پرش به محتوا

پیش‌نویس:جنسیت: تفاوت میان نسخه‌ها

از ایران پدیا
project>قاسم ابراهیمی پور
بدون خلاصۀ ویرایش
imported>علی شاهرودی
 
(۲۴ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۹ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
<big>'''جنسیت'''</big>؛ تکالیف و رفتارهای مورد انتظار یا منتسب به جنس.<br>
{{جعبه اطلاعات مفهوم
| تصویر            =
| زیرنویس تصویر    =
| فایل پادکست      =جنسیت.ogg
| حجم فایلپادکست    =۳/۸۸
| تاریخ پادکست      =۱۱-۰۸-۱۴۰۴
| زیرنویس عنوان    =
| عنوان اصلی        =جنسیت
| عنوان انگلیسی    =Gender
| عنوان عربی        =
| عنوان علمی        =
| شاخه علمی        = [[جامعه‌شناسی]]، [[انسان‌شناسی]]، [[مطالعات جنسیت]]
| نوع مفهوم        = مفهوم اجتماعی ـ فرهنگی
| معنای اصطلاحی      = فاصلهٔ میان جنس زیستی و انتظارات فرهنگی منتسب به آن
| حوزه کاربرد      = مطالعات جنسیت، علوم اجتماعی، انسان‌شناسی، مطالعات زنان
| گستره جغرافیایی  = جهانی
| منشأ تاریخی      = نیمه دوم قرن بیستم
| نخستین کاربرد    =
| ریشه واژه        =
| مرتبط با          = [[زنانگی]]، [[مردانگی]] و [[جنس]]
| اهمیت            = تمایز میان جنس زیستی و انتظارات اجتماعی ـ فرهنگی
| مبدع              =
| مروج              =
| مقدس برای        =
| مورد احترام      =
| آثار مرتبط        =
|image_alt=}}
{{درشت|'''جنسیت'''}}؛ تکالیف و رفتارهای مورد انتظار یا منتسب به زنانگی و مردانگی.


جنسیت (Gender) به‌معنای فاصلۀ حداکثری میان جنس (بیولوژی و ذخیره ژنتیکی هر فرد) و انتظارات منتسب به آن است. اگر جنس به خصوصیات ثابت، طبیعی و همیشگی اطلاق می‌شود، جنسیت به خصوصیات فرهنگی، تربیتی، وابسته به شرایط و محیط زیست، تغییرپذیر و تاریخی مربوط است. گروه‌های حامی حقوق زنان واضع واژه و مفهوم جنسیت بوده‌اند. بنابراین تا زمان‌های اخیر، جنسیت انحصاری زنانه داشته است و مردان خارج از بررسی رابطه میان جنس طبیعی (تذکیر) و تکالیف مرتبط با آن (مردانگی) بوده‌­اند.
جنسیت (Gender) به‌معنای فاصلهٔ حداکثری میان [[جنس]] و انتظارات منتسب به آن است. اگر جنس به خصوصیات ثابت، طبیعی و همیشگی اطلاق می‌شود، [[جنسیت]] به خصوصیات فرهنگی، تربیتی، وابسته به شرایط و محیط زیست، تغییرپذیر و تاریخی مربوط است. گروه‌های حامی [[حقوق زنان]] واضع واژه و مفهوم جنسیت بوده‌اند؛ بنابراین تا زمان‌های اخیر، جنسیت انحصاری زنانه داشته است و مردان خارج از بررسی رابطه میان جنس طبیعی (تذکیر) و تکالیف مرتبط با آن (مردانگی) بوده‌اند.


==تاریخچه مفهوم جنسیت==
== تاریخچه و تعریف جنسیت ==
در نیمهٔ دوم قرن بیستم میلادی، گسترش مطالعات [[انسان­‌شناسی|انسان‌شناختی]] و افزایش آگاهی دربارهٔ تفاوت رفتارهای وابسته به جنس در قومیت‌ها و ملل گوناگون، سرآغاز تردید در جهان‌شمول بودن [[زنانگی]] و [[مردانگی]]، با استناد به وضعیت ثابت زیست‌شناسی، شد.<ref>. رید، فمنیسم و مردمشناسی؛ زن در تحلیلها و دیدگاه‌های انسانشناختی، 1387ش، ص145.</ref>


در نیمۀ دوم قرن بیستم میلادی، گسترش مطالعات انسان­‌شناختی و افزایش آگاهی دربارۀ تفاوت رفتارهای وابسته به جنس در قومیت­‌ها و ملل گوناگون، سرآغاز تردید در جهان‌شمول بودن زنانگی و مردانگی (با استناد به وضعیت ثابت زیست‌­شناسی) شد.<ref>. رید، فمنیسم و مردم­شناسی؛ زن در تحلیل­ها و دیدگاه­های انسان­شناختی، 1387ش، ص145.</ref>  
جنسیت به‌عنوان مفهومی اجتماعی، فرهنگی و برساختی، در مقابل دیدگاه طبیعی جنس‌محور (Sex-oriented) ظهور یافت و زمینه‌ساز حوزه جدیدی با عنوان [[جامعه‌شناسی بدن]] شد. جنسیت در این دیدگاه، مجموعه رفتارها، تکالیف و حقوق را انتسابات توافقی و تاریخی می‌شناسد. توافقی یا برساختی بودن این انتسابات به آن معنا است که جنس شخص، پیوند ذاتی و همیشگی با رفتارهای مورد انتظار از او ندارد؛ بلکه حاصل انتخاب شخص یا تحمیل ساختارهای اجتماعی بر او است.<ref>. رفعت‌جاه، هویت و امر زنانه، 1384ش، ص5.</ref>


جنسیت به‌عنوان مفهومی اجتماعی، فرهنگی و برساختی در مقابل دیدگاه طبیعی جنس­‌محور (Sex-oriented) ظهور یافت. جنسیت در این دیدگاه، مجموعه رفتارها، تکالیف و حقوق را انتسابات توافقی و تاریخی می‌شناسد. توافقی یا برساختی بودن این انتسابات به آن معنا است که جنس شخص، پیوند ذاتی و همیشگی با رفتارهای مورد انتظار از او ندارد؛ بلکه حاصل انتخاب شخص یا تحمیل ساختارهای اجتماعی بر او است.<ref>. رفعت­‌جاه، هویت و امر زنانه، 1384ش، ص5.</ref>  
برخی اشاره دارند که جنسیت، ساختاری اجتماعی است که افراد در آن مشغول تکرار و انجام تجویزات آن هستند.<ref>. Risman &amp; Davis, From sex roles to gender structure,2013, 734</ref> جنسیت در این دیدگاه، مناسباتی انجام‌شدنی است<ref>Gender is what we are doing not who we are.</ref> نه تعریف کسی که آن را اجرا می‌کند.<ref>. Zimmer, 1988, Tokenism and women in the workplace: The limits of gender-neutral theory</ref>


ریزمن و دیویس اشاره دارند که جنسیت، ساختاری اجتماعی است که افراد در آن مشغول تکرار و انجام تجویزات آن هستند.<ref>. Risman &amp; Davis, From sex roles to gender structure,2013, 734</ref> جنسیت در این دیدگاه، مناسباتی انجام‌شدنی است<ref>Gender is what we are doing not who we are.</ref> نه تعریف کسی که آن را اجرا می کند.<ref>. Zimmer, 1988, Tokenism and women in the workplace: The limits of gender-neutral theory</ref>  
== دیدگاه‌های نظری دربارهٔ جنسیت ==
=== رویکرد برساختی ===
نگاه برساخت‌محور<ref>. Constructed-oriented</ref> که میان [[فمینیسم|فمینیست‌ها]] مدافعانی چون [[سیمون دوبوار]] دارد و رویکرد تربیت‌محور یا فرهنگی<ref>. Nurture-oriented/ Cultural</ref> نیز نامیده می‌شود، اساس شکل‌گیری جنسیت را «تحول»<ref>Transformative.</ref> می‌داند و بر زمان‌مندی و موقعیت‌مندی تمرکز دارد. در این نگرش ارتباط وثیق و قطعی میان ذخیرهٔ ژنتیکی [[زن]] و نقش‌های همیشگی او وجود ندارد.<ref>. Goffman, 1977, The arrangement between the sexes, 301</ref>


==دیدگاه‌های نظر دربارۀ جنسیت==
مطالعات تاریخی و انسان‌شناختی، صورت‌های متنوعی از زنانگی را در فرهنگ‌های متعدد آشکار کرده است و بیانگر تأثیر ضرورت‌های اجتماعی‌فرهنگی است که بر حسب آنها زنانگی تعریف شده است. در چنین نگرشی طبیعت و ذات، کمترین تأثیر را در تعریف زنانگی و نقش‌های منتسب به آن دارد. علاوه بر آن دسترسی به تحصیلات، پیشرفت‌های تکنولوژیکی و اقتصادی، زنانگی وابسته به مردان را تغییر داده است.<ref>. هام و گمبل، فرهنگ نظریه‌های فمنیستی، 1389ش، ص290.</ref>


