰ سورهٔ اسراء، دارای حرمت است. این حرمت و کرامت انسانی، بهرسمیت شناختن بسیاری از حقوق را برای زن بهدنبال دارد، از جمله حق مالکیت و حق مشارکت اجتماعی و سیاسی.[۹]
زن بهدلیل داشتن شرافت انسانی، حق دارد از زندگی محترمانه برخوردار باشد و کسی نباید با رفتار خود، جان، روان، آبرو و حیثیت او را به مخاطره اندازد.[۱۰] همانطور که انسان کریم، حافظ شئونات انسانی و نظام اجتماعی است، انسان لئیم، بزرگترین آسیب برای اجتماع است. از این رو کرامتبخشی به زن، نیازی ضروری در تربیت اجتماعی است.[۱۱]
زن اگر عزیز شمرده نشود و به کرامت و حیثیت او اهانت شود، شخصیت و آبرویش آسیب میبیند و توان بروز استعدادهای خود را از دست میدهد و بهجای رشد و کمال به رکود و گمراهی میرسد. چنین فردی، توان اصلاح و تربیت خانواده را نداشته و منجر به انحطاط جامعه نیز میشود.[۱۲] تا آنجا که تحقیقات نشان میدهد، خشونت علیه زن، آسیبپذیری خانواده و جامعه را بهدنبال دارد و فرزندان در چنین خانوادههایی، عمدتاً مستبد، بدون اعتماد به نفس و نابهنجار پرورش مییابند.[۱۳]
حق کرامت زن در منابع فقهی
[ویرایش | ویرایش مبدأ]در متون اسلامی، گزارهها و مضامین فراوانی وجود دارد که از توجه اسلام به حق کرامت زن حکایت میکند. سفارش مردان به معاشرت مناسب با همسران و تأکید بر نگهداری شایستهٔ زنان مطلقه، در آیهٔ ۲۲۹ سورهٔ بقره، شواهد قرآنی این ادعا هستند. به همین نحو در روایات به مصادیقی از حسن معاشرت اشاره شده است، از جمله خوشصحبتی، عفو و بخشش شوهر از خطاهای همسر، محبت شوهر به همسر و ابراز آن، پاکیزگی و آراستگی ظاهری شوهر برای همسر،[۱۴] اکرام همسر و بزرگداشت وی حتی در صدا زدن او و پایبندی به همسر و عدم اهتمام به غیر همسر.[۱۵] به همین نحو برای ممانعت از سوء معاشرت شوهر، علاوه بر سرزنشِ کتکزدن زن توسط شوهر، مجازاتهای تعزیر، قصاص و دیه نیز پیشبینی شده است.[۱۶]
در تفاسیر، دستور قرآنی معاشرت معروف با زنان، بهعنوان عملی تعریف شده که منطبق بر عقل، حکم شرع و قانون باشد، با فضایل اخلاقی منافات نداشته باشد و سنتهای مرسوم آن را خلاف ادب ندانند، آمده است. به عبارت دیگر از نظر اسلام، معروف چیزی است که مردم آن را معروف بدانند، البته مردمی که از راه فطرت منحرف نشده باشند. بر این اساس عادات و رسوم اجتماعی، تمدن و اخلاق هر قوم، میتواند مفهوم خاصی از حسن معاشرت را مطرح کند.[۱۷]

همانطور که در گذشته در تنگنا قراردادن زن بهواسطهٔ اذن خروج و ایجاد محرومیت در کسب علم و حضور در اجتماع برای زنان موضوعیتی نداشت و گستردگی مصادیق اذن خروج، بیعدالتی و مخدوش کردن کرامت زن تلقی نمیشد، اما امروزه برخورداری زن از حقوق اولیهٔ انسانی مانند خروج از منزل بهمنظور علمآموزی، تصرف در اموال شخصی، احسان و نیکی به والدین و اشتغال از بارزترین مصادیق اجرای عدالت در راستای حفظ کرامت تلقی میشود.[۱۸]
حق کرامت زن در قوانین ایران
[ویرایش | ویرایش مبدأ]جنبهٔ سلبی اصل معاشرت به معروف، بیانگر این است که اگر کرامتِ ساحتهای مختلف وجود انسان مانند عقل، اراده و عواطف، نقض و حرمت جسم یا روان انسان خدشهدار شود، باید برای رفع و ترمیم آنها اقدام کرد و موانعی برای نقض کرامت ایجاد کرد.[۱۹] بر این اساس اگر شوهر در روابط خود با زن بهگونهای رفتار کند که زن دچار زیان مادی یا بدنی شود، ضامن پرداخت خسارت است، یعنی برای زن حق مصونیت از سوء معاشرت شوهر مطرح است.[۲۰]