===رویکرد برساختی===
بر اساس رویکرد برساخت‌محور، در دوره‌های زمانی و متناسب با تحولات اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی، بازنگری در نقش‌های انتسابی به زنان ضروری است. از مهم‌ترین این موارد [[فرزندآوری]] و [[نقش مادری|مادری]] در [[خانواده­ هسته‌­ای|خانوادهٔ هسته‌ای]] است. در نگرش برساخت‌محور، به‌دنیا آوردن [[نوزاد]] ضرورتاً زن را به [[مادر]] تبدیل نمی‌کند، بلکه فرایند [[جامعه‌پذیری جنسیتی از دیدگاه سیمون دوبووار|جامعه‌پذیری]]، چینش نهادهای حاکم و سیاست‌های حمایتی یا بازدارنده است که اولویت زن را مادری، [[فرزندپروری]] و چشم‌پوشی از حضور در هر موقعیتی ازجمله عرصهٔ عمومی، تعیین کرده است. از این جهت است که این تکلیف طبیعی‌نما امروزه دچار چالش جدی است.<ref>. بوذرینژاد و اقبالی، «مناقشات نظری ابن‌سینا و گیدنز پیرامون الگوی خانواده»، 1398ش، ص219.</ref>


نگاه برساخت‌محور<ref>. Constructed-oriented</ref> به مفهوم جنسیت که رویکرد تربیت‌محور یا فرهنگی<ref>. Nurture-oriented/ Cultural</ref> نیز نامیده می‌شود، اساس شکل‌گیری جنسیت را «تحول»<ref>Transformative.</ref> می­‌داند و بر زمان‌مندی و موقعیت‌­مندی تمرکز دارد. در این نگرش ارتباط وثیق و قطعی میان ذخیرۀ ژنتیکی زن و نقش­‌های همیشگی او وجود ندارد.<ref>. Goffman, 1977, The arrangement between the sexes, 301</ref>  
از منظر این رویکرد تحول‌محور، آنچه به زن منتسب است قابلیت بازنگری و تغییر متناسب با اقتضائات را دارد. در وضعیتی که فرایند مدرنیته در برخی جوامع مظاهر سنت را به حاشیه رانده است، لازم است خصوصیات جنسیتی زنانه نیز متناسب با آن تغییر کند. [[تحصیل دختران|تحصیل]]، [[اشتغال زن|اشتغال]]، تشویق به [[استقلال مالی زن|استقلال اقتصادی]]، جدایی مادری تمام‌وقت از فرزندآوری، تلاش جهت فراهم‌آوردن تسهیلات اجتماعی اشتغال چون [[مرخصی زایمان]] و [[مهد کودک|مهدهای کودک]] در پی این نگرش، پیشنهاد شده است و نقش و مظاهر زن و زنانگی را متحول ساخته است.<ref>. رودگر، فمنیسم، تاریخچه، نظریات، 1394ش، ص70.</ref>


مطالعات تاریخی و انسان‌شناختی، صورت‌های متنوعی از زنانگی را در فرهنگ‌های متعدد آشکار کرده است و بیانگر تاثیر ضرورت­‌های اجتماعی‌فرهنگی است که بر حسب آنها زنانگی تعریف شده ­است. در چنین نگرشی طبیعت و ذات، کمترین تاثیر را در تعریف زنانگی و نقش‌های منتسب به آن دارد. علاوه بر آن دسترسی به تحصیلات، پیشرفت­‌های تکنولوژیکی و اقتصادی، زنانگی وابسته به مردان را تغییر داده است.<ref>. هام و گمبل، فرهنگ نظریه­های فمنیستی، 1389ش، ص290.</ref>  
==== گسترش قلمرو جنسیت به مردانگی ====
نگرش برساختی به جنسیت، آن را از انصراف زنانه‌اش خارج کرده و دایرهٔ شمول و اثرگذاری (ساختار جنسیت) را شامل [[مرد]] نیز ساخته است. از منظر این نگرش، [[مردانگی]] نیز همچون زنانگی حامل و واجد انتسابات فرهنگی، زمان‌مند و موقعیتی است. همچنین مردانگی نیاز به بازنگری و پیرایش از خصوصیاتی دارد که از منظر این رویکرد حاصل تحمیل گفتمان‌های حاکم است؛ در حالی‌که لازم است امکان متناسب‌سازی آن با تحولات دوران جدید مدنظر باشد. از این منظر لازم است مردانگی‌ها در پاسخ یا به تناسب تحولات وابسته به زمان، برساخت و بازتعریف شود.<ref>.<sup>Connell, Masculinities, 2005:37</sup></ref>


بر اساس رویکرد برساخت‌محور، در دوره‌­های زمانی و متناسب با تحولات اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی، بازنگری در نقش‌­های انتسابی به زنان ضروری است. از مهم‌ترین این موارد تولیدمثل و مادری در خانوادۀ­ هسته‌­ای است. در نگرش برساخت‌­محور، به‌دنیا آوردن نوزاد ضرورتاً زن را به مادر تبدیل نمی‌­کند، بلکه فرایند جامعه‌پذیری، چینش نهادهای حاکم و سیاست­‌های حمایتی یا بازدارنده است که اولویت زن را مادری، فرزندپروری و چشم‌­پوشی از حضور در هر موقعیتی ازجمله عرصۀ عمومی، تعیین کرده است. از این جهت است که این تکلیف طبیعی‌نما امروزه دچار چالش جدی است.<ref>. بوذری­نژاد و اقبالی، «مناقشات نظری ابن‌سینا و گیدنز پیرامون الگوی خانواده»، 1398ش، ص219.</ref>  
تحت‌تأثیر مفهوم جنسیت، جنس مرد و مردانگی، که تا پیش از این معیار انسان‌بودن محسوب می‌شد، بازنگری و تحول در مردانگی و خصوصیات منتسب به آن نیز آغاز شده است.<ref>. <sup>Gardiner, Men, masculinities and feminist theory, 2005, 40</sup></ref>


از منظر این رویکرد تحول­‌محور، آن‌چه به زن منتسب است قابلیت بازنگری و تغییر متناسب با اقتضائات را دارد. در وضعیتی که فرایند مدرنیته برخی مظاهر سنت را به حاشیه رانده است، لازم است خصوصیات جنسیتی زنانه نیز متناسب با آن تغییر کند. تحصیل، اشتغال، تشویق به استقلال اقتصادی، جدایی مادری تمام‌وقت از فرزندآوری، تلاش جهت فراهم‌آوردن تسهیلات اجتماعی اشتغال چون مرخصی زایمان و مهدهای کودک در پی این نگرش، پیشنهاد شده است و نقش و مظاهر زن و زنانگی را متحول ساخته است.<ref>. رودگر، فمنیسم، تاریخچه، نظریات، 1394ش، ص70.</ref>  
==== گسترش قلمرو جنسیت به دگرباشان جنسی ====
نگرش برساختی'''،''' جنسیت و خصوصیات انتسابی به جنس افراد را گسترده‌تر کرده و آن را به گرایش‌های جنسی نیز مرتبط کرده است. پیامد چنین نگرشی ایجاد گروه [[دگرباش جنسی|دگرباشان جنسی]] و طیف LGBTQAI+ شامل [[اینترسکس]]، [[کوئیر]]، [[لزبین]]، [[کوئسشنینگ]]، [[ترنسجندر]] و [[همجنس‌گرایی]] است. به زغم این دیدگاه هر فرد اعم از زن و مرد می‌تواند در هر نقطه از این طیف قرار گرفته و آنها را از محدودیت تعلق به مذکر یا مؤنث بودن و گرایش به [[دوستی با جنس مخالف|جنس مخالف]] رها کند. این نگرش زنانگی و مردانگی را نیز از وضعیت بیولوژیک خارج کرده و آن را به ترجیح و انتخاب کنش‌گران وابسته کرده است.<ref>. تانگ، نقد و نظر: درآمدی جامع بر نظریه‌های فمینیستی، 1385ش، ص349.</ref>


====گسترش قلمرو جنسیت به مردانگی====
==== جنسیت و  سنت ====
در فضای سنت، مفهوم جنسیت به‌عنوان برساخت اجتماعی وجود ندارد. زنانگی و مردانگی با طبیعت بیولوژیک افراد گره خورده است. افراد در فرایند [[جامعه‌پذیری جنسیتی در خانواده|جامعه‌پذیری]] و بر اساس نسخهٔ از پیش موجود (سنت) در راستای نقش‌های از پیش تعریف‌شده تربیت می‌شوند و برای زندگی خانوادگی، به‌عنوان مهم‌ترین مسئولیت فردی و جمعی در قبال [[جامعه]] آماده می‌شوند.<ref>. عرب خراسانی، «فرایند شکلگیری معنا ی ازدواج و زندگی خانوادگی از منظر نسل میانه»، 1401ش، ص142.</ref>


نگرش برساختی به جنسیت، آن را از انصراف زنانه­‌اش خارج کرده و دایرۀ شمول و اثرگذاری (ساختار جنسیت) را شامل مرد نیز ساخته است. از منظر این نگرش، [[مردانگی]] نیز همچون زنانگی حامل و واجد انتسابات فرهنگی، زمان‌مند و موقعیتی است. همچنین مردانگی نیاز به بازنگری و پیرایش از خصوصیاتی دارد که از منظر این رویکرد حاصل تحمیل گفتمان‌­های حاکم است؛ در حالی‌که لازم است امکان متناسب‌سازی آن با تحولات دوران جدید مدنظر باشد. از این منظر لازم است مردانگی‌ها در پاسخ یا به تناسب تحولات وابسته به زمان، برساخت و بازتعریف شود.<ref>.<sup>Connell, Masculinities, 2005:37</sup></ref>  
=== رویکرد طبیعی ===
رویکرد طبیعی<ref><sup>Nature- Oriented</sup>'''.'''</ref> با باور عمیق به ارتباط وثیق و محکم میان جنس و انتظارات جنسیتی، از واژهٔ جنسیت به معنای انتظارات وابسته به جنس استفاده می‌کند. این رویکرد را ذات‌محور<ref>.<sup>Essence-oriented</sup></ref> یا نظم‌محور<ref>. <sup>Order-oriented</sup></ref> نیز می‌گویند. جنسیت در این رویکرد از معنای اصلی خود دور شده و در اشاره به صفات ریشه‌دار در جنس زیستی استفاده می‌شود. در این رویکرد از دلایل زیستی (ثابت) به جای شواهد فرهنگی و اجتماعی (متحول، زمان‌مند و مکان‌مند) برای اثبات ارتباط مستحکم میان جنس و جنسیت استفاده می‌شود. این رویه در ادامه موجب شد که در برگه‌ها و فرم‌ها از اصطلاح جنسیت به‌جای جنس استفاده شود.<ref>. <sup>Pilcher &amp; Whelehan, 50 key concepts in gender studies,2004, 57</sup></ref>