علاوه بر ضمانت اجراهای حقوقی و کیفری، سوء معاشرت، دارای پیامد حقوقی حق درخواست طلاق قضایی از سوی زن نیز است.[۲۱] از اینرو حق کرامت و حسن معاشرت با زن در مادهٔ ۱۱۰۳ قانون مدنی[۲۲] مورد توجه قرار گرفته، اما مصادیق آن بهصورت معین مشخص نشده و ضمانت اجرایی برای آن تعیین نشده است. این در حالی است که اگرچه حفظ کرامت انسانی یکی از مرزهای سازندهٔ حریم خصوصی خانواده شمرده میشود، اما از نگاهی دیگر اگر حرمت انسانی و کرامت جسمی یا روحی شخصی در آن مورد تهاجم و خدشه قرار گیرد، دخالت حکومت اسلامی و حمایت کیفری از آن به سبب آن که متصدی اصلی حریم خصوصی دولت است، ضرورت مییابد.[۲۳] به این دلیل مصونیت از سوء رفتار در نظام حقوقی اسلام، دارای ضمانت اجرای مدنی و حتی کیفری است؛ زیرا اگر کسی به دیگری زیان مادی یا بدنی برساند، بر اساس قواعد، ضامن پرداخت خسارت خواهد بود و با تحقق شرایط مستحق مجازات است.[۲۴]
بر همین اساس زن در صورت سوء معاشرت مطابق مادهٔ ۱۱۰۸ قانون مدنی[۲۵] استحقاق دریافت نفقه را از دست میدهد، اما علیرغم اینکه خداوند در آیات معاشرت با معروف، مردان را بیشتر مخاطب قرار داده و آنها را به رفتار مناسب با همسران خود سفارش کرده، در قانون، سوء معاشرت شوهر بیشتر جنبهٔ اخلاقی دارد و ضمانت اجرایی برای آن پیشبینی نشده است. تنها زمانی که سوء معاشرت مرد، زندگی را برای زن غیرقابل تحمل سازد، بر اساس مادهٔ ۱۱۳۰ قانون مدنی[۲۶] زن حق دارد از دادگاه درخواست طلاق کند.[۲۷]
در مادهٔ مذکور ضمن بیان مصادیق عسر و حرج، در بند چهار تصریح شده که ضرب و شتم یا هرگونه سوءرفتار مستمر زوج که عرفاً با توجه به وضعیت زوجه قابل تحمل نباشد، از مصادیق قابل پذیرش دادگاه برای اجبار زوج به طلاق زن است. البته در عمل، عدم وضوح و تعریف دقیق مفهوم عسر و حرج، مانع درک مناسب قاضی از این مسئله میشود. احساس امنیت جسمی و روانی باید بهشدت تحتتأثیر قرار گیرد تا شرایط زوجه، سخت ارزیابی شود. از طرفی از آنجا که قانون، شرایط اجرای عسر و حرج را مشخص نکرده، قاضی باید بهمنظور ارزیابی وضعیت، مورد به مورد را بهصورت جداگانه بررسی کند، که در این حالت عسر و حرج زنی که استاد دانشگاه است، متفاوت از یک زن کم سواد ارزیابی میشود.[۲۸]
عدم تعریف این که خشونت چیست و چه سطحی از آن طلاق را مجاز میکند، مانع متقاعد کردن دادگاه در عمل میشود. گاهی تشخیص خشونت بر عهده قاضیای قرار میگیرد که وی در فرهنگی مردسالار پرورش یافته، فرهنگی که در آن، میزانی از خشونت مردان علیه زنان پذیرفته شده است. به این دلیل در عمل، دادگاه هر نوع خشونتی را جزء مصادیق عسر و حرج قرار نمیدهد و قاضی طبق معیارهای خود به تعریف خشونت میپردازد.[۲۹] در این شرایط زنان برای وصول به طلاق، بیشتر به شروط موجود در قرارداد ازدواج بسنده میکنند و حتی گاهی بهمنظور متقاعد کردن شوهر برای موافقت با طلاق امتیازهایی به وی میدهند.[۳۰]
پانویس
[ویرایش | ویرایش مبدأ]- ↑ دهخدا، لغتنامه، ذیل واژه کرامت.