تحت­‌تأثیر مفهوم جنسیت، جنس مرد و مردانگی، که تا پیش از این معیار انسان بودن محسوب می‌­شد، بازنگری و تحول در مردانگی و خصوصیات منتسب به آن نیز آغاز شده ‌است.<ref>. <sup>Gardiner, Men, masculinities and feminist theory, 2005, 40</sup></ref>  
در نگرش طبیعت‌محور (ذات‌محور)، جنسیت مجموعه رفتارها و انتظارات اجتماعی گره‌خورده به زن معنا می‌شود که در جنس بیولوژیک او ریشه دارد. جنسیت در این نگرش، ارتباطی ذاتی میان ذخیرهٔ ژنتیکی فرد، رفتارها و نقش‌های اجتماعی‌فرهنگی او است. آنچه زنانگی را رقم می‌زند طبیعت زن است و خروج از این حوزه مخالفت با طبیعت است. بر این اساس جایگاه و موقعیت زن در جامعه معلول طبیعتی است که با آن به دنیا آمده است.<ref>.<sup>Biology is destiny</sup></ref>


====گسترش قلمرو جنسیت به دگرباشان جنسی====
پیروی از رفتارهای طبیعی زنانه، استقرار نظم اجتماعی در امور جامعه و منویات [[دین]] (در جوامع قائل به ادیان و غیرسکولار) را در پی دارد. در پی وجود این نظم است که جامعه ثبات می‌یابد و زنان (و مردان) در مسیر مورد انتظار طبیعت از آنان گام برمی‌دارند. نگرش ذات‌محور نوعی فرایند خطی و منظم از تبیین پدیده‌های اجتماعی را مد نظر دارد: طبیعی، ذاتی، ثابت، سخت‌تغییر، تکرارشونده و بی‌تاریخی، پایه‌های این رویکرد به جنسیت است.<ref>. سفیری و ایمانیان، جامعه‌شناسی جنسیت، 1388ش، ص18؛ گرت، جامعهشناسی جنسیت، 1380ش، ص15- 17.</ref>


نگرش برساختی'''،''' جنسیت و خصوصیات انتسابی به جنس افراد را گسترده‌تر کرده و آن را به گرایش‌­های جنسی نیز مرتبط کرده است. پیامد چنین نگرشی ایجاد گروه دگرباشان جنسی و طیف LGBTQAI+ است. هر فرد اعم از زن و مرد می­‌تواند در هر نقطه از این طیف قرار گرفته و آنها را از محدودیت تعلق به مذکر یا مونث بودن و گرایش به جنس مخالف رها کند. این نگرش زنانگی و مردانگی را نیز از وضعیت بیولوژیک خارج کرده و آن را به ترجیح و انتخاب کنش‌گران وابسته کرده است.<ref>. تانگ، نقد و نظر: درآمدی جامع بر نظریه‌های فمینیستی، 1385ش، ص349.</ref>  
=== رویکرد دینی به جنسیت ===
ادیان، نگرشی طبیعی و نظم‌محور به مفهوم جنسیت دارند؛ به‌ویژه از منظر [[اسلام|اسلامی]]، جنسیت در دیدگاه‌ها و آثار اندیشمندان مسلمان چون [[جنسیت در حکمت متعالیه|حکمت متعالیه]]، [[جنسیت در تفسیر نور|تفسیر نور]]، [[جنسیت در تفسیر نمونه|تفسیر نمونه]]، ابعاد متنوعی یافته است. در بحث تکالیف، تطبیق حداکثری جنس و نقش و انتظارات مرتبط با آن مورد تأکید قرار گرفته است. تفاوت مفهوم جنسیت در این رویکرد با رویکرد برساختی، ارتباط وثیق و ثابت میان وضعیت بیولوژیک فرد با تکالیف مورد انتظار از او است که بر اساس حکمت دینی توجیه می‌شود. اگر جنسیت بر برساختی، فرهنگی، زمان‌مندی و موقعیتی بودن تکالیف زنان و مردان اصرار دارد، نگرش دینی به همیشگی و ثبات آنها تأکید دارد. در این نگرش نیز نظم و مرز مشخصی میان زن-مرد و زنانگی-مردانگی وجود دارد و از پیروان ادیان انتظار می‌رود این تکالیف را انجام داده و از تخطی یا انحراف از آن اجتناب کنند.<ref>. زیبایینژاد، هویت و نقش‌های جنسیتی، 1388ش، ص84.</ref> البته در این دیدگاه تنها تکالیف و امور مبتنی بر تفاوت‌های اثبات‌شده زیستی و روانی، میان [[زن]] و [[مرد]] آن هم مبتنی بر [[عدالت جنسیتی]] متفاوت و ثابت است.


====ناسازگاری با سنت====
در نگرش دینی نظم‌محور دو رویکرد قابل تشخیص است؛ رویکرد اول که ریشه در پایگاه دینی دارد و از یافته‌های علوم زیستی استفاده می‌کند، بخش قابل توجهی از آنچه جنسیت خوانده می‌شود را امری طبیعی و وابسته به صفات خاصی می‌داند که در جنس افراد تعبیه شده است. در این نگاه زن و مرد به‌جهت صفات وابسته به [[جنس]]، [[هویت]] ثابت و متفاوت با یکدیگر داشته و جایگاه اجتماعی متمایزی نیز به آنها تعلق خواهد گرفت. در چنین رویکردی زن و مرد علاوه بر خصوصیات زیستی، با کیفیات غیر زیستی (روحی) متفاوتی از یکدیگر آفریده شده‌اند که وظایف و حدود فعالیت اجتماعی ویژه‌ای را برای آنان رقم می‌زند.<ref>. زیبایینژاد، هویت و نقش‌های جنسیتی، 1388ش، ص84.</ref>


در فضای سنت، مفهوم جنسیت به‌عنوان برساخت اجتماعی وجود ندارد. زنانگی و مردانگی با طبیعت بیولوژیک افراد گره‌ خورده است. افراد در فرایند جامعه‌­پذیری و بر اساس نسخۀ از پیش موجود (سنت) در راستای نقش‌­های از پیش تعریف‌شده تربیت می‌شوند و برای زندگی خانوادگی، به‌عنوان مهم‌ترین مسئولیت فردی و جمعی در قبال جامعه آماده می‌شوند.<ref>.عرب خراسانی، «فرایند شکل­گیری معنا ی ازدواج و زندگی خانوادگی از منظر نسل میانه»، 1401ش، ص142.</ref>
در این نگاه می‌توان از هست‌ها، بایدها را استخراج کرد<ref>. مصباح یزدی، نگاهی گذرا به حقوق بشر در اسلام، 1388ش، ص203. <span class="mark"></ref> و از خلقت زیست هدفمند مؤنث و مذکر، قوانین، حقوق و تکالیف متفاوتی را استخراج و فهم کرد.<ref>. زیبایی‌نژاد، هویت و نقش‌های جنسیتی، 1388ش، ص108.</ref>


===رویکرد طبیعی===
==== جنسیت از دیدگاه متفکران مسلمان ====
جنسیت از دیدگاه [[جنسیت از دیدگاه علامه طباطبایی|علامه طباطبایی]]، و شاگردان او چون [[جنسیت از دیدگاه محمدتقی مصباح یزدی|مصباح یزدی]]، [[جنسیت از دیدگاه مرتضی مطهری|مطهری]] و [[جنسیت از دیدگاه عبدالله جوادی آملی|جوادی آملی]] مبتنی بر تفکیک شباهت‌ها و تفاوت‌های زنان و مردان به دو دسته طبیعی و اجتماعی، قابل طرح است. بحث [[جنسیت و عقل]] و تأثیر انوثت در [[عقل ابزاری]] از جمله مباحث مرتبط با این مبنا است.


رویکرد طبیعی<ref><sup>Nature- Oriented</sup>'''.'''</ref> با باور عمیق به ارتباط وثیق و محکم میان جنس و انتظارات جنسیتی، از واژۀ جنسیت به معنای انتظارات وابسته به جنس استفاده می‌کند. این رویکرد را ذات‌محور<ref>.<sup>Essence-oriented</sup></ref> یا نظم‌محور<ref>. <sup>Order-oriented</sup></ref> نیز می‌گویند. جنسیت در این رویکرد از معنای اصلی خود دور شده و در اشاره به صفات ریشه­‌دار در جنس زیستی استفاده می‌­شود. در این رویکرد از دلایل زیستی (ثابت) به جای شواهد فرهنگی و اجتماعی (متحول، زمان‌مند و مکان‌مند) برای اثبات ارتباط مستحکم میان جنس و جنسیت استفاده می­‌شود. این رویه در ادامه موجب شد که در برگه­‌ها و فرم‌­ها از اصطلاح جنسیت به‌جای جنس استفاده شود.<ref>. <sup>Pilcher &amp; Whelehan, 50 key concepts in gender studies,2004, 57</sup></ref>
==== جنسیت در رویکرد دین‌مداران روشنفکر ====
برخی افراد با نگاه دینی و طبیعی به جنسیت، بر این نظرند که برجسته‌شدن برخی صفات زیستی در زن و مرد تنها می‌تواند نتیجه فرایندی تاریخی باشد. به‌عنوان مثال مشهور شدن مرد به فردی عاقل و زن به فردی [[احساس|احساساتی]] می‌تواند تنها نتیجهٔ فرایندی باشد که زن را از [[مهارت تصمیم‌گیری|تصمیم‌گیری‌های]] جدی و نیازمند تعقل دور نگه دارد و مرد را در این فرایند ماهر و ورزیده کرده است. بر این اساس تصور ذاتی بودن قدرت تعقل بیشتر مردان و احساسات بیشتر زنان، نادرست و تمامی مناسبات وابسته به آن نیز محل تردید خواهد بود؛ لذا لازم است در خصوص دامنهٔ اختیارات، امتیازات و محدودیت‌های وابسته به این صفات، در شرایط تاریخی و اجتماعی جدید بازبینی و بازنگری صورت گیرد.<ref>. ملکیان، «زن، مرد، کدام تصویر»، 1379ش، ص34؛ سروش، «قبض و بسط حقوق زنان»، 1378ش، ص32؛ مجتهد شبستری، «زنان، کتاب و سنت»، 1378ش، ص19-22؛ باقی، «مسئله زنان: کدام مسئله»، 1378ش، ص23-24؛ محمدی، «جنسیت خط قرمز روشنفکران دینی»، 1378ش، ص41.</ref> در این رویکرد از هست‌ها (صفات طبیعی)، بایدها استنباط و استخراج نخواهد شد.<ref>. سروش، «قبض و بسط حقوق زنان»، 1378ش، ص35-37.</ref>


در نگرش طبیعت‌محور (ذات­‌محور)، جنسیت مجموعه رفتارها و انتظارات اجتماعی گره‌خورده به زن معنا می‌­شود که در جنس بیولوژیک او ریشه دارد. جنسیت در این نگرش، ارتباطی ذاتی میان ذخیرۀ ژنتیکی فرد، رفتارها و نقش­‌های اجتماعی‌فرهنگی او است. آنچه زنانگی را رقم می‌­زند طبیعت زن است و خروج از این حوزه مخالفت با طبیعت است. بر این اساس جایگاه و موقعیت زن در جامعه معلول طبیعتی است که با آن به دنیا آمده ­است.<ref>.<sup>Biology is destiny</sup></ref>  
=== رویکرد تعاملی ===
در طیف رویکردهای نظری به جنسیت که نگرش طبیعی و نگرش برساختی، دو سر آن را تشکیل داده‌اند، نگرش جدیدی، در پی تلفیق جنبه‌های اساسی رویکرد طبیعی و برساختی است. بر اساس این نگرش خصوصیات انتسابی به زن و مرد ریشه در خصوصیات طبیعی (بیولوژیک) دارد، اما مواجههٔ فرهنگ، اجتماع و تاریخ با آنها، صورت‌های متنوعی از [[زنانگی]] و [[مردانگی]] را ایجاد کرده است. بر اساس این دیدگاه آنچه اصالت دارد برخی خصوصیات زیستی مشخص، متفاوت و آشکار چون میزان متفاوت هورمون‌ها یا توان [[فرزندآوری]] میان زن و مرد است و آنچه محل تأمل و بازنگری است، نحوهٔ مواجهه و تعامل فرهنگ‌های مختلف با این خصوصیات است. افزایش دانش، گسترده‌شدن رویکردهای مطالعاتی [[جنس]] و جنسیت، تردید در قطعیت خصوصیاتی که به‌عنوان صفات و خصوصیات وابسته به جنس فرض می‌شوند، ورود زنان و مردان به حوزه‌های اختصاصی یکدیگر و انجام باکفایت تکالیف اختصاصی جنس دیگر (به‌جز [[بارداری]] و [[زایمان]])، امکان این بازنگری را فراهم کرده است. از آن جمله می‌توان به [[مادری]] به‌عنوان نقطه ثقل وابسته‌کردن، تکلیف و توصیه زنان به خانه‌ماندن ([[خانه‌داری و کدبانویی در اندیشه آیت‌الله خامنه‌ای|خانه‌داری]]) و فرزندان ([[نقش مادری|مادری]]) اشاره کرد. مطالعات تاریخیِ [[مادرانگی]]، این وابستگی را امری متأخر و ناشی از پدیداری [[خانواده هسته­‌ای|خانوادهٔ هسته‌ای]] می‌داند، در حالی‌که پیش از آن مادری نه مسئولیت زنان بلکه مسئولیت جمعی [[خانواده­ گسترده]] بوده است.<ref>. مورداک، ژرفای زن بودن، 1393ش، ص17.</ref> همچنین تجربیات جدید مردان از امر [[فرزندپروری]] بیانگر آن است که توانش [[والدگری]] در مردان نیز وجود دارد و تنها لازم است فرصت و مهارت لازم به آنان آموزش داده شود؛ چنانچه زنان نیز به هر دوی فرصت و مهارت نیاز دارند.<ref>. Biblarz &amp; Stacey, 2010, How Does the Gender of Parents Matter,2010, 17</ref>


پیروی از رفتارهای طبیعی زنانه، استقرار نظم اجتماعی در امور جامعه و منویات دین (در جوامع قائل به ادیان و غیرسکولار) را در پی دارد. در پی وجود این نظم است که جامعه ثبات می‌یابد و زنان (و مردان) در مسیر مورد انتظار طبیعت از آنان گام بر می‌­دارند. نگرش ذات­‌محور نوعی فرایند خطی و منظم از تبیین پدیده‌های اجتماعی را مد نظر دارد: طبیعی، ذاتی، ثابت، سخت‌تغییر، تکرارشونده و بی‌­تاریخی، پایه­‌های این رویکرد به جنسیت است.<ref>. سفيري و ايمانيان، جامعه‌شناسي جنسيت، 1388ش، ص18؛ گرت، جامعه­شناسی جنسیت، 1380ش، ص15- 17.</ref>
== پانویس ==
 
====رویکرد دینی به جنسیت====
 
ادیان، نگرشی طبیعی و نظم‌محور به مفهوم جنسیت دارند. جنسیت در مفهوم دینی اصالتاً وجود ندارد بلکه تطبیق حداکثری جنس و نقش و انتظارات مرتبط با آن را مد نظر دارد. تفاوت مفهوم جنسیت در این رویکرد با رویکرد برساختی، ارتباط وثیق و ثابت میان وضعیت بیولوژیک فرد با تکالیف مورد انتظار از او است که بر اساس حکمت دینی توجیه می‌­شود. اگر جنسیت بر برساختی، فرهنگی، زمان‌مندی و موقعیتی بودن تکالیف زنان و مردان اصرار دارد، نگرش دینی به همیشگی و ثبات آنها تاکید دارد. در این نگرش نیز نظم و مرز مشخصی میان زن-مرد و زنانگی-مردانگی وجود دارد و از پیروان ادیان انتظار می­رود این تکالیف را انجام داده و از تخطی یا انحراف از آن اجتناب کنند.<ref>. زیبایی­نژاد، هویت و نقش‌های جنسیتی، 1388ش، ص84.</ref>
 
در نگرش دینی نظم‌­محور دو رویکرد قابل تشخیص است؛ رویکرد اول که ریشه در پایگاه دینی دارد و از یافته­‌های علوم زیستی استفاده می‌­کند، بخش قابل توجهی از آنچه جنسیت خوانده می­‌شود را امری طبیعی و وابسته به صفات خاصی می‌­داند که در جنس افراد تعبیه شده ­است. در این نگاه زن و مرد به‌جهت صفات وابسته به جنس، هویت‌ ثابت و متفاوت با یکدیگر داشته و جایگاه اجتماعی متمایزی نیز به آنها تعلق خواهد گرفت. در چنین رویکردی زن و مرد علاوه بر خصوصیات زیستی، با کیفیات غیر زیستی (روحی) متفاوتی از یکدیگر آفریده ‌شده‌اند که وظایف و حدود فعالیت اجتماعی ویژه­ای را برای آنان رقم می‌زند.<ref>. زیبایی­نژاد، هویت و نقش‌های جنسیتی، 1388ش، ص84.</ref>
 
در این نگاه می‌­توان از هست‌­ها، بایدها را استخراج کرد<ref>.مصباح یزدی، نگاهی گذرا به حقوق بشر در اسلام، 1388ش،ص203. <span class="mark"></ref> و از خلقت زیست هدفمند مونث و مذکر، قوانین، حقوق و تکالیف متفاوتی را استخراج و فهم کرد.<ref>. زیبایی‌نژاد، هویت و نقش‌های جنسیتی، 1388ش، ص108.</ref>
 
====جنسیت در رویکرد روشنفکران دینی====
 
برخی افراد با نگاه دینی و طبیعی به جنسیت، بر این نظرند که برجسته شدن برخی صفات زیستی در زن و مرد تنها می‌تواند نتیجه فرایندی تاریخی باشد. به‌عنوان مثال مشهور شدن مرد به فردی [[جنسیت و عقل|عاقل]] و زن به فردی احساساتی می‌تواند تنها نتیجۀ فرایندی باشد که زن را از تصمیم‌­گیری­‌های جدی و نیازمند تعقل دور نگه داشته و مرد را در این فرایند ماهر و ورزیده کرده است.
 