- ↑ ولیزاده، «ارزیابی انگارۀ تزاحم قوامیت مرد با کرامت اخلاقی زن»، 1401ش، ص165-167.
- ↑ فقیهی، «مولفههای حفظ کرامت زن و نقش تربیتی آن در سبک زندگی اسلامی»، 1396ش، ص138- 139.
- ↑ آبوت و والاس، جامعهشناسی زنان، 1393ش، ص233.
- ↑ فقیهی، «مولفههای حفظ کرامت زن و نقش تربیتی آن در سبک زندگی اسلامی»، 1396ش، ص138.
- ↑ جوادی آملی، کرامت در قرآن، 1376ش، ص46.
- ↑ طباطبائی، تفسیر المیزان، 1370ش، ج13، ص165.
- ↑ جوادی آملی، کرامت در قرآن، 1376ش، ص126.
- ↑ فقیهی، «مولفههای حفظ کرامت زن و نقش تربیتی آن در سبک زندگی اسلامی»، 1396ش، ص138-146.
- ↑ جوادی آملی، کرامت در قرآن، 1376ش، ص126.
- ↑ فقیهی، «مولفههای حفظ کرامت زن و نقش تربیتی آن در سبک زندگی اسلامی»، 1396ش، ص156.
- ↑ جوادی آملی، کرامت در قرآن، 1376ش، ص126.
- ↑ علیوردینیا، «تبیین جامعه شناختی خشونت علیه زنان: آزمون تجربی نظریههای منابع در دسترس زنان و فمینیسم رادیکال»، 1392ش، ص326.
- ↑ بستان، اسلام و تفاوتهای جنسیتی در نهادهای اجتماعی، 1401ش، ص32-33.
- ↑ حکمتنیا، حقوق زن و خانواده، 1396ش، ص240.
- ↑ بستان، اسلام و تفاوتهای جنسیتی در نهادهای اجتماعی، 1401ش، ص255.
- ↑ ابنتراب، «نقش عرف در حقوق همسران»، 1386ش، ص95-98.
- ↑ شریف بهشتی و دیگران، «اذن زوج و تضمین کرامت زن درپرتو قاعدة لاضرر»، 1403ش، ص81.
- ↑ هاشمی، حقوق بشر و آزادیهای اساسی، 1384ش، ص82.
- ↑ حکمتنیا، حقوق زن و خانواده، 1396ش، 241-242.
- ↑ حکمتنیا، حقوق زن و خانواده، 1396ش، 246.
- ↑ قانون مدنی، ماده 1103.
- ↑ عظیمزاده اردبیلی و میرزازاده، «بررسی دلایل لزوم حمایت کیفری از حریم خصوصی خانواده»، 1395ش، ص46.
- ↑ حکمتنیا، حقوق زن و خانواده، 1396ش، 241-242.
- ↑ قانون مدنی، ماده 1108.
- ↑ قانون مدنی، ماده 1130.
- ↑ وفادار، حقوق خانواده (حقوق مدنی 5)، 1380ش، ص83.
- ↑ Yassari, “Iranian Family Law in Theory and Practice”, Yearbook of Islamic and Middle Eastern Law 9: (53).