بر این اساس تصور ذاتی بودن قدرت تعقل بیشتر مردان و احساسات بیشتر زنان، نادرست و تمامی مناسبات وابسته به آن نیز محل تردید خواهد بود. لذا لازم است در خصوص دامنۀ اختیارات، امتیازات و محدودیت‌های وابسته به این صفات، در شرایط تاریخی و اجتماعی جدید بازبینی و بازنگری صورت گیرد.<ref>. ملکیان، «زن، مرد، کدام تصویر»، 1379ش، ص34؛ سروش، «قبض و بسط حقوق زنان»، 1378ش، ص32؛ مجتهد شبستری، «زنان، کتاب و سنت»، 1378ش، ص19-22؛ باقی، «مساله زنان: کدام مساله»، 1378ش، ص23-24؛ محمدی، «جنسیت خط قرمز روشنفکران دینی»، 1378ش، ص41.</ref> در این رویکرد از هست­‌ها (صفات طبیعی)، بایدها استنباط و استخراج نخواهد شد.<ref>. سروش, «قبض و بسط حقوق زنان»، 1378ش، ص35-37.</ref>
 
===رویکرد تعاملی===
 
در طیف رویکردهای نظری به جنسیت که نگرش طبیعی و نگرش برساختی، دو سر آن را تشکیل داده‌اند، نگرش جدیدی، در پی تلفیق جنبه­‌های اساسی رویکرد طبیعی و برساختی است. بر اساس این نگرش خصوصیات انتسابی به زن و مرد ریشه در خصوصیات طبیعی (بیولوژیک) دارد، اما مواجهۀ فرهنگ، اجتماع و تاریخ با آنها، صورت‌­های متنوع از زنانگی و [[مردانگی]] را ایجاد کرده است.
 
بر اساس این دیدگاه آنچه اصالت دارد برخی خصوصیات زیستی مشخص، متفاوت و آشکار چون میزان متفاوت هورمون‌­ها یا توان فرزندآوری میان زن و مرد است و آنچه محل تأمل و بازنگری است، نحوۀ مواجهه و تعامل فرهنگ‌های مختلف با این خصوصیات است.
 
افزایش دانش، گسترده‌شدن رویکرد‌های مطالعاتی جنس و جنسیت، تردید در قطعیت خصوصیاتی که به‌عنوان صفات و خصوصیات وابسته به جنس فرض می‌­شوند، ورود زنان و مردان به حوزه‌­های اختصاصی یکدیگر و انجام باکفایت تکالیف اختصاصی جنس­ دیگر (به‌جز بارداری و زایمان)، امکان این بازنگری را فراهم کرده است. از آن جمله می‌­توان به مادری به‌عنوان نقطه ثقل وابسته‌کردن، تکلیف و توصیه­ زنان به خانه‌ماندن (خانه‌داری) و فرزندان (مادری) اشاره کرد.
 
مطالعات تاریخیِ مادرانگی، این وابستگی را امری متأخر و ناشی از تولد خانوادۀ هسته­‌ای می­‌دانند، در حالی‌که پیش از آن مادری نه مسئولیت زنان بلکه مسئولیت جمعی خانواده­ گسترده بوده است.<ref>. مورداک، ژرفای زن بودن، 1393ش، ص17.</ref> همچنین تجربیات جدید مردان از امر فرزندپروری بیانگر آن است که توانش والدگری در مردان نیز وجود دارد و تنها لازم است فرصت و مهارت لازم به آنان آموزش داده شود؛ چنانچه زنان نیز به هر دوی فرصت و مهارت نیاز دارند.<ref>. Biblarz &amp; Stacey, 2010, How Does the Gender of Parents Matter,2010, 17</ref>
 
==پانویس==  
{{پانویس}}
{{پانویس}}


=منابع=
=منابع=
*
{{آغاز منابع}}
*باقی، عمادالدین، «مساله زنان: کدام مساله؟»، مجله زنان، شماره 57، 1378ش.
* باقی، عمادالدین، «مسئله زنان: کدام مسئله؟»، مجله زنان، شماره ۵۷، ۱۳۷۸ش.
*
* بوذری‌نژاد، یحیی و اقبالی، ابوالفضل، «مناقشات نظری ابن‌سینا و گیدنز پیرامون الگوی خانواده»، دوفصلنامه علمی حکمت سینوی، شماره ۶۱، ۱۳۹۸ش.
*بوذری­‌نژاد، یحیی و اقبالی، ابوالفضل، «مناقشات نظری ابن‌سینا و گیدنز پیرامون الگوی خانواده»، دوفصلنامه علمی حکمت سینوی، شماره 61، 1398ش.
* تانگ، رزمری، نقد و نظر: درآمدی جامع بر نظریه‌های فمینیستی، ترجمه: منیژه نجم‌عراقی، تهران، نی، ۱۳۸۵ش.
*
* رفعت‌جاه، مریم، هویت و امر زنانه، تهران، جهاد دانشگاهی دانشگاه تهران، ۱۳۸۴ش.
*تانگ، رزمری، نقد و نظر: درآمدی جامع بر نظریه‌های فمینیستی، ترجمه: منیژه نجم­عراقی، تهران، نی، 1385ش.
* رودگر، نرجس، فمنیسم، تاریخچه، نظریات، گرایش‌ها و نقد، قم، مرکز تحقیقات زن و خانواده، ۱۳۹۴ش.
*
* رید، اولین، فمنیسم و مردم‌شناسی؛ زن در تحلیل‌ها و دیدگاه‌های انسان‌شناختی، ترجمه افشنگ مقصودی، تهران، گلآذین، ۱۳۷۸ش.
*رفعت‌­جاه، مریم، هویت و امر زنانه، تهران، جهاد دانشگاهی دانشگاه تهران، 1384ش.
* زیبایی‌نژاد، محمدرضا، هویت و نقشهای جنسیتی، مرکز امور زنان و خانواده ریاست جمهوری، ۱۳۸۸ش.
*
* سروش، عبدالکریم، «قبض و بسط حقوق زنان»، مجله زنان، شماره ۵، ۱۳۷۸ش.
*رودگر، نرجس، فمنیسم، تاریخچه، نظریات، گرایش‌ها و نقد، قم، مرکز تحقیقات زن و خانواده، 1394ش.
* سفیری، خدیجه و ایمانیان، سارا، جامعه‌شناسی جنسیت، تهران، جامعهشناسان، ۱۳۸۸ش.
*
* عرب خراسانی، سمیه، «فرایند شکل‌گیری معنای ازدواج و زندگی خانوادگی از منظر نسل میانه»، مطالعات زن و خانواده، شماره ۲۶، ۱۴۰۱ش.
*رید، اولین، فمنیسم و مردم‌­شناسی؛ زن در تحلیل‌­ها و دیدگاه­های انسان‌­شناختی، ترجمه افشنگ مقصودی، تهران، گل­آذین، 1378ش.
* گرت، استفانی، جامعه‌شناسی جنسیت، ترجمة کتایون بقایی، تهران، دیگر، ۱۳۸۰ش.
*
* مجتهد شبستری، محمد، «زنان، کتاب و سنت»، مجله زنان، شماره ۵۷، ۱۳۷۸ش.
*زیبایی‌­نژاد، محمدرضا، هویت و نقش­های جنسیتی، مرکز امور زنان و خانواده ریاست جمهوری، 1388ش.
* محمدی، مجید، «جنسیت خط قرمز روشنفکران دینی»، مجله زنان، شماره ۵۸، ۱۳۷۸ش.
*
* مصباح یزدی، محمدتقی، نگاهی گذرا به حقوق بشر در اسلام، قم، مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، ۱۳۸۸ش.
*سروش، عبدالکریم، «قبض و بسط حقوق زنان»، مجله زنان، شماره 5، 1378ش.
* ملکیان، مصطفی، «زن، مرد، کدام تصویر»، مجله زنان، شماره ۶۴، ۱۳۷۹ش.
*
* مورداک، مورین، ژرفای زن بودن، ترجمه سیمین موحد، تهران، بنیاد فرهنگ زندگی، ۱۳۹۳ش.
*سفيري، خديجه و ايمانيان، سارا، جامعه‌شناسي جنسيت، تهران، جامعه­شناسان، 1388ش.
* هام، مگی و گمبل، سارا، فرهنگ نظریه‌های فمینیستی، ترجمه فیروزه مهاجر، فرخ قرهداغی و نوشین احمدی خراسانی، تهران، توسعه، ۱۳۸۴ش.
*
* Biblarz, Timothy J. &amp; Stacey, Judith. , How Does the Gender of Parents Matter? Journal of Marriage and Family, Vol. 72, 2010.
*عرب خراسانی، سمیه، «فرایند شکل‌­گیری معنای ازدواج و زندگی خانوادگی از منظر نسل میانه»، مطالعات زن و خانواده، شماره 26، 1401ش.
* Connell, R.W. , Masculinities, Polity Press, 2005.
*
* Gardiner, Judith Kegan Men, masculinities and feminist theory. In Handbook of studies on men &amp; masculinities, Kimmel, Michael; Hean, Jeff &amp; Connell, R.W, Sage Publication, 2005.
*گرت، استفانی، جامعه‌شناسی جنسیت، ترجمة کتایون بقایی، تهران، دیگر، 1380ش.
* Goffman, Erving, The Arrangement between the Sexes, Theory and Society, Vol. 4(3), 1977.
*
* Pilcher, Jan &amp; Whelehan, Imelda, 50 key concepts in gender studies, Sage publication, 2004.
*مجتهد شبستری، محمد، «زنان،کتاب و سنت»، مجله زنان، شماره 57، 1378ش.
* Risman, Barbara J. &amp; Davis, Georgian, ''From sex roles to gender structure''. Current Sociology Review, 2013.
*
* Risman, Barbara J. , ''Gender as social structure''. In Hand book of Sociology of gender, Second edition Barbara J. Risman, Carissa M. Froyum William J. Scarborough, Springer, 2018.
*محمدی، مجید، «جنسیت خط قرمز روشنفکران دینی»، مجله زنان، شماره 58، 1378ش.
* Zimmer, L. , ''Tokenism and women in the workplace: The limits of gender-neutral theory''. Social Problems. Vol, 1988.
*
{{پایان منابع}}
*مصباح یزدی، محمدتقی، نگاهی گذرا به حقوق بشر در اسلام، قم، مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، 1388ش.
 
*
{{جنسیت-افقی}}
*ملکیان، مصطفی، «زن، مرد، کدام تصویر»، مجله زنان، شماره 64، 1379ش.
*
*مورداک، مورین، ژرفای زن بودن، ترجمه سیمین موحد، تهران، بنیاد فرهنگ زندگی، 1393ش.
*
*هام، مگی و گمبل، سارا، فرهنگ نظریه­‌های فمینیستی، ترجمه فیروزه مهاجر، فرخ قره­داغی و نوشین احمدی خراسانی، تهران، توسعه، 1384ش.
*
*Biblarz, Timothy J. &amp; Stacey, Judith., How Does the Gender of Parents Matter? Journal of Marriage and Family, Vol. 72, 2010.
*
*Connell, R.W., Masculinities, Polity Press, 2005.
*
*Gardiner, Judith Kegan Men, masculinities and feminist theory. In Handbook of studies on men &amp; masculinities, Kimmel, Michael; Hean, Jeff &amp; Connell, R.W, Sage Publication, 2005.
*
*Goffman, Erving, The Arrangement between the Sexes, Theory and Society, Vol. 4(3), 1977.
*
*Pilcher, Jan &amp; Whelehan, Imelda, 50 key concepts in gender studies, Sage publication, 2004.
*
*Risman, Barbara J. &amp; Davis, Georgian, ''From sex roles to gender structure''. Current Sociology Review, 2013.
*
*Risman, Barbara J., ''Gender as social structure''. In Hand book of Sociology of gender, Second edition Barbara J. Risman, Carissa M. Froyum William J. Scarborough, Springer, 2018.
*
*Zimmer, L., ''Tokenism and women in the workplace: The limits of gender-neutral theory''. Social Problems. Vol, 1988.


[[رده: ویکی‌جنسیت]]
[[رده:جنسیت]]
[[رده:مطالعات زن و خانواده]]

نسخهٔ کنونی تا ۱۶ آبان ۱۴۰۴، ساعت ۱۲:۰۰


عنوان اصلیجنسیت
عنوان انگلیسیGender
شاخه علمیجامعه‌شناسی، انسان‌شناسی، مطالعات جنسیت
نوع مفهوممفهوم اجتماعی ـ فرهنگی
معنای اصطلاحیفاصلهٔ میان جنس زیستی و انتظارات فرهنگی منتسب به آن
حوزه کاربردمطالعات جنسیت، علوم اجتماعی، انسان‌شناسی، مطالعات زنان
گستره جغرافیاییجهانی
منشأ تاریخینیمه دوم قرن بیستم
مرتبط بازنانگی، مردانگی و جنس
اهمیتتمایز میان جنس زیستی و انتظارات اجتماعی ـ فرهنگی

جنسیت؛ تکالیف و رفتارهای مورد انتظار یا منتسب به زنانگی و مردانگی.

جنسیت (Gender) به‌معنای فاصلهٔ حداکثری میان جنس و انتظارات منتسب به آن است. اگر جنس به خصوصیات ثابت، طبیعی و همیشگی اطلاق می‌شود، جنسیت به خصوصیات فرهنگی، تربیتی، وابسته به شرایط و محیط زیست، تغییرپذیر و تاریخی مربوط است. گروه‌های حامی حقوق زنان واضع واژه و مفهوم جنسیت بوده‌اند؛ بنابراین تا زمان‌های اخیر، جنسیت انحصاری زنانه داشته است و مردان خارج از بررسی رابطه میان جنس طبیعی (تذکیر) و تکالیف مرتبط با آن (مردانگی) بوده‌اند.

تاریخچه و تعریف جنسیت

[ویرایش | ویرایش مبدأ]

در نیمهٔ دوم قرن بیستم میلادی، گسترش مطالعات انسان‌شناختی و افزایش آگاهی دربارهٔ تفاوت رفتارهای وابسته به جنس در قومیت‌ها و ملل گوناگون، سرآغاز تردید در جهان‌شمول بودن زنانگی و مردانگی، با استناد به وضعیت ثابت زیست‌شناسی، شد.[۱]

جنسیت به‌عنوان مفهومی اجتماعی، فرهنگی و برساختی، در مقابل دیدگاه طبیعی جنس‌محور (Sex-oriented) ظهور یافت و زمینه‌ساز حوزه جدیدی با عنوان جامعه‌شناسی بدن شد. جنسیت در این دیدگاه، مجموعه رفتارها، تکالیف و حقوق را انتسابات توافقی و تاریخی می‌شناسد. توافقی یا برساختی بودن این انتسابات به آن معنا است که جنس شخص، پیوند ذاتی و همیشگی با رفتارهای مورد انتظار از او ندارد؛ بلکه حاصل انتخاب شخص یا تحمیل ساختارهای اجتماعی بر او است.[۲]

برخی اشاره دارند که جنسیت، ساختاری اجتماعی است که افراد در آن مشغول تکرار و انجام تجویزات آن هستند.[۳] جنسیت در این دیدگاه، مناسباتی انجام‌شدنی است[۴] نه تعریف کسی که آن را اجرا می‌کند.[۵]

دیدگاه‌های نظری دربارهٔ جنسیت

[ویرایش | ویرایش مبدأ]

رویکرد برساختی

[ویرایش | ویرایش مبدأ]

نگاه برساخت‌محور[۶] که میان فمینیست‌ها مدافعانی چون سیمون دوبوار دارد و رویکرد تربیت‌محور یا فرهنگی[۷] نیز نامیده می‌شود، اساس شکل‌گیری جنسیت را «تحول»[۸] می‌داند و بر زمان‌مندی و موقعیت‌مندی تمرکز دارد. در این نگرش ارتباط وثیق و قطعی میان ذخیرهٔ ژنتیکی زن و نقش‌های همیشگی او وجود ندارد.[۹]

مطالعات تاریخی و انسان‌شناختی، صورت‌های متنوعی از زنانگی را در فرهنگ‌های متعدد آشکار کرده است و بیانگر تأثیر ضرورت‌های اجتماعی‌فرهنگی است که بر حسب آنها زنانگی تعریف شده است. در چنین نگرشی طبیعت و ذات، کمترین تأثیر را در تعریف زنانگی و نقش‌های منتسب به آن دارد. علاوه بر آن دسترسی به تحصیلات، پیشرفت‌های تکنولوژیکی و اقتصادی، زنانگی وابسته به مردان را تغییر داده است.[۱۰]

بر اساس رویکرد برساخت‌محور، در دوره‌های زمانی و متناسب با تحولات اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی، بازنگری در نقش‌های انتسابی به زنان ضروری است. از مهم‌ترین این موارد فرزندآوری و مادری در خانوادهٔ هسته‌ای است. در نگرش برساخت‌محور، به‌دنیا آوردن نوزاد ضرورتاً زن را به مادر تبدیل نمی‌کند، بلکه فرایند جامعه‌پذیری، چینش نهادهای حاکم و سیاست‌های حمایتی یا بازدارنده است که اولویت زن را مادری، فرزندپروری و چشم‌پوشی از حضور در هر موقعیتی ازجمله عرصهٔ عمومی، تعیین کرده است. از این جهت است که این تکلیف طبیعی‌نما امروزه دچار چالش جدی است.[۱۱]

از منظر این رویکرد تحول‌محور، آنچه به زن منتسب است قابلیت بازنگری و تغییر متناسب با اقتضائات را دارد. در وضعیتی که فرایند مدرنیته در برخی جوامع مظاهر سنت را به حاشیه رانده است، لازم است خصوصیات جنسیتی زنانه نیز متناسب با آن تغییر کند. تحصیل، اشتغال، تشویق به استقلال اقتصادی، جدایی مادری تمام‌وقت از فرزندآوری، تلاش جهت فراهم‌آوردن تسهیلات اجتماعی اشتغال چون مرخصی زایمان و مهدهای کودک در پی این نگرش، پیشنهاد شده است و نقش و مظاهر زن و زنانگی را متحول ساخته است.[۱۲]

گسترش قلمرو جنسیت به مردانگی

[ویرایش | ویرایش مبدأ]