- ↑ Afshasr, Islam and Feminisms: An Iranian Case– Study, p.182.
- ↑ رحیمی سجاسی، تبیین فرایند مواجهه زنان با شکاف هنجارهای عرفی و موازین شرعی در ارتباط با حقوق خود در نقش همسری، 1398ش، ص67.
منابع
[ویرایش | ویرایش مبدأ]- قرآن کریم
- آبوت، پاملا و کلر، والاس، جامعهشناسی زنان، ترجمه منیژه نجم عراقی، تهران، نی، ۱۳۹۳ش.
- ابنتراب، مریم، «نقش عرف در حقوق همسران»، در دو فصلنامه علمی-ترویجی حقوق خانواده (ندای صادق)، شماره ۵۲، سال ۱۵، ۱۳۸۹ش.
- بستان (نجفی)، حسین، اسلام و تفاوتهای جنسیتی در نهادهای اجتماعی، تهران، دفتر امور بانوان وزارت کشور، قم، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، ۱۳۸۸ش.
- جوادی آملی، عبداالله، کرامت در قرآن، تهران، رجا، چاپ دوم، ۱۳۷۶ش.
- حکمتنیا، محمود، حقوق زن و خانواده، تهران، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، چاپ سوم، ۱۳۹۶ش.
- دهخدا، علیاکبر، لغتنامه، وبسایت واژهیاب، تاریخ بازدید: ۹ اردیبهشت ۱۴۰۴ش.
- رحیمی سجاسی، مریم، تبیین فرایند مواجهه زنان با شکاف هنجارهای عرفی و موازین شرعی در ارتباط با حقوق خود در نقش همسری، پایاننامه دوره دکتری، تهران، دانشکده علوم انسانی دانشگاه تربیت مدرس، ۱۳۹۸ش.
- شریف بهشتی، نرجس و دیگران، «اذن زوج وتضمین کرامت زن درپرتو قاعدهٔ الضر»، در فصلنامهٔ مطالعات فقه اقتصادی، دورهٔ ۶، پیاپی ۵، ۱۴۰۳ش.
- فقیهی، علینقی، «مولفههای حفظ کرامت زن و نقش تربیتی آن در سبک زندگی اسلامی»، در پژوهشنامه اسلامی حقوق زن و خانواده، شماره ۹، سال ۵، پاییز و زمستان ۱۳۹۶ش.
- عظیمزاده اردبیلی، فائزه و میرزازاده، زهرا، «بررسی دلایل لزوم حمایت کیفری از حریم خصوصی خانواده»، در فصلنامه علمی-ترویجی فقه و حقوق خانواده (ندای صادق)، شماره ۶، سال ۲۱، ۱۳۹۵ش.
- علیوردینیا، اکبر و دیگران، «تبیین جامعه شناختی خشونت علیه زنان: آزمون تجربی نظریههای منابع در دسترس زنان و فمینیسم رادیکال»، در فصلنامهٔ علمی پژوهشی رفاه اجتماعی، شماره ۴۹، سال ۱۳، ۱۳۹۲ش.
- طباطبائی، محمدحسین، تهران، بنیاد علمی و فکری علامه طباطبائی، ۱۳۷۰ش.
- وفادار، علی، حقوق خانواده (حقوق مدنی ۵)، تهران، وفادار، ۱۳۸۰ش.
- ولیزاده، محمدمهدی، «ارزیابی انگارهٔ تزاحم قوامیت مرد با کرامت اخلاقی زن»، در مطالعات راهبردی زنان، شماره ۹۸، دوره ۲۵، زمستان ۱۴۰۱ش.
- هاشمی، سیدمحمد، حقوق بشر و آزادیهای اساسی، تهران، میزان، ۱۳۸۴ش.
- Afshar, Haleh. Islam and Feminisms: An Iranian Case– Study. London: Macmillan Press Ltd & The United States of America , New York: ST.Martin Press, INC, 1999.
- Yassari, Nadjma. 2002-2003. “Iranian Family Law in Theory and Practice”. Yearbook of Islamic and Middle Eastern Law Vol, 9.