نگرش برساختی به جنسیت، آن را از انصراف زنانه‌اش خارج کرده و دایرهٔ شمول و اثرگذاری (ساختار جنسیت) را شامل مرد نیز ساخته است. از منظر این نگرش، مردانگی نیز همچون زنانگی حامل و واجد انتسابات فرهنگی، زمان‌مند و موقعیتی است. همچنین مردانگی نیاز به بازنگری و پیرایش از خصوصیاتی دارد که از منظر این رویکرد حاصل تحمیل گفتمان‌های حاکم است؛ در حالی‌که لازم است امکان متناسب‌سازی آن با تحولات دوران جدید مدنظر باشد. از این منظر لازم است مردانگی‌ها در پاسخ یا به تناسب تحولات وابسته به زمان، برساخت و بازتعریف شود.[۱۳]

تحت‌تأثیر مفهوم جنسیت، جنس مرد و مردانگی، که تا پیش از این معیار انسان‌بودن محسوب می‌شد، بازنگری و تحول در مردانگی و خصوصیات منتسب به آن نیز آغاز شده است.[۱۴]

گسترش قلمرو جنسیت به دگرباشان جنسی

[ویرایش | ویرایش مبدأ]

نگرش برساختی، جنسیت و خصوصیات انتسابی به جنس افراد را گسترده‌تر کرده و آن را به گرایش‌های جنسی نیز مرتبط کرده است. پیامد چنین نگرشی ایجاد گروه دگرباشان جنسی و طیف LGBTQAI+ شامل اینترسکس، کوئیر، لزبین، کوئسشنینگ، ترنسجندر و همجنس‌گرایی است. به زغم این دیدگاه هر فرد اعم از زن و مرد می‌تواند در هر نقطه از این طیف قرار گرفته و آنها را از محدودیت تعلق به مذکر یا مؤنث بودن و گرایش به جنس مخالف رها کند. این نگرش زنانگی و مردانگی را نیز از وضعیت بیولوژیک خارج کرده و آن را به ترجیح و انتخاب کنش‌گران وابسته کرده است.[۱۵]

جنسیت و سنت

[ویرایش | ویرایش مبدأ]

در فضای سنت، مفهوم جنسیت به‌عنوان برساخت اجتماعی وجود ندارد. زنانگی و مردانگی با طبیعت بیولوژیک افراد گره خورده است. افراد در فرایند جامعه‌پذیری و بر اساس نسخهٔ از پیش موجود (سنت) در راستای نقش‌های از پیش تعریف‌شده تربیت می‌شوند و برای زندگی خانوادگی، به‌عنوان مهم‌ترین مسئولیت فردی و جمعی در قبال جامعه آماده می‌شوند.[۱۶]

رویکرد طبیعی

[ویرایش | ویرایش مبدأ]

رویکرد طبیعی[۱۷] با باور عمیق به ارتباط وثیق و محکم میان جنس و انتظارات جنسیتی، از واژهٔ جنسیت به معنای انتظارات وابسته به جنس استفاده می‌کند. این رویکرد را ذات‌محور[۱۸] یا نظم‌محور[۱۹] نیز می‌گویند. جنسیت در این رویکرد از معنای اصلی خود دور شده و در اشاره به صفات ریشه‌دار در جنس زیستی استفاده می‌شود. در این رویکرد از دلایل زیستی (ثابت) به جای شواهد فرهنگی و اجتماعی (متحول، زمان‌مند و مکان‌مند) برای اثبات ارتباط مستحکم میان جنس و جنسیت استفاده می‌شود. این رویه در ادامه موجب شد که در برگه‌ها و فرم‌ها از اصطلاح جنسیت به‌جای جنس استفاده شود.[۲۰]

در نگرش طبیعت‌محور (ذات‌محور)، جنسیت مجموعه رفتارها و انتظارات اجتماعی گره‌خورده به زن معنا می‌شود که در جنس بیولوژیک او ریشه دارد. جنسیت در این نگرش، ارتباطی ذاتی میان ذخیرهٔ ژنتیکی فرد، رفتارها و نقش‌های اجتماعی‌فرهنگی او است. آنچه زنانگی را رقم می‌زند طبیعت زن است و خروج از این حوزه مخالفت با طبیعت است. بر این اساس جایگاه و موقعیت زن در جامعه معلول طبیعتی است که با آن به دنیا آمده است.[۲۱]

پیروی از رفتارهای طبیعی زنانه، استقرار نظم اجتماعی در امور جامعه و منویات دین (در جوامع قائل به ادیان و غیرسکولار) را در پی دارد. در پی وجود این نظم است که جامعه ثبات می‌یابد و زنان (و مردان) در مسیر مورد انتظار طبیعت از آنان گام برمی‌دارند. نگرش ذات‌محور نوعی فرایند خطی و منظم از تبیین پدیده‌های اجتماعی را مد نظر دارد: طبیعی، ذاتی، ثابت، سخت‌تغییر، تکرارشونده و بی‌تاریخی، پایه‌های این رویکرد به جنسیت است.[۲۲]

رویکرد دینی به جنسیت

[ویرایش | ویرایش مبدأ]

ادیان، نگرشی طبیعی و نظم‌محور به مفهوم جنسیت دارند؛ به‌ویژه از منظر اسلامی، جنسیت در دیدگاه‌ها و آثار اندیشمندان مسلمان چون حکمت متعالیه، تفسیر نور، تفسیر نمونه، ابعاد متنوعی یافته است. در بحث تکالیف، تطبیق حداکثری جنس و نقش و انتظارات مرتبط با آن مورد تأکید قرار گرفته است. تفاوت مفهوم جنسیت در این رویکرد با رویکرد برساختی، ارتباط وثیق و ثابت میان وضعیت بیولوژیک فرد با تکالیف مورد انتظار از او است که بر اساس حکمت دینی توجیه می‌شود. اگر جنسیت بر برساختی، فرهنگی، زمان‌مندی و موقعیتی بودن تکالیف زنان و مردان اصرار دارد، نگرش دینی به همیشگی و ثبات آنها تأکید دارد. در این نگرش نیز نظم و مرز مشخصی میان زن-مرد و زنانگی-مردانگی وجود دارد و از پیروان ادیان انتظار می‌رود این تکالیف را انجام داده و از تخطی یا انحراف از آن اجتناب کنند.[۲۳] البته در این دیدگاه تنها تکالیف و امور مبتنی بر تفاوت‌های اثبات‌شده زیستی و روانی، میان زن و مرد آن هم مبتنی بر عدالت جنسیتی متفاوت و ثابت است.

در نگرش دینی نظم‌محور دو رویکرد قابل تشخیص است؛ رویکرد اول که ریشه در پایگاه دینی دارد و از یافته‌های علوم زیستی استفاده می‌کند، بخش قابل توجهی از آنچه جنسیت خوانده می‌شود را امری طبیعی و وابسته به صفات خاصی می‌داند که در جنس افراد تعبیه شده است. در این نگاه زن و مرد به‌جهت صفات وابسته به جنس، هویت ثابت و متفاوت با یکدیگر داشته و جایگاه اجتماعی متمایزی نیز به آنها تعلق خواهد گرفت. در چنین رویکردی زن و مرد علاوه بر خصوصیات زیستی، با کیفیات غیر زیستی (روحی) متفاوتی از یکدیگر آفریده شده‌اند که وظایف و حدود فعالیت اجتماعی ویژه‌ای را برای آنان رقم می‌زند.[۲۴]

در این نگاه می‌توان از هست‌ها، بایدها را استخراج کرد[۲۵] و از خلقت زیست هدفمند مؤنث و مذکر، قوانین، حقوق و تکالیف متفاوتی را استخراج و فهم کرد.[۲۶]

جنسیت از دیدگاه متفکران مسلمان

[ویرایش | ویرایش مبدأ]

جنسیت از دیدگاه علامه طباطبایی، و شاگردان او چون مصباح یزدی، مطهری و جوادی آملی مبتنی بر تفکیک شباهت‌ها و تفاوت‌های زنان و مردان به دو دسته طبیعی و اجتماعی، قابل طرح است. بحث جنسیت و عقل و تأثیر انوثت در عقل ابزاری از جمله مباحث مرتبط با این مبنا است.

جنسیت در رویکرد دین‌مداران روشنفکر

[ویرایش | ویرایش مبدأ]

برخی افراد با نگاه دینی و طبیعی به جنسیت، بر این نظرند که برجسته‌شدن برخی صفات زیستی در زن و مرد تنها می‌تواند نتیجه فرایندی تاریخی باشد. به‌عنوان مثال مشهور شدن مرد به فردی عاقل و زن به فردی احساساتی می‌تواند تنها نتیجهٔ فرایندی باشد که زن را از تصمیم‌گیری‌های جدی و نیازمند تعقل دور نگه دارد و مرد را در این فرایند ماهر و ورزیده کرده است. بر این اساس تصور ذاتی بودن قدرت تعقل بیشتر مردان و احساسات بیشتر زنان، نادرست و تمامی مناسبات وابسته به آن نیز محل تردید خواهد بود؛ لذا لازم است در خصوص دامنهٔ اختیارات، امتیازات و محدودیت‌های وابسته به این صفات، در شرایط تاریخی و اجتماعی جدید بازبینی و بازنگری صورت گیرد.[۲۷] در این رویکرد از هست‌ها (صفات طبیعی)، بایدها استنباط و استخراج نخواهد شد.[۲۸]

رویکرد تعاملی

[ویرایش | ویرایش مبدأ]

در طیف رویکردهای نظری به جنسیت که نگرش طبیعی و نگرش برساختی، دو سر آن را تشکیل داده‌اند، نگرش جدیدی، در پی تلفیق جنبه‌های اساسی رویکرد طبیعی و برساختی است. بر اساس این نگرش خصوصیات انتسابی به زن و مرد ریشه در خصوصیات طبیعی (بیولوژیک) دارد، اما مواجههٔ فرهنگ، اجتماع و تاریخ با آنها، صورت‌های متنوعی از زنانگی و مردانگی را ایجاد کرده است. بر اساس این دیدگاه آنچه اصالت دارد برخی خصوصیات زیستی مشخص، متفاوت و آشکار چون میزان متفاوت هورمون‌ها یا توان فرزندآوری میان زن و مرد است و آنچه محل تأمل و بازنگری است، نحوهٔ مواجهه و تعامل فرهنگ‌های مختلف با این خصوصیات است. افزایش دانش، گسترده‌شدن رویکردهای مطالعاتی جنس و جنسیت، تردید در قطعیت خصوصیاتی که به‌عنوان صفات و خصوصیات وابسته به جنس فرض می‌شوند، ورود زنان و مردان به حوزه‌های اختصاصی یکدیگر و انجام باکفایت تکالیف اختصاصی جنس دیگر (به‌جز بارداری و زایمان)، امکان این بازنگری را فراهم کرده است. از آن جمله می‌توان به مادری به‌عنوان نقطه ثقل وابسته‌کردن، تکلیف و توصیه زنان به خانه‌ماندن (خانه‌داری) و فرزندان (مادری) اشاره کرد. مطالعات تاریخیِ مادرانگی، این وابستگی را امری متأخر و ناشی از پدیداری خانوادهٔ هسته‌ای می‌داند، در حالی‌که پیش از آن مادری نه مسئولیت زنان بلکه مسئولیت جمعی خانواده­ گسترده بوده است.[۲۹] همچنین تجربیات جدید مردان از امر فرزندپروری بیانگر آن است که توانش والدگری در مردان نیز وجود دارد و تنها لازم است فرصت و مهارت لازم به آنان آموزش داده شود؛ چنانچه زنان نیز به هر دوی فرصت و مهارت نیاز دارند.[۳۰]

  1. . رید، فمنیسم و مردمشناسی؛ زن در تحلیلها و دیدگاه‌های انسانشناختی، 1387ش، ص145.
  2. . رفعت‌جاه، هویت و امر زنانه، 1384ش، ص5.
  3. . Risman & Davis, From sex roles to gender structure,2013, 734
  4. Gender is what we are doing not who we are.
  5. . Zimmer, 1988, Tokenism and women in the workplace: The limits of gender-neutral theory
  6. . Constructed-oriented
  7. . Nurture-oriented/ Cultural
  8. Transformative.
  9. . Goffman, 1977, The arrangement between the sexes, 301
  10. . هام و گمبل، فرهنگ نظریه‌های فمنیستی، 1389ش، ص290.
  11. . بوذرینژاد و اقبالی، «مناقشات نظری ابن‌سینا و گیدنز پیرامون الگوی خانواده»، 1398ش، ص219.
  12. . رودگر، فمنیسم، تاریخچه، نظریات، 1394ش، ص70.
  13. .Connell, Masculinities, 2005:37
  14. . Gardiner, Men, masculinities and feminist theory, 2005, 40
  15. . تانگ، نقد و نظر: درآمدی جامع بر نظریه‌های فمینیستی، 1385ش، ص349.
  16. . عرب خراسانی، «فرایند شکلگیری معنا ی ازدواج و زندگی خانوادگی از منظر نسل میانه»، 1401ش، ص142.
  17. Nature- Oriented.
  18. .Essence-oriented
  19. . Order-oriented
  20. . Pilcher & Whelehan, 50 key concepts in gender studies,2004, 57
  21. .Biology is destiny
  22. . سفیری و ایمانیان، جامعه‌شناسی جنسیت، 1388ش، ص18؛ گرت، جامعهشناسی جنسیت، 1380ش، ص15- 17.
  23. . زیبایینژاد، هویت و نقش‌های جنسیتی، 1388ش، ص84.
  24. . زیبایینژاد، هویت و نقش‌های جنسیتی، 1388ش، ص84.
  25. . مصباح یزدی، نگاهی گذرا به حقوق بشر در اسلام، 1388ش، ص203.
  26. . زیبایی‌نژاد، هویت و نقش‌های جنسیتی، 1388ش، ص108.
  27. . ملکیان، «زن، مرد، کدام تصویر»، 1379ش، ص34؛ سروش، «قبض و بسط حقوق زنان»، 1378ش، ص32؛ مجتهد شبستری، «زنان، کتاب و سنت»، 1378ش، ص19-22؛ باقی، «مسئله زنان: کدام مسئله»، 1378ش، ص23-24؛ محمدی، «جنسیت خط قرمز روشنفکران دینی»، 1378ش، ص41.
  28. . سروش، «قبض و بسط حقوق زنان»، 1378ش، ص35-37.
  29. . مورداک، ژرفای زن بودن، 1393ش، ص17.
  30. . Biblarz & Stacey, 2010, How Does the Gender of Parents Matter,2010, 17
  • باقی، عمادالدین، «مسئله زنان: کدام مسئله؟»، مجله زنان، شماره ۵۷، ۱۳۷۸ش.
  • بوذری‌نژاد، یحیی و اقبالی، ابوالفضل، «مناقشات نظری ابن‌سینا و گیدنز پیرامون الگوی خانواده»، دوفصلنامه علمی حکمت سینوی، شماره ۶۱، ۱۳۹۸ش.
  • تانگ، رزمری، نقد و نظر: درآمدی جامع بر نظریه‌های فمینیستی، ترجمه: منیژه نجم‌عراقی، تهران، نی، ۱۳۸۵ش.
  • رفعت‌جاه، مریم، هویت و امر زنانه، تهران، جهاد دانشگاهی دانشگاه تهران، ۱۳۸۴ش.
  • رودگر، نرجس، فمنیسم، تاریخچه، نظریات، گرایش‌ها و نقد، قم، مرکز تحقیقات زن و خانواده، ۱۳۹۴ش.
  • رید، اولین، فمنیسم و مردم‌شناسی؛ زن در تحلیل‌ها و دیدگاه‌های انسان‌شناختی، ترجمه افشنگ مقصودی، تهران، گلآذین، ۱۳۷۸ش.
  • زیبایی‌نژاد، محمدرضا، هویت و نقشهای جنسیتی، مرکز امور زنان و خانواده ریاست جمهوری، ۱۳۸۸ش.
  • سروش، عبدالکریم، «قبض و بسط حقوق زنان»، مجله زنان، شماره ۵، ۱۳۷۸ش.
  • سفیری، خدیجه و ایمانیان، سارا، جامعه‌شناسی جنسیت، تهران، جامعهشناسان، ۱۳۸۸ش.
  • عرب خراسانی، سمیه، «فرایند شکل‌گیری معنای ازدواج و زندگی خانوادگی از منظر نسل میانه»، مطالعات زن و خانواده، شماره ۲۶، ۱۴۰۱ش.
  • گرت، استفانی، جامعه‌شناسی جنسیت، ترجمة کتایون بقایی، تهران، دیگر، ۱۳۸۰ش.
  • مجتهد شبستری، محمد، «زنان، کتاب و سنت»، مجله زنان، شماره ۵۷، ۱۳۷۸ش.
  • محمدی، مجید، «جنسیت خط قرمز روشنفکران دینی»، مجله زنان، شماره ۵۸، ۱۳۷۸ش.
  • مصباح یزدی، محمدتقی، نگاهی گذرا به حقوق بشر در اسلام، قم، مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، ۱۳۸۸ش.
  • ملکیان، مصطفی، «زن، مرد، کدام تصویر»، مجله زنان، شماره ۶۴، ۱۳۷۹ش.
  • مورداک، مورین، ژرفای زن بودن، ترجمه سیمین موحد، تهران، بنیاد فرهنگ زندگی، ۱۳۹۳ش.
  • هام، مگی و گمبل، سارا، فرهنگ نظریه‌های فمینیستی، ترجمه فیروزه مهاجر، فرخ قرهداغی و نوشین احمدی خراسانی، تهران، توسعه، ۱۳۸۴ش.
  • Biblarz, Timothy J. & Stacey, Judith. , How Does the Gender of Parents Matter? Journal of Marriage and Family, Vol. 72, 2010.
  • Connell, R.W. , Masculinities, Polity Press, 2005.
  • Gardiner, Judith Kegan Men, masculinities and feminist theory. In Handbook of studies on men & masculinities, Kimmel, Michael; Hean, Jeff & Connell, R.W, Sage Publication, 2005.
  • Goffman, Erving, The Arrangement between the Sexes, Theory and Society, Vol. 4(3), 1977.
  • Pilcher, Jan & Whelehan, Imelda, 50 key concepts in gender studies, Sage publication, 2004.
  • Risman, Barbara J. & Davis, Georgian, From sex roles to gender structure. Current Sociology Review, 2013.
  • Risman, Barbara J. , Gender as social structure. In Hand book of Sociology of gender, Second edition Barbara J. Risman, Carissa M. Froyum William J. Scarborough, Springer, 2018.
  • Zimmer, L. , Tokenism and women in the workplace: The limits of gender-neutral theory. Social Problems. Vol, 1988.